سنجش و اندازه گیری

سنجش و اندازه گیری سازه های انسانی و رفتاری و زمینه های وابسته به آن (ضرغامی09122263167)

تارخچه ي آزمون آلفا و بتاي ارتش

در جنگ جهانی اول، برای سنجش افرادی که وارد ارتش می¬شدند، ضرورت یک آزمون هوش گروهی احساس شد-رابرت یرکز رئیس انجمن روان¬شناسی امریکا در راس کمیته ای متشکل از 40 روان¬شناس به تهیه¬ی چنین آزمونی اقدام کرد. این گروه پس از بررسی آزمون¬های مختلف، آزمون تدوین شده توسط آرتور اتیس را الگو قرار داد. اتیس در تدوین آزمون هوشی خود پرسش¬های چند گزینه¬ای را برای نخستین به کار بسته بود. بدینسان آزمون ارتشی آلفا و بتا ساخته شد. آزمون آلفا که یک آزمون کلامی بود برای افراد باسواد که خواندن و نوشتن زبان انگلیسی را می¬دانستند به کار می¬رفت. آزمون بتا یک آزمون غیر کلامی بود که به جای راهنمای کتبی یا شفاهی، روش نشان دادن از راه عمل و پانتومیم در آن به کار بسته می¬شد و در مورد افراد بی سواد یا کسانی که زبان انگلیسی نمی دانستند اجرا می¬شد (شریفی، 1388، ص. 22).

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

پرسشنامه ي همدلي

رسشنامه همدلی
Empathy Questionnaire: by Mark Davis  
با توجه به مقیاس زیر به هریک از عبارات زیر با خط کشیدن دور عدد مناسب، پاسخ دهید.
4= توصیف خیلی خوب احساس شما و 0= خوب توصیف نکردن آن
1.        وقتی من داستان جالب، یا رمانی را می خوانم ، تصور می کنم که اگر حوادث داستان برای من اتفاق می افتاد چه احساسی داشتم .
4 3 2 1 0
2.        من واقعا با احساسات شخصیت های رمان درگیر شدم.
4 3 2 1 0
3.        من معمولا در موقع تماشای یک فیلم یا بازی بی طرف هستم
4 3 2 1 0
4.        بعد از دیدن یک بازی یا فیلم، من احساس می کنم مثل این که ، من یکی از شخصیت ها بودم.
4 3 2 1 0
5.        من با نظم خاصی درباره چیزهایی که ممکن است برایم اتفاق افتذ، خیال پردازی می کنم.
4 3 2 1 0
6.        برای من به ندرت پیش می آید که به شدت درگیر یک فیلم یا کتاب خوب شوم.
4 3 2 1 0
7.        وقتی من یک فیلم خوب می بینم ، به راحتی می توانم خود را به جای نقش اول فیلم بگذارم.
4 3 2 1 0
8.        قبل از انتقاد کردن از کسی ، سعی می کنم تصور کنم اگر جای آن ها بودم چه احساسی داشتم.
4 3 2 1 0
9.        اگر مطمئن باشم که حق با من است، وقتم را تلف نمی کنم که به جرّ و بحث های دیگران گوش کنم.
4 3 2 1 0
10.    من بعضی وقت ها سعی می کنم از دید دوستانم به امور نگاه کنم، تا آن ها را بهتر بفهمم.
4 3 2 1 0
11.    من معتقدم که برای هر سوال دو جنبه وجود دارد و سعی می کنم به هر دو جنبه نگاه کنم.
4 3 2 1 0
12.    من بعضی وقت ها پی می برم که دیدن چیزها از نقطه نظر دیگران مشکل است.
4 3 2 1 0
13.    قبل از آین که تصمیم بگیرم ، سعی می کنم به جنبه ناسازگاری هر کس نگاه کنم.
4 3 2 1 0
14.    وقتی من از کسی ناراحتمف معمولا سعی می کنم خود را چند لحظه جای او بگذارم.
4 3 2 1 0
15.    وقتی می بینم کسی مورد سوء استفاده قرار می گیرد، احساس می کنم باید از او حمایت کنم.
4 3 2 1 0
16.    گاهی اوقات می بینم کسی نادرست رفتار می کند، نسبت به او احساس همدردی و تاسف ندارم.
4 3 2 1 0
17.    من اغلب برای افرادی که کمتر از من خوشبخت هستند، احساس محبت و نگرانی دارم.
4 3 2 1 0
18.    من خودم را یک شخص نازک دل می دانم.
4 3 2 1 0
19.    گاهی برای افرادی که مشکل دارند، احساس تاسف نمی کنم.
4 3 2 1 0
20.    مردم بیچاره و بدبخت معمولا مرا خیلی آشفته و مضطرب نمی کنند.
4 3 2 1 0
21.    من اغلب از چیزهایی که می بینم اتفاق می افتذ کاملا متاثر می شوم.
4 3 2 1 0
 
