برگزاری کارگاه تحلیل سوال مبتنی بر نظریه ی کلاسیک و نظریه ی سوال پاسخ با استفاده از نرم افزار R

معرفی اجمالی روان سنجی

روانشناسی از هنگامی به صورت یک علم مستقل درآمد که به آزمایشگاه کشیده شد، پدیده های روانی (احساس ، ادراک ، یادگیری ، حافظه ،شخصیت و … ) به صورت عینی (Objective) و عملیاتی (Operational) تعریف گردید و روشهای آماری و طرح تحقیقاتی برای اندازه گیری و کنترل آنها مورد استفاده قرار گرفت. پیش از آن موضوعات مورد مطالعه در آن اغلب کلی و مبهم و تعریف ناپذیر بودند. در واقع مطالعه و تحقیق در مورد موضوعات مختلف روان شناسی در طی قرون متمادی مورد توجه بوده است اما آنچه روان شناسی را به علت علم مستقل شناساند، استفاده از روشهای آماری و طرحهای تحقیقی برای آزمایشهای روان شناختی و ساخت وسایل روان سنجی بود. 

تعریف روان سنجی

در روان شناسی مجموعه شیوه‌هایی که به روان شناس کمک می‌کند تا پدیده‌های روانی انسان را از حالت کیفی به حالت کمی (عددی) در آورد اصطلاحا روان سنجی (Psychometrics) می‌گویند. روان سنجی در معنای وسیع کلمه به معنی استفاده از روشهای آماری و آزمایش و در معنای محدود کلمه به معنی بهره گیری از آزمونهای روانی برای اندازه گیری پدیده‌های روانی است. 

اهمیت روان سنجی و اندازه گیری

اهمیت استفاده از روشهای آماری در روان شناسی

آمار یکی از کاربردی‌ترین شاخه‌های ریاضی است. در واقع زندگی انسان امروز با آمار پیوند خورده است و روان شناسی نیز که یکی ازشاخه‌های علوم انسانی است بدون آمار در تجزیه و تحلیل مسائل ناتوان است. به عبارت دیگر مفاهیم روان شناختی این گرایش از علم اکثرا به صورت کیفی بوده و به درستی قابل کاربرد نمی‌باشد و فقط با روشهای آماری است که می‌توان به داده‌ها و نتایج قابل اعتماد دست یافت و آنها را به صورت کمی نشان داد. 

اهمیت استفاده از روان سنجی

انسانها در همه دوران به این موضوع علاقه داشتند که یکدیگر را شناخته و طبقه بندی کنند. این طبقه بندی و شناخت هم شامل مسائل جسمی (نظیر قوی و ضعیف ، سالم و بیمار و …) و مسائل روانی و ذهنی (نظیر هوش ، استعداد ، شخصیت و …) بوده است. در عصر حاضر نیز این مسئله به موضوعی بسیار مهم و حیاتی تبدیل شده است و اهمیت روان سنجی در این است وسایل علمی لازم را برای این شناخت و طبقه بندی در اختیار جامعه و متخصصان علوم انسانی قرار می‌دهد. در واقع اهمیت روان سنجی در دل سوالاتی از قبیل : چه کسی با هوش یا عقب مانده است؟ ، یک فرد بخصوص چه نوع استعدادی دارد؟ و یا چگونه می‌توان به شناختی از شخصیت و خصوصیات فردی افراد دست یافت؟ قرار دارد. 

کاربردهای روان سنجی و اندازه گیری

کاربرد روشهای آماری در روان شناسی

از لحاظ توصیفی آمار در روان شناسی کاربرد فوری و عملی دارد. آمار توصیفی روان شناس و محقق علم رفتاری را کمک می‌کند تا با نگاهی عینی و کمی با پدیده‌های روانی - اجتماعی بنگرد و آنها را توسط شاخصهای آماری نظیر میانگین (Mean) ، انحراف استاندارد (Standard deviation) و یا منحنی بهنجار (Normal curve) بیان می‌کند. از طرف دیگر کاربرد آمار به صورت استنباطی در روان شناسی به حل مسائل پژوهشی و یافتن روابط علت و معلولی (Cause and effect) ، همبستگی (Correlation) کمک کرده ، باعث توسعه و پیشرفت نظری و کاربردی روان شناسی و علوم رفتاری می‌شود. 

کاربرد روشهای روان سنجی

پیش بینی

تقسیم گیری مستلزم آن است که افراد بتوانند میزان موفقیت خود را در آینده در زمینه معینی نظیر پیشرفت تحصیلی یا شغلی پیش بینی (Prediction) کنند. روان سنجی برای اندازه گیری توانایی پیشرفت تحصیلی و سایر ویژگیهای افراد بکار می‌رود. در واقع پیش بینی بر داده‌های کمی معتبرتر و دقیقتر از تفکر واهی است. 

گزینش

در برخی از موسسات و سازمان‌ها مانند دانشکده‌ها و سازمان‌های استخدام کننده آزمونها برای گزینش (Selection) یا در بعضی افراد مورد استفاده قرار می‌گیرند. 

طبقه بندی

طیقه بندی (Classification) عبارت است از گروه بندی افراد براساس تقسیمات منطقی. طبقه بندی مستلزم آن است که معلوم شود یک فرد خاص در چه گروهی جای داده شود و یا براساس چه روشی مورد آموزش یا درمان قرار گیرد. روان سنجی ابزار و وسایل لازم را برای طبقه بندی افراد فراهم می کند. 

ارزشیابی

ابزارهای روان سنجی به منظور قضاوت و ارزشیابی (Evaluation) در مورد برنامه ، روشها ، تدابیر درمانی و میزان پیشرفت افراد و … مورد استفاده قرار می‌گیرند. 


If you can’t explain it simply, you don’t understand it well enough». آلبرت انیشتین

اگر نمی توانید چیزی را به سادگی توضیح دهید، شما آن را به خوبی نفهمیده اید.

معنای سنجش

تعریف سنجش

بر اساس نظر هریس استفاناکیس (200)، واژه assess از واژه لاتین assidere گرفته شده است و به معنی to sit beside (کنار کسی نشستن) و to assess یعنی to sit beside the learner (کنار یادگیرنده نشستن) است.

به نظر می رسد در این جا منظور این است که یاددهنده و یادگیرنده باید با هم کار کنند. یاددهنده باید در کنار یادگیرنده بنشیند و از آن چه یاد گرفته و از پیشرفتی که داشته است، آگاه شود. در این تعریف بر سنجش مستمر به جای سنجش بر اساس امتحان پایانی تاکید شده است.

هر سنجشی مبتنی بر سه رکن است:

الگویی برای چگونگی ارایه دانش و توسعه شایستگی در یک حیطه محتوایی توسط یادگیرنده،

تکالیف یا موقعیت هایی که بررسی عملکرد یادگیرنده را ممکن می سازد و

روش تفسیر استنباط کردن از شواهد مربوط به عملکرد.

منبع:http://assessment.blogsky.com/1392/09

سنجش شناختی-تشخیصی

سنجش شناختی-تشخیصی به منظور اندازه­گیری ساختارهای دانش ویژه و مهارت­های پردازش در فراگیران تدوین شده است تا اطلاعاتی در مورد نقاط قوت و ضعف شناختی فراهم آورد. سنجش شناختی-تشخیصی هنوز در ابتدای راه است، اما پایه آن به خوبی تدوین شده است. در سال 1980 دو فصل از کتاب اندازه­گیری روبرت لین شروعی برای تمایل و نیاز زیاد به سنجش شناختی-تشخیصی بود. فصل روایی سامویل مسیک و فصل آخر اسنو و دیوید لوهمانز، دلالت­های روانشناسی شناختی برای اندازه­گیری آموزشی، به یکپارچه کردن همراهی روانشناسی شناختی در اندازه­گیری آموزشی کمک کرد.

مدل­های شناختی-تشخیصی به منظور ارایه اطلاعات مورد نظر به صورت نیمرخ­های نمره که محدودیت مدل­های نظریه سوال-پاسخ را رفع می­کند، تدوین شده اند. انواع مختلف مدل­های شناختی-تشخیصی در ادبیات اندازه­گیری ارایه شده است. به طور کلی این مدل­ها، وضعیت­های مختلف مورد نظر محققان (مثل انواع سازه، پاسخ، و بعدیت) در روانسنجی و علوم شناختی و یادگیری را پوشش می­دهند. به دلیل محبوبیت این مدل­ها، مطالعاتی در میان محققان به منظور درک و یکپارچه کردن این مدل­ها انجام شده است. انواع مختلفی از مدل­های تشخیصی-شناختی در ادبیات وجود دارد و در عمل نیز استفاده شده است. برای مقایسه این مدل­ها، سه متغیر را می­توان مد نظر قرار داد: متغیر پاسخ­های دو ارزشی و چندارزشی، متغیر مکنون دو ارزشی و چندارزشی و متغیر گروه­بندی جبرانی یا غیر جبرانی صفت مکنون.

الگوهایخاص صفت، مهارت و عدم مهارت طبقه­ها یا گروه­های مکنون را که بر اساس آن مدل­های شناختی-تشخیصی، آزمودنی­ها را طبقه بندی می­کند را تعریف می­کند. به دلیل این­که صفت­ها و بنابراین طبقه­ها قبل از تحلیل تعریف می­شوند، این مدل­ها، مدل­های طبقه مکنون تاییدی هستند که طبقه بندی آزمودنی­ها بر اساس پاسخ به سوالات تعیین می­شود.به دلیل ماهیت تاییدی این مدل­ها، تدوین یک آزمون تشخیصی ابتدا مستلزم صفاتی است که به وسیله تحقیقات شناختی برای حیطه مورد نظر مهم تشخیص داده شده است، می باشد. سپس، هر سوال آزمون برای اندازه­گیری یک یا چند صفت طراحی می­شود. به دلیل این­که یک سوال می­تواند بیش از یک صفت را اندازه گیری کند، چند بعدی بودن درون و بین سوالات وجود دارد. همخوانی سوال-صفت در ماتریس کیو ارایه می شود. ماتریسی که در آن 1 نشان می­دهد که یک سوال یک صفت را اندازه­گیری می­کند و درایه صفر بدین معناست که آن سوال آن صفت را اندازه­گیری نمی­کند. دقت طبقه­بندی مدل­های شناختی-تشخیصی به همخوانی درست سوالات با صفات بر می­گردد، به گونه­ای که تعیین نادرست ماتریس کیو منجر به طبقه­بندی غلط می­شود.

هدف اندازه­گیری تشخیصی شبیه تشخیص­های معمول است با این تفاوت که بافتی که در آن اندازه گیری می­شود، رسمی­تر است. مثلاً فردی که باید مورد تشخیص قرار گیرد می­تواند بیماری باشد که در بیمارستان از نظر روانی مورد ارزیابی قرار می­گیرد، فراگیری که در مدرسه به عنوان دانش­آموزی مستعد جایابی می­شود، یا بازیکنی که کالایی را در دنیای مجازی خریداری می­کند. در این­گونه موارد هدف اندازه­گیری شناختی عبارت است از: تشخیص اختلال احتمالی و تعیین اثربخش­ترین برنامه درمانی برای بیمار، شناسایی نقاط قوت و ضعف در حیطه محتوایی خاص و تعیین بهترین راهبرد تمرین برای آن فراگیر، یا تشخیص ویژگی­های رفتار خرید و ارایه راهبردهای بازاریابی برای آن بازیکن. به منظور ارایه نیمرخ دقیق افراد با توجه به ویژگی­های مورد نظر در این موقعیت، سوالاتی به طور خاص طراحی می­شود، یا تکالیفی به این افراد ارایه می­شود و پاسخ­های فرد و رفتارهای مرتبط به آن ثبت می­شود. رفتارها می­تواند شامل پاسخ­های کلامی به سوالات باز پاسخ توسط بیمارباشد، پاسخ­های کتبی به سوالات چند گزینه­ای توسط فراگیر باشد، یا پیگیری فعالیت­ها در محیط­های اجباری توسط بازیکن باشد.

