زمان مشاوره گرفتن از یک آماردان و روش شناس در یک پژوهش
درخواست کمک از یک آماردان بعد از انجام آزمایش، مانند درخواست معاینه از دکتر برای یک مرده است. او فقط می تواند دلیل مناسب نبودن آزمایش را بگوید.
درخواست کمک از یک آماردان بعد از انجام آزمایش، مانند درخواست معاینه از دکتر برای یک مرده است. او فقط می تواند دلیل مناسب نبودن آزمایش را بگوید.
بسمه تعالی
محمد حسین ضرغامی(Zar100@gmail.com)
روش سنتی سنجش
1. تهیه ی سوال توسط طراحان سوال.
2. تنظیم سوالات و انتخاب آنها برای آزمون (کلی و مرحله ای).
3. نمره گذاری (سوالات هم وزن).
هزینه ها
1. هزینه ی طراحی سوالات در هر مرحله.
2. هزینه ی انتخاب سوالات در هر مرحله.
محدودیت ها
1. انتخاب سوالات بدون معیار و ملاک علمی (فقدان روش های تحلیل سوال).
2. تکرار سوالات با قدرت یکسان.
3. فقدان شناسنامه برای سوالات.
4. عدم توانایی در ارزیابی طراحان سوال و ارائه ی پیشنهاد سازنده به آنها.
5. اجرای آزمون یکسان برای تمام دانش آموزان.
6. ناممکن بودن شناسایی توانایی واقعی دانش آموزان.
7. عدم توانایی در تهیه ی آزمون های همتراز.
8. اجرای آزمون به صورت یکسان برای تمام دانش آموزان در تمام نقاط کشور.
9. فقدان توانایی در انطباقی شدن آزمون ها (مبتنی بر توانایی افراد به آنها سوال ارائه شود).
10. فقدان توانایی پیش بینی نمره ی نهایی دانش آموز و فقدان توانایی در پاسخدهی دانش آموز به یک سوال مشخص.
سنجش مبتنی بر پارامتری شدن سوالات و تهیه ی بانک سوال
1. تهیه ی سوالات توسط طراحان
2. تحلیل سوالات و پارامتری کردن آنها و انجام آزمایشات شبیه سازی شده.
3. انتخاب سوال بر اساس نتایج بدست آمده از گام دوم
4. نمره گذاری (با در نظر گرفتن اهمیت سوالات)
هزینه ها
1. هزینه ی طراحی سوالات
2. هزینه ی تحلیل سوالات و پارامتری کردن آنها.
محدودیت ها
1. ناشناخته بودن روش و فقدان تاریخچه ی مناسب در ایران.
2. نیاز به تخصص در پارامتری کردن سوالات و بررسی کردن مفروضات.
مزایا
1. تشکیل پرونده برای تک تک سوالات (تحلیل سوال).
2. برآورد میزان قابلیت حدس زدن هر سوال.
3. انتخاب آگاهانه ی سوالات.
4. تعیین جایگاه سوالات جدید در کنار سایر سوالات موجود در بانک سوال.
5. تهیه ی فرم های همتراز.
6. امکان استفاده از روش های سنجش انطباق کامپیوتری.
7. برآورد توانایی حقیقی دانش آموزان.
8. قدرت پیش بینی نمره ی دانش آموز و امکان برآورد احتمال پاسخگویی به هر سوال.
9. انتخاب و اجرای آزمون ها نیازمند افراد با تجربه ی بالا نیست.
10. دامنه ی وسیع تری از محتوی آزمون ها را می توان سنجید.
11. امنیت آزمون ها افزایش می یابد.
12. برای طبقه بندی دانش آموزان می تواند استفاده شود (به دلیل توانایی تعریف نقطه ی برش).
13. میزان آگاهی آزمون برای هر فرد می تواند محاسبه شود.
14. مطالعه ی روند پیشرفت دانش آموزان در سنجش های متوالی و ارائه ی توصیه های لازم به آنها در هر مرحله.
15. پاسخ به بسیاری از سوالات از طریق روش های شبیه سازی قبل از اجرای آزمون.
16. قابلیت یکپارچه کردن سامانه ی سنجش دانش آموزان با سامانه های موازی.
پاسخ تکلیف سوم
متغیرهای فرضیهٔ " همبستگی بین استرس و سلامت جنسی در مردان بیشتر از زنان است″ کدامند؟
دختران:
الهام قنبری:
متغیر پیشبینی کننده: استرس
متغیر پیشبینی شونده : سلامت جنسی
متغیر تعدیل کننده: جنسیت
متغیر کنترل: -
متغیر مزاحم: سن، هوش، فرهنگ، ...
راضیه کاربخش:
سلامت جنسی:متغییر وابسته
استرس: متغییرمستقل
جنسیت:متغییر کنترل
جنسیت:متغییر تعدیل کننده
سن:متغییر مداخله گر
راضیه لطفی:
سلامت جنسی:متغییر وابسته
استرس: متغییرمستقل
جنسیت:متغییر کنترل
جنسیت:متغییر تعدیل کننده
سن:متغییر مداخله گر
سعیده طارمی:
متغیر مستقل: استرس
متغیر وابسته:سلامت جنسی
متغیر کنترل:جنسیت
متغیر مداخله گر:سابقه افسردگی
متغیر تعدیل کننده:جنسیت
ندا مسعودی:
مستقل: استرس
چون عاملی است که توسط پژوهشگر دستکاری می شود تا تاثیراتش را بر متغیر وابسته بسنجند.
وابسته: سلامت جنسی
چون میخواهیم اثر استرس را بر روی کاهش و یا افزایش و به طور کلی تغییرات سلامت جنسی افراد مشاهده کنیم.
تعدیل کننده: جنسیت
چون متغیری است که خود پژوهشگر انتخاب می کند تا تاثیر آن را بر استرس و سلامت جنسی (متغیرهای مستقل و وابسته) بسنجد که آیا جنسیت بر استرس و سلامت جنسی تاثیر گذار هست یا خیر...در واقع مشخص می شود که آیا تعدیل کننده بر روی رابطه ی اصلی اثر گذار خواهد بود یا نه.
کنترل: سن
زمانی که محقق توانایی بررسی همه ی متغیرها را نداشته باشد برای انجام درست پژوهش برخی متغیرها را حذف و یا تاثیر آنها را ثابت نگه می دارد که در این مورد می توان سن را به عنوان مثال به عنوان متغیری که پژوهشگر آن را حذف کرده تا بر پژوهشش تاثیری نگذارد در نظر گرفت.
مداخله گر: تغییرات هورمونی و فیزیولوژیکی بدن
این متغیرها ذهنی و فرضی هستند یعنی در عنوان پژوهش دیده نمی شوند. و متغیری است که بین متغیر مستقل و وابسته قرار می گیرد و ممکن است باعث به انحراف کشیده شدن نتایج تحقیق شوند. پس در اینجا می توان گفت استرس در انسان باعث تغییرات سوخت و ساز بدن و تغییرات هورمونی در وی می شود که این تغییرات باعث تاثیر بر سلامت جنسی افراد می شود.
فرشته صلواتیفر:
متغیر مستقل (پیش بینی کننده) : استرس
متغیر وابسته (پیش بینی شونده) : سلامت جنسی
متغیر تعدیل کننده : مردان بیشتر از زنان
متغیر مداخله گر : افرادی که در سن فعالیت جنسی نیستند.
متغیر کنترل : مردان و زنان در سن فعالیت جنسی
پریسا نهالگر:
متغییر پیش بینی کننده: استرس . از طریق استرس سلامت جنسی را پیش بینی میکنیم
/متغییر پیش بینی شونده:سلامت جنسی
/متغییر تعدیل کننده:جنسیت .اثر جنسیت را بر روی مستقل و وابسته بررسی میکننم
/متغییر کنترل:هر عامل تاثیر گذاری می تواند باشد مانند سن .تاثیرات هورمونی
/مزاحم:سن عوامل هورمونی اگر کنترل نشود مداخله گر است
فاطمه خیرخواه:
استرس: متغیر مستقل
سلامت جنسی : متغیر وابسته
جنس: تعدیل کننده
سن: کنترل
فعالیت اجتماعی بیشتر مردان به نظر من تاثیر گذار است بنابراین : مزاحم
محیا مرادی:
استرس : پیش بینی کننده
سلامت جنسی : پیش بینی شونده
کنترل : مرد و زن – سن
مداخله گر : سن
معصومه ابراهیمی:
اگر استرس بر سلامت جنسی تأثیر بگذارد: استرس: متغیر مستقل یا پیش بینی کننده / سلامت جنسی: متغیر وابسته یا پیش بینی شونده.
اگر سلامت جنسی بر استرس تأثیر بگذارد: سلامت جنسی: مستقل یا پیش بینی کننده / استرس: وابسته یا پیش بینی شونده.
اگر یک عامل بیرونی بر این دو اثر بگذارد: عامل بیرونی: مستقل یا پیش بینی کننده / استرس یا سلامت جنسی: وابسته یا پیش بینی شونده.
کنترل: مرد یا زن بودن -جنسیت-
تعدیل کننده: اگر ویژگی هایی نظیر سن، شغل، هوش، سطح تحصیلات، سطح سلامت، محل زندگی، سطح فرهنگی، محیط اجتماعی و ... سنجیده شده و اثرش را در تحلیل های آماری بررسی کنیم.
مزاحم: اگر ویژگی های بالا در تحقیق مورد بررسی قرار نگیرد، متغیر مزاحم نامیده می شوند.
زهرا خوانینزاده:
متغیر پیش بینی کننده:استرس
متغبر پیش بینی شونده:سلامت جنسی
کنترل:_____
متغیر تعدیل کننده:در مردان بیشتر از زنان =>هم مردان را می سنجد و هم زنان
متغیر مداخله گر:شاید بتوان عامل زمان(وقت) را نیز متغیری مداخله گر دانست.
مینا کشتکار:
متغیر مستقل : استرس
متغیر وابسته : سلامت جنسی
متغیر تعدیل کننده : جنسیت
در صورتی که تنها مردان و یا تنها زنان را بررسی کنیم جنسیت متغیر کنترل می شود .
فریماه ایجادی:
این فرضیه مربوط به تحقیقیات همبستگی است که در این نوع تحقیقات برای تفسیر رابطه ی بین دو متغییر اصلی (سلامت جنسی و استرس) از ضریب همبستگی استفاده می شود و رابطه ی علت و معلولی خاصی را بیان نمی کند.
تفسیر ضریب همبستگی به 3 شکل صورت می گیرد:
1:استرس بر سلامت جنسی مردان مؤثر تر از زنان است.=> متغییر پیش بینی کننده:استرس و متغییر پیش بینی شونده: سلامت جنسی
2:سلامت جنسی بر میزان استرس مردان مؤثر تر از زنان است.=> متغییر پیش بینی کننده: سلامت جنسی و متغییر پیش بینی شونده: استرس
3: عامل سوم ناشناس دیگری علت هرکدام یا هردوی این هاست.=> متغییر پیش بینی کننده: عامل سوم ناشناخته و متغییر پیش بینی شونده: سلامت جنسی و استرس
متغییر کنترل کننده: جنسیت
متغییر تعدیل کننده:اگر اثر شغل،سن ،میزان تحصیلات حتی بهره ی هوشی محاسبه شود و اثرش سنجیده شود.
متغییر مداخله گر: اگر هر یک از عوامل بالا-هوش،سن،میزان تحصیلات ،شغل- محاسبه نشود .
مهسا ایزدی:
وابسته(پیش بینی شونده):سلامت جسمی
مستقل(پیش بینی کننده):استرس
تعدیل کننده:جنسیت
کنترل:هوش
مداخله گر:شرایط محیطی ورانی؛جو ازمایشی
مهشید بیگلرپور:
متغیر مستقل: استرس(پیش بینی کننده)
متغیر وابسته: سلامت(پیش بینی شونده)
متغیر تعدیل کننده: جنس
شادی هیبدی:
متغیر مستقل : استرس
متغیر وابسته: سلامت جنسی
متغیر تعدیل کننده: جنسیت(در مردان بیشتر از زنان است.)
اگر در فرضیه گفته میشد همبستگی بین جنسیت و سلامت جنسی در مردان (بعنوان مثال در مردان 30 تا 40 ساله) یا فقط در زنان . در این صورت جنسیت کنترل می شد.
ریحانه فیضی:
متغیر مستقل : استرس
متغیر وابسته : سلامت جنسی
متغیر تعدیل گر : جنسیت
متغیر مداخله گر : ناکامی و تنش
متغیر کنترل: سن، عوامل زیستشناختی،الگوهای تربیتی،سلامت بدن و. ..
فریناز عمادی:
سلامت جنسی:وابسته
استرس:مستقل
جنسیت:تعدیل کننده
سن:مداخله گر
جنسیت:کنترل
نسرین کارگزاری:
متغیر مستقل:استرس
متغیر وابسته:سلامت جنسی
متغیر تعدیل کننده:مردان-زنان(جنسیت)
متغیر مداخله گر:محیط زندگی افراد(شیوه ی تربیت او در کودکی)
متغیر کنترل:وضعیت مالی. شغل افراد
متغیر میانجی:سن افراد
الهه احمدی:
ین فرضیه جنسیت متغیر مستفل و میزان همبستگی متغیر وابسته است.
و اگر سن افراد مورد توجه قرار نگیرد میتوانیم به عنوان متغیر مداخله گر در نظر بگیریم.جنسیت اگر در نظر گرفته نشود متغیر تعدیت کننده و اگر در نظر گرفته شود متغیر کنترل کننده است .
زهرا ترکاشوند:
سلامت جنسی:متغییر وابسته
استرس: متغییرمستقل
جنسیت:متغییر تعدیل کننده
سن:متغییر مداخله گر
جنسیت:متغییر کنترل
فرزانه فرهادی:
استرس: متغییرمستقل
سلامت جنسی:متغییر وابسته
جنسیت:متغییر تعدیل کننده
سن:متغییر مداخله گر
جنسیت:متغییر کنترل
شیرین فیروزآبادی:
پیش بینی کننده ( متغییر مستقل ) : استرس
پیش بینی شونده ( متغییر وابسته ): سلامت جنسی
متغیر کنترل: مردان و زنان (جنسیت)
تعدیل کننده: هوش هیجانی و سن
(به نظر من به دلیل ارتباط هوش هیجانی با استرس می توان در اینجا این متغیر را به عنوان تعدیل کننده در نظر گرفت )
مداخله گر : هوش شناختی وضعیت تاهل شغل
ریحانه رستگار:
سلامت جنسی:متغییر وابسته
استرس: متغییرمستقل
جنسیت:متغییر تعدیل کننده
سن:متغییر مداخله گر
جنسیت:متغییر کنترل
انیس اعظمپور:
سلامت جنسی:متغییر وابسته
استرس: متغییرمستقل
جنسیت:متغییر تعدیل کننده
جنسیت:متغییر کنترل
سن:متغییر مداخله گر
مهسا ظفری:
متغیر مستقل یا پیش بینی کننده : استرس
متغیر وابسته یاپیش بینی شونده : سلامت
متغیر کنترل : جنسیت
متغیر تعدیل کننده :هوش هیجانی
متغیر مداخله گر: وضعیت تاهل یا سن
ضحی فؤادی:
جنسيت: تعديل كننده و متغير پيش بيني كننده (مستقل)
همبستگي بين استرس و سلامت جنسي: متغير پيش بيني شونده (وابسته)
داشتن شغل و نداشتن شغل و سن (براي مثال در زنان شاغل بودن يا خانه دار بودن تاثير ميگذارد): كنترل
ازدواج: مداخله گر
شادی فطورهچی:
پیش بینی کننده : استرس
پیش بینی شونده: سلامت جنسی
متغیر کنترل: جنسیت (مردان و زنان )
) EQ تعدیل کننده: هوش هیجانی(
مداخله گر: وضعیت تاهل / سن
زهرا ضرغام:
متغیر مستقل : استرس وابسته :سلامت جنسی کنترل : جنسیت مداخله گر :اضطراب،تنش
تعدیل کننده : جنسیت
مهگل مؤمنی:
پیش بینی کننده : استرس
پیشبینی شونده : سلامت جنسی
کنترل : جنسیت
تعدیل کننده : هوش هیجانی
مداخله گر : هوش
رکسانا گلمحمد:
پیش بینی کننده : استرس ( متغییر مستقل )
پیش بینی شونده: سلامت جنسی ( متغییر وابسته )
متغیر کنترل: مردان و زنان
EQ تعدیل کننده:
مداخله گر : سن و وضعیت تاهل
متانت شهبازطهرانی:
پاسخ تکلیف سوم:استرس متغیر مستقل.سلامت جنسی متغیر وابسته.محیط یا سن اشخاص متغیر مداخله گر.جنسیت متغیر تعدیل کننده.اگر جنسیت را به طور خاص مورد مطالعه قرار دهیم میتوانیم ان را متغیر کنترل به حساب اوریم.
یاسمن یزدانپناه:
متغیر مستقل : استرس
متغیر وابسته : سلامت جنسی
متغیر تعدیل گر : جنسیت
متغیر مداخله گر : ناکامی و تنش
متغیر کنترل : سن-عوامل زیست شناختی-الگوهای تربیتی-سلامتی فرد.
پسران:
علی نادری:
متغیر وابسته:سلامت جنسی
متغیر مستقل:استرس
متغیر تعدیل کننده:جنسیت
متغیر کنترل:جنسیت
متغیر مداخله گر:سن
بهنام رزمی:
مستقل : استرس
وابسته : سلامت جنسی
تعدیل کننده : جنسیت
مداخله گر : فرهنگ خانواده مورد آزمایش
کنترل : ندارد
محمد نبوی:
متغير مستقل: استرس
ـ متغير وابسته: سلامت جنسی
ـ متغير تعديل كننده: جنسیت
ـ متغيرهاي كنترل گر : ----
ـ متغيرهاي مداخلهگر :مشکلات جنسی
محمد حاجیهاشمی:
متغیر کنترل : مردان => زیرا زنان حذف میشوند
مداخله گر : زنان => زیرا اثر آن سنجیده نمیشود
تعدیل کننده : جنسیت
متغیر وابسته : سلامت جنسی
متغیر مستقل : استرس
مهدی گنجی:
وابسته(پیش بینی شونده):سلامت جسمی
مستقل(پیش بینی کننده):استرس
تعدیل کننده:جنسیت
کنترل:هوش
مداخله گر:شرایط محیطی ورانی؛جو ازمایشی
مجید خدابندهلو:
هم بستگی به دنبال متغیر پیش آیند (مستقل) و پس آیند (وابسته) می گردیم.
پیش آیند (مستقل) = استرس
پس آیند (وابسته) = سلامت جنسی
تعدیل کننده = جنسیت
مداخله گر = زمینه های شغلی فرهنگی آزمودنی ها
کنترل کننده = ندارد
محمدجواد جمادییزدی:
1)متغیر مستقل:استرس
2)متغیر وابسته:سلامت جنسی
3)متغیر تعدیل کننده:جنسیت
4)متغیر کنترل:جنسیت
5)متغیر مداخله گر:شخصیت آزمودنی ها/سن یا هوش/ساعت زیستی بدن
محمدصابر حاجییوسفی:
1)متغیر مستقل:استرس
2)متغیر وابسته:سلامت جنسی
3)متغیر تعدیل کننده:جنسیت
4)متغیر کنترل:جنسیت
5)متغیر مداخله گر:شخصیت آزمودنی ها/سن یا هوش/ساعت زیستی بدن
سجاد دوستکام:
متغیر تعدیل کننده : جنسیت
مستقل : استرس
وابسته : سلامت جسمانی
کنترل : هرعاملی که بر روی متغیر وابسته تاثیر می گذارد که پژوهشگر آن را حذف یا خنثی می کند ( سن ، نوع تغذیه ، مصرف دخانیات .......)
مداخله گر : شخصیت آزمودنی
مصطفی باوند:
۱- متغيرمستقل: يك ويژگي از محيط فيزيكي يا اجتماعي است كه بعد از انتخاب و دخالت پژوهشگر ،مقاديري را مي پذيرد تا تأثيرش بر ديگر متغيرها مشاهده شود .در اینجا "استرس" به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته می شود. چون "استرس" متغیری است که پژوهشگر با تغییر آن می تواند، تأثیرش را بر سلامت جسمی جامعه ی آماری مورد نظرش که متشکل از مردان و زنان است،ببیند.
2- متغير وابسته: متغيري كه تغييرات آن تحت تاثير متغير مستقل قرار مي گيرد. همان طور که در بخش قبل هم توضیح داده شد، "سلامت جسمی" که تحت تأثیر "استرس" قرار دارد، به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته می شود.
3- متغير تعديل كننده: متغيری است که جهت يا ميزان رابطه ميان متغيرهاي مستقل و وابسته را تحت تاثير قرار مي دهد.
بطور مثال در بررسي همبستگی بین استرس و سلامت جسمی مردان و زنان، "جنسيت" نقش متغير تعديل كننده را ايفا مي كند.
4- متغيير كنترل کننده: پژوهشگر همواره می خواهد رابطه دو متغیر یا تاثیر متغیر مستقل بر متغیر وابسته را بررسی نماید، اما متغیر وابسته علاوه بر متغیر مستقل اغلب از عوامل یا متغیر های زیاد دیگری نیز تاثیر می پذیرد (متغیر تعدیل کننده) و در واقع اثر متغیر مستقل فقط بخشی از آن است. بنابراین اگر پژوهشگر بخواهد تغییرات متغیر وابسته را به متغیر مستقل نسبت دهد، باید سایر متغیر های تاثیر گذار را به دقت شناسایی و آنها را به گونه ای کنترل کند که اثر آنها با اثر متغیر مستقل آمیخته نشود. به این دسته از متغیر ها که پژوهشگر با روشهای خاص اثر آنها را خنثی می کند متغیر های کنترل کننده می گویند، فرق این گونه متغیرها با متغیر تعدیل کننده، این است که محقق، اثر متغیر تعدیل کننده را اندازهگیری میکند، ولی اثر متغیر کنترل کننده را از میان میبرد.
در مورد این فرضیه،می توان "سن " یا "شغل" را متغیر کنترل کننده در نظر گرفت. زیرا کار در محيط هاي كاري فشارزا یا پرتنش بر میزان استرس فرد تأثیر گذاشته و استرس بر تناسب فیزیکی و سلامت جسمی افراد تأثیر می گذارد.
5- متغير مداخله گر: ﻋﺎﻣﻠﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮ ﻣﺘﻐﯿﺮ واﺑﺴﺘﻪ(در اینجا: سلامت جسمی) ﺗﺄﺛﯿﺮ میﮔﺬارد اﻣﺎ ﻧﻤﻲﺗﻮان آن را دﺳت کاري ﻛﺮده یا ﺗﺄﺛﯿﺮ آن را ﻣﺸاهده ﻛﺮد ﻳﺎ اﻧﺪازه ﮔﺮﻓﺖ؛ ﺑﻠﻜﻪ ﺗﺄﺛﯿﺮ اﻳﻦ ﻋﺎﻣﻞ را ﺑﺎﻳﺪ از ﻃﺮﻳﻖ ﺗﺄﺛﯿﺮ متغیرهای ﻣﺴﺘﻘﻞ(استرس) و ﺗﻌﺪﻳﻞ ﻛﻨﻨﺪه(جنسیت) ﺑﺮ ﻣﺘﻐﯿﺮ واﺑﺴﺘﻪ(سلامت جسمی) اﺳﺘﻨﺒﺎط ﻛﺮد. برای مثال "کیفیت زندگی" یا "امید به زندگی" را می توان جزء متغیرهای مداخله گر طبقه بندی کرد، زیرا مثلا کیفیت زندگی، سلامت جسمانی افراد را تحت الشعاع قرار می دهد،در واقع درست است که استرس و جنسیت افراد در میزان سلامت جسمی آنها تأثیر دارد ولی در این میان، نباید از تأثیر کیفیت زندگی بر میزان سلامت جسمی و استرس،غافل شد.
مصطفی محمدی:
متغییر وابسته:سلامت جسمی
متغییر مستقل:استرس
متغییر تعدیل کننده:جنسیت
متغییر مداخله گر:شرایط محیطی
متغییر کنترل:پیدا نشد
سعید زاهدی:
متغیرهای؛
مستقل :به متغیری اطلاق می شودکه محقق انرا دستکاری می کند تا تاثیرات ان بر متغیر وابسته مشخص شود.
" استرس"
وابسته : در اختیار محقق نیست و محقق نمی تواند در ان دخل وتصرف ودستکاری به عمل اورد.
ارزش یا مقدار متغیر وابسته به متغیر مستقل بستگی دارد.
"سلامت جنسی در مردان / سلامت جنسی در زنان"
وپس از بررسی هریک معلوم می شود ایا همبستگی استرس وسلامت جنسی در مردان در مقایسه با همبستگی استرس وسلامت جنسی در زنان ،بیشتر است یا فرضیه ی ذکر شده از صحت کافی برخوردار نیست.
مداخله گر:
متغیرهایی هستنند که تاثیر گذارند اما در فرضیه قید نمی شوند
مانند : "وضعیت جسمانی ، وضعیت درامد ، سن ، میزان اگاهی و سواد ،"
که در این فرضیه احتمال تاثیر گذاری دارند.
تعدیل کننده :
هنگامی که ما متغیرهای مداخله گر را مورد بررسی قرار دهیم. بعنوان مثال: وضعیت جسمانی یا سن را هم در فرضیه ی ذکر شده مورد بررسی قرار دهیم وسبب ارزشمند ترشدن فرضیه و تحقیق می شود.
کنترل :
عبارت" در مردان بیشتر از زنان است. " متغیر کنترل برای روشن تر شدن فرضیه ذکر می شود تا منظور محقق واضح تر باشد و از حاشیه جلوگیری شود.
فهمین کوهی:
وابسته:سلامت جنسی
مستقل:استرس
تعدیل کننده:جنسیت
مداخله گر:سن
کنترل کننده:جنسیت
احسان الهیزاده:
متغیر مستقل:استرس/سلامت جنسی
متغیر وابسته:استرس/سلامت جنسی
توضیح:در تحقیقات همبستگی تصمیم در مورد اینکه کدام متغیر مستقل و کدام یک وابسته است اختیاری است.در حقیقت در چنین شرایطی متغیرها تحت عنوان مستقل و وابسته نام گذاری نمیشوند.زیرا تشخیص بین انها دشوار است.
متغیر کنترل کننده:سن
متغیر تعدیل کننده:
متغیر مزاحم:
چمران منظوری:
متغیروابسته"سلامت جسمی۰
متغیرمستقل"استرس۰
تعدیل کننده"هوش۰
کنترل"جنس۰
مداخله گر"سن
پاسخ تکلیف دوم
دختران:
*الهام قنبری:
بررسی تاثیرات کاهشی یا افزایشی والدین مبتلا به اختلال وسواس فکری،عملی بر سلامت روانی فرزندان
*معصومه ابراهیمی:
بررسی تأثیر انجام ورزش های رزمی بر میزان پرخاشگری در کودکان دبستانی دبستان علوی.
*پریسا نهالگر:
پیشرفت تحصیلی دانش آموزانی که والدین انها باسوادند بیشتر از پیشرفت تحصیلی دانش آموزانی است که والدین آنها بی سوادند
*فاطمه امینیان:
روش (چگونگی) تربیت عاطفی نوجوان از منظر اسلام
*شادی هیبدی:
رابطه سبک های فرزند پروری با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
*سوسن جهاندوست:
تاثیربازیهای کامپیوتری بر پرخاشگری جوانان
*ندا مسعودی:
تاثیر شن بازی بر کاهش و درمان مشکلات و بیماری های کودکان
*نسرین کارگزاری:
تأثیر اضطراب بر پرخوری عصبی افراد بیست تا سی سال
*مهسا ایزدی:
چگونگی درمان وسواس
*محیا مرادی:
تأثیر بازی در روند رشد تفکر خلاق کودکان (موضوعی)
بازیها چقدر قدرت خلاقیت کودکان را پرورش میدهند؟ (سؤالی)
*فرشته صلواتی:
میزان اضطراب اخلاقی در زنان خانهدار زیر سی سال
*زهرا خوانینزاده:
رابطه دوستیهای قبل از ازدواج با ایجاد اختلال پارانویا پس از ازدواج در زوجین
*یاسمن یزدانپناه:
بررسی رابطه بین اضطراب و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان
*نفیسه وارسیان:
خوب و بد شبکههای اجتماعی
*ریحانه فیضی:
بررسی تأثیر تفاوت سنی نامعمول (چه بالا و چه پایین) بر آمار طلاق زوجین
*شیرین فیروزآبادی:
دلایل داشتن بالاترین رکورد جهانی ایران در انجام عملهای زیبایی در بین جوانان
*مینا کشتکار:
رابطهٔ هوش هیجانی و هوش ذهنی
*مهشید بیگلرپور:
"میزان تفاوت هوش هیجانی کودکان 3-6 سال پرورشگاهی با کودکان عادی و تأثیر آن بر روابط بین فردی بزرگساالی″
*راضیه لطفی:
بررسی تعیین میزان افسردگی در دانشجویان خوابگاهی و غیر خوابگاهی و تاثیر ان بر پیشرفت تحصیلی
*رکسانا گلمحمد:
تاثیر موسیقی درمانی بر کاهش اعتیاد اضطراب وافسردگی معتادین به مواد مخدر
تاثیر افسردگیمادر بر جنین
*متانت شهباز طهرانی:
تأثیر محیط شاد کلاس درس بر یادگیری دانشآموزان مقطع دبستان
*الهه احمدی:
تأثیر راستدست یا چپدست بودن دانشآموزان شهر تهران در انتخاب رشته مقطع لیسانس
*سعیده طارمی:
تأثیر مدت آشنایی قبل از عقد بر تردیدهای بعد از ازدواج
*زهرا ترکاشوند:
تاثیر اعتقادات مذهبی بر میزان خودکشی
*ریحانه رستگار:
بررسی رابطه بین پیشرفت تحصیلی با میزان دلبستگی به والدین
*ضحی فؤادي:
مقایسه رابطه طرحوارههای ناسازگار اولیه با میزان رضایت زناشویی
(در مبتلایان به وسواس فکری،عملی و افسردگی)
*زهرا ضرغام
تأثیر محیط خانواده بر تربیت فرزندان
*فریناز عمادی:
بررسی تاثیر هوش هیجانی بر روابط سالم با جنس مخالف در بین نوجوانان شیراز
*فریماه ایجادی:
بررسی رابطه بین میزان هوش و همنوایی دانشجویان در دانشگاه علامه طباطبایی
بررسی تأثیر جایگاه تولد بر همنوایی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی
*راضیه کاربخش:
برسی رابطه سلامت روان وشوخ طبعی
*فرزانه فرهادی:
بررسی تاثیر برنامه های ماهواره ای بر بلوغ اجتماعی نوجوانان.
