منطق فازي به زباني ساده

منطق فازي به زباني ساده 

قاسم‌نژاد مقدم - فاطمه بقايي‌نيا- دكتر بافنده


هر نوع بيان واقعيت، يكسره درست يا نادرست نيست. حقيقت آنها چيزي بين درستي كامل و نادرستي كامل است. چيزي بين يك و صفر، يعني مفهومي چند ارزشي و يا خاكستري. حال فازي چيزي بين سياه و سفيد، يعني خاكستري است. «بارت كاسكو» (غفاري و همكاران، 1380). منطق فازي[1] در برابر منطق

«باينري» يا «ارسطويي» كه همه چيز را فقط به دو شكل سياه و سفيد، بلي و خير و صفر و يك مي‌بيند، قرار دارد. اين منطق در بازه بين صفر و يك قرار داشته و با دوري از مطلق‌گويي (فقط صفر يا يك) از مقدار تعلق عضوي به مجموعه بحث مي‌كند. مثلا يك فرد 40ساله، 15درصد به مجموعه جوان، 70درصد به مجموعه ميانسالان و 25درصد به مجموعه پيران تعلق دارد. اين منطق مطلقا نمي‌گويد كه مثلا فرد موردنظر ميانسال است (مجموع تعلق‌ها الزاما برابر يك نيست).

منطق فازي در 1965 براي اولين بار در مقاله‌اي به همين نام، توسط پروفسور «لطفي عسگرزاده» ارائه شد و در حال حاضر كاربردهاي فراواني دارد و در حيطه مديريت نيز جاي خاصي را به خود اختصاص داده است. اين منطق براي سنجش مسائل و الگوهاي كيفي، كاربرد فراوان دارد و پاسخگوي مسائل زيادي در رشته‌هاي علوم انساني بويژه مديريت است.

منطق فازي راهكاري است كه به وسيله آن مي‌توان سيستم‌هايي پيچيده را كه مدلسازي آنها با استفاده از رياضيات و روش‌هاي مدلسازي كلاسيك غيرممكن بوده و يا بسيار مشكل است، به آساني و با انعطاف بسيار بيشتر، مدلسازي كرد.

در اين مقاله، سعي شده است تا شمايي از منطق فازي، به زباني ساده، ارائه شود. همچنين، مختصري به بنيانگذار اين منطق اشاره شده و در مورد كاربردها، متغيرهاي زباني، قوانين «اگر-آنگاه»، چگونگي به كارگيري و در نهايت تفاوت آن با نظريه احتمالات، بحث شده است.

از آن زمان كه انسان انديشيدن را آغاز كرد، همواره كلمات و عباراتي را بر زبان جاري ساخته كه مرزهايي روشن نداشته‌اند. كلماتي نظير: خوب، بد، جوان، پير، قوي، ضعيف، گرم، سرد، باهوش، زيبا و قيودي نظير: معمولاً، غالباً، تقريباً و به ندرت. روشن است كه نمي‌توان براي اين كلمات رمزي مشخص يافت.

اين باور به سياه و سفيدها، صفر و يك‌ها و نظام دو ارزشي گذشته بازمي‌گردد و حداقل به يونان قديم و ارسطو مي‌رسد. البته قبل از ارسطو نوعي ذهنيت فلسفي وجود داشت كه به ايمان «دودويي» با شك و ترديد مي‌نگريست.

منطق ارسطو، اساس رياضيات كلاسيك را تشكيل مي‌دهد. براساس اصول و مباني اين منطق، همه چيز تنها مشمول يك قاعده ثابت مي‌شود كه براساس آن، هر چيز يا درست است يا نادرست. منطق ارسطويي دقت را فداي سهولت مي‌كند. نتايج منطق ارسطويي، «دوارزشي» و «درست يا نادرست»، «سياه يا سفيد» و «صفر يا يك» مي‌تواند مطالب رياضي و پردازش رايانه‌اي را ساده كند (همان منبع).

منطق فازي، جهان‌بيني جديدي است كه به رغم ريشه داشتن در فرهنگ مشرق زمين، با نيازهاي دنياي پيچيده كنوني بسيار سازگارتر از منطق ارسطويي است. منطق فازي، جهان را آن‌طور كه هست به تصوير مي‌كشد. دنيايي كه ما در آن زندگي مي‌كنيم، دنياي مبهمات و عدم قطعيت است. مغز انسان عادت كرده است كه در چنين محيطي فكر كند و تصميم بگيرد و اين قابليت مغز كه مي‌تواند با استفاده از داده‌هاي ناصحيح و كيفي به يادگيري و نتيجه‌گيري بپردازد، در مقابل منطق ارسطويي كه لازمه آن داده‌هاي دقيق و كمي است، قابل تامل است (همان منبع).


بنيانگذار منطق فازي

پروفسور لطفي‌زاده، كه در جهان علم به پروفسور زاده مشهور است، در 1921 در شهر باكوي جمهوري آذربايجان به دنيا آمد. مادرش پزشك روس و پدرش روزنامه‌نگاري ايراني بود كه در آن زمان به دلايل شغلي در باكو به سر مي‌برد. او در 10سالگي همزمان با حكومت ديكتاتوري استالين در اتحاد جماهير شوروي سابق، همراه با خانواده مجبور به مراجعت به ايران شد. لطفي‌زاده در كالج البرز تهران (دبيرستان كنوني البرز) تحصيلات متوسطه را به پايان رساند و در امتحانات كنكور سراسري، مقام دوم را كسب كرد. او در 1942 رشته برق و الكترونيك دانشگاه تهران را با موفقيت به پايان رساند و طي جنگ جهاني دوم براي ادامه تحصيلات به امريكا رفت و دوره فوق‌ليسانس مهندسي برق را در انستيتو تكنولوژي ماساچوست MIT طي كرد. پس از آن، دانشگاه كلمبيا در نيويورك را انتخاب كرد و سرانجام در 1949 موفق به دريافت درجه دكتراي خود از اين دانشگاه شد.

وي تئوري و منطق فازي را پايه‌گذاري كرده و در زمينه كاربردهاي آن در هوش مصنوعي، زبان‌شناسي، منطق، تئوري تصميمات، تئوري كنترل، سيستم‌هاي خبره و شبكه‌هاي اعصاب، به تحقيقات گسترده‌اي پرداخت. در حال حاضر، حاصل تحقيقات پروفسور لطفي‌زاده در زمينه منطق فازي در بخش‌هاي گوناگون طراحي نرم‌افزار و سخت‌افزار و محاسبات كامپيوتري بر مبناي كلمات، تئوري شعور كامپيوتر در درك زبان طبيعي و صنايع سبك و سنگين مورداستفاده است.

پروفسور لطفي‌زاده به عنوان كاشف و مبتكر منطق فازي طي يك مقاله علمي كلاسيك كه در 1965 به چاپ رسيد، شهرت جهاني يافت. وي به‌طور رسمي از 1991 بازنشسته شده و مقيم سانفرانسيسكو است. پروفسور لطفي‌زاده داراي 23 درجه دكتراي افتخاري از دانشگاه‌هاي معتبر جهان است، بيش از 200مقاله علمي را به تنهايي به نگارش درآورده و در حال حاضر عضو هيئت تحريريه بيش از 50 مجله علمي دنياست (همان منبع).


فازي و منطق فازي

واژه «فازي» در فرهنگ لغت آكسفورد، به معناي «مبهم، گنگ، نادقيق، گيج، مغشوش، درهم و نامشخص» آمده است. معاني ديگري مثل كركي، درهم و برهم، پرزدار، تيره و نامعلوم نيز از جمله معاني ديگر واژه فازي است.

در مجموع، واژه فازي به «مفاهيم فاقد مرز دقيق» اشاره دارد (Charleson, 1998). لطفي‌زاده در پاسخ به اين سوال كه چرا كلمه فازي را براي اين نظريه انتخاب كرده است، مي‌گويد: «من كلمه فازي را انتخاب كردم چون احساس مي‌كردم كه اين كلمه با بيشترين دقت آنچه را در اين نظريه آمده است، توصيف مي‌كند (قيومي، 1381).

فازي بودن به معناي چندارزشي بودن است و در مقابل منطق دو ارزشي كه در آن براي هر سوال و يا مفهومي تنها دو پاسخ و يا حالت (درست يا نادرست سياه يا سفيد) مي‌تواند وجود داشته باشد، قرار مي‌گيرد. در واقع منطق ارسطويي را مي‌توان حالت خاصي از تفكر فازي به حساب آورد (Burrough& et al,1992).

منطق فازي معتقد است كه ابهام در ماهيت علم وجود دارد. برخلاف ديگران كه معتقدند كه بايد تقريب‌ها را دقيق‌تر كرد تا بهره‌وري افزايش يابد، لطفي‌زاده معتقد است كه بايد به دنبال ساختن مدل‌هايي بود كه ابهام را به عنوان بخشي از سيستم، مدل كند.

منطق فازي، تكنولوژي جديدي است كه شيوه‌هاي مرسوم براي طراحي و مدل‌سازي يك سيستم را كه نيازمند رياضيات پيشرفته و نسبتاً پيچيده است، با استفاده از مقادير و شرايط زباني و يا به بياني ديگر دانش فرد خبره و با هدف ساده‌سازي و كارامدتر شدن طراحي سيستم جايگزين و يا تا حدود زيادي تكميل مي‌كند.

اين نظريه، قادر است بسياري از مفاهيم، متغيرها و سيستم‌هايي را كه نادقيق و مبهم هستند (همان‌طور كه در عالم واقع نيز اكثراً چنين است) صورتبندي رياضي كرده و زمينه را براي استدلال، استنتاج، كنترل و تصميم‌گيري در شرايط عدم اطمينان ، فراهم آورد. (طاهري، 1378).

در سيستم‏هاي داراي عدم قطعيت زياد و پيچيدگي‌هاي بالا، منطق فازي روشي مناسب براي مدلسازي به شمار مي‌رود.

در سيستم فازي، عدم قطعيت پديده‌ها دو نوع هستند:

1. عدم قطعيت ناشي از ضعف دانش و ابزار بشري در شناخت پيچيدگي‌هاي يك پديده.

2. عدم قطعيت مربوط به عدم صراحت و عدم شفافيت مربوط به پديده يا ويژگي خاص.

يعني، پديده ممكن است ذاتاً غير صريح و وابسته به قضاوت افراد باشد (كوره‌پزان، 2، 1384) مثلاً نمره رضايت شغلي بالا براي كارمندي، ممكن است 80 از 100باشد و براي ديگري 95.


منطق‌هاي رياضي

منطق كلاسيك (دودويي، باينري): منطقي است كه در آن، گزاره‌ها فقط ارزش راست يا دروغ دارند كه آن را منطق 0 و 1 مي‌نامند.

منطق چندمقداره: منطقي كه علاوه‌بر 0 و 1 چند مقدار ديگر را نيز اختيار مي‌كند.

منطق بينهايت مقداره: در اين منطق، ارزش گزاره‌ها مي‌تواند هر عدد حقيقي بين 0 تا 1 باشد.

منطق فازي: نوعي از منطق بي‌نهايت مقداره و در واقع ابتكاري براي بيان رفتار مطلوب سيستم‌ها با استفاده از زبان روزمره. در واقع، منطق فازي منطقي پيوسته است كه از استدلال تقريبي بشر الگوبرداري كرده است.


ويژگي‌هاي منطق فازي

الف- در منطق فازي، استدلال‌هاي دقيق به عنوان مواردي مرزي استدلال‌هاي تقريبي تلقي مي‌شوند.

ب- در منطق فازي، هر چيزي درجه‌پذير است.

پ- هر سيستم منطقي مي‌تواند فازي شود.

ت- در منطق فازي، دانش به عنوان مجموعه‌اي از محدوديت‌هاي تغييرپذير و يا به طور معادل فازي كه بر روي مجموعه‌اي از متغيرها اعمال مي‌شود، تعبير مي‌گردد.

ث- استنتاج، به عنوان فرايند گسترش محدوديت‌هاي تغييرپذير درنظر گرفته مي‌شود (قيومي، 1381).


كاربردها

در 1974، ابراهيم ممداني از دانشگاه لندن، براي نخستين بار از منطق فازي در زمينه كنترل يك موتور بخار ساده استفاده كرد. اولين كاربرد صنعتي منطق فازي، 6 سال بعد صورت گرفت. در 1980 «اسميت» از دانمارك براي نخستين بار از منطق فازي براي كنترل كوره سيمان استفاده كرد. در دهه 1980 موسسه «فوجي الكتريك» منطق فازي را براي كنترل فرايند تصفيه آب به‌كار گرفت. متعاقب آن، شركت «هيتاچي» يك سيستم كنترل خودكار قطار را بر مبناي منطق فازي توسعه داد. گفتني است كه در اوايل دهه 1990 موسسات گفته شده ژاپني‌ در زمينه كاربرد منطق فازي، پيشتاز بوده‌اند.

فازي در كارخانه‌هاي بزرگ نظير ذوب آهن، صنايع خودروسازي، شيشه‌سازي، تصفيه آب، واحدهاي توليد انرژي و در واحدهاي توليدي كوچك نظير كارخانه‌هاي ساخت ماشين لباسشويي و وسائل الكترونيكي مانند ويدئو و ... كاربردهاي گوناگوني پيدا كرده است. (طاهري، 50، 1378).

كاربرد منطق فازي در صنايع خودروسازي مربوط به تنظيم و كنترل ترمزهاي ABS، سيستم ترمز ضدلغزش و گيربكس اتوماتيك براي خودروها (در كارخانه نيسان)، گيربكس اتوماتيك براي خودروها (در شركت سوبارو)، تشخيص عيب در فرايند توليد، محاوره بين ماشين و انسان، كنترل كيفيت و... بوده است.


متغير زباني و قواعد اگر- آنگاه فازي

يكي از ويژگي‌هاي منطق فازي در استفاده از ساختار قانون پايه منطقه فازي است كه طي آن، مسائل كنترلي به يك سري قوانين IF x And y THEN z تبديل مي‌شوند كه پاسخگوي خروجي مطلوب سيستم براي شرايط ورودي داده شده به سيستم است. اين قوانين ساده و آشكار براي توصيف پاسخ‌دهي مطلوب سيستم با اصطلاحاتي از متغيرهاي زبان شناختي به جاي فرمول‌هاي رياضي استفاده مي‌شود.

نكته جالب اينجاست كه گرچه سيستم‌هاي فازي پديده‌هاي غيرقطعي و نامشخص را توصيف مي‌كنند، اما تئوري فازي، تئوري دقيقي است.

متغير زباني، متغيري است كه مقاديرش كلمات يا جملات يك زبان طبيعي و يا مصنوعي باشد. مثلاً، سن يك فرد را درنظر بگيريد، اگر مقاديري را كه سن اختيار مي‌كند با كلماتي نظير: نونهال، نوجوان، جوان، مسن و پير نشان دهيم، متغير سن، متغيري زباني است (آذر و فرجي، 1386، 198).


مثال: سرعت ماشين، متغير x است كه مقاديري را در محدوده [0,Vmax] مي‌پذيرد. اكنون ما سه مجموعه فازي «كند»، «متوسط»، «تند» را مطابق شكل زير در محدوده [0,Vmax] تعريف مي‌كنيم. اگر ما x را يك متغير زباني ببينيم، آنگاه x مي‌تواند «كند» و «متوسط» و «تند» را به عنوان مقدار بپذيرد (شكل1).


شكل1: سرعت ماشين به عنوان يك متغير زباني



يك متغير زباني توسط پنج‌تايي (X,T(x),U,G,M) مشخص مي‌شود كه در آن:



· X نام متغير زباني است.

· T(x) مجموعه مقادير زباني است كه X اختيار مي‌كند.

· U‌ دامنه فيزيكي واقعي است كه در آن، متغير زباني X مقادير كمي خود را اختيار مي‌كند (مجموعه مرجع).

· G گرامري كه بر طبق آن، مقادير مختلف متغير زباني توليد مي‌شود

· M قاعده‌اي لغوي كه هر مقدار زباني در T را به يك مجموعه فازي در U مرتبط مي‌سازد (تابع عضويت) (George and Yuan,2003)

بنابراين، با معرفي متغيرهاي زباني، ما قادر خواهيم بود توصيف‌هاي مبهم و نامعلوم در زبان‌هاي طبيعي را در گزاره‌هاي رياضي فرموله كنيم. اين اولين گام براي مشاركت سيستماتيك و موثر دانش بشري در سيستم‌هاي مهندسي است.


منطق فازي چگونه به كار گرفته مي‌شود؟

منطق فازي را مي‌توان از طريق قوانيني به كارگرفت كه «عملگرهاي فازي» ناميده مي‌شوند. اين قوانين معمولاً براساس مدل زير تعريف مي‌شوند:

IF variable IS set THEN action

مثلا، فرض كنيد مي‌خواهيم توصيفي فازي از دماي يك اتاق ارائه دهيم. در اين صورت مي‌توانيم چند مجموعه فازي تعريف كنيم كه از الگوي تابع u(x) تبعيت كند. شكل 2، نموداري از نگاشت متغير>دماي هواسردخنكعاديگرمداغ< است. ملاحظه مي‌كنيد كه دمايي معين ممكن است متعلق به يك يا دو مجموعه باشد (نوعي‌پور، 1382).


اكنون مي‌توان براساس مدل فوق، قانون فازي زير را تعريف كرد:

اگر دماي اتاق «خيلي گرم» است، سرعت پنكه را «خيلي زياد» كن.

اگر دماي اتاق «گرم» است، سرعت پنكه را «زياد» كن.

اگر دماي اتاق «معتدل» است، سرعت پنكه را در «همين اندازه» نگه دار.

اگر دماي اتاق «خنك» است، سرعت پنكه را «كم» كن.

اگر دما «سرد» است، پنكه را «خاموش» كن.

اگر اين قانون فازي را در يك سيستم كنترل دما اعمال كنيم، آنگاه مي‌توانيم دماسنجي بسازيم كه دماي اتاق را به صورت خودكار و بر طبق قانون ما، كنترل كند (نوعي‌پور، 1382).