برانیگان، گری جی. آزمون روان شناسی : فعالیت های کاربردی یادگیری . ترجمه فریده نبوی آل آقا . انتشارات امیر کبیر

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

پرسشنامه صمیمیت[- کناره جویی] بر اساس نظریه اریکسون

پرسشنامه صمیمیت[- کناره جویی] بر اساس نظریه اریکسون
Intimacy Questionnaire in Erikson’s Theory (IQET). By Ochse‚R.‚& Plug (1986)
این پرسشنامه به ارزیابی ششمین مرحله رشد "اریکسون" یعنی (صمیمیت – کناره جویی) اختصاص دارد .
پرسشنامه به صورت عبارت ارائه شده و هر یک از عباراتی را که در مورد شما صدق می کند ، باکشیدن دایره دور یکی از پاسخ های هرکز ، ، گاه گاهی ، نسبتا اغلب و غالبا مشخص کنید.
1. من احساس می کنم هیچ کس من واقعی [مرا] نمی شناسد .
هرگز ، ، گاه گاهی ، نسبتا اغلب ، غالبا

2. من وقتی با کسی هستم کاملا احساس با هم بودن می کنیم .
هرگز ، ، گاه گاهی ، نسبتا اغلب ، غالبا

3. من احساس می کنم بهتر است تنها بمانم تا این که ازدواج کنم.
هرگز ، ، گاه گاهی ، نسبتا اغلب ، غالبا

4. من افکار خصوصی خودم را با کسی [دیگران] مطرح می کنم.
هرگز ، ، گاه گاهی ، نسبتا اغلب ، غالبا

5. من احساس می کنم مثل این که در دنیا تنها هستم.
هرگز ، ، گاه گاهی ، نسبتا اغلب ، غالبا

6. دیگران در غم و شادی من شریکند.
هرگز ، ، گاه گاهی ، نسبتا اغلب ، غالبا

7. من احساس می کنم هیچ کس واقعا دلواپس من نیست.
هرگز ، ، گاه گاهی ، نسبتا اغلب ، غالبا

8. من احساس شرمساری می کنم وقتی مردم درباره مشکلات شخصیشان با من صحبت می کنند.
هرگز ، ، گاه گاهی ، نسبتا اغلب ، غالبا

برانیگان، گری جی. آزمون روان شناسی : فعالیت های کاربردی یادگیری . ترجمه فریده نبوی آل آقا . انتشارات امیر کبیر