مدل­های طبقه­بندی شناختی، زیر مجموعه­ای از مدل­های روانسنجی هستند که افراد را بر اساس متغیرهای مکنون طبقه­ای چندگانه طبقه­بندی می­کنند. پایه­ طبقه­بندی در این مدل­ها بر اساس داده­های پاسخ مشاهده شده که از طریق سنجش تشخیصی جمع آوری شده­اند، است. این مدل­ها مکانیسمی برای بررسی داده­های جمع­آوری شده، ارایه می­دهند.اگر طبقه­بندی­ها، درک مهمی از ویژگی­های مکنون افراد را تایید کند پس استفاده از این مدل­ها می­تواند تحلیل­های عملی مفیدی را فراهم کند. این مدل­ها ابزاری تدوین می­کنند که تحلیل­هایی که در آن انواع رفتار افراد وابسته به الگوی داده­ها با وزن­های مختلف است را ممکن می­سازد. اما انتخاب این که چگونه الگوهای رفتاری تدوین شده اند(تصمیم­گیری در مورد این که چه صفاتی باید ارایه شوند، چه اطلاعاتی باید استخراج شود، چگونه باید اطلاعات استخراج شده را به صورت خروجی برای یک مدل آماری کدگذاری کرد) تنها ملاحظه­ای است که تدوین کننده سنجش شناختی باید مد نظر قرار دهد. صفت­در این مدل­ها نشان دهنده سازه­ای مثل دانش یا بیماری روانی است و طبقه بندی افراد بر اساس صفات است. صفات از متغیرهای پنهان طبقه ای مشتق می­شوند، بنابراین لازم است که طبقه بندی از نظر آماری از داده­های قابل مشاهده پاسخ دهندگان استنباط شود.این مدل­ها، همبستگی آماری را ارایه می­دهند.

راپ و تمپلین (2008) نه ویژگی اصلی که می­تواند برای مقایسه مدل­های شناختی-تشخیصی با دیگر مدل­های متغیر مکنون مورد استفاده قرار گیرد را فهرست کردند. برخی از آن­ها عبارت است از: 1)ماهیت چندبعدی­شان، 2)ماهیت تاییدی بودنشان، 3)پیچیدگی ساختار عاملی­شان و 4) ماهیت تشخیصی بودن تفسیرهای­شان. مدل­های تحلیل عاملی و نظریه سوال-پاسخ وقتی مورد استفاده قرار می­گیرد که ساختارهای بارگذاری ساده­تر است(مثلاً هر سوال فقط بر روی یک بعد بار دارد.)، اما مدل­های شناختی-تشخیصی دارای ساختارهای پیچیده بارگذاری هستند که معمولاً مستلزم چندین توانایی به هم مرتبط هستند.

در این مدل­ها، پیوستار مفروض به دو دسته مجرا مثل ماهر یا غیرماهر در زمینه­های آموزشی و اختلال داشتن یا اختلال نداشتن در زمینه روانشناسی بالینی تقسیم می­شود .ویژگی­­هایی که احتمال­شان بیش­تر از 5/. است را به عنوان تشخیص مثبت (یعنی ماهر)، و ویژگی­های که کم­تر از 5/. هستند به عنوان تشخیص منفی (غیرماهر) در نظر گرفته می­شوند.احتمال­های نزدیک به 5/. نشان دهنده آن هستند که متغیرهای مشاهده شده، اطلاعات کافی ارایه نمی­دهد تا بتوان بر اساس آن تشخیص روشنی ارایه داد و طبقه­بندی را به شدت مبهم می­کند. هدف اصلی این مدل­ها، تشخیص است و این ویژگی استفاده از این مدل­ها برای داده­های حاصل از سنجش تشخیصی را از استفاده از مدل­های تحلیل عاملی تاییدی و نظریه سوال-پاسخ برای داده­های حاصل از ارزشیابی جایابی، پذیرش و گواهینامه متفاوت می­کند. سنجش شناختی-تشخیصی برای معلمان، والدین و مسوولین آموزشی که متمایلند میزان اطلاعاتی را که دانش آموزان در آن مهارت کسب کرده اند را بدانند، مفید هستند.

با وجود اهمیت مدل­های شناختی-تشخیصی، مباحث مهم و محدودیت­هایی در استفاده از این مدل­ها وجود دارد که نیاز به بحث دارد. مهم­ترین مبحث، بحث روایی است.روایی نتایج در این مدل­ها به نظریه زیربنایی آن­ها بستگی داد. بخصوص اگر تعریف معیارها دقیقاً مشخص نشده باشد یا اگر این معیارها به تشخیص مربوط نباشد، نتایج حاوی اطلاعات تشخیصی با روایی کم خواهد بود. البته این دغدغه به طور کلی در مورد مدل­های متغیر پنهان وجود دارد. در استفاده از اطلاعات تشخیصی حاصل از مدل­هایشناختی-تشخیصی باید مد نظر قرار گیرد که دانشی که بر اساس نتایج به دست می آید به این بستگی دارد که تا چه حد نظریه زیربنایی مبتنی بر واقعیت است. علاوه بر روایی، تدوین ماتریس کیو که تعریف معیارهای مورد اندازه­گیری را ارایه می­دهد نیز یکی دیگر از دغدغه­های این مدل­هاست. کیفیت برازش مدل شناختی-تشخصی به کیفیت ماتریس کیو استفاده شده در تحلیل بستگی دارد. تعریف این ماتریس باید زیربنای نظری حیطه ابزار را با نتایج تجربی تحلیل ترکیب کند. شاید مهم­ترین نکته در نتایج این مدل­ها، تصدیق بیرونی براوردهای تشخیصی است. ساخت ابزار برای اهداف تشخیصی باید به کمک اندازه­های روایابی بیرونی انجام شود. به زعم تاتسوکا (2005) "در حالت واقعی، سه واژه مهم عبارت است از موقعیت، موقعیت و موقعیت. در مدل­یابی تشخیصی، سه واژه مهم عبارت است از روایابی، روایابی و روایابی." روایابی بیرونی، تفسیر برآوردهای تشخیصی نتایج مدل شناختی-تشخیصی را را مطمین می­سازد. این مدل­ها را می­توان با ابزار­های موجود به کار برد ولی باید توجه کرد در بسیاری از موارد پرسشنامه­ها، گویه­های طرح شد به منظور استفاده از مدل تحلیل عاملی تاییدی (با یک ساختار ساده)به منظور اندازه­گیری ملاک­های مکنون در یک پیوستار و نه در یک طبقه­بندی تدوین شده اند. مشکلاتی مشابه نیز در استفاد از این مدل­ها در اندازه­گیری آموزشی وجود دارد زیرا این آزمون­ها برای تحلیل در مقیاسی تک بعدی طراحی شده اند. معمولاً این آزمون­ها با انتخاب سوال­هایی حداکثر اطلاعات را با توجه به پیوستار مکنون ارایه می­دهد. طبقه بندی بر اساس یک پیوستار مکنون می­تواند منجر به برآوردهایی شود که در آن افراد زیادی یا همه صفات را دارند و یا هیچ کدام را ندارند. در این­گونه موارد، همه همبستگی­های بین صفات (بر اساس مدل ساختاری) واحد (تمایل به این­که یک پیوستار زیربنای داده­هاست) می­شوند.

در مقایسه با مدل­های نظریه پاسخ-سوال چند بعدی (MIRT)، این مدل­ها در هر بعد به سوال­های بسیار کم­تری برای کسب برآوردهای پایا نیاز دارد (تمپلین و برادشاو، 2013). مدل­های نظریه پاسخ-سوال چند بعدی مستلزم سوال­های بیشتری هستند و شاید یکی از دلایل غالب ماندن مدل­های تک بعدی در آموزش علی رغم نیاز دولت­ها و نیاز معلمان به مدل­های نظریه سوال-پاسخ چند بعدی برای گرفتن بازخوردهای دقیق و ظریف، همین مطلب باشد.

اهمیت مدل­های شناختی-تشخیصی در مقایسه با نظریه کلاسیک آزمون و نظریه سوال-پاسخ از آن­جا ناشی می­شود که در این مدل­ها نیمرخ دانش آموزان ارایه می­شود که در آن مجموعه­ای از مهارت­های یا صفت­های دو ارزشی که فرد در آن به مهارت رسیده یا نرسیده است نمایش داده می­شود. نیمرخ­های صفات گسسته، اطلاعاتی در مورد نیازهای گروهی از دانش آموزان در اختیار معلم قرار می­دهد (برخلاف مدل­های نظریه سوال-پاسخ چند بعدی که پروفایلی از نمرات ارایه می­دهد).

http://assessment.blogsky.com/1392/10/page/3

رشته سنجش و اندازه گيري

رشته سنجش و اندازه گیری، علم بین­رشته­ای نسبتاً جدیدی است که برای درک مفاهیم آن لازم است تسلط کافی در حیطه­های زیر داشت:

  •  داشتن دانش در زمینه مباحث سنجش و اندازه­گیری، روش­شناسی، ارزیابی و ارزشیابی است.

  • داشتن دانش در حیطه ریاضی بخصوص در حیطه جبر خطی و حسابان و آمار به طور نظری و کاربردی

  •  داشتن دانش در زمینه نرم افزارهای مختلف آماری و توانایی استفاده از آن­ها. علاوه بر این باید در زمینه برنامه نویسی کامپیوتری هم به تسلط نسبی رسید چرا که امروزه در بسیاری از مقالات جدید از نرم افزارهایی که نیاز به کد نویسی دارند مثل  استفاده می­شود.

  • داشتن دانش در مورد یک سازه رفتاری خاص در یکی از حیطه­های علوم رفتاری مثل علوم تربیتی، روان­شناسی، مدیریت، پرستاری، پزشکی و به طور کلی هر علمی که با انسان سر و کار دارد.

علاوه بر این از آن­جایی که این رشته در ایران جدید است دانشجویان باید از سطح زبان انگلیسی مناسبی برخوردار باشند بخصوص در مهارت­های شنیدن و حرف زدن. بسیاری از کارگاه­های تخصصی و اساتید صاحب نظر در این حیطه خارج از ایران می باشد. هم­چنین کتاب­های فارسی کمی در این حیطه ترجمه شده است و معمولاً مقالات و کتاب­های ترجمه­ شده به دلیل جدید بودن مباحث، کمی مبهم به نظر می رسد.

مطالعه در زمینه خلاقیت، تفکر انتقادی و  فلسفه علم نیز برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی توصیه می شود.

بسیار مهم: مهم­تر از همه ارتباط دادن این مجموعه دانش با هم و داشتن ایده­ای مناسب است. دانستن قوی­ترین روش­های آمار و ریاضی و توانایی قوی در برنامه­نویسی کامپیوتری بدون دانستن نظریه­های مربوط به یک سازه مربوط به انسان هیچ مفهومی نخواهد داشت و در نهایت منجر به سر در گمی می­شود مگر برای کسانی که خواهان انجام تحقیقات صرفاً نظری در این رشته باشند و این امر مستلزم دانشی بسیار قوی در حیطه ریاضیات و آمار است.

پس باید صبورانه و هدفمند وارد این رشته شد و مطالعه مداوم داشت.

برای نمونه زمینه آموزشی دکتر تمپلین (. TemplinDrاستاد دانشگاه Nebraska-Lincoln را برای شما از سایت  ایشون  (http://JonathanTemplin.com ) در این جا قرار می­دهم.

