مشكلات بررسي پايايي در آزمون هاي فرافكن  

مشكلات بررسي پايايي در آزمون هاي فرافكن

1.      عدم توانايي استفاده از روش هاي معمول كمي در تعيين شاخص پايايي به عنوان مثال استفاده از روش تنصيف به دليل اين كه قدرت معادل كردن محرك هاي فرافكن وجود ندارد امكان پذير نيست. به عنوان مثال در آزمون رورشاخ نمي توان دقيقا كارت ها را به دو قسمت تقسيم نمود. روش ديگر برآورد شاخص پايايي در معني ثبات زمان استفاده از روش هاي باز آزمايي است به دليل اين كه ماهيت آزمون هاي فرافكن ماهيت ديناميك دارد و تغييرات در نتايج آزمون نشان دهنده ي تغييرات واقعي است و به سازه ي اندازه گيري شده بر مي گردد و نه به خطا. وابسته به زمان است بنابراين مقدار اين پايايي نيز قابل استناد براي روش هاي فرافكن نيست

2.      در عمل نشان روش هاي مختلفي براي ارائه ي محرك ها در آزمون هاي فرافكن وجود دارد و بنابراين دستيابي به شاخص درستي از پايايي آزمون ممكن نيست.

3.      پاسخ به محرك ها دامنه ي بسيار وسيعي را در بر دارد و بنابراين استفاده از روش هاي مرسوم در تعيين مقدار براي پايايي امكان پذير نيست

4.      نمره گذاري آزمون هاي فرافكن چه بسا بعد از رشد يافتن خود آزمون گسترش يافته اند مانند آزمون فرافكن تي اي تي. نمره گذاري ها نسبي است و بنابراين نمره گذاري هاي نسبي موجب مقادير كم پايايي براي آزمون هاي فرافكن مي شود.

5.      دستورالعمل هاي مربوط به آزمون هاي فرافكن متنوع اند اين دستور العمل ها نتايج مختلف و اندازه هاي مختلفي را ارائه مي دهد كه قابل تامل است.

6.      نقش آزمونگر در جريان آزمون نتيجه اي غير قابل انكار در نتايج آزمون مي گذارد. اين موضوع به در بر گيرنده ي شيوه ي تعامل و نمره گذاري قضاوتي آزمونگر مي شود. بايد به خاطر داشت که ناپايايي نمره گذاري در ناپايايي آزمون تأثير مي گذارد.

7.       

بررسي پايايي آزمون هاي فرافكن

پايايي و فنون فرافکن

نمره هاي کمّي حاصل از آزمونهاي فرافکن چنانچه با روشهايي که توصيف شدند ارزيابي شوند، اغلب پايايي اندکي دارند. از آنجايي که پايايي يک اندازه يا شاخص، حد بالايي را بر سودمندي بالقوه يا اعتبار آن تحميل مي کند، پاياييهاي کم اغلب در بررسيهاي پژوهشي روي اين آزمونها مسئول اعتبارهاي پايين قلمداد مي شوند. از طرف ديگر، همچنين استدلال شده است که روشهاي معمول براي ارزيابي پايايي را نمي توان براي ابزارهاي فرافکن به کار برد. براي مثال، گفته مي شود که روش دونيمه سازي براي آزمون رورشاخ نامناسب است، زيرا غيرممکن است که بتوان اين ده کارت را به گونه اي تقسيم کرد که دو نيمه قابل مقايسه را به دست دهد. پايايي بازآزمايي را نيز نمي توان به کار برد، زيرا آزمون مجدد، در واقع، يک تجربه روان شناختي متفاوت از آزمون اوليه است و چون گفته مي شود که فنون فرافکن نسبت به تغييرات جزيي در آزمودني حساس هستند، در واقع، به نظر مي رسد که در برخي از آزمونهاي فرافکن فرض مي شود که اين ابزارها کاملاً پايا هستند و اينکه تغييرات مشاهده شده در پاسخهاي آزمون با گذشت زمان مؤيد تغييرات واقعي در فرد هستند. بسياري از ويژگيهايي که اين آزمونها با آنها سرو کار دارند، مانند خُلق يا سطح انرژي با گذشت زمان تغيير مي کنند و بدين وسيله استدلال محکمي را دال بر اين مفروضه به دست مي دهند. با وجود اين، هر گونه شناخت واقعي از مشکلات پايايي اندازه گيري بايد به اين نتيجه منجر شود که بسياري از اين تغييرات، اگرچه نه همه آنها، تابعي از پايايي فرعي اين ابزارهاست. 

مشکلات اندازه گيري در ناپايايي هر آزمون تأثير دارد، ولي بعضي از مشکلات به ويژه در خصوص ابزارهاي فرافکن ايجاد مي شود. به طور کلي، مواد محرک مورد استفاده در آزمونهاي فرافکن با توجه به اينکه طبقه هاي نمره گذاري مختلف به طور مناسبي بر اساس محرکها تنظيم شوند، انتخاب نمي شوند. براي مثال، متوسط تعداد پاسخهاي حرکت (M) براي افرا غيربيمار در آزمون رورشاخ با توجه به انحراف معيارحدود 2، برابر 4 و متوسط جزئيات نادر (Dd) تنها برابر يک است (اکسنر، 1990). در عمل حداکثر پايايي اين اندازه گيريها همان طوري که نشان دادن اعتبارهاي معنادار امري تقريباً غيرممکن است، پايين است.

غالباً همان طور که در مورد آزمون TAT صادق است، نظامهاي نمره گذاري تا چند سال بعد از اينکه مواد محرک انتخاب شده باشند، تنظيم نخواهند شد. در آزمون TAT، آزمايندگان حتي در اين مورد اختيار دارند که کدام محرک را سرانجام به کار ببرند. اين رشد اتفاقي طبقه هاي نمره گذاري در ميزان پاياييهاي کم، تأثير دارد. نمره هاي نسبي (و تفاوت آنها) همان گونه که در آزمون رورشاخ به کار مي روند، به ويژه نسبت به پاياييهاي کم، حساس هستند. هولتزمن(818) در تهيه HIT، به انتخاب کارتهايي توجه کرد که در کميتهاي نمره گذاري تأثير خاصي داشتند؛ در نتيجه، پاياييهاي اکثر طبقه هاي HIT مناسبتر هستند. 

مشکل ديگر شامل استاندارد بودن دستورالعملهاست. راهنماييهاي مربوط به اجراي اکثر زبانهاي فرافکن استاندارد نشده اند، به طوري که به آزماينده امکان دهند تا به طور معناداري بر پاسخهاي آزمودني اثر گذارند. حتي اگرچه در نظام کنوني اکسنر(1986)، آزمون رورشاخ بر کاربرد ابزارهاي استاندارد شده تأکيد مي کند، آزماينده مي تواند هنوز تفاوت قايل شود. براي مثال، گراس(819) (1959) آزمون رورشاخ را روي 30 بيمار اجرا کرد، و در خصوص 20 نفر از آنها با گفتن "بسيارخوب" يا تکان دادن سر پس از هر پاسخ محتواي انسان تقويت اجتماعي را براي آنها فراهم کرد. بيماراني که بدين ترتيب تقويت شدند، در مقايسه با 10 نفر ديگر به طور معناداري پاسخهاي محتواي انسان بيشتري را ارايه دادند. اهميت اين تفاوتهاي ظريف آزماينده که ممکن است او به آنها واقف نباشد، بايد براي خواننده روشن باشد.

حتي مشکل غامضتر اين است که به آزمودنيها اغلب اجازه داده مي شود که پاسخهاي مختلف چندي بدهند که طولهاي نابرابري دارند. احتمالاً اثر محتواي روان شناختي يک پاسخ يا مجموعه پاسخهاي طولاني در مقايسه با يک پاسخ کوتاه متفاوت است. پاسخهاي کوتاه در آزمون رورشاخ يا TAT، عمدتاً مواد رايج يا پيش پا افتاده را شامل مي شوند. پراکندگي در طول پاسخ همچنين انجام مقايسه هاي آماري را بي اندازه مشکل مي کند.

مشکل ديگر در نمره گذاري تجلي مي کند. در بعضي آزمونها مانند MMPI، نمره گذاري جنبه مکانيکي دارد؛ يعني، هيچ گونه قضاوت ذهني در خصوص طبقه يک پاسخ صورت نمي گيرد يا قضاوت ذهني اندکي مورد استفاده قرار مي گيرد. همين موضوع در مورد بعضي از طبقه هاي نمره گذاري آزمونهايي مانند رورشاخ صادق است. براي مثال، هنگامي که داده ها جمع آوري مي شوند، تعيين تعداد کل پاسخهاي ارايه شده شامل هيچ قضاوتي نيست و يا قضاوت ناچيزي را در بر مي گيرد. به همين ترتيب، اندازه گيري بلندي يک شکل نقاشي يا مساحت کل آن، يک روش نسبتاً مکانيکي است. ولي با اين حال، تعيين اکثر نمره هاي حاصل از آزمونهاي فرافکن شامل چندين قضاوت ذهني است، براي مثال، آيا اين پاسخ رورشاخ شامل رنگ يا حرکت انسان است؟ آيا اين داستان TAT نياز به پيشرفت يا مهرورزي را نشان داده و يا اينکه هر دو را نشان مي دهد؟ در خصوص آن دسته از آزمونهاي فرافکن که چند روش نمره گذاري مختلف ولي مشابه را در بر مي گيرند، مشکل حتي شديدتر است.

اگرچه سؤال مربوط به پايايي نمره گذار به طور ساده يک توافق بين داوران و درون داوران است، ولي بايد به خاطر داشت که ناپايايي نمره گذاري در ناپايايي آزمون تأثير مي گذارد. مورستاين(820) (1963، ص 146-144) جدول خلاصه اي از پاياييهاي نمره گذاران را در خصوص ويژگيهاي نمره گذاري شده از آزمون TAT ارايه کرده است. از 45 مطالعه اي که پايايي تحت لواي همبستگي در آنها گزارش شده بود، ميانه پايايي نمره گذاران 0/74 به دست آمد. با پاياييهايي از اين دست، مشکلات دستيابي به سطوح قابل قبول پايايي آزمون در واقع زياد هستند. با وجود اين، مي توان در اين زمينه به پاياييهاي بالاتري نيز دست يافت. در اين خصوص، هولت(821) (1978) داده هاي TAT حاصل از چند منبع را گزارش کرد که حاکي از پايايي بالاي نمره گذاران تا سقف 0/90 بودند. دستيابي به ضرايب پايايي بالا معمولاً شامل راهنماهاي مبسوطي است که طبقه ها را با دقت تعريف کند و مثالهاي نمره گذاري را ارايه دهد. از آنجايي که کاربرد چنين راهنماهايي نيازمند توجه زياد و تلاش وافر در تعميم دادن يک نمره واحد است، آنها بيشتر به جاي قاعده يا حکم، موارد استثنايي را نشان مي دهند.


پايايي يا همان reliability

پايايي مفهومي است كه به خطاي اندازه گيري بسيار نزديك است و در واقع اين دو مفهوم با يكديگر معادل اند. دقت اندازه گيري نيز كه با خطاي اندازه گيري رابطه ي عكس دارد نيز همان مفهوم پايايي را دارد. بنابراين بررسي ها و بحث هايي كه پيرامون خطاي اندازه گيري – خطاي منظم و خطاي تصادفي- مي شود مي تواند به حوزه ي پايايي آزمون نيز كشيده شود. لين در مقدمه فصلي كه در باره ي پايايي نوشته است براي بررسي مفهوم پايايي از خطاي اندازه گيري شروع كرده است. شاخص هاي متفاوتي از پايايي آزمون يا ابزار اندازه گيري در ادبيات روانسنجي موجود است براي بررسي اين شاخص ها مي توان به گفتاري از ريموند كتل اشاره كرد. كتل سه روش عمده را مطرح کرد که بر اساس آنها پايايي را مي توان اندازه گيري کرد (البته وي اين اصطلاح کلي را بيشتر از اصطلاحهاي ديگر ترجيح مي داد). اولين روش، ثبات و توافق نمره ها در دفعات متوالي اجراست؛ يعني، تغييراتي که در يک آزمون و روي يک گروه از افراد در زمانهاي مختلف صورت مي گيرد. کتل اين نوع پايايي را "ثبات" ناميد. روش هايي مانند بازآزمايي و استفاده از تحليل هاي همبستگي به منظور كمي سازي اين ارتباط و بيان درجه اي از ثبات استفاده مي شوند.  دومين نوع پايايي به آزمونهاي مختلف ( يا بخشهاي يک آزمون که معمولاً ماده هاي انفرادي هستند) بر مي گردد و شامل توافق مربوط به يک بار اجراست که با استفاده از چند آزمون (يا بخشهاي آزمون) روي يک گروه از افراد صورت مي گيرد. اين ثبات "همگني" ناميده مي شود. در كلي ترين حالت آلفاي كرونباخ كه "متوسط ضريب بين تمام آزمون هايي است كه از تنصيف آزمون قابل دست يابي است" مي تواند به عنوان ضريبي از همگني سوالات آزمون در نظر گرفته شود. البته همانطور كه مشخص است آلفاي كرونباخ فرم كامل مربوط به فرمول هاي كودر ريچاردسون 20 و 21 نيز مي باشد.  نوع سوم ثبات به افراد مختلف بر مي گردد و شامل توافقي است که در مورد معناي نمره هاي يک آزمون که در يک زمان معين روي مجموعه هاي مختلفي از افراد اجرا شده است. اين نوع ثبات "انتقال پذيري" ( يا سرسختي) ناميده مي شود.

انتقال پذيري و يا سرسختي كه به مسئله تعميم معني نمرات آزمون به موقعيت هاي مشابه در يك زمان خاص اشاره دارد توسط كرونباخ گليسر و ساير روانسنجان مشهور دنيا به طور گسترده تري بررسي شده است. بر اساس نظر آنها پايايي بايد به بررسي ميزاني از ثبات نتايج در گروه مرجع و يا در موقعيت هاي مختلف اتلاق شود.  اين موضوع تا حدي مي تواند جدايي مفهومي كه در ادبيات روانسنجي بين روايي و پايايي وجود دارد را تا حدي تعديل نمايد. بر اساس اين مطالعات نظريه ي تعميم پذيري به منظور بررسي ثبات نتايج آزمون بوجود آمد. 

نكته اي كه اخيرا به شدت مورد حمايت روانسنجان قرار گرفته است اين است كه بررسي پايايي آزمون و يا ابزار اندازه گيري يك بحث و گفتگو است كه در آن سعي مي شود پايايي آزمون به هر روش و طريقه ي ممكن اثبات شود. جي پاركس استاد دانشگاه مكزيكو سيتي در مجله ي اندازه گيري رواني مقاله اي با عنوان 

Reliability as an argument

دارد كه در آن بيان مي كند پايايي شامل روش ها و ارزش هاي علمي و اجتماعي مهمي براي اثبات آن ارزش ها مي باشد كه بسيار به ديدگاه مسيك در مورد اعتبار است. 



نظريه تعميم پذيري  

نظريه تعميم پذيري

در سال 1964، ريموند بي.کتل(812) سه روش عمده را مطرح کرد که بر اساس آنها "اثبات آزمون" را مي توان اندازه گيري کرد (البته وي اين اصطلاح کلي را بيشتر از اصطلاحهاي ديگر ترجيح مي داد). اولين روش، ثبات و توافق نمره ها در دفعات متوالي اجراست؛ يعني، تغييراتي که در يک آزمون و روي يک گروه از افراد در زمانهاي مختلف صورت مي گيرد. کتل اين ثبات را "پايايي" ناميد. دومين نوع ثبات به آزمونهاي مختلف ( يا بخشهاي يک آزمون که معمولاً ماده هاي انفرادي هستند) بر مي گردد و شامل توافق مربوط به يک بار اجراست که با استفاده از چند آزمون (يا بخشهاي آزمون) روي يک گروه از افراد صورت مي گيرد. اين ثبات "همگني" ناميده مي شود. نوع سوم ثبات به افراد مختلف بر مي گردد و شامل توافقي است که در مورد معناي نمره هاي يک آزمون که در يک زمان معين روي مجموعه هاي مختلفي از افراد اجرا شده است. اين نوع ثبات "انتقال پذيري" ( يا سرسختي) ناميده مي شود.

در يک رويکرد مشابه، کرونباخ، گليزر(813)، ناندا(814) و راجارتنام(815) (1972) فرض کردند که اساسي ترين موضوع در پايايي، سؤال مربوط به تعميم دادن مشاهده ها يا اندازه گيريها به طبقه ديگري از مشاهده هاست. بنابراين، به نظر آنها پايايي بايد به بررسي ميزاني مربوط شود که بر اساس آن، نمره هاي حاصل، معرف نمره هاي به دست آمده از شرايط ديگر يا "مجموعه هاي مرجع" مختلف است. مثالها مطالعه نمره هاي حاصل از نمره گذاران مختلف، ماده هاي آزمون، روشها، مشاهده کننده ها يا دفعات مختلف را در بر مي گيرند. همان طوري که در يک بحث دقيق درباره اين روش توسط ويگينز(1973) مورد تأکيد قرار گرفت، يکي از مزيتهاي اصلي اين روش در آن است که پژوهشگران را وا مي دارد که در خصوص مجموعه مرجع خاصي که مايل اند مشاهده هاي خودشان را بدان تعميم دهند، صريح و روشن باشند. اين امر تا اندازه اي از تمايز سنتي بين پايايي و اعتبار مي کاهد. جونز(816)، ريد(817) و پترسون(1975) در نظام کدگذاري رفتاري خودشان، مثال خوبي را در زمينه مطالعه کمّي تعميم پذيري گزارش کردند. در اين مطالعه، آزمودنيها، مشاهده کنندگان و دفعات مختلف، مجموعه هاي مرجع تعميم بودند.


روايي محتوي

روایی محتوا مبتنی بر قضاوت¬های حرفه¬ای در مورد مرتبط بودن محتوای آزمون به محتوای یک حیطه رفتاری خاص مورد نظر و در مورد معرف بودن است که در آن محتوای سوال یا تکلیف، آن حیطه را پوشش می¬دهد، می¬باشد. بدین ترتیب روایی محتوا به فرایندهای پاسخ، ساختارهای درونی و بیرونی آزمون، تفاوت¬های عملکرد و پاسخدهی به کاربندی  یا با پیامدهای اجتماعی توجهی ندارد. بنابراین روایی محتوا، به جای شواهدی در حمایت از تفسیرهای نمرات آزمون، شواهد قضاوتی در حمایت از مرتبط و معرف بودن محتوای ابزار آزمون تهیه می¬کند. پاسخ¬های آزمون و نمرات آزمون حتی در تبیین¬های معمول روایی محتوا مورد توجه قرار نگرفته است. از این رو اگر چه ملاحظات مرتبط و معرف بودن محتوا به طور واضح بر ماهیت تفسیرهای نمره که به وسیله¬ی شواهد دیگر حمایت می¬شود تاثیر می-گذارد و باید تاثیر بگذارد اما به طور اساسی اصطلاحاً روایی محتوا اصلاً واجد شرایط روایی نیست (مسیک، 1975). قطعاً بعضی از متخصصان آزمون می¬پذیرند که آن چه یک آزمون اندازه می¬گیرد عملاً با تعیین کردن جامعه محتوای سوال و فرایند انتخاب سوال  تعریف می¬شود.  اما همان¬طور که ما خواهیم دید، تعیین آن¬چه یک آزمون اندازه می-گیرد همیشه به منبعی برای شکل¬های دیگر شواهد نیاز دارد. 

چالش هاي پيش روي مطالعات تحليل شبكه

يكي از شركت هايي كه به مطالعه و بررسي شبكه ها مي پردازد شركت كليك است. چالش هاي مربوط به شركت كليك عبارتند از:

1. شناخت ساختارهاي پرداخت غير عادي 

2. نظارت شبكه هاي ديناميك

3. شناخت منابع كليدي، روابط و نقش ها در داده هاي شبكه اي چند ربطي

4. آشكار نمودن ساختارهاي جامعه در شبكه هاي چند ارتباطي

5. بصري نمودن جوامع و اتصالات در شبكه هاي بزرگ

6. تحليل و مدل بندي انتشار اطلاعات (بازاريابي ويروسي)

7. يكپارچه سازي و ادغام دانش مربوط به شبكه هايي كه روابط تعاملي و عملكردي با يكديگر دارند (داده هاي چند- منظر)

8. شناسايي و رتبه بندي ويژگي هاي شبكه اي و خوشه هاي علايق باليني و بيولوژيكي

در ادامه مواردي از اين چالش هاي در شركت كليلك را مختصرا توضيح مي دهيم.

تحليل شبكه هاي پويا

شناخت ويژگي ها و خصوصيات مربوط به گره ها و روبط بين آنها بسيار اهميت دارد و در برنامه هاي پژوهشي بسيار حائز اهميت است. زماني كه پويايي سيستم يا پديده ي مورد مطالعه مشخص و معلوم است نيازمند تحليل هايي هستيم كه پويايي شبكه را بتواند هدايت و مديريت نمايد. اين موضوع يكي از موضوعات مهم مورد توجه شركت كليك و نرم افزار ساخته شده توسط اين شركت است. 

مدل هاي شبكه اي احتمال و كاربردهاي آنها

يك جايگزين براي رويكرد تفكيك ماتريس در تحليل شبكه استفده از تكينيك هاي احتمالي است كه از آمار گرفته شده است. اين روش جايگزين در مديريت اشكال پيچيده ي داده ها بسيار آسان تر عمل مي كند، اما مقياس بندي چنين تكينك هايي براي شبكه هاي بزرگ يك چالش محسوب مي شود. 

بصري سازي

يكي از چالش هاي پيش رو در تحليل شبكه هاي اجتماعي و بايو انفورماتيك نمايش ديداري با قدرت تعاملي داده ها به صورت چكيده و خلاصه است. ديداري سازي شبكه با مديريت، منبع يابي، صفحه آرايي، طراحي و به تصوير كشيدن، منظر سازي و تعامل با داده هاي ارتباطي مربوط است. بصري سازي به انسان وابسته است تا روش هاي كاربردي را راهنمايي كند، به شك و ترديد ها ساختار دهد و تعامل بين پيگيري فهم. 

يافتن ساختارهاي نابهنجار

يكي از دغدغه هاي مهم مربوط به تحليل داده هاي اقتصادي و توصيه به سيستم هاي مبتني بر ايده كشف ساختارهاي نامعمول و خاص است. در تحليل شبكه هاي بيولوژيكي كشف و شناسايي متيف هاي نا معمول كه مولكول هاي بنيادي فرايند هاي اطلاعاتي اند بسيار حائز اهميت و توجه اند. در شبكه هاي اجتماعي وب كشف ساختار شبكه اي كه به طريقي اشتباه و يا تقلب گرايانه است نيز اهميت فراوان دارد. 


نحوه ی برخورد با داده های پرت و انتهایی

برای شناسایی داده های پرت و انتهایی راههای متفاوتی وجود دارد. یک قانون سر انگشتی بیان می کند انحراف بیشتر از سه انحراف استاندارد را باید داده ی پرت در نظر گرفت که البته این موضوع برای داده های چوله نامناسب است. برای داده های دارای توزیع چوله نقاط برشی مطرح شده است. زمانی که توزیعات چند متغییری داریم شاخص هایی از فاصله مطرح می شوند مانند فاصله ی ماهالانوبیس و d کوکس. باقیمانده ی استاندارد شده و یا استیودنت شده مربوط به رگرسیون نیز می توانند در شناسایی مفید باشند.

با توجه به ویژگی داده های گردآوری شده در این مرکز بهترین راه عبارت است از استفاده از نمودار scatter plot زمانی که موضوع مورد بحث ما همبستگی است و استفاده از نمودار Box plot زمانی که موضوع مورد بحث مقایسه ی تفاوت ها است و یا این که لازم است تنها یک گروه مورد مطالعه قرار گیرد.

بعد از شناسایی داده های پرت و انتهایی باید در مورد نحوه ی برخورد با آنها تصمیم گرفته شود. در صورتی که تعداد این داده ها زیاد نباشد می توان آنها را از فرایند تحلیل کنار گذاشت. به این روش حذف گفته می شود. اگر تعداد این داده ها زیاد باشد یا محقق به هر دلیلی بخواهد از اطلاعات موجود از آنها استفاده کند می تواند راههای زیر را انتخاب نمایید: 

1. محقق می تواند از روش خلاصه سازی استفاده کند. در این روش داده های پرت و انتهایی به آخرین داده ی قابل قبول انتقال می یابند یعنی سر و ته داده های زده می شود و د اده های پرت به آخرین داده ی قانونی تغییر می یابند.

2. راه دوم استفاده از تکنیک های آماری است که نسبت به داده های پرت حساس نیستند مثلا استفاده از میانگین پیراسته شده(Trimmed mean) ، میانگین ویندسورنر، حداقل مجذورات پیرایش شده، حداقل میانه ی مجذورات، رگرسیون ویندسورنرو .....


دو موضوع مهم در بین موضوعات مختلف مربوط به غربالگری و تحلیل داده ها عبارتند از شناسایی و برخورد با داده های پرت و انتهایی و تحلیل داده های گمشده. اگر چه تمییز سازی داده ها شامل موضوعات دیگری مانند انتقال داده ها، اندازه ی اثر و فواصل اطمینان می شود. اما داده های موجود در این مرکز بیشتر با داده های پرت و گمشده سروکار دارند.

داده های گمشده نیز باید شناسایی شده و به طریق صحیح با آنها برخورد شود. برای پژوهشگران کاربردی لازم است تا به ماهیت داده های گمشده توجه کنند. تمام روش های سنتی برای برخورد با داده های گمشده کارایی لازم را ندارند و استفاده نمی شوند. نشان داده شده است که روش های سنتی برای براورد پارامترهای کارا و خطاهای استاندارد نا اریب کارایی لازم را ندارند. 


دارای بودن سواد آماری

 

سواد آماري بر تصميم گيريها با استفاده از آمار به عنوان سند و مدرک متمرکز شده است، همانگونه که سوادخواندن و نوشتن بر استفاده از کلمات متمرکز شده است.

 

سواد آماري به ما کمک مي کند تا داده هاي زندگي خود را به اطلاعاتي قابل اعتماد و درست تبديل کنيم و توسط آن برنامه ريزي صحيحي در زندگي داشته باشيم

 

با سواد آماري کسي است که علاوه بر استفاده صحيح از اطلاعات پيرامون خود بتواند اطلاعات صحيح را از اطلاعات نادرست تشخيص دهد

 

با سواد آماري کسي است که با ترفندهاي جمع آوري و تجزيه و تحليل اطلاعات آماري آشنايي داشته و به راحتي تحت تاثير اطلاعات نادرست قرار نگيرد. اهميت اين مطلب تا آنجا است که در حال حاضر در کشورهاي توسعه يافته داشتن سواد آماري همتراز سواد خواندن و نوشتن تلقي شده و علم آمار را در رده بيست تحول اول زندگي بشر در هزاره قبل قرار داده است. سوال اينجاست که سواد آماري ما تا چه اندازه است

منبع:

http://www.savadeamari.com/index-2.html

اعتبار و پايايي

در اين مقاله با تفصيل به مفاهيم پايايي و اعتبار پرداخته ایم . اين بررسي براي دستيابي به يک درک مناسب از چشم انداز و محدوديتهاي روشهاي ارزيابي مختلف ضروري است. در عين حال، عوامل نامربوط نظامدار يا تحريفهاي پاسخ نيز مورد بحث قرار گرفته اند. اين تحريفها که بر کاربرد شيوه هاي ارزيابي شخصيت اثر مي گذارند، مشکل کوششهاي عمدي و حتي ناهشيار را براي ايجاد يک تأثير مطلوب (يا نامطلوب) در ديگران در بر مي گيرند.

پايايي، همان طوري که از نام آن بر مي آيد، به قابليت تکرار يا اعتماد يک اندازه يا شاخص مربوط مي شود. به عنوان يک مثال بسيار ساده، مي توان گفت که ديروز ما قد يک کودک را اندازه گرفته و مقدار 122/68 سانتي متر را به دست آورده ايم. ولي امروز فرد ديگري قد همان کودک را اندازه گرفته و مقدار 122/93 سانتي متر را گزارش کرده است. اين دو مقدار تا اندازه زيادي با يکديگر هماهنگ هستند؛ يعني، ما نوعي اندازهگيري اوليه از قد کودک را در نظر گرفته ايم که در بررسي مجدد تأکيد يا تکرار شده است. اين 0/25 سانتي متر اختلاف، اين واقعيت را نشان مي دهد که تکرار اندازه گيريها تقريباً همواره تا اندازه اي ثبات يا پايايي دارد و پذيرش اين نتيجه از جانب ما نشان مي دهد که اين بي ثباتي به اندازه اي نيست که سودمندي آن را انکار کنيم. بدين ترتيب، اختلاف 0/25 سانتي متر تحت اين شرايط به اندازه اي ناچيز است که مي توان آن را بي اهميت تلقي کرد. با وجود اين، در ساير اندازه گيريهاي فيزيکي اين سطوح تحمل بسيار کم هستند، مانند سيلندر موتور که اين تفاوت، اهميت بسياري دارد و سطح بالاتري از پايايي اندازه گيري مورد نياز است.

پايايي همان دقت نيست. دقت به ميزان صحتي اشاره مي کند که اندازه گيري را بر اساس آن مي توان مشخص کرد؛ بدين ترتيب، يک شيوه اندازه گيري که به ما امکان مي دهد تا نتايج را بر اساس يک هزارم سانتي متر گزارش کنيم، دقيقتر از آن اندازه گيري است که نتايج را بر اساس يک دهم سانتي متر به دست مي دهد. درجه دقت يک ابزار مکانيکي که امکان اندازه گيري 2/432 را فراهم مي سازد، يک هزارم سانتي متر است، ولي اگر تحت شرايط يکسان اين وسيله، مقدار 2/381 سانتي متر را به دست دهد، پايايي اين اندازه گيري به هيچ وجه منطبق با دقتي نخواهد بود که اين ابزار از آن برخوردار است.

اين ويژگي که اندازه گيريها را بايد "به اندازه کافي دقيق" انجام داد، در ارزيابي شخصيت نيز کاربرد دارد. اندازه گيري شخصيت در مقايسه با اندازه گيري خصوصيات فيزيکي مانند قد، هميشه نسبتاً فاقد دقت است؛ و بنابراين، تا اندازه اي ناپاياست. بدين ترتيب، ميزان دقت يک ابزار ارزيابي شخصيت بايد با پايايي آن همخواني داشته باشد. براي کساني که از چنين ابزارهايي استفاده مي کنند معمولاً ميزان شاخص پايايي مشخص شده است. ما مجدداً در يک فرصت مناسب به موضوع پايايي باز خواهيم گشت.

اندازه گيري شخصيت داراي شکل ديگري نيز هست که در اندازه گيريهاي فيزيکي به چشم نمي خورد و آن به استانداردهاي مورد قبولي مربوط مي شود که بر اساس آنها اندازه گيريها صورت مي گيرند. هيچ ترديدي وجود ندارد که يک ياردسنج (يا يک مترسنج) براي اندازه گيري فواصل خطي مانند قد مناسب است. با وجود اين، در ارزيابي شخصيت، غالباً سؤالهايي درباره صحت و دقت ابزارهاي اندازه گيري به منظور ارزيابي بُعد يا ويژگي مورد بررسي مطرح مي شوند. براي مثال، آيا واقعاً مي توان افسردگي را با شمارش پاسخهاي رنگي به موارد بي رنگ در آزمون رورشاخ اندازه گرفت؟ در اين مورد، نه تنها سؤال مربوط به شمارش پاياي اين پاسخها مطرح است، بلکه شکل ديگر و جدي تر اين است که آيا شمارش پاسخهاي رنگ به اندازه گيري درستي از افسردگي مي انجامد، درست به همان شيوه اي که علايم مندرج ياردسنج به شاخص معتبري از قد منجر مي شود (صحت يا اعتبار ابزارهاي اندازه گيري مورد استفاده در اندازه گيريهاي فيزيکي که درجات بسيار بالايي از دقت لازم را دارد، مشکلات چندي ايجاد کرده است.)

چون پيش از آنکه بتوانيم تعيين کنيم که آيا اندازه گيري در واقع به مفهوم مورد نظر مربوط مي شود يا خير، بايد از پايايي مناسب برخوردار باشد، ابتدا به بحث درباره پايايي مي پردازيم. معيارهاي آزمون تربيتي و روان شناختي که يک راهنماي عملي براي پايايي و اعتبار است، براي چندين سال توسط انجمن روان شناسي آمريکا انتشار يافته است (براي مثال، انجمن پژوهش تربيتي آمريکا- انجمن روان شناسي آمريکا- شوراي ملي اندازه گيري در تربيت، 1985) و تمام افرادي که فعالانه در ساختن ابزارهاي اندازه گري شخصيت و کاربرد آنها شرکت دارند، بايد اين راهنما را به دقت مطالعه کنند. کتاب راهنمايي که به منظور استفاده ويژه در زمينه انتخاب استخدامي به کار مي رود و با اين کتاب راهنما قابل مقايسه است، توسط شاخه روان شناسي صنعتي- سازماني انجمن روان شناسي آمريکا (1980) منتشر شده است. در اين کتاب راهنما توجه خاصي به موارد اعتبار و پايايي و تهيه ملاکها مبذول شده است و منبع مرجع سودمندي در اين زمينه ها محسوب مي شود.

پايايي


پايايي به قابليت تکرار يا قابليت اعتماد اندازه گيري اشاره دارد. در يک موقعيت فرضي که روش اندازه گيري کاملاً پاياست، فرض مي شود که هر گونه تغييري در اندازه گيري حاصل نشان دهنده يک تغيير واقعي در صفت مورد مطالعه است. بدين ترتيب، در چنين نظامي، افزايش يک کيلوگرم در مقياس نشان خواهد داد که وزن شيء مورد نظر دقيقاً يک کيلوگرم زياد شده است؛ به همين ترتيب، افزايش نمره حاصل از يک مقياس افسردگي نشان خواهد داد که پاسخ دهنده در حال حاضر افسردگي بيشتري دارد. پايايي يک اصطلاح کلي است؛ اصطلاحهاي همساني و ثبات به ترتيب براي توصيف پايايي وابسته به ابزار و پايايي مربوط به زمان به کار مي روند.

همساني به ميزان توافقي اشاره مي کند که از به کارگيري دو يا چند ابزار اندازه گيري (يعني، مقياسها، خط کشها يا آزمونها) حاصل مي شود. هر گونه ابزار اندازه گيري يا مجموعه ابزارها را مي توان برگرفته از جامعه گسترده اي از اين ابزارها (چه واقعي يا چه فرضي) در نظر گرفت که مي توان از آنها براي اندازه گيري اين صفت خاص استفاده کرد. همساني معمولاً با به کارگيري يک آزمون يا آزمونهاي همزمان ديگر مورد ارزشيابي قرار مي گيرد که ترجيحاً به طور تصادفي از جامعه در دسترس اندازه گيريها انتخاب مي شوند. اگرچه اين موضوع در اندازه گيري ابعاد فيزيکي مانند قد يا وزن به مشکلات اندکي مي انجامد، ولي با اين حال، مشکلات چندي را در ارزيابي شخصيت ايجاد مي کند. ما به زودي اين مشکلات را مورد بررسي قرار خواهيم داد.

ثبات به دقت اندازه گيري حاصل با گذشت زمان اشاره دارد. چنانچه از ابزار ديگري براي اندازه گيري مجدد استفاده شود، بازآزمايي با گذشت زمان علاوه بر ثبات، همساني را نيز شامل مي شود. هرگاه در دو بار اندازه گيري از يک ابزار استفاده شود، ارزيابي مستقيم ثبات اندازه گيري را مي توان انجام داد. بدين ترتيب، ناتواني در رسيدن به پايايي کامل به واسطه ناهمسانيها يا خطاهايي است که تابع تغييرات حاصل در نظام مورد نظر با گذشت زمان يا تابع تغييرات مربوط به ابزار مورد نظر و يا هر دو هستند.

به طور کلي، پايايي به شواهد مختلفي اشاره مي کند که در صدد توصيف يک توافق کلي ميان عمليات اندازه گيري هستند. هر کدام از اين شواهد بر منبع معيني از عدم توافق يا خطا تأکيد مي کند و بقيه منابع را ناديده مي گيرد. اندازه گيري شخصيت شامل گرفتن نمونه اي از رفتار در يک زمان و روز معين در قبال مجموعه معيني از محرکهاست. البته اين پاسخها بايد بر طبق يک شيوه معين توسط يک آزماينده خاص ثبت شوند. بعضي از خطاهاي نمونه گيري با هر کدام از اين "موارد خاص" رابطه دارند. اين زمان خاص نمونه اي از يک دوره زماني است و اين مجموعه خاص از محرکها يا سؤالها نمونه اي از يک دسته واقعي يا فرضي از محرکها در دسترس است. بسيار اهميت دارد که بتوانيم مشخص کنيم که يک پاسخ يا نمره خاص، احتمالاً تا چه اندازه به عنوان تابعي از تغييرات در هر کدام از اين خصوصيات اندازه گيري تغيير مي کند. متأسفانه، اين نوع اطلاعات به ندرت در ارزيابي شخصيت به چشم مي خورد. 

بررسي کتاب هاي درسي در زمينه نظريه روان سنجي (براي مثال گيزلي(807)، 1964؛ نانالي(808)و برنشتاين(809)، 1994) نشان مي دهد که فرضهاي فلسفي متخصصان در زمينه مبناي اندازه گيري روان شناختي با يکديگر متفاوت است. اين تفاوتها در فلسفه به تفاوتهاي چندي در توصيف دقيق مفهوم و معناي پايايي و تفاوتهايي در شيوه هاي پيشنهادي براي اندازه گيري پايايي يک شاخص انجاميده است. در اين فصل، ما مي کوشيم تا مسير ميانه اي را از ميان رويکردهاي مختلف برگزينيم و در عين حال، علاوه بر موضوعهايي که فراتر از طيف اين کتاب قرار مي گيرند، از ناهمسانيها نيز اجتناب کنيم.

ما با اين نکته شروع مي کنيم که پايايي به طور تنگاتنگي با مفهوم خطاي اندازه گيري رابطه دارد. خطاهاي اندازه گيري را مي توان به صورت منظم يا تصادفي در نظر گرفت. هرگاه ما زمان را از روي ساعتي مشاهده کنيم که همواره پنج دقيقه جلوست، مرتکب يک خطاي منظم شده ايم. از طرف ديگر، هرگاه اين ساعت درست ولي به اندازه اي دور از ما قرار گرفته باشد که ما نتوانيم عقربه دقيقه شمار را بخوانيم، مرتکب يک خطاي تصادفي شده ايم. خطاهاي منظم را مي توان به صورت خطاهايي در نظر گرفت که با اشتباههاي معلوم رابطه دارند؛ و خطاهاي تصادفي را که به متوسط نمره درست يا مطلق گرايش دارند، مي توان زماني به صورت "موارد نامعلوم" در مشاهده در نظر گرفت که تمام خطاهاي منظم شناسايي يا حذف شده باشند.

به عبارت ديگر، خطاهاي اندازه گيري تصادفي با روش اندازه گيري "شکل مي گيرند"، درست مانند زماني که مي کوشيم با يک خط کش که تنها با اينچ مدرج شده است با تقريب يک دهم اينچ اندازه گيري کنيم يا هنگامي که سعي مي کنيم "افسردگي" را با يک پرسشنامه مداد و کاغذي کلي که فاقد ويژگيهاي باليني ضروري افسردگي است، ارزيابي کنيم. برخلاف اين خطاهاي تصادفي که اجتناب از آنها مشکل است، خطاهاي منظم مشخص تر و صحيح تر هستند. به يک معنا، خطاهاي منظم ناشي از سازنده يا استفاده کننده آزمون هستند تا اينکه به خود ابزار اندازه گيري برگردند. هرگاه ما يک مقياس افسردگي را روي آزمودنيهايي اجرا کنيم که در يک فرهنگ (يا خرده فرهنگ) متفاوت زندگي مي کنند در مقايسه با آزمودنيهايي که از هنجارهاي مناسبي برخوردارند، يا هرگاه دستورالعملهاي فشارزايي را به کار ببريم که آشکارا از دستورالعملهاي مربوط به جامعه هنجاري متفاوت باشند، در معرض خطاي منظم قرار خواهيم داشت. اين خطاهاي منظم بالقوه را مي توان و البته بايد با تنظيم هنجارهاي جديد مبتني بر گروه فرهنگي مناسب يا شرايط ديگر سنجش تصحيح کرد.

نظريه پردازان روان سنجي در کوششهاي خود براي به کميت درآوردن پايايي، به طور سنتي به مشخص کردن سهم خطاهاي تصادفي در پايايي کم پرداخته اند. عقايد آنها درباره اينکه آيا بايد خطاهاي منظم را نيز به عنوان منبع ناپايايي اندازه گيري در نظر گرفت با يکديگر اختلاف دارد، و از اين رو، ماحصل اين اختلاف عقيده در شاخص عددي پايايي انعکاس يافته است. تعدادي از شاخصهاي متداول پايايي نشان دهنده خطاي تصادفي هستند؛ و تعدادي نيز بعضي از منابع خطاي منظم و نه تمام آنها را نشان مي دهند. در نسخه تجديدنظرشده جديدتر معيارهاي سنجش تربيتي و روان شناختي (1985) با تصديق اين موضوع که روشهاي مختلف محاسبه پايايي، شامل منابع مختلف خطا هستند، توصيه شده است که پژوهشگران بايد دقيقاً روشن کنند، چه روشهايي را در به دست آوردن شاخص پايايي خاص مورد نظر به کار برده اند.

اکنون به روشهاي متداول محاسبه پايايي توجه کنيد. شاخص سنتي پايايي، ضريب پايايي است که مي توان آن را هم به عنوان همبستگي بين نمره هاي واقعي آزمون و نمره هاي "واقعي" فرضي و هم به عنوان متوسط همبستگي بين نمره هاي واقعي آزمون و ساير آزمونهاي احتمالي که همان خصوصيت را اندازه مي گيرند، در نظر گرفت. رويکردهاي عملي زير که براي محاسبه پايايي به کار مي روند، با اين تعريف شباهت دارند.