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

شاخص تمایل جنسی هالبرت

شاخص تمایل جنسی هالبرت
دیوید فارلی هالبرت
Hullbert Index of Sexual Desire (HISD)
پاسخگوی عزیز ، این پرسشنامه یک آزمون با پاسخ های درست و غلط نیست . لطفا هر یک از جملات زیر را با دقت بخوانید و به تمام آن ها ، حتی با وجود عدم اطمینان کافی پاسخ دهید. برای هرجمله پاسخ های "همیشه" ، "اکثرا" ، "گاهی اوقات" ، " بندرت" و "هرگز" در نظر گرفته شده است. اطفا گزینه ای را که بهتر و دقیق تر بیانگر تمایل جنسی شماست، انتخاب کنید . و پاسخ انتخابی خود را با علامت * مشخص کنید . پاسخ های شما کاملا محرمانه است.
1)     حتی فکر کردن درباره رابطه جنسی با همسرم می تواند مرا تحریک کند .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
2)     سعی می کنم از موقعیت هایی که همسرم را به رابطه جنسی متمایل می کند، بپرهیزم .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
3)     درباره رابطه جنسی خیال پردازی می کنم .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
4)     از لحاظ جنسی به سختی تحریک می شوم .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
5)     در مقایسه با همسرم، خواهان رابطه جنسی بیشتری هستم.
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
6)     رویاپردازی درباره مسائل جنسی برایم مشکل است .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
7)     میل دارم با همسرم رابطه جنسی برقرار کنم .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
8)     تمایل بسیار زیادی به رابطه جنسی دارم .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
9)     از خیال پردازی جنسی در طی رابطه جنسی با همسرم لذت می برم .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
10)از لحاظ جنسی به اسانی تحریک می شوم .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
11)تمایل من به رابطه جنسی باید قوی تر شود.
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
12)فکر کردن درباره رابطه جنسی برای من لذت بخش است .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
13)خواهان برقراری رابطه جنسی هستم .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
14)برایم آسان است هفته ها بدون داشتن رابطه جنسی با همسرم سپری کنم .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
15)برای داشتن رابطه جنسی با همسرم از انگیزه کمی برخوردارم .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
16)احساس می کنم نسبت به اکثر مردم، خواهان رابطه جنسی کمتری هستم .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
17)به راحتی می توانم درباره مسائل جنسی در ذهن خود خیال پردازی کنم .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
18)غریزه جنسی من قوی است .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
19)از فکر رابطه جنسی با همسرم لذت می برم .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
20)تمایل زیادی به برقراری رابطه جنسی با همسرم دارم .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
21)احساس می کنم داشتن رابطه جنسی با همسرم، جنبه مهمی از روابط ما نیست .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
22)فکر می کنم توان من برای داشتن رابطه جنسی با همسرم بسیار پایین است .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
23)از لحاظ جنسی به آسانی تحریک پذیر نیستم .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
24)تمایل من به برقراری رابطه جنسی با همسرم اندک است .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
25)سعی می کنم از داشتن رابطه جنسی با همسرم بپرهیزم .
همیشه
اکثرا
گاهی
بندرت
هرگز
 
ثنایی ، باقر و همکاران . مقیاس های سنجش خانواده و ازدواج . انتشارارت بعثت 138
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

پرسشنامه اولویت بخشی ملاک های همسر گزینی

پرسشنامه اولویت بخشی ملاک های همسر گزینی
رفاهی، ژاله . ثنایی،باقر . و شریفی، حسن پاشا
Preference Criteria of Spouse se‎lection Inventory (PCSSI)
پاسخگوی عزیز ، لطفا با توجه به عقاید و نظرات خود در فهرست زیر ملاک های انتخاب همسر را در دو موقعیت (الف) موقعی که هنوز ازدواج نکرده بودید و یا در حال ازدواج بودید ، و (ب) اکنون که چند سالی از ازدواج شما گذشته است، با نمره های 1 تا 5 درجه بندی کنید .
1= بسیار بی اهمیت ، 2= بی اهمیت ، 3= بی تفاوت ، 4= مهم و 5= بسیار مهم
موقعیت الف
 (هنگام ازدواج)
 
موقعیت ب
 (اکنون)
1
2
3
4
5
1)     سن
1
2
3
4
5
 
 
 
 
 
2)     شغل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
3)     جذابیت ظاهری
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
4)     درآمد
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
5)     تناسب فرهنگی خانواده ها(مانند داشتن زبان، تحصیلات و و ضع خانوادگی یکسان)
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
6)     تناسب موقعیت اجتماعی خانواده ها (مانند داشتن شغل، وضع اقتصادی و درآمد یکسان)
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
7)     تحصیلات
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
8)     سلامت جسمانی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
9)     سلامت روانی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
10)توانیی تصمیم گیری
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
11)ارتباط اجتماعی خوب
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
12)توانایی بیان احساسات، نظرات و خواسته ها
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
13)عفت و پاکدامنی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
14)عدم وجود ازدواج قبلی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
15)توافق اخلاقی و مذهبی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
16)قومیت یکسان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
17)اصالت خانوادگی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
18)ویژگی های شخصیتی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
19)مسؤولیت پذیری
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
20)عشق و علاقه (صمیمیت)
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
21)نداشتن رابطه جنسی قبل از ازدواج
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
22)استقلال رای (عدم وابستگی به خانواده)
 