Ph.D. in Psychology (Quantitative; 2004

University of Illinois at Urbana-Champaign

M.A. in Psychology (2002

University of Illinois at Urbana-Champaign

M.S. in Statistics (2002

University of Illinois at Urbana-Champaign

B.A. in Psychology (magna cum laude; 1998

California State University, Sacramento; Minor: Statistics

A.A. in General Studies (1996

American River College; Sacramento, California

A.S. in Mathematics and Physical Science (1996

American River College; Sacramento, California

 

 

به طور کلی ادامه تحصیل دادن در مقطع دکترا نیاز به انگیزه بالا دارد. نقل قول زیر از سایت topuniversities جالب است:    

Professor Daniel Drezner of Tufts University recently quipped: “Should you get a PhD? Only if you are crazy or crazy about  your subject”.0 

  

دکتر درنزل، استاد دانشگاه توفتز طنز گونه گفته است: اگر شما قصد گرفتن مدرک دکترا را دارید یا باید ديوانه باشید یا باید  شیفته رشته تحصیلی خود باشید. 

منبع 

http://assessment.blogsky.com/1392/09

ضرایب همبستگی برای مقیاس های مختلف اندازه گیری

همانطور که می دانید شدت وابستگي دو متغير به يكديگر را با همبستگي تعريف مي كنيم. ممكن است علاوه بر شدت همبستگي جهت همبستگي نيز مورد نياز ما باشد. اگر تمایل دارید بدانید روش صحیح انتخاب ضریب همبستگی چیست ادامه مطلب را بخوانید.
ضرايب همبستگي بين 1- تا 1 تغيير مي كند و مي تواند مثبت يا منفي باشد مانند ميزان رضایت شغلی یک کارمند و میزان حقوق و مزایای دریافتی وی. ضريب همبستگي يك رابطه متقارن ميباشد، هر چه ضريب همبستگي به يك نزديكتر باشد ميزان وابستگي دو متغير بيشتر است، اما دقت داشته باشید كه:
1- اين وابستگي به معناي رابطه علت و معلولي نيست و ضريب همبستگي نشان نمی دهد که كدام متغیر علت و كدام متغیر معلول است به ميان نمي آورد. 
2- براي اطمینان از صحت آنچه ضریب همبستگی بیان می دارد مي توان ابتدا وجود رابطه غيرخطي بين دو متغير همبسته را در حالي كه ضريب همبستگي به غلط آن را نشان نميدهد، بررسي كرد.
3- ضريب همبستگي را ميتوان براي سنجش ميزان خطاي موجود در دادهها نيز استفاده كرد، از جمله زير فاصله ها و يا برشهاي مصنوعي دامنه داده ها
4- محاسبه ضرايب همبستگي تا حدود زيادي متاثر از مقياس اندازه گيري متغير ها است، بعنوان مثال براي متغيرهاي اسمي جهت رابطه اصلا معني ندارد، بين جنس و معدل تنها ميتوان گفت كه شدت وابستگي چه مقدار است اما افزايش يا كاهش جنس معني ندارد.
5- آزمون ضریب همبستگی به شدت تایع حجم نمونه است. تا جائی که امکان دارد حجم نمونه را افزایش دهید

با توجه به نوع متغير ها ضريب همبستگي ميتواند يكي از حالت هاي زير را داشته باشد.

1- دو متغير اسمي
2- دو متغير رتبه اي
3- دو متغير فاصله اي-نسبي
4- متغير اسمي و متغير رتبه اي
5- متغير اسمي و متغير فاصله اي - نسبي
6- متغير رتبه اي و متغير فاصله اي - نسبي

براي هر كدام از حالت هاي بالا ضرايب همبستگي متفاوتي وجود دارند

الف) دو متغير اسمي هستند و يا يكي اسمي و ديگري رتبه اي است

داده های اسمی یا nominal که مربوط به متغير يا خواص کيفی مانند جنس يا گروه خونی است و بيانگر عضويت در يک گروه خاص می باشد.
داده های رتبه ای یا Ordinal : مانند کیفیت درسی یک دانش آموز (ضعیف، متوسط و قوی) و یا رتبه بندی هتل ها ( یک ستاره، دو ستاره و ...

در این حالت می توانید از یکی از ضریب های همبستگی زیر استفاده کنید:

1) ضريب همبستگي كرامر و فی: معمولا بین دو متغیر اسمی مانند اینکه بخواهیم بدانیم که آیا بين جنس و گرايشات سياسي رابطه وجود دارد يا خير
2) ضريب توافقي C: معمولا بین دو متغير اسمي و يا يكي اسمي و يكي رتبه اي 
3) ضريب همبستگي لاندا: معمولا بین دو متغير اسمي و يا يكي اسمي و يكي رتبه اي مانند اینکه بخواهیم بدانیم بین مسئولیت پذیری کارکنان و منطقه خدمتی آنها رابطه وجود دارد یا خیر؟
4) ضريب همبستگي تاو گودمن و كروسكال: براي ارزيابي شدت رابطه بين متغيرهايي كه هر دو اسمي يا يكي اسمي و ديگري رتبه اي باشد بكار ميرود


ب) هر دو متغير داراي مقياس رتبه اي باشند

فرض کنید شما در حال تحقیق این فرضيه هستید که بين تحصيلات كاركنان و رضایت شغلی آنها رابطه مثبت و معني داري وجود دارد یا خیر؟ اين فرضيه دو متغير دارد، تحصيلات كاركنان با طبقه بندی های ديپلم و كمتر، فوق ديپلم، ليسانس و بالاتر و رضایت شغلی با طبقه بندی های كم، متوسط و زياد).
بر خلاف متغير هاي اسمي كه جهت رابطه در آنها مفهومی نداشت در اين جا بنا به ماهيت متغیر رتبه ای جهت رابطه مفهوم دارد. لذا قبل از هرچيز بايستي بررسي کنید كه رابطه در اينحالت به چه معني می باشد.
در این حالت می توانید از یکی از ضریب های همبستگی زیر استفاده کنید:

1- ضريب همبستگي گاما: حاصل تعامل زوج های هماهنگ و معکوس و نادیده گرفتن زوج های گره خورده با توضیحات مثال یک
2- ضريب همبستگي تاو كندال b: حاصل تعامل زوج های هماهنگ و معکوس و زوج های گره خورده با توضیحات مثال یک
3 ضريب تاو كندال C : حاصل تعامل تعداد زوج های هماهنگ و معکوس با توضیحات مثال یک
4 – ضريب d سامرز: شکل خاصی از ضریب همبستگی گاما که یکی از متغیر ها به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته می شود

مثال یک: فرض كنيد نمره 3 دانش آموز را در دو درس مختلف داريم، پس هر دانش آموز دو نمره دارد. حال اگر نمره
يك دانش آموز با دانش آموز ديگر مقايسه شود، ميتوان بيان داشت كه اين دو دانش آموز یعنی این دو زوج نسبت به هم يك زوج معكوس را تشكيل ميدهند يا يك زوج هماهنگ. اگر با افزايش نمره یکی، نمره ديگری نیز افزايش يابد به آن دو زوج هماهنگ می گوئیم و اگر با افزايش يكي ديگري كاهش يابد زوج معكوس و چنانچه با افزايش يا كاهش يكی ديگری تغييري نكند به آن دو زوج گره خورده می گوئیم. ضریب همبستگی گاما برای این حالت کاربرد خوبی دارد

ج) هر دو متغير داراي مقياس فاصلی ای نسبی باشند

داده های فاصله ای: به عنوان مثال داده هایی که متغیر ضریب هوشی را در بین چند نفر توصیف می کنند عبارتند از: 80، 110، 75، 97  و 117، چون این داده ها عدد هستند پس داده های ما کمی هستند اما می دانیم که  IQ نمی تواند صفر باشد و صفر در اینجا فقط مبنایی است تا سایر مقادیر  IQ در فاصله ای منظم از صفر و یکدیگر قرار گیرند پس این داده ها فاصله ای اند.
داده های نسبتی:  داده های نسبتی داده هایی هستند که با عدد نوشته می شوند اما صفر آنها واقعی است. اکثریت داده های کمی این گونه اند و حقیقتاً دارای صفر هستند. به عنوان مثال داده هایی که متغیر طول پاره خط بر حسب سانتی متر را توصیف می کنند عبارتند از: 20، 15، 35، 8 و 23، چون این داده ها عدد هستند پس داده های ما کمی اند و چون صفر در اینجا واقعاً وجود دارد این داده نسبتی تلقی می شوند.

در این حالت هر دو متغیر کمیت پذیرند.

اول مشخص کنید که متغیر شما پارامتریک است یا ناپارامتریک

اگر پارامتریک بود یعنی متغیر دارای توزیع نرمال بود و مقادیر پرت در مشاهدات وجود نداشت ضریب همبستگی پیرسون
توجه: اگر یکی از متغیر ها دارای توزع پیوسته نرمال بود و متغیر دیگر دو حالتی بود مثل (زن/مرد یا قبول/رد) می توانید از ضریب همبستگی پیرسون (همبستگی دو رشته ای نقطه ای) استفاده کنید. مثل رابطه جنسیت با تعداد حوادث
اگر ناپارامتریک بودیعنی متغیر دارای توزیع غیر نرمال ضریب همبستگی اسپرمن


د) متغيرهايي با مقياس اسمي- رتبه اي و متغيرهاي با مقياس فاصله اي-نسبي

هنگامي كه يك متغير داراي مقياس اسمي و رتبه ای باشد مثل جنس، نژاد، ميزان رضايت و ... و متغير ديگر مقياس فاصلهاي يا نسبي داشته باشد مانند درآمد، معدل، اندازه قد و ... آنگاه بايستي شاخصي انتخاب شود كه از روي يك متغير بتوان متغير ديگر را پيش بيني كرد. از جمله اين شاخص ها شاخص نسبت همبستگی می باشد که آن را ضریب همبستگی مجذور اتا می نامیم.

1) ضریب همبستگی مجذور اتا
فرض کنید می خواهیم بدانیم که آيا بين جنس و معدل دانشجويان رابطه وجود دارد. در اينجا جنس يك متغير كيفي يا اسمي است و معدل يك مقياس فاصله اي يا نسبي

2) ضریب همبستگی چند رشته ای
فرض کنید مي خواهيم همبستگي بين يك متغير فاصله اي را با متغير دو حالتي يا ترتيبي كه فرض شده است كه متغير اساسا پيوسته اي را منعكس ميكند بررسي كنيم. اين ضريب همبستگي را ميتوان تا حدود زيادي مانند ضريب همبستگي پيرسون تعبير کرد.

ه) سایر

1- ضریب همبستگی کاپای کوهن

فرض كنيد می خواهیم ميزان توافق بين مديران و معاونان را در خصوص ميزان اهميت مشتري در سازمانی ارزيابي كنیم. هر فرد اعم از مدير يا معاون ميتواند نظر خود را بصورت زياد و كم بيان كند. در اين حالت كه هر دو متغير اسمي دوتايي ميباشند ميتوان از ضريب همبستگي كاپاي كوهن كه بطور معادل در بعضي مواقع ضريب همبستگي كاپا نيز ناميده ميشود، استفاده ميشود.

2- ضریب همبستگی چند حالتی

ضريب همبستگي چند حالتي زماني مورد استفاده قرار ميگيرد كه هر دو متغير دو حالتي يا هر دو متغير ترتيبي باشند، البته توجه كنيد كه مانند ضريب همبستگي چند رشته اي در هر دو متغير فرض شده است كه اين متغير ها اساسا تغييرات متغير پيوسته اي را منعكس ميكنند، علي الخصوص زماني كه از مقياس ليكرت استفاده ميشود بايستي از اين ضريب همبستگي استفاده كرد.