همان طوري که قبلاً اشاره کرديم، آن نوع پايايي که صرفاً با خطاي تصادفي رابطه دارد (خطاهاي ناشي از اين واقعيت که محتواي آزمون صرفاً نمونه اي از کل محتواست که ويژگي مورد نظر را در بر مي گيرد)، ثبات يا ثبات دروني آزمون ناديده مي شود. ثبات را مي توان به شيوه هاي مختلف ارزيابي کرد. يک روش، تقسيم آزمون به دو نيمه قابل مقايسه است که با يکديگر همبسته هستند. بدين ترتيب، همبستگي حاصل با استفاده از فرمولي که فرمول پيشگويي اسپيرمن - براون ناميده مي شود، با توجه به ارزش مورد انتظار براي کل آزمون "تصحيح" مي شود. چنين برآوردي از ثبات که با مقايسه ماده هاي زوج و فرد آزمون به دست مي آيد، ثبات پايايي از طريق دو نيمه کردن ناميده مي شود. روش ديگر، تعيين ثبات از طريق کاربرد نسخه هاي مشابه يا جانشين (يا موازي) آزمون است. همبستگي بين اين نسخه ها اساساً با همبستگي تصحيح شده بين دو نيمه آزمون مطابقت مي کند. هنگامي که نسخه هاي جانشين در دسترس نباشند، راه حل رايج، استفاده از روش بازآزمايي است. همبستگي بين اين دو مجموعه از نمره ها ضريب پايايي بازآزمايي ناميده مي شود.

يکي ديگر از روشهاي محاسبه پايايي که از لحاظ آماري تا اندازه اي پيچيده تر است، با استفاده از فرمول پايايي کودر- ريچاردسون صورت مي گيرد (کودر و ريچاردسون، 1937). مهمترين اجزاي اين فرمول شامل درصد ماده هاي نمره گذاري شده به شيوه اي خاص، همبستگيهاي بين ماده ها و نمره کل و انحراف معيار آزمون است. اين داده ها در فرمولي قرار مي گيرند که برآورد خوبي از ثبات را به دست مي دهد، به شرطي که آزمون مورد نظر تنها يک عامل آماري را اندازه گيري کند. متداولترين ضريب پايايي از اين دست که ضريب آلفا (کرونباخ، 1951) ناميده مي شود، "ميانگين تمام ضرايب دو نيمه سازي حاصل از نيمه هاي مختلف آزمون است (آناستازي، 1988)، قطع نظر از اينکه اين ماده ها دوارزشي يا چندارزشي هستند". دشواريهاي اين روش فراتر از دامنه اين کتاب هستند، ولي با اين حال، اين روشها در بسياري از کتابهاي درسي روان سنجي مورد بحث قرار گرفته اند.

همبستگيهاي بازآزمايي و نسخه هاي جانشين اطلاعاتي را فراتر از ثبات آزمون به دست مي دهند. چنانچه آزمودنيها در هنگام اجراي آزمون مجدد، پاسخ بعضي از ماده ها را به ياد آورند، امکان دارد که همان پاسخها را صرفاً بر اساس حافظه بدهند؛ يعني، يک اثر منظم که ممکن است به افزايش ساختگي اين همبستگي بينجامد. يا همان طوري که قبلاً بدان توجه شد، شرايط اجراي يک جلسه آزمون از يک نوبت به نوبت بعدي ممکن است تغيير کند و اين امر به منابع ناشناخته خطاي منظم مي انجامد. يا آزمودنيها ممکن است خصوصيتي را که اندازه گيري مي شود تغيير دهند، در چنين شرايطي از ميزان ضريب پايايي کاسته مي شود.

در عمل از کدام روش محاسبه ضريب پايايي بايد استفاده کرد؟ يک پاسخ ساده اين است که ضريب پايايي بايد انواع مختلف خطاهايي را که استفاده کننده آزمون به آنها علاقه مند است، انعکاس دهد. بنابراين، هرگاه ما در اندازه گيري يک مفهوم به پايايي آزمون علاقه مند باشيم، شاخص ثبات (آلفاي کرونباخ يا دو نيمه سازي) مناسب خواهد بود. چنانچه در اجراهاي مکرر و تحت شرايط مختلف به ثبات آزمون توجه نشان دهيم، آن گاه پايايي بازآزمايي يا نسخه هاي جانشين از مناسبت بيشتر برخوردار خواهند بود. در شرايط آرماني، سازنده آزمون هر دو مجموعه از داده ها را فراهم خواهد ساخت.

حدود قابل قبول ضرايب پايايي کدام اند؟ براي پاسخ به اين سؤال، ما بايد به شيوه اي توجه کنيم که بر اساس آنها، اين ضرايب را مي توان در عمل به کار برد. معمولاً، کليد اصلي به خطاي معيار اندازه گيري مربوط مي شود؛ کميتي که مستقيماً از روي ضريب پايايي و انحراف معيار نمره هاي حاصل به دست مي آيد. اگر ضريب پايايي را با r و انحراف معيار را با s نشان دهيم، خطاي معيار اندازه گيري را مي توان با توجه به فرمول sراديکال r-1 محاسبه کرد. براي نشان دادن معنا و کاربرد خطاي معيار اندازه گيري، مقياس Sc مربوط به MMPI را در نظر بگيريد. برآوردهاي ثبات دروني (ضرايب همبستگي دو نيمه آزمون) اين مقياس در حدود 0/91 گزارش شده است (دالستروم(810)، ولش(811) و دالستروم، 1975، ص 260). انحراف معيار تمام مقياسهاي MMPI براي نمره هاي مقياس بندي شده برابر با 10 است. حال خطاي معيار اندازه گيري را مي توان از فرمول ياد شده محاسبه کرد که برابر است با 10 راديکال 0/9-1 يا 3؛ يعني، مي توان گفت که هرگاه امکان اجراي اين آزمون به دفعات بسيار زياد وجود داشته باشد، متوسط نمره هاي Sc حاصل برابر با نمره هاي "واقعي" مي شود، ولي اين نمره ها با انحراف معيار 3 پيرامون اين ميانگين توزيع مي يافتند.

اگر توزيع نمره ها کاملاً نامتقارن نباشد، تقريباً دوسوم نمره ها در داخل يک انحراف معيار نسبت به ميانگين قرار مي گيرند. بنابراين، احتمال اينکه نمره حاصل از هر اجراي آزمون معين در سه واحد نسبت به نمره "واقعي" قرار گيرد، حدود دوسوم است. به عبارت ديگر، اگر يک پاسخ دهنده در مقياس Sc نمره 55 را کسب کند؛ احتمال اينکه نمره "واقعي" در سه واحد نمره 55، يعني، 52 و 58 قرار گيرد، دوسوم است. با همين استدلال، از آنجايي که حدود 95 درصد نمره هاي يکتوزيع کاملاً متقارن در دو انحراف معيار نسبت به ميانگين قرار مي گيرند، 95 درصد يا 19 مورد از 20 مورد احتمال وجود دارد که نمره واقعي پاسخ دهنده در فواصل 6 واحدي نمره 55، يعني بين 49 و 61 قرار گيرد.

همان طوري که تا اندازه اي در مورد مقياس D آزمون MMPI صادق است، فرض کنيد که مقدار اين ضريب پايايي (دو نيمه سازي) به جاي 0/91 برابر با 0/75 باشد (دالستروم، ولش و دالستروم، 1975، ص 260). با توجه به انحراف معيار 10، اين فرمول مقدار خطاي معيار اندازه گيري را برابر با 10 راديکال 0/75-1 يا 5 نشان مي دهد. اين موضوع در عمل به معناي آن است که هرگاه پاسخ دهنده اي در مقياس D نمره 60 را به دست آورده باشد، و ما بخواهيم دامنه اي را چنان تعيين کنيم که با احتمال 95 درصد نمره "واقعي" را در برگيرد، اين دامنه بايد بين 50 تا 70 باشد. هر چقدر ضريب پايايي کمتر باشد، ميزان اعتمادي را که مي توان نسبت به نمره به عنوان برآوردي از ميزان "واقعي" خصوصيتي داشت که پاسخ دهنده آن را داراست، کمتر است.

نظريه تعميم پذيري


در سال 1964، ريموند بي.کتل(812) سه روش عمده را مطرح کرد که بر اساس آنها "اثبات آزمون" را مي توان اندازه گيري کرد (البته وي اين اصطلاح کلي را بيشتر از اصطلاحهاي ديگر ترجيح مي داد). اولين روش، ثبات و توافق نمره ها در دفعات متوالي اجراست؛ يعني، تغييراتي که در يک آزمون و روي يک گروه از افراد در زمانهاي مختلف صورت مي گيرد. کتل اين ثبات را "پايايي" ناميد. دومين نوع ثبات به آزمونهاي مختلف ( يا بخشهاي يک آزمون که معمولاً ماده هاي انفرادي هستند) بر مي گردد و شامل توافق مربوط به يک بار اجراست که با استفاده از چند آزمون (يا بخشهاي آزمون) روي يک گروه از افراد صورت مي گيرد. اين ثبات "همگني" ناميده مي شود. نوع سوم ثبات به افراد مختلف بر مي گردد و شامل توافقي است که در مورد معناي نمره هاي يک آزمون که در يک زمان معين روي مجموعه هاي مختلفي از افراد اجرا شده است. اين نوع ثبات "انتقال پذيري" ( يا سرسختي) ناميده مي شود.

در يک رويکرد مشابه، کرونباخ، گليزر(813)، ناندا(814) و راجارتنام(815) (1972) فرض کردند که اساسي ترين موضوع در پايايي، سؤال مربوط به تعميم دادن مشاهده ها يا اندازه گيريها به طبقه ديگري از مشاهده هاست. بنابراين، به نظر آنها پايايي بايد به بررسي ميزاني مربوط شود که بر اساس آن، نمره هاي حاصل، معرف نمره هاي به دست آمده از شرايط ديگر يا "مجموعه هاي مرجع" مختلف است. مثالها مطالعه نمره هاي حاصل از نمره گذاران مختلف، ماده هاي آزمون، روشها، مشاهده کننده ها يا دفعات مختلف را در بر مي گيرند. همان طوري که در يک بحث دقيق درباره اين روش توسط ويگينز(1973) مورد تأکيد قرار گرفت، يکي از مزيتهاي اصلي اين روش در آن است که پژوهشگران را وا مي دارد که در خصوص مجموعه مرجع خاصي که مايل اند مشاهده هاي خودشان را بدان تعميم دهند، صريح و روشن باشند. اين امر تا اندازه اي از تمايز سنتي بين پايايي و اعتبار مي کاهد. جونز(816)، ريد(817) و پترسون(1975) در نظام کدگذاري رفتاري خودشان، مثال خوبي را در زمينه مطالعه کمّي تعميم پذيري گزارش کردند. در اين مطالعه، آزمودنيها، مشاهده کنندگان و دفعات مختلف، مجموعه هاي مرجع تعميم بودند.

پايايي و فنون فرافکن


نمره هاي کمّي حاصل از آزمونهاي فرافکن چنانچه با روشهايي که توصيف شدند ارزيابي شوند، اغلب پايايي اندکي دارند. از آنجايي که پايايي يک اندازه يا شاخص، حد بالايي را بر سودمندي بالقوه يا اعتبار آن تحميل مي کند، پاياييهاي کم اغلب در بررسيهاي پژوهشي روي اين آزمونها مسئول اعتبارهاي پايين قلمداد مي شوند. از طرف ديگر، همچنين استدلال شده است که روشهاي معمول براي ارزيابي پايايي را نمي توان براي ابزارهاي فرافکن به کار برد. براي مثال، گفته مي شود که روش دونيمه سازي براي آزمون رورشاخ نامناسب است، زيرا غيرممکن است که بتوان اين ده کارت را به گونه اي تقسيم کرد که دو نيمه قابل مقايسه را به دست دهد. پايايي بازآزمايي را نيز نمي توان به کار برد، زيرا آزمون مجدد، در واقع، يک تجربه روان شناختي متفاوت از آزمون اوليه است و چون گفته مي شود که فنون فرافکن نسبت به تغييرات جزيي در آزمودني حساس هستند، در واقع، به نظر مي رسد که در برخي از آزمونهاي فرافکن فرض مي شود که اين ابزارها کاملاً پايا هستند و اينکه تغييرات مشاهده شده در پاسخهاي آزمون با گذشت زمان مؤيد تغييرات واقعي در فرد هستند. بسياري از ويژگيهايي که اين آزمونها با آنها سرو کار دارند، مانند خُلق يا سطح انرژي با گذشت زمان تغيير مي کنند و بدين وسيله استدلال محکمي را دال بر اين مفروضه به دست مي دهند. با وجود اين، هر گونه شناخت واقعي از مشکلات پايايي اندازه گيري بايد به اين نتيجه منجر شود که بسياري از اين تغييرات، اگرچه نه همه آنها، تابعي از پايايي فرعي اين ابزارهاست. 

مشکلات اندازه گيري در ناپايايي هر آزمون تأثير دارد، ولي بعضي از مشکلات به ويژه در خصوص ابزارهاي فرافکن ايجاد مي شود. به طور کلي، مواد محرک مورد استفاده در آزمونهاي فرافکن با توجه به اينکه طبقه هاي نمره گذاري مختلف به طور مناسبي بر اساس محرکها تنظيم شوند، انتخاب نمي شوند. براي مثال، متوسط تعداد پاسخهاي حرکت (M) براي افرا غيربيمار در آزمون رورشاخ با توجه به انحراف معيارحدود 2، برابر 4 و متوسط جزئيات نادر (Dd) تنها برابر يک است (اکسنر، 1990). در عمل حداکثر پايايي اين اندازه گيريها همان طوري که نشان دادن اعتبارهاي معنادار امري تقريباً غيرممکن است، پايين است.

غالباً همان طور که در مورد آزمون TAT صادق است، نظامهاي نمره گذاري تا چند سال بعد از اينکه مواد محرک انتخاب شده باشند، تنظيم نخواهند شد. در آزمون TAT، آزمايندگان حتي در اين مورد اختيار دارند که کدام محرک را سرانجام به کار ببرند. اين رشد اتفاقي طبقه هاي نمره گذاري در ميزان پاياييهاي کم، تأثير دارد. نمره هاي نسبي (و تفاوت آنها) همان گونه که در آزمون رورشاخ به کار مي روند، به ويژه نسبت به پاياييهاي کم، حساس هستند. هولتزمن(818) در تهيه HIT، به انتخاب کارتهايي توجه کرد که در کميتهاي نمره گذاري تأثير خاصي داشتند؛ در نتيجه، پاياييهاي اکثر طبقه هاي HIT مناسبتر هستند. 

مشکل ديگر شامل استاندارد بودن دستورالعملهاست. راهنماييهاي مربوط به اجراي اکثر زبانهاي فرافکن استاندارد نشده اند، به طوري که به آزماينده امکان دهند تا به طور معناداري بر پاسخهاي آزمودني اثر گذارند. حتي اگرچه در نظام کنوني اکسنر(1986)، آزمون رورشاخ بر کاربرد ابزارهاي استاندارد شده تأکيد مي کند، آزماينده مي تواند هنوز تفاوت قايل شود. براي مثال، گراس(819) (1959) آزمون رورشاخ را روي 30 بيمار اجرا کرد، و در خصوص 20 نفر از آنها با گفتن "بسيارخوب" يا تکان دادن سر پس از هر پاسخ محتواي انسان تقويت اجتماعي را براي آنها فراهم کرد. بيماراني که بدين ترتيب تقويت شدند، در مقايسه با 10 نفر ديگر به طور معناداري پاسخهاي محتواي انسان بيشتري را ارايه دادند. اهميت اين تفاوتهاي ظريف آزماينده که ممکن است او به آنها واقف نباشد، بايد براي خواننده روشن باشد.

حتي مشکل غامضتر اين است که به آزمودنيها اغلب اجازه داده مي شود که پاسخهاي مختلف چندي بدهند که طولهاي نابرابري دارند. احتمالاً اثر محتواي روان شناختي يک پاسخ يا مجموعه پاسخهاي طولاني در مقايسه با يک پاسخ کوتاه متفاوت است. پاسخهاي کوتاه در آزمون رورشاخ يا TAT، عمدتاً مواد رايج يا پيش پا افتاده را شامل مي شوند. پراکندگي در طول پاسخ همچنين انجام مقايسه هاي آماري را بي اندازه مشکل مي کند.

مشکل ديگر در نمره گذاري تجلي مي کند. در بعضي آزمونها مانند MMPI، نمره گذاري جنبه مکانيکي دارد؛ يعني، هيچ گونه قضاوت ذهني در خصوص طبقه يک پاسخ صورت نمي گيرد يا قضاوت ذهني اندکي مورد استفاده قرار مي گيرد. همين موضوع در مورد بعضي از طبقه هاي نمره گذاري آزمونهايي مانند رورشاخ صادق است. براي مثال، هنگامي که داده ها جمع آوري مي شوند، تعيين تعداد کل پاسخهاي ارايه شده شامل هيچ قضاوتي نيست و يا قضاوت ناچيزي را در بر مي گيرد. به همين ترتيب، اندازه گيري بلندي يک شکل نقاشي يا مساحت کل آن، يک روش نسبتاً مکانيکي است. ولي با اين حال، تعيين اکثر نمره هاي حاصل از آزمونهاي فرافکن شامل چندين قضاوت ذهني است، براي مثال، آيا اين پاسخ رورشاخ شامل رنگ يا حرکت انسان است؟ آيا اين داستان TAT نياز به پيشرفت يا مهرورزي را نشان داده و يا اينکه هر دو را نشان مي دهد؟ در خصوص آن دسته از آزمونهاي فرافکن که چند روش نمره گذاري مختلف ولي مشابه را در بر مي گيرند، مشکل حتي شديدتر است.

اگرچه سؤال مربوط به پايايي نمره گذار به طور ساده يک توافق بين داوران و درون داوران است، ولي بايد به خاطر داشت که ناپايايي نمره گذاري در ناپايايي آزمون تأثير مي گذارد. مورستاين(820) (1963، ص 146-144) جدول خلاصه اي از پاياييهاي نمره گذاران را در خصوص ويژگيهاي نمره گذاري شده از آزمون TAT ارايه کرده است. از 45 مطالعه اي که پايايي تحت لواي همبستگي در آنها گزارش شده بود، ميانه پايايي نمره گذاران 0/74 به دست آمد. با پاياييهايي از اين دست، مشکلات دستيابي به سطوح قابل قبول پايايي آزمون در واقع زياد هستند. با وجود اين، مي توان در اين زمينه به پاياييهاي بالاتري نيز دست يافت. در اين خصوص، هولت(821) (1978) داده هاي TAT حاصل از چند منبع را گزارش کرد که حاکي از پايايي بالاي نمره گذاران تا سقف 0/90 بودند. دستيابي به ضرايب پايايي بالا معمولاً شامل راهنماهاي مبسوطي است که طبقه ها را با دقت تعريف کند و مثالهاي نمره گذاري را ارايه دهد. از آنجايي که کاربرد چنين راهنماهايي نيازمند توجه زياد و تلاش وافر در تعميم دادن يک نمره واحد است، آنها بيشتر به جاي قاعده يا حکم، موارد استثنايي را نشان مي دهند.

پايايي تفسير کلي


توجه بيش از حد به رويکردهاي مختلف در تعيين پايايي ممکن است از لحاظ علمي خطر از دست دادن موضوع اصلي در پايايي را به همراه داشته باشد. آزمونها فنون جمع آوري اطلاعات مربوط به شخصيت هستند و معمولاً در خصوص ارايه پيش بيني هايي درباره رفتار آتي بر مبناي عملکرد شخصيت استوارند. به همين دليل، توجه غايي ما به پايايي بايد معطوف اين باشد که کدام آزمون مطرح است؛ يعني، هرگاه آزمون رورشاخ براي به دست آوردن توصيف جامعي از عملکرد کلي شخصيت به کار رود، آن گاه موضوع اصلي، پايايي اين توصيفهاي کلي است و نه پايايي طبقه هاي نمره گذاري فردي.

در ارزيابي پاياييهاي کلي چه چيزي مورد توجه قرار دارد؟ اين روشها به روشهايي شباهت دارند که قبلاً توصيف شدند. براي مثال، پايايي حاصل از روش دو نيمه سازي را مي توان با مقايسه تفسيرهاي حاصل از بررسي نيمه هاي قابل مقايسه آزمون ارزيابي کرد؛ پايايي حاصل از روش بازآزمايي شامل مقايسه تفسيرهاي حاصل از دو اجراي مختلف آزمون است؛ و پايايي بين داوران را مي توان با مقايسه تفسيرهاي حاصل از اجراي يک آزمون که توسط داوران مختلف صورت گرفته است، تعيين کرد. پايايي بين آزمايندگان را نيز مي توان به روش مشابهي ارزيابي کرد.

براي ارايه توصيفهاي کلي شخصيت که به طور آماري مي توان به همين شيوه آنها را با يکديگر مقايسه کرد، چهارچوبهاي توصيفي چندي در خصوص شخصيت مورد نياز است. يک روش موسوم کاربرد مجموعه اي از مقياسها يا ابعاد درجه بندي است که با آزمون و نوع اطلاعات توصيفي مورد نياز متناسب هستند. بدين ترتيب، تفسير به دنبال بررسي طرح کلي آزمون، با اختصاص دادن نمره ها يا جايگاهها به آزمودنيها بر اساس اين مقياسها صورت مي گيرد. يا آزمايندگان مي توانند به تعدادي از سؤالهاي صحيح - غلط يا چندگزينه اي در خصوص موضوع پاسخ دهند. روش مرسوم ديگر، استفاده از فن دسته بندي پرسش است. يک دسته بندي پرسش معمولي شامل 100 کارت است که هر کدام يک توصيف شخصيت را در بر مي گيرد. از آزماينده خواسته مي شود که طرح کلي آزمون را مطالعه کند و بعد، عبارتهاي توصيفي را در 9 دسته طبقه بندي کند که از حداقل وصف حال تا حداکثر وصف حال آزمودني را در بر مي گيرد. تعداد کارتهايي که در هر دسته قرار مي گيرند از قبل تعيين مي شوند. به طوري که هر داور توزيع يکساني از کارتها را به دست مي دهد. در تمام اين فنون، همبستگي رتبه اي يا درصد توافق روشها را مي توان براي تعيين يک شاخص عددي پايايي به کار برد (هرگاه قصد داشته باشيم که پاياييهاي مربوط به يک آزماينده واحد را تعيين کنيم، تعداد طرحهاي آزمونهاي مورد داوري بايد به اندازه کافي زياد باشد که آزماينده نتواند به ياد آورد يا حدس بزند که کدام مورد به کدام آزمودني تعلق داشته است).

پايايي به دست آمده از هر روش ارزيابي بايد با کاربرد همان روش متناسب باشد. هرگاه پيش بيني هاي مربوط به رويدادهاي به خصوصي ارايه شود، پايايي اين پيش بيني ها بايد مورد بررسي قرار گيرد. هرگاه توصيفهاي کلي شخصيت مورد توجه باشد، اين پاياييهاي آنهاست که مورد توجه قرار مي گيرند. گرچه اغلب منابع اساسي ديگري نيز در زمينه پايايي وجود دارد (مانند پايايي نمره گذار) که پاياييهاي نهايي به آنها بستگي دارند، پايايي روش مورد استفاده، سؤال مربوط به علاقه نهايي است.

پي نوشت:


807- Ghiselli

808- Nunnally

809- Bernstein

810- Dahlstrom

811- Welsh

812- Raymond B. Cattell

813- Gleser

814- Nanda

815- Rajaratnam

816- Jones

817- Reid

818- Holtzman

819- Gross

820- Murstein

821- Holt


منبع:تالیف:آی . لانیون،ریچارد و دی فلئونارد ، ترجمه:نقشبندی،سیامک و .... «ارزيابي شخصيت» ، نشر روان ،1385

اعتبار و پايايي

در اين مقاله با تفصيل به مفاهيم پايايي و اعتبار پرداخته ایم . اين بررسي براي دستيابي به يک درک مناسب از چشم انداز و محدوديتهاي روشهاي ارزيابي مختلف ضروري است. در عين حال، عوامل نامربوط نظامدار يا تحريفهاي پاسخ نيز مورد بحث قرار گرفته اند. اين تحريفها که بر کاربرد شيوه هاي ارزيابي شخصيت اثر مي گذارند، مشکل کوششهاي عمدي و حتي ناهشيار را براي ايجاد يک تأثير مطلوب (يا نامطلوب) در ديگران در بر مي گيرند.

پايايي، همان طوري که از نام آن بر مي آيد، به قابليت تکرار يا اعتماد يک اندازه يا شاخص مربوط مي شود. به عنوان يک مثال بسيار ساده، مي توان گفت که ديروز ما قد يک کودک را اندازه گرفته و مقدار 122/68 سانتي متر را به دست آورده ايم. ولي امروز فرد ديگري قد همان کودک را اندازه گرفته و مقدار 122/93 سانتي متر را گزارش کرده است. اين دو مقدار تا اندازه زيادي با يکديگر هماهنگ هستند؛ يعني، ما نوعي اندازهگيري اوليه از قد کودک را در نظر گرفته ايم که در بررسي مجدد تأکيد يا تکرار شده است. اين 0/25 سانتي متر اختلاف، اين واقعيت را نشان مي دهد که تکرار اندازه گيريها تقريباً همواره تا اندازه اي ثبات يا پايايي دارد و پذيرش اين نتيجه از جانب ما نشان مي دهد که اين بي ثباتي به اندازه اي نيست که سودمندي آن را انکار کنيم. بدين ترتيب، اختلاف 0/25 سانتي متر تحت اين شرايط به اندازه اي ناچيز است که مي توان آن را بي اهميت تلقي کرد. با وجود اين، در ساير اندازه گيريهاي فيزيکي اين سطوح تحمل بسيار کم هستند، مانند سيلندر موتور که اين تفاوت، اهميت بسياري دارد و سطح بالاتري از پايايي اندازه گيري مورد نياز است.

پايايي همان دقت نيست. دقت به ميزان صحتي اشاره مي کند که اندازه گيري را بر اساس آن مي توان مشخص کرد؛ بدين ترتيب، يک شيوه اندازه گيري که به ما امکان مي دهد تا نتايج را بر اساس يک هزارم سانتي متر گزارش کنيم، دقيقتر از آن اندازه گيري است که نتايج را بر اساس يک دهم سانتي متر به دست مي دهد. درجه دقت يک ابزار مکانيکي که امکان اندازه گيري 2/432 را فراهم مي سازد، يک هزارم سانتي متر است، ولي اگر تحت شرايط يکسان اين وسيله، مقدار 2/381 سانتي متر را به دست دهد، پايايي اين اندازه گيري به هيچ وجه منطبق با دقتي نخواهد بود که اين ابزار از آن برخوردار است.

اين ويژگي که اندازه گيريها را بايد "به اندازه کافي دقيق" انجام داد، در ارزيابي شخصيت نيز کاربرد دارد. اندازه گيري شخصيت در مقايسه با اندازه گيري خصوصيات فيزيکي مانند قد، هميشه نسبتاً فاقد دقت است؛ و بنابراين، تا اندازه اي ناپاياست. بدين ترتيب، ميزان دقت يک ابزار ارزيابي شخصيت بايد با پايايي آن همخواني داشته باشد. براي کساني که از چنين ابزارهايي استفاده مي کنند معمولاً ميزان شاخص پايايي مشخص شده است. ما مجدداً در يک فرصت مناسب به موضوع پايايي باز خواهيم گشت.

اندازه گيري شخصيت داراي شکل ديگري نيز هست که در اندازه گيريهاي فيزيکي به چشم نمي خورد و آن به استانداردهاي مورد قبولي مربوط مي شود که بر اساس آنها اندازه گيريها صورت مي گيرند. هيچ ترديدي وجود ندارد که يک ياردسنج (يا يک مترسنج) براي اندازه گيري فواصل خطي مانند قد مناسب است. با وجود اين، در ارزيابي شخصيت، غالباً سؤالهايي درباره صحت و دقت ابزارهاي اندازه گيري به منظور ارزيابي بُعد يا ويژگي مورد بررسي مطرح مي شوند. براي مثال، آيا واقعاً مي توان افسردگي را با شمارش پاسخهاي رنگي به موارد بي رنگ در آزمون رورشاخ اندازه گرفت؟ در اين مورد، نه تنها سؤال مربوط به شمارش پاياي اين پاسخها مطرح است، بلکه شکل ديگر و جدي تر اين است که آيا شمارش پاسخهاي رنگ به اندازه گيري درستي از افسردگي مي انجامد، درست به همان شيوه اي که علايم مندرج ياردسنج به شاخص معتبري از قد منجر مي شود (صحت يا اعتبار ابزارهاي اندازه گيري مورد استفاده در اندازه گيريهاي فيزيکي که درجات بسيار بالايي از دقت لازم را دارد، مشکلات چندي ايجاد کرده است.)

چون پيش از آنکه بتوانيم تعيين کنيم که آيا اندازه گيري در واقع به مفهوم مورد نظر مربوط مي شود يا خير، بايد از پايايي مناسب برخوردار باشد، ابتدا به بحث درباره پايايي مي پردازيم. معيارهاي آزمون تربيتي و روان شناختي که يک راهنماي عملي براي پايايي و اعتبار است، براي چندين سال توسط انجمن روان شناسي آمريکا انتشار يافته است (براي مثال، انجمن پژوهش تربيتي آمريکا- انجمن روان شناسي آمريکا- شوراي ملي اندازه گيري در تربيت، 1985) و تمام افرادي که فعالانه در ساختن ابزارهاي اندازه گري شخصيت و کاربرد آنها شرکت دارند، بايد اين راهنما را به دقت مطالعه کنند. کتاب راهنمايي که به منظور استفاده ويژه در زمينه انتخاب استخدامي به کار مي رود و با اين کتاب راهنما قابل مقايسه است، توسط شاخه روان شناسي صنعتي- سازماني انجمن روان شناسي آمريکا (1980) منتشر شده است. در اين کتاب راهنما توجه خاصي به موارد اعتبار و پايايي و تهيه ملاکها مبذول شده است و منبع مرجع سودمندي در اين زمينه ها محسوب مي شود.

پايايي


پايايي به قابليت تکرار يا قابليت اعتماد اندازه گيري اشاره دارد. در يک موقعيت فرضي که روش اندازه گيري کاملاً پاياست، فرض مي شود که هر گونه تغييري در اندازه گيري حاصل نشان دهنده يک تغيير واقعي در صفت مورد مطالعه است. بدين ترتيب، در چنين نظامي، افزايش يک کيلوگرم در مقياس نشان خواهد داد که وزن شيء مورد نظر دقيقاً يک کيلوگرم زياد شده است؛ به همين ترتيب، افزايش نمره حاصل از يک مقياس افسردگي نشان خواهد داد که پاسخ دهنده در حال حاضر افسردگي بيشتري دارد. پايايي يک اصطلاح کلي است؛ اصطلاحهاي همساني و ثبات به ترتيب براي توصيف پايايي وابسته به ابزار و پايايي مربوط به زمان به کار مي روند.

همساني به ميزان توافقي اشاره مي کند که از به کارگيري دو يا چند ابزار اندازه گيري (يعني، مقياسها، خط کشها يا آزمونها) حاصل مي شود. هر گونه ابزار اندازه گيري يا مجموعه ابزارها را مي توان برگرفته از جامعه گسترده اي از اين ابزارها (چه واقعي يا چه فرضي) در نظر گرفت که مي توان از آنها براي اندازه گيري اين صفت خاص استفاده کرد. همساني معمولاً با به کارگيري يک آزمون يا آزمونهاي همزمان ديگر مورد ارزشيابي قرار مي گيرد که ترجيحاً به طور تصادفي از جامعه در دسترس اندازه گيريها انتخاب مي شوند. اگرچه اين موضوع در اندازه گيري ابعاد فيزيکي مانند قد يا وزن به مشکلات اندکي مي انجامد، ولي با اين حال، مشکلات چندي را در ارزيابي شخصيت ايجاد مي کند. ما به زودي اين مشکلات را مورد بررسي قرار خواهيم داد.

ثبات به دقت اندازه گيري حاصل با گذشت زمان اشاره دارد. چنانچه از ابزار ديگري براي اندازه گيري مجدد استفاده شود، بازآزمايي با گذشت زمان علاوه بر ثبات، همساني را نيز شامل مي شود. هرگاه در دو بار اندازه گيري از يک ابزار استفاده شود، ارزيابي مستقيم ثبات اندازه گيري را مي توان انجام داد. بدين ترتيب، ناتواني در رسيدن به پايايي کامل به واسطه ناهمسانيها يا خطاهايي است که تابع تغييرات حاصل در نظام مورد نظر با گذشت زمان يا تابع تغييرات مربوط به ابزار مورد نظر و يا هر دو هستند.

به طور کلي، پايايي به شواهد مختلفي اشاره مي کند که در صدد توصيف يک توافق کلي ميان عمليات اندازه گيري هستند. هر کدام از اين شواهد بر منبع معيني از عدم توافق يا خطا تأکيد مي کند و بقيه منابع را ناديده مي گيرد. اندازه گيري شخصيت شامل گرفتن نمونه اي از رفتار در يک زمان و روز معين در قبال مجموعه معيني از محرکهاست. البته اين پاسخها بايد بر طبق يک شيوه معين توسط يک آزماينده خاص ثبت شوند. بعضي از خطاهاي نمونه گيري با هر کدام از اين "موارد خاص" رابطه دارند. اين زمان خاص نمونه اي از يک دوره زماني است و اين مجموعه خاص از محرکها يا سؤالها نمونه اي از يک دسته واقعي يا فرضي از محرکها در دسترس است. بسيار اهميت دارد که بتوانيم مشخص کنيم که يک پاسخ يا نمره خاص، احتمالاً تا چه اندازه به عنوان تابعي از تغييرات در هر کدام از اين خصوصيات اندازه گيري تغيير مي کند. متأسفانه، اين نوع اطلاعات به ندرت در ارزيابي شخصيت به چشم مي خورد. 

بررسي کتاب هاي درسي در زمينه نظريه روان سنجي (براي مثال گيزلي(807)، 1964؛ نانالي(808)و برنشتاين(809)، 1994) نشان مي دهد که فرضهاي فلسفي متخصصان در زمينه مبناي اندازه گيري روان شناختي با يکديگر متفاوت است. اين تفاوتها در فلسفه به تفاوتهاي چندي در توصيف دقيق مفهوم و معناي پايايي و تفاوتهايي در شيوه هاي پيشنهادي براي اندازه گيري پايايي يک شاخص انجاميده است. در اين فصل، ما مي کوشيم تا مسير ميانه اي را از ميان رويکردهاي مختلف برگزينيم و در عين حال، علاوه بر موضوعهايي که فراتر از طيف اين کتاب قرار مي گيرند، از ناهمسانيها نيز اجتناب کنيم.

ما با اين نکته شروع مي کنيم که پايايي به طور تنگاتنگي با مفهوم خطاي اندازه گيري رابطه دارد. خطاهاي اندازه گيري را مي توان به صورت منظم يا تصادفي در نظر گرفت. هرگاه ما زمان را از روي ساعتي مشاهده کنيم که همواره پنج دقيقه جلوست، مرتکب يک خطاي منظم شده ايم. از طرف ديگر، هرگاه اين ساعت درست ولي به اندازه اي دور از ما قرار گرفته باشد که ما نتوانيم عقربه دقيقه شمار را بخوانيم، مرتکب يک خطاي تصادفي شده ايم. خطاهاي منظم را مي توان به صورت خطاهايي در نظر گرفت که با اشتباههاي معلوم رابطه دارند؛ و خطاهاي تصادفي را که به متوسط نمره درست يا مطلق گرايش دارند، مي توان زماني به صورت "موارد نامعلوم" در مشاهده در نظر گرفت که تمام خطاهاي منظم شناسايي يا حذف شده باشند.

به عبارت ديگر، خطاهاي اندازه گيري تصادفي با روش اندازه گيري "شکل مي گيرند"، درست مانند زماني که مي کوشيم با يک خط کش که تنها با اينچ مدرج شده است با تقريب يک دهم اينچ اندازه گيري کنيم يا هنگامي که سعي مي کنيم "افسردگي" را با يک پرسشنامه مداد و کاغذي کلي که فاقد ويژگيهاي باليني ضروري افسردگي است، ارزيابي کنيم. برخلاف اين خطاهاي تصادفي که اجتناب از آنها مشکل است، خطاهاي منظم مشخص تر و صحيح تر هستند. به يک معنا، خطاهاي منظم ناشي از سازنده يا استفاده کننده آزمون هستند تا اينکه به خود ابزار اندازه گيري برگردند. هرگاه ما يک مقياس افسردگي را روي آزمودنيهايي اجرا کنيم که در يک فرهنگ (يا خرده فرهنگ) متفاوت زندگي مي کنند در مقايسه با آزمودنيهايي که از هنجارهاي مناسبي برخوردارند، يا هرگاه دستورالعملهاي فشارزايي را به کار ببريم که آشکارا از دستورالعملهاي مربوط به جامعه هنجاري متفاوت باشند، در معرض خطاي منظم قرار خواهيم داشت. اين خطاهاي منظم بالقوه را مي توان و البته بايد با تنظيم هنجارهاي جديد مبتني بر گروه فرهنگي مناسب يا شرايط ديگر سنجش تصحيح کرد.

نظريه پردازان روان سنجي در کوششهاي خود براي به کميت درآوردن پايايي، به طور سنتي به مشخص کردن سهم خطاهاي تصادفي در پايايي کم پرداخته اند. عقايد آنها درباره اينکه آيا بايد خطاهاي منظم را نيز به عنوان منبع ناپايايي اندازه گيري در نظر گرفت با يکديگر اختلاف دارد، و از اين رو، ماحصل اين اختلاف عقيده در شاخص عددي پايايي انعکاس يافته است. تعدادي از شاخصهاي متداول پايايي نشان دهنده خطاي تصادفي هستند؛ و تعدادي نيز بعضي از منابع خطاي منظم و نه تمام آنها را نشان مي دهند. در نسخه تجديدنظرشده جديدتر معيارهاي سنجش تربيتي و روان شناختي (1985) با تصديق اين موضوع که روشهاي مختلف محاسبه پايايي، شامل منابع مختلف خطا هستند، توصيه شده است که پژوهشگران بايد دقيقاً روشن کنند، چه روشهايي را در به دست آوردن شاخص پايايي خاص مورد نظر به کار برده اند.

اکنون به روشهاي متداول محاسبه پايايي توجه کنيد. شاخص سنتي پايايي، ضريب پايايي است که مي توان آن را هم به عنوان همبستگي بين نمره هاي واقعي آزمون و نمره هاي "واقعي" فرضي و هم به عنوان متوسط همبستگي بين نمره هاي واقعي آزمون و ساير آزمونهاي احتمالي که همان خصوصيت را اندازه مي گيرند، در نظر گرفت. رويکردهاي عملي زير که براي محاسبه پايايي به کار مي روند، با اين تعريف شباهت دارند.

همان طوري که قبلاً اشاره کرديم، آن نوع پايايي که صرفاً با خطاي تصادفي رابطه دارد (خطاهاي ناشي از اين واقعيت که محتواي آزمون صرفاً نمونه اي از کل محتواست که ويژگي مورد نظر را در بر مي گيرد)، ثبات يا ثبات دروني آزمون ناديده مي شود. ثبات را مي توان به شيوه هاي مختلف ارزيابي کرد. يک روش، تقسيم آزمون به دو نيمه قابل مقايسه است که با يکديگر همبسته هستند. بدين ترتيب، همبستگي حاصل با استفاده از فرمولي که فرمول پيشگويي اسپيرمن - براون ناميده مي شود، با توجه به ارزش مورد انتظار براي کل آزمون "تصحيح" مي شود. چنين برآوردي از ثبات که با مقايسه ماده هاي زوج و فرد آزمون به دست مي آيد، ثبات پايايي از طريق دو نيمه کردن ناميده مي شود. روش ديگر، تعيين ثبات از طريق کاربرد نسخه هاي مشابه يا جانشين (يا موازي) آزمون است. همبستگي بين اين نسخه ها اساساً با همبستگي تصحيح شده بين دو نيمه آزمون مطابقت مي کند. هنگامي که نسخه هاي جانشين در دسترس نباشند، راه حل رايج، استفاده از روش بازآزمايي است. همبستگي بين اين دو مجموعه از نمره ها ضريب پايايي بازآزمايي ناميده مي شود.

يکي ديگر از روشهاي محاسبه پايايي که از لحاظ آماري تا اندازه اي پيچيده تر است، با استفاده از فرمول پايايي کودر- ريچاردسون صورت مي گيرد (کودر و ريچاردسون، 1937). مهمترين اجزاي اين فرمول شامل درصد ماده هاي نمره گذاري شده به شيوه اي خاص، همبستگيهاي بين ماده ها و نمره کل و انحراف معيار آزمون است. اين داده ها در فرمولي قرار مي گيرند که برآورد خوبي از ثبات را به دست مي دهد، به شرطي که آزمون مورد نظر تنها يک عامل آماري را اندازه گيري کند. متداولترين ضريب پايايي از اين دست که ضريب آلفا (کرونباخ، 1951) ناميده مي شود، "ميانگين تمام ضرايب دو نيمه سازي حاصل از نيمه هاي مختلف آزمون است (آناستازي، 1988)، قطع نظر از اينکه اين ماده ها دوارزشي يا چندارزشي هستند". دشواريهاي اين روش فراتر از دامنه اين کتاب هستند، ولي با اين حال، اين روشها در بسياري از کتابهاي درسي روان سنجي مورد بحث قرار گرفته اند.