*مهسا ظفری:
بررسی رابطه بین سوء مصرف مواد و میزان رضایت از زندگی
*سوسن جهاندوست:
تاثیر بازیهای کامپیوتری بر پرخاشگری جوانان
*مهگل مؤمنی:
چگونگیتأثیر استقلال مالی در افزایش اعتماد به نفس
*فاطمه سادات ضیایی:
نقد نظریه ساختار شخصیت فروید از دیدگاه انسانشناسی اسلامی با استفاده از نظرات استاد شهید مطهری
*ریحانه حیدرنژاد:
تأثیر عزت نفس و کمال گرایی در مشاغل
*شادی فطورهچی:
بررسی نقش رسانههای جمعی (با تاکید بر تلویزیون) بر الگوپذیری و رفتار جوانان
پسران:
*محمد حاجی هاشمی:
بررسی رابطه ابعاد شخصیت و سبک های هویت با میزان استفاده از اینترنت و مقایسه آن در بین دانشجویان دختر و پسر
*علی نادری:
بیان یک مسئله پژوهشی(علمی):
آیا سیاست زدگی تاثیری در زندگی فردی و جمعی انسان معاصر گذاشته است؟
ضرورت انتخاب این مسئله برای تحقیق،درگیر بودن خارج از اندازه مسائل ریز و درشت سیاست در زندگی روزمره مردم که گاها باعث ایجاد اخلال در امور عادی زندگی شده و این روند با بمباران رسانه های خبری که اکثرا جهت پیشبرد اهداف گروه خاصی طرح ریزی شده ادامه پیدا میکند.
هدف از طرح این مسئله برای برسی این موضوع است که آیا اولا سیاست زدگی تاثیری در زنگی روزمره انسانها دارد؟و اگر این تاثیر وجود دارد این اثر مطلوب است یا نامطلوب؟و مجرای این تاثیر گذاری کجاست؟
نهایتا نتیجه طرح این مسئله میتواند با تاثیری که در جامعه روشنفکری و دانشگاهی می گذارد باعث ایجاد گفتمانی برای آسیب شناسی این موضوع خاص شود.
*وحید ردایی:
تأثیر گروهدرمانی شناختی-رفتاری بر اختلالات دوقطبی (افسردگی.شیدایی)
*سجاد دوستکام:
بررسی اختلال ترس در کودکان دبستانی
*مهدی گنجی:
تأثیر روابط قبل ازازدواج بر روابط بعد از ازدواج چیست؟
*سعید زاهدی:
ایا با افزایش سن ازدواج احتمال طلاق عاطفی زوجین افزایش می یابد؟
*مصطفی نادری:
میزان رضایتمندی دانشجویان دانشگاه علامهطباطبایی از خدمات رفاهی و اموزشی دانشگاه؟
*احسان الهیزاده:
مقایسه میزان اعتماد به نفس در بین افراد معتاد و افراد سالم
*جمال ناصری:
تأثیر شاخصه های میان فرهنگی بر وحدت ملی اقوام ایرانی
*علی تراب:
چه رابطه ای بین سطح سواد و توسعه ی اقتصادی وجود دارد ؟
*محمدصابر حاجییوسفی:
بررسی تاثیرات ناشی از طلاق بر روی بنیان های خانواده و پیامدهای ناشی از ان
*صابر افخمیراد:
فعالیت مشاوران دبیرستان های تهران چه تاثیری درمیزان اضطراب دانش اموزان داشته است؟
*چمران منظوری:
تاثیر برنامه های روانشناسی عصبی بر موفقیت آزمون استعداد یابی دانشگاهی در پایان دوران دبیرستان در 1380 واثرشان بر حالت های کار در 1390
*مصطفی محمدی:
شرایط ازدواج از نظر جوانان امروز چیست؟
*محمدعلی باقرکرمانی:
تاثیر روابط نا مطلوب خانوادگی در اینده کاری فرزندان
*حسین میرحسینی:
بررسی رابطه بین عمل به باورهای دینی و رابطه با جنس مخالف در دانشجویان ترم اول و اخر
چکیده: اين پژوهش روشي را براي تحليل ويژگي هاي دسته اي از ژن ها كه اثر مشخصي روي يك بيماري يا اختلال دارند، معرفي مي كند. در اين روش از نظريه ي سوال پاسخ در برآورد پارامترهاي ژن و همچنين پارامتر استعداد يا زمينه ي فرد استفاده مي شود. نحوه ي عملي برآورد پارامترهاي ژن و فرد از طريق داده هاي شبيه سازي شده نشان داده شده است. خروجي نهايي نرم افزار مقادير عددي پارامترها مي باشد كه مي تواند در تهيه ي بانك ژن و پيش بيني فعال سازي ژن ها توسط افراد با زمينه هاي مختلف مورد استفاده قرار گيرد.
مقدمه
در بیشتر موقعیت های عملی تصمیمات بر اساس کمیت هایی گرفته مي شود که نمی توان آنها را به طور مستقیم مشاهده نمود. این کمیت ها به متغیرهای مکنون مشهورند. هر مدلی که یک ساختار پنهان را به یک ساختار مشاهده شده مربوط کند، مدل متغییر مکنون نام دارد(برسبوم ، 2005). چون متغییرهای مکنون در حوزه های علمی مختلف مورد مطالعه می باشند، مدل های متغییر مکنون در حوزه های مختلف علوم کاربرد دارند. متغیرهای پنهان یا مکنون در روانشناسی توانایی، صفات و نگرش، در بازاریابی قدرت خرید، در زیست شناسی کیفیت زندگی یا زمینه ی یک بیماری خاص می باشند.
در آمار متغير مكنون متغيري است كه مستقيما مشاهده نمي شود اما بوسيله ي اعمال مدل هاي آماري و رياضي روي داده هاي مشاهده شده قابل استنباط مي باشند. البته شرايط ويژه اي براي مكنون بودن يك متغير وجود دارد كه در اين مقاله قصد پرداختن به آن نيست(رجوع به برسبوم، 2008). مدل هاي رياضي آماري كه هدف آنها توضيح متغيرهاي مشاهده شده از طريق متغيرهاي مكنون است به مدل هاي متغير مكنون رياضي آماري معروف اند(برسبوم، 2008).
مدل هاي مكنون بر اساس نوع متغير پنهان و داده هاي مشاهده شده كه ورودي هاي مدل محسوب مي شوند، انواع مختلفي دارند. در جدول زير اين طبقه بندي مشخص شده است.
جدول 1: طبقه بندي مدل هاي متغير مكنون

مدل سوال پاسخ
یکی از مدل های متغیر مکنون مدل هاي سوال پاسخ مي باشند که مبتنی بر نظریه ی سوال پاسخ اند. این نظریه دو مفروضه ی اساسی دارد. الف) عملکرد آزمودنی در هر آیتم می تواند به وسیله ی مجموعه ای از عوامل که صفات یا صفات مکنون نامیده می شود، پیش بینی و توضیح داده شود و ب) رابطه میان عملکرد آزمودنی در یک آیتم به وسیله یک تابع تکنوا افزایشی که تابع ویژه آیتم یا خم ویژه آیتم نامیده می شود، قابل توصیف است(همبلتون و سواميناتان ، 1985). این تابع مشخص می کند که هر چه سطح صفت در آزمودنی بالاتر رود پاسخ مثبت به محرك نیز افزایش پیدا می کند. مدل هاي سوال پاسخ بر مبنای مجموعه ای از متغیرها، به نام آیتم بنا می شوند.
بنابراین مسئله در مدل های سوال پاسخ به دو موضوع اصلی مربوط می شود، یکی آزمودنی (مانند انسان، حیوان و یا گیاه) و دیگر آیتم (مانند سوال، ژن و یا یک تکلیف مشخص). درحوزه ی اندازه گیری آموزشی سوالات یک آزمون و افرادي كه به سوالات پاسخ مي دهند به ترتيب آيتم ها و آزمودني هاي مطالعه را تشكيل مي دهند. در زيست شناسي مولكولي و ژنتيك ، ژن های موثر در یک بیماری و نمونه هاي زيستي، آيتم ها و آزمودني هاي مدل اند.
آزمودنی ها و آیتم های موجود در یک مطالعه پارامترهای خاص خود را دارند. بر اساس این پارامترها برای هر آیتم می توان تابع ویژه آن را ترسیم نمود به طوری که بر اساس آن احتمال ظهور و بروز صفت در آزمودنی های مختلف مشخص می شود. در اندازه گیری آموزشی تابع ویژه ی آیتم همان تابع ویژه ی سوال است که بر اساس آن احتمال پاسخ صحیح به یک سوال برای آزمودنی های مختلف با سطح توانایی متفاوت تعیین می شود. در مطالعات بازاریابی تابع ویژه ی آیتم سطح دانش فرد در مورد یک محصول خاص، احتمال خرید آن محصول خاص را مشخص می کند. در زيست شناسي ملكولي و ژنتيك بر اساس تابع ویژه ی ژن می توان احتمال روشن شدن ژن را برای افراد با زمینه و استعداد متفاوت نشان دهد(تاوارس و همكاران، 2004).
مزیت استفاده از مدل هاي سوال پاسخ تنها به مشخص ساختن رابطه ي احتمالي بين آيتم ها و آزمودني ها محدود نمی شود. برآورد پارامتر آیتم ها و آزمودنی ها تحت این مدل نیز می تواند به مطالعه ی آنها کمک نماید. به عنوان مثال می توان از طریق مجموعه ای از ژن ها، زمینه یا استعداد یک فرد در یک بیماری خاص را كه نشان دهنده ي پتانسيل ابتلاء به آن بيماري است، مشخص نمود. علاوه بر اين در مطالعات سيستماتيك جانوري يا گياهي مي توان احتمال بروز يك صفت خاص، يا درجاتي از آن را بررسي كرد. در این مثال آیتم ها همان ژن ها هستند و پاسخ آنها می تواند فعال یا غیر فعال و یا نشان دهنده ی درجه ای از فعالیت باشد که از نظر شدت در طبقات مختلف قرار می گیرند و بنابراين امكان استفاده از نظريه ي سوال پاسخ براي داده هاي بيان ژن مهيا مي شود. در اين صورت سطح بيان به عنوان پاسخ يك نمونه بيولوژيكي خاص به يك ژن خاص تعريف مي شود. ژن ها دارای پارامترها (ویژگی ها)ی خاص خود می باشند که باید در مدل وارد شوند. در پژوهش حاضر روش سوال پاسخ برای تحلیل ویژگی های یک مجموعه از ژن ها که می توانند در یک بیماری خاص تاثیر داشته باشد، مطالعه می شود.
تابع سوال پاسخ
تابع سوال پاسخ بر مبنای مدل هایی است که احتمال پاسخ به یک آیتم را به عنوان تابعی از پارامترهای آیتم و زمینه ی فرد برآورد می کند. مدل های سوال پاسخ با توجه به نوع آیتم انواع مختلفی دارد. بر اساس این توابع منحنی سوال پاسخ ترسیم می شود. مدلي كه در ادامه توضيح داده خواهد شد مدل تک بعد لجستیک چهار پارامتری است که در آن هر آیتم دارای دو طبقه پاسخ (فعال و نافعال) است. مدل چهار پارامتري بيشترين پارامترهاي موجود در بين مدل هاي مختلف سوال پاسخ را دارا است. در ادامه كار شبيه سازي و انجام آزمايشي پارامتري كردن ژن ها و برآورد پارامترها آنها از طريق مدل سه پارامتري انجام خواهد شد.
برای روشن شدن موضوع فرض می کنیم K جامعه ی مورد مطالعه داریم که در هر کدام از این جوامع n ژن یکسان مورد تحلیل قرار می گیرند. در هر یک از K جامعه Nk فرد قرار دارد. تابع سوال پاسخ بر اساس مدل چهار پارامتری لوجستیک به صورت زیر است (تاورس و همكاران، 2004):
![]()
در این مدل
i= 1,2,….,n ، j= 1,2,….,Nk و k=1,2,….,K
زیتا ϛ نشان دهنده ی پارامترهای آیتم است كه در برگيرنده ي شيب ژن (iα)، پارامتر موقعيت ژن (bi)، پارامتر مينيمم مقدار فعاليت ژن(ci) و پارامتر ماكزيمم مقدار فعاليت ژن (iϒ) است.
Uijk نشان دهنده ی متغییری دو وجهی است که تنها مقادیر یک و صفر را می گیرد. یک به این معنی است که ژن i در فرد j که متعلق به جامعه یk است فعال می باشد و مقدار صفر به این معنی است که ژن i در فرد j که متعلق به جامعه ی k است نافعال است.
jkƟ نشان دهنده ی زمینه و استعداد فرد J ام در جامعه ی k ام است.
bi پارامتر موقعیت ژن است که در همان مقیاس زمینه فرد قرار دارد. اين پارامتر سختي فعال شدن ژن را نشان مي دهد.
iα پارامتر شیب یا تمایز ژن i است.
ci ارزش این مقدار بیانگر فعال بودن ژنi برای کسی است که در زمینه و استعداد بسیار پایینی برای بروز بیماری دارد. به اين پارامتر عرض از مبدا نيز گفته مي شود.
iϒ ارزش این مقدار بیانگر نافعال بودن ژن i برای کسی است که استعداد و زمینه ی بسیار قوی در بروز بیماری دارد.
D مقدار مقیاس است که ارزش عددی آن برابر 1.7 می باشد و سبب تبدیل نتایج تابع لجستیک به تابع اجایو نرمال می شود.
N تعداد افراد حاضر در مطالعه مي باشد.
پارامترها در تابع سوال پاسخ
فرض اساسی تابع سوال پاسخ این است که با افزایش استعداد و زمینه ی فردی امکان بروز و فعالیت یک ژن افزایش پیدا می کند. رابطه ی احتمال فعال (روشن) بودن ژن با توجه به پارامترهای ژن و استعداد افراد در ICC زیر نشان داده شده است.
منحنی ویژگی ژن نشان داده شده به شکل S است که مکان یا جایگاه آن و شیب آن توسط پارامترهای ژن مشخص می شود. از آنجا که رابطه ی تکنوا افزایشی از پیش فرض های استفاده از مدل هاي سوال پاسخ است، شیب منحنی ai باید بزرگتر یا مساوی صفر باشد. داشتن شیب مثبت به این معنا است که احتمال فعال (روشن) بودن ژن در افراد با استعداد و زمینه ی بیشتر، بالاتر است. زمانی که مقدار شیب برابر صفر است بر اساس تابع 1:

این احتمال برای تمام jkƟ ثابت است یعنی ژن i دخالتی در وقوع بیماری مورد مطالعه ندارد. ممكن است مقدار شيب منفي باشد در اين صورت با افزايش استعداد فرد، احتمال روشن بودن ژن كاهش مي يابد(تاوارس و اندريد ، 2004).
شاید پارامتر bi مهمترین پارامتر در بین چهار پارامتر باشد. هر چه مقدار این پارامتر بزرگتر باشد، احتمال فعال شدن آن توسط یک فرد معين کمتر است. این نتیجه گیری تنها برای شیب های مثبت صادق است. پارامتر Ci و iϒ به ترتیب بیانگر احتمال فعال شدن ژن در فردی با استعداد بسیار پایین و عدم فعال شدن ژن در فردی با استعداد بسیار بالا می باشند(ملينبرگ ، 1994).
پارامترها در تابع سوال پاسخ
فرض اساسی تابع سوال پاسخ این است که با افزایش استعداد و زمینه ی فردی سطح بيان ژن نيز افزايش پیدا می کند. رابطه ی احتمالي بين سطوح مختلف بيان ژن و ميزان استعداد فرد براي يك ژن كه داراي 5 سطح مختلف بيان است به صورت نمودار زير است.

منحنی ویژگی ژن در سطوح مختلف متفاوت است که مکان یا جایگاه آن و شیب آن توسط پارامترهای ژن مشخص می شود. از آنجا که رابطه ی تکنوا افزایشی از پیش فرض های استفاده از مدل هاي سوال پاسخ است،
پارامتر b پارامتري دشواري ژن ناميده مي شود و جايگاه نمودار سطوح بيان را نشان مي دهد. هر چه این پارامتر بزرگتر باشد احتمال فعال شدن آن توسط یک فرد معين کمتر است. در نمودار بالا پارامتر b سطح 5 بيان ژن بيشتر از ساير سطوح است و احتمال پاسخ فرد به اين سطح كمتر از ساير سطوح است. به اين پارامتر جايگاه يا موقعيت گفته مي شود و جايگاه منحني را در نمودار مشخص مي نمايد.
پارامتر α به پارامتر شيب معروف است و بيانگر شيب منحني ها در هر سطح است. همانطور كه در نمودار بالا مشاهده مي شود اين مقدار در سطوح مختلف متفاوت است. براي سطح اول مقدار شيب مثبت و براي سطح آخر مقدار آن مثبت است ولي در سطوح مياني مقدار آن مثبت و منفي است. پارامتر آلفا شكل منحني را مشخص مي كند.
براي درك بهتر نقش پارامترها در تعيين مقادير احتمال در سطوح مختلف فرض مي كنيم دو فرد با استعداد ابتلاء به بيماري 2+ و 2- وجود دارند. بر اساس نمودار فردي كه مقدار استعداد وي برابر 2- است بيشترين احتمال پاسخ وي به يك ژن مشخص سطح اول است و فردي كه مقدار استعداد وي براي 2+ است بيشترين احتمال پاسخ وي به سطح پنجم بيان ژن است. بنابراين هر چه استعداد فرد افزايش يابد احتمال پاسخ وي به سطوح بالاي بيان ژن افزايش مي يابد.
تک بعدی بودن و استقلال موضعی
یک مفروضه ی مشترک مدل های تک بعد سوال پاسخ آن است که فقط یک استعداد یا زمینه به وسیله ی مجموعه ژن ها اندازه گیری شود. این مفروضه به طور کامل نمی تواند برآورده شود، چرا که همواره عواملی وجود دارند که علاوه بر استعداد مورد نظر بر ژن ها تاثیر می گذارند. آنچه برای برقراری مناسب مفروضه تک بعدی بودن در مجموعه ای از داده های مربوط به ژن ها ضروری است، حضور عامل یا مولفه ای غالب است که عملکرد ژن را برای فرد مشخص می کند. به بيان ديگر تك بعدي بودن به اين معني است که تنها عاملی که باعث می شود Uijk یک یا صفر شود، عامل زمینه ی فردی است.
وقتی استعداد آزمودنی های مختلف که عملکرد ژن ها را تحت تاثیر قرار می دهند، با یکدیگر برابر باشد، پاسخ آزمودنی ها به هر زوجی از ژن ها به لحاظ آماری ناهمبسته باشد. یعنی بعد از به حساب آوردن زمینه و استعداد افراد هیچ رابطه ای میان پاسخ آزمودنی ها به ژن های مختلف وجود نخواهد داشت. به اين مفروضه استقلال موضوعي گويند. این بدان معنی است که استعدادهای مشخص شده در مدل، تنها عواملی هستند که عملکرد آزمودنی را مشخص می سازد. این مجموعه استعدادهاي کامل فضای مکنون را معرفی می کنند. وقتی مفرضه تک بعدی بودن برقرار است، فضای کامل مکنون تنها عبارت از یک استعداد است.
نامتغير بودن پارامترها
بنا بر نظريه ي سوال پاسخ، پارامترهاي ژن در بين گروههاي مختلف نامتغير است. به بيان ديگر اگر اين پارامترها در گروههاي نمونه مختلف برآورد شود، بايد مقادير يكساني داشته باشند. زيرا بنا بر تعريف، چنانچه قسمتي از خم ويژه ي ژن معلوم باشد مي توان بقيه ي آن را كه مقادير مورد انتظار است را به دست آورد(سالاسانان و بومنسان ،1978). بنابراني پارامترهايي كه براي ژن بدست مي آيد وابسته به گروه نمونه يا آزمودني هايي كه پارامترهاي از طريق آنها برآورد شده است، نمي باشد (بيكر و كيم ، 2004). اين ويژگي يكي از مهمترين مزيت هاي نظريه ي سوال پاسخ محسوب مي شود(لرد ، 1980) و موجب كاربرد پذيري بالاي مدل هاي تحت اين نظريه است.
نامتغير بودن نه تنها براي پارامترهاي ژن برقرار است بلكه در مورد پارامتر استعداد آزمودني نيز صادق است. با توجه به اين نظريه تفاوت نمي كند استعداد فرد (به عنوان مثال استعداد فرد براي ابتلا به يك بيماري) از طريق كدام مجموعه ژن (مجموعه ژن هاي مرتبط به يك بيماري) اندازه گيري مي شود. مقدار اين استعداد از طريق هر مجموعه اي يكسان است.
نامعین بودن مقیاس اندازه گیری
با توجه به این که زمینه ی فردی مقداری بین منفی بینهایت تا مثبت بی نهایت دارد باید مقیاس و واحدی مشخص برای آن در نظر گرفت تا نامعین بودن حذف شود. زمانی که تنها یک جامعه مورد اندازه گیری است مقیاس اندازه گیری با توجه به میانگین و انحراف استاندار صفت در جامعه تعریف مي شود. زمانی که جوامع مختلف مقایسه می شوند یکی از جوامع به عنوان جامعه ی مرکزی و مرجع در نظر گرفته می شود و سایر جوامع با این جامعه مقایسه می شوند. به عنوان مثال جامعه ی افراد سالم می تواند جامعه ی مرجع باشد و سایر جامعه های بیمار با این جامعه مقایسه شوند(فاكس ، 2010).
برآورد پارامترهاي مدل
یکی از مهمترین مراحل در نظریه ی سوال پاسخ برآورد پارامترهای ژن هاي مختلف و زمینه ی فردی نمونه ي زيستي است. در مدل هاي سوال پاسخ معمولا پارامترهاي آيتم از طريق روش بيشينه درستنمايي برآورد مي شود. رايج ترين روش هاي مورد استفاده عبارتند از: الف) بيشينه درستنمايي مشترك يا همزمان ب) بيشينه درستنمايي كناري يا حاشيه اي ج) بيشينه درستنمايي شرطي و اگر اطلاعات پيشين وجود داشته باشد مي توان روش هاي بيزي را براي بيشينه درستنمايي همزمان و بيشينه درستنمايي حاشيه اي بدست آورد (رجوع شود به بيكر و كيم، 2004 )
در برآورد پارامتر ژن ها ممكن است سه حالت مختلف ممكن است وجود داشته باشد الف) پارامتر ژن ها معلوم باشد و هدف برآورد پارامتر استعداد نمونه زيستي باشد ب) پارامتر استعداد نمونه زيستي مشخص بوده و هدف برآورد پارامترهاي ژن است و ج) نه پارامتر ژن ها و نه پارامتر استعداد مشخص است. در بيشتر مواقع پارامتر ژن ها و افراد هر دو نامشخص اند و لازم است اين پارامترها به طور همزمان برآورد شوند.
مطالعه ي شبيه سازي شده
در اين بخش متدولوژي مطالعه ي زمينه و استعداد فرد و پارامتري كردن ژن ها از طريق داده هاي شبيه سازي شده نشان داده مي شود. اين مطالعه به ما كمك مي كند تا بتوانيم روند استفاده از نظريه سوال پاسخ در مطالعات زيست شناسي ملكولي و ژنتيك نشان دهيم. به منظور انجام مطالعه ي شبيه سازي از مدل سه پارامتري سوال پاسخ استفاده مي شود. مدل هاي ديگر سوال پاسخ مانند مدل پاسخ مدرج به دليل انطباقي كه با سطوح بيان ژن دارند، مي توانند موضوع مطالعات بعدي باشند. علاوه بر اين در صورت دسترسي به داده هاي واقعي مي توان مطالعه را با داده هاي واقعي انجام داد. استفاده از ساير مدل هاي سوال پاسخ مخصوصا مدل هاي چند بعدي سوال پاسخ نيز مي تواند در مطالعات بعدي مورد نظر پژوهشگران باشد.
فرض مي كنيم كليه ي اطلاعات موجود، آگاهي از وضعيت خاموش يا روشن (صفر و يك) بودن 10 ژن مختلف در 5000 نفر است كه استعداد و زمينه آنها در روشن و يا خاموش كردن ژن ها متفاوت است. وضعيت خاموشي يا روشني ژن به سطح استعداد افراد وابسته است و يك رابطه ي تكنوا بين آنها وجود دارد. براي دستيابي به اين داده ها مي توان از نرم افزار wingen (هان ، 2007) استفاده كرد. اين نرم افزار بر اساس ويژگي هاي گروه نمونه و پارامترهاي ژن، داده هاي خام را توليد مي كند. توزيع استعداد گروه نمونه در فعال كردن ژن و پارامترهاي مربوط به ژن ها در جدول 1 نشان داده شده است. داده هاي نهايي مبتني بر اين ويژگي ها با 2000 تكرار بدست آمده اند. همانطور كه ذكر شد، مدل در نظر گرفته شده براي انجام آزمايشي در اين مطالعه بر مبناي داده هاي شبيه سازي شده، مدل سه پارامتري است. مقدار پارامتر عرض از مبدا براي تمام ژن ها 0.1 در نظر گرفته شده است.
جدول 1: آماره هاي توصيفي مربوط به توزيع استعداد گروه نمونه و پارامتر ژن ها
گروه نمونه پارامتر دشواري پارامتر شيب
تعداد50001010
نوع توزيع نرمالنرمالنرمال
ميانگين 001
انحراف استاندارد110.2
بر اساس جدول بالا نرم افزار داده هاي تصادفي مبتني بر توزيع مشخص شده توليد مي كند. ارزش نهايي پارامترهاي بدست آمده از طريق نرم افزار براي 10 ژن در جدول زير نشان داده شده است.

نرم افزار بعد از 2000 تكرار ، داده هاي خام مربوط به 5000 مورد نمونه كه در واقع الگوي پاسخ آنها به 10 ژن مختلف است را ارائه مي دهد. در موقعيت هاي واقعي تنها اطلاعات موجود الگوي پاسخ افراد به ژن هاي مختلف است. بنابراين فرض مي شود براي برآورد پارامتر سوالات و يا سطح استعداد و زمينه ي موارد زيستي، داده ها از موقعيت هاي واقعي بدست آمده اند.
الگوي پاسخ به عنوان ورودي به نرم افزار هاي سوال پاسخ (در اينجا نرم افزار بايلوگ ام جي ) وارد مي شوند تا پارامتر ژن ها و استعداد افراد برآورد شوند. خروجي نهايي مربوط به پارامتر سوالات از نرم افزار بايلوگ در جدول 2 نشان داده شده است.
جدول 2: ارزش برآورد شده پارامتر ژن ها

علاوه بر اين خروجي منحني هاي ويژگي ژن مي تواند در مطالعات ژنتيك مورد استفاده قرار بگيرد. ماتريس نمودار ويژگي 10 ژن مورد نظر در شكل زير نشان داده شده اند.
نمودار 1: نمودار ويژگي ژن ها

محور x در اين نمودارها استعداد يا زمنيه ي فرد يا نمونه ي زيستي است و محور y احتمال فعال شدن يك ژن مشخص مي باشد. همانطور كه مشاهده مي شود تمام نمودارها تكنوا افزار بوده و با افزايش استعداد فردي احتمال فعال كردن ژن نيز افزايش مي يابد.
بر اساس اين روش استعداد 5000 هزار نفر در فعال سازي ژن هاي مورد مطالعه بدست آمده اند. به دليل حجم بالاي نتايج از ذكر آنها در اينجا خودداري مي شود. در صورتي كه نياز باشد مطالعه روي فرد خاصي صورت پذيرد مي توان به استعداد يا زمنيه ي فردي وي پي برد.