منابع:
نجیبی، سید مرتضی، انواع ضریب همبستگی و محاسبه آنها، 1388، http://daneshamari.blogfa.ir
میرزاده، محمد رضا، ضریب همبستگی، http://m-mirzadeh.blogfa.com

انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

1


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

2

فهرست مطالب

تعريف همبستگي ......................................................................................................................................................................... 3

انواع ضرايب همبستگي ............................................................................................................................................................... 4

1. حالتي كه دو متغير اسمي و يا يكي اسمي و ديگري رتبهاي باشد ............................................................................................ 4

أ.ضريب همبستگي كرامر و في . ............................................................................................................................................... 5

6 ................................................................................................................................................................ C ب .ضريب توافقي

ج. ضريب همبستگي لاندا ....................................................................................................................................................... 6

د. ضريب همبستگي تاو گودمن كروسكال . .............................................................................................................................. 7

2. ضريب همبستگي در حالتي كه دو متغير داراي مقياس رتبهاي باشند ........................................................................................ 8

الف. ضريب همبستگي گاما .................................................................................................................................................... 9

10 ........................................................................................................................................ b ب. ضريب همبستگي تاو كندال

11 ......................................................................................................................................... C ج. ضريب همبستگي تاو كندال

سامرز . ............................................................................................................................................... 11 d د. ضريب همبستگي

3. ضريب همبستگي در حالتي كه دو متغير فاصلهاي نسبي باشد . ................................................................................................ 12

الف. ضريب همبستگي پيرسون ............................................................................................................................................ 12

ب. ضريب همبستگي اسپيرمن .............................................................................................................................................. 12

4. متغيرهايي با مقياس اسمي- رتبهاي و متغيرهاي با مقياس فاصلهاي-نسبي . .............................................................................. 13

(مجذور اتا) . ............................................................................................................................... 13 􀣁􀫛 الف. ضريب همبستگي

ب. ضريب همبستگي چند رشتهاي ....................................................................................................................................... 13

5. ساير ضرايب همبستگي ......................................................................................................................................................... 14

الف. ضريب همبستگي كاپاي كوهن .................................................................................................................................... 14

ب. ضريب همبستگي چند حالتي . ......................................................................................................................................... 15

منابع .......................................................................................................................................................................................... 16


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

3

تعريف همبستگي

يكي از تعاريف اساسي در علم آمار تعريف همبستگي و رابطه بين دو متغير مي باشد. بطور كلي شدت

وابستگي دو متغير به يكديگر را همبستگي تعريف مي كنيم. و ممكن علاوه بر شدت همبستگي جهت

همبستگي نيز مورد نياز پژوهشگر باشد. در آمار انواع زيادي از ضرايب همبستگي متفاوت وجود دارند

كه هر كدام همبستگي بين دو متغير را با توجه به نوع دادهها و شرايط متغيرها اندازهگيري ميكنند. لذا

با توجه به اهميت اين موضوع كه چه ضريب همبستگي را در چه زماني مورد استفاده قراردهيم، در

اينجا به تعريف انواع همبستگي پرداخته و سعي بر آن داريم كه زمان استفاده از اين ضريب همبستگي -

ها و روش محاسبه آنها را در يكي از نرمافزارهاي آماري ذكر كنيم.

بطور كلي ضرايب همبستگي بين 1- تا 1 تغيير مي كنند و رابطه بين دو متغير مي تواند مثبت

يا منفي باشد مانند ميزان درآمد و قيمت ماشين شخص يا ميزان تسلط ماشين نويس و تعداد غلط هاي

تايپي او در يك صفحه.

نكات قابل توجهاي در ضريب همبستگي وجود دارد كه ذكر آنها مهم مي باشد. ضريب

همبستگي يك رابطه متقارن ميباشد، هر چه ضريب همبستگي به يك نزديكتر باشد ميزان وابستگي دو

متغير بيشتر است، اما توجه كنيد كه اين وابستگي به معناي رابطه علت و معلولي نيست وضريب

همبستگي حرفي از اينكه كدام علت و كدام معلول است به ميان نمي آورد. اما اگر متغير هاي ديگري

نيز بر روي متغير وابسته تاثير داشته باشد آنگاه ممكن است هر كوواريانسي كه با متغير مستقل به

اشتراك گذاشتهاند، تاثير غلطي را بر ضريب همبستگي با متغير مستقل داسته باشد. همچنين براي تعميم

ضريب همبستگي مي توان وجود رابطه غيرخطي بين دو متغير همبسته را در حالي كه ضريب

همبستگي به غلط آن را نشان نميدهد، بررسي كرد. ضريب همبستگي را ميتوان براي سنجش ميزان

خطاي موجود در دادهها نيز استفاده كرد، از جمله زير فاصلهها و يا برشهاي مصنوعي دامنه دادهها را


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

4

نام برد. در صورتي كه رابطه بين داده ها با افزايش متغير افزايش يابد ضريب همبستگي ميتواند

به عنوان معيار عدم هم واريانسي 1 استفاده شود.

انواع ضرايب همبستگي

محاسبه ضرايب همبستگي تا حدود زيادي متاثر از مقياس اندازه گيري متغير ها است، بعنوان

مثال براي متغيرهاي اسمي جهت رابطه اصلا معني ندارد، بين جنس و معدل تنها ميتوان گفت كه

شدت وابستگي چه مقدار است اما افزايش يا كاهش جنس معني ندارد.

با توجه به نوع متغير ها ضريب همبستگي ميتواند يكي از حالتهاي زير را داشته باشد.

-1 دو متغير اسمي

-2 دو متغير رتبهاي

-3 دو متغير فاصلهاي- نسبي

-4 متغير اسمي و متغير رتبه اي

-5 متغير اسمي و متغير فاصلهاي - نسبي

-6 متغير رتبهاي و متغير فاصلهاي – نسبي

براي هر كدام از حالتهاي بالا ضرايب همبستگي متفاوتي وجود دارند كه در ذيل به اختصار مهمترين

آورده شده است. R و lisrel ، spss آنها را آورده ايم و بعضا روش محاسبه آنها را در نرم افزار هاي

-1 حالتي كه دو متغير اسمي و يا يكي اسمي و ديگري رتبهاي باشد

أ. ضريب همبستگي كرامر

C ب. ضريب توافقي

ج. ضريب همبستگي لاندا

د. ضريب همبستگي تاو گودمن و كروسكال

1

lack of homoscedasticity


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

5

در ادامه هر يك را به اختصار بررسي و طريق محاسبه آن را ذكر خواهيم كرد:

أ . ضريب همبستگي كرامر و في

اين نوع ضريب همبستگي بيشتر در جداول توافقي و بررسي ميزان رابطه بين دو متغير اسمي بكار مي -

رود. براي مثال مي خواهيم بررسي كنيم كه آيا بين جنس و گرايشات سياسي رابطه وجود دارد يا خير.

ضريب همبستگي كرامر با استفاده از فرمول زيرمحاسبه ميشود:

􀝒 􀵌 􀶧 􀰞􀰮

􀯡􁈺􀯟􀬿􀬵􁈻

تعداد رديفهاي جدول يا ستونهاي آن(هر 􀝈 تعداد حجم نمونه، 􀝊 آماره آزمون خي دو ، 􀟯􀬶 كه در آن

باشد به ضريب همبستگي في 􀝈 􀵌 كدام كه تعداد كمتري دارند). البته اين فرمول براي حالتي كه 2

معروف است.

بصورت زير عمل كنيد: spss براي محاسبه ضريب همبستگي كرامر در نرمافزار

Analyze > Descriptive Statistics> Crosstabs

را فعال Phi and cramer's V گزينه Statistics دو متغير را در سطر و ستون وارد كرده و سپس در قسمت

كنيد.


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

6

C ب . ضريب توافقي

يكي ديگر از معيارهاي همبستگي براي دو متغير با مقياس اسمي يا يكي اسمي و يكي رتبهاي ضريب

ميباشد. اين شاخص با استفاده از فرمول زير محاسبه ميشود: C توافقي

􀜥 􀵌 􀶧 􀰞􀰮

􀰞􀰮􀬾􀯡

بصورت spss حجم نمونه است. اين شاخص را ميتوان در نرمافزار n آماره آزمون و 􀟯􀬶 در اين رابطه

زير محاسبه كرد:

Analyze > Descriptive Statistics> Crosstabs

را contingency coefficient گزينه Statistics دو متغير را در سطر و ستون وارد كرده و سپس در قسمت

فعال كنيد.

ج. ضريب همبستگي لاندا

يكي ديگر از ضرايب همبستگي كه براي دو متغير اسمي و يا يكي اسمي و يكي رتبهاي

استفاده ميشود، ضريب همبستگي لاندا ميباشد. ضريب همبستگي لاندا تصوير روشن تري را از رابطه

بين دو متغير را نشان ميدهد. ضريب همبستگي لاندا را با استفاده از فرمول زير محاسبه ميكنند:

λ 􀵌

􀝁1􀵆􀝁2

􀝁1

اشتباه گروه بندي در e اشتباه گروه بندي در موقيتي كه متغير اول متغير مستقل باشد و 2 e كه در آن 1

موقعيتي كه متغير دوم مستقل است ميباشد. با توجه به اينكه كدام متغير را متغير مستقل در نظر گيريم

براي هر دو جايشگت ممكن اين آماره مقدار لاندا spss دو مقدار لاندا بدست ميآيد كه در نرم افزار

را محاسبه ميكند. مي توان از ميانگين آنها به عنوان معياري مناسب استفاده كرد. زماني كه دو متغير

مستقل باشند مقدار ضريب همبستگي لاندا برابر صفر است اما اگر ضريب همبستگي لاندا صفر باشد

نميتوان گفت دو متغير مستقلاند، براي اين منظور به مثال زير توجه كنيد:

فراواني ميزان مسئوليت پذيري افراد سه منطقه بصورت زير آورده شده است:


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

7

ميزان مسئوليت پذيري كم متوسط زياد جمع

منطقه 1

منطقه 2

منطقه 3

57

60

3

30

60

30

3

60

57

90

180

90

360 120 120 جمع 120

با نگاهي به جدول مي بينيد كه بيشتر افراد منطقه يك( 57 نفر) ميزان مسئوليت پذيري كمي دارند و

بيشتر افراد منطقه سه مسئوليت پذيري زيادي دارند كه بطور آشكار رابطه بين دو متغير را نشان مي -

دهد. حال به محاسبه ضريب همبستگي لاندا مي پردازيم:

λ􀬵 􀵌 􀬶􀬸􀬴􀬿􁈺􀬷􀬷􀬾􀬵􀬶􀬾􀬶􀬷􁈻

􀬶􀬸􀬴 􀵌 22.5 %

λ􀬶 􀵌 􀬵􀬼􀬴􀬿􁈺􀬺􀬴􀬾􀬺􀬴􀬾􀬺􀬴􁈻

􀬶􀬸􀬴 􀵌 0

برابر صفر است درحالي كه عملا دو متغير با يكديگر رابطه دارند. λ􀬶 چنانچه ديده ميشود

بصورت زير عمل ميكنيم: spss براي محاسبه ضريب همبستگي لاندا در نرمافزار

Analyze > Descriptive Statistics> Crosstabs

را فعال كنيد. lambda گزينه Statistics دو متغير را در سطر و ستون وارد كرده و سپس در قسمت

د. ضريب همبستگي تاو گودمن كروسكال:

اين نوع ضريب همبستگي نيز براي ارزيابي شدت رابطه بين متغيرهايي كه هر دو اسمي يا يكي

[ اسمي و ديگري رتبهاي باشد بكار ميرود( براي طريقه محاسبه اين ضريب همبستگي به مرجع [ 2

از قسمت زير استفاده كنيد: spss مراجعه كنيد). براي محاسبه ضريب همبستگي تاو و كروسكال در

Analyze > Descriptive Statistics> Crosstabs

را فعال كنيد. و در lambda گزينه Statistics دو متغير را در سطر و ستون وارد كرده و سپس در قسمت

خروجي داده شده مقدار ضريب همبستگي تاو گودمن و كروسكال را براي هر دوحال آورده شده

است.


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

8

-2 ضريب همبستگي در حالتي كه دو متغير داراي مقياس رتبهاي باشند

براي سنجش رابطه بين متغيرهاي رتبهاي از ضرايب همبستگي زير استفاده ميشود:

الف- ضريب همبستگي گاما

b ب- ضريب همبستگي تاو كندال

c ج- ضريب تاو كندال

سامرز d د- ضريب

سعي ميشود مفهمو هر كدام از ضرايب همبستگي بالا با ارائه مثال واضح و روشن شود.

