برخی از مسایلی که جامعه ی دانشگاهی درگیر آن است (به مناسبت هفته ی معلم)
سلام.
به عنوان یک عضو از جامعه ی کلان معلمان بر خود لازم می دانم، به اختصار بعضی از مواردی را که نظر شخصی بنده است، به صورت شفاف و روشن در هفته ی معلم بیان نمایم. این موارد اعتقاد و در ضمن تجربه ی چندین ساله ی آشنایی من با نهاد تعلیم و تربیت است.
- نظام آموزش و پرورش (در اینجا دانشگاه) در کشورمان، ناکارآمد است. این فقدان کارآمدی مسولیت و وظیفه ی دانشجویان و اساتید را چندین برابر می کند. به عبارتی برای نجات فردی خود لازم است، ناکارآمدی را با تلاش مضاعف جبران نماییم.
- لازم است دانشجویان تا سر حد امکان روحیه ی مطالبه گری خود را حفظ نمایند. اگر دانشجویان به اندازه ی کافی دانش اندوخته باشند (متاسفانه شخصا کمتر کلاسی داشته ام که دانشجویان آن، بنده را وادار به مطالعه ی بیشتر کند)، اساتید در طول زمان مجبور به ارتقاء سطح دانش خود و یا واگذری مسولیت به کسانی هستند که بتوانند مطالبات دانشی دانشجویان را فراهم نمایند. در این صورت روحیه ی ضعیف پروری و چاپلوسی از فضای دانشگاهی رخت برخواهد بست و شایسته سالاری حداقل در حوزه ی علمی در طول زمان جایگزین می شود.
- کمترین انتظار از جامعه ی علمی (استاد و دانشجو) تصمیم گیری و عمل بر اساس معیار عقل است نه تابعیت کامل از افکار عمومی و عمل بر اساس خوشایند سایرین. اعتبار یک عقیده یا عمل نه با شمار افراد موافق یا مخالف با آن، بلکه با پیروی آن از قواعد منطق تعیین می شود. محکوم شدن یک استدلال ازجانب اکثر افراد دلیل نادرستی، یا برای شیفتگان مبارزه طلبی و اعتراض قهرمان مابانه، دلیل درستی آن نیست (سقراط). متاسفانه جامعه ی دانشگاهی به اندازه ی عموم مردم، گرفتار رسانه است و صاحبان رسانه بر اساس معیارهای خود، افراد یا مکان هایی را به عنوان راهنمای یک حوزه علمی معرفی می کنند که نه تنها شایسته ی آن نمی باشند، بلکه سبب گمراهی می گردد.
- جهت گیری ارزش گذاری علمی را به جای سخنرانی، صحبت و تبلیغ، به عمل افراد، تغییر دهیم و برای شناخت افراد معتبر در هر حوزه ی علمی به جای توسل به رسانه، به اجماع نظر خبرگان بی طرف آن حوزه ی دانشی، اعتماد کنیم و شخصا درگیر مطالب علمی شویم.
- لازم نیست در همه ی حوزه های علمی اظهار نظر کنیم. یک راه شناسایی خبرگان یک حوزه، عدم اظهار نظر در سایر حوزه های علمی است (البته به استثنای افرادی که بر اساس ظرفیتشان در چند حوزه ی علمی تخصص لازم را دارند).
" دانش کافی در این حوزه را ندارم"، "نمی دانم" ، "صرفا نظر شخصی من است" و ... را در فضای دانشگاهی بیشتر استفاده کنیم.
- دانشگاهها، موسسات و مراکز آموزشی وجود دارند که از ضعف مخاطب خود سوء استفاده می کنند. اگر چه دولت و سیاست و قانون می تواند تا حدی مانع آن شود، اما نقش اصلی این سوء استفاده را مخاطبین فراهم می آورند. لازم است به عنوان مخاطب تا سر حد امکان آگاهانه و صبورانه تصمیم بگیریم.
- لازمه ی موفقیت علمی تلاش و تاب آوری بالا است. از طرفی علم یک جریان کلان در سرتاسر زمین، محسوب می شود. به منظور رقابت و همراهی و همکاری کردن با دانشمندان در تمام نقاط دنیا، لازم است، سطح دانش خود را افزایش دهیم تا یک مصرف کننده ی صرف نباشیم. این کار مستلزم تلاش شبانه روزی است.
- لازم است به عنوان استاد و دانشجو در پذیرش مسولیت(چه رسمی چه غیر رسمی) و سطح انتظارات از خودمان واقع بین باشیم. به نظر نمی رسد نابغه ترین اساتید و دانشجویان بتوانند چندین مسولیت را به درستی پاسخگو باشند و به خوبی آن را انجام دهند. ریشه ی این بیماری می تواند نا ایمنی موجود در جامعه علمی ایران و ویژگی های شخصیتی باشد.
- یکبار نه برای پاسخ دادن بلکه با هدف گوش دادن و پی بردن به حداقل حقیقت، با خودمان صادق باشیم. قسمت اعظم مشکلاتی که جامعه ی علمی به آن مبتلا است، به خودمان بر می گردد. تغییر باورها و پی بردن به توانمندی و پتانسیل خودمان عملی ترین و در عین حال آسانترین راه جلوگیری از ابتلای بیشتر نظام آموزشی و پژوهشی دانشگاهی به جولانگاه، متملقان، رانت خوران و تاجران است.
ضرغامی، 13 اردیبهشت 96
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت توسط
|
به نام یزدان پاک