نتيجه گيري
در اينجا روش جديدي به منظور دست يابي به ويژگي ژن ها مبتني بر سه پارامتر مختلف و برآورد استعداد افراد در فعال سازي ژن ها معرفي شد. فعال سازي مي تواند به ژن هايي مربوط شود كه موجب يك بيماري خاص، و يا عامل يك بروز يك صفت ويژه مي شود. علاوه بر اين روش پيشنهادي مي تواند در مدرج سازي ژن هاي مختلف استفاده شود و به اين ترتيب بانك ژن بر اساس پارامترهاي مطرح شده تشكيل شود. تشكيل بانك ژن مي تواند در پژوهش هاي مربوط به حوزه هاي مختلف علوم پزشكي استفاده شود.
از طريق داده هاي شبيه سازي شده مراحل پارامتري كردن ژن ها توضيح داده شد. مدل مورد استفاده در اين مطالعه مدل سه پارامتري سوال پاسخ است كه مي توان در مطالعات بعدي از مدل هاي ديگر مانند مدل پاسخ مدرج و يا مدل چند بعدي سوال پاسخ استفاده نمود. از آنجا سطح بيان ژن را مي توان حداقل به صورت ترتيبي مشخص كرد و طبقات ترتيبي براي آن تعريف نمود، بنابراين استفاده از مدل هاي چند ارزشي سوال پاسخ مي تواند به اطلاعات بيشتري از ژن ها منجر شود.
منابع
Borsboom, D. (2005). Measuring the mind: Conceptual issues in contemporary psychometrics.Cambridge: Cambridge University Press.
Borsboom,D.(2008). Latent variable theory. Measurement, 6,25-53.
Hambleton, R. K., & Swaminathan, H. (1985). Item Response Theory: Principles and applications.Boston:Kluwer-Nijhoff.
Tavares, H. R., Anderade, D.,F., & Braganca Pereira, C. A.(2004). Detection of determinant genes and diagnostic via Item Response Theory. Genetics and molecular biology, 27,679-685.
Mellenbergh,G.J.(1994).Generalized Linear Item Response Theory. Psychological Bulletin, 115, 300–307.
Sanathanan,L., and Blumenthal, N. (1978) The logistic model and estimation of latent structure. Journal of the American Statistical Association 73:794-798.
Baker, Frank B.; Kim, Seock-Ho (2004). Item Response Theory: Parameter Estimation Techniques (2nd ed.). Marcel Dekker. ISBN 978-0-8247-5825-7.
Lord FM (1980) Applications of Item Response Theory to Practical Testing Problems. Lawrence Erlbaum Associates, Inc., Hillsdale.
Fox, Jean-Paul (2010). Bayesian Item Response Modeling: Theory and Applications. Springer. ISBN 978-1-4419-0741-7.
Han, K. T. (2007). WinGen2: Windows software that generates IRT parameters and item responses [computer program]. Amherst, MA: University of Massachusetts, Center for Educational Assessment. Retrieved May 13, 2007, from http://www.umass.edu/remp/software/wingen/
Tavares, HR. & Andrade DF (2004) Item response theory for longitudinal data: Item and population ability parameters estimation.
جواب سوال اول:
روش علمي يکي از معتبرترين روش هاي علمي است که به عقيده ي "کرلينجر" : "بررسي منظم ،کنترل شده ،تجربي ، انتقادي قضاياي فرضي درباره ي رابطه ي احتمالي پديده هاست!" روش علمي داراي ويژگي هاي مهي است که وجه تمايز آن با ساير روش ها بخصوص روش تجربه است:
1. منظم و کنترل شده و مبتني بر الگوي استدلال استقرايي- قياسي است
2. تجربي است= عقايد ذهني را در برابر واقعيات عيني قرار مي دهد و دانشمندان را وا ميدارد تا همواره عقايدشان را در معرض بررسي و آزمون قرار دهند.
3. خود اصلاح گر است = به عقيده ي "مولي": " اين ويژگي است که مهمترين جنبه ي علم است و باعث مي شود که همواره نتايج علمي مورد تجديد و بررسي قرار بگيرند".
4. داراي مکانيسم هايي است که تا حد امکان دانشمندان را از ارتکاب خطا مصون نگه مي دارد
5. اين روش ترکيبي است از تجربه و و استدلال و به همين دليل موفق ترين روش براي کشف حقيقت است!
6. مزيت عمده ي اين روش عينيت است. و پيرس معتقد است که معتبرترين روش دانستن است.
7. کوهن نيز معتقد است که :" دو ويژگي مهم روش علمي است
1) امساک گري=براي تبيين يک پديده بايد از تبيين هاي پيچيده صرف نظر کرد و تا حد امکان واضح و روشن بيان کرد.
2) اصل عموميت= که بدان کليت يا تعميم پيري نيز مي گويند بيان مي کند که دانشمندان خواهان تعميم يافته ي خود به ساير حوزه ها هستند.
مراحل روش علمي:
1. بيان موضوع : موضوع بايد واضح و روشن
محدود
2. بيان اهداف جزئي
کلي
3. بيان فرضيه و سوالات
4. انتخاب روش تحقيق
5. انتخاب ابزار گرد آوري
6. نتيجه گيري و گزارش
? البته شايان ذکر است که نوع متغيير ها هم بايد مشخص شود که به عقيده برخي از صاحب نظران شناسايي انواع متغييرها پس از بيان مسئله است و برخي ديگر مي گويند که شناخت متغييرها در تمام مراحل تحقيق الزامي است.
فريماه سادات ايجادي
.................................................................
Fahmin Koohi
به نام خدا
پاسخ تکليف اول:
فرق روش علمي باسايرروشهاي شناخت چيست؟ روش علمي داراي دومزيت است که انراازسايرروشهاي شناخت متمايزميکند:1:فردمي تواندبه وسيله حواس خود انراتجربه کنديعني استدلال استقرايي که دران فردازجزبه کل ميرسد2:برپايه قدرت تفکراستواراست وفرض بنيادي ان اين است که عقل قادربه شناخت همه ي پديده ها است يعني استدلال قياسي که دران فردازکل به جز ميرسد.
مراحل روش علمي:
1:طرح سوال2:تهيه وتنظيم فرضيه3:برسي منابع وماخذ4:انتخاب يک طرح تحقيقي مناسب5:جمع اوري اطلاعات6:طبقه بندي وتجزيه وتحليل اطلاعات7:نتيجه گيري8:تهيه گزارش تحقيقي
نام ونام خانوادگي:فهمين کوهي
...................................................................
Zoha Fvd
جواب سوال اول:
روش علمي يکي از معتبرترين روش هاي علمي است که به عقيده ي "کرلينجر" : "بررسي منظم ،کنترل شده ،تجربي ، انتقادي قضاياي فرضي درباره ي رابطه ي احتمالي پديده هاست!" روش علمي داراي ويژگي هاي مهي است که وجه تمايز آن با ساير روش ها بخصوص روش تجربه است:
1.
منظم و کنترل شده و مبتني بر الگوي استدلال استقرايي- قياسي است
2.
تجربي است= عقايد ذهني را در برابر واقعيات عيني قرار مي دهد و دانشمندان را وا ميدارد تا همواره عقايدشان را در معرض بررسي و آزمون قرار دهند.
3.
خود اصلاح گر است = به عقيده ي "مولي": " اين ويژگي است که مهمترين جنبه ي علم است و باعث مي شود که همواره نتايج علمي مورد تجديد و بررسي قرار بگيرند".
4.
داراي مکانيسم هايي است که تا حد امکان دانشمندان را از ارتکاب خطا مصون نگه مي دارد
5.
اين روش ترکيبي است از تجربه و و استدلال و به همين دليل موفق ترين روش براي کشف حقيقت است!
6.
مزيت عمده ي اين روش عينيت است. و پيرس معتقد است که معتبرترين روش دانستن است.
7.
کوهن نيز معتقد است که :" دو ويژگي مهم روش علمي است
1)
امساک گري=براي تبيين يک پديده بايد از تبيين هاي پيچيده صرف نظر کرد و تا حد امکان واضح و روشن بيان کرد.
2)
اصل عموميت= که بدان کليت يا تعميم پيري نيز مي گويند بيان مي کند که دانشمندان خواهان تعميم يافته ي خود به ساير حوزه ها هستند.
?
مراحل روش علمي:
1.
بيان موضوع : موضوع بايد واضح و روشن
محدود
2.
بيان اهداف جزئي
کلي
3.
بيان فرضيه و سوالات
4.
انتخاب روش تحقيق
5.
انتخاب ابزار گرد آوري
6.
نتيجه گيري و گزارش
?
البته شايان ذکر است که نوع متغيير ها هم بايد مشخص شود که به عقيده برخي از صاحب نظران شناسايي انواع متغييرها پس از بيان مسئله است و برخي ديگر مي گويند که شناخت متغييرها در تمام مراحل تحقيق الزامي است.
...........................................................
Elahe Ahmadi
به نام او
روش علمي با ساير روش هاي شناخت تفاوت چنداني ندارد فقط ويژگي هاي روش علمي ؛ ان را ساير روش هاي شناخت متمايز ميکند.
روش علمي معتبر ترين روش دانستن است ؛مزيت عمده اين روش عينيت است.اين روش؛روش شفاف و روشن است به طوريکه در هر زمان و هر مکان و توسط هرکس ميتواند انجام شود و مورد آزمايش قرار گيرد. اين روش به طوري است که ميتواند مورد بحث قرار گيرد.
ويژگي اصلي ديگر اين روش قابل تکرار و مشاهده پذير بودن اين روش است.
در کل جبرگرايي و اکتشاف پذيري ،عينيت و تکرار ،نتايج مبتني بر داده ها و سوالات تجربي از ويژگي هاي روش علمي محسوب ميشود.
مراحل عمده ي روش علمي به شرح زير است :
1 ـ پي بردن به مسأله
2 ـ جستجوي پيشينه
3 ـ تدوين فرضيه
4 ـ مشاهده و آزمون فرضيه
5 ـ پذيرش رد يا تعديل کردن فرضيه
.......................................................................
علي تراب
آشنايي با مراحل تحقيق: انتخاب موضوع و شناسيايي منابع
فرآيند تحقيق داراي مراحل مختلفي به شرح زير است:
1. انتخاب موضوع
2. شناسايي منابع
3. تدوين طرح تحقيق
4. جمع آوري اطلاعات
5. دسته بندي، تحليل و پردازش اطلاعات
6. جمع بندي و نتيجه گيري
7. تدوين گزارش تحقيق (به صورت رساله تحصيلي با مقاله علمي)
در اين قسمت ، به تدريج هريک از اين مراحل تشريح خواهند شد.
1. انتخاب موضوع
اولين مرحله تحقيق احساس وجود يک مشکل يا مواجه شدن با يک سوال است. در اينجاست که موضوع تحقيق شکل مى گيرد؛ به عبارت ديگر حوزهاى که بايد تحقيق در آن انجام شود مشخص مى گردد. در انتخاب موضوع تحقيق بايد نکات مختلفي را مورد توجه قرار داد:
1. موضوع تحقيق مورد علاقه محقق باشد و نسبت به آن احاطه علمى داشته باشد.
2. موضوع داراى اهميت و ضرورت بوده و مشکلى را از ميان بردارد.
3. دامنه موضوع محدود بوده و حد و مرز مشخصى داشته باشد.
4. موضوع تحقيق از نظر فراهم بودن شرايط و امکانات، تحقيق پذير باشد.
5. موضوع تکرارى نباشد يعنى در مورد آن تحقيق کاملي انجام نشده باشند.
6. موضوع از نظر ارزشى بايد خنثى باشد يعنى نشان دهنده قضاوت شخصى محقق نباشد.
7. موضوع همچنين از يک سو بايد بدون ابهام بوده و از سوي ديگر، کوتاه و مختصر باشد.
8. عبارت موضوع بايد حاوي نشانه هاي روشني از سوال و فرضيه تحقيق باشد..
2. شناسايي منابع تحقيق
پس از انتخاب موضوع تحقيق بايد براى يافتن منابع مناسب در باره آن به جستجو پرداخت. يافتن منبع براى تحقيق نيازمند داشتن کليد واژه و آشنايى با کتابخانه و انواع منابع موجود در آن است.
کليد واژه چيست؟
کليد واژه ها، مفاهيم و عناوينى هستند که منابع موجود در کتابخانه، بر آن اساس رده بندى مي شوند. بنابراين يافتن کليد واژه ها در واقع يافتن کليد رمز دستيابى به کتاب هاى مورد نظر است. بنابراين اگر به تعدادى کتاب در زمينه «تاريخ قيام تنباکو» نياز داشته باشيد، بايد از قبل بدانيد که اين نوع کتابها را معمولا تحت چه عناوينى رده بندى مى کنند.
کليد واژهها را از راههاى مختلفى مىتوان به دست آورد؛ به طور معمول، در عبارت موضوع تحقيق مفاهيمى وجود دارد که کليد واژه هستند. به عنوان مثال، عبارت «قيام تنباکو» خود ممکن است کليد واژه باشد؛ براى بررسى اين مساله مىتوان به کتابهايى با نام «سر عنوان موضوعى» مراجعه کرد. اين کتاب که معمولاً در هر کتابخانه اي وجود دارد، مىتواند تمامى کليد واژههاى به کار رفته در کتابخانه را به شما معرفى کند.
راه ديگر دسترسى به کليد واژه ها، جستجو در عناوين کلى تر است. به عنوان مثال براى يافتن کتاب مورد نظر در باره «قيام تنباکو» مى توان در کليد واژه «تاريخ معاصر ايران» يا «نهضت هاى اسلامى در ايران» جستجو کرد. حدس و گمان شخصى هم مى تواند در يافتن کليد واژه مناسب به محققين کمک کند. همچنين پرسش از کتابداران مى تواند راهنماى خوبى براى يافتن کليد واژه ها باشد، البته به شرطى که اين افراد در کار خود متخصص باشند.
اکنون پس از يافتن کليد واژه ها مى توان به سراغ کتابخانه رفت. در اين مرحله چنانچه مرکز اطلاع رسانى رايانه اي در اختيار باشد، مى توان با ارائه کليد واژه ها به اين مراکز، کتابهاى مورد نياز را شناسايى کرد؛ در غير اين صورت به ناچار بايد با مراجعه به برگه دان هاى موجود در کتابخانه ها، کتابهاى مورد نياز را شناسايى کرد. برگه دانها قفسه هاى کوچکى هستند که کارت هاى معرفى کتابها به ترتيب حروف الفبا در آنها قرار داده شده است.
برگه دان ها
برگه دانها معمولاً بر اساس سه محور تنظيم مى شود: بر اساس موضوع منبع، بر اساس نام مؤلف و نويسنده منبع و سرانجام بر اساس نام و عنوان منبع. البته بايد توجه داشت که رده بندى موضوعى، کار برد بيشترى دارد زيرا دانشجويان و محققين معمولاً پس از انتخاب موضوع و ساختن کليد واژه ها، نيازمند شناسايى منابع مناسب هستند بنابراين در اين شرايط، تنها چيزى که در اختيار دارند موضوعى است که مى خواهند پيرامون آن تحقيق کنند.
با استفاده از بر گه دانها و اطلاعات موجود در بر گه هاى معرفى کتاب، مى توان بخشى از منابع مورد نياز را شناسايى کرد. در اين مرحله پس از شناسايى هر کتاب بايد مشخصات کامل هر منبع و آدرس کتابخانه اى آن را يادداشت نمود تا به هنگام لزوم به اصل کتاب مراجعه شود. البته براى شناسايى منابع، امکانات ديگرى نيز در کتابخانه وجود دارد که آشنايى با آنها بسيار ضرورى است. اين امکانات معمولاً در سالن مرجع کتابخانه ها وجود دارند و امانت داده نمى شوند بلکه محققين مى توانند از آنها در خود کتابخانه استفاده کنند.
کتابشناسي ها
کتابشناسى ها، از جمله منابع مرجعي هستند که فهرست کتابهاى منتشر شده در مقطع زمانى خاص يا در باره موضوع مشخصي را معرفى مى کنند. کتابشناسى ها انواع گوناگونى دارند؛ به عنوان مثال در برخى از اين نوع کتابها ضمن معرفى مشخصات کتاب منتشر شده، توضيحاتى نيز پيرامون محتواى کتاب ارائه مى شود(کتابشناسى هاى توصيفى).
مجله نمايه
براى دسترسى به آدرس مقالات و مطالبى که ممکن است در نشريات مختلف پيرامون موضوع مورد تحقيق نوشته شده باشد، مىتوان از نشرياتى که معمولا به نام «نمايه» يا «فهرست مقالات فارسى» منتشر مي شوند، استفاده کرد. نمايه ها نيز انواع و اقسامى دارند که مهم ترين آنها از سوى «دبيرخانه هيأت امناى کتابخانه هاى عمومى کشور» منتشر مى شود و کليه اطلاعات مربوط به مقالات منتشر شده در نشريات تحت پوشش را به صورت ماهانه معرفى مىکند.
بنابراين از طريق برگه دانها، کتابشناسى ها و نمايه ها مى توان منابع مورد نياز را شناسايى کرد. در اين مرحله بايد ليست کاملى از منابع شناسايى شده تهيه نمود و برخى از منابع مهم را نيز مورد بررسى اجمالي قرار داد. پس از تهيه ليست منابع بايد براى نوشتن طرح تحقيق آماده شد ولى قبل از ورود به اين مرحله بايد با چگونگى طبقه بندى کتابها در کتابخانه ها آشنا شد.
آشنايي با روشهاي طبقه بندى منابع در کتابخانه
در کتابخانه ها از روشهاى مختلفى براى طبقه بندى انواع منابع موجود در آن، چه به صورت علمى و چه به صورت غير علمى، استفاده مي گردد. امروزه در بيشتر کتابخانه ها از دو روش ديويى و روش کنگره براي طبقه بندي منابع استفاده مي شود.
1. روش ديويى
ملويل ديويى (1931-1851) مبتکر اين روش است. روش ديويي به روش اعشارى يا دهدهي نيز مشهور است زيرا در اين روش، کليه دانش هاي بشرى به ده طبقه اصلى تقسيم مي گردد؛ هر طبقه نيز به ده بخش و هر بخش را نيز به ده قسمت تقسيم گرديده است. ده طبقه اصلى تقسيمات ديويى به شرح زير است. بخشها و قسمت هاى بعدى را مى توان در کتابچه هايى که اين تقسيمات را به طور مفصل شرح داده اند مورد مطالعه قرار داد.
2. روش کنگره
در اين روش کليه معارف بشرى به 21 طبقه اصلى تقسيم شده است و براى مشخص کردن اين طبقات از يکديگر، از حروف الفباى انگليسى استفاده مى گردد. براى مشخص کردن رده هاى جزئى تر نيز از ترکيبى از حروف و عدد استفاده مى شود.
آشنايى با انواع منابع مرجع در کتابخانه
مهم ترين قسمت هر کتابخانه از ديدگاه يک محقق، قسمتى است که منابع مرجع در آن نگهدارى مي شود. منابع مرجع، کتاب يا ديگر مواد کتابخانه اى هستند که براى يافتن اطلاعات معين و محدودى تهيه و تنظيم شدهاند. هدف از مراجعه به اين منابع، خواندن تمام صفات آن نيست؛ بلکه بيشتر اين دسته از منابع در حکم راهنما و واسطه دستيابي ما به منابع مورد نياز مي باشند مانند کتابشناسي ها و نمايه ها.
البته برخي از منابع مرجع مانند واژه نامه ها و دايرة المعارف ها، حاوي اطلاعات اوليه و بسيار ضروري هستند ؛ به همين دليل، بسيار شايسته است که هر محققي در ابتداي کار و به عنوان نخستين گام در شناسايي منابع تحقيق به آنها مراجعه کند. بنابراين منابع مرجع يکى از مهم ترين ابزارهاى تحقيق است و هر محققى بايد با انواع و شيوه استفاده از هر کدام از آنها به خوبى آشنا باشد.
ويژگي هاى منابع مرجع
1. نخستين ويژگي منابع مرجع آن است که همه مطالب آن خوانده نمى شود، بلکه محقق در صدد يافتن اطلاعات خاصى از درون آن است.
2. اطلاعات آن، کوتاه و مختصر است و تنها نکات اساسى و مهم در آن قيد شده است.
3. در محلي مستقل و جداگانه به نام سالن مرجع، بايگانى مىشود.
4. استفاده از اين منابع تنها در کتابخانهها ميسر است؛ يعنى امانت داده نمىشوند.
5. در تدوين و نگارش منابع مرجع، به علت حجم و گستردگى زياد آن، معمولاً تعداد زيادي از محققين ، کارشناسان و نويسندگان با تجربه شرکت دارند.
6. در استفاده از اين منابع، جديدترين آنها هميشه بايد مورد نظر باشد.
7. روش تنظيم آنها ممکن است الفبايى، موضوعى يا به ترتيب تاريخى باشد.
منابع مرجع مستقل و وابسته
منابع مرجع از نظر شيوه ارائه اطلاعات به دو دسته منابع مرجع مستقل و وابسته تقسيم شود. منابع مرجع مستقل منابعى هستند که به صورت مستقيم به سوال هاى محققين پاسخ مىدهند؛ يعنى حاوى اطلاعات مورد نياز آنهاست. منابعي چون واژه نامه ها، دايرة المعارف ها، دانشنامه ها جزوه منابع مستقل به شمار مي آيند. اما منابع مرجع وابسته، منابعى هستند که تنها آدرس و مشخصات کتاب شناختى نشريات ادوارى و ساير منابع غير کتابى را ارائه مي دهند. منابعي چون فهرست مقالات فارسي، انواع نمايه ها و کتابشناسى ها را مي توان از اين دسته از منابع مرجع دانست.
منابع مرجع عمومي و تخصصي
منابع مرجع همچنين از نظر حدود و دامنه اطلاعات موجود نيز به دو دسته منابع مرجع عمومى و تخصصى تقسيم مي شوند. منابع مرجع عمومى، منابعى هستند که از نظر موضوع دامنه گستردهاى دارند و شامل اطلاعات در زمينهها و موضوعات مختلفى هستند مانند فرهنگ فارسى؛ اما منابع مرجع تخصصى حاوى اطلاعات در موضوع معينى هستند مانند فرهنگ علوم قرآني يا فرهنگ علوم سياسى. دانشجويان و محققين محترم بايد توجه داشته باشند که آشنايى با منابع مرجع هر رشته علمى از ضروريات کار تحقيق در آن رشته است زيرا مراجعه به منابع مرجع، نخستين گام در دسترسى به اطلاعات مورد نياز مىباشد.
انواع کتب مرجع
منابع مرجع در کتابخانه ها را مى توان به منابع مرجع کتابى (يا نوشتارى) و منابع مرجع غير کتابى تقسيم کرد. برخي از منابع مرجع کتابى عبارتند از:
1. واژه نامه ها : اين کتابها حاوى مجموعهاى از لغات هستند که تلفظ، اشتقاق، معانى و هجا بندى هر لغت به تفکيک در آنها ارائه مىشود مانند: لغت نامه دهخدا.
2. دايرة المعارف ها : کتاب هايى هستند که در باره تمامي معارف بشرى، اطلاعات مستندى را به صورت مقاله ارائه مى دهند مانند: دايرة المعارف فارسى.
3. دانشنامه ها : کتاب هايي است که در بردارنده اطلاعات در بخش خاصى از دانش بشرى مى باشد. مانند: دانشنامه امام علي (ع) يا دانشنامه سياسى داريوش آشوري.
4. کتابشناسى ها : مجموعه اى از فهرست مشخصات مربوط به کتاب ها، نشريات، گزارش هاي مختلف، پايان نامه ها و مواد ديگر هستند که نوعى ارتباط و همسانى در بين آنها مشاهده مى شود.
5. نمايه ها : نشرياتى هستند که فهرستى از موضوعات، واژه هاى مهم، اسامى افراد يا اَعلام و ديگر مطالب کتب، روزنامه ها، مجلات و منابع غير کتابى در آن گنجانده شده است.
6. فرهنگهاى شرح حال : کتابهايى است که حاوى طلاعات فشرده اى از زندگى افراد و شخصيت هاى برجسته در زمينه هاى گوناگون مى باشد مانند: مشاهير جهان .
7. سال نامه ها : نشرياتى است که به طور سالانه، آخرين و جديدترين اطلاعات را ارائه مى دهند مانند: کيهان سال.
منابع مرجع غير کتابى نيز در کتابخانه ها وجود دارد که از آن جمله مى توان به نرم افزارها، ميکرو فيلم ها و مانند آن اشاره کرد.
تفاوت روش علمي باساير روش ها در
{1} عينيت
{2} دقت
{3}واقعي بودن آن است
.........................................................
mina keshtkar
مينا کشتکار
پاسخ سئوال اول
? سوال 1 :
تفاوت بين روش علمي و استدلال استقرايي در تدوين فرضيه است. دراستدلال استقرايي پژوهشگرابتدا به مشاهده مي پردازد و سپس اطلاعات جمع آوري شده را سازمان بندي مي کند. در روش علمي پژوهشگر استدلال مي کند که چنانچه فرضيه اش تاييد شود چه حادثه اي اتفاق خواهد افتاد. سپس با مشاهده ي منظم به جمع آوري اطلاعات جهت رد يا تاييد فرضيه اش مي پردازد.
? سوال 2 :
1. احساس مشکل يا مساله
2. تعيين و تعريف مشکل يا مساله
3. پيشنهاد راه حل يا راه حل هايي براي مشکل يا مساله (صورت بندي فرضيه).
4.استدلال به شيوه ي قياسي درباره ي نتايج راه حل هاي پيشنهاد شده
5.آزمودن فرضيه
............................................
Shdi heybodi
شادي هيبدي
پاسخ سئوال اول
? سوال 1 :
تفاوت بين روش علمي و استدلال استقرايي در تدوين فرضيه است. دراستدلال استقرايي پژوهشگرابتدا به مشاهده مي پردازد و سپس اطلاعات جمع آوري شده را سازمان بندي مي کند. در روش علمي پژوهشگر استدلال مي کند که چنانچه فرضيه اش تاييد شود چه حادثه اي اتفاق خواهد افتاد. سپس با مشاهده ي منظم به جمع آوري اطلاعات جهت رد يا تاييد فرضيه اش مي پردازد.
? سوال 2 :
1. احساس مشکل يا مساله
2. تعيين و تعريف مشکل يا مساله
3. پيشنهاد راه حل يا راه حل هايي براي مشکل يا مساله (صورت بندي فرضيه).
4.استدلال به شيوه ي قياسي درباره ي نتايج راه حل هاي پيشنهاد شده
5.آزمودن فرضيه
...........................................
Mahgol Momeni
1) تفاوت روش علمي با ساير روش هاي شناخت چيست؟
يکي از ويژگي هايي اساسي اين روش قابل آزمايش بودن است (به معناي قابل تکرار بودن)
تهيه و ارائه گزارش به متخصصين جزو ويژگي هاي روش علمي است.
ويژگي ديگر عينيت و قابل مشاهده بودن است .
2)مراحل روش علمي را بنويسيد .
مراحل روش علمي
روش علمي يا روش تحقيق علمي فرايند جستجوي منظم براي مشخص کردن يک موقعيت نامعين است. مراحل عمده ي روش علمي به شرح زير است:
پي بردن به مسئله
جستجوي پيشينه
تدوين فرضيه
مشاهده و آزمون فرضيه
پذيرش، رد يا تعديل کردن فرضيه
در مرحله ي اول پژوهشگر با ملاحظه ي يک وضعيت غير قابل انتظار که براي او مبهم يا ناآشنا جلوه مي کند، برانگيخته مي شود، يا به قول ديويي (1938 ترجمه ي علي شريعتمداري 1369 ص هيجده) با يک موقعيت نامعين روبه رو مي شود. در مرحله ي بعد براي حل مسئله به جستجوي سابقه ي موضوع مي پردازد تا بتواند عواملي که به طور بالقوه به بروز مسئله انجاميده است را حدس زده يا گمان هاي بخردانه اي درباره ي آن به دست دهد. در اين مرحله بايد به پيشينه و سوابق امر درباره ي مسئله بپردازد و به انديشه هاي تخصصي و نظريات مربوط رجوع کند. در مرحله ي سوم پژوهشگر به تدوين فرضيه يا سؤال هاي تحقيق مي پردازد. در مرحله ي چهارم به انجام دادن مشاهده مي پردازد. بالاخره در مرحله ي آخر با توجه به داده هاي حاصل از مشاهده به سؤال ويژه ي تحقيق پاسخ داده، فرضيه را رد کرده يا به طور موقت آن را رد نمي کند و يا اينکه به تعديل فرضيه مي پردازد.
بايد توجه داشت که پژوهشگر هيچ گاه به اثبات فرضيه نمي پردازد. اين امر بدان جهت است که پژوهشگر با استفاده از شيوه هاي قياس و استقراء و با توجه به داده هايي که به کار مي برد فقط مي تواند فرضيه ي خود را رد کند يا اينکه به طور موقت از رد کردن فرضيه خودداري کند. اين ماهيت آزمون آماري است که آزمون فرضيه پژوهشي بر آن استوار است.
...........................................
razie karbakhsh
باسلام.
پاسخ تکليف اول:
روش علمي يا به عبارت دقيقتر روش اثبات تجربي يک پديده به گستره اي از روشهاي نوين اشاره دارد که براي بررسي پديده ها،دست يافتن به دانش بازسازي ودرهم آميزي دانشهاي پيشين به کار ميرود وبايد بر پايه داده هاي مشاهده پذير صورت گيرد و از يک رشته بنيادهاي روشن استدلالي استفاده ميکند.