در ابتدا به مثالي جالب كه معناي رابطه را در اين حالت مشخص مي كند توجه كنيد:

فرضيه "بين تحصيلات كاركنان و مسئوليت پذيري آنها رابطه مثبت و معني داري وجود دارد" را در

نظر بگيريد. اين فرضيه دو متغير دارد، تحصيلات كاركنان( با مقولههاي ديپلم و كمتر، فوق ديپلم،

ليسانس و بالاتر) و مسئوليتپذيري( با مقولههاي كم، متوسط، زياد). رخلاف متغير هاي اسمي كه

جهت رابطه در آنها مفهوم پيدا نميكرد در اين متغير ها بنا به ماهيتشان جهت رابطه مفهوم دارد. لذا

قبل از هرچيز بايستي بررسي كرد كه رابطه در اينحالت به چه معني است.

Directional Measures

.556 .146 3.651 .000

1.000 .000 2.828 .005

.200 .179 1.069 .285

1.000 .000 .221c

.280 .089 .081c

Symmetric

sex Dependent

average Dependent

sex Dependent

average Dependent

Lambda

Goodman and Kruskal tau

Nominal by

Nominal

Value

Asymp.

Std. Errora Approx. Tb Approx. Sig.

a. Not assuming the null hypothesis.

b. Using the asymptotic standard error assuming the null hypothesis.

c. Based on chi-square approximation


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

9

فرض كنيد نمره 6 دانشجو را در دو درس داريم، پس هر فرد دو نمره دارد. حال چنانچه نمره

يك فرد با فرد ديگر مقايسه شود، ميتوان بيان داشت كه اين دو فرد(دو زوج) نسبت به هم يك زوج

معكوس را تشكيل ميدهند يا يك زوج هماهنگ.

فرد نمره درس 1 نمره درس 2

1

2

3

4

5

6

15

16

16

15

14

15

10

10

12

11

12

10

اگر با افزايش يك متغير، متغير ديگر افزايش يابد به آن زوج هماهنگ( 1) گويند و اگر با افزايش يكي

ديگري كاهش يابد زوج معكوس( 2) گويند و چنانچه با افزايش يا كاهش يك متغير متغير ديگر تغييري

نكند به آن دو زوج گره خورده گويند( به روابط فرد سوم و اول، پنجم و اول، دوم و اول در بالا

مي باشد. بنابراين محاسبه n(n‐1)/ توجه كنيد). تعداد كل زوجهاي محاسبه شده در اين حالت برابر 2

اين زوج ها را در زماني كه متغير ها زياد و جداول پيچيدگي زيادي دارند مشكل ميباشد.

حال با توضيح بالا ميتوان به بررسي ضرايب همبستگي در حالتي كه هر دو متغير رتبهاي باشند

پرداخت.

الف. ضريب همبستگي گاما

اين ضريب همبستگي از تعامل زوجهاي هماهنگ و معكوس بدست ميآيد. واضح است

چنانچه زوجهاي هماهنگ بيشتر از زوجهاي معكوس باشد، رابطه بين دو متغير مورد اشاره مثبت است

و چنانچه زوجهاي معكوس و هماهنگ با همديگر برابر باشد، هيچ رابطهاي بين آن دو وجود ندارد.

ضريب همبستگي گاما از رابطه زير محاسبه ميشود:

􀟛 􀵌 􀯡􀳞􀬿􀯡􀳏

􀯡􀳞􀬾􀯡􀳏

تعداد زوجهاي معكوس ميباشد. 􀝊􀯗 تعداد زوجهاي هماهنگ، 􀝊􀯦 كه در آن


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

10

بصورت زير عمل كنيد: spss براي محاسبه ضريب همبستگي گاما در نرمافزار

Analyze > Descriptive Statistics> Crosstabs

را فعال كنيد. gamma گزينه Statistics دو متغير را در سطر و ستون وارد كرده و سپس در قسمت

b ب. ضريب همبستگي تاو كندال

همانطو كه مشاهده كرديد ضريب همبستگي گاما زوجهاي گره خورده را ناديده ميگيرد، اما در

ضريب همبستگي تاو كندال زوجهاي گره خورده نيز در محاسبه آن دخالت دارند. ضريب همبستگي

بصورت زير محاسبه ميشود: b تاو كندال

􀜶􀯕 􀵌 􀯡􀳞􀬿􀯡􀳏

􀵫􀯡􀳞􀬾􀯡􀳏􀬾􀯧􀳤􀵯.􁈺􀯡􀳞􀬾􀯡􀳏􀬾􀯧􀳣􁈻

: تعداد زوجهاي هماهنگ 􀝊􀯦

: تعداد زوجهاي معكوس 􀝊􀯗

گره خوردهاند y : تعداد زوجهايي كه در متغير 􀝐􀯬

گره خوردهاند x : تعداد زوجهايي كه در متغير 􀝐􀯫

بصورت زير عمل كنيد: spss در نرمافزار b براي محاسبه ضريب همبستگي تاو كندال

Analyze > Correlate > Bivariate

را فعال كنيد. Kendall's tau‐b گزينه correlation cofficient دو متغير را انتقال داده و سپس در قسمت


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

11

C ج. ضريب همبستگي تاو كندال

اين ضريب مبتني بر تعداد زوجهاي معكوس و هماهنگ عمل ميكند و از رابطه زير بدست ميآيد:

􀜶􀯖 􀵌 􀬶􀯠􁈺􀯡􀳞􀬿􀯡􀳏􁈻

􀯡􀰮􁈺􀯠􀬿􀬵􁈻

n كوچكترين سطر يا ستون و m ، تعداد زوجهاي معكوس 􀝊􀯗 تعداد زوجهاي هماهنگ، 􀝊􀯦 كه در آن

تعداد افراد نمونه است.

بصورت زير عمل ميكنيم: spss در نرمافزار c براي محاسبه ضريب همبستگي تاو كندال

Analyze > Descriptive Statistics> Crosstabs

را فعال kendall's tau‐c گزينه Statistics دو متغير را در سطر و ستون وارد كرده و سپس در قسمت

كنيد.

سامرز d د. ضريب همبستگي

سامرز رابطه زيادي با ضريب همبستگي گاما دارد. ضرايب همبستگي گاما، تاو- d ضريب همبستگي

همگي قرينه هستند و در صورتي كه در محاسبه آنها متغير مستقل و وابسته c و تاو كندال b كندال

سامرز d معلوم باشد، تغييري ايجاد نميشود و ضريب همبستگي ثابت خواهد بود.اما ضريب همبستگي

شكل خاصي از ضريب همبستگي گاما است كه يكي از متغيرها به عنوان متغير وابسته در نظر گرفته

ميشود. تنها تفاوت آن در مخرج كسر است كه علاوه بر زوجهاي هماهنگ و معكوس زوجهاي گره -

خورده در متغير مستقل نيز در مخرج اضافه ميشود.

􀝀 􀵌 􀯡􀳞􀬿􀯡􀳏

􀯡􀳞􀬾􀯡􀳏􀬾􀯧􀳤

بصورت زير عمل ميكنيم: spss سامرز در نرمافزار d براي محاسبه ضريب همبستگي

Analyze > Descriptive Statistics> Crosstabs

را فعال كنيد. در somers' d گزينه Statistics دو متغير را در سطر و ستون وارد كرده و سپس در قسمت

خروجي داده شده بر حسب اينكه كدام متغير را به عنوان متغير وابسته در نظر گيريم آمارههاي متفاوتي

را داريم.


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

12

3. ضريب همبستگي در حالتي كه دو متغير فاصلهاي نسبي باشد

در اين حالت هر دو متغير كميت پذيرند. در اين قسمت به بررسي دو ضريب

همبستگي معروف پيرسون در حالت پارامتريك و اسپيرمن در حالت ناپارامتريك ميپردازيم:

الف. ضريب همبستگي پيرسون

اين ضريب همبستگي مبتني بر كوواريانس دو متغير و انحراف معيار هاي آنها ميباشد كه ميتوان از

برآوردهاي آنها براي محاسبه ضريب همبستگي پيرسون استفاده كرد.

􀝎􀯫􀯬 􀵌 􀯖􀯢􀯩􁈺􀯫,􀯬􁈻

􀰙􀳣􀰙􀳤

بصورت زير عمل كنيد: spss براي محاسبه ضريب همبستگي پيرسون در نرمافزار

Analyze > Correlate > Bivariate

را فعال كنيد. Pearson گزينه correlation cofficient دو متغير را انتقال داده و سپس در قسمت

ب. ضريب همبستگي اسپيرمن

اين ضريب همبستگي معادل ضريب همبستگي پيرسون در دادههاي كمي ميباشد و مبتني بر رتبه داده-

ها محاسبه ميشود. اما توجه كنيد كه شرايطي براي محاسبه اين ضريب همبستگي نياز است كه در

صورت رعايت نكردن ممكن است انحرافات اساسي و جدي را پديد آورد. ازجمله اين شرايط بايد

گفت كه هر دو متغير بايستي مقولههاي زيادي داشته باشند رتبه آنها مفهوم پيدا كند( براي طريقه

محاسبه اين ضريب همبستگي به مرجع [ 2] مراجعه كنيد).

بصورت زير عمل كنيد: spss براي محاسبه ضريب همبستگي پيرسون در نرمافزار

Analyze > Correlate > Bivariate

را فعال كنيد. Spearman گزينه correlation cofficient دو متغير را انتقال داده و سپس در قسمت


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

13

4. متغيرهايي با مقياس اسمي- رتبهاي و متغيرهاي با مقياس فاصلهاي-نسبي

هنگامي كه يك متغير داراي مقياس اسمي و رتبهاي ( مثل جنس، نژاد، ميزان رضايت و ...) و

متغير ديگر مقياس فاصلهاي يا نسبي داشته باشد مانند درآمد، معدل، اندازه قد و ... آنگاه بايستي

شاخصي انتخاب شود كه از روي يك متغير بتوان متغير ديگر را پيش بيني كرد. از جمله اين شاخصها

نشان ميدهند. 􀟟􀬶 شاخص نسبت همبستگي است كه آن را با نماد

(مجذور اتا) 􀣁􀫛 الف. ضريب همبستگي

براي فهم بهتر اين ضريب همبستگي به فرضيه " آيا بين جنس و معدل دانشجويان رابطه وجود دارد"

توجه كنيد. در اينجا جنس يك متغير كيفي يا اسمي است و معدل يك مقياس فاصلهاي يا نسبي

است(براي طريقه محاسبه اين ضريب همبستگي به مرجع [ 2] مراجعه كنيد).

بصورت زير عمل ميكنيم: spss براي محاسبه ضريب همبستگي مجذور اتا در نرمافزار

Analyze > Descriptive Statistics> Crosstabs

را فعال كنيد. eta گزينه Statistics دو متغير را در سطر و ستون وارد كرده و سپس در قسمت

ب. ضريب همبستگي چند رشتهاي 2

همبستگي چند رشتهاي كه توسط اولسون و سايرين( 1982 ) معرفي شد، زماني مورد استفاده قرار مي-

گيرد كه ميخواهيم همبستگي بين يك متغير فاصلهاي را با متغير دو حالتي يا ترتيبي(كه فرض شده

است كه متغير اساسا پيوسته اي را منعكس ميكند) بررسي كنيم. اين ضريب همبستگي ر ميتوان تا

χ حدود زيادي مانند ضريب همبستگي پيرسون تعبير كنيم، در آماره 􀬶

آن فرض نرمال دو متغيره بودن

داده ها لازم است. براي اطلاعات بيشتر در زمينه محاسبه ضريب همبستگي رشتهاي خواننده را به

مرجع [ 4] ارجاع ميدهيم.