همبستگيهاي بازآزمايي و نسخه هاي جانشين اطلاعاتي را فراتر از ثبات آزمون به دست مي دهند. چنانچه آزمودنيها در هنگام اجراي آزمون مجدد، پاسخ بعضي از ماده ها را به ياد آورند، امکان دارد که همان پاسخها را صرفاً بر اساس حافظه بدهند؛ يعني، يک اثر منظم که ممکن است به افزايش ساختگي اين همبستگي بينجامد. يا همان طوري که قبلاً بدان توجه شد، شرايط اجراي يک جلسه آزمون از يک نوبت به نوبت بعدي ممکن است تغيير کند و اين امر به منابع ناشناخته خطاي منظم مي انجامد. يا آزمودنيها ممکن است خصوصيتي را که اندازه گيري مي شود تغيير دهند، در چنين شرايطي از ميزان ضريب پايايي کاسته مي شود.

در عمل از کدام روش محاسبه ضريب پايايي بايد استفاده کرد؟ يک پاسخ ساده اين است که ضريب پايايي بايد انواع مختلف خطاهايي را که استفاده کننده آزمون به آنها علاقه مند است، انعکاس دهد. بنابراين، هرگاه ما در اندازه گيري يک مفهوم به پايايي آزمون علاقه مند باشيم، شاخص ثبات (آلفاي کرونباخ يا دو نيمه سازي) مناسب خواهد بود. چنانچه در اجراهاي مکرر و تحت شرايط مختلف به ثبات آزمون توجه نشان دهيم، آن گاه پايايي بازآزمايي يا نسخه هاي جانشين از مناسبت بيشتر برخوردار خواهند بود. در شرايط آرماني، سازنده آزمون هر دو مجموعه از داده ها را فراهم خواهد ساخت.

حدود قابل قبول ضرايب پايايي کدام اند؟ براي پاسخ به اين سؤال، ما بايد به شيوه اي توجه کنيم که بر اساس آنها، اين ضرايب را مي توان در عمل به کار برد. معمولاً، کليد اصلي به خطاي معيار اندازه گيري مربوط مي شود؛ کميتي که مستقيماً از روي ضريب پايايي و انحراف معيار نمره هاي حاصل به دست مي آيد. اگر ضريب پايايي را با r و انحراف معيار را با s نشان دهيم، خطاي معيار اندازه گيري را مي توان با توجه به فرمول sراديکال r-1 محاسبه کرد. براي نشان دادن معنا و کاربرد خطاي معيار اندازه گيري، مقياس Sc مربوط به MMPI را در نظر بگيريد. برآوردهاي ثبات دروني (ضرايب همبستگي دو نيمه آزمون) اين مقياس در حدود 0/91 گزارش شده است (دالستروم(810)، ولش(811) و دالستروم، 1975، ص 260). انحراف معيار تمام مقياسهاي MMPI براي نمره هاي مقياس بندي شده برابر با 10 است. حال خطاي معيار اندازه گيري را مي توان از فرمول ياد شده محاسبه کرد که برابر است با 10 راديکال 0/9-1 يا 3؛ يعني، مي توان گفت که هرگاه امکان اجراي اين آزمون به دفعات بسيار زياد وجود داشته باشد، متوسط نمره هاي Sc حاصل برابر با نمره هاي "واقعي" مي شود، ولي اين نمره ها با انحراف معيار 3 پيرامون اين ميانگين توزيع مي يافتند.

اگر توزيع نمره ها کاملاً نامتقارن نباشد، تقريباً دوسوم نمره ها در داخل يک انحراف معيار نسبت به ميانگين قرار مي گيرند. بنابراين، احتمال اينکه نمره حاصل از هر اجراي آزمون معين در سه واحد نسبت به نمره "واقعي" قرار گيرد، حدود دوسوم است. به عبارت ديگر، اگر يک پاسخ دهنده در مقياس Sc نمره 55 را کسب کند؛ احتمال اينکه نمره "واقعي" در سه واحد نمره 55، يعني، 52 و 58 قرار گيرد، دوسوم است. با همين استدلال، از آنجايي که حدود 95 درصد نمره هاي يکتوزيع کاملاً متقارن در دو انحراف معيار نسبت به ميانگين قرار مي گيرند، 95 درصد يا 19 مورد از 20 مورد احتمال وجود دارد که نمره واقعي پاسخ دهنده در فواصل 6 واحدي نمره 55، يعني بين 49 و 61 قرار گيرد.

همان طوري که تا اندازه اي در مورد مقياس D آزمون MMPI صادق است، فرض کنيد که مقدار اين ضريب پايايي (دو نيمه سازي) به جاي 0/91 برابر با 0/75 باشد (دالستروم، ولش و دالستروم، 1975، ص 260). با توجه به انحراف معيار 10، اين فرمول مقدار خطاي معيار اندازه گيري را برابر با 10 راديکال 0/75-1 يا 5 نشان مي دهد. اين موضوع در عمل به معناي آن است که هرگاه پاسخ دهنده اي در مقياس D نمره 60 را به دست آورده باشد، و ما بخواهيم دامنه اي را چنان تعيين کنيم که با احتمال 95 درصد نمره "واقعي" را در برگيرد، اين دامنه بايد بين 50 تا 70 باشد. هر چقدر ضريب پايايي کمتر باشد، ميزان اعتمادي را که مي توان نسبت به نمره به عنوان برآوردي از ميزان "واقعي" خصوصيتي داشت که پاسخ دهنده آن را داراست، کمتر است.

نظريه تعميم پذيري


در سال 1964، ريموند بي.کتل(812) سه روش عمده را مطرح کرد که بر اساس آنها "اثبات آزمون" را مي توان اندازه گيري کرد (البته وي اين اصطلاح کلي را بيشتر از اصطلاحهاي ديگر ترجيح مي داد). اولين روش، ثبات و توافق نمره ها در دفعات متوالي اجراست؛ يعني، تغييراتي که در يک آزمون و روي يک گروه از افراد در زمانهاي مختلف صورت مي گيرد. کتل اين ثبات را "پايايي" ناميد. دومين نوع ثبات به آزمونهاي مختلف ( يا بخشهاي يک آزمون که معمولاً ماده هاي انفرادي هستند) بر مي گردد و شامل توافق مربوط به يک بار اجراست که با استفاده از چند آزمون (يا بخشهاي آزمون) روي يک گروه از افراد صورت مي گيرد. اين ثبات "همگني" ناميده مي شود. نوع سوم ثبات به افراد مختلف بر مي گردد و شامل توافقي است که در مورد معناي نمره هاي يک آزمون که در يک زمان معين روي مجموعه هاي مختلفي از افراد اجرا شده است. اين نوع ثبات "انتقال پذيري" ( يا سرسختي) ناميده مي شود.

در يک رويکرد مشابه، کرونباخ، گليزر(813)، ناندا(814) و راجارتنام(815) (1972) فرض کردند که اساسي ترين موضوع در پايايي، سؤال مربوط به تعميم دادن مشاهده ها يا اندازه گيريها به طبقه ديگري از مشاهده هاست. بنابراين، به نظر آنها پايايي بايد به بررسي ميزاني مربوط شود که بر اساس آن، نمره هاي حاصل، معرف نمره هاي به دست آمده از شرايط ديگر يا "مجموعه هاي مرجع" مختلف است. مثالها مطالعه نمره هاي حاصل از نمره گذاران مختلف، ماده هاي آزمون، روشها، مشاهده کننده ها يا دفعات مختلف را در بر مي گيرند. همان طوري که در يک بحث دقيق درباره اين روش توسط ويگينز(1973) مورد تأکيد قرار گرفت، يکي از مزيتهاي اصلي اين روش در آن است که پژوهشگران را وا مي دارد که در خصوص مجموعه مرجع خاصي که مايل اند مشاهده هاي خودشان را بدان تعميم دهند، صريح و روشن باشند. اين امر تا اندازه اي از تمايز سنتي بين پايايي و اعتبار مي کاهد. جونز(816)، ريد(817) و پترسون(1975) در نظام کدگذاري رفتاري خودشان، مثال خوبي را در زمينه مطالعه کمّي تعميم پذيري گزارش کردند. در اين مطالعه، آزمودنيها، مشاهده کنندگان و دفعات مختلف، مجموعه هاي مرجع تعميم بودند.

پايايي و فنون فرافکن


نمره هاي کمّي حاصل از آزمونهاي فرافکن چنانچه با روشهايي که توصيف شدند ارزيابي شوند، اغلب پايايي اندکي دارند. از آنجايي که پايايي يک اندازه يا شاخص، حد بالايي را بر سودمندي بالقوه يا اعتبار آن تحميل مي کند، پاياييهاي کم اغلب در بررسيهاي پژوهشي روي اين آزمونها مسئول اعتبارهاي پايين قلمداد مي شوند. از طرف ديگر، همچنين استدلال شده است که روشهاي معمول براي ارزيابي پايايي را نمي توان براي ابزارهاي فرافکن به کار برد. براي مثال، گفته مي شود که روش دونيمه سازي براي آزمون رورشاخ نامناسب است، زيرا غيرممکن است که بتوان اين ده کارت را به گونه اي تقسيم کرد که دو نيمه قابل مقايسه را به دست دهد. پايايي بازآزمايي را نيز نمي توان به کار برد، زيرا آزمون مجدد، در واقع، يک تجربه روان شناختي متفاوت از آزمون اوليه است و چون گفته مي شود که فنون فرافکن نسبت به تغييرات جزيي در آزمودني حساس هستند، در واقع، به نظر مي رسد که در برخي از آزمونهاي فرافکن فرض مي شود که اين ابزارها کاملاً پايا هستند و اينکه تغييرات مشاهده شده در پاسخهاي آزمون با گذشت زمان مؤيد تغييرات واقعي در فرد هستند. بسياري از ويژگيهايي که اين آزمونها با آنها سرو کار دارند، مانند خُلق يا سطح انرژي با گذشت زمان تغيير مي کنند و بدين وسيله استدلال محکمي را دال بر اين مفروضه به دست مي دهند. با وجود اين، هر گونه شناخت واقعي از مشکلات پايايي اندازه گيري بايد به اين نتيجه منجر شود که بسياري از اين تغييرات، اگرچه نه همه آنها، تابعي از پايايي فرعي اين ابزارهاست. 

مشکلات اندازه گيري در ناپايايي هر آزمون تأثير دارد، ولي بعضي از مشکلات به ويژه در خصوص ابزارهاي فرافکن ايجاد مي شود. به طور کلي، مواد محرک مورد استفاده در آزمونهاي فرافکن با توجه به اينکه طبقه هاي نمره گذاري مختلف به طور مناسبي بر اساس محرکها تنظيم شوند، انتخاب نمي شوند. براي مثال، متوسط تعداد پاسخهاي حرکت (M) براي افرا غيربيمار در آزمون رورشاخ با توجه به انحراف معيارحدود 2، برابر 4 و متوسط جزئيات نادر (Dd) تنها برابر يک است (اکسنر، 1990). در عمل حداکثر پايايي اين اندازه گيريها همان طوري که نشان دادن اعتبارهاي معنادار امري تقريباً غيرممکن است، پايين است.

غالباً همان طور که در مورد آزمون TAT صادق است، نظامهاي نمره گذاري تا چند سال بعد از اينکه مواد محرک انتخاب شده باشند، تنظيم نخواهند شد. در آزمون TAT، آزمايندگان حتي در اين مورد اختيار دارند که کدام محرک را سرانجام به کار ببرند. اين رشد اتفاقي طبقه هاي نمره گذاري در ميزان پاياييهاي کم، تأثير دارد. نمره هاي نسبي (و تفاوت آنها) همان گونه که در آزمون رورشاخ به کار مي روند، به ويژه نسبت به پاياييهاي کم، حساس هستند. هولتزمن(818) در تهيه HIT، به انتخاب کارتهايي توجه کرد که در کميتهاي نمره گذاري تأثير خاصي داشتند؛ در نتيجه، پاياييهاي اکثر طبقه هاي HIT مناسبتر هستند. 

مشکل ديگر شامل استاندارد بودن دستورالعملهاست. راهنماييهاي مربوط به اجراي اکثر زبانهاي فرافکن استاندارد نشده اند، به طوري که به آزماينده امکان دهند تا به طور معناداري بر پاسخهاي آزمودني اثر گذارند. حتي اگرچه در نظام کنوني اکسنر(1986)، آزمون رورشاخ بر کاربرد ابزارهاي استاندارد شده تأکيد مي کند، آزماينده مي تواند هنوز تفاوت قايل شود. براي مثال، گراس(819) (1959) آزمون رورشاخ را روي 30 بيمار اجرا کرد، و در خصوص 20 نفر از آنها با گفتن "بسيارخوب" يا تکان دادن سر پس از هر پاسخ محتواي انسان تقويت اجتماعي را براي آنها فراهم کرد. بيماراني که بدين ترتيب تقويت شدند، در مقايسه با 10 نفر ديگر به طور معناداري پاسخهاي محتواي انسان بيشتري را ارايه دادند. اهميت اين تفاوتهاي ظريف آزماينده که ممکن است او به آنها واقف نباشد، بايد براي خواننده روشن باشد.

حتي مشکل غامضتر اين است که به آزمودنيها اغلب اجازه داده مي شود که پاسخهاي مختلف چندي بدهند که طولهاي نابرابري دارند. احتمالاً اثر محتواي روان شناختي يک پاسخ يا مجموعه پاسخهاي طولاني در مقايسه با يک پاسخ کوتاه متفاوت است. پاسخهاي کوتاه در آزمون رورشاخ يا TAT، عمدتاً مواد رايج يا پيش پا افتاده را شامل مي شوند. پراکندگي در طول پاسخ همچنين انجام مقايسه هاي آماري را بي اندازه مشکل مي کند.

مشکل ديگر در نمره گذاري تجلي مي کند. در بعضي آزمونها مانند MMPI، نمره گذاري جنبه مکانيکي دارد؛ يعني، هيچ گونه قضاوت ذهني در خصوص طبقه يک پاسخ صورت نمي گيرد يا قضاوت ذهني اندکي مورد استفاده قرار مي گيرد. همين موضوع در مورد بعضي از طبقه هاي نمره گذاري آزمونهايي مانند رورشاخ صادق است. براي مثال، هنگامي که داده ها جمع آوري مي شوند، تعيين تعداد کل پاسخهاي ارايه شده شامل هيچ قضاوتي نيست و يا قضاوت ناچيزي را در بر مي گيرد. به همين ترتيب، اندازه گيري بلندي يک شکل نقاشي يا مساحت کل آن، يک روش نسبتاً مکانيکي است. ولي با اين حال، تعيين اکثر نمره هاي حاصل از آزمونهاي فرافکن شامل چندين قضاوت ذهني است، براي مثال، آيا اين پاسخ رورشاخ شامل رنگ يا حرکت انسان است؟ آيا اين داستان TAT نياز به پيشرفت يا مهرورزي را نشان داده و يا اينکه هر دو را نشان مي دهد؟ در خصوص آن دسته از آزمونهاي فرافکن که چند روش نمره گذاري مختلف ولي مشابه را در بر مي گيرند، مشکل حتي شديدتر است.

اگرچه سؤال مربوط به پايايي نمره گذار به طور ساده يک توافق بين داوران و درون داوران است، ولي بايد به خاطر داشت که ناپايايي نمره گذاري در ناپايايي آزمون تأثير مي گذارد. مورستاين(820) (1963، ص 146-144) جدول خلاصه اي از پاياييهاي نمره گذاران را در خصوص ويژگيهاي نمره گذاري شده از آزمون TAT ارايه کرده است. از 45 مطالعه اي که پايايي تحت لواي همبستگي در آنها گزارش شده بود، ميانه پايايي نمره گذاران 0/74 به دست آمد. با پاياييهايي از اين دست، مشکلات دستيابي به سطوح قابل قبول پايايي آزمون در واقع زياد هستند. با وجود اين، مي توان در اين زمينه به پاياييهاي بالاتري نيز دست يافت. در اين خصوص، هولت(821) (1978) داده هاي TAT حاصل از چند منبع را گزارش کرد که حاکي از پايايي بالاي نمره گذاران تا سقف 0/90 بودند. دستيابي به ضرايب پايايي بالا معمولاً شامل راهنماهاي مبسوطي است که طبقه ها را با دقت تعريف کند و مثالهاي نمره گذاري را ارايه دهد. از آنجايي که کاربرد چنين راهنماهايي نيازمند توجه زياد و تلاش وافر در تعميم دادن يک نمره واحد است، آنها بيشتر به جاي قاعده يا حکم، موارد استثنايي را نشان مي دهند.

پايايي تفسير کلي


توجه بيش از حد به رويکردهاي مختلف در تعيين پايايي ممکن است از لحاظ علمي خطر از دست دادن موضوع اصلي در پايايي را به همراه داشته باشد. آزمونها فنون جمع آوري اطلاعات مربوط به شخصيت هستند و معمولاً در خصوص ارايه پيش بيني هايي درباره رفتار آتي بر مبناي عملکرد شخصيت استوارند. به همين دليل، توجه غايي ما به پايايي بايد معطوف اين باشد که کدام آزمون مطرح است؛ يعني، هرگاه آزمون رورشاخ براي به دست آوردن توصيف جامعي از عملکرد کلي شخصيت به کار رود، آن گاه موضوع اصلي، پايايي اين توصيفهاي کلي است و نه پايايي طبقه هاي نمره گذاري فردي.

در ارزيابي پاياييهاي کلي چه چيزي مورد توجه قرار دارد؟ اين روشها به روشهايي شباهت دارند که قبلاً توصيف شدند. براي مثال، پايايي حاصل از روش دو نيمه سازي را مي توان با مقايسه تفسيرهاي حاصل از بررسي نيمه هاي قابل مقايسه آزمون ارزيابي کرد؛ پايايي حاصل از روش بازآزمايي شامل مقايسه تفسيرهاي حاصل از دو اجراي مختلف آزمون است؛ و پايايي بين داوران را مي توان با مقايسه تفسيرهاي حاصل از اجراي يک آزمون که توسط داوران مختلف صورت گرفته است، تعيين کرد. پايايي بين آزمايندگان را نيز مي توان به روش مشابهي ارزيابي کرد.

براي ارايه توصيفهاي کلي شخصيت که به طور آماري مي توان به همين شيوه آنها را با يکديگر مقايسه کرد، چهارچوبهاي توصيفي چندي در خصوص شخصيت مورد نياز است. يک روش موسوم کاربرد مجموعه اي از مقياسها يا ابعاد درجه بندي است که با آزمون و نوع اطلاعات توصيفي مورد نياز متناسب هستند. بدين ترتيب، تفسير به دنبال بررسي طرح کلي آزمون، با اختصاص دادن نمره ها يا جايگاهها به آزمودنيها بر اساس اين مقياسها صورت مي گيرد. يا آزمايندگان مي توانند به تعدادي از سؤالهاي صحيح - غلط يا چندگزينه اي در خصوص موضوع پاسخ دهند. روش مرسوم ديگر، استفاده از فن دسته بندي پرسش است. يک دسته بندي پرسش معمولي شامل 100 کارت است که هر کدام يک توصيف شخصيت را در بر مي گيرد. از آزماينده خواسته مي شود که طرح کلي آزمون را مطالعه کند و بعد، عبارتهاي توصيفي را در 9 دسته طبقه بندي کند که از حداقل وصف حال تا حداکثر وصف حال آزمودني را در بر مي گيرد. تعداد کارتهايي که در هر دسته قرار مي گيرند از قبل تعيين مي شوند. به طوري که هر داور توزيع يکساني از کارتها را به دست مي دهد. در تمام اين فنون، همبستگي رتبه اي يا درصد توافق روشها را مي توان براي تعيين يک شاخص عددي پايايي به کار برد (هرگاه قصد داشته باشيم که پاياييهاي مربوط به يک آزماينده واحد را تعيين کنيم، تعداد طرحهاي آزمونهاي مورد داوري بايد به اندازه کافي زياد باشد که آزماينده نتواند به ياد آورد يا حدس بزند که کدام مورد به کدام آزمودني تعلق داشته است).

پايايي به دست آمده از هر روش ارزيابي بايد با کاربرد همان روش متناسب باشد. هرگاه پيش بيني هاي مربوط به رويدادهاي به خصوصي ارايه شود، پايايي اين پيش بيني ها بايد مورد بررسي قرار گيرد. هرگاه توصيفهاي کلي شخصيت مورد توجه باشد، اين پاياييهاي آنهاست که مورد توجه قرار مي گيرند. گرچه اغلب منابع اساسي ديگري نيز در زمينه پايايي وجود دارد (مانند پايايي نمره گذار) که پاياييهاي نهايي به آنها بستگي دارند، پايايي روش مورد استفاده، سؤال مربوط به علاقه نهايي است.

پي نوشت:


807- Ghiselli

808- Nunnally

809- Bernstein

810- Dahlstrom

811- Welsh

812- Raymond B. Cattell

813- Gleser

814- Nanda

815- Rajaratnam

816- Jones

817- Reid

818- Holtzman

819- Gross

820- Murstein

821- Holt


منبع:تالیف:آی . لانیون،ریچارد و دی فلئونارد ، ترجمه:نقشبندی،سیامک و .... «ارزيابي شخصيت» ، نشر روان ،1385

تحليل خوشه اي

 مرز بندي و تفكيك زماني- مكاني به واحدهاي مستقل از يكديگر بر اساس يك يا چند معيار مفروض همواره در كانون توجه جغرافيدانان بوده است. امروزه با استفاده از تكنيك هاي نوين آماري، اقليم شناسان به دنبال استفاده از روشهايي مي باشند كه با حداقل خطا، واقعيت هاي موجود در پهنه هاي اقليمي را آشكار سازند. تحليل خوشه اي يكي از روشهاي آماري است كه در زمينه كاهش داده ها و پيدا كردن گروههاي واقعي مورد استفاده قرار مي گيرد. دسته بندي بر اساس مشابهت ها يا عدم مشابهت ها انجام مي شود. به اين ترتيب مي توان از روشهاي پايگاني انباشتي و يا پايگاني شكافتي استفاده نمود. در روش انباشتي هر فرد، ابتدا يك گروه مجزا را تشكيل مي دهد، سپس گروههاي نزديك به هم بتدريج تركيب مي شوند تا در نهايت كليه افراد يا اعضا در يك گروه قرار مي گيرند. ولي در روش شكافتي ابتدا كليه افراد در يك گروه قرار مي گيرند، سپس اين گروه به دو گروه و دو گروه به چند گروه به نحوي تقسيم مي شود كه در نهايت هر فرد در گروه خود جاي گيرد. در روش انباشتي ضريب تشابه و در روش شكافتي همگني درون گروهي ملاك گروه بندي است(مسعوديان).


         تجزيه خوشه اي يك عنوان كلي براي يك سري از روشهاي رياضي است كه براي پيدا كردن شباهت بين مواد در يك مجموعه بكار مي رود. هدف بسياري از فعاليتهاي تحقيقاتي پي بردن به اين است كه كداميك از مواد موجود در يك مجموعه مشابه و يا متفاوت هستند. بدين منظور بهترين روش استفاده از طبقه بندي است. روشهاي تجزيه خوشه اي عمل طبقه بندي را با استفاده از فرمولهاي رياضي انجام مي دهد. بنا براين مي توان گفت تجزيه خوشه اي اصولي ترين روش براي برآورد شباهت بين افراد در يك مجموعه است(فرشاد فر).


         در تجزيه خوشه اي معمولا p صفت بر روي n ماده اندازه گيري مي شود و بعد يك ماتريس n*p از داده هاي خام تشكيل مي شود. سپس ماتريس داده هاي خام به ماتريس شباهتها يا فاصله ها تبديل شده و با استفاده از يكي از تكنيكهاي طبقه بندي مواد رابر اساس شباهت بين آنها گروهبندي مي كنند. هدف از تشكيل خوشه ها يا دسته ها آن است كه در هر دسته موادي را قرار دهيم كه داراي پراش يا تنوع كمتري نسبت به پراش و تنوع موجود بين دسته ها باشند(همان منبع).


          اگر دريك تحليل مؤلفه مبنا ماتريس داده ها آرايش s داشته باشد براي هر زمان دلخواه مي توان مقدار  مؤلفه را جايگزين  متغير مشاهده شده در آن روز دانست. درعين حال چون كاملاً امكان پذير است كه مقدار بيش از يك مؤلفه براي هر  t ارزش عدد زيادي داشته باشد نمي توان بزرگترين نمره ازميان k مؤلفه ياد شده را نماينده t دانست. برپايه اين استدلال به نظر مي رسد بجاي روشي كه تاكنون متداول بوده و براي شناسائي رابطه الگوهاي گردشي جو مياني با رويدادهاي محيطي بالاترين و پايين ترين نمرات مؤلفه ها بكار گرفته مي شده اند بهتر است بعد زماني ماتريس داده ها (ماتريس نمرات مؤلفه ها) با توجه به مقادير نمرات مؤلفه ها دسته بندي شود.


چون قبل از انجام دسته بندي هيچ ايده اي درباره تعداد دسته ها نداريم انجام تحليل خوشه اي براي شناسايي دسته ها عملي به نظر مي رسد. دراين صورت مثلاً k مؤلفه متعلق به  t1 با k مؤلفه متعلق به  t2  تک تک بايكديگر مقايسه ميشوند تا درجه همانندي آنها با يكديگر آشكار شود سپس تمامي t ها برحسب درجه همانندي با يكديگر خوشه مي شوند. بنابراين دريك تحليل خوشه اي دوگام اساسي وجود دارد.گام اول محاسبه درجه همانندي افراد با يكديگر وگام دوم چگونگي ادغام (پيوند) افراد برحسب درجه همانندي آنها با يكديگر است.


    بسته به روشي كه براي محاسبه درجه همانندي وچگونگي ادغام انتخاب مي كنيم يك تحليل خوشه اي را مي توان به شيوه هاي مختلفي اجرا كرد.


   براي محاسبه درجه همانندي روشهاي مختلفي پيشنهاد شده است كه برخي از آنها عبارتند از: فاصله اقليدسي، فاصله همبستگي، فاصله همينگ، فاصله ماهالانوبيس، فاصله مينكوسكي، فاصله كوسينوسي، فاصله بلوک شهري، فاصله جاكارد و فاصله چبيشف.


       درمطالعات اقليمي غالباً براي محاسبه درجه ناهمانندي (همانندي) از فاصلة اقليدسي استفاده ميشود. درمواردي كه مقياس اندازه گيري متغيرها متفاوت و داراي دامنه هاي مختلفي باشند استفاده از فاصله اقليدسي استاندارد شده توصيه مي شود.


پس از اندازه گيري درجه همانندي بايدشيوه اي براي ادغام اقلامي كه  بالاترين همانندي را نشان داده اند بكار برد. شيوه هاي مختلفي براي ادغام معرفي شده اند كه از آن جمله اند: پيوند تكي ، پيوند كامل، پيوند متوسط، پيوند وزني، پيوند مركزي، پيوند ميانه و پيوند وارد.       


درروش واردگروه هايr  و  sدر صورتي ادغام ميشوند كه افزايش پراش ناشي از ادغام آنها نسبت به ادغام هريك از آنها با ديگر گروهها كمينه باشد                                                                          


درمطالعات اقليم شناختي عمدتاً از روش ادغام وارد استفاده مي شود زيرا در اينصورت ميزان پراش درونگروهي به حداقل مي رسد و همگني گروههاي حاصله به حداكثر مي رسد.


 2-5-1- هدف از تجزيه خوشه اي:


        به طور كلي هدف از تجزيه خوشه اي را مي توان به صورت زير خلاصه كرد :


       الف- گروهبندي آزمودني ها از لحاظ p صفت صورت مي گيرد، بطوريكه افراد هم گروه از لحاظ p صفت بسيار شبيه هم و افراد غير هم گروه بسيار به هم ناشبيه هستند.


      ب- بنابراين هدف از تجزيه خوشه اي قرار دادن افراد در گروههاي مختلف است.


      ج- در تجزيه خوشه اي هدف رسيدن به گروههاي واقعي است.


       د- كاهش حجم داده ها

تحلیل خوشه ای

تحلیل خوشه ای :

خوشه بندی (تحلیل خوشه ای) برای حل مسئله ای طرح می شود که در آن با در دست داشتن نمونه ای از n مشاهده و اندازه گیری P متغیر بر روی هر مشاهده، می توان مشاهدات (افراد) را در کلاس هایی(خوشه هایی) گروه بندی نمود که افراد مشابه در داخل یک کلاس قرار گیرند. این روش باید کاملاً عددی باشد و کلاس های آن از قبل مشخص نباشد

چرا تحلیل خوشه ای ارزشمند است ؟

1. خوشه بندی می تواند در یافتن گروه های واقعی کمک ساز باشد (مانندگروه بندی بیماران افسرده که در مورد آنها اختلاف نظر زیاد است)،

2. برای کاهش داده ها می تواند مفید باشد (مانند انتخاب یک شهر از میان شهرهای مشابه برای بازاریابی)

اما ممکن است:

گروه های غیرقابل انتظاری ایجاد کند که احتمالاً بیانگر روابط جدیدی خواهد بود و باید مورد بررسی دقیق تری قرار گیرند.

 

انواع تحلیل خوشه ای

1.       تحلیل خوشه ای دو مرحله ای

 T-SCA

Two-Step Cluster Analysis))

2.       تحلیل خوشه ای -Kمیانگین

K-MCA

K-Means Cluster Analysis))

3.       تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی

HCA

(Hierarchical Cluster Analysis)

تحلیل خوشه ای دو مرحله ای (T-SCA)

این رویه (Procedure)، ابزاری اکتشافی است که برای آشکار نمودن گروه ها (خوشه ها)ی ذاتی و طبیعی موجود در مجموعه داده که به طور معمول دیده نمی شوند، طراحی شده است.

وجه تمایز الگوریتم موجود در این رویه با فنون سنتی خوشه بندی :

·        قابلیت خوشه بندی بر اساس متغیرهای گسسته (رسته ای) و پیوسته

·        انتخاب خودکار تعداد خوشه ها

·     قابلیت تحلیل کارآمد فایل داده های بسیار بزرگ

رویه T-SCA برای پیدا کردن گروه های واقعی موجود در مشاهدات یا متغیرها بسیار مفید است. همزمان با متغیرهای پیوسته وگسسته به خوبی کار  می کند. همچنین،می تواند فایل داده های بسیار بزرگ را تحلیل نماید.

رویه K-MCA) محدود به متغیرهای قابل اندازه گیری (Scale) است؛ اما برای کار با داد ه های بزرگ مناسب است و امکان ذخیره سازی فاصله ها از مرکز خوشه را فراهم می نماید.

اگر تعداد مشاهدات کم باشد، و انتخاب بین چندین روش مختلف سازماندهی خوشه ها، تبدیل متغیرها و اندازه گیری عدم شباهت بین خوشه ها مطرح باشد، رویه HCA پیشنهاد می شود.

   روشهاي خوشه‌بندي سلسله مراتبي

همان گونه که بيان شد، در روش خوشه بندي سلسله مراتبي، به خوشه‌هاي نهايي بر اساس ميزان عموميت آنها  ساختاري سلسله‌ مراتبي، معمولا به صورت درختي نسبت داده مي‌شود. به ا ين درخت سلسله مراتبي دندوگرام (dendogram) مي‌گويند. روشهاي خوشه‌بندي بر اساس ساختار سلسله مراتبي توليدي توسط آنها معمولا به دو دستة زير تقسيم مي‌شوند:

 

بالا به پايين (Top-Down) يا تقسيم کننده (Divisive): در اين روش ابتدا تمام داده‌ها به عنوان يک خوشه در نظر گرفته مي‌شوند و سپس در طي يک فرايند تکراري در هر مرحله داده‌هايي شباهت کمتري به هم دارند به خوشه‌هاي مجزايي شکسته مي‌شوند و اين روال تا رسيدن به خوشه‌هايي که داراي يک عضو هستند ادامه پيدا مي‌کند.

 

پايين به بالا (Bottom-Up) يا متراکم شونده (Agglomerative): در اين روش ابتدا هر داده‌ها به عنوان خوشه‌اي مجزا در نظر گرفته مي‌شود و در طي فرايندي تکراري در هر مرحله خوشه‌هايي که شباهت بيشتري با يکديگر با يکديگر ترکيب مي‌شوند تا در نهايت يک خوشه و يا تعداد مشخصي خوشه حاصل شود. از انواع الگوريتمهاي خوشه‌بندي سلسله مراتبي متراکم شونده رايج مي‌توان از الگوريتمهاي Single-Link، Average-Link و Complete-Link نام برد. تفاوت اصلي در بين تمام اين روشها به نحوة محاسبة شباهت بين خوشه‌ها مربوط مي‌شود.

منبع:http://moshaveramari.com/site/detail.asp?page=11&id=7

 

تعريف ميشل از اندازه گيري

اندازه گيري شناسيايي مقادير عددي يك متغيير است كه از از طريق ارتباط آن متغير با واحد اندازه گيري بدست مي آِيد. به فرايندي كه براي كشف اين رابطه انجام مي شود اندازه گيري گويند. لازم به ذكر است كه بدانيم واحد اندازه گيري بايد مستقل از فرايند اندازه گيري باشد و گرنه يك دور ايجاد مي شود كه در آن واحد وابسته به فرايند اندازه گيري ش ده و اندازه گير وابسته به واحد و اين دور باطبل است. 

كاربردي از رگرسيون در جغرافيا

ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰي ﻣﻨﻄﻘﻪاي- ﭘﻴﺶ ﺷﻤﺎره ﭘﺎﻳﻴﺰ و زﻣﺴﺘﺎن 1388  

  107 -95 ﺻﺺ

ﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ دادهﻫﺎي اﻗﻠﻴﻤﻲ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از اﻳﺴﺘﮕﺎهﻫﺎي اﻧﺘﺨﺎﺑﻲ اﻳﺮان

دﻛﺘﺮ ﺳﻴﺪ اﺣﻤﺪ ﺑﺎﺑﺎزاده

1

 /  دﻛﺘﺮ ﻣﺠﻴﺪ ﺟﺎوري

2

ﭼﻜﻴﺪه   

ﻫﺪف از ﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ ﻣﺘﻐﻴﺮ واﺑﺴﺘﻪ از ﻃﺮﻳﻖ ﻣﺘﻐﻴﺮ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺮ اﻳﻦ اﺳﺎس در ﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ ﻣﺤﻘﻖ 

ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ اﺳﺖ. ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ دﻟﻴﻞ ﺑﺮاي ﺗﺤﻠﻴﻞﻫﺎي ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ و ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ ﺗﻐﻴﻴﺮ در ﻣﺘﻐﻴﺮ واﺑﺴﺘﻪ در ﺻﻮرت ﺗﻐﻴﻴﺮ در ﻣﺘﻐﻴﺮ 

ﻳﺎ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺑﺎﻳﺪ از روشﻫﺎي ﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ اﺳﺘﻔﺎده ﻛﺮد. وﻗﺘﻲ راﺑﻄﺔ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ ﺑﺮرﺳﻲ ﻣﻲﺷﻮد ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ 

رﺳﻴﺪ ﻛﻪ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ را دارﻧﺪ.  در ﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ ﺑﺮرﺳﻲ ﻓﺮضﻫﺎي ﺧﻄﻲ ﺑﻮدن، ﺑﻬﻨﺠﺎري، ﺛﺎﺑﺖ 

ﺑﻮدن وارﻳﺎﻧﺲ داده و ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺑﻮدن ﻣﺸﺎﻫﺪات اﻫﻤﻴﺖ زﻳﺎدي دارد. ﻟﺬا ﻛﺎرﺑﺮد ﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ در ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت اﻗﻠﻴﻤﻲ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر 

ﺑﺮرﺳﻲ راﺑﻄﺔ ﺑﻴﻦ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ و ﭘﺮاﻛﻨﺶ آﻧﻬﺎ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ.  ﻣﺮاﺣﻞ اﺟﺮاي ﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ دادهﻫﺎي اﻗﻠﻴﻤﻲ ﺳﻨﺠﺶ، ﺗﺤﻠﻴﻞ و 

ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ اﺳﺖ.  در ﻣﺮﺣﻠﺔ ﺳﻨﺠﺶ ﻣﺤﻘﻖ ﺑﺎﻳﺪ دادهﻫﺎ  را ﺑﺮاي ﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ ارزﻳﺎﺑﻲ ﻛﻨﺪ، ﺳﭙﺲ ﺷﺮاﻳﻂ ﻣﻮﺟﻮد ﻫﺮ 

اﻳﺴﺘﮕﺎه را ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻛﻨﺪ و در ﻧﻬﺎﻳﺖ راﺑﻄﻪ و ﻣﻴﺰان ﺗﻐﻴﻴﺮ و ﭘﺮاﻛﻨﺶ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ را ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ ﻧﻤﺎﻳﺪ.  ﺑﺎ ﺑﺮرﺳﻲ راﺑﻄﻪ و ﭘﺮاﻛﻨﺶ 

ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ ﻣﻲﺗﻮان  ﺑﻪ وﺿﻌﻴﺖ و ﺷﺮاﻳﻂ ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ ﻳﻚ اﻳﺴﺘﮕﺎه ﭘﻲ ﺑﺮد.  ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ روﻧﺪ ﺗﺤﻠﻴﻠﻲ ﻣﺪلﻫﺎي  رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ از 

ﺳﺮيﻫﺎي دﻣﺎي اﻳﺴﺘﮕﺎهﻫﺎي ﻳﺰد و ﺧﺮم آﺑﺎد اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ.  

ﻛﻠﻴﺪواژه: ﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ ، ﻣﺘﻐﻴﺮ واﺑﺴﺘﻪ ، ﻣﺘﻐﻴﺮ ﻣﺴﺘﻘﻞ ، ﺳﻨﺠﺶ ، ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ ، ﺑﻬﻨﺠﺎري و ﻣﺪلﻫﺎي رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ.  

ﻣﻘﺪﻣﻪ  

ً اﻣﺮوزه ﻛﺎرﺑﺮد آﻣﺎر و ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ  آﻣﺎر ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ در ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت اﻗﻠﻴﻢ ﺷﻨﺎﺳﻲ اﻫﻤﻴﺖ زﻳﺎدي ﭘﻴﺪا ﻛﺮده اﺳﺖ .  ﻛﺎرﺑﺮد 

ﺷﺎﺧﺺﻫﺎ و ﻣﺪلﻫﺎي آﻣﺎري ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻛﺎرﺑﺮدي اﻗﻠﻴﻢ ﺷﻨﺎﺳﻲ را اﻓﺰاﻳﺶ داده اﺳﺖ و اﻳﻦ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ روز ﺑﻪ روز ﮔﺴﺘﺮش 

ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻬﻲ ﭘﻴﺪا ﻛﺮده اﺳﺖ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻛﺎرﺑﺮد ﻓﻨﻮن و ﻧﺮم اﻓﺰارﻫﺎي آﻣﺎري ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت اﻗﻠﻴﻤﻲ از اﻫﻤﻴﺖ زﻳﺎدي ﺑﺮﺧﻮردار 

اﺳﺖ.  ﻣﺎﻫﻴﺖ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت اﻗﻠﻴﻤﻲ و دادهﻫﺎي ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده در اﻳﻦ رﺷﺘﻪ ﻋﻠﻤﻲ ﺿﺮورت ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﻓﻨﻮن آﻣﺎري را 

ﻣﻲ ﻃﻠﺒﺪ. ﻳﻜﻲ از ﻓﻨﻮن ﺑﺴﻴﺎر ﻣﻬﻢ در ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت اﻗﻠﻴﻤﻲ ﺗﺤﻠﻴﻞﻫﺎي رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ اﺳﺖ. در ﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮ 

در ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻛﻪ ﻣﻘﺎدﻳﺮ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي واﺑﺴﺘﻪ را ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻗﺮار ﻣﻲدﻫﺪ، ﺣﺎﺋﺰ اﻫﻤﻴﺖ اﺳﺖ. وﺟﻪ ﺗﻤﺎﻳﺰ ﺑﻴﻦ 

                                                          

1

-  داﻧﺸﻴﺎر داﻧﺸﮕﺎه ﭘﻴﺎم ﻧﻮر ﻣﺮﻛﺰ ﺗﻬﺮان  

2

-  اﺳﺘﺎدﻳﺎر داﻧﺸﮕﺎه ﭘﻴﺎم ﻧﻮر ﻣﺮﻛﺰ ﺗﻬﺮان M_javari@pnu.ac.ir

Archive of SID

www.SID.ir96                                   ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰي ﻣﻨﻄﻘﻪاي- ﭘﻴﺶ ﺷﻤﺎره ﭘﺎﻳﻴﺰ و زﻣﺴﺘﺎن 1388

ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﻣﺴﺘﻘﻞ و واﺑﺴﺘﻪ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﻪﻃﻮر ﻛﺎﻣﻞ روﺷﻦ ﻧﻤﻲﺑﺎﺷﺪ و واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ اﻫﺪاف ﺗﺤﻘﻴﻖ اﺳﺖ. واژة رﮔﺮﺳﻴﻮن

3

 ﺑﻪ 

ﻣﻌﻨﺎي ﺑﺮﮔﺸﺖ اﺳﺖ و ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ  ﻛﻪ ﻣﻘﺪار ﻳﻚ ﻣﺘﻐﻴﺮ ﺑﻪ ﻣﺘﻐﻴﺮ دﻳﮕﺮي ﺑﺮﻣﻲﮔﺮدد.  اﻳﻦ واژه اوﻟﻴﻦ ﺑﺎر ﺗﻮﺳﻂ 

ﻓﺮاﻧﺴﻴﺲ ﮔﺎﻟﺘﻦ 

4

 در ﺳﺎل 1877 ﺑﻪﻛﺎر ﺑﺮده ﺷﺪه اﺳﺖ (ﻛﻼﻧﺘﺮي،171  :1387). ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺗﻌﺪاد ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ، در ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت 

اﻗﻠﻴﻤﻲ ﻋﻼوه ﺑﺮ رﮔﺮﺳﻴﻮن ﺧﻄﻲ ﺳﺎده از رﮔﺮﺳﻴﻮن ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲﺷﻮد. ﺑﺮاي ﻛﺎرﺑﺮدي ﻛﺮدن روشﻫﺎي ﻣﺬﻛﻮر از 

ﺳﺮي دﻣﺎي 39 ﺳﺎﻟﺔ اﻳﺴﺘﮕﺎهﻫﺎي اﻧﺘﺨﺎﺑﻲ اﻳﺮان اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ.  