در کل روش علمي فرآيند جست وجوي منظم براي مشخص کردن يک موقعيت نامعين است.
مراحل روش علمي عبارتند از:مشاهده،پرسش،پاسخ معقول،فرضيه،آزمايش،نظريه قانون.
اما تفاوت روش علمي با ساير روشهادر اين است که:ساير روشها از داده هاي مشاهده پذير واز روشهاي روشن استدلالي استفاده نميکنند وبه عنوان منبع اطلاعاتي مهم نميشود به طور دقيق از آنها استفاده کرد.
...............................
ali alavi
تفاوت روش شناخت علمي نسبت به ساير روش هاي شناخت
1) روش علمي حاصل تفکرات مجموعه اي از انسان هاست و تعلقي به کشور يا منطقه خاصي ندارد و نتايج قابل تعميم براي کل انسان هاست ويا موضوعاتي در جهان است.
2) درروش علمي از سايرروش هاي ديگر مانند رسانه هاي جمعي و رجوع به بزرگان و تجربه استفاده مي شود اما نتيجه به صورت روش علمي ارائه مي شود.
3) روش علمي توسط متخصصان آن علوم انجام مي شود و درآخر نتيجه کار بايد به تاييد بزرگان و صاحب نظران آن علوم برسد.
4) روش علمي به نفع يا ضررشخص يا موضوع خاصي عمل نمي کند.يعني بدون قصد و غرض وجهت گيري است.
5) در روش علمي هدف،رسيدن به قاعده و قانون قابل اطمينان و قابل تعميم است.
6) در روش علمي منابع اطلاعات مستندات و عينيات هستند.الهامات وتخيلات نمي توانند منابع معتبري براي کسب اطلاعات باشند.
7) در روش علمي سعي بر اين است که تمام ابعاد يک موضوع مورد پوشش قرار گيرد وبا ديد کلي به موضوع پردازد.
8) در روش علمي نياز به منابع مالي نسبت روش رجوع به بزرگان بيشتر است ونسبت به روش رسانه هاي جمعي نياز به منابع مالي کمتر است.
.......................
raziye lotfi
با اين وجود جواب سوال:روش علمي يا به عبارت دقيقتر روش اثبات تجربي يک پديده به گستره اي از روش هاي نوين اشاره دارد که براي بررسي پديده ها و دست يافتن به دانش باسازي و در هم اميزي دانش هاي پيشين به کار مي رود و بايد بر پايه داده هاي مشاهده پذير صورت گيرد.واز يک رسته بنياد هاي روشن استدلالي استفاده کند.فرق روش علمي با ساير روش ها در اين است که در روش هاي علمي ديگر از داده هاي مشاهده پذير و روش هاي روشن استدلالي استفاده نميشود و به عنوان منبع اطلاعاتي مهم نمي شود از ان استفاده کرد.مراحل روش علمي:1-پي بردن به مساله.2-جسفجوي پيشينه.3-تدوين فرضيه.4-مشاهده و ازمون فرضيه.5-پذيرش رد يا تعديل کردن فرضيه.
...........................
Mahgol Momeni
1) تفاوت روش علمي با ساير روش هاي شناخت چيست؟
يکي از ويژگي هايي اساسي اين روش قابل آزمايش بودن است (به معناي قابل تکرار بودن)
تهيه و ارائه گزارش به متخصصين جزو ويژگي هاي روش علمي است.
ويژگي ديگر عينيت و قابل مشاهده بودن است .
2)مراحل روش علمي را بنويسيد .
مراحل روش علمي
روش علمي يا روش تحقيق علمي فرايند جستجوي منظم براي مشخص کردن يک موقعيت نامعين است. مراحل عمده ي روش علمي به شرح زير است:
پي بردن به مسئله
جستجوي پيشينه
تدوين فرضيه
مشاهده و آزمون فرضيه
پذيرش، رد يا تعديل کردن فرضيه
در مرحله ي اول پژوهشگر با ملاحظه ي يک وضعيت غير قابل انتظار که براي او مبهم يا ناآشنا جلوه مي کند، برانگيخته مي شود، يا به قول ديويي (1938 ترجمه ي علي شريعتمداري 1369 ص هيجده) با يک موقعيت نامعين روبه رو مي شود. در مرحله ي بعد براي حل مسئله به جستجوي سابقه ي موضوع مي پردازد تا بتواند عواملي که به طور بالقوه به بروز مسئله انجاميده است را حدس زده يا گمان هاي بخردانه اي درباره ي آن به دست دهد. در اين مرحله بايد به پيشينه و سوابق امر درباره ي مسئله بپردازد و به انديشه هاي تخصصي و نظريات مربوط رجوع کند. در مرحله ي سوم پژوهشگر به تدوين فرضيه يا سؤال هاي تحقيق مي پردازد. در مرحله ي چهارم به انجام دادن مشاهده مي پردازد. بالاخره در مرحله ي آخر با توجه به داده هاي حاصل از مشاهده به سؤال ويژه ي تحقيق پاسخ داده، فرضيه را رد کرده يا به طور موقت آن را رد نمي کند و يا اينکه به تعديل فرضيه مي پردازد.
بايد توجه داشت که پژوهشگر هيچ گاه به اثبات فرضيه نمي پردازد. اين امر بدان جهت است که پژوهشگر با استفاده از شيوه هاي قياس و استقراء و با توجه به داده هايي که به کار مي برد فقط مي تواند فرضيه ي خود را رد کند يا اينکه به طور موقت از رد کردن فرضيه خودداري کند. اين ماهيت آزمون آماري است که آزمون فرضيه پژوهشي بر آن استوار است.
.................................................
چمران منظوري ميرکلارايي
بنام خداوند جان و خرد
تفاوت بين روش علمي و ساير روش هاي شناختي چيست ؟و مراحل روش علمي چيست ؟
تفاوت هاي عمده ي روش علمي و روش هاي ديگر اين است که روش علمي قابليت تکرار آزمون پذيري دارد . همچنين قابليت تعميم و مراحل مشخص اين روش آن را از روش هاي ديگر متمايز کرده است .
بعنوان مثال در روش تجربي علي رغم تمام مزايا که بعنوان يک منبع اطلاعاتي دارد از يک نقص کلي و عمده بنام محدوديت برخوردار است . ميزان و شدت تاثير يک شخص در يک حادثه به ويژگي هاي شخصيتي و فيزولوژيکي او بستگي دارد . در واقع دو نفر انسان از يک واقعيت واحد تجربه هاي متفاوتي کسب مي کنند .
همچنين در طول تاريخ افراد براي يافتن واقعيت به صاحب نظران و بزرگان مراجعه کرده اند . اين عمل بويژه در قرون وسطي ارجحيت داشت . گرچه نظر بزرگان بر منابع اطلاعاتي معتبر استوار است اما هيچگاه نبايد از اين پرسش که اطلاعات اين افراد چگونه حاصل شده است غفلت ورزيد .
در روش تفکر قالبي اجتماعي افراد پيش قضاوت هايي را براي تحقيق خود در ذهن خود دارند . که اين امر موجب تحريف در روش تحقيق مي شود .
در روش الهام منبع نامشخص است اما در روش وحي منبع مشخص و معين است .
در روش رسانه هاي جمعي اطلاعاتي که در رسانه ها ارائه مي گردد منبعي براي روش تحقيق است . گرچه از اين منابع مي توان براي پيشبرد تحقيق بهره برد ، اما تحريف هايي که برخي از رسانه ها روا مي رود نيز مي تواند مسير تحقيق را منحرف سازد . بنابراين پايا ترين و معتبر ترين روش براي تحقيق روش علمي است .
مراحل روش علمي
مراحل روش علمي از نظر تاکمن در کتابي تحت عنوان نحوه ي اجراي تحقيق پرورشي :
1. تعيين مسئله
2. صورت بندي مسئله
3. تعيين و نامگذاري متغير ها
4. تعاريف عملياتي
5. کنترل و دستکاري متغير ها
6. انتخاب طرح تحقيق
7. تعيين وساختن روش هاي اندازه گيري و مشاهده
8. ساختن پرسشنامه و برنامه ريزي مصاحبه
9. تجزيه تحليل آماري
10.تهيه ي گزارش
منبع : دلاور . علي ؛ روش هاي تحقيق در علوم تربيتي ؛ چاپ اول ، مرداد 1368 – انتشارات دانشگاه پيام نور .
.....................................
saeede taromi
روش علمي ويژگي هايي دارد که آن را از ساير روشهاي علمي متمايز ميکند اين
ويژگي ها عبارتند از :
قابل آزمايش بودن/قابل تکرار بودن/عينيت داشتن/قابل ارايه بودن به متخصصين
مراحل عمده روش علمي به شرح زير است:
1- پي بردن به مسـأله
2-جستجوي پيشينه
3-تدوين فرضيه
4-مشاهده وآزمون فرضيه
5-پذيرش ،رد يا تعديل فرضيه
در مرحله اول پژوهشگر با يک وضعيت مبهم و نا آشنا ونامعين رو به رو مي
شود در مرحله بعد به جستجوي موضوع مي پردازد تا بتواند عواملي را که به
طور بالقوه به بروز مسأله انجاميده است را را حدس زده يا گمان هاي
بخردانه اي در باره ي آن بدست آورد ،در مرحله ي سوم پژوهشگر به تدوين
سوال هاي تحقيق يا فرضيه
مي پردازد .در مرحله ي چهارم به انجام دادن مشاهده مي پردازد و در مرحله
ي آخر با توجه به اطلاعات حاصل از مشاهده به سوال ويژه ي خود پاسخ ميدهدو
فرضيه را رد کرده يا به طور موقت آن را مي پذيرد.
....................................................
Mahsa izadi
شناخت چيست:
« انديشه ها، مکاتب، تحقيقات و نظريه هاي مختلف در علوم متعدد همه و همه «تلاش انسان هاست در راه شناخت بهتر جهان هستي، مخصوصاً محيط اجتماعي... مکتبي به وجود مي آيد، پاسخي موقت درخود دارد و سپس با تنگناهايي مواجه مي شود و جاي به مکتبي ديگر مي سپارد و از همين روند، تکامل و بلوغ انديشه ي انساني مايه مي گيرد»(ساروخاني، 1383 ، 13)
انسان از آغاز پيدايي ، در برابر دنياي پيرامون خويش به سوال نشست. از خود پرسيد: «دگرگوني هاي طبيعت چيست و ناشي از کدام عامل يا عوامل است؟ چگونه مي توان طبيعت را مسخّر ساخت و آن را مهار نمود؟ چگونه مي توان بر قوانين طبيعت دست يافت و آن را به ميل و اراده ي خويش دگرگون نمود؟... هيچ چيز سخت تر از ابهام نيست. شناخت، حتي به صورت موقت آرام بخش است و انديشيدن با ذات و سرشت انساني در انطباق است.» (ساروخاني، 1383 ، 14)
در ادامه ي مبحث ، دکتر رفيع پور معتقد است که «انسان ها به طور فردي يا جمعي علاقمند به کسب شناخت و اطلاعات جديد هستند. دو انگيزه ي مهم موجب اين علاقه مي شود:
1-نياز و راه حل هاي مناسب براي رفع نياز
2- کنجکاوي
از زماني که علم و شاخه هاي مختلف آن رشد نمود و سازمان يافت، مهمترين مسأله هر رشته ي علمي يافتن روش هاي مناسب کسب شناخت بود. تا حدي که پيشرفت هر علم به ميزان پيشرفت روش هايش وابسته بود و هست.»(رفيع پور، 1382، 9)
محدوديتهاي شناخت
در هر مرحله ي خاص از تکامل انسان، شناخت با محدوديتهايي مواجه مي شود که نتيجه ي خصلت ضرورتا" محدود تجربيات و و سايل موجود کسب شناخت مي باشد. ليکن انسان با غلبه بر چنين محدوديتهايي به پيش مي رود.که در نتيجه، تجربيات جديد محدوديتهاي تجربيات کهن را زايل مي کنند، فنون جديد و وسايل جديد امکان کسب شناخت نوين را فراهم مي سازند و محدود يتهاي فنون و وسايل کهن کسب شناخت را از ميان بر مي دارند. آنگاه محدوديتهاي تازه اي پديدار مي شوند، ليکن همان گونه که محدوديتهاي کهن مطلق و نهايي نبودند، محدوديتهاي جديد نيز مطلق و نهايي نخواهند بود.
گفتني است ، عليرغم اينکه طي قرون ثابت شده است که شناخت انسان همواره رو به تکامل است ولي در هر مرحله از اين تکامل بوده اند افرادي که فکر کنند اين محدوديتها از ميان رفتني نيستند، و جيزي فراتراز شناخت موجود وجود ندارد. اما بر عکس، همواره کساني هم بوده اند که دير يا زود اين محدوديتها را از ميان برداشته اند و شناخت انسان را يک يا چندين گام به جلو برده اند.آنها نشان داده اند اگر چه شناخت انسان همواره محدود است ولي با غلبه بر اين محدوديتها مي توان شناخت را ژرفتر و متکامل تر ساخت.
در پايان،ضروري است بر اين نکته تاکيد شود که شناخت داراي خصلت نسبي و تقريبي است و انسان در گذر زمان است که در جهت رشد و تکامل شناخت خود پيش مي رود و هيچگاه تصور نمي شود نياز ما به شناخت از پديده ها روزي به پايان برسد.
ويژگي هاي شيوه هاي شناخت علمي
- سخن از بزرگان دانش مي رود، اما تنها نام آنان دليل پذيرش نيست. دستاوردي پذيرفته مي شود و جزء مواد دانش جاي مي گيرد که دقيقاً پذيرفتني باشد.
- شيوه ها و راه هاي پررمزوراز و جادويي در راه کسب فراورده هاي دانش مطرود است. دانشمند مي کوشد تا با استفاده از خرد و حواس خود دنياي خارج را ادراک نمايد.
- کسب دانش مستلزم احراز روح علمي است، يعني بايد از همه ي خرافه ها، تعصب ها و پيش داوري ها دوري جست و به اصولي چون بي طرفي و دقت پيوست، تا راهي طريق دانش گرديد.هر معلولي را عاملي است که قابل شناخت و دست يافتني است.پس بايد به استمداد از خرد در راه کشف و شناخت آن کوشيد.
- بايد پذيرفت ناداني هرگز عيب نيست. بلکه اين جهل مرکب است که وحشت انگيز است.آنگاه که انساني نادان، از جهل خود بي خبر باشد و نه تنها راه هاي رهايي از جهل را نشناسد، بلکه خود را هدايت يافته بداند.
تسلط بر خويشتن، مهارسازي ارزش ها، ذهنيت و انتظارات خويش از جمله شرط هاي دستيابي به دروازه هاي شناخت علمي است.» (ساروخاني، 1383 ، 17)
ويژگي ها:
«اين شيوه ها، بر مشاهده، تجربه و آزمايش و ديگر شيوه هاي عيني متکي است. دانش را عبارت از مطالعه ي منتظم و عيني پديده هاي تجربي مي دانند.
دانشمندان را عقيده بر اين است که بين انسان ها و دنياي خارج رابطه اي از طريق حواس برقرار مي شود و شناخت محصول تجربه ي فرد انساني با توجه به دنياي فيزيکي، زيستي و اجتماعي پيرامون اوست.»
تفاوت ها با ساير روش هاي شناخت:
1.اين روش کاملا تجربي و قابل تکرار است ولي ساير روش ها يا تجربي نيستند و يا قابليت تکرار ندارند....
2.اين روش به خاطر ويژگي هاي بالا قابل استناد است اما ساير روش ها خير...
3.در روش علمي صرفا به ويژگي هاي حس شدني استناد ميشود ولي در روش علمي اينگونه نيست....
4.روش هاي ديگر عموما در پي اثبات هستند اما روش علمي عموما در پي ثبوت...
.................
Shadi Fatoorechi
جواب سوال اول :شاخصه ي اصلي روش علمي تأکيد ان بر تجربه انتظام انسجام و دقت مي باشد . بر خلاف فلسفه و عرفان که تجربه عيني در ان جايي ندارد .
روش علمي را مي توانيم به اين صورت تعريف کنيم : وجهي از معرفت است که بر استدلال تجربي استوار بوده و براي دستيابي به قوانين يا روابط پايدار واقعيت در زمينه اي به جمع اوري اطلاعات مي پردازد.يعني مشخص نمودن موضوع و تفکيک صحيح ان از امور وابسته و دقت در انتخاب مسأله مورد نظر و بررسي تجربي ان بر اساس واقعيت هاي عيني از جمله موارد متمايز کننده علم از ساير وجوه معرفت است
.مراحل:
1: برخورد با مسأله. تعريف و تعيين حدود ان
2:جستجو براي حل مسأله .تجربه مقدماتي يا مطاله ي تجربيات ديگران
3: فرضيه سازي
4:تجربه ي وسيع براي تشخيص درستي يا نادرستي فرضيه
5:کشف قانون
6: ساخت نظريه يا نگرش
...........................
Masoumeh Ebrahimi
تکليف اول:
1- تحقيق علمي عبارت است از تلاش کاوشگرانه اي که با آداب خاصي به طور نظام يافته با هدف کشف مجهولي به منظور گسترش قلمرو معرفتي نوع بشر انجام شده و شناخت حاصل از آن مصاديق خارجي داشته باشد. روش تحقيق علمي بر پايه ي آزمايش و تجربه استوار است و در محيط آزمايشگاه و از طريق تجربه و آزمون به نتيجه مي رسد.
براي اينکه نتيجه کار حاصل از يک تحقيق يا پژوهش، يک نتيجه کاملا علمي باشد، محقق در طول انجام تحقيق بايد دو اصل مهم واقعيت نگري و پرهيز از پيش داوري را رعايت کند.
تحقيق علمي واجد دو شرط اعتبار دروني (کنترل دقيق ، شرطي که مانع تاثير عوامل نامربوط و مزاحم مي شود) و اعتبار بيروني (نمونه گيري صحيح ، شرطي که يافته هاي پژوهشي را قابل بسط و تعميم مي سازد) است.
2- به طور کلي براي انجام دادن تحقيق علمي مي توان 12 مرحله زير را مورد نظر قرار داد:
1 ـ انتخاب موضوع تحقيق(عنوان)
2 ـ بيان مسأله
3 ـ پيشينه ي تحقيق
4 ـ بيان گزاره هاي مسأله(هدف / فرضيه / سؤال ها)
5 ـ مشخص کردن متغيرها
6 ـ تعيين ابزار اندازه گيري
7 ـ مشخص کردن جامعه ي مورد بررسي و حجم نمونه
8 ـ انتخاب روش تحقيق
9 ـ گردآوري داده ها
10 ـ تنظيم و تلخيص داده ها
11 ـ تحليل داده ها و نتيجه گيري
12 ـ تدوين گزارش و اشاعه ي يافته ها
..............................
faeze fateminia
به نام خدا
موضوع تفاوت روش علمي با ساير روشهاي شناخت
روش علمي يک روش منظم است ک از مراحل مختلفي تشکيل شده است
1.احساس مشکل يا مسءله
2.تعيين و تعريف مشکل يا مسءله
3.پيشنهاد راه حل يا راه حل هايي براي مشکل يا مسءله
4.استدلال با روش قياسي در باره نتايج راه حل هاي پيشنهاد شده
5.آزمودن فرضيه
تفاوت روش علمي با روش استقرايي
استفاده از استدلال استقرايي يه صورت انحصاري موجب انباشته شدن اطلاعاتي
ميشود ک اهميت و نقش کمتري در پيشرفت اطلاعات جديد دارد و مسايلي وجود
دارد ک با استفاده از استدلال استقرايي قابل حل نيست.
تفاوت روش علمي و استدلال قياسي
منطق هيچ گاه براي کشف حقيقت کافي نيست زيرا ظرفيت هاي طبيعت به مراتب
بيشتر از ظرفيت هاي بحث و استدلال است.
تفاوت تجربه و روش علمي
تجربه علي رغم تمام مزايايي ک ب عنوان يک منبع اطلاعاتي دارد از يک نقص
کلي و عمده به نام محدوديت برخوردار است. ميزان شدت تاثير يک حادثه در يک
شخص به ويژگي شخصيتي و فيزيولوژيکي بستگي دارد مثلا دو نفر انسان از يک
واقعيت واحد تجربه هاي متفاوتي کسب ميکنند.
................................
Mohammad javad Jamadi
روش علمي يا به عبارت دقيقتر روش اثبات تجربي يک پديده به گسترهاي از روشها اشاره دارد که براي بررسي پديدهها، دست يافتن به دانش نوين، يا بازسازي و درهم آميزي دانشهاي پيشين بهکار ميرود. يک روش پژوهشي براي اينکه علمي بهشمار آيد بايد بر پايه دادههاي مشاهدهپذير، تجربي و اندازهگيري شونده ساخته شدهباشد و از يک رشته بنيادهاي روشن استدلالي پيروي کند.
به ديگرسخن، در روش دانشورانه، دادهها از راه مشاهده و آزمايش گردآوري ميشوند، و پس از آن تدوين (فرمولبندي) شده و با فرضيههاي موجود سنجيده ميشوند.
با اينکه رويهها در شاخههاي گوناگون بررسي دانشوارانه ناهمسانيهايي دارند ولي شناسههاي ويژهاي وجود دارند که روش دانشوارانه را از روشهاي ديگر دانش جدا ميکنند. پژوهشگران علمي، براي آشکارنمايي يک پديده انگارههايي را پيش کشيده و سپس پژوهشهاي تجربي را براي آزمودن اين انگارهها برنامه ريزي ميکنند
«روش علمي» يا «Scientific method» در حقيقت همان روندي است كه در جريان يك تحقيق علمي روي ميدهد. محققان و دانشمندان براي حل علمي مسائل و يافتن پاسخ براي پرسشهاي خود روش علمي را بكار ميبرند. روش علمي روشي منطقي و استقرائي است كه مانند پلههاي نردبان از چند مرحلهي پشت سر هم تشكيل شده است
- طرح يك سوال يا مساله
2- جمعآوري اطلاعات (با مطالعهي يافتههاي افراد قبلي، آزمايش و مشاهده)
3- فرضيهسازي (يعني حدس و گمان زدن دربارهي علت پديده)
4- آزمايش فرضيه
5- جمعآوري و ثبت و آناليز دادهها (يافتهها)
6- تفسير دادهها، نتيجهگيري، نظريهسازي (يا نقطهي شروع يك فرضيهسازي جديد)
7- تكرار آزمايش تا مطمئن شوند كه نتيجه اتفاقي نبوده است
8- انتشار گزارش
9- بازآزمايي يا آزمايش دوباره كه معمولا توسط دانشمندان ديگر انجام ميشود
شناخت
شناخت،عبارت است از جايگزين کردن ناداني( تصورات نادرست) با دانايي(تصورات درست).ما موقعي در مورد چيزي داراي شناخت مي شويم که تصورات ما در مورد آن چيز با واقعيت تطا بق داشته باشد. هر چه تصورات درست ما نسبت به تصورات نادرست بيشتر باشد، شناخت ما ازرشد و تکامل بيشتري برخودار خواهد بود.
البته،اگر ما خودمان بيان کنيم يا باور داشته باشيم که تصورمان در مورد چيزي درست است، اين بدان معني نيست که ما واقعا" در آن مورد داراي شناخت هستيم.مثلا"، برخي از ستاره شناسان مي گويند که در مريخ حيات وجود دارد. شايد چنين باشد، که در اين صورت آن چه آنها مي گويند، درست است.ولي آنها هنوز نمي دانند که حيات در مريخ وجود دارد يا نه، چرا که هنوز شواهد کافي در اين مورد بدست نياورده اند. اين مسئله هنگامي روشن خواهد شد که از راه پيمايش (survey) دقيقا" مشخص شود که آيا در مريخ حيات وجود دارد يا نه.
پس فقط آن گاه ما شناخت به دست مي آوريم که تصوراتمان آن چنان تکامل يابند، که با واقعيت تطابق داشته باشند و از طريق آزمون مورد تاييد واقع شده باشند.در غير اين صورت تصورات ما به صورت فرضيه ها يا اوهام تاييد نشده خواهند بود. لذا، شناخت ما عبارت است از جمع پنداشتها و نظراتي که از طريق آزمون، تطابق آنها با واقعيت ، هر چه بيشتر ثابت شده باشد.تنها ، در اين صورت است که مي توانيم ادعاي شناخت داشته باشيم.
حال، پرسش اين است که آيا مي توانيم خودمان به تنهايي از شناخت برخودار شويم؟ پاسخ خير است. چون شناخت حاصل تجربيات و عمل کل بشريت است که به افراد منتقل مي شود. به عبارت ديگر، اگر چه فردي ممکن است از طريق تجربيات خود مقدار زيادي شناخت به دست بياورد، ولي در واقع، اين شناخت جدا از ديگران حاصل نشده است ، چون اگر آنچه ديگران تا کنون ياد گرفته اند به وي منتقل نمي شد و او از آنها نمي آموخت، برايش شناخت حاصل نمي گرديد.
به بيان ديگر، ما وقتي به دنيا مي آييم و رشد مي کنيم ، اين جامعه است که شناختي را که طي قرون به دست آورده ، کم کم به ما منتقل مي کند و ما را قادر مي سازد تا نسبت به پديده ها از آگاهي درستي برخودار شويم.و همان طور که براي بشر، شناخت به طور گام به گام در طول تاريخ حاصل شده است، شناخت ما هم در طي حياتمان کم کم تکميل مي شود و تحکيم مي گردد.
روشهاي کسب شناخت
الف – عمل
انسانها وقتي براي کسب معاش و بهبود بخشيدن به رفاه خود کوشيده اند و در جهت استقرار روابط اجتماعي جديد و تکامل يافته تري نسبت به قبل تلاش کرده اند، شناخت آنها از خود و دنياي پيرامونشان پيشرفت کرده است. از اين رو مي توانيم بگوييم هر شناختي که به دست مي آوريم در وهله ي اول ناشي از عمل است، زيرا ما خواص و روابط واقعي چيزها را از طريق عمل متوجه مي شويم. به اين ترتيب، بسياري از شناخت هاي ما حاصل ادراکاتي است که در فعاليت عملي خود به دست آورده ايم و از طريق آزمونهاي مکرر به ما ثابت شده است که اين ادراکات درست هستند.
2- مشاهده
يکي ديگر از راههاي کسب شناخت ، مشاهده است. مشاهده نيز يک نوع فعاليت است ، چون اگر خواهان مشاهد ه ي چيزي هستيم ، مي بايست به نحوي آگاهانه خود را در رابطه با آن چيز قرار دهيم.هرچه مشاهدات ما متنوع تر باشند، و هر چه اوضاع و احوال و زاويه ي ديد ما که از رهگذر اين مشاهدات انجام مي شوند متفاوت تر باشند، و هرچه دگرگوني ها و ارتباطات پديده هايي که مشاهده مي کنيم ، تفاوت بيشتري داشته باشند، در اين صورت شناخت ما نسبت به آن پديده ها دقيقتر و عميقتر مي شود.
3- مطالعات و شنيده ها
مطالعه و شنيدن تجربيات آزمون شده ي ديگران که ويژگيهاي شناخت آنها را براي ما بيان مي کنند ، روش هاي ديگري هستند که ما را با واسطه به شناخت مي رسانند.
هر چه مطالعات و شنيده هاي ما در حوزه هاي مختلف علوم بيشتر باشد، شناخت ما نسبت به پديده ها متنوع تر و ژرف تر مي شود.
نکته ديگري که بايد مورد توجه قرار دهيم اين است که دستيابي به شناخت هرگز به پايان نمي رسد و نهايي نمي شود و همواره در حال گسترش است يا دست کم مستعد گسترش يافتن است. بنا بر اين هميشه ناقص است. چون همواره کار بيشتري براي انجام شدن، مطلب بيشتري براي يافتن و بنا بر اين چيز بيشتري براي دانستن وجود دارد.اينگونه ما رفته رفته به شناختهاي جديدي مي رسيم که قبلا" آنها را نمي دانستيم و يا راجع به چيزهايي که تا کنون در باره ي آنها اطلاعات کمي داشته ايم ، شناخت بيشتري به دست مي آوريم.که از اين طريق ما همواره مي توانيم چيز بيشتري بدانيم و البته نه همه چيز را.
محدوديتهاي شناخت
در هر مرحله ي خاص از تکامل انسان، شناخت با محدوديتهايي مواجه مي شود که نتيجه ي خصلت ضرورتا" محدود تجربيات و و سايل موجود کسب شناخت مي باشد. ليکن انسان با غلبه بر چنين محدوديتهايي به پيش مي رود.که در نتيجه، تجربيات جديد محدوديتهاي تجربيات کهن را زايل مي کنند، فنون جديد و وسايل جديد امکان کسب شناخت نوين را فراهم مي سازند و محدود يتهاي فنون و وسايل کهن کسب شناخت را از ميان بر مي دارند. آنگاه محدوديتهاي تازه اي پديدار مي شوند، ليکن همان گونه که محدوديتهاي کهن مطلق و نهايي نبودند، محدوديتهاي جديد نيز مطلق و نهايي نخواهند بود.