ميتوان با استفاده از ماژول lisrel براي محاسبه ضريب همبستگي رشتهاي در نرم افزار 8.5

آن را محاسبه كرد. Structural Equation Modelin(SEM) دربسته PRELIS

2 polyserial correlation


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

14

بصورت زير عمل كنيد. R اما راه ساده تر براي محاسبه اين ضريب همبستگي استفاده از نرمافزار

نصب كرده و پس از بارگذاري هر سه بسته R را بر روي mvtnorm و sfsmisc ،ploycor ابتدا بستههاي

ميتوان به مقدار ضريب همبستگي دست يافت. polyserial(x,y) فوق و با استفاده از دستور

5. ساير ضرايب همبستگي

در اين قسمت به معرفي ضريب همبستگي كاپاي كوهن ميپردازيم.

الف. ضريب همبستگي كاپاي كوهن 3

فرض كنيد محققي درصدد باشد كه ميزان توافق بين مديران و معاونان را در خصوص ميزان اهميت

مشتري در سازمان ارزيابي كند. هر فرد(اعم از مدير يا معاون) ميتواند نظر خود را بصورت زياد، و

كم بيان كند. در اين حالت كه هر دو متغير اسمي دوتايي ميباشند ميتوان از ضريب همبستگي كاپاي

كوهن كه بطور معادل در بعضي مواقع ضريب همبستگي كاپا نيز ناميده ميشود، استفاده ميشود. براي

اطلاعات بيشتر در مورد اين ضريب همبستگي به [ 3] مراجعه كنيد.

بصورت زير عمل كنيد: spss براي محاسبه ضريب همبستگي كاپا در

Analyze > Descriptive Statistics> Crosstabs

را فعال كنيد. Kappa گزينه Statistics دو متغير را در سطر و ستون وارد كرده و سپس در قسمت

3 Cohen's Kappa


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

15

ب. ضريب همبستگي چند حالتي

ضريب همبستگي چند حالتي 4 زماني مورد استفاده قرار ميگيرد كه هر دو متغير دو حالتي يا هر دو

متغير ترتيبي باشند، البته توجه كنيد كه مانند ضريب همبستگي چند رشتهاي در هر دو متغير فرض شده

است كه اين متغير ها اساسا تغييرات متغير پيوسته اي را منعكس ميكنند، علي الخصوص زماني كه از

مقياس ليكرت استفاده ميشود بايستي از اين ضريب همبستگي استفاده كرد(براي اطلاع بيشتر در اين

زمينه به مرجع [ 5] مراجعه كنيد).

PRELIS ميتوان با استفاده از ماژول lisrel براي محاسبه ضريب همبستگي رشتهاي در نرم افزار 8.5

آن را محاسبه كرد. Structural Equation Modelin(SEM) دربسته

بصورت زير عمل كنيد. R اما راه ساده تر براي محاسبه اين ضريب همبستگي استفاده از نرمافزار

نصب كرده و پس از بارگذاري هر سه بسته فوق R را بر روي mvtnorm و sfsmisc ،ploycor ابتدا بستههاي

ميتوان به مقدار ضريب همبستگي دست يافت. polychore(x,y) و با استفاده از دستور

Tetrachoric حالات خاص اين ضريب همبستگي براي متغير هاي دوحالتي ميباشد كه به نام

معروف است. correlation

4

Polychoric correlation


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

16

منابع

1. آمار ناپارامتريك، 1382 ، سيد يعقوب حسيني، انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي

2. website of the NC STATE UNIVERSITY, http://faculty.chass.ncsu.edu

3. A coefficient of agreement for nominal scale, 1960, Cohen J. Educat Psychol Measure; 20: 37‐46

4. The polyserial correlation coefficient, 1982, U Olsson, F Drasgow, NJ Dorans ‐ Psychometrika, Springer

5. On the Estimation of Polychoric Correlations and their Asymptotic Covariance Matrix, (1994), Joreskog, K.

GPsychometrika, 59:3, 381‐389.


انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

1


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

2

فهرست مطالب

تعريف همبستگي ......................................................................................................................................................................... 3

انواع ضرايب همبستگي ............................................................................................................................................................... 4

1. حالتي كه دو متغير اسمي و يا يكي اسمي و ديگري رتبهاي باشد ............................................................................................ 4

أ.ضريب همبستگي كرامر و في . ............................................................................................................................................... 5

6 ................................................................................................................................................................ C ب .ضريب توافقي

ج. ضريب همبستگي لاندا ....................................................................................................................................................... 6

د. ضريب همبستگي تاو گودمن كروسكال . .............................................................................................................................. 7

2. ضريب همبستگي در حالتي كه دو متغير داراي مقياس رتبهاي باشند ........................................................................................ 8

الف. ضريب همبستگي گاما .................................................................................................................................................... 9

10 ........................................................................................................................................ b ب. ضريب همبستگي تاو كندال

11 ......................................................................................................................................... C ج. ضريب همبستگي تاو كندال

سامرز . ............................................................................................................................................... 11 d د. ضريب همبستگي

3. ضريب همبستگي در حالتي كه دو متغير فاصلهاي نسبي باشد . ................................................................................................ 12

الف. ضريب همبستگي پيرسون ............................................................................................................................................ 12

ب. ضريب همبستگي اسپيرمن .............................................................................................................................................. 12

4. متغيرهايي با مقياس اسمي- رتبهاي و متغيرهاي با مقياس فاصلهاي-نسبي . .............................................................................. 13

(مجذور اتا) . ............................................................................................................................... 13 􀣁􀫛 الف. ضريب همبستگي

ب. ضريب همبستگي چند رشتهاي ....................................................................................................................................... 13

5. ساير ضرايب همبستگي ......................................................................................................................................................... 14

الف. ضريب همبستگي كاپاي كوهن .................................................................................................................................... 14

ب. ضريب همبستگي چند حالتي . ......................................................................................................................................... 15

منابع .......................................................................................................................................................................................... 16


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

3

تعريف همبستگي

يكي از تعاريف اساسي در علم آمار تعريف همبستگي و رابطه بين دو متغير مي باشد. بطور كلي شدت

وابستگي دو متغير به يكديگر را همبستگي تعريف مي كنيم. و ممكن علاوه بر شدت همبستگي جهت

همبستگي نيز مورد نياز پژوهشگر باشد. در آمار انواع زيادي از ضرايب همبستگي متفاوت وجود دارند

كه هر كدام همبستگي بين دو متغير را با توجه به نوع دادهها و شرايط متغيرها اندازهگيري ميكنند. لذا

با توجه به اهميت اين موضوع كه چه ضريب همبستگي را در چه زماني مورد استفاده قراردهيم، در

اينجا به تعريف انواع همبستگي پرداخته و سعي بر آن داريم كه زمان استفاده از اين ضريب همبستگي -

ها و روش محاسبه آنها را در يكي از نرمافزارهاي آماري ذكر كنيم.

بطور كلي ضرايب همبستگي بين 1- تا 1 تغيير مي كنند و رابطه بين دو متغير مي تواند مثبت

يا منفي باشد مانند ميزان درآمد و قيمت ماشين شخص يا ميزان تسلط ماشين نويس و تعداد غلط هاي

تايپي او در يك صفحه.

نكات قابل توجهاي در ضريب همبستگي وجود دارد كه ذكر آنها مهم مي باشد. ضريب

همبستگي يك رابطه متقارن ميباشد، هر چه ضريب همبستگي به يك نزديكتر باشد ميزان وابستگي دو

متغير بيشتر است، اما توجه كنيد كه اين وابستگي به معناي رابطه علت و معلولي نيست وضريب

همبستگي حرفي از اينكه كدام علت و كدام معلول است به ميان نمي آورد. اما اگر متغير هاي ديگري

نيز بر روي متغير وابسته تاثير داشته باشد آنگاه ممكن است هر كوواريانسي كه با متغير مستقل به

اشتراك گذاشتهاند، تاثير غلطي را بر ضريب همبستگي با متغير مستقل داسته باشد. همچنين براي تعميم

ضريب همبستگي مي توان وجود رابطه غيرخطي بين دو متغير همبسته را در حالي كه ضريب

همبستگي به غلط آن را نشان نميدهد، بررسي كرد. ضريب همبستگي را ميتوان براي سنجش ميزان

خطاي موجود در دادهها نيز استفاده كرد، از جمله زير فاصلهها و يا برشهاي مصنوعي دامنه دادهها را


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

4

نام برد. در صورتي كه رابطه بين داده ها با افزايش متغير افزايش يابد ضريب همبستگي ميتواند

به عنوان معيار عدم هم واريانسي 1 استفاده شود.

انواع ضرايب همبستگي

محاسبه ضرايب همبستگي تا حدود زيادي متاثر از مقياس اندازه گيري متغير ها است، بعنوان

مثال براي متغيرهاي اسمي جهت رابطه اصلا معني ندارد، بين جنس و معدل تنها ميتوان گفت كه

شدت وابستگي چه مقدار است اما افزايش يا كاهش جنس معني ندارد.

با توجه به نوع متغير ها ضريب همبستگي ميتواند يكي از حالتهاي زير را داشته باشد.

-1 دو متغير اسمي

-2 دو متغير رتبهاي

-3 دو متغير فاصلهاي- نسبي

-4 متغير اسمي و متغير رتبه اي

-5 متغير اسمي و متغير فاصلهاي - نسبي

-6 متغير رتبهاي و متغير فاصلهاي – نسبي

براي هر كدام از حالتهاي بالا ضرايب همبستگي متفاوتي وجود دارند كه در ذيل به اختصار مهمترين

آورده شده است. R و lisrel ، spss آنها را آورده ايم و بعضا روش محاسبه آنها را در نرم افزار هاي

-1 حالتي كه دو متغير اسمي و يا يكي اسمي و ديگري رتبهاي باشد

أ. ضريب همبستگي كرامر

C ب. ضريب توافقي

ج. ضريب همبستگي لاندا

د. ضريب همبستگي تاو گودمن و كروسكال

1

lack of homoscedasticity


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

5

در ادامه هر يك را به اختصار بررسي و طريق محاسبه آن را ذكر خواهيم كرد:

أ . ضريب همبستگي كرامر و في

اين نوع ضريب همبستگي بيشتر در جداول توافقي و بررسي ميزان رابطه بين دو متغير اسمي بكار مي -

رود. براي مثال مي خواهيم بررسي كنيم كه آيا بين جنس و گرايشات سياسي رابطه وجود دارد يا خير.

ضريب همبستگي كرامر با استفاده از فرمول زيرمحاسبه ميشود:

􀝒 􀵌 􀶧 􀰞􀰮

􀯡􁈺􀯟􀬿􀬵􁈻

تعداد رديفهاي جدول يا ستونهاي آن(هر 􀝈 تعداد حجم نمونه، 􀝊 آماره آزمون خي دو ، 􀟯􀬶 كه در آن

باشد به ضريب همبستگي في 􀝈 􀵌 كدام كه تعداد كمتري دارند). البته اين فرمول براي حالتي كه 2

معروف است.

بصورت زير عمل كنيد: spss براي محاسبه ضريب همبستگي كرامر در نرمافزار

Analyze > Descriptive Statistics> Crosstabs

را فعال Phi and cramer's V گزينه Statistics دو متغير را در سطر و ستون وارد كرده و سپس در قسمت

كنيد.


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

6

C ب . ضريب توافقي

يكي ديگر از معيارهاي همبستگي براي دو متغير با مقياس اسمي يا يكي اسمي و يكي رتبهاي ضريب

ميباشد. اين شاخص با استفاده از فرمول زير محاسبه ميشود: C توافقي

􀜥 􀵌 􀶧 􀰞􀰮

􀰞􀰮􀬾􀯡

بصورت spss حجم نمونه است. اين شاخص را ميتوان در نرمافزار n آماره آزمون و 􀟯􀬶 در اين رابطه

زير محاسبه كرد:

Analyze > Descriptive Statistics> Crosstabs

را contingency coefficient گزينه Statistics دو متغير را در سطر و ستون وارد كرده و سپس در قسمت

فعال كنيد.