ﻛﺎرﺑﺮد رﮔﺮﺳﻴﻮن ﺧﻄﻲ ﺳﺎده در ﺗﺤﻠﻴﻞ دﻣﺎ  

در رﮔﺮﺳﻴﻮن ﺧﻄﻲ ﺳﺎده ﻫﺪف اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻣﺤﺎﺳﺒﺔ ﻋﺎﻣﻞ ﻫﺎي β0 و β1، ﻣﺪل ﺧﻄﻲ ﺳﺎدهاي را ﺑﻪ دادهﻫﺎي ﺑﺮازش

5

اﺧﺘﺼﺎص داده ﺷﻮد. روﺷﻲ ﻛﻪ ﺑﺮاي ﺑﺮازش ﻛﺮدن دادهﻫﺎ ﺑﻪﻛﺎر ﻣﻲرود روش ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ ﻣﺮﺑﻌﺎت

6

 ﻳﺎ LS ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ(ﺟﺎوري 

،  124 :1384). در اﻳﻦ روش ﻣﻌﺎدﻟﺔ ﺧﻂ ﺑﺮازش ﻃﻮري ﺷﻜﻞ ﻣﻲﮔﻴﺮد ﻛﻪ ﻣﺠﻤﻮع ﻣﺮﺑﻌﺎت ﺗﻮانﻫﺎي دوم اﻧﺤﺮاﻓﺎت 

ﻋﻤﻮدي از ﺧﻂ ﺑﺮازش ﺷﺪه  ﺑﻪ ﺣﺪاﻗﻞ ﺑﺮﺳﺪ. ﺑﺮآورد ﺿﺮاﻳﺐ ﺑﻪ روش ﺣﺪاﻗﻞ ﻣﺮﺑﻌﺎت ﺻﻮرت ﻣﻲﮔﻴﺮد. ﺑﺮاي ﻣﺤﺎﺳﺒﺔ 

ﺿﺮاﻳﺐ ﻣﻲﺗﻮان از راﺑﻄﻪﻫﺎي زﻳﺮ اﺳﺘﻔﺎده ﻛﺮد :  

راﺑﻄﻪ (1)

                                    O 1

βˆ = − Y X βˆ

xy                              (2) راﺑﻄﻪ

1

xx

SS

ˆ

SS

β =

راﺑﻄﻪ (3)                        

2

2

xx

( X)

SS X

N

= −

راﺑﻄﻪ (4)                  

         

xy

( X) ( Y)

SS xy

N

×

= −

∑ ∑

راﺑﻄﻪ (5)                        

2

2

yy

( Y)

SS Y

N

= −

βo

β1  ﻋﺮض از ﻣﺒﺪأ، 

 ﺷﻴﺐ ﺧﻂ، Y ﻣﺘﻐﻴﺮ واﺑﺴﺘﻪ و X ﻣﺘﻐﻴﺮ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﺎدﻟﺔ ﺷﻤﺎرة (1) 

ﻣﺪل رﮔﺮﺳﻴﻮن ﺧﻄﻲ ﺳﺎده را ﻣﻲﺗﻮان ﺑﻪ ﺻﻮرت راﺑﻄﻪ (6) ﻧﺸﺎن داد:  

                        (6) راﺑﻄﻪ Y = β0 1

+ β x + ε

                                                          

3

- Regression  

4

- Francis Galton 

5

- Fit 

6

- Least Squares

Archive of SID

www.SID.irﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ داده ﻫﺎي اﻗﻠﻴﻤﻲ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از اﻳﺴﺘﮕﺎﻫﻬﺎي اﻧﺘﺨﺎﺑﻲ اﻳﺮان                                                                            97

در ﻣﻌﺎدﻟﺔ ﺑﺎﻻ ε  ﻋﺎﻣﻞ ﺧﻄﺎ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺪل ﺑﺎﻻ ﻣﻌﺎدﻟﺔ ﺧﻂ ﺑﺮازش ﺷﺪه را ﻣﻲﺗﻮان ﺑﻪﺻﻮرت راﺑﻄﻪ 

(7) ﻧﻮﺷﺖ:   

راﺑﻄﻪ (7)                        

    

Yˆ = βˆ

0 1

+ βˆ x

ﻣﻘﺪار ﺧﻄﺎ ﺣﺎﺻﻞ از ﺗﻔﺎﺿﻞ ﻣﻘﺪار اوﻟﻴﻪ و ﻣﻘﺪار ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ ﺷﺪه ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻪ ﻃﺮﻳﻘﻲ از ﺣﺎﺻﻞ ﺗﻔﺎﺿﻞ ﻣﻘﺎدﻳﺮ 

ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ ﺷﺪه از ﻣﻘﺪار اﺻﻠﻲ ﺳﺮي ﻣﻘﺪار ﺧﻄﺎﻫﺎ ﻳﺎ ﻣﺎﻧﺪهﻫﺎ

7

ﺑﻪدﺳﺖ ﻣﻲآﻳﺪ. ﻳﻌﻨﻲ:  

ε =  − Y Yˆ

راﺑﻄﻪ (8)                               

در ﺑﺮرﺳﻲ ﻣﺪل رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ ﺧﻄﻲ ﺳﺎده ﻓﺮض ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ:  

1- ﻣﺎﻧﺪهﻫﺎ داراي ﺗﻮزﻳﻊ ﺑﻬﻨﺠﺎر ﻳﺎ ﻧﺮﻣﺎل ﻫﺴﺘﻨﺪ.

2- وارﻳﺎﻧﺲ ﺳﺮي ﺛﺎﺑﺖ اﺳﺖ.

3- ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ ﻣﺴﺘﻘﻞ از ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ. 

ﺑﺮاي ﻛﺎرﺑﺮد ﻣﺪل ﻣﺬﻛﻮر از ﺳﺮي دﻣﺎي اﻳﺴﺘﮕﺎهﻫﺎي اﻧﺘﺨﺎﺑﻲ اﻳﺮان اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ.  در اﻳﻦ راﺳﺘﺎ ﺑﺮاي 

ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺳﺮيﻫﺎي دﻣﺎي اﻳﺴﺘﮕﺎهﻫﺎ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ روﻧﺪ و ﻧﻴﺎز ﺗﺤﻘﻴﻘﻲ از ﻧﺮم اﻓﺰارﻫﺎي  NCSS ،SPLUS  ،SPSS ،Minitab

،STATISTICA 7 و SURFER  اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺧﺮوﺟﻲ ﺗﺤﻠﻴﻞ، در ﺟﺪاول زﻳﺮ ﺿﺮاﺋﺐ ﻣﺮﺑﻮﻃﻪ 

ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺟﺪول ﺷﻤﺎرة 1 ﺿﺮاﻳﺐ ﻣﻌﺎدﻟﺔ ﺧﻂ رﮔﺮﺳﻴﻮن ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ اﻧﺤﺮاف ﻣﻌﻴﺎر ﺑﺮآوردﻫﺎ؛ ﺿﺮاﺋﺐ اﺳﺘﺎﻧﺪارد 

ﺷﺪه و آﻣﺎرهﻫﺎي t و P را ﻛﻪ ﺑﺮاي آزﻣﻮن ﻓﺮضﻫﺎي آﻣﺎري ﺑﻪﻛﺎر ﻣﻲرود، ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ.   

ﺟﺪول ﺷﻤﺎرة 1: ﺿﺮاﺋﺐ رﮔﺮﺳﻴﻮن ﺧﻄﻲ دﻣﺎي اﻳﺴﺘﮕﺎه ﻳﺰد:  

18.668 .189 98.896 .000

8.563E-03 .008 .169 1.041 .305

(Constant)

T

Model

1

B Std. Error

Unstandardized

Coefficients

Beta

Standardize

d

Coefficients

t Sig.

ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﺟﺪول ﺷﻤﺎرة 1 ﻣﻌﺎدﻟﺔ رﮔﺮﺳﻴﻮن ﺑﺮاﺑﺮ اﺳﺖ ﺑﺎ:   

y 18.7 + 0.00856 t =                     (9) راﺑﻄﻪ

                                                          

7

- Residual 

Archive of SID

www.SID.ir98                                   ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰي ﻣﻨﻄﻘﻪاي- ﭘﻴﺶ ﺷﻤﺎره ﭘﺎﻳﻴﺰ و زﻣﺴﺘﺎن 1388

H :  0 o 1 آﻧﮕﺎه:  ﺣﺎل اﮔﺮ ﻓﺮض ﺷﻮد ﻛﻪ 

β = و H :  0 o o

β =

                            :1 آزﻣﻮن o o

1 o

H :  0

H :  0

β =

β ≠

ﺑﺮاي اﻳﻦ آزﻣﻮن از آﻣﺎرة t اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﻣﻘﺪار آن ﺑﺮاﺑﺮ اﺳﺖ ﺑﺎ:  

( 39  2 )  ( 37 )

0.05 0.05

t t 1.684

   = ≈

از ﻃﺮﻓﻲ ﻧﺎﺣﻴﺔ ﺑﺤﺮاﻧﻲ ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از:  

( 37 )

0.05

   t 98.89 t 1.684 = >  =

ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﻓﺮض ﺻﻔﺮ رد ﻣﻲﺷﻮد.  ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ ﻋﺮض از ﻣﺒﺪأ ﻣﻌﺎدﻟﺔ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ ﺻﻔﺮ ﻧﻴﺴﺖ.  روش دﻳﮕﺮ ﺟﻬﺖ اﻳﻦ 

آزﻣﻮن اﺳﺘﻔﺎده از آﻣﺎرة P-Value اﺳﺖ. ﻛﻪ در آن:  

  α =  >  = 0.05 P _ Value 0

ﭘﺲ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻛﻠﻲ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﺮض ﺻﻔﺮ در ﺳﻄﺢ ﻣﻌﻨﻲدار ﭘﻨﺞ درﺻﺪ رد ﻣﻲﺷﻮد.  

                             (2) آزﻣﻮن o 1

1 1

H :  0

H :  0

β =

β ≠

و ﻣﺸﺎﺑﻪ آزﻣﻮن 1:  

( 37  )

0.05

t t 1.o 41

t 1.684

= =

=

  

( 37 )

0.05

   t 1.041 t 1.684 = <  =

α =  <  = 0.05 P _ Value 0.305

ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﻓﺮض ﺻﻔﺮ در ﺳﻄﺢ ﻣﻌﻨﻲدار ﭘﻨﺞ درﺻﺪ رد ﻧﻤﻲﺷﻮد، ﻳﻌﻨﻲ ﻣﻌﺎدﻟﺔ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ ﺑﺪون ﺷﻴﺐ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ اﺳﺖ. 

ﻛﻞ ﻧﺘﻴﺠﻪ آزﻣﻮن ﻫﺎ را ﻣﻲﺗﻮان ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺟﺪول ﺷﻤﺎرة 2 ﻧﺸﺎن داد.  

ﺟﺪول ﺷﻤﺎره 2. ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻛﻠﻲ آزﻣﻮن ﻫﺎي ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﺑﺮاي دﻣﺎي ﻳﺰد

Regression Estimation Section Intercept

Slope

Parameter B(0) B(1)

Regression Coefficients 18.6677 0.0086

Lower 95% Confidence Limit 18.2853 -0.0081

Upper 95% Confidence Limit 19.0502 0.0252

Standard Error 0.1888 0.0082

Standardized Coefficient 0.0000 0.1687

T Value 98.8957 1.0410 ------ 

Prob Level (T Test) 0.0000 0.3046

Reject H0 (Alpha = 0.0500) Yes No

Power (Alpha = 0.0500) 1.0000 0.1736

Regression of Y on X 18.6677 0.0086

Inverse Regression from X on Y 12.8210 0.3009

Orthogonal Regression of Y and X 18.6673 0.0086

Archive of SID

www.SID.irﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ داده ﻫﺎي اﻗﻠﻴﻤﻲ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از اﻳﺴﺘﮕﺎﻫﻬﺎي اﻧﺘﺨﺎﺑﻲ اﻳﺮان                                                                            99

رﮔﺮﺳﻴﻮن و ﺗﺤﻠﻴﻞ وارﻳﺎﻧﺲ دﻣﺎ اﻳﺴﺘﮕﺎه ﻳﺰد:  

اﻳﺪة اﺳﺎﺳﻲ ﺗﺤﻠﻴﻞ وارﻳﺎﻧﺲ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﻣﻴﺰان ﻛﻞ ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻳﻚ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ آﻣﺎري، ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺟﻤﻊ ﭼﻨﺪ 

ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺘﻮان ﻫﺮ ﻳﻚ را ﺑﻪ ﻣﻨﺸﺎء ﻳﺎ ﻋﻠﺖ ﺧﺎص ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻧﺴﺒﺖ داد (ﺻﺎﻟﺤﻲ ﺻﺪﻗﻴﺎن، 89 :1381). اﮔﺮ در 

رﮔﺮﺳﻴﻮن، ﺗﻐﻴﻴﺮات Y را ﻧﺘﻮان ﺑﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮات X ﻧﺴﺒﺖ داد آﻧﮕﺎه وﺟﻮد راﺑﻄﺔ ﺧﻄﻲ ﺑﻴﻦ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ ﻣﺮدود اﺳﺖ. ﺑﺮاي اﻧﺠﺎم 

H :  0 o 1 ﻣﻲﺗﻮان ﺟﺪول ﺗﺤﻠﻴﻞ وارﻳﺎﻧﺲ ﺳﺮي دﻣﺎي ﻳﺰد را ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺟﺪول ﺷﻤﺎرة 3 آزﻣﻮن ﻓﺮض در ﺧﺼﻮص

β =

ﻧﺸﺎن داد.  

ﺟﺪول ﺷﻤﺎره 3. ﺗﺤﻠﻴﻞ وارﻳﺎﻧﺲ ﺳﺮي دﻣﺎي ﻳﺰد

Analysis of Variance Section

Source DF Sum of Squares Mean Square F-Ratio Probe Level Power (5%)

Intercept 1 13841.37 13841.37

Slope 1 0.3622045 0.3622045 1.0838 0.3046 0.1736

Error 37 12.36575 0.3342096

Adj. Total 38 12.72796 0.3349463

Total 39 13854.1

s = Square Root(0.3342096) = 0.5781086

ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺟﺪول ﺗﺤﻠﻴﻞ وارﻳﺎﻧﺲ (ANOVA)  راﺑﻄﺔ ﺧﻄﻲ ﺑﻴﻦ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي Y و t) X) را در ﺳﻄﺢ ﻣﻌﻨﻲدار

ﭘﻨﺞ درﺻﺪ ﻣﻲﺗﻮان ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ آزﻣﻮن ﻫﺎ ﺑﺮرﺳﻲ ﻧﻤﻮد.  

o 1 آزﻣﻮن ﻓﺮضﻫﺎ:                              

1 1

H :  0

H :  0

β =

β ≠

  

   F = 1/084                        :آزﻣﻮن آﻣﺎرة

ﻧﺎﺣﻴﺔ ﺑﺤﺮاﻧﻲ:

                       

F 0.05

   α

(1, n 2 ) F − =  = (1, 3 7 ) 4 . 1

H :  0 O 1 رد ﻧﻤﻲﺷﻮد.  ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ دﻻﻳﻞ ﻛﺎﻓﻲ دال ﺑﺮ راﺑﻄﺔ ﺧﻄﻲ ﺑﻴﻦ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ وﺟﻮد ﻧﺪارد.  ﺑﺎ ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﻓﺮض 

β =

ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺟﺪول ﺷﻤﺎرة 3  ﻣﺠﻤﻮع ﻣﺮﺑﻌﺎت ﻣﺪل

8

   0/362، ﻣﺠﻤﻮع ﻣﺮﺑﻌﺎت ﺧﻄﺎ

9

12/365  و ﻣﺠﻤﻮع ﻣﺮﺑﻌﺎت ﻛﻞ

10

12/278 ﻣﻲﺑﺎﺷﻨﺪ.  از ﻧﻜﺎت ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ در ﺟﺪول ﺧﻼﺻﺔ ﺗﺤﻠﻴﻞ وارﻳﺎﻧﺲ ﺷﺎﺧﺺ ﺿﺮﻳﺐ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ.  ﺟﺪول 

ﺷﻤﺎرة 4 ، ﺿﺮﻳﺐ ﺗﻌﻴﻴﻦ را ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ.   

ﺿﺮﻳﺐ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺳﺮي دﻣﺎي ﻳﺰد ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ ﻛﻪ 2/8 درﺻﺪ از ﺗﻐﻴﻴﺮات Y ﺗﻮﺳﻂ X ﺗﻮﺿﻴﺢ داده ﻣﻲﺷﻮد. ﻳﻌﻨﻲ:

  R Squared 0.0285% 2.85% − =  =

                                                          

8

- SS Regression  

9

- SS Residual  

10

- SS Total

Archive of SID

www.SID.ir100                                   ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰي ﻣﻨﻄﻘﻪاي- ﭘﻴﺶ ﺷﻤﺎره ﭘﺎﻳﻴﺰ و زﻣﺴﺘﺎن 1388

ﺟﺪول ﺷﻤﺎره 4. ﺧﻼﺻﺔ ﺗﺤﻠﻴﻞ وارﻳﺎﻧﺲ ﺳﺮي دﻣﺎي ﻳﺰد  

Summary Section

Parameter Value Parameter Value

Dependent Variable C2 Rows Processed 40

Independent Variable C1 Rows Used in Estimation 39

Frequency Variable None Rows with X Missing 1

Weight Variable None Rows with Freq Missing 0

Intercept 18.6677 Rows Prediction Only 0

Slope 0.0086 Sum of Frequencies 39

R-Squared 0.0285 Sum of Weights 39.0000

Correlation 0.1687 Coefficient of Variation 0.0307

Mean Square Error 0.3342096 Square Root of MSE 0.5781086

ﺑﺮآورد ﻓﺎﺻﻠﺔ اﻃﻤﻴﻨﺎن ﺑﺮاي ﻣﺘﻮﺳﻂ ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ از ﻳﻚ ﻣﺪل ﺧﻄﻲ ﺳﺎده   

Y = β0 1  ﻣﻘﺪار ﻣﻌﻴﻨﻲ از اﮔﺮ در راﺑﻄﺔﺧﻄﻲ  

+ β x + ε

٭

X ﻳﻌﻨﻲ 

٭

t)  x) در دﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﻲﺗﻮان ﻣﻘﺪار  Y را ﺑﻪﻃﻮر

ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ راﺑﻄﺔ زﻳﺮ ﺑﺮآورد ﻧﻤﻮد:   

* * راﺑﻄﻪ (10 )                           

= = b + b E(Y / X x ) x

0

1

  

ﺑﺮاي ﻳﻚ ﻣﻘﺪار 

٭ 

x ، ﺑﺮآورد 

٭

Y ﺑﺮاﺑﺮ اﺳﺖ ﺑﺎ:

راﺑﻄﻪ (11 )                        

   

0

1

Y x ˆ ˆ * *

= b  + b

ﻛﻪ در آن، ﻓﺎﺻﻠﺔ اﻃﻤﻴﻨﺎن ﺑﻪ ﺻﻮرت زﻳﺮ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ:

راﺑﻄﻪ (12 )                    

0

2

1 n

2

i

i 1

1 ( X X)

ˆ ˆ X t(n 2,1  )  1 ˆ

2 n

( X  X)

*

*

=

a -

b + b  ±  -  -  ´ s  +  +

-



و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺳﺮي دﻣﺎي اﻳﺴﺘﮕﺎه ﻳﺰد ﺣﺪود اﻃﻤﻴﻨﺎن ﺗﺎ 10 ﺳﺎل ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﺎ دادهﻫﺎي ﺟﺪول 5 اﺳﺖ.  

ﺟﺪول ﺷﻤﺎره 5. ﺣﺪود اﻃﻤﻴﻨﺎن دﻣﺎي اﻳﺴﺘﮕﺎه ﻳﺰد ﺗﺎ 10 ﺳﺎل  

Fit   SE Fit      95% CI       95% PI

1  18.6763  0.1816  (18.3082; 19.0443)  (17.4485; 19.9041) 

2  18.6848  0.1746  (18.3310; 19.0386)  (17.4612; 19.9085) 

3  18.6934  0.1677  (18.3536; 19.0332)  (17.4738; 19.9131) 

4  18.7020  0.1609  (18.3760; 19.0280)  (17.4861; 19.9179) 

5  18.7105  0.1542  (18.3980; 19.0231)  (17.4982; 19.9229) 

6  18.7191  0.1477  (18.4197; 19.0185)  (17.5101; 19.9281) 

7  18.7277  0.1414  (18.4411; 19.0142)  (17.5218; 19.9336) 

8  18.7362  0.1353  (18.4620; 19.0104)  (17.5332; 19.9392) 

9  18.7448  0.1294  (18.4825; 19.0071)  (17.5444; 19.9451) 

Archive of SID

www.SID.irﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ داده ﻫﺎي اﻗﻠﻴﻤﻲ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از اﻳﺴﺘﮕﺎﻫﻬﺎي اﻧﺘﺨﺎﺑﻲ اﻳﺮان                                                                            101

10  18.7533  0.1238  (18.5024; 19.0043)  (17.5554; 19.9513)

ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻣﺎﻧﺪهﻫﺎي رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ  

وﻗﺘﻲ ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﻲ راﺑﻄﺔ ﻣﺘﻐ ً ﻴﺮﻫﺎ ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺷﺪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ّ  ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺤﻘﻖ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺑﺮﺳﺪ ﻛﻪ ﺳﺮيﻫﺎ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ 

دارﻧﺪ.  ّ ﻣﺤﻘﻖ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺑﺮﺳﺪ ﻛﻪ آﻳﺎ راﺑﻄﻪاي ﺧﻄﻲ ﺑﻴﻦ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ وﺟﻮد دارد و آﻳﺎ ﺗﻮزﻳﻊ ﻣﺘﻐﻴﺮ واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻬﻨﺠﺎر 

اﺳﺖ و ﻳﺎ وارﻳﺎﻧﺲ آن ﺑﺮاي ﻣﻘﺎدﻳﺮ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺘﻐﻴﺮ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺛﺎﺑﺖ اﺳﺖ.  ﺑﺮ اﻳﻦ اﺳﺎس ﺑﺨﺶ ﻣﻬﻢ  ﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ 

ﺑﺮرﺳﻲ ﻓﺮضﻫﺎي ﺧﻄﻲ ﺑﻮدن، ﺑﻬﻨﺠﺎر ﺑﻮدن، ﺛﺎﺑﺖ ﺑﻮدن وارﻳﺎﻧﺲ و ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺑﻮدن ﻣﺸﺎﻫﺪات اﺳﺖ (ﺗﻴﻤﻮري ﻳﺎﻧﺴﺮي ، 

595 :1386). ﻟﺬا اوﻟﻴﻦ ﻗﺪم در ﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ ﺳﻨﺠﺶ ﺳﺮيﻫﺎي ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﻲ اﺳﺖ. ّ ﻳﻌﻨﻲ ﻣﺤﻘﻖ ﺑﺎﻳﺪ اﺑﺘﺪا ﺳﺮيﻫﺎ

را ﺑﺴﻨﺠﺪ ﻛﻪ آﻳﺎ ﺷﺮاﻳﻂ ﺗﺤﻠﻴﻞ و ﻛﺎرﺑﺮد رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ را دارﻧﺪ ﻳﺎ ﻧﻪ (ﻧﻴﺮوﻣﻨﺪ، 116 :1381). اﮔﺮ ﻓﺮض ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ در آن 

ّ ﻣﺮﺣﻠﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺤﻘﻖ  ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ از ﻣﺪلﻫﺎي ﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ اﺳﺘﻔﺎده ﻛﻨﺪ.  اﮔﺮ ﻓﺮضﻫﺎي ﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ ﺻﺎدق 

ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﺎﻧﺪهﻫﺎي ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺸﺨﺼﺎت زﻳﺮ را داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ:  

1- ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻮزﻳﻊ آﻧﻬﺎ ﺑﻬﻨﺠﺎر ﻳﺎ ﻧﺮﻣﺎل ﺑﺎﺷﺪ.

2- ﺑﺎﻳﺪ وارﻳﺎﻧﺲ آﻧﻬﺎ ﺑﺮاي ﺗﻤﺎم ﻣﻘﺎدﻳﺮ ﻣﺘﻐﻴﺮ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺛﺎﺑﺖ ﺑﺎﺷﺪ.

3-  ﻫﻨﮕﺎم ﻧﻤﺎﻳﺶ ﻣﺎﻧﺪهﻫﺎ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﻘﺎدﻳﺮ ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ ﺷﺪه ﻧﺒﺎﻳﺪ اﻟﮕﻮﻳﻲ ﻣﺸﺎﻫﺪه ﺷﻮد.

4- ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺎﻧﺪه ً ﻫﺎ ﺗﻘﺮﻳﺒﺎ ﻣﺴﺘﻘﻞ از ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺑﺎﺷﻨﺪ. 

ﺑﺮاي ﻧﻤﺎﻳﺶ ﻓﺮضﻫﺎي ﻣﺬﻛﻮر از ﺳﺮي دﻣﺎي ﻳﺰد اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ.  

ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﻓﺮضﻫﺎ:  

ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻤﻮدار ﺷﻤﺎره 1، ﺳﺮي ﻣﺎﻧﺪهﻫﺎي دﻣﺎي ﻳﺰد، وﺿﻌﻴﺖ ﺑﻬﻨﺠﺎري را ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ.  

ﺑﺮاي ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﻓﺮض دوم و ﺳﻮم، ﺑﺎﻳﺪ وارﻳﺎﻧﺲ آﻧﻬﺎ ﺑﺮاي ﺗﻤﺎم ﻣﻘﺎدﻳﺮ ﻣﺘﻐﻴﺮ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺛﺎﺑﺖ ﺑﺎﺷﺪ و ﻫﻨﮕﺎم 

ﻧﻤﺎﻳﺶ ﻣﺎﻧﺪهﻫﺎ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﻘﺎدﻳﺮ ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲﺷﺪه ﻧﺒﺎﻳﺪ اﻟﮕﻮﻳﻲ ﻣﺸﺎﻫﺪه ﺷﻮد. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻤﻮدارﻫﺎي ﺷﻤﺎرة 2 و3، ﭼﻮن 

ﺳﺮي ﻣﺎﻧﺪهﻫﺎ اﻟﮕﻮي ﻣﺸﺨﺼﻲ را در ﻧﻤﻮدار ﻧﺸﺎن ﻧﻤﻲدﻫﻨﺪ ﺑﺮ اﻳﻦ اﺳﺎس وارﻳﺎﻧﺲ ﻣﺎﻧﺪهﻫﺎي ﺳﺮي ﺑﺮاي ﻣﺘﻐﻴﺮ ﻣﺴﺘﻘﻞ 

ً ﺗﻘﺮﻳﺒﺎ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ.   

ﺑﺮاي ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﻓﺮض ﭼﻬﺎرم ، ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺎﻧﺪهﻫﺎ ﺗﻘﺮﻳﺒﺎ" ﻣﺴﺘﻘﻞ از ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺑﺎﺷﻨﺪ.  

  

Archive of SID

www.SID.ir102                                   ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰي ﻣﻨﻄﻘﻪاي- ﭘﻴﺶ ﺷﻤﺎره ﭘﺎﻳﻴﺰ و زﻣﺴﺘﺎن 1388

Dependent Variable: Temperature.YAZD

 Standardized Predicted Value

-2.0 -1.5 -1.0 -.5 0.0 .5 1.0 1.5 2.0

 Standardized Residual

2

1

0

-1

-2

-3

ﻧﻤﻮدار ﺷﻤﺎره 2. ﻧﻤﻮدار ﻣﺎﻧﺪهﻫﺎي اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﺷﺪة دﻣﺎي ﻳﺰد  

  

ﻧﻤﻮدار ﺷﻤﺎره 3. ﻧﻤﻮدار ﻣﺎﻧﺪهﻫﺎي اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﺷﺪه ﺑﺎ ﻣﻘﺎدﻳﺮ ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ ﺷﺪه دﻣﺎي ﻳﺰد

Dependent Variable: Temperature.YAZD

 Predicted Value

18.6 18.7 18.8 18.9 19.0 19.1

2

1

0

-1

-2

-3

A

N

D

A

D

D

 R

D

U

A

l

0.

0

13.3

26.7

40.0

-3.0 -1.0 1.0 3.0

ﻧﻤﻮدارﺷﻤﺎره1. ﺗﻮزﻳﻊ ﻧﺮﻣﺎل ﺳﺮي دﻣﺎي ﻳﺰد

دﻣﺎ

Archive of SID

www.SID.irﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ داده ﻫﺎي اﻗﻠﻴﻤﻲ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از اﻳﺴﺘﮕﺎﻫﻬﺎي اﻧﺘﺨﺎﺑﻲ اﻳﺮان                                                                            103

ﺑﺮاي ﺑﺮرﺳﻲ اﺳﺘﻘﻼل ﻣﺎﻧﺪهﻫﺎ از ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﻣﻲﺗﻮان از آزﻣﻮن دورﺑﻴﻦ _ واﺗﺴﻮن 

11

 اﺳﺘﻔﺎده ﻛﺮد، اﮔﺮ ﻣﻘﺪار 

ﺑﻪدﺳﺖ آﻣﺪه ﺑﻴﻦ 1/5 ﺗﺎ 2/5 ﺑﺎﺷﺪ ﻣﻲﺗﻮان ً  ﺗﻘﺮﻳﺒﺎ ﺑﻪ اﺳﺘﻘﻼل ﻣﺎﻧﺪهﻫﺎ از ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﭘﻲ ﺑﺮد. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﺘﻴﺠﺔ ﻛﺎرﺑﺮد  آزﻣﻮن 

دورﺑﻴﻦ _ واﺗﺴﻮن ﻣﻲﺗﻮان ﺑﻪ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺑﻮدن ﻣﺎﻧﺪهﻫﺎ ﭘﻲ ﺑﺮد. ﺟﺪول ﺷﻤﺎرة 6 ﻧﺘﻴﺠﻪ آزﻣﻮن ﻓﻮق را ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ.  

ﺟﺪول ﺷﻤﺎره 6. آزﻣﻮن دورﺑﻴﻦ _ واﺗﺴﻮن ﺑﺮاي اﺳﺘﻘﻼل ﻣﺎﻧﺪهﻫﺎي دﻣﺎي ﻳﺰد  

ﻣﻘﺪار آزﻣﻮن 

دورﺑﻴﻦ- واﺗﺴﻮن  

Std. Error of the 

Estimate 

Adjusted R 

Square 

Model  R  R Square 

1  .169  .028  .002  .5781  1.948 

ﻛﺎرﺑﺮد رﮔﺮﺳﻴﻮن ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﻪ در ﺗﺤﻠﻴﻞﻫﺎي اﻗﻠﻴﻤﻲ  

در ﺗﺤﻠﻴﻞﻫﺎي اﻗﻠﻴﻤﻲ ﺑﺮاي ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ ﻣﻘﺪار ﻣﺘﻐﻴﺮ واﺑﺴﺘﻪ، ﺑﻪ ﺑﻴﺶ از ﻳﻚ ﻣﺘﻐﻴﺮ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻧﻴﺎز ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ.  ﺑﺮاي ﻣﺜﺎل وﻗﺘﻲ 

ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮي وﺿﻌﻴﺖ اﻗﻠﻴﻤﻲ ﻳﻚ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻳﺎ ﻳﻚ ﻛﺸﻮر و ﻳﺎ ﻳﻚ اﻳﺴﺘﮕﺎه را ﺑﺮرﺳﻲ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻻزم اﺳﺖ راﺑﻄﺔ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي 

ﻣﺘﻌﺪدي را ﺑﺮرﺳﻲ ﻛﻨﺪ. ﺑﺮ اﻳﻦ اﺳﺎس ﻳﻜﻲ از ﻓﻨﻮن آﻣﺎري ﻣﻬﻢ، ﻛﺎرﺑﺮد رﮔﺮﺳﻴﻮن ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﻪ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ. در ﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮن 

ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺟﺎي ﻳﻚ ﻋﺮض از ﻣﺒﺪأ و ﺿﺮﻳﺐ زاوﻳﻪاي داراي ﻳﻚ ﻣﻘﺪار ﺛﺎﺑﺖ، داراي ﭼﻨﺪ ﺿﺮﻳﺐ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻳﻚ 

ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﻳﻜﻲ از ﭼﻨﺪ ﻣﺘﻐﻴﺮ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ (ﺟﺎوري،136 :1384).  اﻳﻦ ﺿﺮاﻳﺐ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺿﺮاﻳﺐ رﮔﺮﺳﻴﻮن ﺟﺰﺋﻲ

12

ﻧﺎﻣﻴﺪه ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ. ﺿﺮاﻳﺐ رﮔﺮﺳﻴﻮن ﺟﺰﺋﻲ در ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺑﺮآوردي از ﺿﺮاﻳﺐ ﻧﺎﻣﻌﻠﻮم ﺟﺎﻣﻌﻪ اﺳﺖ. ﻫﻤﭽﻮن رﮔﺮﺳﻴﻮن ﺧﻄﻲ 

ﺳﺎده، در رﮔﺮﺳﻴﻮن ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﻪ ﻧﻴﺰ ﻓﺮضﻫﺎي زﻳﺮ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﻴﺮﻧﺪ:  

1- راﺑﻄﺔ ﺑﻴﻦ ﻣﺘﻐﻴﺮ واﺑﺴﺘﻪ و ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺑﺎﻳﺪ ﺧﻄﻲ ﺑﺎﺷﺪ . 

2- ﺑﺮاي ﻫﺮ ﻳﻚ از ﺗﺮﻛﻴﺐﻫﺎي ﻣﻘﺎدﻳﺮ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﻣﺴﺘﻘﻞ، ﺗﻮزﻳﻊ ﻣﺘﻐﻴﺮ واﺑﺴﺘﻪ ﻧﺮﻣﺎل ﻳﺎ ﺑﻬﻨﺠﺎر ﺑﺎﺷﺪ.

3- وارﻳﺎﻧﺲ ﻣﻘﺎدﻳﺮ آن ﺛﺎﺑﺖ ﺑﺎﺷﺪ.

ﻗﺒﻞ از آﻧﻜﻪ ﺿﺮاﻳﺐ ﺑﺮآورد ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺷﺪ ﻛﻪ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺑﻪﻃﻮر ﺧﻄﻲ ﺑﺎ ﻣﺘﻐﻴﺮ واﺑﺴﺘﻪ راﺑﻄﻪ 

دارﻧﺪ. ﺑﺮاي ﻋﻤﻠﻲ ﻧﻤﻮدن رﮔﺮﺳﻴﻮن ﺧﻄﻲ ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﻪ از ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﻣﺘﻌﺪدي ﻛﻪ در اﻳﺠﺎد ﺑﺎرش اﻳﺴﺘﮕﺎه ﺧﺮم آﺑﺎد (رﻃﻮﺑﺖ 

ﻧﺴﺒﻲ، دﻣﺎﻫﺎي ﺣﺪاﻗﻞ ﻣﻄﻠﻖ، ﺣﺪاﻛﺜﺮ ﻣﻄﻠﻖ، ﻣﻌﺪل ﺣﺪاﻛﺜﺮ، ﻣﻌﺪل ﺣﺪاﻗﻞ و ﺳﺮﻋﺖ ﺑﺎد)  ﻣﺆﺛﺮ ﻣﻲﺑﺎﺷﻨﺪ، اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه 

اﺳﺖ.  از ﻣﺎﺗﺮﻳﺲ ﻧﻤﻮدارﻫﺎي ﭘﺮاﻛﻨﺶ ﺑﻴﻦ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﻣﺴﺘﻘﻞ و واﺑﺴﺘﻪ ﺑﺮاي ﺑﺮرﺳﻲ راﺑﻄﺔ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ. 

ﺑﺮاي ﻛﺎرﺑﺮد ﻣﺪل رﮔﺮﺳﻴﻮن ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﻪ ﻣﻲﺗﻮان از ﻣﻌﺎدﻟﺔ زﻳﺮ اﺳﺘﻔﺎده ﻛﺮد (رﺿﺎﻳﻲ ،116 :1377):  

                                                          

11

- Durbin_Watson 

12

- Partial Regression Coefficients

Archive of SID

www.SID.ir104                                   ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰي ﻣﻨﻄﻘﻪاي- ﭘﻴﺶ ﺷﻤﺎره ﭘﺎﻳﻴﺰ و زﻣﺴﺘﺎن 1388

(13) رﺑﻄﻪ Y x x ... x =  b  + b  + b  +  + b  + e 0 1 1 2 2  n n

  

ﺟﺪول ﺷﻤﺎره 7. ﻣﺎﺗﺮﻳﺲ ﻧﻤﻮدارﻫﺎي ﭘﺮاﻛﻨﺶ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي اﻳﺠﺎد ﺑﺎرش ﺧﺮم 

آﺑﺎد

RAIN

MAX.MEAN

MIN.MEAN

MAX.T

MIN.T

MEAN.T

WIND

ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺟﺪول ﻣﺎﺗﺮﻳﺲ ﻧﻤﻮدارﻫﺎي ﭘﺮاﻛﻨﺶ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ، راﺑﻄﺔ ﺧﻄﻲ ﺑﻴﻦ ﺑﻌﻀﻲ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ وﺟﻮد دارد. ﺑﺮاي ﺗﺒﻴﻴﻦ 

ﺑﻬﺘﺮ ﻻزم اﺳﺖ ﺑﺮاﺳﺎس راﺑﻄﻪ ﺷﻤﺎرة 13 ﺑﻪ ﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮن ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﻪ ﭘﺮداﺧﺖ.   

y = 203.73 - 16.76 x1 + 37.38 x2 - 0.46 x3 - 4.74 x4 - 7.726 x5 + 7.70 x6

ﺑﺮرﺳﻲ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﻮدن ﻣﺪل  

وﻗﺘﻲ ﻳﻚ ﻣﺪل رﮔﺮﺳﻴﻮن اﺟﺮا ﻣﻲﺷﻮد، اوﻟﻴﻦ ﻧﻜﺘﻪ ﺑﺮرﺳﻲ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﻮدن ﻣﺪل اﺳﺖ.  ﺑﺮاي اﻳﻦ ﻣﻨﻈﻮر ﻻزم اﺳﺖ ﺑﻪ 

ﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮن ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﻤﻮد (ﺻﺎﻟﺤﻲ ﺻﺪﻗﻴﺎن ،142  :1381). ﺟﺪولﻫﺎي  زﻳﺮ ﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮن ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﻪ 

ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي اﻳﺠﺎد ﺑﺎرش ﺧﺮم آﺑﺎد را ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﻨﺪ.  

ﺟﺪول ﺷﻤﺎره 8. ﺧﻼﺻﺔ آﻣﺎرة ﻣﺪل رﮔﺮﺳﻴﻮن ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﻪ  

.933 .870 .715 23.5965

Model

1

R R Square

Adjusted

R Square

Std. Error

of the

Estimate

ﺟﺪول ﺷﻤﺎره 9. ﺗﺤﻠﻴﻞ وارﻳﺎﻧﺲ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﺑﺎرش ﺧﺮم آﺑﺎد

18670.651 6 3111.775 5.589 .039

2783.978 5 556.796

21454.629 11

Regression

Residual

Total

Model

1

Sum of

Squares df

Mean

Square F Sig.

Archive of SID

www.SID.irﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ داده ﻫﺎي اﻗﻠﻴﻤﻲ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از اﻳﺴﺘﮕﺎﻫﻬﺎي اﻧﺘﺨﺎﺑﻲ اﻳﺮان                                                                            105

ﺟﺪول ﺷﻤﺎره 10. ﺿﺮاﻳﺐ رﮔﺮﺳﻴﻮن ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﺔ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﺑﺎرش ﺧﺮم آﺑﺎد

203.730 89.916 2.266 .073

-16.764 6.222 -4.369 -2.694 .043

37.378 9.211 6.785 4.058 .010

-.461 2.915 -.107 -.158 .881

-4.741 5.761 -.799 -.823 .448

-7.726 3.984 -1.935 -1.939 .110

7.699 6.022 .352 1.278 .257

(Constant)

MAX.MEAN

MIN.MEAN

MAX.T

MIN.T

MEAN.T

WIND

Model

1

B Std. Error

Unstandardized

Coefficients

Beta

Standardi

zed

Coefficien

ts

t Sig.

ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺟﺪول ﺧﻼﺻﺔ آﻣﺎرهﻫﺎي ﺗﺤﻠﻴﻞ، ﺿﺮﻳﺐ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ ﻛﻪ87 درﺻﺪ از ﭘﺮاﻛﻨﺪﮔﻲ 

ﻣﺸﺎﻫﺪه ﺷﺪه اﻳﺠﺎد ﺑﺎرش ﺧﺮم آﺑﺎد ﺗﻮﺳﻂ ﺷﺶ ﻣﺘﻐﻴﺮ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺗﻮﺟﻴﻪ ﻣﻲﺷﻮد و ﺑﻪ ﻃﺮﻳﻘﻲ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﻣﺴﺘﻘﻞ راﺑﻄﺔ ﺧﻄﻲ 

ﺑﺎ ﻣﺘﻐﻴﺮ واﺑﺴﺘﻪ اﻳﺠﺎد ﺑﺎرش ﺧﺮم آﺑﺎد را ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ.  از ﻃﺮﻓﻲ ﻣﻘﺪار ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ ﻛﻪ ﺑﺮاﺑﺮ اﺳﺖ ﺑﺎ 0/93 اﺳﺖ 

ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ ﻛﻪ ﻣﺪل رﮔﺮﺳﻴﻮن ﺧﻄﻲ ﻣﺬﻛﻮر ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﻣﻲﺗﻮان ﺑﺮاي ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻤﻮد. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺟﺪول ﺷﻤﺎرة 

) F آﻣﺎرة 8

MST 3111.775

F= 5.59

MSE 556.796

= = ) ﻓﺮض ﺻﻔﺮ رد ﻣﻲﺷﻮد و ﻧﺘﻴﺠﻪ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﺑﻴﻦ ﻣﺘﻐﻴﺮ واﺑﺴﺘﻪ (ﻣﻘﺪار 

ﺑﺎرش ﺧﺮم آﺑﺎد) و ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﻣﺴﺘﻘﻞ (دﻣﺎﻫﺎ ، رﻃﻮﺑﺖ و ﺳﺮﻋﺖ ﺑﺎد) راﺑﻄﻪ وﺟﻮد دارد.  

ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﻳﻚ ﻣﺘﻐﻴﺮ ﻣﺴﺘﻘﻞ در ﻣﺪل رﮔﺮﺳﻴﻮن وﺟﻮد دارد، ﺗﻔﺴﻴﺮ ﺿﺮﻳﺐ رﮔﺮﺳﻴﻮن آن ﺑﻪ ﺳﺎدﮔﻲ 

اﻧﺠﺎم ﻣﻲﮔﻴﺮد و اﮔﺮ ﻓﺮﺿﻴﻪ ﺻﻔﺮ رد ﺷﺪ، ﻣﻲﺗﻮان ﻧﺘﻴﺠﻪ ﮔﺮﻓﺖ ﻛﻪ راﺑﻄﺔ ﺧﻄﻲ ﺑﻴﻦ دو ﻣﺘﻐﻴﺮ ﻣﺴﺘﻘﻞ و واﺑﺴﺘﻪ وﺟﻮد 

دارد.  ﺗﻔﺴﻴﺮ اﻳﻦ ﺿﺮﻳﺐ در رﮔﺮﺳﻴﻮن ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﻪ ﭘﻴﭽﻴﺪهﺗﺮ اﺳﺖ.  اﮔﺮ ﺿﺮاﻳﺐ رﮔﺮﺳﻴﻮن ﺟﺰﺋﻲ ﺑﺮاي ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ ﺑﻪدﺳﺖ

آورﻳﻢ، ﺑﺎ ﺑﺮرﺳﻲ ﻣﺎﺗﺮﻳﺴﻲ ﺿﺮاﻳﺐ اﻣﻜﺎن ﺑﺮرﺳﻲ راﺑﻄﻪﻫﺎ وﺟﻮد دارد.  ﭼﻮن از ﻳﻚ ﻃﺮف ﺿﺮاﻳﺐ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ را ﻧﺸﺎن

ﻣﻲدﻫﺪ  از ﻃﺮﻓﻲ دﻳﮕﺮ ﺳﻄﻮح ﻣﻌﻨﻲداري ﻣﺸﺎﻫﺪات را ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ.  ﺟﺪول ﺷﻤﺎرة 11  ﺿﺮاﻳﺐ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ ﺟﺰﺋﻲ 

ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﻣﺆﺛﺮ در اﻳﺠﺎد ﺑﺎرش ﺧﺮم آﺑﺎد را ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ.  

ﺿﺮﻳﺐ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﺑﻴﻦ ﻣﻴﺰان ﺑﺎرش و رﻃﻮﺑﺖ ﻧﺴﺒﻲ 0/758 اﺳﺖ. ﺑﺮ اﻳﻦ اﺳﺎس ﺳﻄﺢ ﻣﻌﻨﻲداري ﻣﺸﺎﻫﺪه ﺷﺪه 

ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ اﻳﻦ ﻓﺮﺿﻴﻪ را رد ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻴﻦ دو ﻣﺘﻐﻴﺮ راﺑﻄﺔ ﺧﻄﻲ وﺟﻮد دارد. از ﻃﺮﻓﻲ ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﻣﺴﺘﻘﻞ 

ﺑﺎ ﻫﻢ راﺑﻄﺔ ﺧﻮﺑﻲ را ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﻨﺪ.  

  

Archive of SID

www.SID.ir106                                   ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰي ﻣﻨﻄﻘﻪاي- ﭘﻴﺶ ﺷﻤﺎره ﭘﺎﻳﻴﺰ و زﻣﺴﺘﺎن 1388

ﺟﺪول ﺷﻤﺎره 11. ﺿﺮاﻳﺐ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﺟﺰﻳﻲ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي اﻳﺠﺎد ﺑﺎرش ﺧﺮم آﺑﺎد  

1.000 -.643 -.554 -.606 -.610 -.601 .298 .758

. .012 .031 .018 .018 .019 .173 .002

-.643 1.000 .989 .965 .979 .972 -.611 -.936

.012 . .000 .000 .000 .000 .017 .000

-.554 .989 1.000 .962 .975 .982 -.674 -.901

.031 .000 . .000 .000 .000 .008 .000

-.606 .965 .962 1.000 .957 .934 -.671 -.888

.018 .000 .000 . .000 .000 .008 .000

-.610 .979 .975 .957 1.000 .939 -.655 -.911

.018 .000 .000 .000 . .000 .010 .000

-.601 .972 .982 .934 .939 1.000 -.647 -.911

.019 .000 .000 .000 .000 . .012 .000

.298 -.611 -.674 -.671 -.655 -.647 1.000 .476

.173 .017 .008 .008 .010 .012 . .059

.758 -.936 -.901 -.888 -.911 -.911 .476 1.000

.002 .000 .000 .000 .000 .000 .059 .

Pearson Correlati

Sig. (1-tailed)

Pearson Correlati

Sig. (1-tailed)

Pearson Correlati

Sig. (1-tailed)

Pearson Correlati

Sig. (1-tailed)

Pearson Correlati

Sig. (1-tailed)

Pearson Correlati

Sig. (1-tailed)

Pearson Correlati

Sig. (1-tailed)

Pearson Correlati

Sig. (1-tailed)

RAIN

MAX.MEA

MIN.MEAN

MAX.T

MIN.T

MEAN.T

WIND

HUMIDITY

RAIN MAX.MEANMIN.MEAN MAX.T MIN.T MEAN.T WIND HUMIDITY

ﻗﺪرت راﺑﻄﺔ ﺧﻄﻲ ﺑﻴﻦ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺗﻮﺳﻂ ﺷﺎﺧﺺ ﺗﻮﻟﺮاﻧﺲ

13

اﻧﺪازهﮔﻴﺮي ﻣﻲﺷﻮد.  ﺑﺮاي ﻫﺮ ﻣﺘﻐﻴﺮ 

ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺗﻮﻟﺮاﻧﺲ، ﻧﺴﺒﺘﻲ از ﭘﺮاﻛﻨﺪﮔﻲ آن ﻣﺘﻐﻴﺮ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﻮﺳﻂ رواﺑﻂ ﺧﻄﻲ آن ﻣﺘﻐﻴﺮ ﺑﺎ ﺳﺎﻳﺮ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻣﻮﺟﻮد 

در ﻣﺪل ﺗﻮﺟﻴﻪ ﻧﻤﻲﺷﻮد (ﻧﻴﺮوﻣﻨﺪ،140 :1381). ﺑﺮ اﻳﻦ اﺳﺎس ﺑﺮاي ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺷﺎﺧﺺ ﭼﻨﺪ ﻫﻢ ﺧﻄﻲ

14

در ﻧﺮم اﻓﺰار ﻣﻴﻨﻲ 

ﺗﺐ از ﻋﺎﻣﻞ اﻓﺰاﻳﺶ وارﻳﺎﻧﺲ

15

 (VIF) ﻣﻲﺗﻮان اﺳﺘﻔﺎده ﻛﺮد. ﺟﺪول ﺷﻤﺎره 12 ﺷﺎﺧﺺ ﻣﺬﻛﻮر را ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ. ﻣﻘﺪار 

ﻋﺎﻣﻞ اﻓﺰاﻳﺶ وارﻳﺎﻧﺲ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻴﻦ 5 ﺗﺎ 10 ﺑﺎﺷﺪ، اﮔﺮ ﺑﻴﺸﺘﺮ از اﻳﻦ ﺣﺪ ﺑﺎﺷﺪ، اﻣﻜﺎن ﺿﻌﻒ ﺑﺮآورد ﺿﺮﻳﺐ رﮔﺮﺳﻴﻮن در اﺛﺮ 

ﭼﻨﺪ ﻫﻢ ﺧﻄﻲ وﺟﻮد دارد.  ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻛﻪ ﺗﻮﻟﺮاﻧﺲ ﻳﻚ ﻧﺴﺒﺖ اﺳﺖ، ﻣﻘﺪار آن ﺑﻴﻦ ﺻﻔﺮ و ﻳﻚ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ.  ﻣﻘﺪار 

ﻧﺰدﻳﻚ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻌﻨﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﻳﻚ ﻣﺘﻐﻴﺮ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺑﺨﺶ ﻛﻮﭼﻜﻲ از ﭘﺮاﻛﻨﺶ آن ﺑﺎ ﺳﺎﻳﺮ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺗﻮﺟﻴﻪ 

ﻣﻲﻛﻨﺪ و ﻣﻘﺪار ﻧﺰدﻳﻚ ﺑﻪ ﺻﻔﺮ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ ً  ﻛﻪ ﻳﻚ ﻣﺘﻐﻴﺮ ﺗﻘﺮﻳﺒﺎ ﻳﻚ ﺗﺮﻛﻴﺐ ﺧﻄﻲ از ﺳﺎﻳﺮ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﻣﺴﺘﻘﻞ اﺳﺖ.   

ﺟﺪول ﺷﻤﺎره 12. آﻣﺎرهﻫﺎي ﺗﻮﻟﺮاﻧﺲ و ﻋﺎﻣﻞ اﻓﺰاﻳﺶ وارﻳﺎﻧﺲ ﺳﺮيﻫﺎي ﻣﺆﺛﺮ در ﺑﺎرش ﺧﺮم آﺑﺎد  

.010 101.3 25

.009 107.7 26

.056 17.82 5

.028 36.34 6

.026 38.36 5

.342 2.925

MAX.MEAN

MIN.MEAN

MAX.T

MIN.T

MEAN.T

WIND

Model

1

Tolerance VIF

Collinearity Statistics

                                                          

13

- Tolerance  

14

- Multicollinearity 

15

- Variance Inflation Factor 

Archive of SID

www.SID.irﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ داده ﻫﺎي اﻗﻠﻴﻤﻲ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از اﻳﺴﺘﮕﺎﻫﻬﺎي اﻧﺘﺨﺎﺑﻲ اﻳﺮان                                                                            107

ﻧﺘﻴﺠﻪﮔﻴﺮي  

در ﺗﺤﻠﻴﻞﻫﺎي اﻗﻠﻴﻤﻲ ﺑﺮرﺳﻲ ﭘﺮاﻛﻨﺶ و راﺑﻄﺔ ﺑﻴﻦ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ از اﻫﻤﻴﺖ زﻳﺎدي ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ.  ﺑﺮ اﻳﻦ اﺳﺎس ﻛﺎرﺑﺮد 

ﺗﺤﻠﻴﻞﻫﺎي رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ در ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت اﻗﻠﻴﻤﻲ ﺿﺮورﺗﻲ اﺟﺘﻨﺎب ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ.  ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﻣﺪلﻫﺎي ﺗﺤﻠﻴﻞ رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ 

(ﺳﺎده و ﭼﻨﺪﮔﺎﻧﻪ) ﻣﺮاﺣﻞ ﺗﺤﻠﻴﻞ و ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ ﻛﺮدن آﻧﻬﺎ اﻳﻦ اﻣﻜﺎن را ﺑﻪ ﻣﺤﻘﻖ ﻣﻲدﻫﺪ ﻛﻪ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﺘﻮاﻧﺪ وﺿﻌﻴﺖ ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ 

ﻫﺮ اﻳﺴﺘﮕﺎه ﻳﺎ ﻫﺮ ﻣﻨﻄﻘﻪ را ﺑﺮرﺳﻲ و ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ  ﻧﻤﺎﻳﺪ.  ﻛﺎرﺑﺮد ﻣﺮاﺣﻞ ﺳﻨﺠﺶ، ﺗﺤﻠﻴﻞ و ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ  در ﺗﺤﻠﻴﻞﻫﺎي 

رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ ﺑﺮاي ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت و ﺗﺤﻠﻴﻞﻫﺎي اﻗﻠﻴﻤﻲ ﺿﺮوري اﺳﺖ.  رﻋﺎﻳﺖ اوﻟﻮﻳﺖﻫﺎي ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ ﻣﺪلﻫﺎي  رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ 

ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﻓﺮاﻳﻨﺪ ﺗﺤﻘﻴﻖ در ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت اﻗﻠﻴﻤﻲ از اﻫﻤﻴﺖ زﻳﺎدي ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ.  ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮع ﺗﺤﻘﻴﻖ، ﺗﺤﻠﻴﻞﻫﺎي 

رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ اﻳﻦ اﻣﻜﺎن را ﺑﻪ ﻣﺤﻘﻖ ﻣﻲدﻫﺪ ﻛﻪ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎي ﻣﺘﻌﺪدي را از ﻫﺮ اﻳﺴﺘﮕﺎه در ﻓﺮﻳﻨﺪ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار 

دﻫﺪ. ﺑﺮ اﻳﻦ اﺳﺎس و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﻫﻴﺖ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت اﻗﻠﻴﻤﻲ، ﻛﺎرﺑﺮد ﺗﺤﻠﻴﻞﻫﺎي رﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ ﺿﺮوري و داراي اﻫﻤﻴﺖ زﻳﺎد 

ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.  

 ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻣﻨﺎﺑﻊ

1- آﻣﺎر ﻏﻴﺮ ﭘﺎراﻣﺘﺮي ﺑﺮاي ﻋﻠﻮم رﻓﺘﺎري (1372) ﺗﺮﺟﻤﻪ: ﻳﻮﺳﻒ ﻛﺮﻳﻤﻲ؛ اﻧﺘﺸﺎرات داﻧﺸﮕﺎه ﻋﻼﻣﻪ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﻳﻲ.

2- آﻣﺎر ﻛﺎرﺑﺮدي،  ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎي ﻛﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮي (1374) ﺗﺮﺟﻤﻪ:  ﻣﺤﻤﺪ ﺻﺎدق ﺗﻬﺮاﻧﻴﺎن و اﺑﻮاﻟﻘﺎﺳﻢ ﺑﺰرگ ﻧﻴﺎ؛ اﻧﺘﺸﺎرات ﺟﻬﺎد 

داﻧﺸﮕﺎﻫﻲ ﻣﺸﻬﺪ.

3- آﻣﺎر و اﺣﺘﻤﺎل ﺑﺮاي ﻣﻬﻨﺪﺳﻲ ﻣﻌﺪن، ﺟﻠﺪ دوم (1386) ﺗﺮﺟﻤﻪ: ﻣﻬﺪي ﺗﻴﻤﻮري ﻳﺎﻧﺴﺮي؛ اﻧﺘﺸﺎرات داﻧﺸﮕﺎه اﻣﻴﺮﻛﺒﻴﺮ.

4- اﺳﺎس روشﻫﺎي آﻣﺎري (1360) ﺗﺮﺟﻤﻪ: ﻣﺤﻤﺪ ﺻﺎدق ﺗﻬﺮاﻧﻴﺎن؛ اﻧﺘﺸﺎرات داﻧﺸﮕﺎه ﻣﺸﻬﺪ.

5- اﻓﺸﻴﻦ ﻧﻴﺎ، ﻣﻨﻮﭼﻬﺮ (1372) روشﻫﺎي آﻣﺎري و ﻛﺎرﺑﺮد آن در ﻋﻠﻮم؛ اﻧﺘﺸﺎرات اﺗﺎ.  

6- ﺑﻬﺒﻮدﻳﺎن، ﺟﻮاد (1378) آﻣﺎر ﻧﺎﭘﺎراﻣﺘﺮي؛ اﻧﺘﺸﺎرات داﻧﺸﮕﺎه ﺷﻴﺮاز.   

7- ﺟﺎوري، ﻣﺠﻴﺪ (1384) ﻣﻘﺪﻣﻪ اي ﺑﺮ روشﻫﺎي ﺗﺤﻘﻴﻖ در ﻋﻠﻮم اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﺎ ﺗﺄﻛﻴﺪ ﺑﺮ ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎ؛ اﻧﺘﺸﺎرات ﻃﻠﻮر.

8- ﺟﻠﻴﻠﻲ، ﺧﺸﻨﻮد، ﺧﻠﻴﻞ (1380)، ﺗﺤﻠﻴﻞ آﻣﺎري؛ اﻧﺘﺸﺎرات ﺳﺮا.  

9- ﺣﺴﻴﻨﻲ، ﻳﻌﻘﻮب (1382) آﻣﺎر ﻧﺎﭘﺎراﻣﺘﺮي (روش ﺗﺤﻘﻴﻖ و ﻧﺮم اﻓﺰار SPSS 10)؛ اﻧﺘﺸﺎرات داﻧﺸﮕﺎه ﻋﻼﻣﻪ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﻳﻲ.  

10- رﮔﺮﺳﻴﻮن ﺧﻄﻲ ﻛﺎرﺑﺮدي (11374) ﺗﺮﺟﻤﻪ: ﺣﺴﻴﻨﻌﻠﻲ ﻧﻴﺮوﻣﻨﺪ؛ اﻧﺘﺸﺎرات داﻧﺸﮕﺎه ﻣﺸﻬﺪ.

11-  ﺻﺎﻟﺤﻲ ﺻﺪﻗﻴﺎن، ﺟﻤﺸﻴﺪ؛اﺑﺮاﻫﻴﻤﻲ، اﻳﺮج (1381) ﺗﺤﻠﻴﻞ آﻣﺎري ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ؛ ﻧﺸﺮ ﻫﻮاي ﺗﺎزه.

12- ﻓﺮﺷﺎدﻓﺮ، ﻋﺰت اﻟﻪ (1380) اﺻﻮل و روشﻫﺎي آﻣﺎري ﭼﻨﺪ ﻣﺘﻐﻴﺮه؛ اﻧﺘﺸﺎرات داﻧﺸﮕﺎه رازي.

13- ﻣﻨﺼﻮرﻓﺮ، ﻛﺮﻳﻢ (1387) روشﻫﺎي ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ آﻣﺎري؛ اﻧﺘﺸﺎرات داﻧﺸﮕﺎه ﺗﻬﺮان.

14- Brien , O .L (1992) Introducing Quantitative Geography , Routledge , Landon-New York. 

15- Bryman ,A& Cramer , d (1990) Quantitative Data Analysis for Social Scientists ,Routledge ,Chapman 

and hall. 

16- Hays,W.L(1982) Statistics for the Social Sciences , New York ,Holt, Rinehart and Winston ,Inc. 

17- Howell ,D.C(1989) Fundamental Statistics For the Behavioral Sciences, Pws-KENT. 

18-  Neter ,J & Wasserman ,W (1974) Applied Linear Statistical Models. Homewood . 

19- Winer ,B.J(1971) Statistical Principles in Experimental Design, McGraw-Hill , New York. 

Archive of SID

www.SID.ir

تحليل رگرسيون  

تحليل رگرسيون


تحليل رگرسيون چند متغييري روش تحليل نيرومندي است كه در انواع مسايل مي توان از آن استفاده كرد و در تحقيقات جامعه شناسي، روانشناختي، اقتصادي و ... كاربرد دارد.از آن در متغيرهاي پيوسته و متغيرهاي طبقه اي استفاده مي شود و آن را مي توان با دو متغيير مستقل، سه متغير مستقل و يا بيشتر استفاده كرد. يكي از انواع روش هاي تحقيق توصيفي (غير آزمايشي) تحقيق همبستگي است. در اين نوع تحقيق رابطه ميان متغيرها بر اساس هدف تحقيق تحليل مي‌گردد(كلينجر، 1389: 12).


رگرسيون تكنيكي است كه از طريق آن به  تغيير متغير وابسته از طريق تغييرات متغير مستقل يا  از طريق تركيب خطي دو يا چند متغير مستقل تبيين و پيش بيني مي شود . دقت و توانايي اندازه گيري در روش تحليل رگرسيون بالاست.


تحليل رگرسيون از لحاظ ساختاري را مي توان به سه دسته تقسيم كرد.


1تحليل رگرسيون ساده: تغييرات متغيرy  را از طريق يك متغيرx برآورد مي كند و تابع رگرسيون خطري بصورت  y=a+bx  است.


 2.   تحليل رگرسيون چند گانه:  در آن واريانس متغير y از طريق مشاركت نسبي و تركيب خطي دو يا چند متغير مستقل تبيين مي شود و يك متغيروابسته و مجموعه اي از متغيرهاي مستقل وجود دارد.


 


 


تركيب خطي:   b2x2+….+ bixi y=a+b1x1+


X3


3.      تحليل رگرسيون چندگانه چند متغيره (ساعي، 1387: 152).

تحقيقات همبستگي را مي‌توان بر حسب هدف به سه دسته تقسيم كرد:


الف) مطالعه همبستگي دو متغيري، ب) تحليل رگرسيون، ج) تحليل ماتريس همبستگي يا كواريانس.


در مطالعات همبستگي دو متغيري، هدف بررسي رابطه دو به دو متغيرهاي موجود در تحقيق است. در تحليل رگرسيون هدف پيش بيني تغييرات يك يا چند متغير وابسته (ملاك) با توجه به تغييرات متغيرهاي مستقل (پيش بين) است. در بعضي بررسي ها از مجموعه همبستگي هاي دو متغيري متغيرهاي مورد بررسي در جدولي به نام ماتريس همبستگي يا كواريانس استفاده مي‌شود. از جمله تحقيقاتي كه در آن ها ماتريس همبستگي يا كواريانس تحليل مي شود، تحليل عاملي و مدل معادلات ساختاري است. در تحليل عاملي هدف تلخيص مجموعه اي از داده ها يا رسيدن به متغيرهاي مكنون (سازه) و در مدل معادلات ساختاري آزمودن روابط ساختاري مبتني بر نظريه ها و يافته هاي تحقيقاتي موجود است. در زير با تفضيل بيشتر هر يك از موارد فوق مورد بحث قرار مي‌گيرد. (سرمدي، 1376: ‌)


 


تحقيق همبستگي دو متغيري


   در اين گونه تحقيقات هدف تعيين ميزان هماهنگي تغييرات دو متغير است. براي اين منظور بر حسب مقياس هاي اندازه گيري متغيرها شاخص هاي مناسبي اختيار مي‌شود از آنجا كه در اكثر تحقيقات همبستگي دو متغيري از مقياس فاصله اي با پيش فرض توزيع نرمال دو متغيري براي اندازه گيري متغيرها استفاده مي شود، لذا ضريب همبستگي محاسبه شده در اين گونه تحقيقات ضريب همبستگي گشتاوري پيرسون يا به طور خلاصه ضريب همبستگي پيرسون است.


به عنوان مثالي از تحقيق همبستگي دو متغيري به تحقيقي از اين نوع در اينجا اشاره مي‌شود:


پژوهشگران براي آزمودن رابطه ”استادهاي دروني و باثبات“ با متغير ”احساس لياقت“ در عملكردهاي موفق و ناموفق فرضيه هايي را مورد آزمون قرار دادند و براي اين امر از ضرايب همبستگي دو متغيري پيرسون استفاده كردند. نمره مثبت اسناد مركز عليت نشانگر اسنادهاي دروني و نمره منفي آن نشانگر اسنادهاي بيروني بود. نمره مثبت اسناد ثبات نشانگر اسنادهاي باثبات و نمرات منفي آن نشانگر اسنادهاي بي ثبات بود.


فرضيه هاي مورد آزمون عبارت بودند از:


فرضيه 1: احساس لياقت با اسنادهاي دروني و باثبات براي عملكردهاي موفق همبستگي مثبت دارد.


فرضيه 2: احساس لياقت با اسنادهاي دروني و باثبات براي عملكردهاي ناموفق همبستگي منفي دارد.


در اين تحقيق متغيرهاي مورد بررسي به شرح زير است: 1-احساس لياقت، 2-عملكرد در آزمون، 3-اسناد مركز عليت براي عملكرد ناموفق، 4-اسناد باثبات براي عملكرد ناموفق، 5-اسناد مركر عليت براي عملكرد موفق و 6-اسناد ثبات براي عملكرد موفق.


بايد توجه داشت كه نمره مثبت اسناد مركز عليت نشانگر اسنادهاي دروني و نمره منفي آن نشانگر اسنادهاي بيروني بود. نمره مثبت اسناد ثبات نشانگر اسنادهاي باثبات و نمرات منفي آن نشانگر اسنادهاي بي ثبات بود.


فرضيه هاي مورد بررسي عبارت است از:


1- در عملكردهاي موفق، احساس لياقت با اسناد دروني همبستگي مثبت دارد.


2- در عملكردهاي موفق، احساس لياقت با اسنادهاي باثبات همبستگي مثبت دارد.


3- در عملكردهاي ناموفق، احساس لياقت با اسناد دروني همبستگي منفي دارد.


4- در عملكردهاي ناموفق، احساس لياقت با اسنادهاي باثبات همبستگي منفي دارد.


ضرايب همبستگي اين متغيرها در جدول زير داده شده است و معني داري اين ضرايب همبستگي با يك يا دو ستاره مشخص شده است. (سرمدي، 1376: ‌)


 


جدول ضرايب همبستگي متغيرهاي اندازه گيري شده در بررسي رابطه هاي


اسنادهاي دروني و باثبات با احساس لياقت:


در مثال فوق با توجه به معني دار بودن برخي از ضرايب همبستگي ملاحظه مي‌شود كه فرضيه 1 كه به رابطه احساس لياقت با اسنادهاي باثبات در عملكردهاي موفق مربوط است تاييد مي‌گردد. (r=0.22  , P<0.05). فرضيه 3 و 4 محقق كاملا تاييد مي شود، زيرا همبستگي احساس لياقت با اسناد دروني و باثبات براي عملكردهاي ناموفق منفي و معني دار است (r=-.029 , P<0.05) و (r=-0.36 , P<0.01).


پژوهشگران با توجه به نتايج به دست آمده از همبستگي هاي دو متغيري به آزمودن فرضيه هاي ياد شده پرداخته اند. ( همان: )


 


 


 


 


در تحقيقاتي كه از تحليل رگرسيون استفاده مي شود، هدف معمولا پيش بيني يك يا چند متغير ملاك از يك يا چند متغير پيش بين است. چنانچه هدف پيش بيني يك متغير ملاك از چند متغير پيش بين باشد از مدل رگرسيون چندگانه استفاده مي‌شود. در صورتي كه هدف، پيش بيني همزمان چند متغير ملاك از متغيرهاي پيش بين يا زير مجموعه اي از آنها باشد از مدل رگرسيون چند متغيري استفاده مي‌شود. در تحقيقات رگرسيون چندگانه هدف پيدا كردن متغيرهاي پيش بيني است كه تغييرات متغير ملاك را چه به تنهايي و چه مشتركا پيش بيني كند. ورود متغيرهاي پيش بين در تحليل رگرسيون به شيوه هاي گوناگون صورت مي‌گيرد. در اين جا سه روش اساسي مورد بحث قرار مي‌گيرد:


الف) روش همزمان،    ب)روش گام به گام،     ج) روش سلسله مراتبي.


در روش همزمان تمام متغيرهاي پيش بين با هم وارد تحليل مي‌شود. در روش گام به گام اولين متغير پيش بين بر اساس بالاترين ضريب همبستگي صفرمرتبه با متغير ملاك وارد تحليل مي‌شود. از آن پس ساير متغيرها پيش بين بر حسب ضريب همبستگي تفكيكي (جزئي) و نيمه تفكيكي (نيمه جزئي) در تحليل وارد مي‌شود. در اين روش پس از ورود هر متغير جديد ضريب همبستگي نيمه تفكيكي يا تفكيكي ، تمام متغيرهايي كه قبلا در معادله وارد شده اند به عنوان آخرين متغير ورودي مورد بازبيني قرار مي‌گيرد و چنانچه با ورود متغير جديد معني داري خود را از دست داده باشد، از معادله خارج مي‌شود. به طور كلي در روش گام به گام ترتيب ورود متغيرها در دست محقق نيست.


در روش سلسله مراتبي ترتيب ورود متغيرها به تحليل بر اساس يك چارچوب نظري يا تجربي مورد نظر محقق صورت مي‌گيرد. به عبارت ديگر پژوهشگر شخصا درباره ترتيب ورود متغيرها به تحليل تصميم گيري مي‌كند. اين تصميم گيري كه قبل از شروع تحليل اتخاذ مي‌شود مي‌تواند بر اساس سه اصل عمده زير باشد:


- رابطه علت و معلولي.


- رابطه متغيرها در تحقيقات قبلي.


- ساختار طرح پژوهشي (براي مثال در طرح هاي عاملي ابتدا اثرهاي اصلي و سپس اثرهاي متقابل آنها وارد تحليل مي‌شود).


از آن جا كه روش تحليل رگرسيون سلسله مراتبي با توجه به چارچوب نظري يا تجربي وپژه اي صورت مي گيرد، در تحقيقات علوم رفتاري از اهميت خاصي برخوردار است. لازم به تذكر است كه براي اين گونه تحقيقات آشنايي با روشهاي آماري تحليل رگرسيون الزامي است.(سرمدي،1376: )


 


رگرسيون چند متغيري


روشي است كه براي تحليل مشاركت جمعي و فردي دو يا چند متغير مستقل X در تغييرات متغير وابسته Y، وظيفه اساسي علم تبيين پديده هاست. در واقع مجموعه اي از سازه ها يا متغيرهاست كه با مشخص كردن روابط موجود ميان متغيرها به تبين آنها مي پردازيم.(كلينجر، 1389: 12 )


بررسي علمي هر سازه يا متغير مستلزم آن است كه منابع تغيير آن سازه يا متغير تشخيص داده شود، مي گويند كه متغير تغير كرده است.وظيفه رگرسيون چند متغييري اين است كه به تبيين واريانس متغير وابسته كمك كند و اين وظيفه را تا حدودي از طريق برآورد مشاركت متغييرها (2 يا چند متغير مستقل) در واريانس به انجام مي رسانند. (همان: 13)


در نظريه سنتي ، محقق ابتدا رابطه يك متغير مستقل را با متغير وابسته مطالعه مي كند، سپس رابطه متغيرمستقل ديگري را با آن متغير وابسته مطالعه مي كنند و اين كار تا آخر ادامه مي يابد.طرح سنتي تحقيق هم بصورت كلاسيك گروه آزمايش و گروه كنترل عرضه مي شد. (همان: 14)


كاربرد رگرسيون چند متغيري بر پيش بيني يك متغير وابسته از طريق چند متغير مستقل تاكيد دارد كه موجب تبيين موضوع مي شود. در واقع تبيين علمي مبتني است بر تعيين روابط موجود ميان رويدادهاي تجربي.متغير وابسته به صورت Y و متغير مستقل به صورت Xi,X1,X2.X3….. Xk نشان داده مي شود.


تحليل رگرسيون چند متغيري و تحليل واريانس در واقع يك چيزند. تحليل واريانس براي تحليل داده هاي حاصل از آزمايشهاي طرح ريزي شده است.اگر بيش از يك متغير در آزمايش وجود داشته باشد، يكي از شرايط استفاده ار آن اين است كه متغيرهاي آزمايشي ناوابسته باشند (همان: 18).


تحليل رگرسيون چند متغيري نظير هر روش ديگر يك ابزار است كه كمك مي كند به فهم پديده هاي طبيعي و اين واريانس يا كوواريانس است كه به لحاظ فني راهگشاي ما در روشهاي تحليلي است. همچنين به منظور جبران بعضي از اشتباهاتي كه در رگرسيون چند متغيره به وجود مي آيد بايد نمونه بزرگتر ( در حدود 500) استفاده كرد.


متغير مستقل:


دو نوع است


-         متغير فعال- متغيري كه براثر دخل و تصرف ايجاد مي شود.


-         متغير منسوب- متغيري است كه سنجيده مي شود.مثل هوس و استعداد تحصيلي.(همان: 18).


روش محاسبات به شيوه اي انجام مي شود كه با داشتن همبستگي در بين تمام متغيرها، بهترين پيش بيني ميسر مي شود. به بيان ديگر بجاي استفاده ازX، پس از  Y مي گوييم اگر X1,X2.X3….. Xk پس از Y و نتايج محاسبات بما بگويد كه پيش بيني چقدر خوب است و بهترين تركيب خطي متغيرها تقريبا چه مقدار از واريانس Y را تبيين مي كند ( كلينجر،1388: 333)


 


رگرسيون خطي


وقتي كه الگوي اصلي رابطه بين دو متغير به كمك نمودار پراكنش مشخص شده باشد مي توان آن الگورا بطور موجز و دقيق بامعادله‌ي خط رگرسيون بيان كرد. اين معادله به مثابه‌ي قاعده پيش بيني مقادير يك متغير بر اساس مقادير ديگر است (مولر،1389: 271).


در رگرسیون خطی، متغیر وابسته yi تركيب خطي، خطی از ضرایب (پارامترها) است (لازم نیست که نسبت به متغیرهای مستقل خطی باشد). مثلاً تحلیل رگرسیونی سادهٔ زیر با N نقطه، متغیر مستقل xi و ضرایب β0 و β1 خطی است:


خط راست:


در رگرسیون چندگانه، بیش از یک متغیر مستقل وجود دارد:


سهمی:


این همچنان رگرسیون خطی است، زیرا yi همچنان ترکیب خطی پارامترها (β0 و β1) است، هرچند که نسبت به متغیر مستقل (xi) خطی نیست.


در هر دو حالت، εi مقدار خطاست و پانویس i شمارهٔ هر مشاهده (هر جفت xi و yi) را نشان می‌دهد. با داشتن مجموعه‌ای از این نقطه‌ها می‌توان مدل را به دست آورد:


عبارت ei مانده نام دارد: . روش رایج برای به‌دست‌آوردن پارامترها، روش كمترين مربعات است. در این روش پارامترها را با کمینه‌کردن تابع زیر به دست می‌آورند:


در مورد رگرسیون ساده، پارامترها با این روش برابر خواهند بود با:


که در آن و میانگین x و y هستند.(وكيپديا)


 


 


رگرسيون خطي ساده:


رگرسيون و همبستگي بهم نزديك هستند. r براي نشان دادن همبستگي بكار مي رود و در واقع معني رگرسيون را دارد. منظور از مطالعه رگرسيون چگونگي بازگشت نمره yبه نمره x و مطالعه چگونگي وابستگي آنها به نمره x است.( كلينجر،1389: 33)


به لحاظ آماري اگر X و Y همبسته نباشند بهترين ميانگين است. هرچه همبستگي قوي تر باشد پيش بيني هم دقيق تر مي شود. وقتي قدرrبه 00/1 برسد پيش بيني كامل است. هرجه r به سمت صفر ميل كند پيش بيني  Y از طريق  X هم ناقص تر مي شود و به سوي ميانگين بازگشت مي‌كند و اگر قدر مطلق r معادل 1 باشد بر روي خط رگرسيون قرار مي گيرد.(كلينجر، 1388: 333)


 


 


آزمونهاي معني دار بودن


آزمونهاي معنا دار بودن آماري در تحليل رگرسيون ( چه ساده و چه چند متغيري ) مشابه آزمون‌هاي معنادار بودن آماري در تحليل واريانس اند.


با استفاده از تحليل واريانس شخص مي تواند واريانس سيستماتيك و واريانس اشتباه تجزيه كند. در ساده ترين شكل واريانس كلبه واريانس بين گروهي (يا واريانس آزمايشي) و واريانس درون گروهي( يا وارانس اشتباه) تجزيه مي شود.


معادله اساسي در تحليل واريانس چنين است:


Stt=ssb+ssw


Stt : مجموع مجذورات كل -  ssb مجموع مجذورات بين گروهي -  ssw مجموع مجزوراتبيرون گروهي. (كلينجر،1389: 33)


 


آزمون معني دار بودن را به دو يا سه طريق مي توان انجام داد:


1-    از طريق جدول معني دار بودن r ها در سطح هاي مختلف مراجعه كنبم و معني دار بودن همبستگي را مي آزماييم.


2-    از طريق آزمون Tو كوكران  


3-    نمره استاندارد


نمرا استاندارد در حقيقت نمره انحراف استاندارد است. اگر نمره انحراف از ميانگينx=X-X را براي انحراف استانداردمجموعه نمره ها s تقسيم كنيم نمره استاندارد به دست مي آيد.


Zx= X-X =x


Sx    sx                                            


Zxنمره استاندارد- Sx انحراف استاندارد- X ميانگين نمره هاي x- x نمره خام


ميانگين نمره هاي استاندارد معادل صفر و انحراف استاندارد معادل 1 است


تحليل رگرسيون را مي توان با نمره هاي استاندارد انجام داد.(كلينجر، 1389: 43)


 


رگرسيون چند متغير خطي


روش رگسيون چند متغير خطي انديشه هاي ارايه شده در قسمت بيش از پيش از يك متغير مستقل گسترش مي دهد . مي خواهيم متغير وابسته  y را از روي اطلاعات مربوط به مقادير مستقل يا بيشتر   x1 ، x2، x3،.... xk پيش بيني كنيم.( كلينجر: 1388: 338).


رگرسيون چند متغيري يك روش كلي براي تحليل بسياري از داده هاي پژوهش رفتاري است. بعضي روشهاي ديگر تحليل را مي توان حالتهاي خاصي از رگرسيون چند متغيري در نظر گرفت. برجسته ترين اينها تحليل واريانس است كه تمام انواع آن را مي توان با تحليل رگرسيون به مفهوم كشيد و انجام داد. تحليل رگرسيون چند متغير را مي توان به عنوان روشي نيرومند و اصلاح شده منترل واريانس در نظر گرفت. بطور خلاصه ، تحليل رگرسيون چند متغيري يك فن فرضيه آزمايي و استنباط سازي قوي است، زيرا به دانشمندان كمك مي‌كند، روابط دروني پيچيده بين متغيرهاي مستقل و يك متغير وابسته را با دقت نسبي مطالعه كند، بدين ترتيب به آنها كمك مي كند پديده احتمالي معرفي شده بوسيله متغير وابسته را تبيين كنند.( همان: 336)


 


رابطه و همبستگي


همبستگي رابطه است و مجموعه اي از زوجهاي مرتب را شامل مي شود. همبستگي به معناي هم تغييري دو متغير است. ضريب همبستگي شاخص جهت و مقدار رابطه است. ضريب همبستگي پيرسون (r) به وسيله چند فرمول هم ارز تعريف مي شود.


 


x = X +X                 ,            y = Y+Y


 


rxy=


 


rxy=


 


rxy=


 


z= نمره استاندارد       و          x,y=انحراف از ميانگين


نمايش نمودار در تحليل رگرسيون بسيار اهميت دارد كه در آن مجموعه اي از زوجهاي مرتب را بر روي صفحه مخــتصات مي توان نشان داد. اين نمودار خود يــك رابطه است چون مجموعه اي از زوجهاي مرتب را نشان مــي دهد. (كلينجر،1389: 24)


 


 


 


 


 


مجموع مجذورات


مجموع مجزورات ( مجموعه توانهاي دوم) هر مجموعه اي از اعداد مي توان به دو صورت تعريف كرد:


1-    بصورت نمره هاي خام


2-    بصورت نمره هاي انحراف


مجموع مجذورات نمره هاي خام را اغلب محاسبه مي كنند و به صورت2Xi Σ كه در آن i=1.2.3…..N  و N تعداد آزمونهاست محاسبه مي شود.(همان:26)


و فورمول آن:


Σ X 2 = Σ X – (Σ X)2


                   N


 


مجموع مضروبات


در شكل نمره خام به صورت ΣXY و در شكل نمره هاي انحراف به صورتxy  Σ نشان مي‌دهند. كه فورمول آن:


 


ΣXY= ΣXY – (ΣX) (ΣY)


                             N


مجموع هاي مجذورات و مضروبات اركان تحليل رگرسيون اند.(همان:27)


 


واريانس و كوواريانس


 معدل مجذورات انحراف مجموعه اي از اندازه‌ها از ميانگين را واريانس مي گويند. (ريشه دوم واريانس را انحراف استاندارد مي گويند)در نظریه احتمالات و آمار واریانس یا وردایی نوعی سنجش پراکندگی است. مقدار واریانس با میانگین‌گیری از مربع فاصله مقدار محتمل و یا مشاهده شده با مقدار مورد انتظار محاسبه می‌شود. در مقایسه با میانگین می‌توان گفت که میانگین مکان توزیع را نشان می‌دهد، در حالی که واریانس مقیاسی است که نشان می‌دهد که داده‌ها حول میانگین چگونه پخش شده‌اند. واریانس کمتر بدین معنا است که انتظار می‌رود که اگر نمونه‌ای از توزیع مزبور انتخاب شود مقدار آن به میانگین نزدیک باشد. یکای واریانس مربع یکای کمیت اولیه می‌باشد. ریشه دوم واریانس که انحراف معیار نامیده می‌شود دارای واحدی یکسان با متغیر اولیه است.


واريانس فصل مشترك دو زير مجموعه يا Y   X  را كوواريانس مي گويند و از طريق گرفتن معدل مضروبات محاسبه مي شود. در واقع كوواريانس رابطه بين  X و Y را بصورت ديگر بيان مي كند.(همان: 28)


تحليل واريانس را مي توان با استفاده از رگرسيون چند متغيري انجام داد. تحليل كوواريانس، داده‌هاي پيش آزمون و پس آزمون، تعداد نابرابر موارد در هر خانه جدول (طرح هاي عاملي) و بررسي داده هاي آزمايشي و غيرآزمايشي، بطور طبيعي و به آساني با تحليل رگرسيون چند متغيري قابل بررسي است (كلينجر،1388، 369).