گفتني است ، عليرغم اينکه طي قرون ثابت شده است که شناخت انسان همواره رو به تکامل است ولي در هر مرحله از اين تکامل بوده اند افرادي که فکر کنند اين محدوديتها از ميان رفتني نيستند، و جيزي فراتراز شناخت موجود وجود ندارد. اما بر عکس، همواره کساني هم بوده اند که دير يا زود اين محدوديتها را از ميان برداشته اند و شناخت انسان را يک يا چندين گام به جلو برده اند.آنها نشان داده اند اگر چه شناخت انسان همواره محدود است ولي با غلبه بر اين محدوديتها مي توان شناخت را ژرفتر و متکامل تر ساخت.
در پايان،ضروري است بر اين نکته تاکيد شود که شناخت داراي خصلت نسبي و تقريبي است و انسان در گذر زمان است که در جهت رشد و تکامل شناخت خود پيش مي رود و هيچگاه تصور نمي شود نياز ما به شناخت از پديده ها روزي به پايان برسد.
..................................
Y Yazdanpanah
مراحل عمده ي روش علمي به شرح زير است :
1 ـ پي بردن به مسأله
2 ـ جستجوي پيشينه
3 ـ تدوين فرضيه
4 ـ مشاهده و آزمون فرضيه
5 ـ پذيرش رد يا تعديل کردن فرضيه
در مرحله ي اول پژوهشگر با ديدن يک وضعيت مبهم، ناآشنا و نامعين روبرو مي شود. در مرحله بعد به جستجوي موضوع مي پردازد تا بتواند عواملي که به طور بالقوه به بروز مسأله انجاميده است را حدس زده يا گمان هاي بخردانه اي درباره آن به دست آورد. در مرحله سوم پژوهشگر به تدوين سؤالهاي تحقيق يا فرضيه مي پردازد. در مرحله چهارم به انجام دادن مشاهده مي پردازد و در مرحله آخر با توجه به اطلاعات حاصل از مشاهده به سؤوال ويژه ي خود پاسخ مي دهد و فرضيه را رد کرده يا به طور موقت آن را مي پذيرد.
به طور کلي براي انجام دادن تحقيق علمي مي توان 12 مرحله زير را مورد نظر قرار داد:
1 ـ انتخاب موضوع تحقيق(عنوان)
2 ـ بيان مسأله
3 ـ پيشينه ي تحقيق
4 ـ بيان گزاره هاي مسأله(هدف / فرضيه / سؤال ها)
5 ـ مشخص کردن متغيرها
6 ـ تعيين ابزار اندازه گيري
7 ـ مشخص کردن جامعه ي مورد بررسي و حجم نمونه
8 ـ انتخاب روش تحقيق
9 ـ گردآوري داده ها
10 ـ تنظيم و تلخيص داده ها
11 ـ تحليل داده ها و نتيجه گيري
12 ـ تدوين گزارش و اشاعه ي يافته ها
1 ) انتخاب عنوان تحقيق : انتخاب عنوان يکي از مراحل اجراي يک پژوهش است که داراي ويژگيهاي مختلفي است. اولين ويژگي موضوع «علاقه پژوهشگر» براي انجام آن است. دومين ويژگي «تازه بودن» موضوع پژوهش است تا از دوباره کاري پرهيز شود. ويژگي سوم «قابل پژوهش بودن» آن است يعني از نظر زمان و مکان قابل اجرا باشد. ويژگي هاي ديگر موضوع عبارتند از : در حد توانايي محقق باشد، داراي اهميت و مرتبط با نيازهاي جامعه باشد. قاعده ي کلي براي عنوان پژوهش اين است که عنوان نه خيلي کلي باشد که قابل پژوهش نباشد و نه خيلي جزئي که ارزش تحقيق نداشته باشد.
عنوان پژوهش بايد به صورت يک عبارت مصدري و بيانگر متغيرهاي اصلي پژوهش باشد.
2 ـ بيان مسأله : بيان مسأله تحقيق حساس ترين و مهم ترين مرحله تحقيق است. در اين مرحله پژوهشگر پس از يک مقدمه که تصوير کلي از مسأله را ارائه مي دهد زمينه ها، وضعيت و موقعيتي که مسأله در آن رخ داده را توصيف مي کند، علل بروز مسأله و زمينه هاي شکل گيري آن را بيان مي کند، ضرورت و اهميت آن را توضيح مي دهد و سؤال يا سؤال هاي اساسي که به دنبال يافتن پاسخ آنهاست را بيان مي نمايد.
3 ـ پيشينه تحقيق : بخشي از هر تحقيق پيدا کردن و خواندن کتاب ها و مجلات، روزنامه ها، اطلاعات رايانه اي و پژوهش هاي مربوط به موضوع تحقيق است. مطالعه پيشينه به نو بودن تحقيق شما و عدم تکرار پژوهش ديگران به شما کمک مي کند.
4 ـ بيان گزاره هاي تحقيق : الف ) اهداف پژوهش : در اين قسمت پژوهشگر تعيين مي کند که به دنبال چه چيزي است. اهداف پژوهش بايستي در راستاي مسأله تحقيق و قابل دسترسي باشند.
ب ) فرضيه هاي تحقيق : فرضيه حدس عالمانه اي است درباره روابط بين دو يا چند متغير که به صورت جمله خبري بيان مي شود و نشان دهنده نتايج مورد انتظار است.
5 ـ مشخص کردن متغيرها : در اين بخش پژوهشگر متغيرهاي اساسي پژوهش را مشخص و تعريف مي نمايد. متغير عبارتست از ويژگي که از فردي به فرد ديگر تغيير مي کند و مقادير مختلفي مي پذيرد و نسبت به افراد و يا اشياء يا فضاها و مکانها و شرايط مختلف اندازه هاي مختلفي مي پذيرد.
6 ـ تعيين ابزار اندازه گيري : براي آزمون يک فرضيه محقق بايد ابزاري را بسازد يا از يک ابزار استاندارد که قبلاً ساخته شده استفاده نمايد تا بتواند اطلاعات لازم را به وسيله آن تهيه نمايد. انواع ابزارهاي پژوهشي عبارتند از : مشاهده، پرسشنامه، چک ليست، مصاحبه و آزمون.
7 ـ مشخص کردن جامعه ي مورد بررسي و نمونه : جامعه ي آماري عبارتست از مجموعه اي از افراد يا اشياء که داراي حداقل يک صفت مشترک باشند. مثلاً اگر دانش آموزان دوره متوسطه شهر همدان جامعه آماري يک پژوهش باشند، دانش آموز دوره متوسطه بودن در شهر همدان صفت مشترک آنهاست.
زماني که مطالعه کل جامعه در عمل امکان پذير نباشد يا مقرون به صرفه نباشد از جامعه آماري تعدادي به عنوان نمونه انتخاب مي شوند و اطلاعات لازم از گروه نمونه جمع آوري مي شود. سپس به جامعه تعميم داده مي شود.
8 ـ روش تحقيق : پژوهشگر معمولاً در اين مرحله روش تحقيق خود را مشخص و معرفي مي نمايد. اگر داده هاي مورد نياز تحقيق را ملاک دسته بندي انواع روش هاي تحقيق قرار دهيم معمولاً سه روش عمده ي تاريخي، آزمايشي و توصيفي خواهيم داشت.
9 ـ گردآوري داده ها : در اين مرحله پژوهشگر با استفاده از ابزار مناسب، اطلاعات مورد نياز را جمع آوري مي نمايد.
10 ـ تنظيم و تلخيص داده ها : منظور از تلخيص داده ها، تنظيم و تبديل داده ها به صورتي خلاصه تر است که در قالب جداول و نمودارها داده ها خلاصه، طبقه بندي و ارائه مي گردند.
11 ـ تحليل داده ها و نتيجه گيري : پژوهشگر براي پاسخگويي به مسأله تدوين شده و يا تصميم گيري در مورد رد يا تأييد فرضيه اي که صورت بندي کرده است داده هاي خود را تجزيه و تحليل نموده و براساس آن نتيجه گيري مي نمايد. هر تحقيقي در نهايت منجر به نتايجي مي شود و لذا کاربرد آن در قسمت پيشنهادها مشخص مي گردد. پس لازم است پس از نتيجه گيري و براساس يافته هاي حاصل از پژوهش خود پيشنهادها را ارائه نماييد.
12 ـ تدوين گزارش و اشاعه يافته ها : تنظيم گزارش تحقيق يکي از مهمترين مراحل هر کار تحقيقي است، چرا که نتيجه تلاش و کار ما را به ديگران معرفي مي کند. منظور از گزارش تحقيق تقسيم بندي و اسکلت بندي گزارش است و شامل بخش هاي زير است :
تفاوت روش علمي با ساير روش هاي شناخت روش علمي ويژگي هايي دارد که اين روش را از ساير روش ها متمايز مي کند که ويژگي هاي اين روش عبارتند از:
1) در اين روش مسير پژوهش کاملا مشخص است و نتايج آن قابل آزمايش و قابل تکرار است.
2) تهيه گزارش و ارائه گزارش به متخصصين جزو اين روش است.
3) اين روش قابل مشاهده است و و عينيت دارد.
........................
Fateme Kheirkhah
تفاوت روش علمي با ساير روش هاي شناخت
1 - تجربه : يکي از منابعي که همگان با آن آشنا هستند و در عمل از آن استفاده مي کنند.
قسمت اعظم معرفتي که از نسلي به نسل ديگر انتقال يافته حاصل تجربه است
تجربه از يک نقص کلي و عمده به نام محدوديت برخوردار است
محدوديت : ميزان شدت و تاثير يک حادثه در يک شخص به ويژگي هاي شخصيتي و فيزيولوژيکي او بستگي دارد.
2 - صاحب نظران : فرد پاسخ مشکلش را از فرد ديگر مي خواهد
بطور کلي اعتماد به صاحب نظران يک منبع دست يافتني به واقعيت است ولي محدوديت هاي زير را دارد:
1 - اينگونه افراد ممکن است دچار اشتباه شوند.
2 - گاهي مشاهده مي شود که خود صاحب نظران اختلاف عقيده وجود دارد که نشان دهنده آن است که غالب نظر هاي آنان بر اساس عقايد شخصي است و نه موقعيت ها
3 - استدلال قياسي : انسان با عنايت کليات به جزئيات پي ببرد که داراي فرايند زير است :
- مقدمه کبري
- مقدمه صغري
- نتيجه گيري
نقص ها:
1 - نتيجه يک قياس منطقي هيچگاه نمي تواند از محدوده مقدمه تجاوز کند و در صورتي درست است که مقدمه صحيح باشد.
2 - هرگز نمي توان از آن به عنوان منبعي براي توسعه و توليدات اطلاعات جديد استفاده کرد
4- استدلال استقرايي: مشاهده طبيعت و جمع آوري جزئيات و دست يافتن به يک نتيجه کلي
نتيجه اي که حاصل مي شود 100 % درست است و اطلاعات ناقص منجر به نتيجه گيري درست نمي شود ولي براي رسيدن به يک بينش کلي مناسب است
5 - روش علمي : به فرآيندي اطلاق مي شود که به کمک آن ابتدا فرضيه هايي صورت بندي مي شود (به صورت استقرايي ) سپس با عنايت به اصول استدلال قياسي کاربرد فرضيه مورد بررسي واقع مي شود
در پايان با کمک فرضيه هاي تدوين شده رابطه بين متغير ها پيش بيني مي شود سرانجام فرضيه موردپژوهش به آزمايش گذاشته مي شود تا درستي يا نادرستي آن مشخص مي شود.
مراحل روش علمي:
1 – احساس مشکل يا مسئله
2 – تعيين و تعريف مشکل يا مسئله
3 – پيشنهاد راه حل يا راه حل هايي براي مشکل يا مسئله (صورت بندي فرضيه)
4 – استدلال به شيوه قياسي درباره نتايج راه حل هاي پيشنهاد شده
5 – آزمون فرضيه
........................
hosein mirhoseyni
منابعي که بشردر با ان مشکلات خود را حل کرده شامل 1تجربه 2صاحب خردان3استدلال قياسي 4استدلال استقرايي 5روش علمي
روش علمي ترکيب مهمترين جنبه هاي استدلال استقرايي و قياسي است.در اين روش به کمک مشاهده فرضيه هايي را صورتبندي ميکنيم.روش علمي داراي مراحلي است که عبارتند از 1احساس مشکل2 تعيين و تعريف مشکل 3صورت بندي فرضيه 4استدلال
به شيوه قياسي درباره نتايج راه حل ها 5ازمودن فرضي
خصوصيات روش علمي 1 قابل تکرار 2 قابل ازمايش 3 قابل تعميم 4 فرايند 5 قابل مشاهده
در روش علمي هيچ محققي ادعاي اثبات فرضيه ندارد زيرا اين کار زماني محقق ميشود که فرضيه به صورت حقيقت محض باشد
محدوديت هاي تجربه 1نسبي بودن 2ضعف در بعضي کشفيات علمي
محدوديت صاحب خردان/غالبا بر اساس عقايد شخصي است نه واقعيتها
در روش استدلال قياسي واقعيت هاي شناخته شده را در کنار هم قرار داده و به نتيجه گيري ميرسيم
استدلال استقرايي جمع اوري جزييات و دست يافتن به يک نتيجه کلي است.
......................................................................
1.
parisa nahalgar
تفاوت روش علمي با ساير روش هاي هاي شناخت؟
مراحل روش علمي؟
در روش علمي دو اصل اساسي وجود دارد جبر گرايي و مشاهده در جبر گرايي
مفهوم عليت وجود دارد در پس هر رويدادي علتي وجود دارد و نظام مند است
در مفهوم مشاهده مشاهده مستقيم پديده مورد نظر است
همچنين تعميم پذير بودن تکرار پذير بودن وجود دارد. اصل امساک پذير بودن وجود دارد يعني
با کمترين امکانات به تببين پديده برسيم.
ازمون پذيري نتايج يعني توانايي استدلال و استنباط نتايج از
طريق روش هاي اماري و رياضي.اما در ساير روش هاي
شناخت تعميم پذيري ازمون پذيري و همچنين عينيت در نتايج وجود ندارد
يعني دخالت نظر شخصي وجود دار.د
مراحل روش علمس از نظر جان ديويي:
1)احساس مسئله
2)تعريف مسئله يا مشکل
3)ارائه راه حل هاي پيشنهادي براي مسئله (صورتبندي چند فرضيه)
4)نتيجه گيري به شيوه قياسي در باره راه حل پيشنهادي
5)ازمون فرضيه
منبع:روش تحقيق دکتر دلاور
.....................................................................................................................................
2.
Ali Naderi
تفاوت روش علمي با ساير روشهاي شناخت و مراحل روش علمي:
درابتدا براي تعريف شناخت ميتوان گفت: اصطلاحي کلي است که براي نشان دادن همه جنبه هاي گوناگون دانستن از جمله ادراک، داوري، استدلال، به خاطرآوردن، تفکر و تصور به کار مي رود و به طور سنتي براي معرفي يک وجه تجربه که با تمايل و انفعال فرق دارد به کار برده شده است.
همچنين در تعريف روش علمي بايد گفت که اين شيوه، بر مشاهده، تجربه و آزمايش و ديگر شيوه هاي عيني متکي است. در اين روش دانش را عبارت از مطالعه ي منتظم و عيني پديده هاي تجربي مي دانند.
همچنين روش علمي داراي مراحل زير است:
_پي بردن به مسئله
_جستجوي پيشينه
_تدوين فرضيه
_مشاهده و آزمون فرضيه
_ پذيرش،رد يا تعديل کردن فرضيه
با توجه به تعاريف بالا اگر براي دريافت واقعيت پا به مرحله شناخت منطقي گذاريم،به لفظ ديگر به جنبه ادراکي شناخت تاکيد ورزيم،به شناخت علمي دست ميابيم و با کميت سروکار پيدا ميکنيم حال اگر در مرحله شناخت حسي درنگ کنيم و جنبه عاطفي شناخت را مورد تاکيد قرار دهيم به شناخت هنري ميرسيم.در روشهاي ديگر شناخت که از عينيت و تجربه پذيري فاصله ميگيرند و با روش علمي متفاوتند شناخت انتزاعي است،شناختي که در اثر يک فکر،اصل اخلاقي و يا يک ذهنيت بوجود مي آيد.شناخت انتزاعي مبتني بر معاني مختلفي است که کنشگر نسبت به موضوع يا شي يافته است.روشهاي متفاوت ديگر که به مراتب از مراحل کمتري نسبت به روش علمي برخوردار هستند روش توصيفي و سندي هستند،روشهاي توصيفي شامل فعاليتهايي هستند که براي مشاهده مستقيم نمودها صورت ميگيرند و روشهاي سندي فعاليتهايي هستند که براي مشاهده غير مستقيم نمودها به عمل مي ايند. روشهايي هم هستند که ممکن است با يک يا دو مرحله از روش علمي تداخل مي کنند مانند روش شناخت فيزيکي،اين روش شناختي است که افراد نسبت به اشياء،ابزارها و وسايل پيرامون حاصل ميکنند که فقط با مرحله اول روش شناخت علمي هماهنگ است. همچنين روش تجربي که خود تجربه پذيري از خصوصيات روش علمي است ولي چون در روش تجربي موضوع شناخت به مرحله اندازه گيري نميرسد و فقط تجربه صرف است از همين رو با روش علمي متفاوت است.
................................................................................
3.
Fereshte Salavati
به نام او
روش علمي با ساير روش هاي شناخت تفاوت چنداني ندارد فقط ويژگي هاي روش علمي ؛ ان را ساير روش هاي شناخت متمايز ميکند.
روش علمي معتبر ترين روش دانستن است ؛مزيت عمده اين روش عينيت است.اين روش؛روش شفاف و روشن است به طوريکه در هر زمان و هر مکان و توسط هرکس ميتواند انجام شود و مورد آزمايش قرار گيرد. اين روش به طوري است که ميتواند مورد بحث قرار گيرد.
ويژگي اصلي ديگر اين روش قابل تکرار و مشاهده پذير بودن اين روش است.
در کل جبرگرايي و اکتشاف پذيري ،عينيت و تکرار ،نتايج مبتني بر داده ها و سوالات تجربي از ويژگي هاي روش علمي محسوب ميشود.
مراحل عمده ي روش علمي به شرح زير است :
1 ـ پي بردن به مسأله
2 ـ جستجوي پيشينه
3 ـ تدوين فرضيه
4 ـ مشاهده و آزمون فرضيه
5 ـ پذيرش رد يا تعديل کردن فرضيه
.................................................................................
4.
metanat Tehrani
به نام او
روش علمي با ساير روش هاي شناخت تفاوت چنداني ندارد فقط ويژگي هاي روش علمي ؛ ان را ساير روش هاي شناخت متمايز ميکند.
روش علمي معتبر ترين روش دانستن است ؛مزيت عمده اين روش عينيت است.اين روش؛روش شفاف و روشن است به طوريکه در هر زمان و هر مکان و توسط هرکس ميتواند انجام شود و مورد آزمايش قرار گيرد. اين روش به طوري است که ميتواند مورد بحث قرار گيرد.
ويژگي اصلي ديگر اين روش قابل تکرار و مشاهده پذير بودن اين روش است.
در کل جبرگرايي و اکتشاف پذيري ،عينيت و تکرار ،نتايج مبتني بر داده ها و سوالات تجربي از ويژگي هاي روش علمي محسوب ميشود.
مراحل عمده ي روش علمي به شرح زير است :
1 ـ پي بردن به مسأله
2 ـ جستجوي پيشينه
3 ـ تدوين فرضيه
4 ـ مشاهده و آزمون فرضيه
5 ـ پذيرش رد يا تعديل کردن فرضيه
..................................................................................
5.
Psychologist Feyzi
به نام خدا
جواب سوال 1 : باتوجه به نقاط ضعفي که روش استقرايي و روش قياسي داشتند نياز به شيوه ديگري براي پاسخگويي به سوالات بود.دانشمندان براي رسيدن به 1 روش مناسب جنبه هاي مثبت اين 2 روش را باهم ترکيب کردند وبا اضافه کردن شيوه هاي جديد مثل نمونه گيري تصادفي و استفاده از آزمونهاي آماري به روش نويني رسيدند که بدان زوش علمي گويند.در اين روش محقق به کمک مشاهداتش ويا با داشتن پيش فرضهايي از پيشينيان فرضيه هليي ميسازد.سپس اطلاعات لازم را جمع اوري کرده و به ازمون فرضيه ها ميپردازد.ولي در روش قياسي نتيجه گيريها از قياس 2 حکم پذيرفته شده ناشي ميشود.ولي ممکن است براي پاسخگويي به بسياري ازپرسشها هيچ حکمي وجود نداشته ويا حتي محقق در مورد درستي پيش فرضها مردد باشد.در روش قياسي مشاهده و تجربه مطرح نبود.دراين روش اساس مطالعه بر تعقل استدلال ومنطق ارسطويي استوار بود.وروش استقرايي هم کاملا عکس اين روش است.
جواب سوال 2 : 1- شناخت و بيان مسيله- 2 - ساخت فرضيه - 3 – جمع اوري اطلاعات – 4 – تجزيه و تحليل داده ها - 5 – استنتاج براي تاييد يا رد فرضيه ها
.............................
6.
Neda Masoudi
تفاوت روش علمي باساير روش هاي شناخت:
هدف عمده ي علم دسترسي به علم نظري يا نظريه پردازي است. و به توصيف، تبيين،پيش بيني و کنترل پديده ها مي پردازد.
علم دو فرض بنيادي دارد 1- جبر گرايي و 2- مشاهده
جبرگرايي: علم بر اين باور است که رويدادها نظام يافته اند و قانون مندي علمي درمورد آنها صادق است. بدين معني که در پس هر رويدادي علت يا علت هايي نهفته است.
مشاهده: علم از طريق مشاهده ي مستقيم مي تواند حقايق را کشف کند.
مراحل روش علمي:
مراحل روش علمي از ديد جان ديويي عبارت اند از:
1- احساس مسئله
2- تعريف و تعيين مسئله
3- پيشنهاد راه حل هايي براي مسئله ( صورت بندي چند فرضيه )
4- نتيجه گيري به شيوه ي قياسي در مورد راه حل هاي پيشنهاد شده
5- آزمون فرضيه
..............................................................................................
7.
Nasrin Kargozar
به نام خدا
1.روش علمي با ساير روش هاي شناخت دو تفاوت عمده واساسي دارد:
الف)جبرگرايي:علم بر اين باور است که که رويدادها نظام يافته اند و قانونمندي علمي در مورد آن ها صادق است بدين معني که در پس هر رويدادي علت يا علت هايي نهفته است.در حالي که در ساير روش ها اين جبرگرايي مشهود نيست.
ب)مشاهده:دومين فرض علم اين است که از طريق مشاهده مستقيم مي توان حقايق را کشف کرد و يکي از بنيادي ترين تفاوت هاي ان با ساير روش هاي شناخت است.
2.مراحل روش علمي:
الف)احساس مسئله يا مشکل
ب)تعريف و تعيين مسئله
ج)پيشنهاد راه حل هايي براي مسئله( صورت بندي چند فرضيه)
د)نتيجه گيري به شيوه ي قياسي در مورد راه حل هاي پيشنهاد شده
هـ)ازمون فرضيه
..............................................
8.
Zahra zargham
انواع شناخت
شناخت منظم در تاريخ انسان به دو صورت اصلي نمايان شده است:
شناخت علمي و شناخت هنري. اين دو شناخت به شناختي ديگر – شناخت فلسفي – ميانجامند.
1- شناخت علمي: هركس در زندگي خود به مدد حواس، با محيط روبه رو ميشود و با ادراكات پراكنده اي كه از نمودهاي پيرامون خود مي گيرد، مرحلة اول شناخت را طي مي كند و تا اندازهاي به شناسايي هستي نائل مي آيد. چنين شناختي كه وسيلة لازم حيات علمي است، ساده و سطحي و جزئي است و جنبة عاطفي نيرومندي دارد. ولي انسان ميتواند با طي مرحلة دوم شناخت، ادراكات خود را به صورت مفهوم درآورد و شناخت خود را عمق و وسعت بخشد و به واقعيت نزديك تر كند. چنين شناختي كه سخت مقرون به واقعيت است، علم (science) خوانده مي شود. هدف علم مانند هدف ساير فعاليتهاي انساني، غلبه بر واقعيت و تسهيل زندگي انسان است. علم يعني شناخت قوانين واقعيت، انسان را قادر به پيش بيني و تنظيم نقشه مي كند و بر واقعيت چيره ميگرداند. چون شناخت واقعيت فقط با تجربه يعني مداخله در واقعيت ميسر مي شود، همة علوم – رياضي و فيزيكي و زيستي و اجتماعي – مبتني بر تجربة دقيقاند. در اين صورت، ميتوان گفت كه علم شناخت واقعيت است از طريق تجربه.
ميدانيم كه شناخت انساني در هرمورد دو وجه جدايي ناپذير دارد: وجه ادراكي و وجه عاطفي. وجه ادراكي خبر از محيط ميدهد، و وجه عاطفي نمايشگر حالات دروني اورگانيسم است. شناخت علمي به ناگزير شامل هر دو وجه است: ادراك محض نيست، بلكه جنبة عاطفي نيز دارد. با اين وصف، شناخت علمي چون از شناخت حسي دور و برمفاهيم انتزاعي استوار است، از لحاظ عاطفي قوي نيست. عالم مي كوشد تا آن جا كه ميتواند، محيط را بر كنار از كيفيات دروني اورگانيسم بسنجد و بشناسد. به عبارت ديگر، علم جنبة كمي واقعيت را مورد تأكيد قرار ميدهد. .
2- شناخت هنري: اگر براي دريافت واقعيت پا به مرحلة شناخت منطقي گذاريم و به لفظ ديگر، برجنبة ادراكي شناخت تأكيد ورزيم، به شناخت علمي دست مييابيم و با كميت سروكار پيدا ميكنيم. حال اگر در مرحلة اول شناخت يعني شناخت حسي درنگ كنيم و جنبة عاطفي شناخت را مورد تأكيد قرار دهيم، به شناخت هنري ميرسيم . همچنان كه دانشمند با تكيه بر مفاهيم كلي انتزاعي، واقعيت بيروني را تا حد امكان از حالات اورگانيسم انتزاع مي كند و به زباني كمي باز مي گويد، هنرمند، با تكيه بر نگارهاي جزئي ذهني، واقعيت دروني را تا اندازهاي از واقعيت بيروني تجريد ميكند و به زبان كيفي گزارش ميدهد. بنابراين، در كار هنري نظام واقعيت دروني بيش از قوانين واقعيت بيروني مورد توجه است، و بر عكس آن، در كار علمي واقعيت بيروني بيش از واقعيت دروني مورد تأكيد قرار ميگيرد.
با اين وصف، هنرمند مانند دانشمند، جوياي شناخت منطبق بر واقعيت است، و همچنان هدفي جز تسخير واقعيت ندارد. شناخت هنري مانند شناخت علمي مستلزم تجربه است، و تجارب هنرمند نيز از زمينة فلسفي او رنگ مي گيرند. در نتيجه ميتوان هنر را چنين تعريف كرد: نوعي شناخت واقعيت است از طريق تجربه، به اتكاي يك فلسفه با تأكيد بر كيفيت.
نسبت عاطفه به ادراك در همه هنرها يكسان نيست، چنان كه جنبة عاطفي موسيقي از ساير هنرها بيشتر است. اما بيگمان هيچ هنري نيست كه يك سره از واقعيت بيروني بيگانه باشد، و نه علمي هست كه از واقعيت دروني هيچ خبري ندهد. حتي موسيقي كه «عاطفي ترين» هنرهاست، خود نسبت به اورگانيسم عاملي بيروني است و ناچار به واقعيت خارجي بستگي دارد. هنر صد در صد عميق يا دروني (Subjective) – اگر اساساً يافت شود – فورمولي است از فعاليتي بدني كه در اندرون اورگانيسم روي ميدهد و هرگز بر ما معلوم نمي شود. علم صد در صد خالص يا بيروني (objective) هم – اگر اصلاً ممكن باشد- معادلـه اي است از حركاتي كه متشتت كه به هيچ روي نميتواند مورد گرايش ما قرار گيرد.
هنر مانند علم، موافق مقتضيات زندگي انسان، تحول مي پذيرد و در هر زماني شناخت جديدي به دست ميدهد. اين شناخت جديد نيز به نوبة خود مقتضيات عملي جديدي را ايجاب ميكند و به تغيير زندگي اجتماعي ميانجامد. هنرمند و دانشمند، هر دو، واقعيت را تغيير ميدهند. دانشمند در پرتو واقعيت دروني، واقعيت بيروني راكشف مي كند. هنرمند در ساية واقعيت بيروني، واقعيت دروني را ميشناسد. هر دو كاشف حقيقت اند: يكي حقيقت علمي را ميجويد، ديگري حقيقت هنري يا زيبايي را خواستار است.
3- شناخت فلسفي: همة ما در جريان زندگي بر اثر مجموع ادراكات و عواطفي كه مييابيم، داراي بينشي كلي كه شامل همة شناختهــاي ماست، ميشويم. ايـــــن بيــــنش كلــــي يا جهــانبينــــي (Weltanschauung) را ميتوان فلسفه خواند. واژة «فلسفه» تحريفي است از كلمة يوناني فيلوسوفي يا (Philosophia) به معني «دانش دوستي». ولي در تاريخ علم، اين كلمه را در معناي مجموع معارف يك فرد يا يك گروه يا يك جامعه يا يك دوره به كار برده اند.