 
 
 
 
 
ثنایی ، باقر و همکاران . مقیاس های سنجش خانواده و ازدواج . انتشارارت بعثت 1387

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

مقياس همدلي عاطفي

مقیاس همدلی عاطفی

چقدر احساس همدلی می کنید ؟ 33 ماده
جمله های زیر ، احساسات و واکنش های مختلف را در موقعیت های گوناگون نشان می دهند . با استفاده از اعداد زیر میزان توافق خود را با هرجمله مشخص کنید .
9= کاملا موافق 8= موافق 7= تقریبا موافق 6= اندکی موافق 5= نه موافق و نه مخالف 4= اندکی مخالف 3=تقریبا مخالف 2= مخالف 1= کاملا مخالف
1- وقتی در یک جمع ، غریبه ای را تنها می بینم ، غمگین می شوم .
2- مردم ، زیادی نسبت به حیوانات دلسوزی و ترحم می کنند .
3- ابراز علاقه در ملاء عام اغلب مرا ناراحت می کند .
4- وقتی افراد غصه دار را با حالت اندوهگین می بینم ناراحت می شوم .
5- وقتی اطرافیانم نگران باشند ، من هم نگران می شوم .
6- کار کسانی که شدیدا به دنبال خوشبختی هستند ، به نظرم احمقانه می رسد .
7- نسبت به مشکلات دوستانم همدردی می کنم .
8- گاهی اوقات واژه های یک شعر عاشقانه می تواند احساسات مرا عمیقا تحت تاثیر قرار دهد .
9- وقتی قرار است خبر بدی به کسی برسانم ، کنترل خودم را از دست می دهم .
10- افرادی که پیرامون من هستند ، تاثیر زیادی بر روحیه ام دارند .
11- اکثر افراد غریبه ای که دیده ام ، سرد و بی احساس بوده اند .
12- بیشتر دوست داشتم مددکار اجتماعی باشم تا این که در یک مرکز آموزشی کار کنم .
13- اگر یکی از دوستانم ناراحت به نظر برسد ، این امر باعث نگرانی من نمی شود .
14- دوست دارم ببینم افراد موقع باز کردن هدیه چه احساسی دارند .
15- افراد تنها و بی کس احتمالا سرد و دیر جوش هستند .
16- دیدن گریه دیگران ، مرا ناراحت می کند .
17- برخی ترانه ها مرا شاد می کنند .
18- هنگام خواندن داستان ، با احساسات شخصیت های آن واقعا در می آمیزم .
19- وقتی می بینم که با کسی بد رفتاری می شود ، بسیار عصبانی می شوم .
20- حتی اگر افراد پیرامون من نگران باشند ، می توانم خونسردی خودم را حفظ کنم .
21- وقتی یک از دوستان شروع به صحبت درباره مشکلاتش می کند ، سعی می کنم موضوع بحث را عوض کنم .
22- خنده دیگران برای من جذاب نیست .
23- گاهی اوقات گریه افراد ضمن تماشای فیلم به نظرم مضحک می رسد .
24- می توانم بدون این که تحت تاثیر احساسات دیگران قرار گیرم ، تصمیم گیری کنم .
25- اگر افراد پیرامون من افسرده باشند ، نمی توانم احساس خوبی داشته باشم .
26- دیدن این که برخی چیزها افراد را بسیار ناراحت می کند ، برای من دشوار است .
27- وقتی می بینم حیوانی در حال درد کشیدن است ، بسیار ناراحت می شوم .
28- با کتاب یا فیلم همدرد و هم احساس شدن را تا حدودی احمقانه می دانم .
29- دیدن افراد سالخورده و درمانده مرا ناراحت می کند .
30- وقتی کسی را در حال گریه کردن می بینم ، بیشتر عصبانی می شوم تا این که دلسوزی کنم .
31- وقتی فیلمی را تماشا می کنم خیلی در آن غرق می شوم .
32- اغلب احساس می کنم می توانم علی رغم هیجان موجود در پیرامون خود ، خونسرد بمانم .
33- کودکان گاهی اوقات بدون هیچ دلیل مشخصی گریه می کنند .
ژندا ، لودیس . آزمون های شخصیت . ترجمه بشارت و حبیب نژاد . انتشارات آییژ ،بهار 1388