شكل2



 


به عنوان نمونه، دماهاي بين دماي T1 و T2، هم به مجموعه «سرد» و هم به مجموعه «خنك» تعلق دارند، اما درجه عضويت دمايي معين در اين فاصله، در هر يك از دو مجموعه متفاوت است. به طوري كه دماي نزديك T2 تنها به اندازه چندصدم عضو مجموعه «سرد» و نزديك به 90درصد عضو مجموعه «خنك» است. (نوعي‌پور، 1382)



دو نوع توجيح براي سيستم‌هاي فازي وجود دارد:

دنياي واقعي ما بسيار پيچيده‌تر از آن است كه بتوان توصيفي دقيق براي آن پيدا كرد. بنابراين، بايد توصيفي تقريبي يا همان فازي كه قابل تجزيه و تحليل باشد، براي يك مدل معرفي شود.با حركت ما به سوي عصر اطلاعات، دانش و معرفت بشري بسيار اهميت پيدا كرده است. بنابراين، ما به فرضيه‌اي نياز داريم كه بتواند دانش بشري را به شكلي سيستماتيك فرموله كرده و آن را به همراه ديگر مدل‌هاي رياضي، در سيستم‌هاي مهندسي قرار دهد.


انتقادات به نظريه فازي

همراه با گسترش اين نظريه، انتقاداتي بر آن وارد شد كه عمده‌ترين آنها را مي‌توان در سه گروه، تقسيم‌بندي كرد:

منتقدين سوال مي‌كردند كه كاربرد منطق جديد (منطق فازي) چيست؟ شما چه چيزي با مجموعه فازي مي‌توانيد انجام دهيد؟

منتقدين فعال در مراكز علمي و پژوهشي احتمالات فازي را همان «احتمال» اما با لباس مبدل مي‌دانستند. آنها احساس مي‌كردند كه لطفي‌زاده چيزي جديد ارائه نكرده و واقعاً كاري خاص انجام نداده است.

قهر آشكار منطق دو ارزشي با منطق فازي از همه مهم‌تر بود. منتقدان مي‌گويند منطق دو ارزشي، كارايي دارد و هزاران سال است كه به ما خدمت كرده و رايانه‌ها را به كار مي‌اندازد. ممكن است مقداري هزينه داشته باشد، اما ساده است و كار مي‌كند (آذر و فرجي،1386، 13).


تفاوت ميان نظريه احتمالات و منطق فازي

يكي از مباحث مهم در منطق فازي، تميزدادن آن از نظريه احتمالات در علم رياضيات است. غالباً نظريه فازي با نظريه احتمالات اشتباه مي‌شود. در حالي كه اين دو مفهوم كاملاً با يكديگر متفاوتند (نوعي‌پور، 1382).

منطق فازي با حقايق نادقيق سروكار داشته و به حدود و درجات يك واقعيت اشاره دارد، حال آنكه نظريه احتمالات بر شالوده مجموعه حالات تصادفي يك پديده استوار است و درباره شانس وقوع حالتي خاص صحبت مي‌كند؛ حالتي كه وقتي اتفاق بيفتد، دقيق فرض مي‌شود. براي روشن شدن موضوع، به اين مثال توجه كنيد. فرض كنيد كه در خياباني رانندگي مي‌كنيد. اتفاقا متوجه مي‌شويد كه كودكي در خودرويي ديگر كه به موازات شما در حال حركت است، نشسته و سر و يك دست خود را از پنجره بيرون آورده و در حال بازيگوشي است. اين وضعيت، واقعي است و نمي‌توان گفت احتمال اينكه بدن اين كودك بيرون از خودرو باشد، چقدر است (همان منبع) زيرا بدن او واقعاً بيرون از خودرو است، با اين توضيح كه بدن او كاملاً بيرون نيست بلكه فقط بخشي از بدن او در خارج خودرو قرار گرفته است. در اينجا تئوري احتمالات كاربردي ندارد، چون ما نمي‌توانيم از احتمال خارج بودن بدن كودك از ماشين صحبت كنيم؛ زيرا آشكارا فرضي غلط است، اما مي‌توانيم از احتمال وقوع حادثه صحبت كنيم. مثلا هر چه بدن كودك بيشتر بيرون باشد، احتمال اينكه بر اثر برخورد با بدنه خودرويي ديگر دچار آسيب شود، بيشتر مي‌شود. اين حادثه هنوز اتفاق نيفتاده، اما مي‌توانيم از احتمال وقوع آن صحبت كنيم. بيرون بودن تن كودك از ماشين همين حالا به واقعيت تبديل شده و فقط مي‌توانيم از ميزان و درجات آن صحبت كنيم (نوعي‌پور، 1382).

فازي بودن و احتمالات، اغلب با هم تركيب مي‌شوند. يك جمله، در صورتي احتمالي است كه احتمال يا درجه تحقق را نشان دهد و يا نتيجه يك واقعه اتفاقي را بيان كند. مثلاً، جمله «شانس اينكه آنجا باشم 50-50 است» جمله‌اي كاملا احتمالي است. جملات احتمالي، خود درجه‌اي از مفهوم فازي بودن را نشان مي‌دهند. در جمله «به احتمال زياد آنجا خواهم بود» تمامي احتمالات به صورت ذهني سنجيده شده و درجه‌اي از احتمال تا تحقق را بيان مي‌كنند. در صورتي‌كه جمله «ممكن است آنجا باشم» كاملا نامعلوم و غيرقابل پيش‌بيني است و در واقع فازي بودن آن حالت را بيان مي‌كند (كارتالوپولس، 7، 1381).


نتيجه‌گيري

منطق فازي، روشي متفاوت را براي مسائلي فراهم مي‌آورد كه نياز به كنترل دارند. اين روش بر آنچه كه سيستم بايد انجام دهد متمركز است، نه بر چگونگي انجام كارها (Hellmann, 2005).

به‌كارگيري منطق فازي، ساده بوده و قادر است مسائل پيچيده‌اي را كه با روش‌هاي معمولي رياضي حل نمي‌شوند، به سادگي و در زماني كمتر حل كنند. اين منطق، همانند دانش فرد خبره، عمل مي‌كند.

نظريه مجموعه‌هاي فازي براي اقدام در شرايط عدم اطمينان طراحي شده و اين كار را با استفاده از متغيرهاي زباني و عادي روزمره انجام مي‌دهد كه مي‌توان با كمك آنها مسائل و متغيرهاي كيفي را كمي كرده و مورد ارزيابي قرار داد. بنابراين، منطق فازي منطقي مناسب براي علم مديريت است كه در بيشتر مواقع با متغيرهاي كيفي سروكار دارند.

به كمك منطق فازي، از كل گويي و مطلق‌گويي دور شده و مسائل را بيشتر به سمت جواب صحيح‌تر سوق مي‌دهيم. منطق فازي در عصر كنوني كه با تغييرات سريع همراه با پيچيدگي‌هاي بغرنج توأم شده است، مي‌تواند پاسخي مناسب باشد.


منابع:

آذر، ع. و فرجي، ح، علم مديريت فازي، انتشارات موسسه كتاب مهربان نشر، 1386.

طاهري، س.م، آشنايي با نظريه مجموعه‌هاي فازي، انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد، چاپ دوم، 1387.

قيومي، ص، منطق فازي و مباني فلسفي آن، پايان‌نامه كارشناسي ارشد فلسفه، دانشگاه تربيت مدرس، 1381.

نوعي‌پور، بهروز، منطق فازي چيست؟ ماهنامه شبكه، آذر 1385، شماره 71.

كاسكو، بارت، تفكر فازي، ترجمه، غفاري، دكتر علي و همكاران، انتشارات دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي، چاپ دوم بهمن 1380.



http://old.sanatekhodro.com/Template3/Article.aspx?AID=538#1526


خود آزمایی و آشنایی با تست شدت هیجان

شدت هیجان

در این جا چند ماده آزمون وجود دارد که از مقیاسی گرفته شده که شدنی را که افراد با آن احساسهای خود را تجربه می کنند؛ مورد سنجش قرار می دهد. به تفاوت دقیق اما احتمالا مهم بین محتوای این ماده آزمونها و محتوای ماده آزمونهای تهییج پذیری [ در بخش خودآزمایی و اشنایی تحت عنوان تحریک پذیری ارائه شده است] توجه کنید. این ماده آزمونها بر شدت معطوف هستند، در حالی که ماده آزمونهای EAS بر تحریک پذیری آسان، یا بسامدی که هیجانها طی آن تجربه می شوند تمرکز دارند. ماده آزمونهای این جا، که بر مبنای یک مقیاس 6 امتیازی درجه بندی شده ( دمنه آن از "هرگز" تا "همیشه" ادامه دارد). از لارسن (1984) اقتباس شده است.


1-     هنگامی که احساس خوشحالی می کنم، این احساس از نوع بسیار شدید است.


2-     فیلمهای غم انگیز عمیقا مرا متاثر می کنند.


3-     هنگامی که یک مساله شخصی کوچک را حل می کنم، احساس شعف می کنم.


4-     هنگامی که در کاذی موفق می شوم، واکنشم خشنودی ملایمی است (نمره معکوس).


5-     هنگامی که کار خطایی انجام می دهم، احساسهایی قوی از شرم و گناه به من دست می دهد.


6-     هنگامی که خشمگین می شوم برایم اسان است که در عین حال منطقی باشم و واکنش افراطی از خود نشان ندهم (نمره معکوس).


7-     هنگامی که واقعا احساس اضطراب کنم ، این احساس معمولا حیلی شدید است.


8-     من حالات روحی شادم را بیشتر به رضایت و خرسندی نزدیک می دانم تا به شادی (نمره معکوس).


9-     هنگامی که احساس گناه می کنم، این هیجان کاملا تشدید می شود.


ماخذ : کارور، چارلز اس و شی یر، مایکل اف . نظریه های شخصیت . ترجمه احمد رضوانی . معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی . 1375 . ص 264

خودآزمایی و آشنایی با تست احساس جویی   

مقیاس احساس جویی (خواهی)

در هر جفت از جملات زیر جمله ای را انتخاب کنید که بیش از جمله دیگر با آن موافقید، و دور حرف کنار آن خط بکشید.


1-      

الف : گاهی اوقات دوست دارم کارهایی انجام دهم که کمی ترسناکند.


 

ب : یک آدم عاقل از فعالیتهایی که خطرناکند اجتناب می کند.


2-      

الف : ترجیح می دهم در جایی که کاملا آن را نمی شناسم راهنما داشته باشم.


 

ب : دوست دارم شهری بیگانه یا بخشی تا آشنا از شهر خودم را به تنهایی سیاحت کنم، حتی اگر بدانم که گم می شوم.


3-      

الف : مایلم افرادی را ملاقات کنم که از لحاظ فیزیکی افراد هیجان انگیزی هستند.


 

ب : مایلم افرادی را ملاقات کنم که آنان نیز همان ارزشهای مرا دارا هستند.


4-      

الف : هرگز نخواهم خواست که با چتر نجات یا بدون چتر نجات از یک هواپیما به بیرون بپرم.


 

ب : دوست دارم پریدن با چتر نجات را امتحان کنم.


5-      

الف : دوست دارم غذاهایی را که قبلا طعم آن را نچشیده ام امتحان کنم.


 

ب : غذاهایی را سفارش می دهم که با آنها آشنایم، طوری که از نومیدی و نامطبوعی اجتناب کنم.


6-      

الف : فکر می کنم از اسکی کردن با سرعت در سراشیب یک کوه بلند احساس لذت خواهم کرد.


 

ب : اسکی کردن با سرعت در سراشیب یک کوه بلند راه خوبی است تا کار به چوب زیر بغل بکشد.


7-      

الف : جوهر هنر خوب در وضوح آن، تقارن شکل، و هماهنگی رنگهاست.


 

ب : من اغلب در " برخورد" رنگها و اشکال نامنظم نقاشی مدرن زیبایی می بینم.


 

اکنون نمره هایتان را جمع ببندید. اگر برای ماده آزمونهای 1 و 3 و 5 و 7 پاسخ (الف) را انتخاب کرده اید، کنار آن ماده عدد "1" را بنویسید. اگر پاسخ (ب) را انتخاب کرده اید کنار آن عدد صفر بگذارید. اگر پاسخ (ب) را برای ماده آزمونهای 2 و 4 و 6 و 8 و 9 را انتخاب کرده اید، [ در این منبع ماده های 8 و 9 ذکر نشده است] کنار آن عدد "1" بنویسید؛ اگر پاسخ الف را انتخاب کرده اید، کنار آن یک صفر بنویسید. بعد از آن که این کار را انجام دادید، اعداد کنار ماده آزمونهای 1 و 4 و 7 و اعداد کنار ماده آزمونهای 2 و 5 و 8 و اعداد کنار ماده آزمونهای 3 و  6 و 9 را به طور جداگانه با هم جمع ببندید.


ماده آزمونهایی که هم اکنون کامل کردید از مقیاس احساس جویی، فرم شماره 5 (زوکرمن، آیسنک و آیسنک، 1978) اقتباس شده است . [ این آزمون را در سایت روان سنجی و دربخش شناخت خود می توانید بیابید]. این وسیله برای اندازه گیری چند جنبه از احساس جویی به منزله یک گرایش شخصیتی تهیه شده است. گرچه از پاسخهای شما در سرتاسر ماده آزمونهایک شاخص کلی می توان استنباط کرد، مقیاسهای فرعی دیگری نیز وجود دارد، که سه فقره از آن در ماده آزمونهایی که در بالا انجام دادید نمایانده شده است. اولین مجموعه امتیازهایی که حساب کردید( ماده آزمونهای 1 و 2 و 7) منعکس کننده گرایش شما به "هیجان و ماجراجویی" است. این گرایش واکنشی مثبت به خطر جویی و نیز تمایل به تهییج را شامل می شود.


جمع دومی که محاسبه کردید( ماده های 2 و 5 و 8) گرایش شما را به "تجربه جویی" منعکس می کند. این گرایش بیشتر تمایل به تجاربی را که نو و غیر عادی هستند شامل می شود، و جستجویی است در پی نوگرایی و گستردگی در تجربه. در واقع احساس جویی است که بیشتر بر گوناگونی و تنوع توجه؛ معطوف می دارد تا بر هیجان. سومین مجموعه ای که محاسبه کردید میل به برداشتن موانع اجتماعی و جنسی ، و یا به طور عامتر فرار از هر نوع محدودیتی را که واقعیت اجتماعی معمول بر شخص تحمیل می کند، در بر می گیرد.


مقیاس احساس جویی نیز مقیاس فرعی دیگری دارد که " مستعد بودن به ملامت" را می سنجد. این گرایش به طور کاملا واضح نوعی بی علاقگی به یکنواختی و تکرار، و نوعی بیزاری از قابلیت پیش بینی را در بر می گیرد. این تنها مقیاس فرعی است که توجه خود را بر "بی علاقگی" معطوف می دارد، اما این نوع بی علاقگی است که با گرایش احساس جویی به گونه ای منطقی همساز است.


ماخذ : کارور، چارلز اس و شی یر، مایکل اف . نظریه های شخصیت . ترجمه احمد رضوانی . معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی . 1375 . ص 297-299

خودآزمایی و آشنایی با تست نیاز به شناخت

نیاز به شناخت

هریک از ماده آزمونهای زیر را با انتخاب یک عدد از این مقیاس و نوشتن آن بعد از آن ماده آزمون پاسخ دهید:

موافقت بسیار شدید 4+ __ 3+ __ 2+ __ 1+ __ 0 __ 1- __ 2- __ 3-__ 4- مخالفت بسیار شدید

1- من معمولا وسوسه می شوم که در مورد یک تکلیف بیش از حداقل مقدار مورد نیاز دقت و اندیشه به خرج دهم.

2- یادگیری راه های تازۀ اندیشیدن خیلی مرا به هیجان نمی آورد.

3- من بیشتر ترجیح می دهم بگذارم کارها اتفاق افتند تا این که سعی کنم بفهمم چرا اتفاق افتاده اند.

4- من از فرصتهایی که برای کشف نقاط قوت و ضعف استدلال خودم پیش می آید استقبال می کنم.

5- فکر کردن برای من تفریح به شمار نمی رود.

6- من ترجیح می دهم که زندگی ام سرشار از معماهایی باشد که بایستی آنها را حل کنم.

7- صرفا دانستن پاسخ به یک سوال و نه درک دلایل آن پاسخ برایم کافی است.

8- من از فکر کردن درباره یک مساله ، حتی هنگامی هم که نتایج تفکر من هیچ تاثیری بر پیامدهای آن مساله نداشته باشد، لذت می برم.

حال برگردید به مقیاس فوق و علایم پاسخ هایتان به اقلام 2 و 3 و 5 و 7 را تغییر دهید ( مثبت را به منفی و منفی را به مثبت). سپس همه اعداد مربوط به همه 8 ماده آزمون را باهم جمع کنید.

اقلامی را که در این آزمون تکمیل کرده اید بخشی از مقیاسی است که یک بعُد تفاوت فردی موسوم به نیاز به شناخت را مورد سنجش قرار می دهد(کاسیوپو و پتی، 1982 ، 1984). نمره کل شما در آزمونی که هم اکنون انجام داده اید سطح نیاز شما را به شناخت مشخص می کند. نمراتی که حاوی اعداد مثبت بالا باشند نشان دهنده نیاز قوی به شناخت می باشند، نمراتی که حاوی اعداد منفی بالایی باشند نیاز نسبتا ضعیفی به شناخت را نشان می دهند. نمرات نزدیک به صفر جایی در وسط قرار دارند.

افرادی که نیاز بالایی به شناخت دارند افرادی هستند که از فرایند تفکر درباره امور لذت می برند و اغلب بنا به علاقه شخصی به این قبیل فعالیتها مشغول می شوند. جالب این است که نیاز به شناخت به نظر نمی رسد رابطه زیادی با هوش – خواه استدلال انتزاعی یا استدلال کلامی – داشته باشد (رک: کاسیوپو، پتی و موریس 1983، ص815) . بنابراین این مقیاس نوعی سنجش استعداد هوشی یا حتی سنجش معلومات نیست ، بلکه مقیاسی از انگیزه به صرف وقت در تفکر درباره امور مختلف است. تفکر، درست همچون هر نوع رفتار دیگر مستلزم تلاش است، و افرادی که نمره بالایی در این مقیاس می گیرند از فرایند تفکر پر تلاش لذت می برند.

این انگیزه در سالهای اخیر عمدتا در بافت تفاوتهای فردی در زمینه چگونگی ترغیب شدن افراد به انجام کاری، مورد مطالعه قرار گرفته است. تفاوتهای بین افرادی که در این انگیزه نمره بالایی می گیرند و آنهایی که نمره کمی می گیرند در متن اصلی این بخش [ مراد منبع زیر است] مورد بحث قرار گرفته است.

ماخذ : کارور، چارلز اس و شی یر، مایکل اف . نظریه های شخصیت . ترجمه احمد رضوانی . معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی . 1375 . صص 221-222

خود آزمایی و آشنایی با تست تحریک پذیری

آشنایی با تست تحریک پذیری

هریک از ماده آزمونهای زیر را بر روی یک مقیاس 1 ( که به هیچ عنوان شبیه خودتان نیست) تا 5 (بسیار شبیه خودتان) درجه بندی کنید، و نمره درجه بندی خودتان را در کنار ماده آزمون بنویسید.