 


 


 


 


 تحليل ماتريس كواريانس يا همبستگي


در مواقعي كه محقق از همبستگي مجموعه اي از متغيرها بخواهد تغييرات متغيرها را در عامل هاي محدود تر خلاصه كند يا خصيصه هاي زير بنايي يك مجموعه از داده ها را تعيين نمايد از روش تحليل عاملي استفاده مي‌كند. در صورتي كه محقق بخواهد مدل خاصي را از لحاظ روابط متغيرهاي تحت بررسي بيازمايد، از روش مدل معادلات ساختاري استفاده مي‌كند. براي هر دو منظور فوق لازم است كه ماتريس كواريانس متغيرهاي اندازه گيري شده تحليل شود.


ماتريس كواريانس در تحليل عاملي با دو هدف متفاوت مي‌تواند تحليل شود: ”هدف اكتشافي“  و ”هدف تاييدي“. چنانچه هدف اكتشافي باشد دو رويكرد متفاوت وجود دارد:


1- تعيين سازه يا متغيرهاي مكنون در يك حوزه از عملكرد كه به وسيله ابزارهاي اندازه گيري خاصي ارزيابي شده اند. اين هدف از طريق روش ”عامل مشترك“ ميسر مي‌شود.


2- تلخيص داده ها: در اين روش متغيرهاي به دست آمده به صورت شاخص هاي خلاصه تري در مي‌آيند. تلخيص داده ها معمولا از طريق روش ”مولفه هاي اصلي“ صورت مي‌گيرد.


در صورتي كه محقق درباره تعداد عامل هاي خصيصه ها فرضيه اي نداشته باشد، تحليل اكتشافي و در صورتي كه فرضيه موجود باشد تحليل تاييدي ناميده مي‌شود.(سرمدي، 1376:  )


تاثير كلي دو متغير مستقل بر متغير واسته به وسيله مجذور ضريب همبستگي به نام ضريب همبستگي چند متغيره يا R2 بيان مي شود. مجموع مجذورات رگرسيون آن نسبت را از كل مجوع مجذورات  yرا بيان مي كند كه از رگرسيونy يا متغير وابسته بر x1  و x2 يعني متغيرعاي مستقل ناشي مي شود و مجموع مجذورات مازاد آن نسبت از مجموع مجذورات كل را بيان يم كند كه از رگرسيون ناشي نمي شود. هميشه مجزور خطاهاي پيش بيني را به حد اقل رساند( كلينجر، 1388: 343).


با تحليل واريانس عاملي، تحليل كواريانس و متغير اسمي است كه ما به ارزش تحليل رگرسيون چند متغيره پي مي بريم. اشكالي زيربنايي در تحقيق و تحليل آن است كه متغيرهاي مستقل مورد علاقه ما اغلب با يكديگر همبسته اند، اما در تحليل واريانس فرض بر اين است كه آنها مستقل از يكديگر اند( همان:379). 


 


مدل معادلات ساختاري


در تحقيقاتي كه هدف، آزمودن مدل خاصي از رابطه بين  متغيرها است، از تحليل مدل معادلات ساختاري يا مدل هاي علّي استفاده مي‌شود. در اين مدل داده ها به صورت ماتريس هاي كواريانس يا همبستگي درآمده و يك مجموعه معادلات رگرسيون بين متغيرها تدوين مي‌شود. چنانچه در مدل براي هر متغير از بيش از يك نشانگر استفاده شود، مدل شامل مولفه اندازه گيري نيز مي‌شود. تحليل مدل معادلات ساختاري برآوردهايي از پارامترهاي مدل (ضرايب مسير و جملات خطا) و چند شاخص نيكويي برازش فراهم مي آورد.(سرمدي،1376:  )


 


كنترل آماري متغيرها:


بررسي روابط ميان متغيرها كار ساده اي نيست و سوال اساسي آن است كه آيا رابطه اي تحت بررسي است همان رابطه مورد نظر است؟ اين مساله اعتبار روابط خوانده مي شود. با توجه به آن كه بررسي كار مشكلي است پس كنترل نيز كار پيچيده اي است.


مقصود از كنترل در تحقيقات علمي كنترل واريانس است كه از چند طريق رخ مي‌دهد:


1.   برپا داشتن يك آزمايش، كه ساده ترين نوع است و شامل يك گروه كنترل و يك گروه آزمايشي است. پژوهشگر با دخل و تصرف در متغير آزمايشي، تفاوت بين گروه آزمايشي و گروه كنترل(يعني واريانس) را بالا مي برد.


2.      از طريق گزينش آزمودنيها.


3.      آزمودنيها بصورت تصادفي به گروههاي آزمايش منسب مي شود.


مفهوم كنترل درواقع اين است كه ميان آزمونها، صرف نظر از خاستگاه‌هاي اين تغييرات، به موجب تعريف بالسويه در چند گروه آزمايش توزيع مي شوند.


چون تحقيقات رفتاري اغلب از حيث ماهيت از نوع تحقيقات بعد از واقعه هستند، كنترل آنها از طريق دخل و تصرف مستقيم محقق ممكن نيست.


4.      بررسي صحت و سقم فرضيه هاي كه فرضيه اصلي رقابت دارند


نتيجه: عملكرد صورتهاي مختلف كنترل يكي است


مقصورد از كنترل، كنترل واريانس است.


منظور از كنترل آماري اين است كه شخص براي آنكه قسمتي از واريانس متغير وابسته را كه به ظاهر از يك يا چند متغير مستقل خارج از رابطه خاص يا روابط تحت بررسي ناشي مي شود از روشهاي آماري استفاده كند  (كلينجر،1389:121).


 


 


 


 


 


همبستگي تفكيكي  و رگرسيون چند متغيري


همبستگي تفكيكي رابا استفاده از تحليل رگرسيون مي توان محاسبه كرد. در واقع همبستگي تفكيكي يك فن كنترل است كه بر حسب آن باقي مانده هاي هر يك از دو متغير رابطه بر متغير سومي كه تاثير آن را بايد از روي رابطه برداشت شود، ابقا مي كند. در همبستگي تفكيكي مرتبه اول، تاثير يك متغير از روي همبستگي بين دو متغير ديگر برداشته مي شود(همان:123).


همبستگي تفكيكي فقط به سه متغير محدود نمي شود، همبستگي هاي تفكيكي به اصطلاح مراتب بالاتر را هم مي توان محاسبه كرد. مرتبه همبستگي تفكيكي توسط تعداد متغيرهاي تفكيك شده معين مي شود(همان:131).


 


همبستگي نيمه تفكيكي


همبستگي نيمه تفكيكي با تحليل رگرسيون چند متغيري مرتبط است و در آن نقش مهمي ايفا مي‌كند. اهميت آن در تفسير داده هاي رگرسيون چند متغيري بيشتر جلوه مي كند. همبستگي تفكيكي واريانس ناخواسته را از هر دو متغير تحت بررسي تفكيك مي كرد. نام ديگر آن همبستگي پاره اي خوانده مي شود (همان: 134).


 


 


كنترل ، تبيين و تفسير، تحليل


تفسير: تفسير نتايج حاصل تحليل رگرسيون چند متغيري است. در تحليل رگسيون چند متغيري منظور تنها اين نيست كه بدانيم چگونه تركيبي از متغيرهاي مستقل و وابسته را پيش بيني كنيم. بلكه آگاهي از مقدار مشاركت هر متغير در پيش بيني مد نظر است. تفسير يافته هاي حاصل از تحليل رگرسيون چند متغيري ممكن است سخت باشد.


همبستگي تفكيكي و نيمه تفكيكي داراي مقاصد و كاربرهاي مختلفي اند كه در عين حال با هم مرتبط هم هستند. همبستگي تفكيكي بمنظور كنترل بكار مي رود و زماني كه محقق بخواهد رابطه بين دو متغير را خارج از تاثيرات متغيرهاي ديگر مطالعه كند (كلينجر،1389: 384).


تبيين: تبيين متغير وابسته از طريق مشخص كردن مشاركت نسبي متغيرها و روابط ميان آنها بر مي‌گردد. ما به شاخص آماري صرف علاقه نداريم. علاقه ما متوجه تبيين پديده هاست كه توسط متغير وابسته معرفي مي شود .


زبان آماري ما را در رسيدن به اين هدف غايي يعني تفسير، تبين  روابط ماهوي ميان متغيرها ياري مي كند و تحليل رگرسيون چند متغيري در تصوير بزگ تر علمي آزمون قضاياي استخراج شده از نظريه و مقام اين روش آماري در تحقيقات علمي واضح تر است.


در مطالعات تبييني تاكيد بر تغييرات يك متغير وابسته توسط اطلاعات حاصل از يك يا چند متغير مستقل است. متغيرهاي مستقل با توجه به جمعبنديها در نظر گرفته مي شوند. در واقع تاكيد اصلي آن بر تدوين و آزمون در مدلهاي تبييني است (همان:384).


 دانشمندان علوم رفتاري به دنبال تبيين پديده ها هستند و براي همين از ملاكها مختلفي بهره گيري مي كنند و در تحليل رگرسيون 2 ملاك مد نظر است:


1-    مشاركت نسبي در واريانس به حساب آ,ده متغير وابسته


2-    مقدار مجذور نسبي بتا


در واقع تحت اين شرايط است كه مجموع مجزورات رگرسيون يا نسبت واريانس به حساب آمده، بدون ابهام عملي مي شود.


در تحقيقات غير آزمايشگاهي ( يا بعد از وقوع) متغير مستقل عموما همبسته اند كه گاه همبستگي بين آنها قابل ملاحظه است (همان: 405).


پيش بيني: تاكيد بر كاربرد علمي است. در اين نوع مطالعات محقق مي كوشد تا بر اساس اطلاع از يك يا چند متغير مستقل به يك معادله رگرسيون دست يابد و از آن براي پيش بيني متغير وابسته استفاده كند. گزينش متغير مستقل در مطالعه هاي پيش بيني عمدتا با توجه به اثر بخشي آنها در بالا بردن دقت پيش بيني ملاك به عمل مي آيند.


فنون اساسي تحليل رگرسيون چند متغيري در هر دو مطالعه تبيين و پيش بيني يكي است و با توجه به پيش بيني و تبيين مي توان از تفسير نتايج مطمئن شد. در تحقيق هاي كه به پيش بيني يا تبيين ناظرند، تحليل رگرسيون مي تواند نقش بارزي ايفا كند و هردو منعكس كننده علايق و تاكيدات مختلفي هستند (همان: 384).


تحليل اشتراك: روشي است كه با تجزيه واريانس متغير وابسته به واريانس‌هاي مشترك و انحصاري به تعيين اهميت نسبي تاثيرات متغيرهاي مستقل كمك مي كند.اگر يك متغير در آخر وارد معادله شود، واريانس منتسب به آن مشاركت انحصاري را نشان مي دهد.


بايد در نظر داشت كه اجزا انحصاري متغيرها تحت تاثير روابط ميان آنها واقع مي شوند. افزايش در تعداد متغيرها اجزا انحصاري متغيرها تحت تاثير روابط ميان آنها واقع مي شود. در واقع هرچه همبستگي ميان متغيرها قوي تر باشد اشتراك ها بزرگتر و اجزا انحصاري كوچك ترمي‌شود(همان:407).


هرچند اشتراك هاي بزرگ باعث همبستگي قوي بين متغيرها مي شود. اما اين امر موجب نخواهد شد كه همبستگي قوي منعكس كننده فقدان خاصيت انحصاري در متغيرها باشد. در نهايت مي‌توان گفت استفاده از تحليل اشتراكي در مورد پيش بيني موثر تر از استفاده از آن در مورد تبيين است(همان:416).


تحليل مسير: عنوان روشي است براي مطالعه تاثيرات مستقيم و غير مستقيم متغيرهاي كه علت گرفته شده اند در متغيرهايي كه معلول  فرض شده اند ساخت و پرداخت. اين روش براي تركيب اطلاعات كمي بدست آمده از ضريبهاي همبستگي با اطلاعات كيفي موجود درباره روابط علي به صورتي كه يك تفسير كمي حاصل شود كاربرد دارد (كلينجر،1389،416).


كاربرد تحليل مسير:


1-    روابط بين متغيرهاي موجود در مدل خطي، جمع پذير و علي هستند. پس روابط انحناي و تعاملي ملحوظ نمي گردد.


2-    باقي مانده ها باهم و با متغيرهايي كه قبل از آنها در مدل آمده است همبسته نيستند.


3-    جريان عليت يك طرفه است.


4-    متغيرها در مقياس فاصله اي اندازه گيري مي شود.


براي نشان دادن تحليل مسير از علامت P به انضمام دو انديس استفاده مي كنيم.


تحليل مسير ابزار تحليلي مهمي براي آزمودن نظريه هاست كه از كاربرد آن محقق مي تواند توافق الگويي از همبستگي ها را كه از مجموعه اي از مشاهدات حاصل شده است، با يك مدل معين معلوم كند.


پيراستن نظريه: در اين شيوه ابتدا ضريبهاي مسير محاسبه شده و سپس با توجه به يك ملاك معين بعضا حذف مي شود (همان: 421).


نتيجه:


تبيين و پيش بيني در مركز ثقل پژوهشهاي علمي قرار دارند. در مواردي كه تاكيد اصلي بر پيش‌بيني است محقق مي تواند راه حل پيشرونده، پسرونده و قدم به قدم يا تحليل اشتراك را بكار ببرد و روش معين به نيازها و علايق محقق بستگي پيدا مي كند (همان :447).


 


 متغيرها


متغير طبقه اي:


متغيري است كه در آن تفاوت ميان آزمودنيها تفاوت در سنخ يا نوع باشد. هر طبقه به مجموعه اي از طبقات و بدون ترتيب نسبت داده مي شود. هرچند طبقات به واسطه اعدادي مشخص مي شنود اما اين اعداد معني مقداري ندارند.جنس ، وضعيت تاهل، وابستگي حزبي و .... جزء متغير طبقهاي هستند (كلينجر، 1389: 148).


 


متغير پيوسته:


 در مقابل متغير پيوسته كه تفاوت ميان آزمودني‌ها در آن  تفاوت در مقدار يا درجه است.  يك متغير پيوسته ارزشهاي عددي به خود مي گيرد و اين ارزش ها مي توانند يك مقياس ترتيبي، فاصله اي يا نسبي را تشكيل دهند. خلاصه آنكه متغير پيوسته مبين تغييرات تدريجي است در حالي كه متغير طبقه اي مبين اين معنا نيست.هوش ، پيشرفت تحصيلي و ... متغير پيوسته اند (همان:149).


 


 


 


 


متغير تصنعي:


عضويت در يك طبقه معين از متغير را مي توان با استفاده از متغير تصنعي نشان داد. متغير تصنعي برداري است كه در آن اعضا طبقه معين يك عدد دلخواه ديگر نسبت مي دهند. مثلا متغير جنس به مرد 1 و به زن 0 را نسبت مي دهند.


وقتي سر و كار شخص با يك متغير مستقل طبقه اي است آن را مي توان به صورت مقتضي توسط متغيرهاي تصنعي بيان كرد. با متغير هاي تصنعي به عنوان متغيرهاي مستقل رفتار كند و تحليل رگرسيون را بكار برد.


 


مزاياي رگرسيون چند متغيري


هرچند از تحليل واريانس و تحليل رگرسيون چند متغيرهاي مستقل طبقه اي قابل تعويض اند  اما تحليل در برخي از موارد ارجح است:


1.      وقتي متغير مستقل پيوسته باشد.


2.      وقتي متغير هاي مستقل هم طبقه اي و هم پيوسته باشند مثلا در تحليل كوواريانس.


3.      وقتي كه فراواني در خانه هاي طرح فاكتوريال برابر يا نامتناسب باشد.


4.      وقتي كه به مطالعه روند در داده ها پرداخته شود.


هرچند تحليل واريانس و رگرسيون را مي توان با متغيرهاي مستقل طبقه اي بكار گرفت اما تحليل رگرسيون انعطاف پذيرتر  و قابل استفاده در موقعيت‌هاي است كه از تحليل واريانس در آن موقعيت ها جايز نيست. در نتيجه رگرسيون چند متغيري كلي تر و سودمندتر است(همان : 153).


 


منابع:


-          ساعي، علي- روش تحقيق در علوم اجتماعي- نشر سمت- تهران 1387


-          سرايي، علي- روش هاي تحقيق در علوم اجتماعي- انتشارات گاه- تهران 1389


-          سرمدي، زهره و همكاران- روش هاي تحقيق در علوم رفتاري- نشر آگه – تهران 1376


-          كرلينجر، پدهازر- رگرسيون چند متغيري در پژوهش رفتاري- مترجم دكتر حسن


-     كرلينجر، پدهازر-مباني پژوهش در علوم رفتاري (جلد دوم)- مترجم دكتر حسن پاشا شريفي و همكارن - انتشارات آواي نور- تهران 1388


-          مولر، چي اچ و همكاران- استدلال آماري در جامعه شناسي- ترجمه هوشنگ نايبي- نشر ني –تهران1389


منابع اينترنتي


http://www.spss-iran.com/index_files/Corrolations.htm


http://fa.wikipedia.org


 منبع اصلي: http://kavok.blogfa.com/post-11.aspx

مقدمه ای برلزوم استفاده از رگرسیون لوجستیک[1] در تحقیقات


مقدمه ای برلزوم استفاده از رگرسیون لوجستیک[1] در تحقیقات

آزمایش همانا مظهر روش علمی است.روش آزمایش بیش از انواع روش های دیگر تحقیق اجتماعی بر علیت متمرکز است.(بیکر،1377،ص242-241)تحقیق آزمایشی یا درآزمایشگاه صورت می گیردکه می توان درآن حداقل به لحاظ نظری تمامی متغیرهای مزاحم را کنترل کرد وبازهم حداقل به لحاظ نظری می توان مطمئن بود که تغییرات متغیر وابسته ناشی از تغییرات متغییر مستقل است.این آزمایش ها عمدتا از سوی روانشناسان اجتماعی وبرای مطالعه بس متمرکز انواع خاصی از رفتارهای اجتماعی بکار می رود.اما"طرح آزمایش]آزمایشگاهی[برای اکثر مسایل تحقیق  اجتماعی غیر عملی است."(دواس،1376،ص43)در تحقیقاتی که در آنها میدان مطالعه جامعه می باشد نمی توان تمام متغیر های مزاحم راآنگونه که درآزمایش های آزمایشگاهی کنترل می کنند، کنترل کرد.عمل کنترل کردن متغیرها در تحقیقات پیمایشی از طریق روش های آماری پیشرفته موسوم به تحلیل چند متغیره صورت می گیرد.از جمله این روش ها رگرسیون چند متغیره2 است. دراین روش مجموعه ای از متغیرهای مستقل تواما بر متغیر وابسته تاثیر می گذارند.بااستفاده از رگرسیون چند متغیره می توان اثر هریک از متغیرهای مستقل  بر متغیر وابسته را با کنترل آماری اثر سایر متغیرها سنجید.


اما در استفاده از هرگونه روش آماری باید به یک سری نکات توجه کنیم تا آزمونهای آماری بیشماری که وجوددارد در جای خود استفاده شود.استفاده جا بجای آزمونهای آماری باعث می شود نتایج به کلی دگرگون شده و غیر قابل تفسیر گردد.در واقع در خصوص انتخاب آزمون آماری مناسب در میان انبوه آزمونهای آماری معیارهایی وجودداردکه بر مبنای این معیارها ما آزمون مورد نظر را انتخاب می کنیم:


"حوزه آمار تا آنجا توسعه یافته است که اکنون ما تقریبا برای هرنوع طرح تحقیقی چند آزمون آماری دراختیار داریم که از هریک از آنها می توانیم برای آزمون کردن فرضیه خود استفاده نماییم.باتوجه به امکان چنین انتخابی باید در عین حال منطقی را نیز برای انتخاب خود رعایت کنیم...دراین انتخاب ماباید به ...نوع اندازه گیری و مقیاسی که در تعریف عملی متغیرها بکار برده ایم نیز توجه کنیم."(سیدنی،1383،صص9-23).


در واقع قبل از انتخاب هرگونه آزمون آماری پرسش در خصوص مقیاس اندازه گیری وسطح سنجش متغیرها بسیار تعیین کننده است.


سطح سنجشی که دررگرسیون چندگانه مورد نیاز است سطح سنجش فاصله ای است،یعنی متغیرهای مستقل ووابسته باید در سطح سنجش فاصله ای سنجیده شده باشند تا اجازه استفاده از آن را داشته باشیم.اما مسئله اینجاست که عمده متغیرها در حوزه علوم انسانی وپزشکی در سطح سنجش اسمی ویا ترتیبی است.بدین ترتیب امکان استفاده از رگرسیون چندگانه در خصوص این متغیرها منطقی نیست ونتایج بدست آمده غیرقابل تفسیر خواهد بود.منارد3(2001(اولین پیشفرض این نوع تحلیل رگرسیونی را این گونه خاطر نشان می سازد:


"بمنظور استفاده از روش4OLSدر برآورد واستنباط در خصوص ضرایب در تحلیل رگرسونی خطی یک سری پیش فرض ها باید مورد توجه قرار گیرند.پیش فرض های اساسی عبارتنداز:


1-سطح سنجش:همه متغیر های مستقل، فاصله ای ،نسبی،یا دایکاتومی اندومتغیر وابسته ،پیوسته،بی کران بوده ودر مقیاس فاصله ای یا نسبی سنجیده شده است."(p:4)


میرز5 ودیگران (2006)همین امر را به گونه دیگری مورد تاکید قرار داده اند:


"دررگرسیون چندگانه در خصوص پیش بین ها وهم درخصوص متغیر پیش بینی شده از متغیرهای کمی استفاده می شود.در حالیکه رگرسیون لوجستیک این ظرفیت را دارد که درآن متغیرهای مقوله ای این نقش را بازی کنند.


رگرسیون چند جمله ای لو جستیک به لحاظ مفهومی شبیه رگرسیون چندگانه است که درآن ما از مجموعه ای متغیر های مستقل توما برای پیش بینی متغیر وابسته استفاده می کنیم.در رگرسیون چند جمله ای لوجستیک متغیر پیش بینی شده در مقیاس کیفی یا مقوله ای سنجیده می شود ...پیش بین ها می توانند هر نوع ترکیبی از متغیر های مقوله ای وکمی را شامل شوند.(P:7-8)


استفاده ازرگرسیون لو جستیک در دهه اخیر بسیار چشمگیر شده است.بطوریکه هوزمر ولمشو[2] (2001)گزارش نموده انداستفاده از رگرسیون لو جستیک "در طول دهه گذشته رشد چشمگیری داشته است"(P:ix)تحلیل رگرسیون لو جستیک از خواستگاه آن در تحقیقات پزشکی شروع وبه زمینه هایی مثل بازرگانی ومالی،جرم شناسی،بوم شناسی،مهندسی،سیاست بهداشتی،زبان شناسی و زیست شناسی جانوری منتقل شده است.استفاده ازرگرسیون  لوجستیکی بسیار عام گشته است.تا جایی که هاک(2004) پیش بینی نموده است که"آن]رگرسیون لوجستیک[ بزودی از رگرسیون چندگانه سبقت گرفته وتبدیل به پر طرفدارترین ابزار رگرسیونی مورد استفاده گردد"(CF Meyers&etc:2006,P222)


رگرسیون لوجستیک بسیار انعطاف پذیرتر از رگرسیون چندگانه است چرا که نیازمند پیش فرض های کمتری نسبت به رگرسیون چندگانه است.وبه همین جهت برای استفاده مناسب تر است.با این وجود یک سری عملیات آماری وجود دارند که قبل از هر گونه تحلیل رگرسیو نی(چه رگرسیون چندگانه وچه رگرسیون لوجستیک)باید آنهارا انجام داد.این عملیات به عملیات خطایاب موسومند.پیش از هرگونه تحلیلی باید این خطاها بررسی واصلاح گردند وگرنه نتایج تحلیل رگرسیونی غیر قابل اتکا وبی استفاده خواهند بود.به تعدادی ازا ین خطاها در زیر پرداخته می شود:


1-مواردناهمساز: (outlier cases)


مواردی با مقادیر غیر معمول یا استثنایی دریک متغیر یادر ترکیبی از متغیرها(چندمتغیره)ناهمسازها نامیده می شوند.(Meyers&etc,2006,p65)نا همساز ها مواردی هستند که مقادیر آنها غیر معقول است.یکی از راههای ایجاد ناهمسازها خطاهای هنگام کدگزاری ویا هنگام ورود داده هابه کامپیوتراست.قبل از هر گونه تحلیل رگرسیونی "باید مطمئن شد که "اثر ناهمساز"در کار نباشد.موقعی که چند مورد یا گروه محدود کاملا غیر نماینده واستثنایی جزونمونه باشد ممکن است الگویی پدید آورند...اثر ناهمساز می تواند خط رگرسیون وضرایب رگرسیون را تحریف می کند.(دواس،1376،ص289-288)موارد ناهمساز باید مشخص واز جریان تحلیل کنار گذاشته شوند،درغیر اینصورت ضرایب رگرسیونی را تحریف خواهد کرد ونتایج تحقیق غیر قابل دفاع خواهد بود.عمده ترین تاثیر این موارد ناهمساز در مقدار Rاست که این مقدار را به شدت کاهش می دهد.برای چک کردن ناهمساز ها در متغیر های کمی از آماره"تفاوت ماهالانوبیس"[3]استفاده می شود.در رگرسیون لوجستیک چند جمله ای از آماره"تفاوت کوک"[4]استفاده می گردد.با کمک SPSSاین موارد ناهمساز مشخص واز تحلیل کنار گذاشته می شود.


2-چند هم خطی بودن(Multicollinarity)


هنگامی که 2متغیر پیش بین به شدت با هم همبسته باشند"چند هم خطی بودن" وجودارد.توجه کنید که ما تنها راجع به روابط بین متغیرهای پیش بین صحبت می کنیم ودرباره همبستگی هایی که بین هریک از متغیرهای پیش بین ومتغیر وابسته وجوددارد،سخن نمی گوییم. (Meyers&etc,2006,p180)


چند هم خطی بودن تفسیر نتایج رگرسیونی را تحریف می کند.برای مثال اگر دو متغیر بشدت با هم همبسته باشند وتادرجه زیادی در هم آمیخته شده یاشند،به لحاظ آماری یک مشخصه یکسان  را سنجیده اند.چند هم خطی بودن مقادیر ضرایب رگرسیونی متغیر هایی که بشدت همبسته اند را تحریف می کند.این متغیرها به معناداری آماری هم نمی رسند.بدین ترتیب اگر چنین رابطه ای بین دو متغیر وجودداشته باشدیکی ازآنها باید حذف شوند،چراکه صرفا حضور یکی ازآنها کفایت می کند. شناسایی وبر طرف کردن چند هم خطی بودن در تحلیل های چند متغیره کمی پیچیده تر از شناسایی سایر خطاهاست.اولا چنانچه ضریب همبستگی بین دو متغیر پیش بین بیش از8/.شود نگرانی جدی ماباید برانگیخته شود.برنامه های کامپیوتری به ما اجازه می دهند این چند هم خطی بودن رادربین متغیر های مستقل بررسی کنیم.اکثر برنامه های رگرسیونی پارامتری به نام تولرنس دارند که درآن تلاش می شود متغیر های پیش بینی را که بین آنها همبستگی های فوق العاده وجودداردرا شناسایی کند.به لحاظ مفهومی تولرنس مقدار واریانسی از متغیر وابسته ،بدون به احتساب درآوردن هم پوشانی آن متغیر وابسته با سایر متغیرها است.(درواقع R-1بین پیش بین ها(شاخص دیگری  که مرتبط با تولرنس است عامل تورم واریانس (VIF)می باشد.که با تقسیم 1بر تولرنس محاسبه مس شود. VIFهای کمتر از 1/.وچود چند هم خطی بودن را خاطر نشان می سازد


برخی دیگر از پیش فرضها هم هستند که در خصوص رگرسیون لوجستیک نیازی به بررسی آنها نیست،اما در خصوص رگرسیون خطی وچند گانه باید حتما بررسی شوند.آنها عبارتند از:تجانس واریانس ها و نرمال بودن توزیع خطاها .


 کدگذاری تصنعی(Dummy Codding)


همانطور که گفتیم برای تحلیل چند متغیره در سطوح سنجش غیر فاصله ای(برای مثال اسمی ویا ترتیبی)نیز می توان از رگرسیون سود جست.اما بدلیل سطح سنجش پایین این متغیرها "نمی توان رگرسیون را به شیوه معمولی(برای مثال رگرسیون خطی ویا چند گانه) بکار برد.اما می توان ازرگرسیون چند جمله ای لو جستیک 1سود جست. برای استفاده از این نوع رگرسیون در نحوه کدگذاری متغیرها باید به شیوه خاصی عمل کرد.به این شیوه کدگذاری ،کدگذازی تصنعی می گویند.در این روش کدگذاری متغیرهای اسمی وترتیبی را به تعدادی متغیر دوشقی تبدیل می شود."از آنجا که می توان با متغیر دو شقی به مثابه متغیر فاصله ای عمل کرد کاربرد تحلیل رگرسیونی کاملا مشروع ومجاز است." (دواس،1376،ص219)


همانطور که در بالا گفته شد از کدگذاری به شیوه معمول در رگرسیون لوجستیکی باید اجتناب کرد.فرض کنیم یکی از متغیر های ما سرمایه اجتماعی با کدهای1و2و3می باشد.کد 1برای سرمایه اجتماعی پایین،کد2برای سرمایه اجتماعی متوسط وکد3را برای سرمایه اجتماعی بالا در نظر بگیرید.اگر در فرایند رگرسیون چندگانه که مخصوص سطح سنجش فاصله ای ودایکاتومی است از این کدگذاری که در خصوص سرمایه اجتماعی ذکر کردیم استفاده شود،نرم افزار SPSSبااین نوع کدگذاری به مثابه مقیاس فاصله ای برخورد می کند.بدین ترتیب که دراین فرایند تصور می شود افرادی که کد3گرفته اند،سرمایه اجتماعی شان دقیقا 1واحد بیشتر از افرادی است که کد2گرفته ا ند.درنتیجه نحوه محاسبه ضرایب رگرسیونی نیز بر همین منطق خواهد بود وتمامی نتایج غیر قابل استفاده و مخدوش خواهند شد.


در سطح سنجش غیر فاصله ای ما صرفا می دانیم که پاسخگویانی که در قالب کد3طبقه بندی می شوند،دارای سرمایه اجتماعی بیشتری نسبت به کسانی که کد2گرفته اند می باشند.حال اینکه این مقدار بیشتر چقدر است،نمی دانیم. بدین ترتیب مانیازداریم که متغیر های موردنظر که در سطح سنجش غیر فاصله ای اند به شکل تصنعی به کدهای صفرویک تبدیل می کنیم.بدین ترتیب که به پاسخگویانی که صفت مورد نظر راداشته باشند کد1وبه کسانی که صفت  مورد نظر راندارندکدصفرمی دهیم.درخصوص مثالی که زدیم،کسانی که سرمایه اجتماعی پایین دارند کد1ودیگران کدصفرمی گیرند.کسانی که سرمایه اجتماعی متوسط دارند کد1ودیگران (کسانی که سرمایه اجتماعی بالاو پایین دارند) کد صفر می گیرند.بدین ترتیب ما مجموعه ای از کدهای صفر ویک را دراختیار خواهیم داشت.


در این نوع کدگذاری یکی از طیقات متغیر خذف می شود.البته"طبقه ای که از تحلیل حذف می شود هسته اصلی تحلیل خواهد بود..بااین طبقه به عنوان گروه مرجع که سایر طبقات با آن مقایسه خواهند شد برخورد می شود.این به این خاطر است که وزن های رگرسیونی سایر طبقات باتوجه به طبقه مرجع تفسیر خواهند شد". Meyers&etc,2006,p188))محقق باید آمار وروشهای آماری را بکار گیرد نه اینکه آمار محقق را بکارگیرد.


 


منابع:


-بیکر،ترزال(1377):نحوه انجام تحقیقات اجتماعی،ترجمه:هوشنگ نایبی،چاپ اول،انتشارات روش.


-دواس،دی.ای.د(1376):پیمایش در تحقیقات اجتماعی،ترجمه:هوشنگ نایبی،چاپ اول،نشر نی.


--سیدنی،سیگل(1383):آمار غیر پارامتریک برای علوم رفتاری،ترجمه:یوسف کریمی ،چاپ دوم،انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی


 -Menard,Scott(2001):Applied logistic Regression Analysis,Second


 Publication,Sage Publication.


-Meyers S.Lawrence&Gamst Glene& Guarino A.J(2006):Applied Multivariate Research,Sage publication



[1]-logistic regression


-multiple regression2


Menard-3


-Ordinary least squres method4


-Meyers5


[2]Hosmer & Lemshow


Ma-[3]


[4]-Cook distance


-Multinomial logistic regression1

منبع: http://nadermehri.blogfa.com/post-12.aspx

شبکه های هندسی

از آنجا که شبکه ها داری شکل و یا هندسه می باشند گاهی به آنها شکبه های هندسی نیز گفته می شود. برای هر شبکه هندسی یک شبکه منطقی مربوط وجود دارد که یک ساختار داده ای پشت صحنه ای می باشند و عناصر لبه و تقاطع را ذخیره کرده و ارتباط بین آنها را حفظ می کند. شبکه منطقی موقعی که شبکه هندسی ساخته می شود به طور خودکار شکل می گیرد. تجزیه و تحلیل شبکه از طریق شبکه منطقی شکل می گیرد. 

كاربردهاي تحليل شبكه

كاربردهاي تحليل شبكه

شبكه ها در جوامع مدرن امروزي بسيار فراگيرند. اينترنت تسريع كننده ي جريان اطلاعات و ارتباطات شده است. زندگي ما داراي شبكه ي دوستان خانواده و غيره است و اين شبكه ها اطلاعات، ايده ها و نگرش هاي سياسي ما را شكل مي دهند. ما از طريق شبكه ها مي توانيم با هر كس در دنيا در ارتباط باشيم. شبكه هاي اقتصادي و تجاري و بنگاههاي كسب و كار نيز شبكه هاي مهمي را تشكيل مي دهند. خطرات نظامند در شبكه هاي اقتصادي نتيجه ي خطرات رقبايي است كه در شبكه اقتصادي ايجاد مي شود. زنجيره هاي غذايي سيستم هاي بيولوژيكي تعاملي و انتشار و آلودگي اپيدمي پديده هاي طبيعي و اجتماعي اند كه در ساختار شبكه اي تجاري رخ مي دهند. 

در انجام پروژه های بین المللی روش تحلیل شبکه ای استفاده می شود چرا که اجزای مخلتف دارای ارتباط پیچیده ای با یکدیگر می باشند و استفاده از روش هایی مانند گانت چارت ها امکان پذیر نیست ولی از طریق تحلیل شبکه ای می توان به درستی پروژه را بدرستی کنترل نمود و بر اساس مسیرهای مختلف امکان انجام برای آن برنامه ریزی نمود. 

کاربرد رو به رشد شبکه ها به خصوصیات شبکه ها بر می گردد. بیشتر عناصر شبکه دارای یک یا چند ویژگی هستند که جزء مهمی از شبکه محسوب می شوند. برای مثال در یک شبکه خیابان، هر خیابان دارای نام، عرض و سرعت مجاز می باشد و همچنین گردش ها و ایستگاه ها یا توقفگاه ها که دارای منابعی برای جمع آوری و تخلیه هستند، مشخصه های عناصر شبکه محسوب می شوند. عوامل متعددی همچون ویژگی خط، نوع منابع جاری در شبکه، جهت حرکت، منابع موجود در شبکه، شرایط ویژه یک خط و مانند این ها در مطالعه ی شبکه مهم اند. 

کریس بیان می کند که تصمیم گیری های مدیریتی هرگز در یک محیط ایزوله انجام نمی شود و همواره شبکه ای از تاثیرات بر آن موثرند. وی به بررسی و تحلیل روابط درون یک سازمان پرداخته و دو شبکه را ترسیم نموده است شبکه روابط رسمی که اساس آن روابط سلسله مراتبی درون سازمانی است و شبکه روابط غیر رسمی که بر اساس مراجعه افراد به دیگر همکاران برای مشورت کردن پیش از تصمیم گیری است. بر اساس نتایج بدست آمده کریس اظهار می کند که تحلیل شبکه ای روشی کارار در مشخص کردن تاثیرگذارترین افراد در شبکه های تصمیم گیری درون سازمانی است. 

از موارد کاربرد تحلیل شبکه ای می توان به طرح ریزی پروژه ها شبکه های اجتماعی سیستم های حمل و نقل شبکه های ارتباطی پخش و انتشار بیماری های واگیردار و نظریه سازمانی و تحلیل وقایع اشاره نمود. 

از مزایای دیگر این روش آن است که امکان بررسی و تحلیل ارتباطات میان یک مسئله با مسایل مرتبط را میسر ساخته و به تصمیم گیرنده یا مدیر این امکان را می دهد که در این فرآیند مشارکت کامل داشته باشد. در این راستا مفاهیم و اندازه هایی برای یاری دادن به تصمیم گیرنده ارایه شده که با اعمال آنها و به کمک نرم افزارهای مرتبط شبکه های مختلفی برای تحلیل جایگاه نقاط و یا روابط میانشان ترسیم می شود. در واقع تصمیم گیرنده باید از میان مفاهیم و اندازه های مختلف موجود بر اساس هدف و فرضیه های پژوهش مفاهیم و اندازه های مناسب را انتخاب و اعمال کند. از مهم ترین این اندازه ها می توان مرکزیت و گروه بندی و مهمترنی مفهوم می توان قدرت را نام برد. 


بررسی و تحلیل شبکه روابط رسمی و غیررسمی میان سازمانی با  استفاده از رویکرد تحلیل شبکه ای

مدیریت دولتی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

دوره 3، شماره 6

بهار و تابستان 1390

صص 149 تا 164

بررسی و تحلیل شبکه روابط رسمی و غیررسمی میان سازمانی با

استفاده از رویکرد تحلیل شبکه ای

(مطالعهی موردی: استان کهگیلویه و بویراحمد)

حنانه محمدی کنگرانی 1، تقی شامخی

2 ، مهناز حسین زاده 3

چکیده: در مدیریت سازما نها به عنوان سیستم های پیچیده ی دیوانسالاری که هسته ی آن ها

کنش ها یا الگوهای پیچیده میان سازمان های رسمی و غیررسمی است، تعریف صحیح مسئله از

اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا کنش متقابل میان سازما نها شبکه پیچیده ای از روابط را ایجاد

کرده که در آن، الگوهای رسمی همواره تحت تأثیر شبک ه ارتباطات غیر رسمی قر ار می گیرند .

پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد تحلیل شبک های که رویکردی جدید در حل مسایل چند بعدی

و در هم تنیده مدیریتی است، به تحلیل شبکه روابط رسمی و غیررسمی میان سازما نهای مرتبط با

محیط زیست در استان کهگیلویه و بویر احمد که با عدم کارایی مدیریتی روبه روس ت، پرداخته و

سازمان های دارای بیشترین مرکزیت را در این شبکه ها مقایسه می کند . براساس نتایج، یکسان

نبودن این سازما نها در این دو شبکه بر تصمیم گیری های مدیریتی زیست محیطی استان تأثیرگذار

بوده و کارایی رویکرد تحلیل شبکه ای در حل مسایل مدیریتی تأیید شده است . در نهایت

پیشنهادهایی به منظور بهبود عملکرد این شبکه ها و مدیریت موفق محیط زیست استان ارایه شده

است.

واژه های کلیدی: رویکرد تحلیل شبکه ای، شبکه روابط رسمی و غیر رسمی سازمانی، روابط میان سازمانی، استان

کهگیلویه و بویراحمد، محیط زیست.

-1 استادیار دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه هرمزگان، ایران

-2 دانشیار دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، ایران

-3 دانشجوی دکترای مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، ایران

89/5/ تاریخ دریافت مقاله: 20

89/9/ تاریخ پذیرش نهایی مقاله: 21

نویسنده مسئول مقاله: مهناز حسین زاده

Email: mhosseinzadeh@ut.ac.ir

150 مدیریت دولتی، دوره 3، شماره 6، بهار و تابستان 1390

مقدمه

در دنیای امروز، گسترش ارتباطات میان موضوعات و مسایل به ایجاد نوعی پیچیدگی

جدید در مسایل و درهم تنیدگی بیشتر آ نها در یکدیگر منجر شده است؛ در واقع امروزه

برای حل یک مسئله علاوه بر لزوم بررسی خود مسئله، به همان میز ان ضروت بررسی

مسایل مرتبط مطرح است؛ زیرا نم یتوان در دنیای پیچید هی امروز مرز دقیق و مشخصی

میان مسایل برشمرد. به طورکلی، مشکل شناسی یا مسئله شناسی در ارایه را ه حل های

مدیریتی نقش اساسی دارد؛ بنابراین اگر بتوان هدف یا مشکل مدیریتی را به دقت تعریف و

تحلیل کرد، بهتر م یتوان راهکار ارایه شده را با نگاهی انتقادی ارزیابی کرد و جانشی نهایی

برای آن اندیشید [ 1]. به نظر ویلیام دان پدیده های اجتماعی ماهیتی چند بعدی و در هم تنیده

دارند؛ بنابراین صورت بندی شفاف مشکل کمک م یکند تا تحلیلگر مدیریتی از اشتباهات

نوع سوم مصون بماند. اشتباهات نوع سوم زمانی است که تحلیلگر مشکل را با مشکلی

دیگر اشتباه م یگیرد و در واقع ب هجای حل مشکل مورد نظر به مشکلی دیگر م ی پردازد؛

بنابراین نمی توان یک مسئله مدیریتی را در خلاء و بدون توجه به سایر اجزاء نظام تجزیه و

تحلیل کرد. این ویژگی ها موجب می شوند تا چگونگی ادراک و تعریف یک مسئله بر حل

آن تأثیر عمده ای داشته باشد؛ بنابراین گفته م یشود تعریف مسئله نیمی از حل آن محسوب

.[ می شود[ 2

در مدیریت سازمان ها به عنوان سیستم های پیچید هی دیوانسالاری که انسا ن ها آن ها را

به وجود آورده و هست ه ی آ نها، کنش یا الگوهای پیچیده میان سازما ن های رسمی و

غیررسمی است، تعریف صحیح مسئله و مسئل هشناسی از اهمیت بالایی برخوردار است؛

زیرا سازمان ها میان تعداد زیادی از کنشگران ارتباط برقرار کرده و شبک ه ای از روابط را

میان آن ها به وجود می آورند [ 5]. بنابراین پیچیدگی مسایل سا زمانی به دلیل ماهیت

دیوانسالاری و نهادی آن دشوارتر است. اگرچه درباره کنش متقابل میان افراد و گرو ه ها

در سازمان ها مطالعات فراونی انجام شده، اما در مورد کنش متقابل میان سازما ن ها کمتر

مطالعه ای شده است.