هر انساني – چه بخواهد، چه نخواهد – براي خود جهان بيني يا فلسفهاي دارد، و چگونگي فلسفة او بسته به چگونگي شناختهاي او يا بر روي هم بسته به مقتضيات زندگي اوست. چون هر گونه شناختي كمابيش از واقعيت خبر ميدهد، فلسفة او بسته به چگونگي شناختهاي او يا بر روي هم بسته به مقتضيات زندگي اوست. چون هر گونه شناختي كمابيش از واقعيت خبر مي دهد، فلسفة هر كس تا اندازه اي حقيقي يا درست است. با اين همه، معمولاً درست ترين فلسفه ها از آن فيلسوفان اند. در تاريخ انسان كساني كه آگاهيهاي خود را به دقت سنجيده اند و جهان بيني خويشتن را بر شناختهاي بسيار درست استوار كرده اند، فيلسوف نام گرفته اند. كار فيلسوفان همواره تنظيم و تعميم آگاهيهاي علمي و هنري موجود بوده است، با اين تفاوت كه در روزگاران پيشين، فلسفه نه تنها به تعميم يافتههاي علوم و هنرها مي پرداخت، بلكه عملاً وظيفة علوم و هنرها را عهده دار بود. فيلسوف هم در رشته هاي متفاوت علم و هنر كار ميكرد و نتايج تحقيقات خود را تعميم ميداد و فلسفه ميساخت. اما پس از عصر رونسانس اروپا كه دامنة شناخت گسترده شد و تخصص علمي پيش آمد، رفته رفته علوم استقلال يافتند، و از آن پس تنها وظيفة تعميم علوم و هنرها براي فيلسوف به جا ماند، چنان كه امروز برخلاف پيش، فلسفه نه جامع علوم و نه علم العلوم يا فوق علوم است. شناخت فلسفي كنوني آن شناختي است كه از آميختن و عموميت دادن آگاهي هاي علمي و هنري زمان ما به دست ميآيد و براي دريافت طبيعت و مقام و مسير جامعة انساني ضرورت دارد.
به طوري كه مي دانيم، هيچ فردي نيست كه فلسفهاي نداشته باشد. پس برخلاف پندار عموم، مسئله اين نيست كه آيا داراي فلسفه اي باشيم يا نباشيم؛ مسئله اين است كه تا چه پايه ميتوانيم فلسفة خود را درست بدانيم و بدان تكيه كنيم. فلسفه مطلوب فلسفه اي است كه از آخرين اكتشافات علوم و هنرهاي زمان ما ناشي شده باشد. فيلسوف اين عصر كاري ندارد جز اين كه به ياري علوم و هنرهاي گوناگون، بينش كلي درستي فراهم آورد و مردم را به تصحيح جهان بيني هاي خود برانگيزد و بدين وسيله موجب بهبود زندگي اجتماعي شود.
شناخت فلسفي چون جامعيت دارد، هم واقعيت دروني و هم واقعيت بيروني را در بر ميگيرد. به لفظ ديگر، هم متضمن شناسايي علمي است و هم شامل شناسايي هنري. وجوه كمي و كيفي واقعيت كه در علم و هنر از يك ديگر جدا ميشوند، در فلسفه وحدت مييابند. شناختهاي نمودهاي واقعيت – فرد، جامعه، طبيعت – كه به نيروي علم و هنر فراهم ميآيند، متشتت و نسبتاً كم دانه هستند. چون اين شناختها به كمك تخيل منطقي، مرتبط و منتظم شوند و تعميم يابند، شناخت فلسفي دست ميدهد.
شناخت فلسفي در زندگي انسان اهميت فراوان دارد. زيرا از يك سو، راهنماي عمل انساني است و از سوي ديگر، علم و هنر را رهبري مي كند. هركس موافق فلسفة خود، راه و رسم حيات خود را برميگزيند و به فعاليت ميپردازد و هر هنرمند و دانشمندي به تناسب شناسايي فلسفة خود، به جهان مي نگرد و كائنات را تبيين ميكند. پس شناسايي فلسفي همچون روشي است كه هم مسير زندگي فرد متعارف را معين مي كند و هم هنرمند و دانشمند را در جستجوي مجهولات و پركردن فواصل معلومات مدد مي دهد.
فلسفه در همان حال كه خود زادة شناختهاي علمي و هنري است، علم وهنر را به پيش مي راند همچنان كه علوم و هنرها به پيش مي روند و به اكتشافات جديدي نائل مي آيند، تعميم هاي جديدي لزوم مييابد و فلسفه هاي نوي فراهم ميشود، و فلسفههاي جديد همچنان كه قوام ميگيرند، علوم و هنرها را به حوزه هاي ناشناخت تازه اي مي كشاند و موجب اكتشافات نوي مي شوند. پس، هرچه فلسفة خصوصي دانشمند يا هنرمند حقيقي تر باشد، شناخت علمي يا هنري او ژرف تر و بارورتر خواهد بود.
ج) پيوندهاي فلسفه و علم و هنر
فلسفه محصول علم و هنر است. علم شناختي است مبتني بر مفاهيم كلي و داراي جنبه ادراكي قوي. هنر شناختي است مبتني بر نگارهاي جزئي و داراي جنبه عاطفي و قوي. هنر بر خلاف علم، واقعيت دروني را بيش از واقعيت بيروني مورد توجه قرار ميدهد. هنر مؤيد علم است، زيرا شناخت عاطفي جديد محرك شناخت ادراكي جديد است. علم پشتيبان هنر است، زيرا شناخت علمي جديد، عواطف تازهاي به بار ميآورد. اين دو به يك ديگر پيوستهاند و با هم پيش ميروند، زيرا هر دو به منظور نهائي و احدي، در آغوش جامعه پروده ميشوند.
شناختها گاه با يك ديگر گرد ميآيند. مثنوي جلال الدين بلخي و كمدي الهي دان ته شامل عناصري از علم و فلسفه اند، و داستان جنگ و صلح تالستوي و خوشههاي خشم استين بك (Steinbeck) جامعهشناسي محسوب ميشوند. ناصر خسرو قبادياني شاعر و نويسنده و مورخ و فيلسوف است. لئوناردو داوينچي نگارگر و پيكر تراش و معمار و مهندس و كالبد شناس و رياضيدان است. بر روي هم در عصر او – عصر رونسانس اروپا – هنر از تخيل علمي سرشار است. در اعصار بعد نيز وضع كمابيش برهمين منوال است.
دانشند و هنرمند، هر دو در جامعه به سر ميبرند و موافق مقتضيات آن، جهت يابي مي كنند: نيازهاي زمان خود را در مييابند و سپس هر يك در حوزة خود، درصدد كشف وسيلة رفع آن نيازمندي ها بر ميآيند.
دانشمند و هنرمند، هر دوبر ميراث فرهنگي جامعه خود و احياناً جامعههاي ديگر تكيه دارند. اين ميراث شامل سنن علمي و هنري و فلسفي و ديني و فني و جز اين هاست. هر دو ميكوشند كه به مدد اين ميراث، راهي به منظور خود بگشايند.
همة عناصر سنن در اختيار دانشمند و هنرمندند. ولي هريك به بعضي از آن عناصر حاجت و نظر دارند. مثلاً دانشمند ميتواند بر عناصر ديني و هنري سنن تأكيد نورزد، و هنرمند قادر است كه عناصر علمي سنن را مورد تأكيد قرار ندهد. بر روي هم، بيشتر عناصري كه مورد نظر هنرمند قرار مي گيرد، مربوط به زندگي عمومي هستند، ولي دانشمند بر عناصر تخصصي تكيه ميكند. بر اثر برخوردهايي كه دانشمند و هنرمند با ميراث فرهنگي مييابند، گشايشي دست ميدهد، راهي براي حصول مقصود آنان پيدا مي شود، انديشهاي در ذهن آنان طلوع مي كند.
با آنكه كار دانشمند از لحاظ كلي به كار هنرمند ميماند، انديشه هريك در قالب هايي خاص مي ريزد. دانشمند در قالبمفهوم مي انديشد، و هنرمند به وساطت نگار يا تصوير ذهني فكر ميكند – و اين مهمترين تفاوت آن دو به شمار ميرود. اين تفاوت به تفاوتهاي ديگري منجر ميشود. مفهوم، انديشهاي فشرده است مشتمل بر وجوه مشترك افراد يك نمود، و از اين رو كلي است. تصوير انديشه اي ساده است مشتمل بر يك فرد معين، و از اين رو جزئي است. مفهوم انتزاعي و خشك است و تصوير حسي و عاطفي است. مفهوم همواره كلي است و شامل افراد جزئي. تصوير هميشه جزئي است و مايه و زمينه مفهوم كلي….
هنرمند و دانشمند هر دو براي بيان انديشه خود – تصوير جزئي و مفهوم كلي – از شيوه ها و وسايل صورياي كه در اختيار آنان هستند، سود ميجويند. از ميان شيوه ها و وسايل پييشين جامعة خود، برخي را مناسب مي يابند و موافق منظور خود، آنها را دگرگون ميكنند وبه اين ترتيب، شيوه ها و وسايل تازهاي بر مواريث گذشتگان ميافزايند.
دانشمند و هنرمند ميكوشند تا با شيوهها و وسايلي كه فراهم ميآورند، انديشة خود را با روشن ترين و رساترين صورت نمايش دهند. دانشمند بزرگ طوري مفهوم كلي خود را طرح ميكند كه شامل همة موارد جزئي شود، و هنرمند بزرگ تصوير جزئي خود را چنان ميپرورد كه نمايندة تام و تمام همة امثال آن باشد. شناخت دانشمند شناخت منطقي است. از اين رو بيان اوهم منطقي است – انتزاعي است، تبييني ا ست. شناخت هنرمند شناختي حسي است. از اين رو بيان او هم حسي است – مردم پسند است، تشريحي است.
مراحل روش علمي
روش علمي يا روش تحقيق علمي فرايند جستجوي منظم براي مشخص کردن يک موقعيت نامعين است .مراحل عمده روش علمي به شرح زير است :
1-پي بردن به مسئله 2- جستجوي پيشينه 3-تدوين فرضيه 4-مشاهده و آزمون فرضيه 5-پذيرش ،رد يا تعديل فرضيه
در مرحله اول پژوهشگر با ملاحظه يک وضعيت غير قابل انتظار که براي او مبهم جلوه مي کند ،برانگيخته مي شود،يا به قول ديويي با يک موقعيت نا معين روبه رو مي شود ،در مرحله بعد براي حل مسئله به جستجوي سابقه موضوع مي پردازد تا بتواند عواملي که به طور بالقوه به بروز مسئله انجاميده است را حدس زده يا گمان هاي بخردانه اي درباره آن به دست دهد .در اين مرحله بايد به پيشينه و سوابق امر درباره مسئله بپردازد و به انديشه هاي تخصصي و نظريات مربوط رجوع کند .در مرحله سوم پژوهشگر به تدوين فرضيه يا سوال هاي تحقيق مي پردازد .در مرحله چهارم به انجام دادن مشاهده مي پردازد .بالاخره در مرحله آخر با توجه به داده هاي حاصل از مشاهده به سوال ويژه تحقيق پاسخ داده ،فرضيه را رد کرده اي يا به طور موقت آن را رد نمي کند و يا اينکه به تعديل فرضيه مي پردازد.
....................................................................................
9.
به نام خدا
تکليف اول:
نام ونام خانوادگي:مجيد خدابنده لو
رشته راهنمايي و مشاوره
شماره دانشجويي: 9022221113
موضوع:تفاوت روش علمي با ساير روشهاي شناخت و مراحل آن
علم در لغت به معني يقين معرفت و دانش است و درمفهوم کلي خود بر هر نوع آگاهي نسبت به اشيا، پديده ها اطلاق مي شود.
انسان، براي شناخت جهان از راه هاي گوناگوني بهره گرفته است مذهب، هنر، ادبيات، تاريخ و فلسفه هر يک نمايانگر بخشي از تلاش انسان براي درک خود و جهان پيرامون خويش است در اين ميان، سهم علوم تجربي در افزايش درک انسان از جهان و بالا بردن توان او در بهره برداري از امکانات بالقوه آن بسيارچشمگير است بدون شک علوم تجربي از زماني کارآمد و پر بازده شدند که روش علمي در آن ها به عنوان يک اصل پذيرفته شد
برخي معتقدند که روش علمي در دوره رنسانس و به وسيله بزرگاني چون گاليله بنيانگذاري شد اما به نظر مي رسد، اين روش به اندازه تاريخ بشر قدمت داشته باشد و تنها در حيطه و محدوده فعاليت و صلاحيت دانشمندان تعريف نمي شود در واقع ما در بسياري از فعاليت هاي روزانه خود از اين روش بهره مي گيريم
تحقيق نيز يکي از روشهاي شناختي است و باروش علمي تفاوتهايي دارد
« تعريف تحقيق و تفاوت آن با روش علمي »
تعريف تحقيق :
لغت “Research” كه ما آن را تحقيق و پژوهش ميدانيم از لغت فرانسوي “Recherchen” به معناي “Search back” گرفته شده. عمليترين قسمت لغت “Search” است كه به معناي جستجوي دانش و نيز ايجاد دانش جديد ميباشد .
تحقيق از نظر روششناسي : عبارت است از كاربرد روشهاي علمي در حل يك مسئله يا پاسخگويي به يك سوال. "جان بست" معتقد است كه بين اصطلاح تحقيق و روشهاي علمي تفاوت وجود دارد و اشاره دارد كه تحقيق داراي فرآيند رسميتر و عميقتر در اجراي روش تحليل علمي است .
در واقع بطور خلاصه مي توان گفت تحقيق مفهوم کلي تر و عميق تر از روش علمي است که عبارت است از جست و جويي که بوسيله روشهاي علمي انجام مي شود و روش علمي بعنوان يک ابزار در خدمت تحقيق است .
يکي ديگر از راه هاي شناخت روشي است که فلاسفه به کار ميبردند اما تفاوت هاي بين فلسفه وروش علمي وجود دارد
براي مثال :
?-علم از چگونه بودن اشيا با استفاده از روش هاي تجربي سخن مي گويد ولي فلسفه از اصل وجود با استفاده از روش و برهان بحث مي کند
?-دايره شناخت علم به معناي خاص محدود ولي دايره شناخت فلسفه وسيع است
?-اغلب قوانين علمي کمي شده اند در صورتي که قوانين فلسفي کمي نيستند
?-قوانين علمي از راه تجربه ابطال پذيرند اما قوانين فلسفي را از راه تجربه نمي توان ابطال کرد
علم از فلسفه جهان بيني و چهارچوب فکري مي آموزد-?
هر چند روش علمي، يعني طرح مسأله، فرضيه سازي و انجام آزمايش شيوه معمول دانشمندان به حساب مي آيند، اما به نظر نمي رسد به وسيله آنان وضع شده باشند، بلکه اين شيوه حرکت ذهن،برخواسته از خود ذهن است به عبارت ديگر، ذهن ما چنان تکامل يافته است که به اين شيوه مسائل را حل مي کند.مي توان گفت که همه مردم از اين رو،در فعاليت هاي روزانه خود از روش علمي بهره مي گيرند، بدون آن که حتي نام مراحل آن را بدانند يا آموزش خاصي در اين زمينه ديده باشند
مراحل روش علمي
روش علمي يا روش تحقيق علمي فرايند جستجوي منظم براي مشخص کردن يک موقعيت نامعين است مراحل عمده ي روش علمي به شرح زير است
پي بردن به مسئله-1
2-جستجوي پيشينه
3-تدوين فرضيه
4-مشاهده و آزمون فرضيه
5-پذيرش، رد يا تعديل کردن فرضيه
در مرحله ي اول پژوهشگر با ملاحظه ي يک وضعيت غير قابل انتظار که براي او مبهم يا ناآشنا جلوه مي کند، برانگيخته مي شود، يا به قول ديويي با يک موقعيت نامعين روبه رو مي شود در مرحله ي بعد براي حل مسئله به جستجوي سابقه ي موضوع مي پردازد تا بتواند عواملي که به طور بالقوه به بروز مسئله انجاميده است را حدس زده يا گمان هاي بخردانه اي درباره ي آن به دست دهد در اين مرحله بايد به پيشينه و سوابق امر درباره ي مسئله بپردازد و به انديشه هاي تخصصي و نظريات مربوط رجوع کند در مرحله ي سوم پژوهشگر به تدوين فرضيه يا سؤال هاي تحقيق مي پردازد در مرحله ي چهارم به انجام دادن مشاهده مي پردازد بالاخره در مرحله ي آخر با توجه به داده هاي حاصل از مشاهده به سؤال ويژه ي تحقيق پاسخ داده، فرضيه را رد کرده يا به طور موقت آن را رد نمي کند و يا اينکه به تعديل فرضيه مي پردازد
بايد توجه داشت که پژوهشگر هيچ گاه به اثبات فرضيه نمي پردازد اين امر بدان جهت است که پژوهشگر با استفاده از شيوه هاي قياس و استقراء و با توجه به داده هايي که به کار مي برد فقط مي تواند فرضيه ي خود را رد کند يا اينکه به طور موقت از رد کردن فرضيه خودداري کند اين ماهيت آزمون آماري است که آزمون فرضيه پژوهشي بر آن استوار است
.........................................................................................
10.
nafiseh varesyan
تفاوت روش علمي با ساير روش هاي شناخت چيست؟ مراحل روش علمي را بنويسيد.
از آنجا که تقريبا همه انسانها براي يافتن پاسخ سوالها و حل مشکلات خود ناچار به کاوش هستند ، مي توان گفت همه مشغول تحقيق هستند. ولي آنان تشريفات و آداب يک تحقيق علمي و اساسي را رعايت نمي کنند. به علاوه در اين تحقيقات نتايج حاصل شده کاربري فردي دارد و معمولا تکراري است. يعني اينکه در حوزه معرفت شناسي بشر مطلب تازه اي ارائه نمي کند.
وجه تمايز تحقيقات علمي با ساير انواع تحقيق اين است که واژه تحقيق اطلاق عام دارد و مي توان آن را براي هر نوع فعاليت جستجوگرانه و کاوشگرانه اي که افراد براي پاسخگويي به مساله اي يا کشف مجهولي انجام مي دهند به کار گرفت. اما اصطلاح تحقيق علمي اطلاق خاص دارد و مي توان آن را براي نوع خاصي از فعاليت هاي تحقيقاتي به کار برد. اين تحقيقات مشخصات کلي مخصوص به خود دارند که عبارتند از :
1.برخوردار بودن از آداب و تشريفات خاص.
2. توسعه قلمرو معرفت.
3. شناخت حاصل از نتيجه و تحقيق در بيرون ذهن، واقعيت و ما به ازاي خارجي داشته باشد.
تعريف تحقيق علمي : تلاش کاوشگرانه اي که با آداب خاصي به طور نظام يافته با هدف کشف مجهولي به منظور گسترش قلمرو معرفتي نوع بشر انجام شده و شناخت حاصل از آن مصاديق و ما به ازاي خارجي داشته باشد.
فرايند تحقيق علمي
فرايند تحقيق علمي شامل پنج مرحله پيوسته است :
مرحله اول : انتخاب ، تحليل و تبيين مساله تحقيق . محقق مساله را انتخاب مي کند ، نظريه و گفتارهاي کلي درباره آن را از طريق مطالعه سوابق يا مشاهدات اوليه سازمان مي دهد ، متغيرهاي علي يا توصيفي را مشخص مي کند و مدلهاي نظري را طراحي کرده ، فرضيه هاي تحقيق را تدوين مي کند تا نهايتا پس از ارزيابي مجدد هر يک به تبيين آنها بپردازد.
مرحله دوم : گزينش، طراحي و تشريح روشهاي کار . محقق بايد روش تحقيق، روش انتخاب نمونه ، روشهاي گردآوري اطلاعات و ابزارهاي سنجش، روش استخراج و طبقه بندي ، روش تجزيه و تحليل و استفاده از رايانه و آمار را مورد بررسي قرار داده ، پس از انتخاب روشهاي مناسب اقدام به طراحي و اجرا نمايد.
مرحله سوم: گردآوري اطلاعات و داده ها. محقق بر اساس طراحي انجام شده اقدام به انتخاب نمونه و اجراي آزمايشي پرسشنامه ها و ابزار سنجش نموده، پس از اعمال اصلاحات لازم و اطمينان از روايي آنها اقدام به اجراي عمليات نهايي گردآوري اطلاعات مي کند.
مرحله چهارم : طبقه بندي و تجزيه و تحليل و تفسير داده ها. در اين مرحله داده ها و اطلاعات کدگزاري ، استخراج و طبقه بندي شده ، شاخصها محاسبه و آزمونهاي آماري مورد نياز انجام مي شود و نتايج به دست آمده مورد تجزيه و تحليل و تفسير قرار مي گيرد تا محقق درباره تاييد يا رد فرضيه هاي خود به داوري بنشيند.
مرحله پنجم : تدوين گزارش تحقيق. در اين مرحله مطابق طرح تهيه شده نسبت به تدوين گزارش تحقيق بر اساس الگوي متداول اقدام و پس از ويرايش و تايپ براي انتشار آن در سطح محدود يا وسيع اقدام مي شود.
.................................................................
11.
mania khavaninzade
شناخت علمي: هركس در زندگي خود به مدد حواس، با محيط روبه رو ميشود و با ادراكات پراكنده اي كه از نمودهاي پيرامون خود مي گيرد، مرحلة اول شناخت را طي مي كند و تا اندازهاي به شناسايي هستي نائل مي آيد. چنين شناختي كه وسيلة لازم حيات علمي است، ساده و سطحي و جزئي است و جنبة عاطفي نيرومندي دارد. ولي انسان ميتواند با طي مرحلة دوم شناخت، ادراكات خود را به صورت مفهوم درآورد و شناخت خود را عمق و وسعت بخشد و به واقعيت نزديك تر كند. چنين شناختي كه سخت مقرون به واقعيت است، علم (science) خوانده مي شود. هدف علم مانند هدف ساير فعاليتهاي انساني، غلبه بر واقعيت و تسهيل زندگي انسان است. علم يعني شناخت قوانين واقعيت، انسان را قادر به پيش بيني و تنظيم نقشه مي كند و بر واقعيت چيره ميگرداند. چون شناخت واقعيت فقط با تجربه يعني مداخله در واقعيت ميسر مي شود، همة علوم – رياضي و فيزيكي و زيستي و اجتماعي – مبتني بر تجربة دقيقاند. در اين صورت، ميتوان گفت كه علم شناخت واقعيت است از طريق تجربه.
? در اين شك نيست كه تجربة علمي نيازمند تبيين (explanation) است، و بدين سبب، طرز تفكر يا فلسفة عالمان نيز در تجارب آنان دخالت مي ورزد. بنابراين، بايد بگوييم كه علم شناخت واقعيت است از طريق تجربه به اتكاي يك فلسفه.
? ميدانيم كه شناخت انساني در هرمورد دو وجه جدايي ناپذير دارد: وجه ادراكي و وجه عاطفي. وجه ادراكي خبر از محيط ميدهد، و وجه عاطفي نمايشگر حالات دروني اورگانيسم است. شناخت علمي به ناگزير شامل هر دو وجه است: ادراك محض نيست، بلكه جنبة عاطفي نيز دارد. با اين وصف، شناخت علمي چون از شناخت حسي دور و برمفاهيم انتزاعي استوار است، از لحاظ عاطفي قوي نيست. عالم مي كوشد تا آن جا كه ميتواند، محيط را بر كنار از كيفيات دروني اورگانيسم بسنجد و بشناسد. به عبارت ديگر، علم جنبة كمي واقعيت را مورد تأكيد قرار ميدهد. بنابراين مي توان در تعريف علم چنين گفت: شناخت واقعيت از طريق تجربه به اتكاي يك فلسفه با تأكيد بر كميت.
? ميان وجه ادراكي و وجه عاطفي شناخت نسبتي برقرار است، و اين نسبت در مورد همة علوم يكسان نيست، چنان كه جنبة ادراكي علوم رياضي از ديگر علوم بيشتر است. ولي هيچ علمي نيست كه سراسر بركنار از جنبة عاطفي يعني مستقل از حالات اورگانيسم باشد. حتي علوم رياضي كه «ادراكي ترين» يا انتزاعي ترين علمها به شمار مي روند، فعاليتهايي انساني هستند و البته به حيات دروني يا عاطفي مانيز بستگي دارند.
? علم مانند هر شناخت ديگر در جريان زمان، به تناسب نيازمنديهاي انسان دگرگون مي شود و بر اثر افزايش تجارب نسل ها، پيوسته دقت و وسعت بيشتري مييابد. پس علم نوعي شناخت نسبي يا متغير است. اما شناسايي علمي در عمل بر واقعيت منطبق ميشود. پس در عين نسبي بودن، حقيقي و معتبر و مطلق است. به بيان ديگر، علم تا آن درجه كه در عمل با واقعيت تطبيق ميكند، مطلق است.علم و عمل لازم و ملزوماند. مقتضيات عملي متغير حيات همواره انسان را به شناختهاي جديد ميكشانند، و شناختهاي جديد سبب دگرگوني مقتضيات عملي ميشوند .
? مراحل شناخت علمي به شرح زير است:
? 1.پي بردن به مسئله
? 2.جستجوي پيشينه
? 3.تدوين فرضيه
? 4.مشاهده و آزمون فرضيه
? 5.پذيرش يا رد و تعديل فرضيه
? در مرحله اول پژوهشگر با ملاحظه يک وضعيت غير قابل انتظار که براي او مبهم يا نا آشنا جلوه ميکند برانگيخته ميشود يا به قول ديويي با يک موقعيت نا معين روبرو ميشود.
? در مرحله بعد براي حل مسئله به جستجوي سابقه موضوع ميپردازد تا بتواند عواملي که بطور باالقوه به بروز مسئله انجاميده است را حدس زده يا گمان هاي بخردانه اي درباره ي آن بدست دهد.در اين مرحله بايد به پيشينه و سوابق امر درباره ي مسئله بپردازد و به انديشه هاي تخصصي و نظريات مربوط رجوع کند.در مرحله سوم پژوهشگر به تدوين فرضيه يا سوال هاي تحقيق ميپردازد.در مرحله چهارم به انجام دادن مشاهده ميپردازد.بالاخره در مرحله آخر با توجه به داده هاي حاصل از مشاهده به سوال ويژه تحقيق پاسخ داده فرضيه را رد کرده يا بطور موقت آنرا رد نميکند و يا اينکه به تعديل فرضيه ميپردازد.
.....................................................................................
12.
Roxana Golmohamad
مراحل روش علمي عبارتند از: 1.احساس مشکل يا مسأله(تنظيم مساله پژوهش) 2.تعيين وتعريف مشکل يا مساله 3.پيشنهاد راه حل(تدوين فرضيه) 4.استدلال قياسي درباره نتايج وراه حل هاي پيشنهادي 5.آزمودن فرضيه
6.تهيه گزارش پژوهش
تفاوت روش علمي با ساير روش هاي شناخت چيست؟ روش علمي ترکيبي ازمهم ترين جنبه هاي دو روش قياسي واستقرايي است. در اين روش پژوهشگر به کمک مشاهده هاي خود فرضيه هايي صورت بندي مي کند. سپس اطلاعات لازم را جمع اوري و به ازمون فرضيه مي پردازد .اين روش عصاره روش علمي امروز است و نشانه اخرين مرحله پيشرفت بشر در تکوين دانش است. تفاوت روش علمي و استدلال استقرايي در تدوين فرضيه است.بين پژوهش و روش علمي با توجه به عوامل مشترک بين انها تفاوت وجود دارد و ان اين که پژوهش روندي رسمي تر،منظم ترو قويتر از روش علمي است.پژوهش مرحله تخصصي تري از روش شناسي علمي است.. وجه تمايز تحقيقات علمي با ساير انواع تحقيق اين است که واژه تحقيق اطلاق عام دارد و ميتوان ان را براي هر نوع فعاليت جستجو گرانه و کاوشگرانه اي که افراد براي پاسخ گويي به مساله اي يا کشف مجهولي انجام مي دهند،به کار گرفت.اما اصطلاح تحقيق علمي اطلاق خاص دارد و ميتوان ان را براي نوع خاصي از فعاليت هاي تحقيقاتي به کار برد. اين تحقيقات 3 مشخصه دارند: 1. بر خوردار بودن از اداب و تشريفات خاص 2. توسعه قلمرو معرفت 3.شناخت حاصل از نتيجه و تحقيق دربيرون ذهن،واقعيت و ما به اذاي خارجي داشته باشد.
رکسانه گل محمد
.......................................................................
13.
Shirin Firouzabadi
شاخصه ي اصلي روش علمي تأکيد ان بر تجربه انتظام انسجام و دقت مي باشد . بر خلاف فلسفه و عرفان که تجربه عيني در ان جايي ندارد .