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

قیاس رومانتیک بودن 50 ماده

قیاس رومانتیک بودن 50 ماده

در این جا جملاتی می بینید که از جوانان عاشق شنیده ایم یا از مقالاتی که روزنامه ها ، مجلات و کتاب ها درباره عشق نوشته اند ، اقتباس کرده ایم . جملات را یک به یک بخوانید و میزان موافقت خود را با آن ها بیان کنید . برای این کار مقیاس زیر را به کار ببرید .
5= کاملا موافق 4= موافق 3= بدون نظر 2= مخالف 1= کاملا مخالف
1- عشق عبارت از احساس عجیبی است که بر شخص ، در ارتباط با شخصی دیگر ، مسلط می شود .
2- انسان زمانی عاشق می شود که باشخص خوب و جذابی برخورد می کند .
3- بهترین نشانه عشق این است که هر وقت دو نفر باهم هستند ، احساسات عجیبی به آن ها دست بدهد .
4- انسان ، عاشق نمی شود بلکه به عشق واقعیت می بخشد .
5- بهترین نشانه عشق این است که انسان بخواهد همیشه در کنار معشوق باشد .
6- عشق کامل یعنی این که انسان از بودن در کنار فرد مورد علاقه اش همیشه احساس رضایت کند.
7- ازدواج مناسب می تواند موفقیت آمیز باشد .
8- عشق واقعی فقط یک بار پیش می آید .
9- عشق واقعی هرگز بر زیبایی جسمی استوار نیست .
10- کسانی که واقعا عاشق هستند ، اطرافیان خود را فراموش می کنند .
11- وقتی دو نفر واقعا عاشق یکدیگرند ، دشواریها بر طرف می شود .
12- عشق معمولا خیلی زود قلب را به تپش وا می دارد .
13- شدت احساسات متقابل نشان می دهد که دو نفر برای یک دیگر خلق شده اند .
14- عشق می تواند بعد از ازدواج رشد کند و گسترش یابد .
15- اگر دو نفر برای یکدیگر ساخته شده باشند ، به نامزدی بلند مدت نیاز نخواهند داشت .
16- عشق واقعی هرگز از بین نمی رود .
17- عشق گاهب اضطراب و نگرانی به همراه می آورد .
18- وقتی عاشق هستیم ، به دشواری می توانیم معایب طرف مقابل را ببینیم .
19- عشق واقعی معمولا با افت اشتها همراه است .
20- عشق ، یک احساس مطلق است ، حد وسط ندارد .
21- وقتی انسان عاشق است ، فقط باید دوست داشته باشد و نپرسد که چرا .
22- انسان عاشق هرگز کسل نمی شود .
23- نباید برای حفظ عشق تلاش کرد .
24- برای موفقیت در ازدواج خیلی باید تلاش کرد .
25- عشق همیشه خودش را نشان می دهد .
26- اگر عشق واقعی باشد ، گشتن به دنبال کسی بی فایده خواهد بود .
27- بدون تردید ، عشق واقعی همیشه با خوشبختی همراه است .
28- عشق ، خود به خود اتفاق نمی افتد ، بلکه آموخته می شود .
29- انسان های عاشق همیشه دقیق و مورد توجه هستند .
30- اگر احساس می کنید که سرحال و سرزنده هستید ، در سایه عشق است .
31- انسان در عمر خود ، فقط یک بار عاشق می شود .
ماخذ : گنجی ، حمزه . ارزشیابی شخصیت . نشر ساوالان . 1380

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

مقياس گرايش جنسيتي

ور يكي از حروف A و B ، برحسب اين كه كدام يك با شيوه تفكر شما بهتر تطبيق مي كند ، دايره بكشيد .
 