ج. ضريب همبستگي لاندا

يكي ديگر از ضرايب همبستگي كه براي دو متغير اسمي و يا يكي اسمي و يكي رتبهاي

استفاده ميشود، ضريب همبستگي لاندا ميباشد. ضريب همبستگي لاندا تصوير روشن تري را از رابطه

بين دو متغير را نشان ميدهد. ضريب همبستگي لاندا را با استفاده از فرمول زير محاسبه ميكنند:

λ 􀵌

􀝁1􀵆􀝁2

􀝁1

اشتباه گروه بندي در e اشتباه گروه بندي در موقيتي كه متغير اول متغير مستقل باشد و 2 e كه در آن 1

موقعيتي كه متغير دوم مستقل است ميباشد. با توجه به اينكه كدام متغير را متغير مستقل در نظر گيريم

براي هر دو جايشگت ممكن اين آماره مقدار لاندا spss دو مقدار لاندا بدست ميآيد كه در نرم افزار

را محاسبه ميكند. مي توان از ميانگين آنها به عنوان معياري مناسب استفاده كرد. زماني كه دو متغير

مستقل باشند مقدار ضريب همبستگي لاندا برابر صفر است اما اگر ضريب همبستگي لاندا صفر باشد

نميتوان گفت دو متغير مستقلاند، براي اين منظور به مثال زير توجه كنيد:

فراواني ميزان مسئوليت پذيري افراد سه منطقه بصورت زير آورده شده است:


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

7

ميزان مسئوليت پذيري كم متوسط زياد جمع

منطقه 1

منطقه 2

منطقه 3

57

60

3

30

60

30

3

60

57

90

180

90

360 120 120 جمع 120

با نگاهي به جدول مي بينيد كه بيشتر افراد منطقه يك( 57 نفر) ميزان مسئوليت پذيري كمي دارند و

بيشتر افراد منطقه سه مسئوليت پذيري زيادي دارند كه بطور آشكار رابطه بين دو متغير را نشان مي -

دهد. حال به محاسبه ضريب همبستگي لاندا مي پردازيم:

λ􀬵 􀵌 􀬶􀬸􀬴􀬿􁈺􀬷􀬷􀬾􀬵􀬶􀬾􀬶􀬷􁈻

􀬶􀬸􀬴 􀵌 22.5 %

λ􀬶 􀵌 􀬵􀬼􀬴􀬿􁈺􀬺􀬴􀬾􀬺􀬴􀬾􀬺􀬴􁈻

􀬶􀬸􀬴 􀵌 0

برابر صفر است درحالي كه عملا دو متغير با يكديگر رابطه دارند. λ􀬶 چنانچه ديده ميشود

بصورت زير عمل ميكنيم: spss براي محاسبه ضريب همبستگي لاندا در نرمافزار

Analyze > Descriptive Statistics> Crosstabs

را فعال كنيد. lambda گزينه Statistics دو متغير را در سطر و ستون وارد كرده و سپس در قسمت

د. ضريب همبستگي تاو گودمن كروسكال:

اين نوع ضريب همبستگي نيز براي ارزيابي شدت رابطه بين متغيرهايي كه هر دو اسمي يا يكي

[ اسمي و ديگري رتبهاي باشد بكار ميرود( براي طريقه محاسبه اين ضريب همبستگي به مرجع [ 2

از قسمت زير استفاده كنيد: spss مراجعه كنيد). براي محاسبه ضريب همبستگي تاو و كروسكال در

Analyze > Descriptive Statistics> Crosstabs

را فعال كنيد. و در lambda گزينه Statistics دو متغير را در سطر و ستون وارد كرده و سپس در قسمت

خروجي داده شده مقدار ضريب همبستگي تاو گودمن و كروسكال را براي هر دوحال آورده شده

است.


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

8

-2 ضريب همبستگي در حالتي كه دو متغير داراي مقياس رتبهاي باشند

براي سنجش رابطه بين متغيرهاي رتبهاي از ضرايب همبستگي زير استفاده ميشود:

الف- ضريب همبستگي گاما

b ب- ضريب همبستگي تاو كندال

c ج- ضريب تاو كندال

سامرز d د- ضريب

سعي ميشود مفهمو هر كدام از ضرايب همبستگي بالا با ارائه مثال واضح و روشن شود.

در ابتدا به مثالي جالب كه معناي رابطه را در اين حالت مشخص مي كند توجه كنيد:

فرضيه "بين تحصيلات كاركنان و مسئوليت پذيري آنها رابطه مثبت و معني داري وجود دارد" را در

نظر بگيريد. اين فرضيه دو متغير دارد، تحصيلات كاركنان( با مقولههاي ديپلم و كمتر، فوق ديپلم،

ليسانس و بالاتر) و مسئوليتپذيري( با مقولههاي كم، متوسط، زياد). رخلاف متغير هاي اسمي كه

جهت رابطه در آنها مفهوم پيدا نميكرد در اين متغير ها بنا به ماهيتشان جهت رابطه مفهوم دارد. لذا

قبل از هرچيز بايستي بررسي كرد كه رابطه در اينحالت به چه معني است.

Directional Measures

.556 .146 3.651 .000

1.000 .000 2.828 .005

.200 .179 1.069 .285

1.000 .000 .221c

.280 .089 .081c

Symmetric

sex Dependent

average Dependent

sex Dependent

average Dependent

Lambda

Goodman and Kruskal tau

Nominal by

Nominal

Value

Asymp.

Std. Errora Approx. Tb Approx. Sig.

a. Not assuming the null hypothesis.

b. Using the asymptotic standard error assuming the null hypothesis.

c. Based on chi-square approximation


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

9

فرض كنيد نمره 6 دانشجو را در دو درس داريم، پس هر فرد دو نمره دارد. حال چنانچه نمره

يك فرد با فرد ديگر مقايسه شود، ميتوان بيان داشت كه اين دو فرد(دو زوج) نسبت به هم يك زوج

معكوس را تشكيل ميدهند يا يك زوج هماهنگ.

فرد نمره درس 1 نمره درس 2

1

2

3

4

5

6

15

16

16

15

14

15

10

10

12

11

12

10

اگر با افزايش يك متغير، متغير ديگر افزايش يابد به آن زوج هماهنگ( 1) گويند و اگر با افزايش يكي

ديگري كاهش يابد زوج معكوس( 2) گويند و چنانچه با افزايش يا كاهش يك متغير متغير ديگر تغييري

نكند به آن دو زوج گره خورده گويند( به روابط فرد سوم و اول، پنجم و اول، دوم و اول در بالا

مي باشد. بنابراين محاسبه n(n‐1)/ توجه كنيد). تعداد كل زوجهاي محاسبه شده در اين حالت برابر 2

اين زوج ها را در زماني كه متغير ها زياد و جداول پيچيدگي زيادي دارند مشكل ميباشد.

حال با توضيح بالا ميتوان به بررسي ضرايب همبستگي در حالتي كه هر دو متغير رتبهاي باشند

پرداخت.

الف. ضريب همبستگي گاما

اين ضريب همبستگي از تعامل زوجهاي هماهنگ و معكوس بدست ميآيد. واضح است

چنانچه زوجهاي هماهنگ بيشتر از زوجهاي معكوس باشد، رابطه بين دو متغير مورد اشاره مثبت است

و چنانچه زوجهاي معكوس و هماهنگ با همديگر برابر باشد، هيچ رابطهاي بين آن دو وجود ندارد.

ضريب همبستگي گاما از رابطه زير محاسبه ميشود:

􀟛 􀵌 􀯡􀳞􀬿􀯡􀳏

􀯡􀳞􀬾􀯡􀳏

تعداد زوجهاي معكوس ميباشد. 􀝊􀯗 تعداد زوجهاي هماهنگ، 􀝊􀯦 كه در آن


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

10

بصورت زير عمل كنيد: spss براي محاسبه ضريب همبستگي گاما در نرمافزار

Analyze > Descriptive Statistics> Crosstabs

را فعال كنيد. gamma گزينه Statistics دو متغير را در سطر و ستون وارد كرده و سپس در قسمت

b ب. ضريب همبستگي تاو كندال

همانطو كه مشاهده كرديد ضريب همبستگي گاما زوجهاي گره خورده را ناديده ميگيرد، اما در

ضريب همبستگي تاو كندال زوجهاي گره خورده نيز در محاسبه آن دخالت دارند. ضريب همبستگي

بصورت زير محاسبه ميشود: b تاو كندال

􀜶􀯕 􀵌 􀯡􀳞􀬿􀯡􀳏

􀵫􀯡􀳞􀬾􀯡􀳏􀬾􀯧􀳤􀵯.􁈺􀯡􀳞􀬾􀯡􀳏􀬾􀯧􀳣􁈻

: تعداد زوجهاي هماهنگ 􀝊􀯦

: تعداد زوجهاي معكوس 􀝊􀯗

گره خوردهاند y : تعداد زوجهايي كه در متغير 􀝐􀯬

گره خوردهاند x : تعداد زوجهايي كه در متغير 􀝐􀯫

بصورت زير عمل كنيد: spss در نرمافزار b براي محاسبه ضريب همبستگي تاو كندال

Analyze > Correlate > Bivariate

را فعال كنيد. Kendall's tau‐b گزينه correlation cofficient دو متغير را انتقال داده و سپس در قسمت


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

11

C ج. ضريب همبستگي تاو كندال

اين ضريب مبتني بر تعداد زوجهاي معكوس و هماهنگ عمل ميكند و از رابطه زير بدست ميآيد:

􀜶􀯖 􀵌 􀬶􀯠􁈺􀯡􀳞􀬿􀯡􀳏􁈻

􀯡􀰮􁈺􀯠􀬿􀬵􁈻

n كوچكترين سطر يا ستون و m ، تعداد زوجهاي معكوس 􀝊􀯗 تعداد زوجهاي هماهنگ، 􀝊􀯦 كه در آن

تعداد افراد نمونه است.

بصورت زير عمل ميكنيم: spss در نرمافزار c براي محاسبه ضريب همبستگي تاو كندال

Analyze > Descriptive Statistics> Crosstabs

را فعال kendall's tau‐c گزينه Statistics دو متغير را در سطر و ستون وارد كرده و سپس در قسمت

كنيد.

سامرز d د. ضريب همبستگي

سامرز رابطه زيادي با ضريب همبستگي گاما دارد. ضرايب همبستگي گاما، تاو- d ضريب همبستگي

همگي قرينه هستند و در صورتي كه در محاسبه آنها متغير مستقل و وابسته c و تاو كندال b كندال

سامرز d معلوم باشد، تغييري ايجاد نميشود و ضريب همبستگي ثابت خواهد بود.اما ضريب همبستگي

شكل خاصي از ضريب همبستگي گاما است كه يكي از متغيرها به عنوان متغير وابسته در نظر گرفته

ميشود. تنها تفاوت آن در مخرج كسر است كه علاوه بر زوجهاي هماهنگ و معكوس زوجهاي گره -

خورده در متغير مستقل نيز در مخرج اضافه ميشود.

􀝀 􀵌 􀯡􀳞􀬿􀯡􀳏

􀯡􀳞􀬾􀯡􀳏􀬾􀯧􀳤

بصورت زير عمل ميكنيم: spss سامرز در نرمافزار d براي محاسبه ضريب همبستگي

Analyze > Descriptive Statistics> Crosstabs

را فعال كنيد. در somers' d گزينه Statistics دو متغير را در سطر و ستون وارد كرده و سپس در قسمت

خروجي داده شده بر حسب اينكه كدام متغير را به عنوان متغير وابسته در نظر گيريم آمارههاي متفاوتي

را داريم.