1-     دوست دارم با مردم باشم.

2-     معمولا چنین به نظر می رسد که عجله دارم.

3-     به آسانی وحشت زده می شوم.

4-     مکررا برآشفته می شوم.

5-     مرا فردی خونگرم و تندخو می شناسند.

6-     زنگی ام اهنگ تندی دارد.

7-     بیشتر ترجیح می دهم با دیگران کار کنم تا به تنهایی .

8-     به آسانی دچار پریشانی عاطفی می شوم.

9-     چیزهای زیادی وجود دارد که مرا آزار می دهد.

10-اغلب احساس ناامنی می کنم.

11-مردم را بیش از هر چیز دیگری عامل تحریک می دانم.

12-اغلب احساس می کنم از فرط نیرومندی در حال انفجار هستم.

13-هنگامی که ناراضی باشم ، بلافاصله کاری می کنم که دیگران از آن باخبر شوند.

14-رویدادهای روزانه مرا آشفته و مضطرب می سازند.

15-هنگامی که بترسم، سرآسیمه می شوم.

حال برگردید و نمرات پاسخ هایتان را به صورت گروه های سه تایی از ماده آزمونها جمع بندی کنید. ابتدا پاسخهایتان را به ماده آزمونهای 1 ، 7 و 11 جمع ببندید. این جمع منعکس کننده سطح جامعه پذیری شماست. (تقسیم این حاصل جمع بر 3، نمره شما را با با مقیاس 1 تا 5 که در آغاز در نظر گرفتید قابل مقایسه خواهد کرد، و به این ترتیب نمره شما مفهوم شهودی تری پیدا خواهد کرد). سپس پاسخ هایتان را به مواد 2، 6 و 12 را جمع ببندید. این چمع بیانگر سطح فعالیت شما خواهد بود.


سه مقیاس دیگر از نظر مفهومی به هم وابسته هستند، هر چند جداگانه سنجیده می شوند. حاصل جمع پاسخهای شما به ماده آزمونهای 4 ،8 و 14 بازتابی از گرایش کلی شما نسبت به تجربه کردن یک واکنش درماندگی است. ماده آزمونهای 3، 10 و 15 اختصاصی ترند. این سه ماده آزمون اضطراب را اندازه گیری می کنند. ماده آزمونهای 5، 9 و 13 نیز بسیار اختصاصی اند. آنها خصیصه خشم را می سنجند. این سه مقیاس آخر – درماندگی، ترس و خشم – همگی مقیاسهای مولفه های تهییج پذیری هستند.


این ماده آزمونها از بررسی آماری خلق و خوی EAS خاص بزرگسالان (باس و پلومین، 1984) اقتباس شده است . خصیصه های شخصیتی ای که با این آزمون سنجیده می شود خلق و خوها هستند. که از نظر زیست شناختی مبتنی بر گرایشهای خلق و خویی موروثی می باشند. سه خصوصیت اساس که با این مقیاسها سنجیده می شوند – جامعه پذیری، سطح فعالیت، و هیجان پذیری – ویژگیهایی هستند که تاثیری بسیار نافذ دارند. آنها بر آنچه افراد انجام می دهند تاثیر می گذارند( مثلا ، اشتغال به فعالیتهای انفرادی در مقابل فعالیتهای گروهی ). آنها همچنی بر چگونگی انجام هر کاری که افراد عملا انجام می دهند تاثیر می گذارند ( مثلا ، سریع و با تقلای زیاد، در مقابل به آرامی و با فراغت بال). در واقع این خصوصیات خلق و خو ممکن است در هسته اصلی تمامی شخصیت قرار داشته باشد، به این مفهوم که سایر گرایشهای شخصیت ممکن است بر مبنای آنها ساخته شده باشند.


ماخذ : کارور، چارلز اس و شی یر، مایکل اف . نظریه های شخصیت . ترجمه احمد رضوانی . معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی . 1375 . صص 252-253

خودآزمایی و اشنایی با تست" جامعه پسندی"

آزمون جامعه پسندی (مطلوبیت اجتماعی)

توجه : تست آموزشی است.

با پاسخ گفتن به هر یک از ماده آزمون های زیر به نکته ای درباره شخصیتتان پی ببرید. هر جمله را بخوانید، تعیین کنید که آیا در مورد شما درست است یا غلط .

1- قبل از رای دادن ، شرایط و خصوصیات همه نامزدهای انتخاباتی را بررسی می کنم. درست غلط

2- موقعیتهایی بوده است که من از شخصی بهره برداری کرده ام. درست غلط

3- هرگز بشدت از کسی نفرت نداشته ام . درست غلط

4- صرف نظر از آن که با چه کسی صحبت می کنم، همیشه شنونده خوبی هستم. درست غلط

5- اگر بتوانم بدون دادن بلیت وارد سینمایی بشوم و مطمئن باشم که کسی مرا نمی بیند، احتمالا این کار را می کنم. درست غلط

6- هرگاه اشتباهی می کنم، همیشه مشتاقانه به آن اعتراف می کنم. درست غلط

7- گهگاه سعی می کنم بیشتر تسویه حساب کنم تا عفو یا فراموش کنم. درست غلط

8- گاه فکر می کنم که مردم هنگامی که دچار مصیبتی می شوند در واقع مستحق آن بوده اند. درست غلط

9- هرگز آگاهانه چیزی نگفته ام که موجب رنجش احساسات فردی دیگر شوم . درست غلط

حال اجازه دهید نمره تان را جمع بندی کنیم. برای انتخاب هر پاسخ " درست" برای شماره های 1، 3، 4، 6 و 9 یک نمره به خودتان بدهید. برای انتخاب هر پاسخ "غلط" برای شماره های 2، 5، 7، 8 و 10 یک نمره به خودتان بدهید.

هرچه نمره کل شما بالاتر باشد، گرایشتان به آمایه پاسخ یا سبک پاسخی که به "جامعه پسندی" موسوم است، نزدیک تر است. ماده آزمون هایی که فهرست آن در بالا آمده است بخشی از مقیاسی است که "کراون و مارلو" (1964) برای سنجش این گرایش تهیه کرده اند. 

این ماده آزمونها به این دلیل انتخاب شدند که هریک از پاسخهایی که در اینجا بر شمردیم باعث می شوند که شما در نظر دیگران خوب جلوه کنید . در واقع ، بدین شیوه که این ماده های آزمون نوشته شده اند، این پاسخ ها باعث می شوند که شما بیش از حد خوب به نظر برسید – بیش از آن که واقعیت داشته باشد- هیچ کس قبل از رای دادن همه چیز را درباره سیاستمداران در نمی یابد؛ هیچ کس همیشه شنونده خوبی نیست ؛ هرکس بعضی اوقات سعی می کند تسویه جساب کند؛ و هرکس گهگاه نفرت شدید را تجربه کرده است. این حداقل استدلالی است که زیربنای تهیه این مقیاس را تشکیل می دهد . 

ماخذ : کارور، چارلز اس و شی یر، مایکل اف . نظریه های شخصیت . ترجمه احمد رضوانی . معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی . 1375 . صص 101-10

خودآزمایی و آشنایی با تست کتل

توجه : تست آموزشی است.

در هریک از ماده آزمون های زیر، دور حرف پاسخی را که بیش از همه با آن موافق هستید خط بکشید. اولین پاسخی که به نظرتان طبیعی می رسد انتخاب کنید. سعی کنید پاسخ "ب" مانند "نامطمئن" را انتخاب نکنید مگر آن که انتخاب دو پاسخ دیگر برایتان واقعا محال باشد.


1-     من ترجیح می دهم در پیاده رو بایستم و هنر مندی را که مشغول کار است تماشا کنم تا به دعوای چند نفر گوش دهم . الف : درست . ب : نامطمئن . ج : خیلی زیاد


2-     دوستانم مرا تحقیر می کنند . الف : بسیار بندرت . ب : گهگاه . ج : خیلی زیاد

3-     اگر کسی از من عصبانی شود، من الف : سعی می کنم او را آرام کنم  . ب : نامطمئن . ج : عصبانی می شوم

4-     آن چه که ترجیح می دهم بخوانم، الف : شرحی واقعی از مبارزات نظامی یا سیاسی . ب : نامطمئن . ج : یک رمان احساسی و خیال انگیز

5-     اگر خطای اجتماعی زشتی مرتکب شوم، به آسانی می توانم آن را فراموش کنم . الف : بله . ب : بینابین . ج : خیر

6-     چون شما همیشه نمی توانید کارها را به طور تدریجی و با روشهای معقولی به انجام برسانید، گاه مجبور می شوید به زور متوسل شوید. الف : درست . ب : بینابین . ج : نادرست


7-     موقعی که افرادی که ریاست مآب هستندسعی می کنند " به من امر و نهی کنند"، من دقیقا خلاف آن چه که آنها می خواهند انجام می دهم . الف : بله . ب : بینابین . ج : خیر


8-     رفتار مردم با من بدتر از آن است که به خاطر نیات خیرم مستحق آنم . الف : اغلب . ب : گهگاه . ج : هرگز

9-     گاهی اوقات از بدگویی هایی که افراد بی دلیل پشت سرم کرده اند، ناراحت شده ام. الف : بله . ب : نامطمئن . ج : خیر

برای هر پاسخ " ب" یک امتیاز به خودتان بدهید.

در ماده آزمون های 1، 2، 5، 7و 9 پاسخ " الف" معادل 2 امتیاز است و پاسخ "ج" امتیازی ندارد . در ماده آزمونهای 3، 4، 6 و 8 " الف" امتیازی ندارد و پاسخ "ج" دارای 2 امتیاز می باشد. بعد از آن که برای هر ماده آزمون یک ارزش امتیازی نوشتید، سه جمع را محاسبه کنید: C جمع کل ماده آزمونهای 2، 5 و 8 است؛ I جمع کل ماده ای 1، 4 و 6 است؛ L جمع کل ماده آزمونهای 3، 7 و 9 .


این ماده آزمونها برای منعکس کردن محتوای برخی از ماده آزمون های شخصیت 16PF (کاتل، 1965؛ کاتل، ابر و تاتسوکا، 1970) نوشته شده اند، هر چند که دقیقا همان ماده آزمونهایی که شما به آن پاسخ داده اید در آزمون مزبور نیامده است. آزمون 16PF به این دلیل چنین نامی گرفته است که 16 عامل جداگانه شخصیت را مورد سنجش قرار می دهد. بدیهی است که این آزمون ماده آزمونهای بیشتری را از آنچه که در اینجا ملاحظه کردید، دربر می گیرد. ما ماده آزمونهای فهرست بالا را انتخاب کردیم تا به شما امکان دهیم که با سه عاملی که این ازمون مورد سنجش قرار می دهد، آشنا شوید. حال به به سه جمع کلی که محاسبه کردید بر می گردیم و به شما خواهیم گفت که به کدام عامل ها مربوط می شوند.


عامل C "متاثر از احساسات در مقابل باثبات از نظر عاطفی" نامیده می شود و شماره های بالاتر در این عامل نشان دهنده ثبات بیشتر است . ثبات عاطفی به گرایش به داشتن واکنشهای عاطفی نسبتا نیرومند نسبت به رویدادهایی که تجربه می کنید، اشاره دارد. عامل I بعد " سرسختی در مقابل نرم خویی" است ، و شماره های بالاتر در این بعد نشانه گرایش بیشتر به سمت نرم خویی بیشتر است. این بعد به نظر می رسد که تمایزی بین نوعی عمل گرایی خط پایه و نوعی حساسیت عاطفی را دربر دارد. عامل L بعد "اعتماد در مقابل ظن" است، و شماره های بالاتر نشانه ظنین بودن بیشتر است. این بعد به نظر می رسد که منعکس کننده میزان احساس اعتماد شماست به این که افراد دیگر گرایش دارند که نسبت به شما رفتاری معقول و مناسب داشته باشند.


ماخذ : کارور، چارلز اس و شی یر، مایکل اف . نظریه های شخصیت . ترجمه احمد رضوانی . معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی . 1375 . صص 128-129

رورشاخ

From:


Edited by MEL GOODING . Pscychobox‚ A BOX OF PSYCHOLIGICAL GAMES.Shambhala Publication. 2004


 

THE INKBLOT

Inkblots have long been regarded as suggestive prompts to projective fantasies. ' ... he who will gaze allentively at that [smudge or blot]' wrote Leonardo‚ 'will see in it human heads‚ various animals‚ a battle‚ rocks‚ the sea‚ clouds‚ thickets and still more .. .' The Swiss psychiatrist Hermann Rorschach (1884-1922) devised a diagnostic test based on his patients' responses to a series of ten symmetrical inkblots‚ cr‎eated by a vertical fold‚ and presented on printed cards. What patients 'saw' in the blots was analysed in terms of a number of categories: e.g. images of humans and animals: landscapes‚ colours‚ movements‚ spClces and forms. Responses to the whole blot or details were also noted. as were original. unpredictable or unusual responses. Rorschach codified and quantified these responses. He went so far as to see the tests as revealing different qualities (though not degrees) of intelligence. ma‎stering his diagnostic formulae was considered a mailer of great professional accomplishment by some psychiatrists‚ and intuition was seen as essential to its successful application. Others have regarded it as ha‎ving no particular scientific value‚ being merely an invitation to associations whose analysis are dependent on the subjective intuition of the clinician. Non-professionals have been intrigued‚ or disconcerted‚ by informal simulations of the test.

From: PSYCHOBOX‚ A BOX PSYCHOLOGICAL GAMES. Edited by: Mel GOODING. Shambala Publication. 2004

تدريس خصوصي مباحث آماري و نرم افزارهاي مربوطه به صورت فردي و گروهي  و انجام پژوهش در اين زمينه، تدري

تدريس خصوصي مباحث آماري و نرم افزارهاي مربوطه به صورت فردي و گروهي  و انجام پژوهش در اين زمينه، تدريس روش تحقيق از سطح ساده تا پيشرفته، تدريس مباحث روانسنجي و انجام طرح هاي پژوهشي و مشاوره آماري و تحقيقي. در كليه ي مقاطع تحصيلي (كارداني، كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتري)


تدريس كليه ي مباحث آماري از ابتدا تا روش هاي پيشرفته: تجزيه ي كواريانس (تحليل كواريانس)، جبر ماتريس ها، آزمايش هاي زيستي يا زيست سنجي، تجزيه ي عليت، استنباط آماري چند متغيري، تحليل واريانس چند متغيره يا مانووا، تحليل مولفه هاي اصلي،  تحليل  عاملي، تابع تشخيص، تحليل همبستگي هاي متعارف، تحليل خوشه اي، رگرسيون لجستيك، رگرسيون لجستيك چند سطحي، تحليل مسير و SEM، انواع همبستگي ها پارامتري و ناپارامتري، رگرسيون دو متغييري، رگرسيون چند متغييري، متغيرهاي طبقه اي در رگرسيون چند متغيري، همبستگي بنيادي يا تحليل كانوني، طرح هاي عاملي، تحليل داده هاي شبكه اي، آمار استنباطي، پيدا كردن حدود اطمينان، آمار بيزي، احتمالات، كليه ي آزمون هاي آماري پارامتري و ناپارامتري، طبقه بندي هاي مختلف در روش تحقيق و آمار.


تدريس روش تحقيق، انجام طرح هاي پژوهشي و مشاوره آماري و تحقيقي. تدريس نرم افزارهاي مختلف در حوزه ي پژوهش مانند SPSS و R . تدريس روش هاي روان سنجي و نظريات سنجش و اندازه گيري و نرم افزارهاي مربوطه.


گروه مدرس: دانشجويان و فارغ التحصيلان دكتري رشته ي سنجش و اندازه گيري (روانسنجي) دانشگاه علامه طباطبايي تهران


نفرات اول كنكور ورودي دكتري، استعدادهاي درخشان كشوري و بنياد ملي نخبگان.


شماره تماس:09122263167، ZAR100@GMAIL.COM

مقايسهاي اندازه گيري :


1-مقياس ليكرت 2-مقياس افتراق معنايي 3-مقياس ثرستون  4-مقياس گاتمن 5-مقياس فاصله اجتماعي بوگاردوس


1-مقياس ليكرت:


 ين مقياس از مجموعه اي منظم از گويه ها كه به ترتيب خاصي تدوين شده است ساخته ميشود. اين گويه ها حالات خاصي از پديده مورد اندازه گيري را بصورت گويه هايي كه از لحاظ ارزش اندازه گيري داراي فاصله هاي مساوي است عرضه مي كند.  براي تدوين اين گويه ها معمولا از عبارات مساعد و نامساعد درباره پديده مورد اندازه گيري به تعداد مساوي استفاده ميشود.  پاسخ دهنده ميزان موافقت خود را با هر يك از اين عبارات در يك مقيياس درجه بندي شده كه معمولا از يك تا پنج ياهفت درجه است نشان مي دهد.  سپس ازمودني به هريك از گويه ها از نظر عددي(رتبه) ارزش گذاري مي شود.  حاصل جمع عددي اين ارزشها نمره ازمودني را در اين مقياس بدست مي دهد. در ساختن مقياس ليكرت بايد 6مرحله به شرح زيررا رعايت كرد:


1-      انتخاب مقوله هاي تشكيل دهنده مقياس اندازه گيري وتدوين گويه هاي مساعد و نامساعد مربوط به موضوع


2-      اجراي مقدماتي گويه ها در يك نمونه تصادفي ازپاسخ دهنده ها


3-      محاسبه نمره كل براي هر پاسخ دهنده


4-      تعين توان افتراقي گويه ها


5-      انتخاب گويه هاي برگزيده


6-      تعيين ضريب قابليت اعتماد مقياس


2-مقیاس افتراق معنایی


افتراق معنايي روش كمي براي اندازه گيري معنايي مفاهيم نزد افراد است وعكس العمل افراد نسبت به يك مفهوم يا شيء را توصيف ميكند. در اين مقياس از پاسخ دهنده خواسته مي شود تا مفهومي ررا روي يك مقياس دو قطبي هفت درجه اي علامت گذاري كند. در دو قطب مقياس دو صفت متضاد با هم قرار دارند.  معمولا پاسخهاي ازمودني را مي توان به شيوه هاي مختلف تحليل كرد.  براي تحليل كمي مي توان به درجه بنديهاي هر مقياس نمره هايي از 1تا 7 يا از3- تا3+ داده و سپس با محاسبه جمع يك نمره هاي هر مفهوم در هر يك از مقياسها، مشخص ساخت كه دو مفهوم از نظر يك فرد يا يك گروه تا چه اندازه به يگديگر شبيه هستند. مقياس افتراق معنايي ، ابزاري است كه در مدت زمان كوتاه ، اطلاعات بسيار مفيدي را درباره نگرش افراد بدست مي دهد.  با كمك اين مقياس مي توان نيمرخ نتايج را ترسيم نموده وبا مقايسه نيمرخها اختلاف نگرش نسبت به مفاهيم را نشان داد. مقياس افتراق معنايي بررسي تغيير در نگرش فرد را نسبت به يك موضوع ا مكان پذيرميكند ازاين مقياس در پژوهش هاي روان – درماني نيز استفاده مي شود. خاطر نشان مي شود كه تفسير نتايج حاصله از اين مقياس به آساني صورت نمي گيرد واين خطر هميشه وجود دارد كه درك افراد نسبت به معناي مفاهيم متفاوت از يكديگر باشد.