     1.    بسياري از مردم پيش فالگير مي روند ، زيرا ، آنچه آنها پيش بيني مي كنند معمولاً اتفاق مي افتد.
A بلي
B خير
     2.       در برخي موقعيتها سرخ مي شوم .
A بلي
B خير
     3.       اتاقي را دوست دارم كه با گل تزيين شده است .
A بلي
B خير
     4.       دوست دارم موهايم كوتاه باشد .
A بلي
B خير
     5.    بسياري از مردان ، وقتي خودشان در اتومبيل نشسته اند ، باطناً دوست ندارند زنشان رانندگي كند.
A بلي
B خير
     6.       به طور مرتب يك مجله فكاهي مي خرم
A بلي
B خير
     7.       آنچه ترجيح مي دهم موسيقي ……… است .
A سنتي
B روز
     8.          ورزشي كه بيشترين استعداد را براي آن دارم ………… است .
 ژيمناستيك
B رزمي
     9.       دوست دارم روي كاغذ رنگي برايم نامه بنويسم .
A بلي
B خير
   10.      ازبين اين دو حيوان ، …………… را بيشتر دوست دارم .
گربه
سگ
   11.      دوست دارم هر روز لباس عوض كنم .
A بلي
B خير
   12.      شيوه هديه دادن بايد متناسب با هديه باشد .
A بلي
B خير
   13.      خيلي جالب است كه آدم پيشرفتهاي ذهني كودكان را دنبال كند .
A بلي
B خير
   14.      دوست دارم در سمينارهاي مربوط به هنر معاصر شركت كنم
A بلي
B خير
   15.      بدون گذشت متقابل ، زندگي غيرقابل تامل مي شود .
A بلي
B خير
   16.   عينك داشتن زيبا نيست ، بنابراين ، قابل قبول است كه استفاده از آن نامنظم باشد.
A بلي
B خير
   17.      به ميل خودم براي دوستان نامه هاي بلند مي نويسم .
A بلي
B خير
   18.   اگر جنس مخالف ، در شغل من متخصص باشد ، حاضرم دستورات او را تحمل كنم .
A بلي
B خير
   19.      اكثر تصادفات بر اثر ……… است .
A سرعت زياد
B احتياط زياد
   20.      به طور كلي خوشحال كننده ترين هديه ……… است .
A يك جعبه شكلات
B  يك فندك
   21.      پيش از انتخاب چيزي كه مي خواهم هديه دهم ، مدتها ترديد مي كنم .
A بلي
B خير
   22.      در اجتماع جديد ، آشپزي كار مورد علاقه زنها نيست .
A بلي
B خير
   23.   به هنگام شركت در نمايشهاي غم انگيز ، انسانها تا اندازه اي بيش از حد گريه مي كنند .
A بلي
B خير
   24.      جالب است كه انسان به دقت مراقب اعمال خود باشد .
A بلي
B خير
   25.      من ، به طور مرتب ، خبرهاي مربوط به هنر و دكوراسيون را مي خوانم .
A بلي
B خير
   26.      نوعی از تمدن مي تواند با ……… تبيين شود .
A درجه آزادي زنان
B  سطح تكنيك
   27.      دوست دارم طالع خود را در روزنامه بخوانم .
A بلي
B خير
   28.      محبت ، بسياري از مشكلات را حل مي كند .
A بلي
B خير
   29.       به هنگام برخورد با خطر ، احساس لذت مي كنيد يا نفرت ؟
A لذت
B نفرت
   30.      اگر امكان داشته باشد ، در شغل خود ……… را انتخاب مي كنم .
A استقلال
 B امنيت
    31.   ايا وقتي با اشخاص بر خورد مي كنيد ، به طور غير ارادي ، جزييات لباس هاي آنها را مورد توجه قرار مي دهيد ؟
A بلي
B خير
    32.      از اين دو ويژگي ، كدام يك براي شما ارزش بيشتري دارد ؟
A قدرت
B  محبت
    33.      وقتي يك شئ را مي بينيد ، به كدام يك از دو مورد بيشتر فكر مي كنيد ؟
A استفاده كردن
B  لمس كردن
    34.      تهيه كدام نوع كلكسيون را مفيد يا خوشايند مي دانيد ؟
A تمبر
 اشيا زينتي
    35.       آيا به آساني تحت تاثير يك فيلم يا يك برنامه نمايشي قرار مي گيريد ؟
A بلي
B خير
    36.   وقتي قيافه خود را در آيينه مي بينيد ، اغلب تعجب مي كنيد ، بدون آن كه علت ظاهري داشته باشد ؟
A بلي
B خير
    37.      به نظر شما ، ورزش ، رقابتي ……… است ؟
A سرگرم كننده
B  بي فايده
    38.    وقتي موقعيت پيش مي آيد، ترجيح مي دهيد با دوستان خود راجع به چه چيزهايي حرف بزنيد ؟
A شعرنو
B  اتومبيل
    39.   براي هر كسي پيش مي آيد كه در برخورد با ديگران به شدت عصباني شود ، در اين حالت چه احساسي به شما دست مي دهد ؟
A يك لگد بزنيد
B  يك سيلي بزنيد
   40.      اگر خون ببينيد ناراحت مي شويد ؟
A خيلي
B  نه زياد
   41.      خواندن چه چيزي را دوست داريد ؟
A كتاب علمي
B  رمان
   42.   اگر مجبور شويد در اتاقي كه پنجره هايش پرده ندارند ، به طور دايم زندگي كنيد ، خيلي ناراحت مي شويد ؟
A بلي
B  اصلاً دقت نمي كنم
   43.      اگر صادقانه خود را تحليل كنيد ، به اين نتيجه خواهيد رسيد كه ………
A خيلي مغرور هستيد
B  خيلي خود پسند هستيد
   44.      آيا خريدهاي شما كم و بيش در جهت ……… است ؟
A سودمندي اشيا
B  ظاهر اشيا
   45.      وقتي گرسنه مي شويد ………
A حتما بايد غذاي خوبي بخوريد
B  به غذاي ساده راضي مي شويد
توجه : مخصوص مردان
 