به طورکلی، دو نوع شبکه ارتباطی میان و درون سازما ن ها وجود دارد؛ شبکه روابط

رسمی و غیررسمی. علاوه بر این برداشت، شبکه روابط رسمی به معنی ساختار آگاهان ه ای

از نق شها در یک سازمان و یا در میان چندین سازمان است که به صورت رسمی

بررسی و تحلیل شبکه روابط رسمی و غیررسمی میان سازمانی با استفاده ..... 151

سازماندهی و تعیین شده است [ 3]. شبکه روابط غیر رسمی نیز در دل سازمان رسمی پدیدار

شده و در عین حال بر آن اثر م یگذارد [ 22 ]. درواقع هر نوع ساختار روابط رسمی چهر هی

دومی نیز دارد که ب هعنوان شبکه روابط غیر رسمی شناخته م ی شود . بنابراین تنها زمانی

می توان مسایل مدیریتی سازمان ها را تمام و کمال درک کرد که علاو هبر ساختار رسمی

.[ سازمان، از هنجارها، گروه بندی ها و روابط غیر رسمی میان آ نها نیز آگاهی داشت [ 18

اگرچه پژوهش های مختلف نشان داده که سازمان غیر رسمی محدودی ت هایی از لحاظ

21 ] ، اما شواهدی هم بیانگر آن است که سازمان غیر ][ بازده سازمان به وجود می آورد[ 13

رسمی می تواند نیروی سازند های برای گردش کار سازمان و وسیله ای برای تغییر باشد؛ از

این رو شناخت صحیح مدیران از میزان تأثیر ساختارها و شبکه روابط غیر رسمی بر فعالیت

و عملکرد ساختار روابط رسمی میان سازما نها، موجب بهر ه برداری صحیح و مناسب از

آن ها شده و ب ه این وسیله به رشد و تکامل ساختار روابط رسمی و در نهایت به افزایش

.[23][ بهره وری هر یک از سازمان ها کمک می کنند [ 11

استان کهگیلویه و بویراحمد یکی از معدود استان های کشور است که کارکرد نهادهای

ایلیاتی تاحدی در آن حفظ شده و زیربنای روابط حاکم، همان روابط قومی و قبیل ه ای

(نهادهای غیررسمی) است که تنها رنگ و لعاب سیاسی یا کاری (نهادهای رسمی ) گرفته

است. در واقع در این استان اغلب "روابط" (عرف) بر "ضوابط" (قانون) حاکم است . در

چنین شرایطی، ب هطور قطع روابط قوم و خویشی و آشنایی مه م ترین رابطه ی غیررسمی

موجود در استان، بر تصمیم گیری ها و عملکردهای مدیریتی مؤثر خواهد بود.

یکی از مسایل مدیریتی مطرح در استان کهگیلویه و بویراحمد این است که چرا

باوجود تلاش های فراوان کارشناسان و متخصصان محیط زیست و منابع طبیعی استان و نیز

قابلیت های طبیعی و اکوتوریستی بالای آن، تاکنون موفقیت چشمگیری در مدیریت محیط

زیست استان حاصل نشده است؟ به عقیده ی اکثر کارشناسان استان، دلیل اصلی این امر

عدم وجود هماهنگی و همکار یهای لازم درون سازمانی میان کارشناسان و متخصصان

اداره کل محیط زیست استان کهگیلویه و بویراحمد و نیز دوباره کاری ها و موازی

کاری های میان این اداره و سایر ادارات مرتبط با موضوع محیط زیست مانند اداره کل

منابع طبیعی استان است. اما بررسی تصمیمات مدیریتی و عملکردهای آن ها نشان داد،

تلاش در راستای افزایش همکار یها و هماهنگ یهای درون و برون سازمانی تنها راه حلی

کوتاه مدت و یکجانبه نگر برای این مسئله است. بنابراین لازم است، تدبیری اندیشیده شود

152 مدیریت دولتی، دوره 3، شماره 6، بهار و تابستان 1390

که این مسئله با نگرشی جام عتر به سایر مسایل مدیریتی، مرتبط و تاحد امکان مرتفع شود .

بررسی های تکمیلی نشان دادند، همکار یهای قانونی میان سازمانی که باید بر اساس سند

توسعه برنامه چهارم استان در حوزه محیط زیست صورت گیرند، در عمل با مشکلاتی در

اجرا مواجه هستند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل شبکه روابط

رسمی و غیررسمی میان سازمانی و نیز استفاده از رویکرد تحلیل شبک های در حل این مسئله

مدیریتی انجام شده است؛ درواقع، این پژوهش در پی آن است که نشان دهد رویکرد

تحلیل شبکه ای می تواند به مدیران و تصمیم گیران در حل مسایل مدیریتی و افزایش

بهره وری منابع انسانی در سازمان ها یاری رساند.

کربس بیان م یکند، تصمی مگیری های مدیریتی هرگز در یک محیط ایزوله انجام نشده

و همواره شبک های از تأثیرات بر آ نها مؤثرند. وی به بررسی و تحلیل روابط درون یک

سازمان پرداخته و دو شبکه را ترسیم نموده است؛ شبکه روابط رسمی که اساس آن روابط

سلسله مراتبی درون سازمانی است و شبکه روابط غیررسمی که بر اساس مراجعه افراد به

دیگر همکاران برای مشورت کردن پیش از تصمی مگیری است. بر اساس نتایج ب ه دست

آمده، کربس اظهار می دارد که تحلیل شبکه ای روشی کارا در مشخص کردن

.[ تأثیرگذارترین افراد در شبکه های تصمی مگیری درون سازمانی است [ 16

وبستر و همکاران از این روش برای بررسی محدودی تهای رسمی و غیررسمی موجود

در روابط متقابل میان افراد استفاده کرده و شبکه ی روابط رسمی و غیررسمی در میان

کارمندان و مدیران یک رستوران در محیط کار و خارج از آن را ترسیم نمودند . نتایج

نشان دادند، در شبکه ی روابط رسمی و کاری، مدیران و سرخدمتکاران نقش محوری و

مرکزیت بیشتر دارند؛ اما در شبکه ی روابط غیررسمی، ارتباطات میان افراد بر اساس

ویژگی های شخصیتی، نژادی، زبانی و... آن ها شکل می گیرد. در نهایت آن ها بیان می کنند

که انتخا بهای اجباری افراد در روابط اجتماعیشان، تحت تأثیر شرایط خارجی بوده و

محدود کننده یا ایجاد کننده ی فرصت هایی برای آ نها است . در درون یک سازمان نیز

زمانی که مقررات داخلی محدود کننده نباشند، فاکتورهای خارجی تحمیل کننده خواهند

.[ بود[ 24

کراچارت و هنسون نیز با رویکرد تحلیل شبک های به بررسی شبکه ی روابط غیررسمی

درون سازمانی پرداخته و تأثیر آگاهی از این نوع روابط بر افزایش بهر هوری نیروی انسانی

و اتخاذ تصمیمات مدیریتی صحی حتر را تحلیل کردند. نتایج نشان داد، حالت های م ختلفی

بررسی و تحلیل شبکه روابط رسمی و غیررسمی میان سازمانی با استفاده ..... 153

از ارتباطات غیررسمی می تواند درون هر سازمان شکل بگیرد که لزوماً هم هی آن ها مثبت

نیستند؛ مانند وجود ارتباط محکم میان کارمندان یک بخش از سازمان و ارتباط ضعیف

آن ها با کارمندان دیگر بخ شها یا وجود ارتباط محکم میان کارمندان یک بخش با

بخش های دیگر و ارتباط ضعیف آن ها درون بخش خود با یکدیگر . در نهایت آ ن ها به

مدیران توصیه م یکنند که در جهت ایجاد ارتباطات غیررسمی صحیح میان کارمندانشان

اقدامات لازم را انجام دهند و نسبت به این مسئله ب یتوجه نباشند؛ زیرا روابط غیررسمی

تأثیر بسیار بر روابط رسمی درون سازمان داشته و میزان کارایی کارمندان وابسته به وجود

.[ شبکه ی ارتباطی کامل میان آن ها است [ 17

این پژوهش نیز با استفاده از رویکرد تحلیل شبک های که مشتمل بر تئوری شبک ه ای و

تئوری گرا فها است و ب همنظور یافتن پاسخ این سه پرسش انجام شده است: آیا کانو نهای

قدرت در شبکه روابط رسمی و غیررسمی میان سازما نهای مرتبط با منابع طبیعی و محیط

زیست در استان کهگیلویه و بویر احمد با یکدیگر یکسان هستند؟ همچنین آیا وجود

تفاوت در شبکه روابط رسمی و غیررسمی میان این سازما نها می تواند بر تصمی مگیری های

مدیریتی تأثیرگذار باشد؟ و چگونه م یتوان از شبکه روابط غیر رسمی میان این سازما ن ها

به عنوان نیرویی سازنده برای بهبود عملکرد شبکه روابط رسمی و در نهایت مدیریت موفق

محیط زیست استان، بهره برداری کرد؟

روش پژوهش

تحلیل شبکه ای رویکردی برای مطالع هی ساختارهای سازمانی است که خاستگاه اصلی آن

حوزه های علوم اجتماعی، علوم سیاسی، مردم شناسی و تئوری گرا فها است و قدمت آن

به 50 سال پیش می رسد [ 15 ]. این رویکرد به بررسی و مطالع ه ی چگونگی تأثیرگذاری

ساختارهای اجتماعی روابط احاطه کنند ه ی فرد یا گروه یا سازمان بر عقاید و باورها

می پردازد [ 12 ]. مهم ترین ویژگی این رویکرد این است که تفسیر و تحلیل جزیی بر حسب

ویژگی های موضوعات مستقل را به تفسیر و تحلیل پدید هها برحسب روابط میان کنشگران

مستقل یک سیستم تبدیل کرده [ 8] و کانون توجه را از افراد و ویژگ ی هایشان به جفت

.[ افراد و ارتباطات میانشان تغییر داده است[ 20

تحلیل شبکه ای تحت تئوری کاربردی گراف ها طبق هبندی شده [ 9] و بیشتر با ریاضیات

سروکار دارد تا با آمار و تحلیل آماری؛ کاربرد ریاضیات در این روش شامل تئوری

154 مدیریت دولتی، دوره 3، شماره 6، بهار و تابستان 1390

گراف ها و جبر ماتری سها است؛ به این صورت که برای ثبت و ورود داد هها و اطلاعات از

ماتریس ها و برای نمایش اطلاعات و داد ههای مربوط به الگوهای ارتباطی از گراف ها

استفاده می شود[ 14 ]. به منظور جمع آوری داد ههای مربوط به روابط و نقاط(افراد، سازمان ها

یا گروه ها) نیز از رو شهای متداول علوم اجتماعی مانند پرسشنامه ، مصاحبه ی ساختارمند و

غیرساختارمند، مشاهده ی غیر مشارکتی و اسناد و مدارک استفاده می شود [ 19 ]. از موارد

کاربرد تحلیل شبکه ای می توان طرح ریزی و برنامه ریزی پروژ ه ها، شبکه های اجتماعی،

سیستم های حمل و نقل، شبک ههای ارتباطی، پخش و انتشار بیمار یهای واگیردار، تئوری

.[ سازمانی و تحلیل وقایع را نام برد[ 9

از دیگر مزایای این روش آن است که امکان بررسی و تحلیل ارتباطات میان یک مسئله

با مسایل مرتبط را میسر ساخته و به تصمی مگیرنده یا مدیر این امکان را م یدهد که در این

فرآیند مشارکت کامل داشته باشد. در این راستا مفاهیم و انداز ههایی برای یاری دادن به

تصمیم گیرنده ارایه شده که با اعمال آن ها و به کمک نر م افزارهای مرتبط، شبک ه های

مختلفی برای تحلیل "جایگاه نقاط " و یا "روابط میانشا ن" ترسیم می شود . در واقع

تصمیم گیرنده باید از میان مفاهیم و انداز ههای مختلف موجود، بر اساس هدف و فرضی ه ی

پژوهش، مفاهیم و انداز ههای مناسب را انتخاب و اعمال کند . از مهم ترین این انداز ه ها

.[ می توان مرکزیت و گرو هبندی و مهم ترین مفهوم می توان قدرت را نام برد[ 7

مرکزیت مفهوم گسترده ای است که برای شناسایی و تعیین مه م ترین کنشگران در

شبکه استفاده می شود. مرکزیت انواع مختلفی که دارد که متداول ترین آن ها عبارتند از:

• مرکزیت بینابینی: این مرکزیت بر اساس موقعیت افراد در شبکه و قرار گرفتن در

کوتاه ترین مسیر میان جفت افراد دیگر محاسبه م ی شود؛ بنابراین فردی بیشترین

مرکزیت بینابینی دارد که بینابین بسیاری از افراد دیگر قرار گرفته و را ههای ارتباطی

افراد دیگر از آن بگذرد. این افراد قدرت ایزوله کردن یا افزایش ارتباطات دارند.

• مرکزیت درجه: ساده ترین نوع مرکزیت است که ارزش مرکزیت هر نقطه تنها با

شمارش تعداد همسایگانش به دست می آید؛ هر چه مرکزیت درجه ی یک فرد

.[ بیشتر باشد، ارتباطات و شبکه ی بیشتری دراختیار داشته و تأثیرگذارتر است [ 7

گروه بندی نیز امکان درک چگونگی رفتار یک فرد یا سازمان درون یک گروه و رفتار

.[ کل شبکه را فراهم م یسازد؛ در واقع به بررسی ساختار شبکه می پردازد [ 9

بررسی و تحلیل شبکه روابط رسمی و غیررسمی میان سازمانی با استفاده ..... 155

برای انجام این پژوهش، داد ههای مربوط به روابط رسمی  قانونی میان سازمان های

درگیر در موضوع محیط زیست از بخش محیط زیست سند توسعه برنامه چهارم استان

1388-1384 ) به دست آمدند و داد ههای مربوط به روابط غیررسمی از قالب مصاحبه ی )

نیمه ساختارمند با مدیران سازمان های درگیر. داده ها در قالب ماتری سهای تک وجهی وارد

شده و مرکزیت های درجه و بینابینی آن محاسبه شد ه اند . برای ترسیم UCINet نرم افزار

استفاده شد . دلیل استفاده از این دو مرکزیت، اهمیت Netdraw شبکه ها نیز از نر مافزار

قدرت ناشی از میزان ارتباطات رسمی و غیررسمی سازما نها و نیز داشتن قدرت ایجاد یا

حذف ارتباطات غیررسمی میان سازمانی به دلیل بینابین بودن است.

یافته های پژوهش

نمودار شماره 1 نمایش دایره ای شبکه روابط رسمی و نمودار شماره 2 نمایش دایر ه ای

شبکه روابط غیررسمی میان سازما نها را نشان م یدهد. مقایسه این دو نمودار نشان دهند هی

تناقضاتی میان جایگاه سازمان های مطرح در حوزه ی محیط زیست استان است . مهم ترین

نقطه ضعف و مشکل موجود در شبکه روابط رسمی (نمودار شماره 1) جدا افتادگی اداره

کل منابع طبیعی استان، اداره کل امور عشایر استان و اداره کل حفاظت محیط زیست استان

و نداشتن همکاری رسمی مشترک با سایر سازما ن های استان است . این امر می تواند

مقدمات محصور شدن و محدود شدن رسمی موضوعات مربوط به محیط زیست، منابع

طبیعی و عشایر را در استان ب هطور قانونی و اجتنا بناپذیر فراهم کند . اما مشاهده جایگاه

همین سازمان ها در شبکه روابط غیررسمی (نمودار شماره 2) وضعیت متفاوتی را نشان داده

و بیانگر درگیری آ نها در این شبکه و داشتن روابط غیررسمی با سایر سازما ن ها است .

همچنین تراکم این شبکه بیشتر از شبکه روابط رسمی است که م یتواند نشان دهنده ی تأثیر

بیشتر روابط غیررسمی بر تصمی مگیری های مدیریتی استان در حوزه محیط زیست باشد.

156 مدیریت دولتی، دوره 3، شماره 6، بهار و تابستان 1390

نمودار 1. شبکه روابط رسمی میان سازمانی با نمایش دایره ای

نمودار 2. شبکه ی روابط غیررسمی میان سازمانی با نمایش دایر های

بررسی و تحلیل شبکه روابط رسمی و غیررسمی میان سازمانی با استفاده ..... 157

نمودار شماره 3 شبکه روابط رسمی و نمودار شماره 4 شبکه روابط غیررسمی با نمایش

مرکزیت درجه را نشان م یدهد. اندازه ی دوایر متناسب با میزان مرکزیت درجه سازما نها و

ضخامت خطوط در شبکه روابط رسمی نشان دهنده ی همکاری رسمی بیشتر است . در

شبکه روابط غیررسمی نیز ارزش خط 1+ نشان دهنده ی طرفداری و 1- نشان دهنده ی

ضدیت و مخالفت است.

نمودار 3. شبکه روابط رسمی میان سازمانی با نمایش مرکزیت درجه

مقایسه ی دو نمودار 3 و 4 بیانگر تأثیر غیررسمی بالای سازما نهای جدامانده در شبکه

روابط رسمی یعنی اداره کل منابع طبیعی استان، اداره کل محیط زیست استان و اداره کل

امور عشایر استان بر تصمی مگیری های مدیریتی استان در حوزه محیط زیست است. در این

میان میزان تأثیر اداره کل امور عشایر استان از بقیه بیشتر است ؛ زیرا یکی از درگیرترین

سازمان ها در جناح بندی ها و روابط غیررسمی میان سازمانی است. یعنی اگرچه بر اساس

سند توسعه استان، این سازما نها در شبکه، جدامانده بوده و هیچ نوع همکاری رسمی -

قانونی در حوزه ی محیط زیست ندارند، اما ب هطور غیررسمی بر تصمی مگیری های مدیری تی

زیست محیطی استان مؤثرند. به عنوان نمونه، ب هدلیل جدا افتادن اداره کل منابع طبیعی استان

و نداشتن هیچ نوع رابطه رسمی، مرکزی ت های درجه و بینابینی روابط رسمی آن صفر

158 مدیریت دولتی، دوره 3، شماره 6، بهار و تابستان 1390

است؛ حال آنکه مرکزیت درجه روابط غیررسمی آن 3 و مرکزیت بینابینی آن 8 به دست

آمده است.

نمودا ر 4. شبکه روابط غیررسمی میان سازمانی با نمایش مرکزیت درجه

از سوی دیگر، مقایسه مرکزیت درجه سازمان جهاد کشاورزی استان در این دو نمودار

نیز نشان م یدهد، اگرچه این سازمان در شبکه روابط رسمی قدرت اصلی و دارای بیشترین

مرکزیت درجه یعنی بیشترین روابط رسمی  قانو نی با سایر سازمان ها است، اما در شبکه

روابط غیررسمی جایگاه یکسانی با اداره کل امور عشایر استان و شهرداری دارد . از سوی

دیگر در شبکه روابط غیررسمی، استانداری دارای بیشترین روابط است؛ حال آنکه در

شبکه روابط رسمی در جایگاهی پس از سازمان جهاد کشاورزی استان و شر کت آب و

فاضلاب استان قرار دارد. نکته ی دیگر اینکه با وجود اینکه شهرداری و استانداری دارای

رابطه رسمی  قانونی هستند، اما در شبکه روابط غیررسمی در دو جناح متفاوت قرار گرفته

و با هم، ه معقیده نیستند که ب هطورقطع این مسئله بر همکار یهای رسمی آن ها مؤثر خواهد

بود. همچنین شرکت آب و فاضلاب استان در شبکه روابط غیررسمی قدرتی ندارد . از

سوی دیگر، در شبکه روابط رسمی سازمان جهاد کشاورزی استان و اداره کل دامپزشکی

بررسی و تحلیل شبکه روابط رسمی و غیررسمی میان سازمانی با استفاده ..... 159

استان دارای بیشترین ارتباط با یکدیگر هستنند؛ حال آنکه در شبکه روابط رسمی فاقد هر

نوع ارتباط غیررسمی هستند. همین وضعیت در خصوص سازمان جهاد کشاورزی استان و

سازمان مسکن و شهرسازی استان نیز وجود دارد؛ با این تفاوت که تنها رابطه این دو

سازمان از طریق شورای شهر است، یکی با رابطه مخالفت و دیگری با رابطه موافقت.

نمودار شماره 5 شبکه روابط رسمی و نمودار شماره 6 شبکه روابط غیررسمی با نمایش

مرکزیت بینابینی را نشان م ی دهد؛ اندازه ی دوایر متناسب با میزان مرکزیت بینابینی

سازمان ها است.

واضح ترین تفاوت دو نمودار فوق، تفاوت مراکز قدرت از نظر داشتن بیشترین میزان

مرکزیت بینابینی است. بر این اساس، سازمان جهاد کشاورزی استان و شرکت آ ب و

فاضلاب استان دارای بیشترین قدرت در شبکه روابط رسمی هستند؛ حال آنکه در شبکه

روابط غیررسمی، استانداری و شورای شهر و اداره کل منابع طبیعی استان دارای بیشترین

مرکزیت بینابینی هستند . با توجه به مفهوم مرکزیت بینابینی، سازمان هایی که دارای

بیشترین مرکزیت بینابینی هستند، م یتوانند با اعمال قدرت مانع ارتباط سایر سازما ن هایی

شوند که بینابینشان قرار گرفت هاند؛ مانند وضعیتی که ممکن است شورای شهر ب ه عنوان

سازمان بینابینی برای همکاری و رابطه رسمی میان سازمان جهاد کشاورزی استان و سازمان

مسکن و شهرسازی استان ایجاد کند، به خصوص اینکه رابطه غیررسمی خوبی نیز با

یکدیگر ندارند.

نمودار 5. شبکه روابط رسمی میان سازمانی با نمایش مرکزیت بینابینی

160 مدیریت دولتی، دوره 3، شماره 6، بهار و تابستان 1390

نمودار 6. شبکه روابط غیررسمی میان سازمانی با نمایش مرکزیت بینابینی

نتیجه گیری

جمع بندی یافت ههای فوق نشان م یدهد، سازمان هایی با بیشترین مرکزیت ها، در دوشبکه

روابط رسمی و غیررسمی میان سازمانی کاملاً با یکدیگر متفاوت بوده و این تفاوت

می تواند بر تصمی مگیری های مدیریتی استان در حوزه ی محیط زیست تأثیرگذار باشد .

درواقع با توجه به عملکردهای پروژ هها و برنامه های مدیریتی اجرا شده در حوز ه محیط

زیست در استان در طول برنامه چهارم توسعه و نتایج و عملکردهای حاصل شده نم ی توان

منکر این تأثیرات شد. اما این نکته که یک رابطه غیررسمی مناسب یا نامناسب تا چه حد

می تواند در روابط رسمی  قانونی میان سازمان ها برانگیزاننده یا بازدارنده باشد، مشخص

نیست.

نتایج پژوهش های کربس وبستر و همکاران و کراچارت و هنسون نیز با یافت ه های این

پژوهش هماهنگ است. درواقع آنچه مسلم است، آگاهی از روابط غیررسمی تا حد زیادی

می تواند در حل مسایل مدیریتی یاری رساند؛ بدین صورت که م ی توان از سازما ن های

مرکزی تر، در دستر ستر یا بینابینی تر در شبکه روابط غیررسمی برای تأثیر مثبت در روند

بررسی و تحلیل شبکه روابط رسمی و غیررسمی میان سازمانی با استفاده ..... 161

اقدامات مدیریتی بهره جست؛ درواقع م یتوان این روابط را تبدیل به فرصت کرد. زیرا در

استانی مانند کهگیلویه و بویراحمد نم یتوان روابط غیررسمی را نادیده گرفت و یا برای از

بین رفتنشان اقدام کرد. تنها می توان د ر بلندمدت تأثیرات منفی آ ن ها را کمرنگ و بر

تأثیرات مثبتشان افزود. همچنین با آگاهی از این روابط و سازما نهای پرمراجع ه تر در این

شبکه، می توان به تقویت روابط رسمی  قانونی میان سازمان های دارای اشتراک وظایف

یاری رساند.

اما در کل تحلیل شرایط موجود، وضعیت مناسبی را در حوز ه ی محیط زیست استان

کهگیلویه و بویراحمد نشان نم یدهد؛ زیرا مدیریت محیط زیست استان در سای ه ی روابط

غیررسمی مدیران سازمان ها قرار گرفته که خود نیز ریشه در روابط قومی و قبیل ه ای دارد؛

تاجایی که در زمان برگزاری انتخابا تهای ملی و استانی، این روابط به جناح بندی های

سیاسی و حزبی تبدیل شده و کلی هی امورات استان را تحت تأثیر خود قرار می دهد. بنابراین

به نظر می رسد، این وضعیت کماکان در حوزه های دیگر مدیریت استان وجود دارد.

بنابراین پیشنهاد می شود، اولاً در تدوین اسناد سیاستی بعدی، به روابط رسمی میان

سازمان ها با رویکردی شبک های نگریسته شود و کلی هی سازمان های مرتبط را درگیر روابط

رسمی میان سازمانی کرد؛ البته تا جای یکه تراکم بیش از حد ارتباطات رسمی، دست و

پاگیر نشود. در این راستا م یتوان از شبکه روابط رسمی ترسیم شده برای رفع نقاط ضعف

و بخ شهای آسیب پذیر شبکه استفاده کرد . درثانی نقش سازمان های نظارتی را جهت

تعدیل روابط غیررسمی میان سازمانی پر رن گتر کرد. در این راستا ب ه نظر م ی رسد، اداره

کل حفاظت محیط زیست استان ب هعنوان متولی اصلی محیط زیست در استان کهگیلویه و

بویراحمد می تواند گزینه بسیار مناسبی باشد؛ حال آنکه باید به روابط رسمی این سازمان و

جایگاه آن در شبکه روابط رسمی در زمان تنظیم اسناد سیاستی بعدی، توجه بیشتری

معطوف داشت. در نهایت نیز م یتوان رویکرد تحلیل شبک های را برای حل طیف وسیعی از

مسایل مدیریتی پیشنهاد کرد؛اگرچه این رویکرد مانند بسیاری از رو ش ه ای نوین دیگر

دارای معایبی است که از آن م یتوان به تأثیر بالای تصمی مگیرنده یا مدیر از نخستین گام

جمع آوری داده تا تحلیل نهایی بر فرایند و خروج یها اشاره کرد، اما نمی توان منکر توانایی

بالای آن در ترسیم و تحلیل روابط شد.

162 مدیریت دولتی، دوره 3، شماره 6، بهار و تابستان 1390

منابع

1 . اشتریان کیومرث ( 1381 ). روش سیاست گذاری فرهنگی، تهران: نشر شهرکتاب آشنا.

2 . اشتریان کیومرث ( 1387 ). متدولوژی مستندسازی تجربیات سیاستی؛ تلفیقی از مدل

کشف، تنقیح و تجرید با مدل مرحل ه ای سیاست گذاری عمومی، پروژه شهرداری

تهران.

3 . سید جوادین سیدرضا ( 1383 ). مدیریت رفتار سازمانی، تهران: نشر دانش.

4 . صبوری منوچهر ( 1374 ). جامعه شناسی سازمان ها، تهران: نشر شب تاب.

5 . قلی پور آرین ( 1380 ). جامعه شناسی سازمان ها: رویکرد جامعه شناختی به سازمان و

مدیریت، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت).

6 . محمدی کنگرانی حنانه ( 1387 ). سیاست های پیشنهادی برای مدیریت جنگل های

زاگرس یا هدف بهبود حفظ و ذخیره منابع آب .رساله دکترای دانشگاه تهران، تهران.

7 . محمدی کنگرانی حنانه، تقی شامخی، کیومرث اشتریان، داودرضا عرب و دیوید نوک

1388 ). بررسی ساختار قدرت در شبکه تکالیف قانونی نهادهای منابع طبیعی به روش )

تحلیل شبکه ای روابط نهادی (مطالعه استان کهگیلویه و بویراحمد). مجله منابع طبیعی

.(3) ایران؛ 63

8 . Borgatti, S. (2005). Centrality and Network Flow. Social

Networks, No. 27: 55-71.

9 . Brandes U, Erlebach Th (2005). Network analysis-

Methodological foundations. Springer-Verlag Berlin Heidelberg.

10 . Burt, R.S. (1992). Structural holes: the social structure of

competition. Cambridge, MA: Harvard University Press.

11 . Capon N., Farley, J. U., Lehman, D. R., Hulbert, J. M. (1992).

Profiles of product innovators among large US manufactures,

Management Science, 38(2): 157–169.

بررسی و تحلیل شبکه روابط رسمی و غیررسمی میان سازمانی با استفاده ..... 163

12 . Chandler J (2008). Introduction to Network Theory. American

Marketing Association. Available in: www.marketingpower.com

13 . Cyert, R. M., March, J. G. (1963). A behavioral theory of the

firm. Englewood Cliffs: Prentice-Hall.

14 . Hanneman, R.A. (2001). Introduction to social network methods.

An online text book, University of California. Available at:

http://faculty.ucr.edu/~hanneman/nettext/

15 . Holland, P.W., Leinhardt, S. (1979). The advance research

symposium on social networks. In P.W. Holland & S. Leinhardt

(Eds.), Perspectives on social network research. New York.

16 . Krebs V (2008). Decision-making in Organizations. Available at:

www.orgnet.com

17 . Krackhardt D, J.R. Hanson (1993). Informal networks: The

Company behind the chart. Harvard Business Review. No. July-

August: 104-111

18 . Maitlis S (2005). The social processes of organizational sense

making, Academy of management journal, 48 (1): 21-29.

19 . Marsden, P.V (1990). Network Data and Measurement. Annual

Review of Sociology; (16): 435- 463.

20 . Parkhe A, Wasserman S, Ralson D.A (2006). New Frontiers in

Network Theory Development. The Academy of Management

Review, 31 (3): 560-568.

21 . Pfeffer J. (1978). Organizational design. Arlington Heights: AHM

Publishing.

164 مدیریت دولتی، دوره 3، شماره 6، بهار و تابستان 1390

22 . Rank O.N (2008). Formal structures and informal networks:

Structural analysis in organizations, Scand J. Mgmt; 24: 145-

161.

23 . Selznick, P. (1948). Foundations of the theory of organization.

American Sociological Review; 13(1): 25–35.

24 . Webster C.M., Freeman L.C, Aufdemberg, Ch. G (2002). The

impact of social context on interaction patterns. Available at:

www.library.cmu.edu:7850/JoSS/webster/Webster.html.

محاسبه حجم نمونه با استفاده از فرمول

"یکی از متداول ترین سوالات محققان. محاسبه اندازه نمونه برای مطالعه برآورد شیوع موضوع مورد نظر در جمعیت هدف است در بسیاری از کتاب ها (دانیل، 1999، Lwanga و Lemeshow،

1991) این موضوع بحث شده است. هدف از انجام محاسبات مربوطه، تعیین حجم نمونه مناسب به منظور برآورد شیوع جمعیت با دقت خوب است. اما محاسبه آن با استفاده از فرمول ساده است و شامل چند مرحله ساده است. با این حال ، تصمیم گیری برای انتخاب مقادیر مناسب از پارامترهای مورد نیاز در فرمول در برخی شرایط چندان ساده نیست. در این مقاله ، مشکلاتی که پژوهشگران مواجه می شوند و راه حل رسیدگی به این مشکلات مطرح شده است.


نحوه محاسبه حجم نمونه


از فرمول ساده زیر (دانیل، 1999) می توان استفاده کرد:




 


 


 


 


 


که در آن n حجم نمونه،


Z = Z برای سطح اطمینان


P = میزان شیوع انتظار و یا نسبت ابتلا به بیماری یا شرایط موردنظر )یعنی اگر 20 ٪، P= عدد 0.2وارد شود)


d = دقت (به نسبت یک اگر 5% بود عدد d=0.05 وارد شود)


آماره Z (:در سطح اطمینان 95 درصد، که در مطالعات علوم پزشکی مقداری مرسوم است، ارزش Z 1.96 است. در این مطالعات ، محققان نتایج خود را با فاصله اطمینان 95 ٪ (CI). اعلام می کنند. محققانی که می خواهید به فاصله اطمینان بیشتری داشته باشند از مقدار 99 ٪ در مورد تخمین خود استفاده می کنند، ارزش Z در در فاصله اطمینان برابر با 2.58 است.


نسبت P مورد انتظار : این نسبت (شیوعی مساله ای مانند بیماری یا مشکلی است که محققان قصد دارند در مطالعه میزان آن را برآورد کنند. گاهی اوقات، پژوهشگران متعجب و متحیر اند که این مدارا را ما نمی دانیم. و اصلا به همین دلیل است که قصد انجام این مطالعه را داریم. پژوهشگران باید درک کنند که مقیاس P از عدد صفر تا یک متغیر است، حجم نمونه بسته به مقدار P (شکل 1) تغییر می کند. بنابراین، ما باید برای بدست آوردن تخمینی از میزان شیوع یا همان P به منظور محاسبه حجم نمونه در بسیاری از از مطالعات قبلی استفاده کنیم. در این مقاله ، P به صورت کسری از یک، برای استفاده فرمول.بیان می شود برای مثال ، اگر شیوع یک بیماری 20 ٪، سپس P برابر است با 0.2.


دقت (d) برای محققان درک این مقدار خیلی مهم است .از فرمول ، بالا می توان درک کرد حجم نمونه به طور معکوس با مربع (d2)ارتباط دارد.


در پایان مطالعه ، ما نیاز بیان شیوع بیماری با فاصله اطمینان 95 ٪ داریم. به عنوان مثال ، شیوع در نمونه 40 ٪ و فاصله اطمینان 95 ٪ است. 30 ٪ تا 50 ٪. این بدان معنی است که مطالعه شیوع جمعیت مساله را بین 30 ٪ و 50 ٪ برآورد کرده است. لطفا توجه کنید که دقت (d) برای این تخمین 10 ٪ (یعنی 40 ٪ ± 10 ٪ = 30 ٪ ~ 50 ٪) می باشد. این نشان می دهد که عرض CI دو برابر دقت CI = 2d است.


اما این فاصله CI بسیار گسترده است (30 ٪ تا 50 ٪ ، میزان فاصله 20 ٪ است) ، ممکن است به عنوان یک برآورد ضعیف در نظر گرفته. شود و اکثر محققان می خواهند CI باریک تری را در نظر بگیرند تا دقت مطالعه برای براورد شیوع بهتر شود. برای بدست آوردن CI دقیقتر ، ما نیاز به طراحی یک مطالعه با d کوچکتر (دقت بهتر یا خطای کوچکتر) داریم.). برای مثال ، اگر محققان بخواهند به عنوان CI ٪10 باشد (0.1) ،مقدار d باید در 0.05در نظر گرفت شود.


نکات عملی برای تعیین پارامترهای اندازه نمونه



تعیین دقیق d: دقت مناسب برای مطالعات شیوع چیست؟ بسیاری از کتابها و راهنماهای محاسبه حجم نمونه تهیه شده است، اما هیچ توصیه قطعی وجود ندارد. محققان به طور کلی در نهایت همه اعداد و ارقام محاسبتای برای اندازه مطالعه معمولا در محدودیت های خود از قبیل منابع مالی ، زمان و یا در دسترس بودن افراد گرفتار می شوند و ناچار به تغییر در حجم نمونه می شوند. . با این حال ، ما باید در ابتدا حجم نمونه را با دقت معقول یا حداقل قابل قبول محاسبه کنیم و سپس منتظر دیگر محدودیت ها باشیم.


براساس تجربه ، دقت یا d معادل 5 ٪ در صورتی که شیوع یک بیماری ، بین 10 ٪ و 90 ٪ می باشد. مقداری مناسب است.



این دقت عرض فاصله اطمینان 95 ٪ را به 10 ٪ می رساند (به عنوان مثال 30 ٪ تا 40 ٪ یا 60 ٪ تا 70 ٪) با این حال ، گاهی اوقات شیوع یک بیماری ، به کمتر از 10 ٪ یا بیشتر از 90 ٪ می رسد و در این شرایط دقت 5 ٪ نامناسب به نظر می رسد. برای مثال ، اگر شیوع 1 ٪ باشد (در یک بیماری نادر است) و دقت همچنان 5 درصد باشد؛ براساس جدول زیر مقادیر فاصله اطمینان به مقادیر حد بالا و پایین نامناسبی سوق داده می شود که منجر به خطا در برآورد صحیح میگردد.


بنابراین ، توصیه می کنیم d به عنوان نیمی از P اگر شیوع زیر 0.1 (10 ٪) و یا بالای 0.9 (90 ٪) است محاسبه شود، d می تواند به صورت (0.5 (1-P)) محاسبه شود. برای مثال ، اگر P 0.04 است، محققان می توانند d = 0.02 در نظرگرفته، و اگر P 0.98 باشد، توصیه می کنیم d = 0.01.در نظر گرفته شود.. محققان همچنین ممکن است دقت را کوچکتر از چیزی که محاسبات نشان می دهد در نظر بگیرند مثلا اگر محدودیت منابع وجود دارد ، محققان ممکن است از d بررگتری در مطالعه مقدماتی استفاده کنند، محققان ممکن است استفاده از یک d بزرگتر (به عنوان مثال> 10 ٪( با این حال ، برای توجیه انتخاب d باید به وضوح در انتشار مقاله خود موضوع را اعلام کنند (به عنوان مثال به علت محدودیت منابع) علاوه بر این ، d بزرگتر باید با فرض وجود توزیع نرمال باشد که در ادامه درباره آن صحبت خواهد شد.




 


برآورد P

`انتخاب P یا مقدر شیوع از مطالعات امری پیچیده است. محققان در بررسی متون به اعداد و ارقام مختلفی برخورد میکنند.. استخراج ، P از مطالعات با طرح مطالعه مشابه و جامعه مورد مطالعه شبیه تر و از مطالعات اخیر بیشتر ترجیح داده می شود.


اما اگر ما یک طیف وسیعی از P یافتیم، به عنوان مثال ، 20 ٪ تا 30 ٪ ، ما باید مقدار 30 ٪ را به عنوان P در نظر گیریم تا براساس فرمول به اندازه بزرگتر نمونه منجر می شود.. اگر محدوده 60 ٪ تا 80 ٪ ،بود مقدار 60 ٪ باید انتخاب شود تا یک اندازه نمونه بزرگتر به دست آید.. اگر محدوده 40 ٪ تا 60 ٪ ،عدد 50 ٪ انتخاب خواهد شد که حجم نمونه بزرگتری به دست خواهد داد. Macfarlane (1997) همچنین پیشنهاد کرد که اگر شک در مورد مقدار P وجود داشت ، بهتر است به مقدار 50 ٪ به دلیل احتمال آن برای اندازه نمونه بزرگتر متمایل شد.


تنظیم P = 0.5 لزوما به ارائه بزرگترین اندازه نمونه منجر نمی شود


بعضی از کتابها و راهنماهای نشان می دهد که اگر تخمین خوبی برای P غیر ممکن است به P مقدار برابر 0.5 بدهید تا حجم نمونه حداکثر محاسبه شود(دانیل ، 1999 ، Lwanga و Lemeshow ، 1991) . به نظر ما ، این پیشنهاد را باید با احتیاط نگاه کرد. اگر P بین 10 ٪ و 90 ٪ باشد این راهنمایی خوبی است که P را 0.5 در نظر گیریم(در صورتی که برآورد بهتر غیر ممکن است) به زیرا بزرگترین حجم نمونه محاسب می شود.


با این حال ، اگر P بسیار کوچک (<10 ٪) و یا بسیار بزرگ (> 90 ، باشد ، ما ممکن است یک نمونه اندازه بزرگتر از آن که با استفاده از فسفر = 0.5 محاسبه شده است داشته باشیم.(شکل 1)


استدلال های ما به شرح زیر است. در مرحله اول ، به عنوان مثال ، اگر محاسبه با استفاده از P = 0.5 و d = 0.05 انجام شود ، به دلیل اینکه محقق نمیتواند P را برآورد کند حجم نمونه 385 محاسبه می شود. با این حال ، اگر P واقعی متاسفانه 1 ٪ باشد، محقق ممکن است ، به طور متوسط ​​، 3 یا 4 مورد (بیماری) از 385 نفر و یا حتی ممکن است هیچ مورد بیماری را در مطلعه پیدا نکند


. ثانیا ، با این تعداد کم از موارد (بیماری) ، شرط توزیع نرمال که پیشفرض لازم برای درنظرگرفتن این مقدار برای P که در این محاسبه حجم نمونه استفاده شده است، نیز رعایت نخواهد شد.یه طور مشابه ، اگر P یا همان شیوع بیش از حد بزرگ (به عنوان مثال 99 ٪) باشد، با حجم نمونه از 385 ، محققان ممکن است تنها چند غیر مورد بیمار (nondiseases) شناسایی کنید یا شاید هم همه نمونه ها بیمار باشند. ، و دوباره ،شرط وجود توزیع نرمال در مطالعه رعایت نخواهد شد.


در عمل ، محققان قبل از اعمال این P = 0.5' باید کمی محتاط عمل نمایند. خیلی سخت نیست برای محققان که به مدد تجربه خود، که برآورد کنند که آیا شیوع یا P کمتر از 10 ٪ ، بین 10 ٪ و 90 ٪ یا بالاتر 90 ٪ است. در غیر این صورت ، یک مطالعه مقدماتی (به عنوان مثال با حجم نمونه از 20 ~ 30) می تواند به راحتی به کشف اینکه P. بین 10 ٪ -90 ٪ است کمک کند.،پس از آن انتخاب P = 0.5' بی خطر و قابل استفاده است.