مراحل ساخت مقياس:


1-      مفاهيم موردنظر را انتخاب كند.اين مفاهيم بايد با مساله تحقيق مرتبط بوده و نسبت به تفاوتها و شباهت هاي گروه مورد مطالعه حساس باشد.


2-      زوج صفت هايي را براي مقياس انتخا كند.وقتي هدف اندازه گيري طرز فكر باشد از صفتهايي كه بيشترين وزنه ارزشي را دارد بايد استفاده كرد


3-      صفت هاي متضاد را بايد طوري در دو انتهاي مقياس قرار داد كه ترتيب خاصي وجود نداشته باشد.براي مثال در يك انتها فقط صفت هاي نشان دهنده قدرت ،فعاليت يا مطلوبيت قرار نگرفته باشد.


3-مقياس ثرستون:


. این مقیاس شامل مجموعه ای از گویه ها است که برای سنجش برخی از مفاهیم به کار می رود. در مقیاس ثرستون از پاسخ دهنده خواسته می شود ، تا تمام مواردی را که با آنها موافق است علامت بزند .  امتیاز هر فرد در این مقیاس به وسیله تعداد گویه هایی که با آن موافق است تعیین می شود.


مراحل ساختن مقیاس ترستون :


1-       تهییه مجموعه ای از گویه هایی کوتاه و دقیق راکه نشانگر طیفی از طرز فکر نسبت به شيئي یا حادثه خاصی باشد.


2-       طبقه بندی گویه ها روی یک مقیاس از یک تا یازده ( از قوی ترین تا ضعیف ترین ) به وسیله یک گروه داور


3-       در نظر گرفتن توزیع ارزشهای مقیاسی ( 1 تا 11 ) هر گویه و محاسبه میانه این توزیع


4-     گویه هایی که ارزش نیم دامنه چارکی (  ) نصف دامنه بین ربع اول و سوم خیلی زیاد است باید حذف شود . دامنه بزرگ نشانگر اختلاف زیاد بین داوران است .


5-       گویه های باقی مانده رابه نمونه اي از آزمودني ها عرضه كرده و از آنان خواسته شود تا گويه هايي را که با آن موافق هستند علامت بگذارند. گویه هایی که از لحاظ آماری دارای هماهنگی درونی پایین است ، حذف مي شود.


6-      از میان گویه های باقی مانده آنهایی که نیم فاصله چارکی آنها فواصل یکسانی را نشان می دهد ، یکی انتخاب کرد.


مقياس گاتمن


این مقیاس شامل مجموعه ای از گویه هاست که در رابطه با نگرش فرد نسبت به یک موضوع تنظیم شده است .


گویه ها بر حسب دشواری ، پیچیدگی یا ارزش وزنی مرتب می شوند و موافقت یا تاکید یک گویه ، مو افقت با سایر گویه ها ی کم وزن تر را به دنبال دارد.   اين ويژگي تراكمي بودن مقياس گاتمن امكن مي دهد تا با داشتن امتياز كلي فرد نمره فرد را در هر گويه اي پيش بيني نماييم.


مراحل ساخت مقياس گاتمن


1-       انتخاب وتدوين گويه هاي مناسب درباره نگرش نسبت به موضوع مورد نظر .براي انتخاب گويه ها مي توان به برخي منابع از قبيل روزنامه ها ، كتابها،مقاله هاي علمي،نتايج تحقيات و مصاحبه با افراد متخصص مراجعه كرد.


2-       اجراي مقدماتي گويه هاي تدوين شده


3-       تجزيه و تحليل پاسخهاي بدست آمده


4-       محاسبه ضريب بازيابي (cr)


ساختن مقياس گاتمن مستلزم طي مراحل دشواريست ولي در مقايسه بامقياس ليكرت وثرستون مزايايي به قرار زير دارد:


الف) امكان تعيين نيمرخ پاسخهاي فرد را فراهم مي كند.


ب) با توجه به ماهيت تراكمي مقياس براي ارزيابي تغييرات نگرش مناسبتر است.


 


مقياس فاصله اجتماعي بوگاردوس


 


نوعي مقياس سنجش نگرش است كه در بررسي نگرش نسبت به گروهاي قومي – نژادي طبقات اجتماعي ،گروه هاي مذهبي و حرفه اي مورد استفاده قرار مي گيرد .  پيش فرض اين مقياس آن است كه فرد پيشداوري بيشتر در مورد يك گروه ويژه داشته باشد ، فاصله اجتماعي بين او و اعضاي آن گروه بيشتر خواهد بود .  در اين مقياس گويه ها به صورت موقعيت هاي فرضي به ترتيبي كه معرف فاصله اجتماعي باشد ارائه مي شود.


 


منبع : سرمد ،بازرگان،حجازي، روشهاي تحقيق در علوم رفتاري ،انتشارات آگاه


 مقیاسی است که به‌وسیله "رنسیس لیکرت" طراحی شده و نوعی مقیاس نگرش‌سنج است که در آن آزمودنی باید میزانی را که برای هر جنبه صحه می‌گذارد ، ابراز کند. مقیاس‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های لیکرت معمولاً پنج تا هفت پاسخ محتمل را با یک وضعیت خنثی ، ارائه می‌کند مانند کاملاً موافق ، موافق ، بی‌نظر ، مخالف ، و کاملاً مخالف. 

مقیاس‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های لیکرت می‌توانند نظریات کلی دانش‌آموزان را درباره نظام آموزشی مشخص کنند ، از این مقیاس‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها می‌توان برای مقایسه استفاده کرد مانند مقایسه آزمون آغاز و پایان دوره و یا مقایسه یک گروه آزمایشی با گروه گواه.


گام‌های آغازین در ایجاد یک شبکه

گام‌های آغازین در ایجاد یک شبکه

با بروز و ظهور انواع شبکه‌ها واقعی و مجازی که هر روز بر تعداد آنها افزوده می‌شود و در فرآیند مطالعه شبکه‌هاي مختلف در این مطلب قصد بر آن است که گام‌های آغازین در هدف‌گذاری اولیه و تعیین استراتژی یک شبکه واقعی و مجازی را مطرح کنیم. سوالات اولیه‌ای که یک فرد یا سازمان طراح و یا سرمایه‌گذار برای شروع به تفکر در مورد ایجاد شبکه باید از خود بپرسد و پس از پاسخگویی به آنها سناریویی قوی برای شبکه مد نظر خود تدوین نماید تا از معضلی که بسیاری از شبکه‌ها واقعی و مجازی که هر روز مشاهده می‌کنیم دچار آن هستند دور بماند، اینها مواردی است که هر شبکه موفق و با اقبال گسترده مخاطبان به خوبی آنها را مشخص کرده است و در نمونه‌های بزرگ دنیا می‌توانیم پاسخ‌هایی دقیق و روشن به هریک از آنها بیابیم که در چشم انداز و نیز خط مشی کلی شبکه نیز بیان شده‌اند، به قول قدیمی‌ترها باید تکلیف خودمان را با خودمان از ابتدا مشخص کنیم.

منبع: http://www.onlinesna.com/

.

سوال اول: 

اهداف عمده و ایده‌آل این شبکه مجازی یا واقعی چه خواهد بود؟ پاسخ‌های ممکن این سوال معمولا با عباراتی نظیر موارد زیر آغاز می‌شوند:

 

برقراری ارتباط میان …

کسب شناخت نسبت به …

فضاسازی برای …

و…

سوال دوم:

ویژگی‌های گروه‌های هدف این شبکه چه می‌باشد؟ در پاسخ این سوال باید مشخص شود که گروه‌های هدف این شبکه چه افرادی خواهند بود و ویژگی‌های مشترک و برجسته این افراد که باعث شده است انتخاب گردند چیست؟

سوال سوم:

ویژگی‌های ارتباطات مد نظر جهت برقراری میان گروه‌های هدف چه خواهد بود؟ ارتباطات می‌خواهد حول چه محورهایی برقرار شود؟ در پاسخ این سوال باید مزایای نسبی شبکه که می‌خواهیم ایجاد کنیم مشخص گردد، به این معنا که این شبکه چه مواردی خواهد داشت که آن را از نمونه‌های موجود مجزا کند و افراد را به برقراری چه نوع ارتباطاتی توانا خواهد ساخت؟

سوال چهارم:

کارکردهای در نظر گرفته شده و مورد انتظار برای این ارتباطات چه خواهد بود؟

سوال پنجم:

انگیزش‌ها و محرک‌های عمده جهت تشویق افراد به عضویت و فعالیت در این شبکه چه خواهد بود؟

سوال ششم:

ماهیت کل فضای شبکه و نیز ارتباطات شکل گرفته و عملکرد اعضا در آن چگونه است؟ در پاسخ این سوال باید مشخص گردد محیط و فضای آینده شبکه که بر اساس اهداف تدوین شده و ویژگی‌های گروه‌های هدف و ارتباطات میان آنها و نیز کارکردهای آن ارتباطات و انگیزش‌های خاص انتخاب شده جهت جذب افراد تعیین شده است، محیطی رسمی و یا محیطی غیررسمی خواهد بود؟ محدودیت‌های افراد جهت حضور در این فضا چه مواردی خواهد بود؟ پاسخ‌های این سوال موارد اولیه جهت تدوین پرایوسی پولیسی فعالیت در شبکه را مهیا می‌کند.

سوال هفتم:

این ارتباطات بر چه محورهای محتوایی خواهد بود؟ پاسخ این سوال معمولا با توجه به امکانات و ابزارهای ارتباطی فعلی شامل مواردی نظیر اینها است: 

o ارتباط رو در رو

o تلفن

o Text

o Photo

o Video

o Voice

o و دیگر ابزارهای ارتباطی ممکن

سوال هشتم:

نقش‌های در نظر گرفته شده برای افراد جهت مشارکت در فضای این شبکه چه مواردی است؟ یکی از حیاتی‌ترین بخش‌های طراحی یک سناریوی قوی برای شبکه که در حال طراحی آن هستیم این است که افراد گروه هدف خود را بر اساس برخی از توانایی‌ها و ویژگی‌های آنها دسته‌بندی کنیم و نقش‌هایی را برای هر کدام از این دسته‌ها در نظر بگیریم که بتوانند بر آن اساس در شبکه فعالیت کنند، به عنوان مثال می‌توان به نقش شرکت، گروه، فرد معمولی، کارشناس و خبره زمینه تخصصی و… که هر کدام به فراخور توانمندی‌ها و نیازهایشان در شبکه امکانات نسبتا متفاوتی در اختیار خواهند داشت اشاره کرد.

سوال نهم:

نحوه عضویت و دعوت از افراد در مراحل و فازهای اولیه و بعدی شبکه چگونه است؟ به عنوان مثال می‌توان عضویت محدود و دارای چارچوب بر اساس موارد قبل و یا عضویت نسبتا آزادتر دارای محدودیت کمتر نظیر نحوه عضویت بسیاری از شبکه‌ها مجازی را در پاسخ این سوال در نظر گرفت.

.

این سوالات موارد اولیه‌ای است که هر فرد یا سازمان طراح و یا سرمایه‌گذار در ابتدای تفکر در مورد ایجاد یک شبکه باید به آنها پاسخ بگوید تا بتواند یک سناریو قوی برای شبکه دلخواه و مد نظر خود طراحی و تدوین نماید، ممکن است پاسخ این سوالات به طور آشکارا در مستندات شبکه نیز درج نگردد اما برای تعیین مراحل اجرایی دقیق پیاده‌سازی شبکه لازم است تکلیف خود را از ابتدا مشخص کنیم.

 


تحليل رگرسيون لجستيك چند سطحي يا MULTINOMIAL LOGIT از طريق نرم افزار R

تحليل رگرسيون لجستيك چند سطحي يا MULTINOMIAL LOGIT از طريق نرم افزار R:

http://www.amaracademy.com/essays.php?id=12&title=%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87_%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D9%87_Multinomial_Logistic_Regression_%D8%AF%D8%B1_%D9%86%D8%B1%D9%85_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1_R

ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ  ﻱ ﻣﺪﻝ ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻟﹸ ﺠﺴﺘﻴﻚ ﭼﻨﺪﺳﻄﺤﻲ  ﺑﺎ ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ  ﻟﹸﺠﺴﺘﻴﻚ ﻣﻌﻤﻮﻟﻲ  ﺩﺭ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﺮﺗﺒﻂ  ﺑﺎ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﻛ

  

ﻣﺠﻠﻪﻱ ﻏﺪﺩ ﺩﺭﻭﻥﺭﻳﺰ ﻭ ﻣﺘﺎﺑﻮﻟﻴﺴﻢ ﺍﻳﺮﺍﻥ  

ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻋﻠﻮﻡ ﭘﺰﺷﻜﻲ ﻭ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﻲ ـ ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ ﺷﻬﻴﺪ ﺑﻬﺸﺘﻲ  

ﺩﻭﺭﻩﻱ ﺩﻭﺍﺯﺩﻫﻢ، ﺷﻤﺎﺭﻩ ۴ﻱ ، ﺻﻔﺤﻪ  ﻫﺎﻱ۳۶۴ ـ ۳۵۹ (ﺁﺑﺎﻥ ۱۳۸۹   )

  

  

ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ  ﻱ ﻣﺪﻝ ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻟﹸ ﺠﺴﺘﻴﻚ ﭼﻨﺪﺳﻄﺤﻲ  ﺑﺎ ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ

ﻟﹸﺠﺴﺘﻴﻚ ﻣﻌﻤﻮﻟﻲ  ﺩﺭ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﺮﺗﺒﻂ  ﺑﺎ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ  

  

ﺭﺿﻮﺍﻧﻪ ﭼﺮﺍﻏﻲ

۱

 ، ﺩﻛﺘﺮ ﻳﺪﺍﻟﻪ ﻣﺤﺮﺍﺑﻲ

۲

 ، ﺩﻛﺘﺮ ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺿﺎ ﺍﺷﺮﺍﻗﻴﺎﻥ

۳

 ، ﺩﻛﺘﺮ ﺣﺴﻴﻦ ﺩﻟﺸﺎﺩ

۴

، ﺩﻛﺘﺮ  ﺪﻴﺣﻤ ﻋﻠﻮ  ﻱ ﻣﺠﺪ

۵

  

) ۱ ﺷﻌﺒﻪ  ﻦﻴﺑ ﻱ ﺍﻟﻤﻠﻞ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻋﻠﻮﻡ ﭘﺰﺷﻜﻲ ﻭ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﻲ -ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ ﺷﻬﻴﺪﺑﻬﺸﺘﻲ ) ۲، ﺩﺍﻧﺸﻜﺪﻩ  ﻱ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ  ،

ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻋﻠﻮﻡ ﭘﺰﺷﻜﻲ ﻭ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﻲ-ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ ﺷﻬﻴﺪ ﺑﻬﺸﺘﻲ، ﺩ) ۳ ﺍﻧﺸﻜﺪﻩ  ﻱ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ  ، ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻋﻠﻮﻡ ﭘﺰﺷﻜﻲ

ﺗﻬﺮﺍﻥ  )۴، ﻣﺮﻛﺰ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺕ ﻏﺪﺩ ﺩﺭﻭﻥﺭﻳﺰ، ﭘﮋﻭﻫﺸﻜﺪﻩ ﻋﻠﻮﻡ ﻏﺪﺩ ﺩﺭﻭﻥ  ﻭ ﺭﻳﺰ ﻣﺘﺎﺑﻮﻟﻴﺴﻢ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻋﻠﻮﻡ ﭘﺰﺷﻜﻲ ﻭ 

ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﻲ ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ ﺷﻬﻴﺪﺑﻬﺸﺘﻲ ) ۵، ﺩﺍﻧﺸﮑﺪﻩ ﻴﭘ ﻱ ﺮﺍﭘﺰﺷﮑ  ﻲ، ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻋﻠﻮﻡ ﭘﺰﺷﮑﻲ ﻭ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﻲ  -

ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ  ﺪﻴﺷﻬ ﺑﻬﺸﺘ  ﻲ؛ ﻧﺸﺎﻧﻲ ﻣﮑﺎﺗﺒﻪﻱ  ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﻩﻱ  ﻣﺴﺌﻮﻝ  : ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﻳﺍﻭ  ﻦ، ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻋﻠﻮﻡ ﭘﺰﺷﻜﻲ ﻭ ﺧﺪﻣﺎﺕ 

ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﻲ -ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ ﺷﻬﻴﺪ ﺑﻬﺸﺘﻲ، ﺩﺍﻧﺸﻜﺪﻩ  ﻱ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ، ﮔﺮﻭﻩ ﻴﺍﭘ ﻴﺪﻣ ﻮﻟﻮﮊﻱ، ﺩﻛﺘﺮ ﻳﺪﺍﻟﻪ ﻣﺤﺮﺍﺑﻲ؛                               

  e-mail:ymehrabi@gmail.com 

ﭼﻜﻴﺪﻩ  

ﻣﻘﺪﻣﻪ: ﻫﺪﻑ ﺍﻳ  ﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩ ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﮏ ﭼﻨﺪ ﺳﻄﺤﻲ ﻭ ﻣﻌﻤﻮﻟﻲ ﺩﺭ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﺮﺗﺒﻂ  ﺑﺎ ﮔﻮﺍﺗﺮ  ﺩﺭ

ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ  ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ  ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺳﻠﺴﻠﻪ  ﻣﺮﺍﺗﺒ  ﻲ  ﻫﺎ ﺩﺍﺩﻩ  ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ  . ﻣﻮﺍﺩ  ﻭ ﺭﻭﺵﻫﺎ : ﺁﺯﻣﻮﺩﻧﻲﻫﺎﻱ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺷﺎﻣﻞ ۳۵۷۴۷ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯ

 ۱۰-۸ ﺳﺎﻟﻪ ﺳﺎﮐﻦ  ۳۰ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﺍﺩﻩ  ﻫﺎ ﺗﻮﺳﻂ ﭘﮋﻭﻫﺸﻜﺪﻩﻱ ﻋﻠﻮﻡ ﻏﺪﺩ ﺩﺭﻭﻥﺭﻳﺰ  ﻭ ﻣﺘﺎﺑﻮﻟﻴ  ﺴﻢ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎ  ﻩ ﻋﻠﻮﻡ

ﭘﺰﺷﮑ  ﻲ  ﺪﻴﺷﻬ ﺑﻬﺸﺘ  ﺑﻪ ﻲ ﺭﻭﺵ ﻧﻤﻮﻧﻪﮔﻴﺮﻱ ﺗﺼﺎﺩﻓﻲ  ﻃﺒﻘﻪﺍﻱ  ﻭ ﺧﻮﺷﻪﺍﻱ  ﺟﻤﻊﺁﻭﺭﻱ ﺷﺪﻧﺪ  . ﻭﺿﻌﻴﺖ ﮔﻮﺍﺗﺮ، ﺟﻨﺲ، ﻣﺤﻞ

ﺳﮑﻮﻧﺖ، ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ  ﺍﺯ ﺳﻄﺢ  ﻭ ﺎﻳﺩﺭ ﻱ ﺷﻴﻮﻩ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻱ ﻧﻤﻚ ﻳ ﺪﺩﺍﺭ  ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ  ﻫﺎ ﺛﺒﺖ ﺷﺪ. ﻣﺪﻝ ﭼﻨﺪ ﺳﻄﺤﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﺤﻠ  ﻞﻴ

 ﻫﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ  ﺑﺎ  ﻭ ﻳﺎﻓﺘﻪﻫﺎﻱ ﺣﺎﺻﻞ  ﺍﺯ ﺭﮔﺮﺳﻴ  ﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﮏ ﻣﻌﻤﻮﻟﻲ ﻳﻣﻘﺎ  ﺴﻪ  .ﺷﺪ ﻳﺎﻓﺘﻪﻫﺎ : ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻧﺸﺎﻥ  ﺩﺍﺩ  ﻛﻪ ۷۴/۵  % 

ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯ  ﺍﻥ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﺑﻮﺩﻩﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﮏ ﺩﻭﺳﻄﺤﻲ، ﻭﺍﺭﻳﺎﻧﺲ ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﺩﻭﻡ (ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ  ) ۰ ۹۴۱/  ﺑﺎ ﺧﻄﺎﻱ 

ﻣﻌﻴﺎﺭ p< /۰ ۰۰۱)  /۰ ۰۹۲) ﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﺷﺎﻧﺲ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ﺍﺯ ﺳﻄﺢ ﺩﺭﻳﺎ (۲۷/۱  ﻭ ۷۸/۰ ۶۲/۱ ﺑﻪ) ﺩﺳﺖ ﺁﻣﺪ. ﺩﺭ ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﺳﻪﺳﻄﺤ  ﻲ

ﻧﺴﺒﺖ ﺷﺎﻧﺲ ﺍﺑﺘﻼ ﺑﻪ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺩﺧﺘﺮ ۰۸/۱  (  ﻭ ۰۴/۱ ۳۴/۱ ) ﻭ ﺭﻭﺳﺘﺎﻳﻲ ۳۶/۱  (  ﻭ ۲۴/۱ ۴۷/۱ ) ﻣﻌﻨﻲﺩﺍﺭ ﺑﻮﺩ. 

ﻣﻘﺪﺍﺭ ﻭﺍﺭﻳﺎﻧﺲ ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﺳﻮﻡ (ﺍﺳﺘﺎﻥ  )ﻫﺎ ۱ ۰۳۱/  ﺑﺎ ﺧﻄﺎﻱ ﻣﻌﻴﺎﺭ ۰  ۲۸۷/ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ ﺷﺪ ( p< /۰ ۰۰۱ ﻴﻧﺘ .) ﺮﻴﮔ ﺠﻪ ﻱ ﻳ:  ﻫﺎ ﺎﻓﺘﻪ ﻧﺸﺎﻥ

ﺩﺍﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻣﺪﻝ ﺭﮔﺮﺳﻴ  ﻮﻥ ﮐﻼﺳﻴﮏ ﻣ ﻨﺠﺮ  ﺑﻪ  ﮐﻢ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻱ ﻳﻭﺍﺭ ﺎﻧﺲ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺪﻝﻫﺎﻱ ﺩﻭﺳﻄﺤﻲ ﻭ 

 ﺳﻪﺳﻄﺤﻲ  ﻲﻣ ﺷﻮﺩ   . 

  

ﻭﺍﮊﮔﺎﻥ ﻛﻠﻴﺪﻱ  : ﻣﺪﻝ ﭼﻨﺪﺳﻄﺤﻲ، ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﻚ، ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺳﻠﺴﻠﻪﻣﺮﺍﺗﺒﻲ، ﮔﻮﺍﺗﺮ  

۸۹   : ۱/۴/ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﺬﻳﺮﺵ ـ ۸۹ ۲۷/۳/ :ﺍﺻﻼﺣﻴﻪ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ـ ۸۸  ۱۰/ ۱۲/ :  ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ

ﻣﻘﺪﻣﻪ  

 ﻳﺪ ﻳﻚ ﻋﻨﺼﺮ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﻘﺎﻱ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ.  ﺍﻳﻦ ﻣﺎﺩﻩ  ﻱ 

ﻏﺬﺍﻳﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﺷﺪ  ﻭ ﻧﻤﻮ ﻓﺮﺩ، ﺣﺘﻲ ﻗﺒﻞ  ﺍﺯ ﺗﻮﻟﺪ ﻧﻴﺰ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻴﺎﺯ

ﺍﺳﺖ. ﻛﻤﺒﻮﺩ  ﺍﺯ ﻳﺪ ﻃﺮﻳﻖ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺍﺧﺘﻼﻝ  ﺩﺭ ﺭﺷﺪ  ﻭ ﺗﻜﺎﻣﻞ ﻣﻐﺰ،

ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ  ﻫﺎ ﻧﻔﺮ  ﺍﺯ ﺳﺎﻛﻨ  ﻥﺎ  ﻱ ﻛﺮﻩ ﺯﻣﻴﻦ  ﺭﺍ  ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺧﻄﺮ ﻗﺮﺍﺭ

ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ.  ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ  ﺣﺪﻭﺩ

ﻳﻚ ﻣﻴﻠﻴﺎﺭﺩ  ﻭ ﺷﺸﺼﺪ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻧﻔﺮ ﺑ ﺩﺭ ﻴﺶ  ﺍﺯ ۱۳۰ ﻛﺸﻮﺭ

ﺟﻬﺎﻥ  ،  ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺧﻄﺮ ﺍﺑﺘﻼ  ﺑﻪ ﺍﺧﺘﻼﻝﻫﺎﻱ ﻧﺎﺷﻲ  ﺍﺯ ﻛﻤﺒﻮﺩ  ﻳﺪ 

ﻫﺴﺘﻨﺪ ۷۵۰ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻧﻔﺮ (۱۳% ﺟﻤﻌﻴﺖ ﺟﻬﺎﻥ) ﺑﻪ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﺩﭼﺎﺭﻧﺪ

 ﻭ ﻧﺰﺩﻳﻚ  ﺑﻪ  ۵۰ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻧﻔﺮ ﻧﻴﺰ ﺩﺭﺟﻪﻫﺎﻳﻲ  ﺍﺯ ﺁﺳﻴﺐﻫﺎﻱ

ﻣﻐﺰﻱ ﻧﺎﺷﻲ  ﺍﺯ ﺍﺧﺘﻼﻝ ﮐﻤﺒﻮﺩ ﺪﻳ  (IDD)  ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ  ﻣﻲﺩﻫﻨﺪ.

۱

ﮔﻮﺍﺗﺮ ﺑﻪ ﺑﺰﺭﮒﺗﺮ ﺷﺪﻥ ﻏﺪﻩﻱ ﻴ ﺗ ﺮﻭﺋﻴﺪ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻃﺒ ﻌﻴ ﻲ ﺁﻥ ﺍﻃﻼﻕ 

ﻣ  ﻲﺷﻮﺩ. ﺳﻮﻣ ﻳﭘﺎ ﻦﻴ ﺶ ﮐﻤﺒﻮﺩ  ﻭ ﺪﻳ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﻳﺍ ﺩﺭ  ﺮﺍﻥ

      ۳۶۰ ﻣﺠﻠﻪ  ﻱ ﻏﺪﺩ ﺩﺭﻭﻥ  ﻭ ﺭﻳﺰ ﻣﺘﺎﺑﻮﻟﻴﺴﻢ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﻭﺭﻩﻱ ﺩﻭﺍﺯﺩﻫﻢ, ﺷﻤﺎﺭﻩ ، ۴ ﻱ ﺁﺑﺎﻥ ۱۳۸۹

 ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۳۸۶  ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ  .ﺪﻴﺭﺳ ﻣﺎﺭﻱ ﻳ ﻧﻮ ﮏ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﺵ 

ﺗﻮﺻ ﻲﻔﻴ -ﺗﺤﻠ  ﻲﻠﻴ  ﺩﺭ ۲۶۰۰ ﮐﻮﺩﮎ ۱۲-۶  ﺳﺎﻟﻪﻱ  ﺳﺎﮐﻦ ﭼﻬﺎﺭ 

ﻣﻨﻄﻘﻪﻱ ﻴ ﻏ ﺮ ﺳﺎﺣﻠﻲ ﺎﻟﻳﺘ ﺍ ﻴﺎﻱ ﻣﺮﻛﺰﻱ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۲۰۰۶ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩ

ﻭ ﻭﺟﻮﺩ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﻭ ﺩﺭﺟﻪﻱ  ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ 

ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ

i

(WHO) ﻣﺸﺨﺺ ﻭ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﮐﺮﺩ. ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ  ﻱ  ﻭﻱ

ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ ۹۵/۳ % ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻏﻴﺮ ﺳﺎﺣﻠﻲ ﺩﭼﺎﺭ ﮔﻮﺍﺗﺮ 

ﻣ   ﻲﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺷﻴﻮﻉ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﺩﺭ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻏﻴﺮ ﺳﺎﺣﻠﻲ  ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ 

ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺳﺎﺣﻠﻲ ﻴ ﺑ ﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ.

۲

  

ﻭﺍﮊﻩﻱ ﭼﻨﺪﺳﻄﺤﻲ  ﺑﻪ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﻴﻦ ﺍﻋﻀﺎﻱ ﻭﺍﺣﺪﻫﺎﻱ

ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮﺍﺗﺒﻲ  ﺩﺭ ﻳﻚ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺩﺍﺭﺩ  ﺑﻪ. ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ،  ﺩﺭ

ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻴﻣ ﺰﺍﻥ ﺷﻴﻮﻉ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﮐﺸﻮﺭ  ﺑﺎ 

ﻭﺿﻌ ﺖﻴ ﭼﻨﺪﺳﻄﺤﻲ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﻫﺴﺘ ﻢﻴ ﺑﻪ ﻦﻳﺍ ﺗﺮﺗ ﺐﻴ  ﮐﻪ

ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ  ﻫﺮ ﻣﺪﺭﺳﻪ  ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺧﺼﻮﺻﻴ  ﺎﺕ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺆﻣ  ﺑﺮ ﺛﺮ

ﮔﻮﺍﺗﺮ  ، ﻣﺸﺎﺑﻬﺖﻫﺎ  ﻳﻲ ﺩﺍﺭﻧﺪ  ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ  ﺑﺎ ﻣﺪﺭﺳﻪﻱ ﻳﺩ  ﮕﺮ

ﻫﻤﺎﻥ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺑﺎﺷﺪ.  ﺩﺭ ﻳ ﮏ ﺳﻄﺢ ﺑﺎﻻﺗﺮ،  ﻦﻴﺑ 

ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﻳ ﮏ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ ﻣﺸﺎﺑﻬﺖﻫﺎ ﻳﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ  ﮐﻪ

ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻭﺿﻌ ﺖﻴ ﻲﮐﻠ ﺁﻧﻬﺎ  ﺑﺎ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ

ﻳﺩ  ﮕﺮ  ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺑﺎﺷﺪ.  ﻦﻴﻫﻤ ﺣﺎﻟﺖ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ

 ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻱﻫﺎ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺑﻴ ﻔﺘﺪ  . ﺑﻨﺎﺑﺮﺍ  ،ﻦﻳ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ،

ﻣﺪﺍﺭﺱ، ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻭ ﺍﺳﺘﺎﻥﻫﺎ ﻴﺳ ﺴﺘﻢ ﺳﻠﺴﻠﻪﻣﺮﺍﺗﺒﻲ  ﺎﻳ 

ﭼﻨﺪﺳﻄﺤ  ﺭﺍ ﻲ ﺗﺸﮑ ﻣ ﻞﻴ  ﻲﺩﻫﻨﺪ  ﮐﻪ  ﺩﺭ  ﻫﺮ ﺳﻄﺢ،  ﻦﻴﺑ ﻧﻤﻮﻧﻪ  ﻫﺎ 

ﻫﻤﺒﺴﺘﮕ  ﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ    .  

 ﺩﺭ  ﺩﺍﺩﻩﻫﺎﻱ  ﺑﺎ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺳﻠﺴﻠﻪﻣﺮﺍﺗﺒﻲ،  ﻣﺪﻝﻫﺎﻱ ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ

ﻣﻌﻤﻮﻟﻲ  ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﻧﺎﺩﻳﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺗﻲ  ﺑﻪ ﻛﻪ ﻭﺍﺳﻄﻪ  ﻱ 

ﺳﻄﻮﺡ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﻳﺠﺎﺩ  ﻣﻲﺷﻮﺩ  ، ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺍﺳﺘﻨﺒﺎﻁﻫﺎﻱ

ﻧﺎﺩﺭﺳﺘﻲ  ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﻫﻨﺪ.  ﻦﻳﺍ ﻞﻳﺩﻻ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻣ ﺭﺍ  ﻲﺗﻮﺍﻥ  ﺩﻭ

ﻓﺮﺽ  ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪﺷﺪﻩ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻣﻌﻤﻮﻟﻲ ﺷﺎﻣﻞ

ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﻣﺸﺎﻫﺪ  ﻭ ﺎﻫ ﻩ ﻧﺎﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﺧﻄﺎﻱ ﻣﺪﻝ ﺩﺍﻧﺴﺖ.

۳

 ﺮﺍﻳﺯ 

ﭼﻨﺎﻥ  ﭼﻪ ﻭﺍﺭﻳﺎﻧﺲ ﺑﺎﻗﻲﻣﺎﻧﺪﻩ  ﻫﺎ  ﺩﺭ ﻣﺸﺎﻫﺪ  ﻱﺎﻫ ﻩ ﻓﺮﺩﻱ ﻫﻤﺒﺴﺘﻪ

ﺑﺎﺷﻨﺪ،   ﺑﻪ ﻛﺎﺭﮔﻴﺮﻱ ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻣﻌﻤﻮﻟﻲ ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ  .

ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ، ﺑﺎﺭﺩﻧﻬﻴﺮ ﻭ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۲۰۰۵ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪﺍﻱ 

ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﻣﺼﻮﻧﻴﺖ ﻭ ﺍﻳﻤﻦﺳﺎﺯﻱ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪﻫﺎﻱ ﺳﺎﻟﻤﻨﺪﺍﻥ 

ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺫﺍﺕﺍﻟﺮﻳﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ 

ﭼﻨﺪﺳﻄﺤﻲ ﺩﺍﺩﻩﻫﺎ ﻭ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﻴ ﺑ ﻦ ﺳﻄﻮﺡ ﻣﺨﺘﻠﻒ، ﺑﺎ ﮐﻤﮏ 

ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﮏ ﭼﻨﺪﺳﻄﺤﻲ ﻣﻘﺎﻳﺴ ﻪﻫﺎﻳﻲ ﺩﺭ ﻣﻨﺎﻃﻖ 

ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺟﻐﺮﺍﻓﻴﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﻋﻤﻞ ﺍﻭﺭﺩﻧﺪ.

۴

  

                                                          

i - World Health Organization 

 ﺑﺎ  ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻳﻦ ﻧ  ﻜﺘﻪ  ﻛﻪ ﻧﺎﺩﻳﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲﻫﺎﻱ

ﺑﻴﻦ ﺳﻄﻮﺡ، ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺳﻬﻢ ﺧﻄﺎﻱ ﻧﻮﻉ ﺍﻭﻝ  ﻣﻲﺷﻮﺩ،  ﺑﻪ 

ﻧﻈﺮ  ﻣﻲﺭﺳﺪ  ﺩﺭ  ﺩﺍﺩﻩﻫﺎﻱ  ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﺳﻠﺴﻠﻪ  ﻣﺮﺍﺗﺒﻲ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ  ﺍﺯ 

ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﻚ ﭼﻨﺪﺳﻄﺤﻲ ﻛﻪ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﻟﺤﺎﻅ ﮐﺮﺩﻥ

ﻫﻤﺒﺴﺘ  ﮕﻲ ﺑﻴﻦ ﺳﻄﻮﺡ  ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ ﺤﻟ ﺑﺎ ﻭ  ﺎﻅ ﮐﺮﺩﻥ ﻴﻴﺗﻐ ﺮﻳﺮﭘﺬ  ﻱ  ﺩﺭ

ﻴﻣ ﺎﻥ ﺧﻮﺷﻪ  ﻫﺎ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﻴﺑ ﺸﺘﺮﻱ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣ  ﻲﺁﻭﺭﺩ ﻣﻨﺎﺳﺐ  ﺗﺮ 

ﺑﺎﺷﺪ.

۵

ﺍﺯ ﻃﺮﻓ  ﻲ، ﭼﻨﺎﻥ  ﭼﻪ ﺩﺭ ﺗﺤﻠ ﻞﻴ ﻫﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﻳﻲ  ﮐﻪ ﺩﺍﺭﺍ  ﻱ

ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮﺍﺗﺒ  ﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ  ﻦﻳﺍ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﻟﺤﺎﻅ ﻧﺸﻮﺩ  ، ﻣﻤﮑﻦ

ﺍﺳﺖ ﺧﻄﺎﻱ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩ ﺐﻳﺿﺮﺍ ﺭﮔﺮﺳﻴ ﻲﻮﻧ ﮐﻤﺘﺮ  ﺍﺯ ﻣﻘﺪﺍﺭ

ﻌﻭﺍﻗ  ﻲ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ . ﺩﺷﻮ  ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﺪﻝ ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﻚ

ﭼﻨﺪﺳﻄﺤﻲ  ﺑﺎ ﻣﺪﻝ ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﻚ ﻣﻌﻤﻮﻟﻲ  ﺩﺭ ﺗﻌﻴﻴﻦ

ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﺮﺗﺒﻂ  ﺑﺎ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ۱۰-۸ ﻱ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ  ﮐﻪ

ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮﺍﺗﺒ  ﻲ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺷﺪﻧﺪ   .