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

12

3. ضريب همبستگي در حالتي كه دو متغير فاصلهاي نسبي باشد

در اين حالت هر دو متغير كميت پذيرند. در اين قسمت به بررسي دو ضريب

همبستگي معروف پيرسون در حالت پارامتريك و اسپيرمن در حالت ناپارامتريك ميپردازيم:

الف. ضريب همبستگي پيرسون

اين ضريب همبستگي مبتني بر كوواريانس دو متغير و انحراف معيار هاي آنها ميباشد كه ميتوان از

برآوردهاي آنها براي محاسبه ضريب همبستگي پيرسون استفاده كرد.

􀝎􀯫􀯬 􀵌 􀯖􀯢􀯩􁈺􀯫,􀯬􁈻

􀰙􀳣􀰙􀳤

بصورت زير عمل كنيد: spss براي محاسبه ضريب همبستگي پيرسون در نرمافزار

Analyze > Correlate > Bivariate

را فعال كنيد. Pearson گزينه correlation cofficient دو متغير را انتقال داده و سپس در قسمت

ب. ضريب همبستگي اسپيرمن

اين ضريب همبستگي معادل ضريب همبستگي پيرسون در دادههاي كمي ميباشد و مبتني بر رتبه داده-

ها محاسبه ميشود. اما توجه كنيد كه شرايطي براي محاسبه اين ضريب همبستگي نياز است كه در

صورت رعايت نكردن ممكن است انحرافات اساسي و جدي را پديد آورد. ازجمله اين شرايط بايد

گفت كه هر دو متغير بايستي مقولههاي زيادي داشته باشند رتبه آنها مفهوم پيدا كند( براي طريقه

محاسبه اين ضريب همبستگي به مرجع [ 2] مراجعه كنيد).

بصورت زير عمل كنيد: spss براي محاسبه ضريب همبستگي پيرسون در نرمافزار

Analyze > Correlate > Bivariate

را فعال كنيد. Spearman گزينه correlation cofficient دو متغير را انتقال داده و سپس در قسمت


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

13

4. متغيرهايي با مقياس اسمي- رتبهاي و متغيرهاي با مقياس فاصلهاي-نسبي

هنگامي كه يك متغير داراي مقياس اسمي و رتبهاي ( مثل جنس، نژاد، ميزان رضايت و ...) و

متغير ديگر مقياس فاصلهاي يا نسبي داشته باشد مانند درآمد، معدل، اندازه قد و ... آنگاه بايستي

شاخصي انتخاب شود كه از روي يك متغير بتوان متغير ديگر را پيش بيني كرد. از جمله اين شاخصها

نشان ميدهند. 􀟟􀬶 شاخص نسبت همبستگي است كه آن را با نماد

(مجذور اتا) 􀣁􀫛 الف. ضريب همبستگي

براي فهم بهتر اين ضريب همبستگي به فرضيه " آيا بين جنس و معدل دانشجويان رابطه وجود دارد"

توجه كنيد. در اينجا جنس يك متغير كيفي يا اسمي است و معدل يك مقياس فاصلهاي يا نسبي

است(براي طريقه محاسبه اين ضريب همبستگي به مرجع [ 2] مراجعه كنيد).

بصورت زير عمل ميكنيم: spss براي محاسبه ضريب همبستگي مجذور اتا در نرمافزار

Analyze > Descriptive Statistics> Crosstabs

را فعال كنيد. eta گزينه Statistics دو متغير را در سطر و ستون وارد كرده و سپس در قسمت

ب. ضريب همبستگي چند رشتهاي 2

همبستگي چند رشتهاي كه توسط اولسون و سايرين( 1982 ) معرفي شد، زماني مورد استفاده قرار مي-

گيرد كه ميخواهيم همبستگي بين يك متغير فاصلهاي را با متغير دو حالتي يا ترتيبي(كه فرض شده

است كه متغير اساسا پيوسته اي را منعكس ميكند) بررسي كنيم. اين ضريب همبستگي ر ميتوان تا

χ حدود زيادي مانند ضريب همبستگي پيرسون تعبير كنيم، در آماره 􀬶

آن فرض نرمال دو متغيره بودن

داده ها لازم است. براي اطلاعات بيشتر در زمينه محاسبه ضريب همبستگي رشتهاي خواننده را به

مرجع [ 4] ارجاع ميدهيم.

ميتوان با استفاده از ماژول lisrel براي محاسبه ضريب همبستگي رشتهاي در نرم افزار 8.5

آن را محاسبه كرد. Structural Equation Modelin(SEM) دربسته PRELIS

2 polyserial correlation


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

14

بصورت زير عمل كنيد. R اما راه ساده تر براي محاسبه اين ضريب همبستگي استفاده از نرمافزار

نصب كرده و پس از بارگذاري هر سه بسته R را بر روي mvtnorm و sfsmisc ،ploycor ابتدا بستههاي

ميتوان به مقدار ضريب همبستگي دست يافت. polyserial(x,y) فوق و با استفاده از دستور

5. ساير ضرايب همبستگي

در اين قسمت به معرفي ضريب همبستگي كاپاي كوهن ميپردازيم.

الف. ضريب همبستگي كاپاي كوهن 3

فرض كنيد محققي درصدد باشد كه ميزان توافق بين مديران و معاونان را در خصوص ميزان اهميت

مشتري در سازمان ارزيابي كند. هر فرد(اعم از مدير يا معاون) ميتواند نظر خود را بصورت زياد، و

كم بيان كند. در اين حالت كه هر دو متغير اسمي دوتايي ميباشند ميتوان از ضريب همبستگي كاپاي

كوهن كه بطور معادل در بعضي مواقع ضريب همبستگي كاپا نيز ناميده ميشود، استفاده ميشود. براي

اطلاعات بيشتر در مورد اين ضريب همبستگي به [ 3] مراجعه كنيد.

بصورت زير عمل كنيد: spss براي محاسبه ضريب همبستگي كاپا در

Analyze > Descriptive Statistics> Crosstabs

را فعال كنيد. Kappa گزينه Statistics دو متغير را در سطر و ستون وارد كرده و سپس در قسمت

3 Cohen's Kappa


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

15

ب. ضريب همبستگي چند حالتي

ضريب همبستگي چند حالتي 4 زماني مورد استفاده قرار ميگيرد كه هر دو متغير دو حالتي يا هر دو

متغير ترتيبي باشند، البته توجه كنيد كه مانند ضريب همبستگي چند رشتهاي در هر دو متغير فرض شده

است كه اين متغير ها اساسا تغييرات متغير پيوسته اي را منعكس ميكنند، علي الخصوص زماني كه از

مقياس ليكرت استفاده ميشود بايستي از اين ضريب همبستگي استفاده كرد(براي اطلاع بيشتر در اين

زمينه به مرجع [ 5] مراجعه كنيد).

PRELIS ميتوان با استفاده از ماژول lisrel براي محاسبه ضريب همبستگي رشتهاي در نرم افزار 8.5

آن را محاسبه كرد. Structural Equation Modelin(SEM) دربسته

بصورت زير عمل كنيد. R اما راه ساده تر براي محاسبه اين ضريب همبستگي استفاده از نرمافزار

نصب كرده و پس از بارگذاري هر سه بسته فوق R را بر روي mvtnorm و sfsmisc ،ploycor ابتدا بستههاي

ميتوان به مقدار ضريب همبستگي دست يافت. polychore(x,y) و با استفاده از دستور

Tetrachoric حالات خاص اين ضريب همبستگي براي متغير هاي دوحالتي ميباشد كه به نام

معروف است. correlation

4

Polychoric correlation


عنوان: انواع ضريب همبستگي و محاسبه آنها

16

منابع

1. آمار ناپارامتريك، 1382 ، سيد يعقوب حسيني، انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي

2. website of the NC STATE UNIVERSITY, http://faculty.chass.ncsu.edu

3. A coefficient of agreement for nominal scale, 1960, Cohen J. Educat Psychol Measure; 20: 37‐46

4. The polyserial correlation coefficient, 1982, U Olsson, F Drasgow, NJ Dorans ‐ Psychometrika, Springer

5. On the Estimation of Polychoric Correlations and their Asymptotic Covariance Matrix, (1994), Joreskog, K.

GPsychometrika, 59:3, 381‐389.


استفاده از نظریه ی سوال پاسخ در سنجش صفات و توانایی ها در سازمان ها، موسسات و شرکت های مختلف

مهمترین موضوعی که کاربران و ذی نفعان در ارتباط با آزمون های روانشناختی مطرح می کنند بحث عادلانه بودن آنها است. بسیار پیش آمده که نسبت به این آزمون ها تجمعات اعتراض آمیز جلو سازمان سنجش و یا معاونت هایی که مسئولیت سنجش را بر عهده دارند مانند سنجش پزشکی, سنجش دانشگاه آزاد, سنجش های قضایی و مانند آن رخ می دهد. بنابراین داشتن مبانی علمی قابل دفاع لازمه ی ارگان هایی است که به هر نحوی دست به سنجش افراد می زننند. این سنجش ها می تواند کنکور, گزینش های استخدامی, ارزیابی عملکرد, ارتقاء، آزمون های اعزام به خارج و استفاده از بورس های تحصیلی داخلی و خارجی و غیره باشد.

سازمان سنجش آموزش مهمترین ارگان در سنجش خیل عظیمی از دانش آموزان و دانشجویان می باشد. این سازمان نسبت به سایر سازمان های دیگر جایگاه مهمتری در اندازه گیری توانمندی های افراد دارد و بنابراین می تواند الگوهای درست سنجش را ترویج نمایند. متاسفانه روشی که سازمان سنجش در حال حاضر استفاده می کند بسیار ناکارآمد است که مبتنی بر هیچ نظریه ی اندازه گیری نمی باشد.

به منظور اعلام نمرات سازمان سنجش بر اساس تعداد پاسخ های درستی که به سوالات می دهند نمرات آنها را مشخص می کند. باید تذکر داده شود که این سازمان از هیچ نظریه ی اندازه گیری در اعلام نمرات استفاده نمی کند. این در حالی است که در دنیا روش های اندازه گیری مبتنی بر نظریه ی کلاسیک اندازه گیری کمتر استفاده شده و به جای آن از مدل های مبتنی بر نظریه ی سوال پاسخ استفاده می کنند. بعضی از موسسات و شرکت هایی که از نظریه سوال پاسخ در ساخت آزمون استفاده می کنند عبارتند از تافل، آیلتس, جی مت، ست, هریسون, آزمونهای پرستاری آمریکا, آزمون حقوق, آزمون های پزشکی در آمریکا, و... . علت استفاده از این نظریه مزایا و قابلیت دفاعی است که می توان از نمرات ارائه داد. در کشورهای پیشرفته لوایح قانونی زیادی برای استفاده از آزمون ها تدوین شده و به مرحله ی اجرا در آمده است. مثلا سازمان NAACP استفاده از بعضی از آزمون ها که روش های تحلیل و ساخت آزمون آنها نامشخص و یا دچار مشکل بوده است را ممنوع کرده است.

در کشورهای پیشرفته به دلیل آگاهی بالای مردم و حمایت قانون از تمامی افراد, آزمون ها و حرفه آزمونگری زیر تیز بینی مردم قرار گرفته است و اکنون منتشرکنندگان و بکارگیرندگان آزمون ها باید نشان دهند که آزمون هایشان توانایی لازم را در تخصیص نمره به افراد دارد. یکی از روش های اندازه گیری که در سنجش دنیا مورد قبول است و در سنجش های کلان از آن استفاده می شود و مخصوصا با رشد کامپیوتر مورد توجه است, سنجش و اندازه گیری مبتنی بر نظریه ی سوال پاسخ است.

کاربردهای این نظریه را می توان در ارائه ی چهارچوبی برای یکپارچه سازی و بررسی سوگیری سوال, استفاده از آن در آزمون های انطباق کامپیوتری, همتراز سازی یا معادل کردن آزمون های مختلف, هنجاریابی آزمون ها, ساخت و تحلیل سوال و آزمون و ارائه ی مقادیرصفت به افراد و کاربران, حذف خطای ناشی از رتبه دهندگان, تحلیل عاملی, بررسی روایی سازه و غیره دانست.