فرض توزیع نرمال


روش محاسبه حجم نمونه که در بالا گفته شد به شرط وجود توزیع نرمال است. یعنی فراوانی هر دو گروه مورد و غیر مورد در نمونه انتخاب شده باید بزرگتر از 5 باشد. در اندازه های نمونه کوچک ممکن است این فرض تحقق پیدا نکند ، و محقق باید این مساله را بررسی کند که حتما توزیع نرمال باشد. این فرض پس از محاسبه نمونه در روش انتخاب مقدار d به میزان نصف P صادق است.


اصلاح جمعیت محدود


فرمولی که در این مقاله تا اینجا گفته شد زمانی معتبر است که حجم نمونه محاسبه شده کوچکتر از یا برابر با 5 ٪ از اندازه جمعیت (N / n ≤ 0.05) (دانیل ، 1999). اگر این نسبت بزرگتر از 5 درصد باشد باید از فرمول زیر استفاده شود.


فرمول اصلاح شده برای جمعیت محدود (دانیل ، 1999) به شرح زیر است:






 


نمونه برداری چند مرحله ای یا خوشه ای

دو فرمول گفته شده تا اینجا تا زمانی معتبر هستند که نمونه گیری تصادفی ساده و یا روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک.استفاده شود. نمونه گیری خوشه ای یا چند مرحله ای نیاز به حجم نمونه بزرگتر برای رسیدن به همان دقت دارد. بنابراین، محاسبه حجم نمونه با استفاده از فرمول های فوق نیاز به چند برابر شدن بر اساس نوع مطالعه دارند (deff) (کوکران ، 1977) شده. برای مثال ، در بررسی خوشه ای پوشش ایمن سازی ، اثر مطالعه (Design effect) معادل دو می شود ((Macfarlane ، 1997) این بدان معنی است که به روش نمونه گیری خوشه ای نیاز به دو برابر حجم نمونه براساس فرمولهای بالا می باشد.


با این حال ، در عمل ، به ندرت محققان اثر مطالعه خود را در مقالات منتشره گزارش می کنند. چه کسی ممکن است انجام دهیم این است تا با نویسندگانی که در چاپ این مقالات و درخواست برای اثر طراحی کنند. قویا توصیه میشود که اثر مطالعه توسط محققان درخواست گزارش شود.. اگر اثر مطالعه شده، در پایان در دسترس نباشد ، مطالعه پایلوت می تواند به منظور برآورد اثر مطالعه انجام شود. به طور معمول ، نمونه برداری خوشه ای چند مرحله ای در مقیاس وسیع به کار میروند ، و انجام یک مطالعه مقدماتی به چند دلیل در مرحله اول کار با ارزشی است. محققان باید با متخصص آمار قبل از انجام چنین مطالعه مشورت کنند.


" حجم نمونه مطالعه" بزرگتر بهتر است همیشه درست نیست


یکی از اهداف استفاده از فرمول مناسب محاسبه حجم نمونه است اما نه برای به دست آوردن بزرگترین اندازه نمونه ممکن. هدف بدست آوردن اندازه نمونه مطلوب و یا مناسب است. نمونه های بزرگ بی هدف، بی ارزش بوده و مقرون به صرفه نیست و حتی در برخی از شرایط غیراخلاقی است. به عنوان مثال، در یک آزمایش یک داروی جدید، یک نمونه بسیار بزرگ ممکن است به این نتیجه گیری منجر شود که داروی جدید به طور قابل توجهی بهتر از داروی قدیمی به لحاظ آماری است هر چند اختلاف بالینی ممکن است ناچیز باشد. جدول زیر نشان می دهد که اگرچه در حجم نمونه صحیح اختلاف ناچیز است اما چهار برابر کردن حجم نمونه به ایجاد اختلاف آماری معنی دار حدود پنجاه درصدی منجر می شود.

منبع

http://www.telehealth.ir/fa/index.php/1389-01-28-15-52-44/samplesize.html?showall=1

نقش شبكه هاي اجتماعي در بازتوليد نابرابري آموزشي


Archive of SID نقش شبكه هاي اجتماعي در بازتوليد نابرابري آموزشي دكتر محمود شارع پور ∗ چكيده شكي نيست كه موفقيت آموزشي هر دانش آموزي تا حدودي وابسته به ويژگي هاي فردي او است، اما نبايد فراموش كرد كه دانش آموز به عنوان عضوي از مدرسه، خانواده و اجتماع ، ممكن است به منا بع و حمايت هاي مختلفي دسترسي داشته باشد كه در م وفقيت آموزشي او تأثير مهمي بيافريند. ديدگاه شبكه با مطالع هي روابط اجتماعي بين مجموعه اي از افراد، به تحليل ساخت اجتماعي مي پردازد و ضمن توجه به كل ساخت ، الگوي روابط موجود در داخل ساخت را نيز بررسي مي كند . بنابراين نقطه تمركز د يدگاه شبكه اين است كه به جاي تأ كيد بر كنشگران و ويژگي هاي فردي آنان ، ساختار روابط بين كنشگران را مورد توجه قرار مي دهد. در مقاله ي حاضر ابتدا به تعريف شبكه ي اجتماعي و كاركرد آن مي پردازد. سپس شبكه به مثابه سرمايه ي ∗ دانشيار گروه علوم اجتماعي دانشگاه مازندران www.SID.ir Archive of SID فصلنامه تعليم و تربيت شماره 91 166 اجتماعي فردي بررسي شده و در نهايت با استفاده از تحليل شبكه اي، چارچوب مفهو مي جديدي براي تبيين نابرابري آموزشي ارائه مي گردد. از ديدگاه تحليل شبكه اي، برخورداري از رابطه ي حمايتي با عاملان نهادي شرط لازم براي پيشرفت در نظام آموزشي و همچنين موفقيت شغلي در آينده است. كليد و اژه ها: نابرابري آموزشي، شبكه ي اجتماعي، تحليل شبكه، منابع اجتماعي، حمايت اجتماعي www.SID.ir Archive of SID نقش شبكه هاي اجتماعي در بازتوليد نابرابري آموزشي 167 مقدمه محققان بر اين نكته توافق دارند كه اساس موفقيت در جامعه ي شايسته سالار، نظام 1991 ). اما در مورد اي ن كه ، 1995 ؛ گنزبوم، تريمن و اولتي 2 آموزشي است (كرخوف 1 چگونه مي توان م وفقيت آموزشي را تقويت كر د، اختلاف نظر زيادي وجود دارد . آي ا منابع مالي و مادي و سرماي ه گذاري در مدرسه سبب افزايش موفقيت تحصيلي م ي شود؟ آيا در اين موفقيت، منابع و امكانات خانوادگي مؤثر هستند؟ برابري » يكي از مه م ترين آثار پژوهشي در اين زمينه، مطالعه ي جيمز كلمن با عنوان است كه در واكنش به انتقاد برخي از افراد در مورد فقدان « فرصت هاي آموزشي فرصت هاي برابر صورت گرفت . نتيجه ي قابل توجه تحقيق كلمن اين بود كه در تبيين تفاوت در موفقيت هاي تحصيلي دانش آموزان، خاستگاه خانوادگي به مراتب مه م تر از ويژگي هاي مدرسه و منابع آن است (به نقل از شارع پور 1386 ). به دنبال كلمن، محققان ديگري به بررسي تأثير خاستگاه خانوادگي بر موفقيت تحصيلي پرداختند 1980 ). در مقابل، برخي ديگر از محققان كانون تمركز خود را بر (سوول، هوزر، ولف 3 1988 ، انتويستل و تأثير ويژگي هاي مدرسه بر م وفقيت تحصيلي قرار دادند (هلينان 4 .(1993 الكساندر 5 در دهه هاي پاياني قرن بيستم، رهيافت جديدي در خصوص تبيين نابرابري آموزشي در حوزه ي جامع ه شناسي آموزش و پرورش پديدار شد كه فارغ از تقابل اهميت نسبي خانواده با مدرسه، در تحليل رفتارهاي اجتماعي به الگوي روابط بين كنش گران توجه دارد. 1-Kerckhoff 2-Ganzeboom, Treiman and Ultee 3-Sewell, Hauser and Wolf 4-Hallinan 5-Entwistle and Alexander www.SID.ir Archive of SID فصلنامه تعليم و تربيت شماره 91 168 در طول اين مدت تحليل شبك ه اي يا ساختار ي ، توجه عده زيادي را به خود جلب كرده است . برخي با اين ادعا كه تحليل شبك ه اي صرفاً نوعي روش شناسي است كه به موضوعات نظري توجه اي ندارد، آن را رد م ي كنند. برخي نيز مفاهيم شبكه اي را به عنوان مجموعه اي از م تغيرهاي اضافي براي تبيين مفاهيم ديگر، به كار مي برند . اما واقعيت اين است كه قدرت تحليل شبكه اي ناشي از نوع رهيافت آن نسبت به مطالعه ي ساختار اجتماعي است نه به عنوان مجموع ه اي از اصطلاحات و تكنيك ه ا. تحليل شبكه اي را بايد يك رهيافت فكري عام و گسترده دانست ، نه مجموع ه اي از رو ش ها .(1983 (ولمن 1 تأكيد تحليل گران شبكه اي بر مطالعه ي ساختار اجتماعي 2 است . تأكيد بر ساختار اجتماعي بدين معناست كه ما ديگر كاري نداريم كه چرا مردم اي ن گونه رفتار مي كنند ، بلكه بر محدوي ت هاي ساختاري حاكم بر كنش هاي مردم توجه داريم . بدين ترتيب ، ديگر به جهان به صورت پيوندهاي ارادي و داوطلبانه نمي نگريم ، بلكه جهان را مجموعه اي از پيوندهاي نامتقارن با ساختار سلسله مراتبي م ي دانيم . در يك نظام اجتماعي، منابع داراي توزيع مساوي يا تصادفي نيستند و از سوي ديگر، دسترسي نابرابر به منابع كمياب، خود سبب مي شود كه نا متقارن بودن پيوندها افزايش يابند. بهترين روش براي مطالعه ي ساختار اجتماعي، تحليل الگوهاي روابط بين اعضاي آن ساختار است . تحليل گر ساختاري ب ه دنبال شناسايي ساختار ها ي عميق است ، او مي كوشد نشان دهد كه چگونه ساخ تارهاي شبك ه اي، رفتارها را تحت تأ ثير قرار مي دهند. به همين جهت (ولمن و بركويتز ، 1988 ) مدعي هستند كه تحليل شبكه يك ابزار فكري اساسي در مطالعه ي ساخت ها ي اجتماعي است . فارارو نيز تحليل شبكه را نوعي .(60: رهيافت نظري تلقي م ي كند و آن را شاخه اي از ساخت گرائي مي داند (چلبي، 1385 1- Wellman and Berkowitz 2- Social structure www.SID.ir Archive of SID نقش شبكه هاي اجتماعي در بازتوليد نابرابري آموزشي 169 مي توان گفت كه تأكيد تحليل شبكه اي بر اثرات روابط اجتماعي بر رفتار افراد و گروه ها زائد است. ديدگاه شبكه با مطالعه ي روابط اجتماعي بين مجموع ه اي از افراد، به تحليل ساخت اجتماعي مي پردازد و ضمن اين كه به كل ساخت توجه م ي كند، الگوي روابط موجود در داخل ساخت را نيز مورد بررس ي قرار مي دهد. بنابراين نقطه تمركز ديدگاه شبكه اين است كه به جاي و تأكيد بر كنشگران و ويژگي هاي فردي آنها، به ساخ تار روابط بين كنشگران توجه مي نمايد. الگوهاي پيوند بين اعضاي يك شبكه ، هم نوعي فرصت و هم نوعي محدوديت مي باشد، زيرا اين الگوها بر ميزان دسترسي افراد به منابعي نظير اطلاعات، ثروت و قدرت اثر دارند . از ديدگاه تحليل گر شبكه اي، نظام اجتماعي ب ه صورت شبكه اي از روابط به هم وابسته است كه در آن افراد دسترسي يكساني به منابع كمياب ندارند . از اين رو محقق اجتماعي بايد در تبيين رفتار به توزيع فرص ت ها توجه كند ، يعني دسترسي نابرابر به منابعي مثل اطلاعات، ثروت، نفوذ و ساختار دسترسي افراد به اين منابع .( (ولمن، 1983 تحليل گران شبك ه اي اگر چه نظريه عمومي خاصي را به وجود نياورده اند اما راههاي جديدي براي توصيف ساختار اجتماعي پديد آورد ه اند، مانند تبيين نابرابري دانش آموزان در موفقيت تحصيلي. مقاله حاضر ابتدا به تعريف شبكه ي اجتماعي پرداخته و كاركردها ي آن ر ا مورد بحث قرار مي دهد. سپس شبكه به مثابه سرمايه ي اجتماعي فردي بررسي و در نهايت با استفاده از تحليل شبك ه اي، چارچوب مفهو مي جديدي براي تبيين نابرابري د ر آموزش و پرورش معرفي مي گردد. www.SID.ir Archive of SID فصلنامه تعليم و تربيت شماره 91 170 شبكه اجتماعي چيست؟ افراد اغلب براي دستيابي به اطلاعات ، منابع و موقعيت ها به روابط شخصي و نزديكان خود متكي هستند . اين روابط، شبكه ي اجتماعي فرد را تشكيل مي دهد و آن به نوبه خود سيستم اجتماعي را به وجود مي آورد. دانشمندان اجتماعي از مفهوم ش بكه ي اجتماعي براي اشاره به سيستم پيچيده ي روابط بين افر اد در سيستم اجتماعي استفاده 2004 ). شبكه ي اجتماعي يا منبع توليدكننده ي سرمايه ي اجتماعي ، ، كرده اند (كراول 1 تركيبي از كنشگران (كنشگران لزوما افراد نيستند ، بلكه سازمان ها و گروه ها را نيز در برمي گيرند) و روابط بين آنهاست . به عبارت ديگر ، شبكه ي اجتماعي ، الگويي از روابط است كه كنشگران را به هم متصل مي كند. شبكه ي اجتماعي را مي توان مجموع ه اي از افراد يا سازمان ها يا مجموعه هاي ديگر اجتماعي دانست كه از طريق روابط اجتماعي مانند دوستي ، همكار بودن يا تبادل اطلاعات با يكديگر مرتبط مي شوند . بدين ترتيب ، شبكه ي اجتماعي، الگويي ارتباطي است كه مردم را به هم متصل م ي كند و يا پيوند ها يي .( است كه افراد را با گروه هايي از مردم مرتبط مي سازد (باستاني، 1382 كاركردهاي شبكه اجتماعي روابط و پيوندهاي اجتماعي در نظريه ي تحليل شبكه به عنوان سرمايه ي اجتماعي و دارايي فرد محسوب م ي شوند و فرد از طريق آنها م ي تواند بر منابع و حمايت ها ي موجود در اين پيوندها دسترسي يابد ، بنابراين كم وكيف روابط اجتماعي، ميزان و نحوه ي تعاملات و نوع حمايت هايي كه رد و بدل مي شود از اهميت زيادي برخوردار است (صالحي، 1384 ). به عقيده ي براندت و وينرت 2 حمايت اجتماعي موجب ايجاد تعلق، صميميت، يكپارچگي اجتماعي و دستيابي به حماي ت هاي اطلاعاتي، عاطفي و ابزاري مي شود (به نقل از خيراله پور ، 1383 ). پيوندهاي گوناگون، حمايت هاي اجتماعي 1 -Crowell 2-Brandt and Winert www.SID.ir Archive of SID نقش شبكه هاي اجتماعي در بازتوليد نابرابري آموزشي 171 متنوعي را براي اعضاي شبكه فراهم مي سازند. كراول معتقد است با تنوع روابط، افراد ، به طيف وسيعي از حمايت هاي مختلف دست مي يابند كه شامل حماي ت هاي ابزاري 1 حمايت هاي عاطفي و روحي 2 و حمايت هاي اطلاعاتي 3 است . حمايت ها ي اجتماعي افراد را قادر مي سازد تا توانايي رويارويي با مشكلات روزمره و بحران ه اي زندگي را .( داشته باشند (كراول، 2004 كاركردهاي روابط و پيوندهاي اجتماع ي در دو سطح فردي و جمعي مطرح م ي شود: الف- در سطح فردي شبكه ي روابط فرد، وسيله ي مه مي براي اندازه گيري حمايت روحي و رواني ديگران از او م ي باشد. به اعتقاد بات 4، شبكه، پيرامون شخص را از دوستان و خويشاونداني پر مي سازد كه به زندگي او معنا مي بخشند؛ هنجارهايي را كه او با آنها رفتارش را تنظيم مي كند برقرار و حفظ مي نمايد و او را در برابر جهان (1981) غيرشخصي فرا سويش محافظت مي كند (چلبي ، 1375 ). به عقيده ي وارن 5 شبكه هاي اجتماعي م ي توانند نقش ي م هم در رفع نيازهاي فيزيكي، رواني، اجتماعي و اقتصادي ايفا نمايند . اعضاي شبكه مي توانند به فرد كمك مستقيم كر ده و به او در گسترش تماس هاي خود ياري كند . به علاوه، اعضاي شبكه م ي توانند كمبود هاي فرد در زمينه ي خاستگاه خانوادگي و توانايي فردي را تا حدود زيادي بر طرف سازند . در تعيين ظرفيت شبكه جهت تامين منابع براي فرد، ويژگي هاي ساختاري شبكه مانند : حجم، .( پيوندها و نوع اعضا نقش مهمي را ايفا مي كنند (كراول، 2004 از كاربردهاي مهم ديگر شبكه ي اجتماعي، ارائه اطلاعات در مورد فرصت هاي زائد است، به خصوص فرصت هاي شغلي . در اين زمينه، پيوند هاي ضعيف نقش مهم تري دارند؛ چون پل هايي هستند كه فرد از طريق آنها به منابع موجود در نظام متصل مي شود 1- Instrumental support 2-Emotional and spiritual support 3- Informational support 4-Botte 5 - Warron www.SID.ir Archive of SID فصلنامه تعليم و تربيت شماره 91 172 (بارت، 1992 ). گرانوو تر معتقد است كه بسياري از افراد ، كار خود را از طريق تماس هاي شخصي پيدا مي كنند. اين امر در مورد انواع مشاغل يدي، فني، حرفه اي و مديريتي صادق است (گرانووتر، 1984 ). او در اثر معروف خود با عنوان مطالعه تماس ها و شغل ها، به تحليل اهميت شبكه هاي ارتباطي در فر آيند جستجوي كار پرداخته است . همچنين با مطالعه ي افرادي كه همه آنها در يكسال گذشته كار خود را عوض كرده بودند، به اين نتيجه رسيد كه آنها اطلاعات مربوط به كار فعلي خود را از طريق تماس ها و شبكه هاي فردي به دست آوردند . پس مي توان گفت كه ساختار شبكه ها ي اجتماعي تأثيري مهم بر كاريابي و تحرك شغلي دارد ؛ به عبارت ديگر، روابط اجتماعي و شبكه ها عاملي مهم در قشربندي اجتماعي هستند. ب- در سطح جمعي شبكه ي روابط اجتماعي، هر چه روابط امداد رساني داوطلبانه در ابعاد مختلف معرفتي (راهنمايي، مشاوره و آموزش )، مادي (كمك اقتصادي )، عاطفي (همدردي) و منزلتي (اعاده ي كرامت انساني ) بيش تر باشد ، به همان نسبت ميزان محروميت اجتماعي، خودكشي، يأس اجتماعي ، استثمار اجتماعي و انفعال اجتماعي در جامعه كاهش مي پذيرد. امداد رساني در روابط حمايتي به افرادي كه به هر دليل در يكي از اين ابعاد محروم باقي ماند ه اند، فرصتي دوباره مي دهد كه استعداد هاي منحصر به فرد خود را شكوفا ساز ند تا بتوان ند در جهت خير شخصي و جمعي گا م بر دارن د. بديهي است ميزان موفقيت روابط حمايتي جامعه به ميزان شدت روابط و تداوم اين روابط به عنوان يك وظيفه و عادت اجتماعي بستگي دارد. بسط و گسترش روابط دوستي در جامعه باعث افزايش كمك دو جا نبه، تعهد مشترك و سرخوشي مي شود. شيوع اين آثار در جامعه منوط به تن يدگي هايي است كه حداقل به صورت پيوندهاي ضعيف (پل هاي ارتباطي آشنايي ) بين گروهها تو أم با گرايش عامگرايي صورت مي گيرد. زماني كه روابط اجتماعي در جامعه دچار اختلال شو د احترام متقابل اجتماعي، انصاف اجتماعي و هويت اجتماعي در جامعه كمرنگ و محدود مي گردد. فصل يا و صل ناقص افراد در جامعه، www.SID.ir Archive of SID نقش شبكه هاي اجتماعي در بازتوليد نابرابري آموزشي 173 آنها را در مقابل شدايد اجتماعي، ناملايمات سياسي، بحران ها ي اقتصادي و حوادث قهري آسيب پذير مي سازد. بريدگي اجتماعي ، پيامدهاي اجتماعي، سياسي ، فرهنگي و .( رواني گوناگون در سطح خرد وكلان دارد (چلبي، 1375 مطالعات مختلف نشان مي دهد كه دست يابي به اطلاعات، بهر ه مندي از راهنمايي، پند و اندرز، دلگر مي احساسي، حمايت عاطفي و مساعدت مالي و ... از جمله منابع و مواهبي است كه از پرتو تعاملات اجتماعي حاصل مي شود و افراد را قادر مي سازد تا در حوزه هاي مختلف زندگي (اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي ) به موفقيت ها ي بيش تري دست يابند . اكنون اين تصور در اذهان تقويت شده است كه موفقيت و عدم موفقيت افراد ، در زندگي ، منحصر به توانايي مالي و دارايي آنها نيست ، بلكه به ميزان .( بالايي به نحو هي تعامل آنها با ساير اعضاي جامعه بستگي دارد (امير كافي، 1374 كشف منابع نه فته در روابط و پيوندهاي اجتماعي و آشكار شدن نقش و اهميت آنها در دو سطح خرد و كلان، توجه نظري ه پردازان اجتماعي را به اين نكته ي مهم جلب كرده است كه ريشه ي بسياري از مشكلات جامعه را بايد در اين حوزه جستجو كرد . به همين دليل آن ها در مورد هر عاملي كه موجب قط ع، تضعيف يا اختلال در روابط و پيوندهاي اجتماعي مي شود يا به آن آسيب مي رساند، هشدار مي دهند و افراد جامعه را از پيامدهاي آن آگاه مي سازند. از جمله پيامدهاي اختلال در روابط اجتماعي ، انزواي اجتماعي است كه به فر آيند فروپاشي روابط بين ش خصي، مسدود شدن ارتباطات و كناره گيري از تماس هاي اجتماعي دلالت دارد و محققا ن و دانشمندان اجتماعي آن را زمينه ساز بروز بسياري از اختلالات رفتاري و رواني مي دانند. آنها معتقدند ريشه ي بسياري از مشكلات رواني و اجتماعي همانند تنيدگي، تنش، استيصال، اضطراب، افسردگي، يأ س و نااميدي، احساس عجز، احساس تنهايي، كاهش تحمل اجتماعي و ... در روابط اجتماعي قرار .( دارد و از پيامدهاي منفي و جدا ناپذير انزواي اجتماعي مي باشد (اميركافي، 1374 همچنين شبكه ي اجتماعي باعث دسترسي افراد به اطلاعات درباره ي موقعيت ها ي كاري و بازارك ار مي شود (كراول، 2004 ). مطالعات انجام شده درباره شبك ه هاي اجتماعي www.SID.ir Archive of SID فصلنامه تعليم و تربيت شماره 91 174 نشان مي دهد كه از عوامل م ؤثر براي موفقيت در باز ار كار اين است كه چه كساني را مي شناسيم. الگوهاي بازار كار بيانگر آن است كه مزاياي استفاده از تما س ها براي پيدا كردن كار بستگي به اين دارد كه فرد چگونه به شبكه هاي ار تباطي 1 متصل شده است . البته تنها استفاده از اين تما س ها مهم نيست ، بلكه كميت و كيفيت منابع اجتماعي ، كه از طريق استفاده از تماس ها قابل دست يابي هستند نيز مهم است. شبكه به مثابه سرمايه ي اجتماعي فردي برخي از محققان نظير بورديو، فلپ، اريكسون، و لين، سرمايه ي اجتماعي را مجموعه اي از منابع م ي دانند كه فرد م ي تواند از آ ن ها براي ن يل به اهداف فردي خود استفاده ك ند. اين رهيافت بي ش تر به ارزش ابزاري سرمايه ي اجتماعي توجه دارد ، زيرا توجه آن معطوف به پتانسي ل هاي شبكه هاي اجتماعي براي توليد منابع ارزشمندي نظير حمايت و اطلاعات است . لين نيز سرمايه ي اجتماعي را منابع موجود در ساختار 2001 . وندرگاگ و اشنايدر 3 ، اجتماعي مي داند كه مي توان به آن ها دسترسي داشت (لين 2 2002 ) معتقدند كه سرمايه ي اجتماعي فردي، مجموعه اي از منابع است كه اعضاي شبكه ي فرد ي از آن برخوردارند و فرد مي تواند از طريق رابطه با اين افراد، به آن منابع دسترسي يابد . پس مي توان گفت كه سرمايه اجتماعي به معني دسترسي به منابع اجتماعي است . در واقع، بررسي تركيب و ساختار شبكه هاي فردي در دهه ها ي پاياني قرن بيستم رواج زيادي يافت، نظير مطالعات ولمن، فيشر و اريكسون. 1-Contact network 2- Lin 2-Van der Gaag,M. and Snijders www.SID.ir Archive of SID نقش شبكه هاي اجتماعي در بازتوليد نابرابري آموزشي 175 ارائه چارچوب مفهومي جديدي براي مطالعه نابرابري آموزشي تبيين هاي كلاسيك در مورد علت تفاوت در پايگاه اجتماعي جوانان در جامعه اغلب متكي بر توجه به تحرك بين نسلي 1 است . بر اساس اين رهيافت، رابطه ي نزديكي بين .( 2 و آرزوها و موفقيت تحصيلي وجود دارد (سوول و هوزر ، 1980 « ديگران مهم » تأثير به عبارت ديگر، در تحقيقات مربوط به پايگاه اجتماعي تأكيد بر اين است كه ديگران مهم يعني والدين، گروه دوستان و معلمان بر آرزوهاي تحصيلي و همچنين موفقيت 1968 ). در اين ديدگاه اعتقاد شغلي دانش آموز تأثير مه مي دارند (دانكن، هالر و پورتز ، 3 بر اين است كه تأثير ديگران مهم بر آرزوهاي تحصيلي و شغلي دانش آموز از طريق مكانيسم هاي مدل سازي، تشويق آشكار و انتقال انتظارات به دانش آموز صورت مي گيرد. به علاوه ، بسياري از تحقيقات آموزشي نشان داده است كه سطح انتظارات و آرزوها ، نقش بسيار مه مي در موفقيت تحص يلي و شغلي فرد دارند ، اما در اين زمينه بي ش تر بر تأثير والدين از طريق الگوسازي و تشويق تأكيد شده است (سوول و هوزر ، 1980 ؛ هالر 1972 ). همان طور كه كرخوف ( 1976 ) بيان داشته ، تأثير خاستگاه خانوادگي بر و ولفل ، 4 دانش آموز تا حدود زيادي تحت تأثير دسترسي مردم به اطلاعات در مورد نظام آموزشي است. از اين جاست كه پيوندها و شبكه ها اهميت مي يابند. در تحليل شبكه اي، كانون توجه از نقش مد ل سازي 5 ديگران مهم تغيير يافته و به انتقال نابرابر منابع و فرصت ها معطوف مي شود. در همين راستا ولمن مفهوم توزيع اجتماعي را مطرح كرد. منظور از اين مفهوم ، يعني توزيع نابرابر فرصت هاي دس ت يابي به شرايط اجتماعي مختلف و برقراري رابطه با افرادي كه كنترل منابعي نظير اطلاعات بازار كار و نفوذ بوروكراتيك را در اختيار دارند. 1- Intergenerational mobility 2- Significant others 3- Duncan, Haller and Portes 4- Haller and Woelfel 5- Role modeling www.SID.ir Archive of SID فصلنامه تعليم و تربيت شماره 91 176 در مطالعه ي نابرابري آموزشي، تاكيد تحليل شبكه اي بر اين است كه چگونه مو فقيت در نظام آموزشي ، به خصوص براي كودكان طبقات پايين اجتماعي و گروه ها ي اقليت ، بستگي به برقراري رابطه ي حمايتي 1 با عاملان نهادي 2 دارد . منظور از عاملان نهادي افرادي هستند كه مي توانند منابع و فرصت ها را به ديگران منتقل كنند ؛ مثلاً اطلاعات در مورد برنامه هاي مدرسه، مشاوره ي تحصيلي و شغلي . بخش مه مي از اين عاملان نهادي در خارج از خانه قابل دسترسي هستند ، يعني در محيط مدرسه و در اجتماع . از اي ن حاظ مي توان گفت كه تعدادي از آ ن ها در مدرسه هستند ، نظير معلم و مشاور و تعدادي ديگر در بيرون از مدرسه قابل دسترسي هستند ، نظير افراد با نفوذ محلي . البته برخي از دوستان مدرسه اي نيز مي توانند نقش عامل نهادي ر ا ايفا كنند ، م انند آن دسته از دوستاني كه از پايگاه اجتماعي بالاتري برخوردارند ، زيرا دانش آموز مي تواند اطلاعات و منابع مهمي از طريق اين دوستان به دست آورد. اين عاملان نهادي مي توانند به اشكال مختلفي به فرد كمك كنند، مانند انتقال اطلاعات مربوط به برنامه ي درسي آشكار و پنهان، بيان شرايط لازم ب راي موفقيت آموزشي، كمك به تصميم گيري تحصيلي و شغلي، اطلاع رساني در مورد امكانات موجود در مدرسه و جامعه و همچنين نحو ه ي دسترسي به اي ن امكانات . پيش فرض تحليل شبكه اي اين است كه برخورداري از رابطه ي قوي با عاملان نهادي، شرط لازم براي پيشرفت در نظام آموزشي و در نهايت موفقيت شغلي در آينده است. بايد توجه داشت كه برقراري رابطه و پيوند با عاملان نهادي به آساني صورت نمي گيرد؛ به خصوص براي افر اد متعلق به گروه هاي اجتماعي اقليت و در حاشيه قرار گرفته. تحقيقات روان شناسي اجتماعي نشان داده است كه جستجوي حمايت اغلب با 1983 ). مطالعات حاكي از اي ن است دشواري هايي همراه است (دوپالو، نادلر و فيشر ، 3 1- Supportive relationships 2- Institutional agents 3- Depaulo, Nadler and Fisher www.SID.ir Archive of SID نقش شبكه هاي اجتماعي در بازتوليد نابرابري آموزشي 177 كه براي بر قراري رابطه با عاملان نهادي هم گروهي موانع رو اني و فردي وجود دارد ، نظير فردگرايي افراطي 1 و هم يك گروه ساختاري، مثل فاصله اجتماعي و عدم اعتماد 1991 ). به علاوه ، برقراري رابطه ي حمايتي با 1983 ، سانچز - يانكوفسكي ، 3 (آمس، 2 عاملان نهادي ، ارتباط نزديكي با آگاهي اجتماعي 4 دانش آموز دارد ؛ يعني آن بخش از شخصيت ك ه تحت تأثير تعامل با اعضاي جامعه شكل مي گيرد ( بورديو و پسرون ، 5 .(1991 1977 ؛ آگبو، 6 به طور خلاصه م ي توان گفت كه ميزان تمايل فرد براي تعا مل با عاملان نهادي بستگي به جه ت گيري شبكه ي 7 او دارد . دو بعد مهم اين جهت گيري عبارتند از : سطح اعتماد فرد به عاملان ، م ثل اعتماد دانش آموز به معلم و مشاور و انتظار دانش آموز از آينده. پس هم عوامل اجتماعي و هم عوامل رواني تأثير مه مي بر جه ت گيري شبكه دانش آموز دارند. اهميت وجود پيوند با عاملان نهادي را م ي توان در چارچوب نظريه ي سرمايه ي اجتماعي مورد بررسي قرار داد . از ديدگاه شبكه اي، منظور از سرمايه ي اجتماعي آن دسته از روابط اجتماعي است كه فرد از طريق آنها م ي تواند به حمايت نهادي دست يابد. به طور مسلم از اين لحاظ بين دانش آموزان تفاوت هاي مه مي وجود دارد . بدين ترتيب، مي توان انتظار داشت كه بين انتظارات و عملكرد دانش آموزان با ميزان پيوند آنان با عاملان نهادي رابطه ي نزديكي وجود داشته باشد. با الهام از نظريه ي منابع اجتماعي ، 8 كه از سوي لين مطرح شده، نقش سرمايه ي اجتماعي در كسب پايگاه اجتماعي را م ي توان در قالب اي ن گزاره مهم بيان كر د كه دسترسي به پيوندهاي اجتماعي و استفاده از آن ها سبب م ي شود دانش آموز به منابع 1- Excessive individualism 2- Ames 3- Sanchez-Jankowski 4- Social consciousness 5- Bourdieu and Passeron 6- Ogbu 7- Network orientation 8- Social Resource Theory www.SID.ir Archive of SID فصلنامه تعليم و تربيت شماره 91 178 ارزشمند و حمايت نهادي دست يابد كه قبلاً در اختيار نداشت . به همين جهت در تحقيقات آموزشي بر اهميت حمايت اجتماعي در موفقيت تحصيلي تاكيد زيادي صورت گرفته است . پژوهش هاي زيادي م ؤيد وجود رابطه بين پيوندهاي اجتماعي و 1996 ؛ بريك و 1994 ؛ سوچو و داگلاس ، 2 موفقيت تحصيلي است (لي و كرونينگر ، 1 2002 ). جيمز كلمن در همين راستا معتقد است كه روابط اجتماعي قوي اشنايدر، 3 مي تواند اثرات مثب تي داشته باشد ، چون نوعي سرمايه اجتماعي پديد مي آورد كه در موفقيت تحصيلي دانش آموز موثر است. بايد توجه داشت كه هر نوع رابطه اي را نم ي توان سرمايه ي اجتماعي دانست . در اين زمينه بايد به سه ملاك توجه داشت: -1 آيا اين پيوند و رابطه منجر به حمايت نهادي مي شود؟ -2 منابع حاصل شده از چه سطح كيفيتي برخوردار است؟ مثلا آيا اطلاعات حاصل از آن دقيق و صحيح است؟ آيا داشتن اين اطلاعات امتياز محسوب م يشود؟ -3 تا چه حد اين حمايت و منابع به دست آمده با نيازهاي فرد تناسب دارند؟ بدين ترتيب ، تحليل شبكه اي به ما اجازه مي دهد تا با بررسي الگوهاي رابطه اي، منابع موجود در شبكه ي دانش آموز و ميزان پيوند او با عاملان نهادي را تع يين كن يم. اي ن اطلاعات مي تواند در تبيين نابرابري آموزشي بين گرو ه هاي مختلف دانش آموز ي كمك مؤثري باشد ، زيرا توزيع نابرابر سرمايه ي اجتماعي در بين گروههاي مختلف مي تواند سبب بازتوليد نابرابري هاي اجتماعي از جمله نابرابري آموزشي در بين دانش آموز ان شود. 1- Lee and Croninger 2- Sui-chu and Douglas 3- Bryk and Schneider www.SID.ir Archive of SID نقش شبكه هاي اجتماعي در بازتوليد نابرابري آموزشي 179 منابع فارسي امير كافي، مهدي ( 1374 ). اعتماد اجتماعي و عوامل موثر بر آ . ن پايان نامه ي كارشناسي ارشد ، دانشگاه شهيد بهشتي، تهران. باستاني، سوسن ( 1382 ). جزوه ي درس تحليل شبك ، ه دانشگاه الزهرا. چلبي، مسعود ( 1373 ). تحليل شبكه در جامعه شناسي، فصلنامه علوم اجتماع ، ي . شماره 3 چلبي، مسعود ( 1375 ). جامعه شناسي نظم : تشريح و تحليل نظري نظم اجتماع ، ي تهران : نشر ني. چلبي، مسعود ( 1385 ). تحليل اجتماعي در فضاي كن ، ش تهران: نشر ني. خيرالله پور، اكبر ( 1383 ). بررسي عوامل اجتماعي موثر بر سلامت رواني با تاكيد بر سرمايه اجتماع ، ي پايان نامه ي كارشناسي ارشد، دانشگاه شهيد بهشتي، تهران. شارع پور، محمود ( 1386 ). جامعه شناسي آموزش و پرور ، ش تهران: انتشارات سمت. صالحي، مريم ( 1384 ). بررسي رابطه ي بين سرمايه ي اجتماعي شبكه و اعتماد متقابل بين شخصي و جنسيت، پايان نامه ي كارشناسي ارشد، دانشگاه الزهرا، تهران. انگليسي Ames, R. (1983). Help seeking and achievement orientation: Perspectives from attribution theory, In Depaulo, B.M., Nadler, A. and Fisher, J.D. (Eds.), New directions in helping. New York: Academic Press. Bourdieu, P. and Passeron, J.C (1977). Reproduction in education, society and culture, London: Sage Publications. Bryk, A.S. and Schneider, B. (2002). Trust in schools: A cored resource for improvement, New York: Russell Sage Foundation. Burt, R.S. (1992). Structural holes: The social structure of competition, Cambridge MA: Harvard University Press. Crowell, L.F. (2004). Weak ties: A mechanism for helping women to expand their social networks and increase their capital, The Social Science Journal, 41: 15-28. Depaulo, B.M., Nadler, A. and Fisher, J.D. (1983). New directions in helping , Vol. 2, Help Seeking, New York: Academic Press. Duncan, O.D., Haller, A.O., and Portes, A. (1968). Peer influences on aspirations: A reinterpretation, American Journal of Sociology, 74: 119- 137. www.SID.ir Archive of SID فصلنامه تعليم و تربيت شماره 91 180 Entwistle, D.R., and Alexander, K.L. (1993). Entry into school: The beginning school transition and educational stratification in the United States, Annual Review of Sociology, 19: 401- 423. Ganzeboom, H.B.G., Treiman, D.J., and Ultee, W. (1991). Comparative intergenerational stratification research: Three generations and beyond, Annual Review of Sociology, 17: 277-302. Granovetter, M. (1984). The strength of weak ties: A network theory revisited, Sociological Theory, Vol. 10: 201-233. Haller, A.O., and Woelfel, J. (1972). Significant others and their expectations: concepts and instruments to measure interpersonal influence on status aspirations, Rural Sociology, 37: 591- 622. Hallinan, M.T. (1988). Equality of Educational Opportunity, Annual Review of Sociology, 14: 249- 268. Kerckhoff, A.C. (1995). Institutional arrangements and stratification processes in industrial societies, Annual Review of Sociology, 15: 323-347. Kerckhoff, A.C. (1976). The status attainment process: Socialization or allocation?, Social Forces, 55: 368-381. Lee, V. and Croninger, R.G. (1994). The relative importance of home and school in the development of literacy skills for middle-grade students, American Journal of Education, 102: 286- 329. Lin, N. (2001). Social capital: A theory of social structure and action, Cambridge: Cambridge University Press. Lin, N., and Dumin, M. (1986). Access to occupations through social ties, Social Networks, 8: 365-385. Ogbu, J.U. (1991). Low school performance as an adaptation, In M.A. Gibson and J.U. Ogbu (Eds.), Minority status and schooling, New York: Garland Press. Sanchez-Jankowski, M. (1991). Islands in the street: Gangs and American urban society, Berkeley: University of California Press. Sewell, W.H., and Hauser, R.M. (1980). The Wisconsin longitudinal study of social and psychological factors in aspirations and achievements, Research in Sociology of Education and Socialization, 1: 59-99. Sewell, W.H., Hauser, R.M., and Wolf,W. (1980). Sex, schooling and occupational status, American Sociological Review, 52: 269-275. Sui-chu, E.H. and Douglas, W.J. (1996). Effects of parental involvement on grade achievement, Sociology of Education, 69: 126-141. Van der Gaag, M. and Snijders, T. (2002). An approach to the measurement of individual social capital, In H. D. Flap and B. Volker (Eds), Creation and returns of social capital, London: Routledge. Warren, D.I. (1981). Helping networks: How people cope with problems in the urban community, Notre Dame: University of Notre Dame Press. Wellman, B. (1983). Network analysis: Some basic principles, Sociological Theory, Vol. 8: 155-200 www.SID.ir

اندازه گيري رواني آموزشي و نظريات اندازه گيري

اندازه گیری از مهمترین ویژگی های علم است. کلوین می گوید در صورتی می توان از چیزی صحبت کرد که بتوان آن را اندازه گرفت. یکی از بزرگان علم قرن 20 بیان کرده است که تا کنون همه ی چیزهایی که قرار بوده کشف شوند کشف شده اند تنها چیزی که تغییر خواهد کرد دقت اندازه گیری است. جنبه های فلسفی اندازه گیری در فلسفه ی تحلیلی بررسی می شود و کاربردهای اولیه ی آن در فیزیک ظهور کرده است. بعد از آن در آزمایشات روانشناسی تجربی وارد حوزه ی روانشناسی شده است. 

مهمترین نظریات اندازه گیری در حوزه ی روانشناسی نظریه کلاسیک اندازه گیری، نظریه ی تعمیم پذیری، نظریه ی سوال پاسخ و  احتمالا نظریه ی شبکه ای است. نظریات کلاسیک اندازه گیری و سوال پاسخ بیشترین کاربرد را در حوزه ی طراحی سوال و ساخت پرسشنامه دارند. این نظریات در تحلیل داده های بدست آمده از پرسشنامه ها برای دستیابی به بهترین سوالات و پرسشنامه های معتبر و پایا کاربرد دارند.