  

ﻣﻮﺍﺩ  ﻭ ﺭﻭﺵ   ﻫﺎ

ﻱﻫﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ  ﻦﻳﺍ ﺩﺭ ﭘﮋﻭﻫﺶ  ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۳۸۶

ﺗﻮﺳﻂ ﭘﮋﻭﻫﺸ ﻱ ﻜﺪﻩ ﻋﻠﻮﻡ ﻏﺪﺩ ﺩﺭﻭﻥﺭﻳﺰ ﻭ ﻣﺘﺎﺑﻮﻟﻴ  ﺴﻢ

ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻋﻠﻮﻡ ﭘﺰﺷﮑﻲ ﻭ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﻲ-  ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ  ﺪﻴﺷﻬ

ﺑﻬﺸﺘ  ﺑﻪ ﻲ ﺭﻭﺵ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺮﻴﮔ  ﻱ ﺗﺼﺎﺩﻓ  ﻲ ﻃﺒﻘﻪ  ﻭ ﻱﺍ ﺧﻮﺷﻪ ﻱﺍ  ﺍﺯ  

 ۳۰ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻛﺸﻮﺭ  ﺟﻤﻊﺁﻭﺭﻱ . ﺷﺪ  ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻴﺷ  ﻮﻉ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﺩﺭ 

ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺍﺑﺘﺪﺍﻳﻲ  ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۸/۹ ۱۳۸۰ ﮐﻪ % ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ ﺷﺪﻩ

ﺑﻮﺩ  ﺑﺎ  ﻭ  ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓ  ﺘﻦ ﺳﻄﺢ ﺍﻃﻤﻴﻨﺎﻥ ۹۵  ﻭ% ﺍﺛﺮ ﻃﺮﺡ  ،۵۵/۱

ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺑﺮﺍ  ﻱ  ﻫﺮ ﺍﺳﺘﺎﻥ ۶۰۰ ﻧﻔﺮ  ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻣﺪ.

۶

 ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ  ﺑﻪ 

 ﻦﻳﺍ  ﮐﻪ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ  ﺩﺭ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺷﻬﺮﻱ  ﻭ ﺭﻭﺳﺘﺎ  ﻳﻲ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺑﻮﺩ  ،

 ﺩﺭ  ﻫﺮ ﺍﺳﺘﺎﻥ ۱۲۰۰ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ  ﺷﺪ  ﮐﻪ  ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻮﻉ   ، ۳۶۰۰۰

ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯ ۱۰-۸ ﺳﺎﻟﻪ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ۱۸۰۰ ﺧﻮﺷﻪ ۲۰ ﻧﻔﺮﻱ

ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮔﺮﺩﻳﺪﻧﺪ.  ﺗﻌﺪﺍﺩ ۲۵۳ ﻧﻔﺮ  ﻞﻴﺩﻟ ﺑﻪ ﻧﺎﻗﺺ ﺑﻮﺩﻥ  ﻫﺎ ﺩﺍﺩﻩ

ﺍﺯ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﺣﺬﻑ ﺷﺪﻧﺪ. ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎﻱ ﺟﻨﺲ، ﻣﺤﻞ ﺳﮑﻮﻧﺖ،

ﺳﺎﺣﻠﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺘﺎﻥ  ، ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ﻣﺮﮐﺰ ﺍﺳﺘﺎﻥ  ﺍﺯ ﺳﻄﺢ ﺩﺭﻳﺎ  ﻭ 

ﺷﻴﻮﻩ  ﻱ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻱ ﻧﻤﻚ ﻳ ﺪﺩﺍﺭ  ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ  ﻫﺎ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻗﺮﺍﺭ

ﮔﺮﻓﺖ  ﺑﺎ ﻭ ﮐﺪﻫﺎ  ﻭ ﻧﻤﺎﺩﻫﺎ  ﺮﻳﺯ ﻱ  ﺩﺭ  ﻫﺎ ﻣﺪﻝ ﻭﺍﺭﺩ :ﺷﺪ   

ﺟﻨﺲ (ﺩﺧﺘﺮ ، ۱= ﭘﺴﺮ )X1:  =۰

ﻣﺤﻞ ﺳﻜﻮﻧﺖ (ﺭﻭﺳﺘﺎ  ،۱= ﺷﻬﺮ )X2: =۰

ﺳﺎﺣﻠﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺘﺎﻥ (ﺳﺎﺣﻠﻲ  ﺮﻴﻏ ،۱= ﺳﺎﺣﻠﻲ )X3: =۰

ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ  ﺍﺯ ﺳﻄﺢ ﺩﺭﻳﺎ ﻴﺑ ( ﺸﺘﺮ  ﺍﺯ ۱۳۰۰ ﻣﺘﺮ ، ۱= ﮐﻤﺘﺮ  ﺍﺯ 

= ۰( ﻣﺘﺮ ۱۳۰۰

X4:

ﺷﻴﻮﻩﻱ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻱ ﻧﻤﻚ  ﻳﺪﺩﺍﺭ  (ﺭﻭﺵ ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ  ،۱=

ﺭﻭﺵ ﻣﻨﺎﺳﺐ )۰=

X5:ﺭﺿﻮﺍﻧﻪ ﭼﺮﺍﻏﻲ ﻭ  ﻫﻤﻜﺎﺭﺍﻥ ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﭼﻨﺪﺳﻄﺤﻲ ﺩﺭ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﮔﻮﺍﺗﺮ  ۳۶۱

ﺷﻴﻮﻩﻱ  ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻱ  ﻧﻤﮏ ﻳﺪﺩﺍﺭ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻳ ﻫﺎ ﮏ ﻣﺘﻐﻴﺮ 

ﻃﺒﻘﻪﺑﻨﺪﻱ  ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻭ ﻃﺒﻘﻪﻱ  ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻱ  ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻭ 

ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻱ ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ ﺗﻘﺴ  ﻢﻴ ﺑﻨﺪ  ﻱ  ﻣﻲﺷﻮﺩ. ﺑﺮﺍ  ﻱ ﻱ ﻫﻤﻪ  ﺍﺳﺘﺎﻥﻫﺎ، 

ﻧﺤﻮﻩﻱ  ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻱ ﻧﻤﮏ ﻳﺪﺩﺍﺭ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎ ﺭﻭﻳﺖ ﺷﺪ.  ﺍﮔﺮ 

ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎ ﻧﻤﮏ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﺎﻱ ﻣﺮﻃﻮﺏ، ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻧﻮﺭ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺁﻓﺘﺎﺏ 

ﻳﺎ  ﺩﺭ ﻇﺮﻑ ﻱﻫﺎ ﻴ ﺷ ﻱﺍ ﺸﻪ  ﮐﻪ ﻧﻮﺭ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﻲ  ﮐﻨﺪ 

ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻱ  ﻣﻲﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺷﻴﻮﻩﻱ  ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﻮﺩ  ﻭ ﺩﺭ ﻏﻴﺮ ﺍ  ﻦﻳ

ﺻﻮﺭﺕ ﺷﻴﻮﻩﻱ  ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻱ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ.  ﺍﺯ ﻧﻈﺮ 

ﺟﻐﺮﺍﻓ ﺎﻴ ﻳﻲ ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﮐﻞ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻱﻫﺎ  ﮐﺸﻮﺭ، ﺷﺶ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺳﺎﺣﻠ  ﻲ

ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻱﻫﺎ  ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ، ﻴﮔ ﻼﻥ، ﮔﻠﺴﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺷﻤﺎﻝ 

ﮐﺸﻮﺭ ﻭ ﺍﺳﺘﺎﻥﻫﺎ ﻱ ﻫﺮﻣﺰﮔﺎﻥ، ﺑﻮﺷﻬﺮ، ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺟﻨﻮﺏ 

ﮐﺸﻮﺭ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﻴﻣﺘﻐ ﺮ ﺳﺎﺣﻠﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﺤﻞ ﺳﮑﻮﻧﺖ  ،

ﻳﮏ ﻣﺘﻐﻴﺮ ﻃﺒﻘﻪﺑﻨﺪﻱ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻭ ﻃﺒﻘﻪﻱ  ﺍﺳﺘﺎﻥ  ﻱﻫﺎ 

ﺳﺎﺣﻠﻲ  ﻭ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻱﻫﺎ ﻴ ﻏ ﺮ ﺳﺎﺣﻠﻲ  ﺗﻘﺴﻴﻢ  ﻣﻲﺷﻮﺩ.  ﻱﻫﺎ ﺩﺍﺩﻩ

ﺍﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺳﻠﺴﻠﻪﻣﺮﺍﺗﺒﻲ ﺑﻮﺩﻧﺪ  ﺑﺎ ﻭ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ

 ﺍﺯ ﻣﺪﻝ ﭼﻨﺪﺳﻄﺤﻲ ﺗﺠﺰﻳﻪ ﻭ ﺗﺤﻠ ﺷ ﻞﻴ ﺪﻧﺪ.   ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ  ﺑﻪ ﺧﻄﺎ  ﻱ

ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ  ﻭ ﻳﻭﺍﺭ ﺎﻧﺲ ﻣﺘﻐ  ﺮﻴ ﭘﺎﺳﺦ  ﺩﺭ ﺳﻄﻮﺡ

ﻣﺨﺘﻠﻒ،  ﻱﻫﺎ ﻣﺪﻝ ﺭﮔﺮﺳﻴ  ﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﮏ ﺩﻭﺳﻄﺤ  ﻭ ﻲ  ﺳﻪﺳﻄﺤ  ﻲ

 ﺑﻪ  ﻫﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﺮﺍﺯﺵ ﺩﺍﺩﻩ  ﺑﺎ ﻭ ﻳﺎﻓﺘﻪﻫﺎﻱ ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴ  ﮏ

ﻣﻌﻤﻮﻟﻲ ﻳﻣﻘﺎ ﺴﻪ ﺷﺪ .ﻧﺪ

۲

ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ ﭘﺎﺭﺍﻣﺘﺮﻫﺎﻱ  ﻱﻫﺎ ﻣﺪﻝ

ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﮏ  ﻭ ﺩﻭ  ﺳﻪﺳﻄﺤﻲ  ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ  ﺍﺯ ﺭﻭﺵ  

(PQL)

i

  ﺑﻪﺩﺳﺖ ﺁﻣﺪ.  ﻧﺮﻡﺍﻓﺰﺍﺭ ﺁﻣﺎﺭﻱ MLWin ﺑﺮﺍﻱ ﺗﺤﻠ  ﻞﻴ

 ﻫﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ   .ﺷﺪ

ﻳﺎﻓﺘﻪ   ﻫﺎ

 ﺍﺯ ﻣﺠﻤﻮﻉ ۳۵۷۴۷ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﻲ  %۵/۶ ﺩﺍﺭﺍﻱ

ﺑﻴﻤﺎﺭﻱ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ.   ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ  ﻦﻳﺍ ﺑﻪ  ﮐﻪ ﺣﺠﻢ ﻧﻤﻮﻧﻪ  ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ

ﺍﺳﺘﺎﻥ  ﻫﺎ ﺑﺮﺍﺑﺮ  ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﭘﺲ  ﺍﺯ ﺗﻌﺪ ﻞﻳ  ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ

ﻭﺯﻥ ﺟﻤﻌ ﻲﺘﻴ ﺍﺳﺘﺎﻥ  ﻫﺎ، ﺷﻴﻮﻉ ﮔﻮﺍﺗﺮ  ﺑﻪ %۷۴/۵ ﺩﺳﺖ ﺁﻣﺪ

(ﺟﺪﻭﻝ  ).۱ ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﻳﺎﻓﺘﻪﻫﺎﻱ ﺭﮔﺮﺳﻴ  ﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﮏ ﻣﻌﻤﻮﻟ  ،ﻲ

ﺷﺎﻧﺲ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﺴﺒﺖ  ﺑﻪ 

ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﭘﺴﺮ  ﺑﺎ ۱۰/۱ ﻓﺎﺻﻠﻪﻱ ﺍﻃﻤﻴﻨﺎﻥ ۹۵% (  ﻭ ۴۶/۱

۰۳/۱ )  ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻣﺪ. ﺧﻄﺮ ﻣﺬﮐﻮﺭ  ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺭﻭﺳﺘﺎ  ﻳﻲ

۳۲/۱  ( ﻭ ۰۶/۱( ۵۱/۱  ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺷﻬﺮ  ﻱ ﺑﻮﺩ.  ﻫﻢ  ،ﻦﻴﭼﻨ

ﺧﻄﺮ ﺍﺑﺘﻼ  ﺑﻪ ﮔﻮﺍﺗﺮ  ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺳﺎﮐﻦ  ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥﻫﺎ  ﻳﻲ  ﮐﻪ

ﻣﺮﮐﺰ ﺁﻧﻬﺎ  ﺩﺭ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ﻴﺑ ﺸﺘﺮ  ﺍﺯ ۱۳۰۰ ﻣﺘﺮﻱ  ﺎﻳﺩﺭ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ  ،

( ۸۰/۱ ﻓﺎﺻﻠﻪﻱ ﺍﻃﻤﻴﻨﺎﻥ  ﻭ ۲۳/۱ ۹۴/۱ ) ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻧ  ﻲ

                                                          

i

- Penalised Quasi Likelihood 

ﺑﻮﺩ  ﮐﻪ  ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥﻫﺎ  ﺑﺎ ﻳﻲ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ۱۳۰۰ ﻣﺘﺮ ﺍﺯ ﺳﻄﺢ 

ﺩﺭﻳﺎ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲﮐﻨﻨﺪ   . ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻧﻲ  ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺭﻫﺎﻱ ﺁﻧﻬﺎ  ﺑﻪ 

ﻃﻮﺭ ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ  ﺍﺯ ﻧﻤﮏ ﻳ ﺪﺩﺍﺭ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭ ﻣ ﻱ ﮐ ﻲ ﺮﺩ  ﻧﺪ  ﺩﺭ ﻳﻣﻘﺎ  ﺑﺎ ﺴﻪ

ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺧﺎﻧﻮﺍﺭﻫﺎ  ﻳﻲ  ﺑﻪ ﮐﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﻨﺎﺳﺐ  ﺍﺯ ﻧﻤﮏ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭ  ﻱ

ﻣ ﮐ ﻲ ﺮﺩ  ﻧﺪ  ۵۱/۱ ﺑﺮﺍﺑﺮ  ﺑﺎ( ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻃﻤﻴﻨﺎﻥ  ﻭ ۲۷/۱ ۸۷/۱ ﻴﺑ)  ﺸﺘﺮ

ﻣﺒﺘﻼ  ﺑﻪ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑ.  ﺮﺧﻼﻑ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ، ﺧﻄﺮ ﺍﺑﺘﻼ  ﺑﻪ ﮔﻮﺍﺗﺮ  ﺩﺭ

ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺳﺎﮐﻦ  ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻱﻫﺎ ﺳﺎﺣﻠﻲ ۰۸/۲  (  ﻭ ۵۳/۲

۰۱/۲ ) ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺳﺎﮐﻦ  ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥ  ﺮﻴﻏ ﻱﻫﺎ ﺳﺎﺣﻠ  ﺑﻪ ﻲ

ﺩﺳﺖ ﺁﻣﺪ (ﺟﺪﻭﻝ    ).۲ 

ﺭﮔﺮﺳﻴ  ﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﮏ ﺩﻭﺳﻄﺤ  ﻲ ﺑﺮﺍﻱ  ﺑﻪ ﻫﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﮑﻞ  ﺮﻳﺯ 

ﺍﺳﺖ    :

ij j X ij X ij X ij X ij

it

0 1 2 3 5

log (π ) = β + .0 064 .0( 055) + .0 302 .0( 049) + .0 727 .0( 188) + .0 277 .0( 161)

ﮐ ــــــــــﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ

0 j U0 j

 ﻭ ﺍﺳـــــــﺖ β = − .3 119 .0( 146) +

( )

2

0 ~ ,0 U j N σ u

 ﻣ ﻲﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﻭﺍﺭﻳﺎﻧﺲ ﺩﺭ ﺳـﻄﺢ       

ﺩﻭﻡ  ﻲﻌﻨﻳ  ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ ﻫﺎ  ( )

2

σ u

 ﺑﺮﺍﺑـﺮ    ۰ ۹۴۱/  ﺑـﺎ ﺧﻄـﺎ  ﻱ ﻣﻌﻴـ ﺎﺭ 

۰ ۰۹۲/   ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻣﺪ ( p< /۰ ۰۰۱)  ﻛﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩﻱ   ﻫﻤﺒـﺴﺘﮕﻲ   

ﻣﻌﻨﻲﺩﺍﺭ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﺩﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺳﺎﻛﻦ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ   .