روش علمي را مي توانيم به اين صورت تعريف کنيم : وجهي از معرفت است که بر استدلال تجربي استوار بوده و براي دستيابي به قوانين يا روابط پايدار واقعيت در زمينه اي به جمع اوري اطلاعات مي پردازد.يعني مشخص نمودن موضوع و تفکيک صحيح ان از امور وابسته و دقت در انتخاب مسأله مورد نظر و بررسي تجربي ان بر اساس واقعيت هاي عيني از جمله موارد متمايز کننده علم از ساير وجوه معرفت است.
در روش هاي شناختي ديگر که اطلاعات موجود اغلب از طريق سلسله روايات در اختيار مردم قرار مي گيرد اغلب روحيات عواطف و تعصبات کم و بيش دخالت مي کنند يا گاهي واقعيت به دليل جهل يا غرض ورزي در پس پرده ها ميماند.
2:
1: برخورد با مسأله. تعريف و تعيين حدود ان
2:جستجو براي حل مسأله .تجربه مقدماتي يا مطاله ي تجربيات ديگران
3: فرضيه سازي
4:تجربه ي وسيع براي تشخيص درستي يا نادرستي فرضيه
5:کشف قانون
6: ساخت نظريه يا نگرش
........................................................
14.
Mostafa Bavand
سؤال: تفاوت روش علمي با ساير روش هاي شناخت چيست؟ مراحل روش علمي را بنويسيد؟
هدف از تحقيق ، شناخت مجهولات مي باشد . شناخت مجهولات مي تواند از طريق روش هاي مختلف صورت گيرد. اين روش ها براي انسان به شناخت هايي ختم مي شود که نقاط ابهام او را بر طرف مي کند. مسئله ي شناخت يک بحث عمومي در علوم است. تعريف شناخت در عام ترين معنا، درک يک پديده ي بيرون از ذهن ما است که اين «درک» مي توان به يک يا مجموعه اي از ابعاد اين پديده بپردازد. بنابراين هر نوع ايجاد رابطه با يک پديده ي بيروني براي درک آن را «شناخت» مي گوييم. در کلاس درس در مورد راههاي شناخت صحبت شده بود که عبارت بودند از:
1.تفکر قالبي اجتماعي 2.الهام يا وحي 3.رجوع به بزرگان 4.تجربه 5.رسانه هاي جمعي 6. شيوه هاي مبتني بر سير و سلوک و رمز و راز 7. شيوه هاي خردگرايانه 8. شناخت مبتني بر ايمان و باور 9. شناخت مبتني بر فهم متعارف 10. روش هاي قياسي و استقرايي 11.عينيت 12. شناخت مبتني بر علم
در ادامه به طور جامع تر به انواع روش هاي شناخت، مي پردازيم:
1.تفکر قالبي اجتماعي:
عقيده قالبي،ريشهاي يوناني دارد و به معناي «محكم» و «غيرمتحرك» است و اصطلاحا تصور يا عقيدهاي است كه شخص يا گروهي بدون تعمق بپذيرد. عقيده قالبي، بيانگر قضاوتي ساده شده، بررسي نشده و گاه نادرست، در باب گروهي ديگر و يا حتي وقايعي چند است.» به تصور قالبي، نگرش كليشهاي نيز گفته ميشود که ممكن است در يافتن علل دقيق مسائل و واقعيتهاي اجتماعي مشكلاتي بوجود آورد.
بروس كوئن عقيده قالبي را چنين تعريف نموده است: «تصورات قالبي باورهاي تعميم يافتهاي است كه در مورد برخي از اقليتهاي مذهبي، نژادي و قومي ساخته و پرداخته ميشود. اعضاي اين اقليتها، ويژگيهاي شخصيتي و الگوهاي رفتاري خاص و از پيش تعيين شدهاي از خود نشان ميدهند. بنابراين، تصورات قالبي در برابر استدلال مخالف، سخت مقاومت ميكند و فردي كه داراي باورهاي قالبي است، همواره دچار تعصب ميشود. به همين دليل اين راه شناخت لزوما درست نمي باشد.
2. الهام يا وحي(روش شهودي ):
شهود يعني ، آگاهي مستقيم و بي واسطه ، کشف و دريافت ناگهاني ، در اين روش ، گاه فرد بدون هيچ گونه علت و يا دليل منطقي ، از طريق حدس و گمان ، اموري را استنباط مي کند . گفته مي شود بعضي از دانشمندان ، برخي از اختراعات و اکتشافات خود را در خواب ديده اند و يا به طور ناگهاني دريافته اند. كسي كه داراي شناخت شهودى است، در نگاه خود حقايقي را مي بيند و با گوش خود كلماتي را مي شنود كه ديگران از ديدن و شنيدن آنها محروم هستند، همان گونه كه ديگران گرماي آتش را احساس مي كنند و يا صداهاي گوناگون را تشخيص مي دهند و صاحبان آن صداها و معاني مربوط به آنها را مي شناسند، كساني كه داراي شناخت شهودي هستند نيز از نگاه به اشياي مختلف و در برخورد با امور متفاوت، مناظر و يا اصوات گوناگوني را ديده و يا مي شنوند كه در آنها شك و ترديد ندارند.
اولين بار اين گونه از شناخت در حالت خواب نصيب انسان مي شود، رؤياهاي صادقانه كه در آنها حقايق گذشته، حال و يا آينده كه متعلق به فاصله هاي مكاني دور و يا نزديك است مشاهده مي شود، نشانه اي از آن چشم و گوش باطني انسان مي باشند.اين نوع شناخت هم ممکن است درست باشد،ممکن است غلط باشد و فقط به ما ديد و شناختي نسبت به مسأله مي دهد.
3. شناخت روش مرجع(شناخت مبتني بر اقتدار و حجيت ، استناد به مقام صلاحيت دار) يا رجوع به بزرگان:
در اين روش ، فرد علاوه بر به کارگيري تجربه هاي خود، به تجربه هاي ديگران نيز رجوع مي کند مانند روحانيون ، پزشکان ، حقوقدانان . به عبارتي مباني اين شناخت عقايد خانواده ها ، گروههاي اجتماعي ، رهبران اجتماعي و مذهبي ، کليسا و گروههاي مرجع است.
4.تجربه:
يکي از ساده ترين روش هاي حل يک مساله ، استفاده از تجربه شخص است البته محدود بودن عمر انسان مانع از آن است که هر فرد براي افزايش دانش خود نسبت به پديده ها فقط از تجربه شخصي استفاده کند
5.شناخت از طريق رسانه هاي جمعي:
رسانه ها در نفوذ بر نگرش و ادراک مخاطبان موثر هستند و ميزان اين تاثير گذاري نيز در ميان آحاد جامعه در نوسان است و هر چه از دانش بيشتري برخوردار باشد، تاثيرات منفي کمتري را مي پذيرد و بالعکس. رسانه هاي گروهي مي توانند در کشورهاي در حال توسعه افق ها را گسترش دهند و به انتقال فکر کمک کنند و سطح فکر فردي و ملي را بالا ببرند.
6.شيوه هاي مبتني بر سير و سلوک و رمز و راز :
احراز شناخت از اين طريق ، با اتکا بر نيروهاي برين صورت مي پذيرد . اين دانش معمولا از طريق فرايند کوشش و خطا بدست مي آيد . به عنوان مثال ، پذيرفته ميشود سحر و جادو نه تنها ساحر را داراي قدرت برين مي سازد ، بلکه راههاي اسرار آميزي نيز در راه کسب دانش فرا راه انسان ها قرا مي دهد.
7. شيوه هاي خردگرايانه:
بر اين اساس آنچه اهميت مي يابد ، منطق و استدلال است . با اين شيوه بسياري مي پذيرند که خداوند انسان ها را به زيور عقل آراسته است . بر طبق آن ، گفته مي شود ، همه انسان ها مي انديشند. سقراط انسان است ، پس سقراط انديشمند است . جمله اول را کبري ، جمله دوم را صغري و جمله نهايي را نتيجه مي خوانيم.
8. شناخت مبتني بر ايمان و باور :
اين نوع شناخت مبتني بر اعتقادات و باورهاي متکي بر نگرش هاي فردي و نگرش هاي ديگران است . اين نوع نگرش توسط جامعه نهادينه مي شود .
9. شناخت مبتني بر فهم متعارف:
يعني شناختي که کانون ذهنيتي تمام انسان هاست . دراين نوع شناخت گذر از وراي معرفت عاميانه است و هر فردي به حکم انسان بودن ناگزير ازآن مي گذرد ؛ و ملاک درستي در معرفت عاميانه قبول عامه و توافق اجتماعي است . مانند چگونگي سکونت و بر طرف کردن نيازها و لوازم زندگي . در اين مرحله انسان به هيچ امري شک نمي کند ، بلکه هر گونه سئوالي را غير منتظره و هراس انگيز مي داند.
10.روش هاي قياسي و استقرايي :
در اين روش، محقق از کل به جز گرايش يافته و سعي مي شود از اصل به نتيجه برسد. در روش استقرايي، پژوهشگر از جز به کل و از امور کمتر کلي به امور بيشتر کلي مي رسد .
11.عينيت(مشاهده):
پديده هاي اجتماعي يا (واقعيات ) وجودي مستقل از ذهن انسان دارد. در واقع شناخت از طريق عينيت ، شناختي است مستقل از ذهن انسان به عنوان شناساگر و اين شناخت قائم به ذات عين است يعني فارغ از ذهن انسان يا وجود انسان، واقعيت وجود دارد.
12. شناخت مبتني بر علم :
با توجه به نقاط ضعف دو روش قياسي و استقرايي ، دانشمندان براي دست يابي به يک روش مناسب ، جنبه هاي مثبت اين دو روش را با هم ترکيب کردند و با افزودن شيوه هاي جديد مثل نمونه گيري تصادفي و يا استفاده از آزمون هاي آماري به روش نويني رسيدند که به آن «روش علمي » مي گويند . شناخت علمي يعني شناختي که مبتني بر واقعيت بوده و منطبق بر معيارهاي علمي است ، و نقطه اتکاي آن تجربه ، مشاهده و آزمايش ، فرضيه ، نظريه ، تعميم ، قوانين و پيش بيني است .
ويژگي هاي شناخت علمي:
? دقيق و منظم بودن : يعني علم آگاهي هاي پراکنده از پديده ها و واقعيت ها نيست به عبارت ديگر هر علمي براي خود و نظام و سيستم دارد .
? شناخت علمي همواره غني تر و فربه تر مي شود : يعني هر علمي به هرسطحي از کشف قوانين پديده ها که برسد ، عرصه قوانين پيشين خود را عميق تر و گسترده تر مي کند .
? تعامل هر علم به معناي بي اعتباري قوانين کشف شده در گذشته نيست بلکه مکمل آن است .
? شناخت علمي ، از طريق روش دقيق و مشخص بدست مي آيد . يعني معلول تصادفي نيست . ( اتفاقي نيست ).
?شناخت علمي هيچ ربطي به گرايش هاي فردي ، طبقه اي ، گروهي ندارد .
«شناخت علمي» مبتني بر «روش»، «هنجارمند» و «تبيين شده» است. بنابراين، شناخت علمي را بايد بتوان به شکل دقيق توضيح داد. براي مثال؛ در يک روستا پدري که بخواهد گياهان را براي فرزندش معرفي کند، محوريت کارش بر محوريت «تجربه» است؛ يعني رابطه ي مستقيم با واقعيت. در حالي که در شناخت علمي، هنگامي که يک «گياه شناس» قصد معرفي يک گياه را داشته باشد، نقطه ي حرکتش نه از تجربه که از «تئوري» است. گياه شناس در ابتدا «نام» گياه را که در خود نوعي تبيين علمي دارد و سيستماتيک است بيان مي کند. بنابراين؛ شناخت علمي از ابتدا با «نظريه» آغاز مي شود. به عبارتي، شناخت علمي يک شناخت متوديک است و به همين دليل هرچه ما از method دور شويم از شناخت علمي نيز فاصله گرفته ايم و اين يک گزاره ي مهم است که شناخت علمي غير روش مند، وجود ندارد. بنابراين علم را نبايد با شناخت يکسان دانست؛ ما مي توانيم از پديده اي شناخت حاصل نماييم بي آنکه اين شناخت، شناخت علمي باشد در حاليکه شناخت علمي لزوما بايد داراي روش باشد. به همين دليل انباشت شناخت، ايجاد علم نمي کند. براي نمونه مي توان به مجموعه ي مردم نگاري هاي تدوين شده در دوره برنامه فرهنگ عامه پيش از انقلاب اشاره کرد که حجيم بودن آنها دليلي بر علمي بودن آنها نيست و يا کارهاي ديگري هم چون گرد آوري ضرب المثل ها، قصه ها و روايت هاي تاريخي و غيره ... که به دليل روشن نبودن روش در آنها، به رغم ارزش عمومي شان قابل طبقه بندي به عنوان اثر علمي نيستند. بنابراين؛ گردآوري به خودي خود نه يک روش که يک «فن» است که بايد با فنون ديگر ترکيب شود تا يک روش ساخته شود.
هر پژوهشگر علمي بايد دائما اين سئوال را در ذهن خود مطرح کند که روش من چيست؟ و آن روش را به مخاطب خود اعلام و در عين حال شيوه هاي آزمون اين روش را نيز مطرح کند؛
شيوه هاي آزمون روش:
روشي صحيح است که بتواند قابليت ابطال پذيري خود را نشان دهد؛ «اصل ابطال پذيري». براي اين که روشي بتواند شرايط ابطال پذيري خود را نشان دهد بايد دقيق باشد، بنابراين هر اندازه که روش دقت کمتري داشته باشد، شرايط ابطال پذيري آن نيز غير دقيق تر خواهد بود. کلي گويي، ميزان ابطال پذيري را کاهش مي دهد و به همين دليل حرف هاي کلي چون قابل نفي کردن نيستند بي ارزش هستند.
مسئله ي روش شناسي اين است که فرد پژوهشگر بگويد که کار را بر اساس "چه روش هايي" و "چرا" و براي رسيدن به "چه چيز" انجام داده است و اين امکان را به مخاطب بدهد که کار پژوهشي او را بتواند مورد بررسي قرار دهد. بنابراين مسئله ي بسته روش شناسي بسيار حائز اهميت است.
مراحل روش علمي:
مراحل عمده ي روش علمي به شرح زير است :
1 ـ پي بردن به مسأله 2 ـ جستجوي پيشينه 3 ـ تدوين فرضيه 4 ـ مشاهده و آزمون فرضيه 5 ـ پذيرش رد يا تعديل کردن فرضيه
در مرحله ي اول پژوهشگر با ديدن يک وضعيت مبهم، ناآشنا و نامعين روبرو مي شود. در مرحله بعد به جستجوي موضوع مي پردازد تا بتواند عواملي که به طور بالقوه به بروز مسأله انجاميده است را حدس زده يا گمان هاي بخردانه اي درباره آن به دست آورد. در مرحله سوم پژوهشگر به تدوين سؤالهاي تحقيق يا فرضيه مي پردازد. در مرحله چهارم به انجام دادن مشاهده مي پردازد و در مرحله آخر با توجه به اطلاعات حاصل از مشاهده به سؤال ويژه ي خود پاسخ مي دهد و فرضيه را رد کرده يا به طور موقت آن را مي پذيرد.
به طور کلي براي انجام دادن تحقيق علمي مي توان 12 مرحله زير را مورد نظر قرار داد:
1 ـ انتخاب موضوع تحقيق(عنوان) 2 ـ بيان مسأله 3 ـ پيشينه ي تحقيق 4 ـ بيان گزاره هاي مسأله(هدف / فرضيه / سؤال ها) 5 ـ مشخص کردن متغيرها 6 ـ تعيين ابزار اندازه گيري 7 ـ مشخص کردن جامعه ي مورد بررسي و حجم نمونه 8 ـ انتخاب روش تحقيق 9 ـ گردآوري داده ها 10 ـ تنظيم و تلخيص داده ها 11 ـ تحليل داده ها و نتيجه گيري 12 ـ تدوين گزارش و اشاعه ي يافته ها
1 ـ انتخاب عنوان تحقيق :
انتخاب عنوان يکي از مراحل اجراي يک پژوهش است که داراي ويژگيهاي مختلفي است. اولين ويژگي موضوع «علاقه پژوهشگر» براي انجام آن است. دومين ويژگي «تازه بودن» موضوع پژوهش است تا از دوباره کاري پرهيز شود. ويژگي سوم «قابل پژوهش بودن» آن است يعني از نظر زمان و مکان قابل اجرا باشد. ويژگي هاي ديگر موضوع عبارتند از : در حد توانايي محقق باشد، داراي اهميت و مرتبط با نيازهاي جامعه باشد. قاعده ي کلي براي عنوان پژوهش اين است که عنوان نه خيلي کلي باشد که قابل پژوهش نباشد و نه خيلي جزئي که ارزش تحقيق نداشته باشد.
عنوان پژوهش بايد به صورت يک عبارت مصدري و بيانگر متغيرهاي اصلي پژوهش باشد.
2 ـ بيان مسأله : بيان مسأله تحقيق حساس ترين و مهم ترين مرحله تحقيق است. در اين مرحله پژوهشگر پس از يک مقدمه که تصوير کلي از مسأله را ارائه مي دهد زمينه ها، وضعيت و موقعيتي که مسأله در آن رخ داده را توصيف مي کند، علل بروز مسأله و زمينه هاي شکل گيري آن را بيان مي کند، ضرورت و اهميت آن را توضيح مي دهد و سؤال يا سؤال هاي اساسي که به دنبال يافتن پاسخ آنهاست را بيان مي نمايد.
3 ـ پيشينه تحقيق : بخشي از هر تحقيق پيدا کردن و خواندن کتاب ها و مجلات، روزنامه ها، اطلاعات رايانه اي و پژوهش هاي مربوط به موضوع تحقيق است. مطالعه پيشينه به نو بودن تحقيق شما و عدم تکرار پژوهش ديگران به شما کمک مي کند.
4 ـ بيان گزاره هاي تحقيق : الف ) اهداف پژوهش : در اين قسمت پژوهشگر تعيين مي کند که به دنبال چه چيزي است. اهداف پژوهش بايستي در راستاي مسأله تحقيق و قابل دسترسي باشند.
ب ) فرضيه هاي تحقيق : فرضيه حدس عالمانه اي است درباره روابط بين دو يا چند متغير که به صورت جمله خبري بيان مي شود و نشان دهنده نتايج مورد انتظار است.
5 ـ مشخص کردن متغيرها : در اين بخش پژوهشگر متغيرهاي اساسي پژوهش را مشخص و تعريف مي نمايد. متغير عبارتست از ويژگي که از فردي به فرد ديگر تغيير مي کند و مقادير مختلفي مي پذيرد و نسبت به افراد و يا اشياء يا فضاها و مکانها و شرايط مختلف اندازه هاي مختلفي مي پذيرد.
6 ـ تعيين ابزار اندازه گيري : براي آزمون يک فرضيه محقق بايد ابزاري را بسازد يا از يک ابزار استاندارد که قبلاً ساخته شده استفاده نمايد تا بتواند اطلاعات لازم را به وسيله آن تهيه نمايد. انواع ابزارهاي پژوهشي عبارتند از : مشاهده، پرسشنامه، چک ليست، مصاحبه و آزمون.
7 ـ مشخص کردن جامعه ي مورد بررسي و نمونه : جامعه ي آماري عبارتست از مجموعه اي از افراد يا اشياء که داراي حداقل يک صفت مشترک باشند. مثلاً اگر دانش آموزان دوره متوسطه شهر همدان جامعه آماري يک پژوهش باشند، دانش آموز دوره متوسطه بودن در شهر همدان صفت مشترک آنهاست.
زماني که مطالعه کل جامعه در عمل امکان پذير نباشد يا مقرون به صرفه نباشد از جامعه آماري تعدادي به عنوان نمونه انتخاب مي شوند و اطلاعات لازم از گروه نمونه جمع آوري مي شود. سپس به جامعه تعميم داده مي شود.
8 ـ روش تحقيق : پژوهشگر معمولاً در اين مرحله روش تحقيق خود را مشخص و معرفي مي نمايد. اگر داده هاي مورد نياز تحقيق را ملاک دسته بندي انواع روش هاي تحقيق قرار دهيم معمولاً سه روش عمده ي تاريخي، آزمايشي و توصيفي خواهيم داشت.
9 ـ گردآوري داده ها : در اين مرحله پژوهشگر با استفاده از ابزار مناسب، اطلاعات مورد نياز را جمع آوري مي نمايد.
10 ـ تنظيم و تلخيص داده ها : منظور از تلخيص داده ها، تنظيم و تبديل داده ها به صورتي خلاصه تر است که در قالب جداول و نمودارها داده ها خلاصه، طبقه بندي و ارائه مي گردند.
11 ـ تحليل داده ها و نتيجه گيري : پژوهشگر براي پاسخگويي به مسأله تدوين شده و يا تصميم گيري در مورد رد يا تأييد فرضيه اي که صورت بندي کرده است داده هاي خود را تجزيه و تحليل نموده و براساس آن نتيجه گيري مي نمايد. هر تحقيقي در نهايت منجر به نتايجي مي شود و لذا کاربرد آن در قسمت پيشنهادها مشخص مي گردد. پس لازم است پس از نتيجه گيري و براساس يافته هاي حاصل از پژوهش خود پيشنهادها را ارائه نماييد.
12 ـ تدوين گزارش و اشاعه يافته ها : تنظيم گزارش تحقيق يکي از مهمترين مراحل هر کار تحقيقي است، چرا که نتيجه تلاش و کار ما را به ديگران معرفي مي کند. منظور از گزارش تحقيق تقسيم بندي و اسکلت بندي گزارش است.
..........................................................................
15.
zahra torkashvand
Reyhaneh Rastegar
Anis Azampour
يک روش علمي هميشه با ساير روشهاي کسب دانش تفاوت دارد زيرا بر واقعيتها استوار است در مطالعه واقعيتها هميشه بايد دو معيار را در نظر گرفت :
الف) عينيت : در جع آوري اطلاعات محقق بايد اين توان را داشته باشد که از نظرات و احساسات خود جدا شود تا تحليلهايش راه انحراف پيش نگيرند . او بايد واقعيت ها را به همان صورتي که خود را نشان داده و اندازه گيري شده اند گزارش دهد .
ب) دقت: محقق بايد تا آنجا که ممکن است واقعيتها را به طور کامل و دقيق گزارش دهد.
ويژگي هاي روش علمي:
1) پژوهش علمي در دسترس عموم است
2) علم فعاليتي عيني است
3) علم فعاليتي تجحربي است
4) علم فعاليتي نظام مند و تراکمي است
5) علم فعاليتي پيش بيني کننده است
...........................................................................................
16.
Mahya Moradi
روش علمي يکي از منابع شناخت محسوب ميشود که براي رفع ترديدهايمان ضرورت دارد. در ان روش باورهايمان توسط چيزي غيرانساني ، توسط يک ثبات بيروني يا چيزي که تفکر ما بر آن تاثير دارد ، تعيين ميشود.
ويژگيهاي خاص روش علمي که آن را از ديگر روش هاي شناخت متمايز ميکند عبارت است از:
1.هدفمندي:منظور اين است که پژوهش بر حل مسئله اي معين و تعريف شده متمرکز است نه اين که در پي پاسخ براي مساله اي مبهم باشد .
2.تکرار پذيري
3.تعميم پذيري
4.دقت و اعتماد(نزديکي به حقيقت)
5.افزايشي بودن
6.آزمون پذيري
7.صبرطلبي
8.شهامت طلبي
9.مساله مداري
10.نظريه پردازي
11.تخصص طلبي
مراحل روش علمي:
1.جستجو درباره اصل و بنياد رويدادهاي خاص
2.محقق ساختن درستي رويدادهاي خاص
3.کشف واقعيت هاي نو
4.تحليل واقعيتها
5.تفسير درست
6.تجديدنظر در واقعيتها
7.کاوش علمي
8.تثبيت و تحکيم تمام يا بخشي از روابط موجود
9.رسيدن به حقايق قابل تعميم
10.ترکيب و تلفيق واقعيتهاي تثبيت شده
11.بيان تعميمها و قوانين که جنبه جهاني دارند
12.تجديدنظر در قوانين در پرتو واقعيتهاي نوظهور
ازکيا مصطفي(1389)،روش هاي کاربردي تحقيق،تهران،شرکت انتشارات کيهان،چاپ دوم
دانشجو:محيا مرادي
.........................................................
17.
vahid Redaei
راه هاي شناخت:
تجربه شخصي : يکي از ساده ترين رو ش هاي حل يک مساله ، استفاده از تجربه شخص است البته محدود بودن عمر انسان مانع از آن است که هر فرد براي افزايش دانش خود نسبت به پديده ها فقط از تجربه شخصي استفاده کند.
محدوديت هاي روش تجربي:
اولا بخشي از ادراكات هستند كه اصلاً در قلمرو تجربه نيستند ، بلكه صرفاً در قلمرو تجزيه و تحليل است بسياري از آگاهيها قابل تجربه كردن نيست شما اگر اين تابلو را سبز مي بينيد ، براي اثبات اين كه اين تابلو در ديد شما سبز است هيچ راهي جز اين كه مجدداً حس بينايي را به كار ببريد نداريد
1- ثانياً ، اگر ما با تجربه تأييدي براي درستي تفسير و استنتاج از مشاهده خود به دست آورديم ، لازم نيست فوراً فكر كنيم كه مطلب قطعي است ممكن است صد تجربه مثبت هم داشته باشيم ولي باز مطلب قطعي نباشد قطعيت علوم تجربي معمولاً به صددرصد نميرسد قطعيت نتيجه گيريها از تجربه ، معمولاً به صددرصد نميرسد
2- ثالثاً ، نتايج علوم تجربي اگر هم قطعي شوند و به قطعيت برسند ، لازم نيست كليت و فراگيري جهاني داشته باشند ، بلكه در ميدان خودشان احياناً كليت دارند
2- شناخت روش مرجع : در اين روش ، فرد علاوه بربه کار گيري تجربه هاي خود به تجربه هاي ديگران نيز رجوع مي کند مانند روحانيون ، پزشکان ، حقوقدانان . به عبارتي مباني اين شناخت عقايد خانواده ها ، گروههاي اجتماعي ، رهبران اجتماعي و مذهبي ، کليسا و گروههاي مرجع است.
3- روش شهودي : شهود يعني ، آگاهي مستقيم و بي واسطه ، کشف و دريافت ناگهاني ، در اين روش ، گاه فرد بدون هيچ گونه علت و يا دليل منطقي ، از طريق حدس و گمان ، امور ي را استنباط مي کند . گفته مي شود بعضي از دانشمندان ، برخي از اختراعات و اکتشافات خود را در خواب ديده اند و يا به طور ناگهاني دريافته اند.
4- شناخت مبتني بر ايمان و باور : اين نوع شناخت مبتني بر اعتقادات و باورهاي متکي بر نگرش هاي فردي و نگرش هاي ديگران است . اين نوع نگرش توسط جامعه نهادي مي شود.
5- روش هاي قياسي و استقرايي : در اين روش محقق از کل به جز گرايش يافته و سعي مي شود از اصل به نتيجه برسد. در روش استقرايي پژوهشگر از جز به کل و از امور کمتر کلي به امور بيشتر کلي مي رسد .
6- شناخت مبتني بر علم : با توجه به نقاط ضعف دو روش قياسي و استقرايي ، دانشمندان براي دست يابي به يک روش مناسب ، جنبه هاي مثبت اين دو روش را با هم ترکيب کردند و با افزودن شيوه هاي جديد مثل نمونه گيري تصادفي و يا استفاده از آزمون هاي آماري به روش نويني رسيدند که به آن «روش علمي » مي گويند . شناخت علمي يعني شناختي که مبتني بر واقعيت بوده و منطبق بر معيارهاي علمي است ، و نقطه اتکاي آن تجربه ، مشاهده و آزمايش ، فرضيه ، نظريه ، تعميم ، قوانين و پيش بيني است.
روش علمي و مراحل آن :
انسان براي رسيدن به مقصود و حل مشکلات راه حل هاي مختلفي را تجربه مي کند و مناسب ترين راه و روش را انتخاب مي کند. روش عبارت از بکارگيري راه و روش خاصي است که اطلاعات مناسب بيشتري را درباره موضوع مورد مطالعه فراهم مي نمايد.
روش تحقيق علمي يا روش علمي فرايند جستجوي منظم براي مشخص کردن وضعيت يا موقعيت نامعين است.
روش علمي به طول کلي، به فرايندي اطلاق ميشود که از طريق آن پژوشگر ابتدا به صورت استقرايي با استفاده از مشاهدات خود فرضيه يا فرضيههايي را صورتبندي ميکند سپس با عنايت به اصول استدلال قياسي به کاربرد منطقي فرضيه ميپردازد. در نتيجه او قادر است با کمک فرضيه تدوين شده رابطه بين متغيرها را پيشبيني کند. چنانچه اين پيشبيني با اطلاعات جديد سازگار باشد مجدداً فرضيه مورد پژوهش آزمون ميشود تا تأييد يا رد شود.