 
     46.   اگر قرار بود زندگي يكي از اين دو نفر را انتخاب كنيد ، كدام را ترجيح مي داديد ؟
A يك هنر پيشه مشهور
B  يك قهرمان ورزشي
     47.      احساس مي كنم كه در دوران كودكي و نوجواني خيلي به مادرم وابسته بودم .
A بلي
B خير
     48.      گاهي خواب ديده ام كه يك زن هستم .
A بلي
B خير
     49.      وقتي جوان تر بودم ، دوستانم ، اغلب مرا " جوجه آب كشيده " مي خواندند .
A بلي
B خير
     50.      در حالت تساوي بقيه شرايط ، آيا با زني ازدواج مي كرديد كه …… باشد .
A خوش پوش
B  داراي ويژگيهاي مادرانه
توجه : مخصوص زنان
 
 
     46.   اگر قرار بود زندگي يكي از اين دو نفر را انتخاب كنيد ، كدام را ترجيح مي داديد ؟
A يك زن نویسنده 
B  يك زن فیزیکدان
    47.  وقتی پدرم را با سایر مردها مقایسه می کنم ، می بینم که تعداد کمی از آن ها هوش پدرم را دارند.
A بلي
B خير
    48.      گاهي خواب ديده ام كه يك مردهستم .
A بلي
B خير
    49.      وقتي جوان تر بودم ، دوستانم می گفتند که مثل "پسرها" هستم ..
A بلي
B خير
    50.      در حالت تساوي بقيه شرايط ، آيا با مردیازدواج مي كرديد كه …… باشد .
A آرام
 حساس
 