ﺟﺪﻭﻝ -۱  ﺗﻮﺯﻳﻊ ﻓ  ﺮﺍﻭﺍﻧﻲ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ  ﺷﺮﻛﺖ  ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﭘـﮋﻭﻫﺶ   

ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﺑﻪ ﺗﻔﮑﻴﮏ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎﻱ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﻲ    

ﺩﺍﺭﺍ  ﻱ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﺳﺎﻟﻢ

ﻣﺘﻐ ﺮﻴ

(ﺩﺭﺻﺪ) ﺗﻌﺪﺍﺩ (ﺩﺭﺻﺪ) ﺗﻌﺪﺍﺩ

۳۳۴۲۹ ۹۳( )۵/ ۲۳۱۸ )۵/۶( ﺍﻓﺮﺍﺩ ﮐﻞ 

ﺟﻨﺲ

۱۶۸۶۸ ۹۳( )۹/ ۱۱۰۵ )۱/۶( ﭘﺴﺮ

۱۶۵۶۱ ۹۳( )۲/ ۱۲۱۳ )۸/۶( ﺩﺧﺘﺮ

ﻣﺤﻞ ﺳﮑﻮﻧﺖ

۱۶۸۳۸ ۹۴( )۴/ ۱۰۰۷ )۶/۵( ﺷﻬﺮ

۱۶۵۹۱ ۹۲( )۷/ ۱۳۱۱ )۳/۷( ﺭﻭﺳﺘﺎ

ﻧﺤﻮﻩ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭ  ﻱ ﻧﻤﮏ

۵۷۱۶ ۹۵( )۳/ ۲۸۴ )۷/۴( ﻣﻨﺎﺳﺐ

۲۷۷۱۳ ۹۳( )۲/ ۲۰۳۴ )۸/۶( ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ

ﺳﺎﺣﻠ  ﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺘﺎﻥ

۲۶۸۹۷ ۹۴( )۲/ ۱۶۵۰ )۸/۵( ﺳﺎﺣﻠﻲ ﺮﻴﻏ 

۶۵۳۲ ۹۰( )۷/ ۶۶۸ )۳/۹( ﺳﺎﺣﻠﻲ

ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ  ﺍﺯ ﺳﻄﺢ ﺎﻳﺩﺭ

۱۷۷۳۶ ۹۳( )۶/ ۱۱۰۷ )۴/۶( ﻣﺘﺮ ۱۳۰۰ ﺍﺯ  ﮐﻤﺘﺮ

۱۵۶۹۳ ۹۳( )۴/ ۱۲۱۱ )۶/۶( ﻣﺘﺮ ۱۳۰۰ ﺸﺘﺮ ﺍﺯ  ﻴﺑ

* ﻣﻘﺪﺍﺭ P ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺁﺯﻣﻮﻥ ﻣﺠﺬﻭﺭ ﺧﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺟﻨﺲ ۰ ۰۰۹/  ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺳﺎﻳﺮ 

ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ ۰ ۰۰۱/  ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ    .۳۶۲ ﻣﺠﻠﻪ  ﻱ ﻏﺪﺩ ﺩﺭﻭﻥ  ﻭ ﺭﻳﺰ ﻣﺘﺎﺑﻮﻟﻴﺴﻢ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﻭﺭﻩﻱ ﺩﻭﺍﺯﺩﻫﻢ, ﺷﻤﺎﺭﻩ ، ۴ ﻱ ﺁﺑﺎﻥ ۱۳۸۹

ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻳﺎﻓﺘﻪﻫﺎﻱ ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﮏ ﺩﻭﺳﻄﺤ ،ﻲ  ﻧﺴﺒﺖ 

ﺷﺎﻧﺲ ( ﻭ ﻓﺎﺻﻠﻪﻱ  ﺍﻃﻤﻴﻨﺎﻥ  )%۹۵ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻄﺮ ﺍﺑﺘﻼ ﺑﻪ ﮔﻮﺍﺗﺮ 

ﺩﺭ ﺩﺍ  ﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺩﺧﺘﺮ ۱۵/۱ )  ۰۶/۱ ﻭ ۰۱/۱ ) ﺑﺮﺍﺑﺮ 

ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﭘﺴﺮ ﻭ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺭﻭﺳﺘﺎ  ﻳﻲ  (۳۵/۱  ﻭ ۴۶/۱

۱۶/۱ ) ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺷﻬﺮﻱ ﺑﻮﺩ. ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ 

ﺧﺎﻧﻮﺍﺭﻫﺎﻳﻲ  ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ ﺍﺯ ﻧﻤﮏ ﻳﺪﺩﺍﺭ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭ  ﻱ

ﻣ ﮐ ﻲ ﺮﺩﻧﺪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺧﺎﻧﻮﺍﺭﻫﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ 

ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺍﺯ ﻧﻤﮏ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻱ ﻣ ﮐ ﻲ ﺮﺩﻧﺪ ( ۳۱/۱  ﻭ ۰۵/۱ ۵۶/۱ ) ﺑﺮﺍﺑﺮ 

ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺧﻄﺮ ﺍﺑﺘﻼ ﺑﻪ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺪﻝ 

ﻧﺴﺒﺖ ﺷﺎﻧﺲ ﻴﻣﺘﻐ ﺮ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ﺍﺯ ﺳﻄﺢ ﺩﺭ ﺎ ﻳ (۲۷/۱  ﻭ ۷۸/۰ ( ۶۲/۱

ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺁﻣﺎﺭﻱ ﻣﻌﻨ  ﻲﺩﺍﺭ ﻧﻴ   .ﺴﺖ

ﻣﺪﻝ ﻧﻬﺎﻳﻲ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺭﮔﺮﺳﻴ  ﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﮏ  ﺳﻪﺳﻄﺤ  ﻲ

 ﺑﻪ ﺭﻭﺵ ( PQL  ﺑﻪ ) ﺻﻮﺭﺕ ﻪ ﺑ ﺮﻳﺯ ﺩﺳﺖ ﺁﻣﺪ   :

ijk jk X ijk X ijk

it

0 1 2

log (π ) = β + 86.0 .0( 057) + .0 312 .0( 050)

ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ 

0 jk 0k u0 jk

 ﻭ  β = − .3 506 .0( 384) +ν +

( )

2

0 ~ ,0

k N v ( ) ﻭ   v σ

2

0 ~ ,0 ﺍﺳﺖ U j N σ u

. ﺍﻋﺪﺍﺩ ﺩﺍﺧﻞ 

ﭘﺮﺍﻧﺘﺰ ، ﺧﻄﺎﻱ ﻣﻌﻴﺎﺭ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ ﭘﺎﺭﺍﻣﺘﺮ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻲﺩﻫﺪ. ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ 

ﻣﻘﺪﺍﺭ ﻭﺍﺭﻳﺎﻧﺲ ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﺳﻮﻡ ﻲﻌﻨﻳ  ﺍﺳﺘﺎﻥﻫﺎ ( )

2

σ v

 ﺑﺮﺍﺑﺮ 

۱ ۰۳۱/  ﺑﺎ ﺧﻄﺎﻱ ﻣﻌﻴﺎﺭ ۰ ۲۸۷/  ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻣﺪ ( p< /۰ ۰۰۱) ﻛﻪ 

ﻧﺸﺎﻥﺩﻫﻨﺪﻩﻱ  ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﻣﻌﻨﻲﺩﺍﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺳﺎﻛﻦ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﺯ 

ﻧﻈﺮ ﺍﺑﺘﻼ ﺑﻪ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﺍﺳﺖ  .  ﻫﻢ ،ﻦﻴﭼﻨ  ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﻭﺍﺭﻳﺎﻧﺲ ﺩﺭ 

ﺳﻄﺢ ﺩﻭﻡ ﻲﻌﻨﻳ  ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥﻫﺎ ( )

2

 ﺑﺮﺍﺑﺮ ۰ ۱۸۵/  ﺑﺎ ﺧﻄﺎ  ﻱ σ u

ﻴﻣﻌ ﺎﺭ ۰ ۰۳۴/  ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻣﺪ ( p< /۰ ۰۰۱) ﻛﻪ ﻧﺸﺎﻥﺩﻫﻨﺪﻩ  ﻱ 

ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﻣﻌﻨﻲﺩﺍﺭ ﺑﻴﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺳﺎﻛﻦ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ  ﺑﺎ 

ﺩﺍﺷﺘﻦ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﺍﺳﺖ   .  

  

ﺟﺪﻭﻝ  ـ۲ ﻳﺎﻓﺘﻪﻫﺎﻱ  ﺳﻪ ﻣﺪﻝ ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻧﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﺮﺗﺒﻂ  ﺑﺎ ﮔﻮﺍﺗﺮ  

P-Value (95%CI)  OR β(SE)  ﺭﻭﺵ

ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﻚ ﻣﻌﻤﻮﻟﻲ     

/۰ ۰۱۴ ۰۳/۱( ۴۶/۱ﻭ ) ۱۰/۱ /۰ ۱۰۶ /۰( ۰۴۳) (ﺩﺧﺘﺮ) ﺟﻨﺲ

< /۰ ۰۰۱ ۰۶/۱( ۵۱/۱ﻭ ) ۳۲/۱ 

/۰ ۲۸۲ /۰( ۰۴۳) (ﺭﻭﺳﺘﺎ) ﺳﻜﻮﻧﺖ ﻣﺤﻞ

< /۰ ۰۰۱ ۰۱/۲( ۵۳/۲ﻭ ) ۰۸/۲ /۰ ۷۷۱ /۰( ۰۶۴) ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﺳﺎﺣﻠﻲ

۸۰/۱ /۰ ۳۷۶ /۰( ۰۵۷) (ﻣﺘﺮ ۱۳۰۰ ﺸﺘﺮ ﺍﺯ  ) ﻴﺑ ﺩﺭﻳﺎ ﺳﻄﺢ ﺍﺯ  ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ۰۰۱ ۲۳/۱( ۹۴/۱ﻭ ) < /۰

< /۰ ۰۰۱ ۲۷/۱( ۸۷/۱ﻭ ) ۵۱/۱ /۰ ۴۱۸ /۰( ۰۶۵) (ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ ﺭﻭﺵ) ﻧﻤﻚ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻱ ﻱ  ﺷﻴﻮﻩ

ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﻚ ﺩﻭﺳﻄﺤﻲ

۰۱/۰ ۰۱/۱( ۱۵/۱ﻭ ) ۰۶/۱ /۰ ۰۶۴ /۰( ۰۵۵) (ﺩﺧﺘﺮ) ﺟﻨﺲ

  < /۰ ۰۰۱ ۱۶/۱( ۴۶/۱ﻭ ) ۳۵/۱ /۰ ۳۰۲ /۰( ۰۴۹) (ﺭﻭﺳﺘﺎ) ﺳﻜﻮﻧﺖ ﻣﺤﻞ

< /۰ ۰۰۱ ۰۱/۲( ۲۲/۲ﻭ ) ۰۶/۲ /۰ ۷۲۷ /۰( ۱۸۸) ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﺳﺎﺣﻠﻲ

۲۷/۱ /۰ ۲۴۶ /۰( ۱۶۵) (ﻣﺘﺮ ۱۳۰۰ ﺸﺘﺮ ﺍﺯ  ) ﻴﺑ ﺩﺭﻳﺎ ﺳﻄﺢ ﺍﺯ  ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ۰۶/۰ ۷۸/۰( ۶۲/۱ﻭ )

۰۴/۰ ۰۵/۱( ۵۶/۱ﻭ ) ۳۱/۱ /۰ ۲۷۷ /۰( ۱۶۱) (ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ ﺭﻭﺵ) ﻧﻤﻚ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻱ ﻱ  ﺷﻴﻮﻩ

ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﻚ  ﺳﻪ ﺳﻄﺤﻲ

/۰ ۰۸۶ /۰( ۰۵۷) (ﺩﺧﺘﺮ) ﺟﻨﺲ

  

۰۴/۱( ۳۴/۱ﻭ ) ۰۸/۱

   ۰۴/۰

< /۰ ۰۰۱ ۲۴/۱( ۴۷/۱ﻭ ) ۳۶/۱ /۰ ۳۱۲ /۰( ۰۵۰) (ﺭﻭﺳﺘﺎ) ﺳﻜﻮﻧﺖ ﻣﺤﻞ

۰۶/۰ ۹۸/۰( ۳۱/۲ﻭ ) ۱۹/۲ /۰ ۷۸۷ /۰( ۵۷۰) ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﺳﺎﺣﻠﻲ

۰۷/۱ /۰ ۰۷۶ /۰( ۴۶۱) (ﻣﺘﺮ ۱۳۰۰ ﺸﺘﺮ ﺍﺯ  ) ﻴﺑ ﺩﺭﻳﺎ ﺳﻄﺢ ﺍﺯ  ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ۴۳/۰ ۸۳/۰( ۴۲/۱ﻭ )

۱۷/۰ ۴۵/۰( ۸۴/۱ﻭ ) ۷۲/۱ /۰ ۴۸۹ /۰( ۵۲۷) (ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ ﺭﻭﺵ) ﻧﻤﻚ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻱ ﻱ  ﺷﻴﻮﻩﺭﺿﻮﺍﻧﻪ ﭼﺮﺍﻏﻲ ﻭ  ﻫﻤﻜﺎﺭﺍﻥ ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﭼﻨﺪﺳﻄﺤﻲ ﺩﺭ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﮔﻮﺍﺗﺮ  ۳۶۳

  

 ﺩﺭ ﻣﺪﻝ ﺎﻧﻬ ﻳﻲ ﺭﮔﺮﺳﻴ  ﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﮏ  ﺳﻪﺳﻄﺤﻲ  ﺑﻪ ﺭﻭﺵ

PQL ﻧﺴﺒﺖ ﺷﺎﻧﺲ ﺍﺑﺘﻼ  ﺑﻪ ﮔﻮﺍﺗﺮ  ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺩﺧﺘﺮ

 ﺑﻪ  ﻧﺴﺒﺖ ( ۰۴/۱ ۳۴/۱ ﻭ  ۹۵% ) ﺍﻃﻤﻴﻨﺎﻥ ﻓﺎﺻﻠﻪﻱ ۰۸/۱ ﺑﺎ 

ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﭘﺴﺮ   ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻣﺪ. ﺧﻄﺮ ﻣﺬﮐﻮﺭ  ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ

ﺭﻭﺳﺘﺎ  ﻳﻲ ۳۶/۱  (  ﻭ ۲۴/۱ ۴۷/۱ ) ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻴﺑ ﺸﺘﺮ  ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ

ﺷﻬﺮﻱ ﺑﻮﺩ. ﺮﻴﻣﺘﻐ ﻱﻫﺎ ﺳﺎﺣﻠﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﺤﻞ ﺳﮑﻮﻧﺖ  ،

ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ  ﺍﺯ ﺳﻄﺢ ﻭ ﺎﻳﺩﺭ ﺷﻴﻮﻩﻱ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻱ ﻧﻤﮏ ﻳ ﺪﺩﺍﺭ  ﺩﺭ

ﺧﺎﻧﻮﺍﺭ  ﺍﺯ ﻫﺎ ﻧﻈﺮ ﺁﻣﺎﺭ  ﻱ ﻣﻌﻨ   ﻲ  ﺩﺍﺭ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ   .

  

ﺑﺤﺚ  

 ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺩﻭ ﺭﻭﺵ ﺁﻣﺎﺭﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﺤﻠ ﻞﻴ ﻋﻮﺍﻣﻞ

ﻣﺮﺗﺒﻂ  ﺑﺎ ﺍﺑﺘﻼ  ﺑﻪ ﮔﻮﺍﺗﺮ  ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ  ﺑﺎ ﻭ  ﻫﻢ

ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺷﺪﻧﺪ.   ﺍﺯ ﻣﺪﻝ ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻟ ﺠﺴﺘﻴﻚ ﻣﻌﻤﻮﻟﻲ  ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ

ﻳﻚ ﻣﺪﻝ ﻛﻼﺳﻴﻚ ﺁﻣﺎﺭﻱ  ﻛﻪ ﻓﺮﺽ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﺑﻴﻦ ﻣﺸﺎﻫﺪ  ﺭﺍ ﺎﻫ ﻩ

 ﻣﻲﭘﺬﻳﺮﺩ  ﺑﻪ ، ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻳﻜﻲ  ﺍﺯ ﺭﻭﺵﻫﺎﻱ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ  ﺑﺮ 

ﮔﻮﺍﺗﺮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ .ﺷﺪ

۳

 ﻫﻢﭼﻨﻴﻦ  ﺑﺎ ،  ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﻲ ﻣﻴﺎﻥ

ﻣﺸﺎﻫﺪ  ﻩ  ﻫﺎ،  ﻣﺪﻝﻫﺎﻱ ﭼﻨﺪ ﺳﻄﺤﻲ  ﺑﻪ  ﺩﻭ ﺷﻜﻞ ﺩﻭﺳﻄﺤﻲ  ﻭ 

 ﺳﻪﺳﻄﺤﻲ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻗﺮﺍ  ﺭ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ  ﺷﺪ  ﻛﻪ ﻣﺪﻝ

 ﺳﻪﺳﻄﺤﻲ  ﺑﺎ  ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ  ﭘﺎﻳﻪﻫﺎﻱ ﺩﻭﻡ  ﺗﺎ 

ﭼﻬﺎﺭﻡ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ  ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺳﻄﺢ ﺍﻭﻝ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ  ﻭ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ  ﺑﻪ ﻫﺎ 

ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺳﻄﺢ ﺩﻭﻡ  ﻭ ﺍﺳﺘﺎﻥ  ﺑﻪ ﻫﺎ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺳﻄﺢ ﺳﻮﻡ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ

ﻣﺪﻝ ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﺮﺗﺒﻂ  ﺑﺎ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ

ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺯﻳﺮﺍ ﻭﺍﺭﻳﺎﻧﺲ ﺑ ﺎﻗﻴﻤﺎﻧﺪﻩﻫﺎﻱ ﺳﻄﺢ ﺳﻮﻡ، ﻣﻌﻨﻲ  ﺩﺍﺭ  ﺷﺪ

 ﮐﻪ ﻧﺸﺎﻥﺩﻫﻨﺪﻩ  ﻱ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕ  ﻲ ﻣﻌﻨ  ﻲ  ﺩﺍﺭ ﮔﻮﺍﺗﺮ  ﺩﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩ  ﻫﺮ ﺍﺳﺘﺎﻥ

ﺍﺳﺖ. ﻳﺎﻓﺘﻪ  ﻫﺎ ﻧﺸﺎﻥ  ﺩﺍﺩ  ﻛﻪ ﺧﻄﺎﻱ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩ  ﺐﻳﺿﺮﺍ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎ

 ﺩﺭ ﻣﺪﻝ  ﺳﻪﺳﻄﺤﻲ ﻧﺴﺒﺖ  ﺑﻪ ﺩﻭﺳﻄﺤﻲ  ﻭ  ﺩﺭ ﻣﺪﻝ ﺩﻭﺳﻄﺤﻲ

ﻧﺴﺒﺖ  ﺑﻪ  ﺗﻚﺳﻄﺤﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ  ﺑﻪ. ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﻳﮕﺮ

ﺩﺭ  ﻣﺪﻝﻫﺎﻱ ﺗ  ﻚﺳﻄﺤﻲ  ، ﺧﻄﺎﻱ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩ ﺿﺮﺍﻳﺐ ﺩﭼﺎﺭ

 ﻛﻢﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻱ ﺍﺳﺖ. ﺍﻳﻦ ﺍﻣﺮ ﺑﺎﻋﺚ  ﻣﻲﺷﻮﺩ  ﻛﻪ ﮔﺎﻫﻲ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎﻳﻲ

 ﻛﻪ ﺩﺭ  ﻣﺪﻝﻫﺎﻱ ﺩﻭﺳﻄﺤﻲ ﻣﻌﻨﻲﺩﺍﺭ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ  ، ﺩﺭ  ﻣﺪﻝﻫﺎﻱ

 ﺗﻚﺳﻄﺤﻲ  ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﻌﻨﻲﺩﺍﺭ ﺷﻮﻧﺪ  ﻳﺎ ﻭ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎﻳﻲ  ﻛﻪ  ﺩﺭ

 ﻣﺪﻝﻫﺎﻱ  ﺳﻪﺳﻄﺤﻲ ﻣﻌﻨﻲ  ﺩﺍﺭ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ  ،  ﺩﺭ  ﻣﺪﻝﻫﺎﻱ ﺩﻭﺳﻄﺤﻲ

 ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﻌﻨﻲﺩﺍﺭ ﺷﻮﻧﺪ.