تفاوت بين روش علمي و استدلال استقرايي در تدوين فرضيه است. در استدلال استقرايي پژوهشگر ابتدا به مشاهده ميپردازد و سپس اطلاعات جمعآوري شده را سازمانبندي ميکند. ولي در روش علمي پژوهشگر استدلال ميکند که چنانچه فرضيهاش تأييد شود چه حادثهاي اتفاق خواهد افتاد. سپس با مشاهده منظم به جمعآوري اطلاعات جهت رد يا تأييد فرضيهاش ميپردازد
مراحل عمده ي روش علمي:
1 ـ پي بردن به مسأله
2 ـ جستجوي پيشينه
3 ـ تدوين فرضيه
4 ـ مشاهده و آزمون فرضيه
5 ـ پذيرش رد يا تعديل کردن فرضيه
در مرحله ي اول پژوهشگر با ملاحظه ي يک وضعيت غير قابل انتظار که براي او مبهم يا ناآشنا جلوه مي کند، برانگيخته مي شود، يا به قول ديويي با يک موقعيت نامعين روبه رو مي شود.
در مرحله ي بعد براي حل مسئله به جستجوي سابقه ي موضوع مي پردازد تا بتواند عواملي که به طور بالقوه به بروز مسئله انجاميده است را حدس زده يا گمان هاي بخردانه اي درباره ي آن به دست دهد. در اين مرحله بايد به پيشينه و سوابق امر درباره ي مسئله بپردازد و به انديشه هاي تخصصي و نظريات مربوط رجوع کند.
در مرحله ي سوم پژوهشگر به تدوين فرضيه يا سؤال هاي تحقيق مي پردازد.
منابع فرضيه :
1- تجارب گذشته : محقق با استفاده از تجارب شخصي و مطالعات انجام شده ، در زمينه هاي موضوعات مشابه موضوع تحقيق به ارائه فرضيه مي پردازد.
2- تئوريهاي موجود : بعضي از تحقيق ها بر اساس تئوري هاي موجود تدوين ميشود .
3- خلاقيت محقق : موضوعي که زائيده ذهن محقق باشد.
ملاکهاي تدوين فرضيه :
1- فرضيه بايد به صورت يک جمله خبري – روشن و بدون ابهام بيان شود. 2 – فرضيه بايد قدرت تبيين داشته باشد 3- فرضيه بايد رابطه بين دو يا چند متغير را بيان کند 4- فرضيه بايد قابل آزون باشد 5- فرضيه بايد با اصول کلي دانش موجود و حقايق شناخته شده هماهنگ باشد 6- فرضيه بايد مختصر – گويا – دقيق و بدون ابهام باشد .
انواع فرضيه : 1- فرضيه تحقيق (فرضيه پژوهشي) 2- فرضيه صفر (فرض پوچ )
رد يا تاييد فرضيه : هر گاه فرضييه صفر تاييد شود ، به اين معني است که فرضيه تحقيق که به صورت يک احتمال بيان شده بود ، تاييد نشده است و نشان دهنده آن است که پژوهشگر ، برداشت اشتباهي از شواهد موجود براي تدويين فرضيه داشته است . اما اگر فرضيه صفر رد شود ، به اين معني است که فرضيه تحقيق تاييد شده است و امکان تعميم نتايج پژوهش وجود دارد.
در مرحله ي چهارم به انجام دادن مشاهده مي پردازد.
بالاخره در مرحله ي آخر با توجه به داده هاي حاصل از مشاهده به سؤال ويژه ي تحقيق پاسخ داده، فرضيه را رد کرده يا به طور موقت آن را رد نمي کند و يا اينکه به تعديل فرضيه مي پردازد.
برگرفته از : کتاب روش تحقيق در علوم رفتاري/ دکتر زهره سرمدي.دکتر عباس بازرگان.دکتر الهه حجازي
.........................................................
Behnam Razmi
بسم الله الرحمن الرحيم
*** تفاوت روش علمي با ساير روش هاي شناختي بر واقعيت بودن آن است .نمونه اي از تفاوت هاي آن:
{1} عينيت : در جع آوري اطلاعات محقق بايد اين توان را داشته باشد که از نظرات و احساسات خود جدا شود تا تحليلهايش راه انحراف پيش نگيرند . او بايد واقعيت ها را به همان صورتي که خود را نشان داده و اندازه گيري شده اند گزارش دهد .
{2} دقت: محقق بايد تا آنجا که ممکن است واقعيتها را به طور کامل و دقيق گزارش دهد.
بسم الله الرحمن الرحيم
مقدمه
از آغاز تاريخ بشر انسان درصدد پي بردن به قاعده و نظم موجود در پديده ها و رويدادهاي جهان اطراف خود بوده است. خداوند حس چراجويي و جستجوگري را در وجود انسانها به وديعه گذاشته است تا به کمک آن بتوانند به سوالات و مجهولاتي که با آنها روبرو هستند پاسخ دهند و درصدد حل آنها برآيند. در اين راستا انسان از زمان تولد نسبت به محيط پيرامون خود کنجکاو بوده و تلاش کرده است که پديده هاي پيچيده و دشوار زندگي خود را حل کند. اين کنجکاوي که يکي از ويژگيهاي فطري انسانهاست دو اثر مفيد بر زندگي دارد : 1 ـ نوعي احساس رضايت مندي و آرامش دروني پس از پاسخ گويي به مجهولات به انسان دست مي دهد که زمينه ي ادامه کنجکاوي را تقويت مي کند.
2 ـ کشف بسياري از پديده هاي مجهول از نتايج حس کنجکاوي و پرسشگري انسان است. طوري که بسياري از تغييرات محيط زندگي انسان ها در گرو رشد و شکوفايي همين ويژگي انسانهاست. هر چه شيوه برآورده کردن حس کنجکاوي منظم تر و دقيق تر باشد احتمال موفقيت نيز بيشتر است.
جهاني که در آن زندگي مي کنيم با پيشرفت و گسترش روز به روز علم و دانش پيوسته دگرگون مي شود. امروزه براي اينکه بتوانيم از امکانات موجود در جامعه بيشتر استفاده کنيم بايد خود را با اين دگرگونيها و تغييرات هماهنگ کنيم. براي دستيابي به اين هماهنگي آشنا شدن با اصول تحقيق و پژوهش يک امر ضروري است.
پزوهش و تحقيق تلاش و کوششي مداوم و پيگير به منظور پرده برداري از مجهولات است و با دقت و موشکفاي به دنبال کشف حقايق از موضوع مورد مطالعه است. لذا انسان را از لغزش ها و خطا ها و زيانهاي ناشي از آگاهيهاي سطحي و دانش هاي خام بر حذر مي دارد. نتيجه تحقيق و پژوهش پيشرفت و تعالي بشر است.
امروزه مي بينيم که دانشمندان در زمينه علوم مختلف، قوانين، اصول و تئوريهاي علمي حيرت انگيزي را تبيين و ارائه داده اند که همه ي اين دستاوردها نتيجه ساليان متمادي تحقيق و بررسي و زحمات شبانه روزي بشر است.
روند تکاملي علم و دانش به ويژه در دهه هاي پاياني قرن حاضر سريع تر و دقيق تر از گذشته بوده است و در يک کلمه انفجار گونه بوده است و بي ترديد مي توان گفت که نقش پژوهش، اساي و زيربنايي بوده است.
روش علمي و مراحل آن
انسان براي رسيدن به مقصود و حل مشکلات راه حل هاي مختلفي را تجربه مي کند و مناسب ترين راه و روش را انتخاب مي کند. روش عبارت از بکارگيري راه و روش خاصي است که اطلاعات مناسب بيشتري را درباره موضوع مورد مطالعه فراهم مي نمايد.
روش تحقيق علمي يا روش علمي فرايند جستجوي منظم براي مشخص کردن وضعيت يا موقعيت نامعين است(بازرگان و همکاران، 1376).
مراحل عمده ي روش علمي به شرح زير است :
1 ـ پي بردن به مسأله
2 ـ جستجوي پيشينه
3 ـ تدوين فرضيه
4 ـ مشاهده و آزمون فرضيه
5 ـ پذيرش رد يا تعديل کردن فرضيه
در مرحله ي اول پژوهشگر با ديدن يک وضعيت مبهم، ناآشنا و نامعين روبرو مي شود. در مرحله بعد به جستجوي موضوع مي پردازد تا بتواند عواملي که به طور بالقوه به بروز مسأله انجاميده است را حدس زده يا گمان هاي بخردانه اي درباره آن به دست آورد. در مرحله سوم پژوهشگر به تدوين سؤالهاي تحقيق يا فرضيه مي پردازد. در مرحله چهارم به انجام دادن مشاهده مي پردازد و در مرحله آخر با توجه به اطلاعات حاصل از مشاهده به سؤوال ويژه ي خود پاسخ مي دهد و فرضيه را رد کرده يا به طور موقت آن را مي پذيرد.
به طور کلي براي انجام دادن تحقيق علمي مي توان 12 مرحله زير را مورد نظر قرار داد:
1 ـ انتخاب موضوع تحقيق(عنوان)
2 ـ بيان مسأله
3 ـ پيشينه ي تحقيق
4 ـ بيان گزاره هاي مسأله(هدف / فرضيه / سؤال ها)
5 ـ مشخص کردن متغيرها
6 ـ تعيين ابزار اندازه گيري
7 ـ مشخص کردن جامعه ي مورد بررسي و حجم نمونه
8 ـ انتخاب روش تحقيق
9 ـ گردآوري داده ها
10 ـ تنظيم و تلخيص داده ها
11 ـ تحليل داده ها و نتيجه گيري
12 ـ تدوين گزارش و اشاعه ي يافته ها
1 ) انتخاب عنوان تحقيق : انتخاب عنوان يکي از مراحل اجراي يک پژوهش است که داراي ويژگيهاي مختلفي است. اولين ويژگي موضوع «علاقه پژوهشگر» براي انجام آن است. دومين ويژگي «تازه بودن» موضوع پژوهش است تا از دوباره کاري پرهيز شود. ويژگي سوم «قابل پژوهش بودن» آن است يعني از نظر زمان و مکان قابل اجرا باشد. ويژگي هاي ديگر موضوع عبارتند از : در حد توانايي محقق باشد، داراي اهميت و مرتبط با نيازهاي جامعه باشد. قاعده ي کلي براي عنوان پژوهش اين است که عنوان نه خيلي کلي باشد که قابل پژوهش نباشد و نه خيلي جزئي که ارزش تحقيق نداشته باشد.
عنوان پژوهش بايد به صورت يک عبارت مصدري و بيانگر متغيرهاي اصلي پژوهش باشد.
2 ـ بيان مسأله : بيان مسأله تحقيق حساس ترين و مهم ترين مرحله تحقيق است. در اين مرحله پژوهشگر پس از يک مقدمه که تصوير کلي از مسأله را ارائه مي دهد زمينه ها، وضعيت و موقعيتي که مسأله در آن رخ داده را توصيف مي کند، علل بروز مسأله و زمينه هاي شکل گيري آن را بيان مي کند، ضرورت و اهميت آن را توضيح مي دهد و سؤال يا سؤال هاي اساسي که به دنبال يافتن پاسخ آنهاست را بيان مي نمايد.
3 ـ پيشينه تحقيق : بخشي از هر تحقيق پيدا کردن و خواندن کتاب ها و مجلات، روزنامه ها، اطلاعات رايانه اي و پژوهش هاي مربوط به موضوع تحقيق است. مطالعه پيشينه به نو بودن تحقيق شما و عدم تکرار پژوهش ديگران به شما کمک مي کند.
4 ـ بيان گزاره هاي تحقيق : الف ) اهداف پژوهش : در اين قسمت پژوهشگر تعيين مي کند که به دنبال چه چيزي است. اهداف پژوهش بايستي در راستاي مسأله تحقيق و قابل دسترسي باشند.
ب ) فرضيه هاي تحقيق : فرضيه حدس عالمانه اي است درباره روابط بين دو يا چند متغير که به صورت جمله خبري بيان مي شود و نشان دهنده نتايج مورد انتظار است.
5 ـ مشخص کردن متغيرها : در اين بخش پژوهشگر متغيرهاي اساسي پژوهش را مشخص و تعريف مي نمايد. متغير عبارتست از ويژگي که از فردي به فرد ديگر تغيير مي کند و مقادير مختلفي مي پذيرد و نسبت به افراد و يا اشياء يا فضاها و مکانها و شرايط مختلف اندازه هاي مختلفي مي پذيرد.
6 ـ تعيين ابزار اندازه گيري : براي آزمون يک فرضيه محقق بايد ابزاري را بسازد يا از يک ابزار استاندارد که قبلاً ساخته شده استفاده نمايد تا بتواند اطلاعات لازم را به وسيله آن تهيه نمايد. انواع ابزارهاي پژوهشي عبارتند از : مشاهده، پرسشنامه، چک ليست، مصاحبه و آزمون.
7 ـ مشخص کردن جامعه ي مورد بررسي و نمونه : جامعه ي آماري عبارتست از مجموعه اي از افراد يا اشياء که داراي حداقل يک صفت مشترک باشند. مثلاً اگر دانش آموزان دوره متوسطه شهر همدان جامعه آماري يک پژوهش باشند، دانش آموز دوره متوسطه بودن در شهر همدان صفت مشترک آنهاست.
زماني که مطالعه کل جامعه در عمل امکان پذير نباشد يا مقرون به صرفه نباشد از جامعه آماري تعدادي به عنوان نمونه انتخاب مي شوند و اطلاعات لازم از گروه نمونه جمع آوري مي شود. سپس به جامعه تعميم داده مي شود.
8 ـ روش تحقيق : پژوهشگر معمولاً در اين مرحله روش تحقيق خود را مشخص و معرفي مي نمايد. اگر داده هاي مورد نياز تحقيق را ملاک دسته بندي انواع روش هاي تحقيق قرار دهيم معمولاً سه روش عمده ي تاريخي، آزمايشي و توصيفي خواهيم داشت.
9 ـ گردآوري داده ها : در اين مرحله پژوهشگر با استفاده از ابزار مناسب، اطلاعات مورد نياز را جمع آوري مي نمايد.
10 ـ تنظيم و تلخيص داده ها : منظور از تلخيص داده ها، تنظيم و تبديل داده ها به صورتي خلاصه تر است که در قالب جداول و نمودارها داده ها خلاصه، طبقه بندي و ارائه مي گردند.
11 ـ تحليل داده ها و نتيجه گيري : پژوهشگر براي پاسخگويي به مسأله تدوين شده و يا تصميم گيري در مورد رد يا تأييد فرضيه اي که صورت بندي کرده است داده هاي خود را تجزيه و تحليل نموده و براساس آن نتيجه گيري مي نمايد. هر تحقيقي در نهايت منجر به نتايجي مي شود و لذا کاربرد آن در قسمت پيشنهادها مشخص مي گردد. پس لازم است پس از نتيجه گيري و براساس يافته هاي حاصل از پژوهش خود پيشنهادها را ارائه نماييد.
12 ـ تدوين گزارش و اشاعه يافته ها : تنظيم گزارش تحقيق يکي از مهمترين مراحل هر کار تحقيقي است، چرا که نتيجه تلاش و کار ما را به ديگران معرفي مي کند. منظور از گزارش تحقيق تقسيم بندي و اسکلت بندي گزارش است و شامل بخش هاي زير است :
الف ) بخش مقدماتي :
1 ـ جلد و صفحه عنوان که شامل نام شهرستان، ناحيه، مدرسه، موضوع، نام پژوهشگران و سال تحقيق است.
2 ـ چکيده که خلاصه اي از تحقيق انجام شده در چند سطر و حداکثر در يک صفحه ارائه مي شود.
3 ـ صفحه تشکر و سپاس
4 ـ صفحه تقديم
5 ـ فهرست مطالب
6 ـ فهرست جداول
7 ـ فهرست تصاوير و نمودارها
ب ) متن گزارش
قسمت اصلي يک گزارش تحقيقي همين بخش است و پژوهشگر مطالبي که در مطالعات خود جمع آوري کرده يا به دست آورده است را براساس سير منطقي روش علمي تنظيم و گزارش مي کند.
نحوه ذکر منابع
در هر کار پژوهشي از کتب، مجلات، فصلنامه ها و يا کارهاي تحقيقي ديگران استفاده مي شود. لذا ضرورت دارد که منابع مورد استفاده ذکر گردد.
معمولاً الگوي ذکر منبع در پايان گزارش به اين صورت است :
نام خانوادگي مؤلف، نام مؤلف،(سال انتشار)، نام کامل اثر ياکتاب، محل انتشار، نام ناشر.
مثال:
بازرگان، عباس، سرمد، زهره و حجازي، الهه(1376). روش هاي تحقيق در علوم رفتاري، تهران: نشر آگاه.
......................................................................................
Farzane Farhadi
روش علمي با ساير روشهاي کسب دانش متفاوت است زيرا بر واقعيتها استوار است در مطالعه واقعيت ها هميشه بايد دو معيار را در نظر گرفت :
الف) عينيت : محقق در جع آوري اطلاعات بايد اين توان را داشته باشد که از نظرات و احساسات خود جدا شود تا تحليلهايش راه انحراف پيش نگيرند . او بايد واقعيت ها را به همان صورتي که خود را نشان داده و اندازه گيري شده اند گزارش دهد .
ب) دقت: محقق بايد تا آنجا که ممکن است واقعيتها را به طور کامل و دقيق گزارش دهد.
ويژگي هاي روش علمي:
1) پژوهش علمي در دسترس عموم است
2) علم فعاليتي عيني است
3) علم فعاليتي تجحربي است
4) علم فعاليتي نظام مند و تراکمي است
5) علم فعاليتي پيش بيني کننده است
.......................................................................
Karim Hasanzadeh
جواب فعاليت اول
روش علمي يا به عبارت دقيق تر روش اثبات تجربي يک پديده به گستره اي از روشها اشاره دارد که براي بررسي پديده ها به کار مي رود . يک روش پژوهشي براي آنکه علمي به شمار آيد بايد مشاهده پذير،تجربي وقابل اندازه گيري باشد و از يک رشته بنيادهاي روشن استدلالي پيروي کند .هدف روش علمي جستجوي منظم،منطقي و دقيق يک موقعيت مسئله اي است.در اين فرايند روش هاي پژوهش نقش اساسي را بر عهده دارند.
گاستون باشلار فيلسوف فرانسوي روش علمي را در چند کلمه خلاصه مي کند: غلبه بر پيش داوري ها ،ساختن از راه تعقل و مقايسه با واقعيتات.از انديشمنداني که در اين راه نقش اساسي بر عهده داشته اند رنه دکارت است.جمله معروف دکارت"من فکر ميکنم پس هستم" و اساس روش علمي را وي پايه گذاري کرد.قرن هفدهم را قرن دکارت ناميده اند وپايه هاي روش علمي شکل گرفت تا در قرن بيستم جان ديويي روش علمي را اجرايي کرد.
مراحل روش علمي:
1-پي بردن به حل مسئله -2جستجوي پيشينه 3- تدوين فرضيه4-مشاهده و آزمون
فرضيه 5-پذيرش،رد يا تعديل کردن فرضيه
درمرحله اول پژوهشگر با ملاحظه ي يک وضعيت غير قابل انتظار که براي اومهم يا ناآشنا باشد برانگيخته مي شود يا به قول ديويي با يک موقعيت نا معين روبرو مي شود.
درمرحله دوم به جستجوي سابقه ي موضوع مي پردازد تا بتواند عواملي که به طور بالقوه به بروز مسئله انجاميده است اطلاعات به دست آورد.
در مرحله سوم به تدوين فرضيه مي پردازد.
درمرحله چهارم به انجام دادن مشاهده مي پردازد.
درمرحله پنجم با توجه به داده هاي حاصل ازمشاهده به سوال ويژه ي تحقيق پاسخ داده فرضيه را رد کرده ويا به طور موقت آن را رد نمي کند ويا اينکه به تعديل فرضيه مي پردازد.
تفاوت روش علمي با ساير روشهاي شناخت:
در اين قسمت به چند نمونه از آنها اشاره ميکنيم.
الف)کليشه يا تفکر قالبي:
عبارت است از به يک نظر از پيش تشکيل شده در ذهن جمعي گروههايي از جامعه اشاره دارد که مانع قضاوت و شناخت منطق افراد نسبت به ديگران شده و ويژگي هاي خاصي را به تمام اعضاي يک گروه ديگر يا مجموعه اي متفاوت نسبت مي دهد.اين امر سبب مي شود افراد بر پايه ي اطلاعاتي ناچيز و تصورهاي کليشه اي خود که غالبا بر گرفته از جامعه و يا رسانه ها است،بدون آن که شناخت کافي از ديگران داشته باشند نسبت به آنها قضاوت کنند.
ب)وحي يا الهام:
وحي در لغت به هر نوع القاي آگاهي نظير اشاره، آواز،الهام،رويا،وسوسه و... اطلاق مي شود.در اصطلاح مفسران قرآني وحي ارتباط معنوي است که براي پيامبران الهي جهت دريافت پيام آسماني از راه اتصال به غيب برقرار مي شود.وحي برپيامبران دو گونه است:القا در قلب،يعني شيوه الهام يا روياهاي صادقانه- سخن گفتن ازآن سوي حجاب الهي با فرستادن جبرئيل.
ج)رسانه هاي گروهي:
عبارتست ازمجموعه اي از وسايل ارتباطي که عموما ارتباطي يکسويه را دنبال مي کنند.رسانه هاي ديداري وشنيداري مثل تلويزيون وراديو از جمله مهمترين رسانه هاي گروهي هستند از سوي ديگر رسانه هاي گروهي چاپي نيز دسته ديگري از رسانه هاي گروهي هستند که بنا به گفته جان لاک انگليسي همچنان جايگاه خود را به عنوان رکن چهارم دموکراسي حفظ کرده اند.امروزه با گسترش استفاده روزافزون از اينترنت رسانه هاي برآمده از فضاي اينترنت جايگاه ويژه اي دارند که امکان تعامل مخاطب را فراهم مي کنند.
منابع:
-1روش هاي پژوهش آميخته از دکترسياوش شوريي
-2منبع درسنامه علوم قرآني ازحسين جوان آراسته
....................................................................
Mahsa Zafari
سوال 1:
مراحل عمده ي روش علمي به شرح زير است
1 ) انتخاب عنوان تحقيق : انتخاب عنوان يکي از مراحل اجراي يک پژوهش است که داراي ويژگيهاي مختلفي است. اولين ويژگي موضوع «علاقه پژوهشگر» براي انجام آن است. دومين ويژگي «تازه بودن» موضوع پژوهش است تا از دوباره کاري پرهيز شود. ويژگي سوم «قابل پژوهش بودن» آن است يعني از نظر زمان و مکان قابل اجرا باشد. ويژگي هاي ديگر موضوع عبارتند از : در حد توانايي محقق باشد، داراي اهميت و مرتبط با نيازهاي جامعه باشد. قاعده ي کلي براي عنوان پژوهش اين است که عنوان نه خيلي کلي باشد که قابل پژوهش نباشد و نه خيلي جزئي که ارزش تحقيق نداشته باشد.
عنوان پژوهش بايد به صورت يک عبارت مصدري و بيانگر متغيرهاي اصلي پژوهش باشد.
2ـ بيان مسأله : بيان مسأله تحقيق حساس ترين و مهم ترين مرحله تحقيق است. در اين مرحله پژوهشگر پس از يک مقدمه که تصوير کلي از مسأله را ارائه مي دهد زمينه ها، وضعيت و موقعيتي که مسأله در آن رخ داده را توصيف مي کند، علل بروز مسأله و زمينه هاي شکل گيري آن را بيان مي کند، ضرورت و اهميت آن را توضيح مي دهد و سؤال يا سؤال هاي اساسي که به دنبال يافتن پاسخ آنهاست را بيان مي نمايد.
3ـ پيشينه تحقيق : بخشي از هر تحقيق پيدا کردن و خواندن کتاب ها و مجلات، روزنامه ها، اطلاعات رايانه اي و پژوهش هاي مربوط به موضوع تحقيق است. مطالعه پيشينه به نو بودن تحقيق شما و عدم تکرار پژوهش ديگران به شما کمک مي کند.
4ـ بيان گزاره هاي تحقيق : الف ) اهداف پژوهش : در اين قسمت پژوهشگر تعيين مي کند که به دنبال چه چيزي است. اهداف پژوهش بايستي در راستاي مسأله تحقيق و قابل دسترسي باشند.
ب ) فرضيه هاي تحقيق : فرضيه حدس عالمانه اي است درباره روابط بين دو يا چند متغير که به صورت جمله خبري بيان مي شود و نشان دهنده نتايج مورد انتظار است.
5ـ مشخص کردن متغيرها : در اين بخش پژوهشگر متغيرهاي اساسي پژوهش را مشخص و تعريف مي نمايد. متغير عبارتست از ويژگي که از فردي به فرد ديگر تغيير مي کند و مقادير مختلفي مي پذيرد و نسبت به افراد و يا اشياء يا فضاها و مکانها و شرايط مختلف اندازه هاي مختلفي مي پذيرد.
6 ـ تعيين ابزار اندازه گيري : براي آزمون يک فرضيه محقق بايد ابزاري را بسازد يا از يک ابزار استاندارد که قبلاً ساخته شده استفاده نمايد تا بتواند اطلاعات لازم را به وسيله آن تهيه نمايد. انواع ابزارهاي پژوهشي عبارتند از : مشاهده، پرسشنامه، چک ليست، مصاحبه و آزمون.
7ـ مشخص کردن جامعه ي مورد بررسي و نمونه : جامعه ي آماري عبارتست از مجموعه اي از افراد يا اشياء که داراي حداقل يک صفت مشترک باشند. مثلاً اگر دانش آموزان دوره متوسطه شهر همدان جامعه آماري يک پژوهش باشند، دانش آموز دوره متوسطه بودن در شهر همدان صفت مشترک آنهاست.
زماني که مطالعه کل جامعه در عمل امکان پذير نباشد يا مقرون به صرفه نباشد از جامعه آماري تعدادي به عنوان نمونه انتخاب مي شوند و اطلاعات لازم از گروه نمونه جمع آوري مي شود. سپس به جامعه تعميم داده مي شود.
8 ـ روش تحقيق : پژوهشگر معمولاً در اين مرحله روش تحقيق خود را مشخص و معرفي مي نمايد. اگر داده هاي مورد نياز تحقيق را ملاک دسته بندي انواع روش هاي تحقيق قرار دهيم معمولاً سه روش عمده ي تاريخي، آزمايشي و توصيفي خواهيم داشت.
9 ـ گردآوري داده ها : در اين مرحله پژوهشگر با استفاده از ابزار مناسب، اطلاعات مورد نياز را جمع آوري مي نمايد.
10 ـ تنظيم و تلخيص داده ها : منظور از تلخيص داده ها، تنظيم و تبديل داده ها به صورتي خلاصه تر است که در قالب جداول و نمودارها داده ها خلاصه، طبقه بندي و ارائه مي گردند.
سوال 2:
روش علمي با اساير روش ها از لحاظ ارزشيابي فرق چنداني ندارد ولي ويژگي هايي دارد که اين روش را از ساير روش ها متمايز مي کند که ويژگي هاي اين روش عبارتند از:
1) در اين روش مسير پژوهش کاملا مشخص است و نتايج آن قابل آزمايش و قابل تکرار است.
2) تهيه گزارش و ارائه گزارش به متخصصين جزو اين روش است.
3) اين روش قابل مشاهده است و و عينيت دارد.
..................................................................
Mahshid Biglarpour
پاسخ تکليف اول
روش علمي يکي از روش هاي شناخت است.اين روش،به عنوان روشي معتبر در روش
تحقيق استفاده ميشود.از لحاظ ارزشيابي تفاوتي با ساير روش هاي شناخت ندارد ولي
داراي ويژگي هايي است که اين روش را از روش هاي ديگر شناخت متمايز ميکند.از
جمله اين ويژگي ها: قابل آزمايش بودن،مشاهده پذيربودن و قابل اثبات شدن)ارايه
گزارش به متخصصين( ميباشد.
مراحل روش علمي به ترتيب زير ميباشد:
1.انتخاب موضوع
2.شناسايي منابع
3.تدوين طرح تحقيق
4.جمع آوري اطلاعات
5.دسته بندي،تحليل و پردازش اطلاعات
6.جمع بندي و نتيجه گيري
7.تدوين گزارش تحقيق
............................................................
محمد حسين ضرغامي، فرحناز قائمي، فاطمه قائمي
چکیده: اين پژوهش روشي را براي تحليل ويژگي هاي دسته هاي از ژن ها كه اثر مشخصي روي يك بيماري يا اختلال دارند، معرفي مي كند. در اين روش از نظريه ي سوال پاسخ در برآورد پارامترهاي ژن و همچنين پارامتر استعداد يا زمينه ي فرد استفاده مي شود. نحوه ي عملي برآورد پارامترهاي ژن و فرد از طريق داده هاي شبيه سازي شده نشان داده شده است. خروجي نهايي نرم افزار مقادير عددي پارامترها مي باشد كه مي تواند در تهيه ي بانك ژن و پيش بيني فعال سازي ژن ها توسط افراد با زمينه هاي مختلف مورد استفاده قرار گيرد.
کليدواژگان:
نظريه ي سوال پاسخ، فعال سازي ژن، ژن غالب، استعداد نمونه ي زيستي.،
لینک مشاهده: (چاپ در مجله ی ژنتیک هزاره سوم).
لینک زیر را کپی کرده و در url مرورگر خود پیست نمایید.
http://www.magiran.com/view.asp?Type=pdf&ID=1160286&l=fa
http://www.g3m.ir/browse.php?mag_id=53&slc_lang=fa&sid=1
منبع
ARMIN1404