۷

ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ  ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎﻱ

ﻣﺮﺗﺒﻂ  ﺑﺎ ﮔﻮﺍﺗﺮ  ﻧﻴﺰ  ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺻﺪﻕ  ﻣﻲ   .ﻛﻨﺪ

 ﺑﺎ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪﻱ ﺧ ﻱﻄﺎ  ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎﻱ ﻣﺪﻝ

 ﺳﻪﺳﻄﺤﻲ ﻭ ﺩﻭﺳﻄﺤﻲ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ  ﻣﻲﻛﻨﻴﻢ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﺪﻝ

ﺩﻭﺳﻄﺤﻲ،  ﺧﻄﺎﻱ  ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩ ﺐﻳﺿﺮﺍ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﻛﻤﺘﺮﻱ

ﻧﺴﺒﺖ  ﺑﻪ ﻣﺪﻝ  ﺳﻪﺳﻄﺤﻲ ﺍﺳﺖ  .  ﺩﺭ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻱﺍ   ﮐﻪ ﻣﺎﺭﻳﻨﻮ  ﺩﺭ

ﺳﺎﻝ ۲۰۰۶ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩ،  ﺑﻪ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺗﺄﺛﻴﺮﮔﺬﺍﺭ  ﺑﺮ ﮔﻮﺍﺗﺮ

ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻴﻧﺘ ﻦﻳﺍ ﺑﻪ ﻭ  ﺠﻪ  ﺪﻴﺭﺳ  ﮐﻪ ﺧﻄﺮ ﺍﺑﺘﻼ  ﺑﻪ ﮔﻮﺍﺗﺮ

 ﺩﺭ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺳﺎﺣﻠ  ﻲ ﮐﻤﺘﺮ  ﺍﺯ ﻣﻨﺎﻃﻖ  ﺮﻴﻏ ﺳﺎﺣﻠ  ﻲ ﺍﺳﺖ.

۳

 ﻦﻳﺍ ﺩﺭ

ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ  ﺰﻴﻧ ﺳﺎﺣﻠ  ﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﺤﻞ ﺳﮑﻮﻧﺖ  ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﮑﻳ  ﻲ

 ﺍﺯ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺗﺄﺛﻴﺮﮔﺬﺍﺭ  ﺩﺭ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ  ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ  ﺑﺮ ﻭ ﺷﺪ

ﺧﻼﻑ ﻣﻄﺎﻟﻌ  ﻪﻫﺎﻱ ﻗﺒﻠ ﻴﻧﺘ ﻦﻳﺍ ﺑﻪ ﻲ  ﺠﻪ  ﻢﻳﺪﻴﺭﺳ  ﮐﻪ ﺧﻄﺮ ﺍﺑﺘﻼ  ﺑﻪ 

ﮔﻮﺍﺗﺮ  ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥ  ﻱﻫﺎ ﺳﺎﺣﻠ ﻴﺑ ﻲ ﺸﺘﺮ  ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺎﻥ  ﺮﻴﻏ ﻱﻫﺎ ﺳﺎﺣﻠ  ﻲ

ﺍﺳﺖ.  ﻫﻢﭼﻨﻴﻦ  ، ﺩﻻﻧﮋ  ﺭﺩ ﺳﺎﻝ ۲۰۰۶  ﺑﻪ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺍﺛﺮ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ  ﺍﺯ 

ﺳﻄﺢ ﺩﺭﻳﺎ  ﺑﺮ ﺑﻴﻤﺎﺭﻱ ﮔﻮﺍﺗﺮ  ﺩﺭ ﺍﻳﺎﻟﺖ ﺍﻭﻫﺎﻳﻮ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ

ﻳ ﺑﻪ ﻭ ﺎﻓﺘﻪﻫﺎﻱ ﻣﺸﺎﺑﻪ  ﻦﻳﺍ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺩﺳﺖ ﻳﺎﻓﺖ.

۹

   

ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ  ﮐﻪ ﻳﺎﻓﺘﻪﻫﺎﻱ ﺍﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ، ﻣﺪﻝ

ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﮏ ﭼﻨﺪﺳﻄﺤﻲ ﻣﺪﻝ ﻣﻨﺎﺳﺐﺗﺮ ﻱ ﻧﺴﺒﺖ  ﺑﻪ 

ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﮏ  ﺗﮏﺳﻄﺤﻲ ﺍﺳﺖ  ، ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ

ﺳﻠﺴﻠﻪﻣﺮﺍﺗﺒﻲ  ﺭﺍ  ﺩﺭ  ﻫﺎ ﺩﺍﺩﻩ  ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﻣ ﻴﮔ ﻲ ﺮﺩ.  ﺩﺭ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ  ﻱ 

ﻣﺸﺎﺑﻬ  ﻲ  ﮐﻪ ﺍﺳﮑﺮﺍﻧﺎﻝ  ﻭ ﻫﺴﮑﺚ  ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۲۰۰۲ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻧﺪ  ﺑﻪ 

ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺭﮔﺮﺳﻴﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﮏ ﭼﻨﺪﺳﻄﺤﻲ  ﺑﺎ  ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ

ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺳﻠﺴﻠﻪﻣﺮﺍﺗﺒ  ﻲ  ﻫﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻨﺪ  ﺑﻪ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻴﻧﺘ  ﺠﻪ ﻣﺸﺎﺑﻪ

ﻴﺭﺳ  ﺪﻧﺪ  ﮐﻪ  ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﻧﮕﺮﻓﺘﻦ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺳﻠﺴﻠﻪﻣﺮﺍﺗﺒ  ﻲ  ﺩﺭ  ﻱﻫﺎ ﻣﺪﻝ

ﭼﻨﺪﺳﻄﺤﻲ ﻣﻨﺠﺮ  ﺑﻪ ﻛﻤﺘﺮ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ ﻛﺮﺩﻥ ﺧﻄﺎﻱ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩ

ﺐﻳﺿﺮﺍ ﺭﮔﺮﺳﻴ ﻲﻮﻧ  ﻣﻲﺷﻮﺩ.

۱۰

ﺭﺩ ﻦﻳﺍ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ  ﺑﺎ ﮐﻤﮏ

 ﻣﺪﻝﺑﻨﺪﻱ ﭼﻨﺪﺳﻄﺤ  ﺭﺩ ﻲ ﻱﻫﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﮔﻮﺍﺗﺮ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ،  ﺑﻪ ﺑﺮﺍﺯﺵ

ﺭﮔﺮﺳﻴ  ﻮﻥ ﻟﺠﺴﺘﻴﮏ ﭼﻨﺪﺳﻄﺤ  ﻲ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘ  ﻭ ﻢﻴ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﺮﺗﺒﻂ  ﺑﺎ 

ﮔﻮﺍﺗﺮ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺷﻨﺎﺳﺎ  ﻳﻲ ﺷﺪﻧﺪ.  

 ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻮﻉ، ﻳﻣﻘﺎ ﻱ ﺴﻪ ﻱﻫﺎ ﻣﺪﻝ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﺸﺎﻥ  ﺩﺍﺩ

 ﮐﻪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻱﻫﺎ ﻣﺪﻝ ﺭﮔﺮﺳﻴ ﻲﻮﻧ ﻣﻌﻤﻮﻟﻲ ﺩﺭ  ﻱﻫﺎ ﺩﺍﺩﻩ

ﺳﻠﺴﻠﻪ  ﻣﺮﺍﺗﺒﻲ ﻣ  ﻲﺗﻮﺍﻧﺪ  ﺑﻪ ﺧﻄﺎﻱ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ ﭘﺎﺭﺍﻣﺘﺮﻫﺎﻱ ﻣﺪﻝ

ﻣﻨﺠﺮ ﺷﻮﺩ  ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻴﻧﺘ ﺮﻴﮔ ﺠﻪ  ﻱ ﻧﺎﺩﺭﺳﺖ  ﺍﺯ  ﻫﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ   .

ﺳﭙﺎﺳﮕﺰﺍﺭﻱ:  ﺍﺯ ﭘﮋﻭﻫﺸﮑﺪﻩﻱ ﻋﻠﻮﻡ ﻏﺪﺩ ﺩﺭﻭﻥ  ﻭ ﺰﻳﺭ ﻣﺘﺎﺑﻮﻟﻴ  ﺴﻢ

ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻋﻠﻮﻡ ﭘﺰﺷﮑﻲ ﻭ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﻲ-ﺩﺭﻣﺎﻧﻲ  ﺪﻴﺷﻬ ﺑﻬﺸﺘ  ﻲ  ﮐﻪ

ﻱﻫﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﻦﻳﺍ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ  ﺭﺍ  ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ  ﭘﮋﻭﻫﺸﮕﺮﺍﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺩ ﺍﺩ  ﺍﺯ ﻭ ﻧﺪ

ﻱ ﻫﻤﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩﻱ  ﮐﻪ ﺩﺭ  ﺟﻤﻊﺁﻭﺭﻱ  ﻫﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻱﻫﺎ ﮐﺸﻮﺭ

ﻫﻤﮑﺎﺭﻱ ﻧﻤﻮﺩ  ،ﻧﺪ ﺳﭙﺎﺳﮕﺰﺍﺭﻱ  ﻣﻲﺷﻮﺩ.  ﻫﻢ  ﺍﺯ ،ﻦﻴﭼﻨ ﺟﻨﺎﺏ ﺁﻗﺎﻱ

ﻣﻴﺮﺳﻌﻴﺪ ﻳﻜﺎﻧﻲﻧﮋﺍﺩ ﻪ ﺑ ﺩﻟﻴﻞ ﮐﻤﮏﻫﺎﻱ  ﺑﻲﺩﺭﻳﻐﺸﺎﻥ ﺗﺸﮑﺮ  ﻭ ﻗﺪﺭﺩﺍﻧﻲ

 ﻣﻲﺷﻮﺩ. ﺍﻳﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﺎﻥﻧﺎﻣﻪﻱ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﻲ ﺍﺭﺷﺪ

ﺭﺷﺘﻪ  ﻱ ﺁﻣﺎﺭ ﺯﻳﺴﺘﻲ ﺍ .ﺳﺖ   ۳۶۴ ﻣﺠﻠﻪ  ﻱ ﻏﺪﺩ ﺩﺭﻭﻥ  ﻭ ﺭﻳﺰ ﻣﺘﺎﺑﻮﻟﻴﺴﻢ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﻭﺭﻩﻱ ﺩﻭﺍﺯﺩﻫﻢ, ﺷﻤﺎﺭﻩ ، ۴ ﻱ ﺁﺑﺎﻥ ۱۳۸۹

  

References 

1. Delange F. Iodine deficiency as a cause of brain 

damage. Postgrad Med J 2001; 77: 217-20. 

2. Marino C, Martinelli M, Monacelli G, Stracci F, 

Stalteri D, Mastrandrea V, et al. Evaluation of goiter using ultrasound criteria: a survey in a middle 

schoolchildren population of a mountain area in 

Central Italy. J Endocrinol Invest 2006; 29: 869-

75. 

3. Goldstein H, Browne W, Rasbash J. Multilevel 

modeling of medical data. Stat Med 2002; 21: 

3291-315. 

4. Bardenheier BH, Shefer A, Barker L, Winston 

CA, Sionean CK. Public health application comparing multilevel analysis with logistic regression: 

immunization coverage among long-term care 

facility residents. Ann Epidemiol 2005; 15: 749-

55. 

5. Agresti A. Categorical data analysis.New York: 

2007. p 99-137. 

6. Azizi F, Delshad H, Mehrabi Y. Thyroid volumes 

in school children of Tehran: comparison with 

European school chidren. J Endocrinol Invest 

2001; 24: 756-62. 

7. Goldestien H, Leeuw J, Meijer E. Handbook of 

multilevel analysis 2008; 15: p 692-9. 

8. Sooch S, Deo M. Prevention of endemic goiter 

with iodized salt. 2007; 49: 307-12. 

9. Delange F. American thyromobil study group. 

Journal of Endocrine 2006; 47: 162.  

10. Skronal D, Hesketh S, Multilevel Logistic Regression. Statistic in medicine.  2002; 3: 411-20. 449/Iranian Journal of Endocrinology and Metabolism Vol 12 No.4 November 2010

Original Article 

Comparison of Oridinary and Multilevel Logistic Regression 

in Determining Goiter Related Factors in Children  

1Cheraghi R, 

2Mehrabi Y, 

3Eshraghian M, 

4Delshad H, 

5Alavi majd H 

1

International Branch of Shahid Beheshti University of Medical Sciences, 

2Public Health Faculty, Shahid Beheshti 

University of Medical Sciences, 

3Public Health Faculty, Tehran University of Medcial Sciences, 

4Endocrine Research 

Center, Research Inistitute for Endocrine Sciences, Shahid Beheshti University of Medical Sciences, 

5Para Medical 

Faculty, Shahid Beheshti University of Medical Sciences, Tehran, I.R.Iran 

e-mail: ymehrabi@gmail.com  

Received: 02/01/2010  Accepted: 22/06/2010

  

Abstract 

Introduction: The aim of this research was comparison of multilevel and ordinary logistic 

regression in determining goiter related factors in children, based on hierarchical structure of the 

data.  Materials and Methods: Data of 35747 schoolchildren, aged 8-10 years, was collected in 2007 

by the Research Institute of Endocrine Sciences, Shahid Beheshti University of Medical Sciences.  

Stratified and cluster random sampling methods were employed in 30 provinces across the 

country. Goiter status, sex, area of residence, altitude from sea level and status of Iodized salt 

storage in households were documented. Multilevel logistic regression model was applied and  the 

results compared to those obtained using ordinary logistic regression. Results: The study showed 

that 5.74% of the pupils suffered from goiter. The variance of the 2nd level (districts) was estimated

as 0.941 (SE=0.092) in the two-level model (p<0.001), in which no significant relation was seen 

between goiter and altitude from sea level (OR=1.27; 95%CI: 0.78, 1.62). In the three-level model, 

the variance in the third level (provinces) was 1.031 (SE=0.287) (p<0.001). In the final three-level 

model, only sex and area of residence were found to be significant. Conclusion: Results showed 

that, compared to two and three level logistic regression models, the variances of parameter 

estimates are underestimated in the ordinary logistic regression. 

Keywords: Multilevel Model, Logistic Regression, Hierarchical structure, Goiter 

امروزه در بيشتر پژوهش‌ها در پي رسيدن به هدفي خاص با استفاده از چندين عامل ديگر هستيم بنحوي كه ه مقدار بهينه را بدهد. كه در آمار با روش‌هاي مختلف رگرسيوني به انجام اين چنين كارهايي پرداخته و نتايج تحليل مي‌شود.


در رگرسيون به‌وسيله متغيرهاي مستقل، متغير پاسخ  برآورد مي‌شود. كه اين متغير پاسخ همان هدف اصلي در پژوهش‌ها مي‌باشد.


همانطور كه گفته شد روش‌هاي مختلف رگرسيوني با توجه به نوع عامل‌ها در تحقيقات استفاده مي‌شود. رگرسيون لجستيك نيز حالت خاصي از رگرسيون است كه در مواردي كه متغير پاسخ دو گزينه‌اي يا چند گزينه‌اي است؛ يعني فقط دو يا چند حالت متفاوت براي متغير پاسخ وجود دارد، به‌كار مي‌رود.


اين حالت بيشتر در تحقيقات پزشكي و جامعه شناسي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. مثل عامل‌هايي كه در بيماري‌هاي سرطاني موثرند. يا در اين تحقيق مانند مرده يا زنده بودن راننده، وضعيت خودرو پس از تصادف، وضعيت جسمي راننده و ...


هرگاه بخواهيم رابطه‌اي ميان مجموعه‌اي از Xها را با يك متغير وابسته مانند Y مشخص كنيم با يك مسأله چند متغيره روبرو هستيم.


 در تحليل چنين مسائلي از چندين روش رياضي استفاده مي‌شود.


رگرسيون لجستيك يك مدل رياضي است كه مي‌تواند براي توصيف رابطه چندين متغير X با يك متغير وابسته دو حالتي يا چند حالتي(متغيري كه فقط داراي دو يا چند وضعيت متفاوت است) به عنوان  Yمورد استفاده قرار گيرد.


منظور از متغير دو حالتي، متغيري است كه فقط داراي دو جواب مي‌باشد، مانند مردن يا زنده ماندن، كمربند ايمني بستن يا نبستن، حاضر بودن يا غايب بودن و بيمار بودن يا بيمار نبودن. اغلب براي اين متغير‌ها از كدهاي صفر و يك استفاده مي‌شود، كد يك را براي حالت مثبت بودن (موفقيت) آن خاصيت (بيمار بودن) و كد صفر براي منفي بودن (شكست) آن به كار مي‌رود.


 تابع لجستيك:  


شكل و فرمول تايع لجستيك را در زير مشاهده مي كنيد:


       (1)                                                                                                 


با توجع به شكل و فرمول مشاهده مي‌كنيم كه برد تابع بين صفر و يك قرار دارد، كه دليل اصلي مناسب بودن رگرسيون لجستيك براي متغير پاسخ دو حالتي همين قرار گرفتن برد در فاصله صفر و يك است. مدل طراحي شده احتمال را كه هميشه بين صفر و يك قرار دارد توصيف مي‌كند.


 دليل ديگر براي انتخاب رگرسيون لجستيك شكل نمودار مي‌باشد كه با افزايش Z از  به ، تابع از صفر به سمت يك به طور پيوسته و صعودي افزايش مي‌يابد.


مدل لجستيك:


مدل لجستيك را با توجه به تابع لجستيك بدست مي‌آوريم.


Z را به‌ صورت مجموع خطي بعلاوه  ضربدر ها مي‌نويسيم (در اصل، Z فهرستي از تركيبات هاست):



كه و ها( ) پارامترهاي مجهول مي‌باشند.


حال با جايگزين كردن اين مجموع خطي در تابع لجستيك داريم:      


(2)                                                                       


كه گاهي آن‌ را به‌ صورت زير نيز مي‌نويسند:


(3)      


همانطور كه گفته شد متغير پاسخ در مدل لجستيك دو حالتي است، اگر خاصيت مورد نظر يعني موفقيت را بخواهيم آنگاه احتمالش برابر است با:


                                            


پس مدل لجستيك برابر است با:


(4)                                                       


براي راحتي كار را به اختصار با  نشان مي‌دهيم.


 (۵)                 

منبع: http://pakgohar.blogfa.com/post/135/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%B3%D9%8A%D9%88%D9%86-%D9%84%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D9%8A%DA%A9