 
ماخذ : روان شناسی شخصيت ، حمزه گنجی. نشر ساوالان

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

مقیاس احساس گناه موشر

مقیاس احساس گناه موشر

چقدر در مورد مسائل جنسی احساس گناه می کنید ؟ 50 ماده
این مقیاس بر حسب پاسخ دوتایی دانشجویان در تکمیل جملاتی مثل " هنگامی که خواب های جنسی می بینم . . . " تنظیم شده است . به هر سوال تا آن جا که می توانید صادقانه پاسخ دهید و برای این کار از مقیاس زیر استفاده کنید .
سوال ها به صورت دوتایی تنظیم شده اند تا بتوانید میزان درستی هر یک را مقایسه کنید . این مقایسه محدود مفید است ، زیرا مردم اغلب با یکی از آن ها موافقت می کنند . در برخی موارد ممکن است هردو برای شما صادق نباشد ، ولی معمولا می توانید با استفاده از مقادیر متفاوت صفر تا شش بین دو گزینه تمایز ایجاد کنید . برای هر یک از 50 ماده با استفاده از نمره های بین 0 تا 6 ، بر حسب مقایسه هر جفت سوال با هم نمره ای در نظر بگیرید . لطفا هیچ سوالی را بدون پاسخ نگذارید .
کاملا در مورد من صادق است=6 -5-4-3-2-1- 0= هرگز در مورد من صادق نیست .

جوک های رکیک در جمع های مختلف ....
1- مرا ناراحت نمی کند .
2- مرا بسیار ناراحت می کند .
خود ارضایی ...
3- عمل نادرستی است و باعث تباهی انسان می شود .
4- کمک می کند تا انسان احساس راحتی و آرامش کند .
روابط جنسی قبل از ازدواج....
5- باید مجاز باشد .
6- نادرست و غیر اخلاقی است .
روابط جنسی قبل از ازدواج...
7- سعادت زوجین را تباه می کند
8- از نظر من خوب است .
اعمال جنسی غیر معمول....
9- ممکن است جالب باشند .
10- از نظر من جالب نیستند .
هنگامی که خواب های جنسی می بینم ...
11- گاهی اوقات هیجان زده از خواب بیدار می شوم
12- سعی می کنم آن ها را فراموش کنم .
جوک های رکیک در جمع های مختلف....
13- زشت و زننده اند .
14- بسته به نوع جمع می توانند با مزه باشند .
در آغوش گرفتن و بوسیدن(در حضور دیگران)....
15- متاسفانه می رود که پذیرفته شود .
16- برای ابراز محبت ، مناسب است .
اعمال جنسی غیرمعمول ....
17- چندان هم غیرعادی نیستند .
18- از نظر من جالب نیستند
سکس ( اعمال جنسی)....
19- خوب و لذت بخش است .
20- باید بعد از ازدواج و برای تولید مثل انجام شود .
جوک های رکیک ....
21- واقعا خارج از نزاکت هستند .
22- خیلی بامزه هستند .
هنگامی که میل جنسی داشته باشیم ....
23- مثل همه انسان های سالم ، از آن لذت می برم .
24- به خاطر این که باید کنترل کامل بر بدنم داشته باشم ، با آنها مبارزه می کنم .
اعمال جنسی غیر معمول....
25- غیر عاقلانه هستند و فقط باعث دردسر می شوند .
26- بستگی به این دارد که چگونه به آن نگاه کنید .
اعمال جنسی غیر معمول ...
27- تا وقتی که با جنس مخالف باشد ، اشکالی ندارد .
28- معمولا لذت بخش نیستند ، زیرا عقیده اولیه من بر این است که آنها نا درست هستند .
روابط جنسی قبل از ازدواج....
29- به نظر من نباید باشد .
30- اگر بیش از حد انجام شوند ، درست نیست .
بازی جنسی برای یک کودک ....
31- یک بازی بچگانه است .
32- او را بد عادت می کند .
اعمال جنسی غیر معمول ...
33- برای سلامتی و شرایط روانی فرد خطرناک هستند .
34- هرکس دوست داشته باشد ، انجام می دهد ، به دیگران ربطی ندارد .
وقتی میل جنسی داشته باشم ....
35- سعی می کنم آن را سرکوب کنم .
36- خیلی قوی است
در اغوش گرفتن و بوسیدن ...
37- قبل از ازدواج کار خوبی نیست .
38- وقتی عشق و علاقه باشد ، مجاز است .
روابط جنسی قبل از ازدواج ...
39- به سازگاری افراد کمک می کند .
40- نباید توصیه شود .
خود ارضایی ....
41- عملی نادرست است و گناه محسوب می شود .
42- یک روش طبیعی برای ارضای تمایل جنسی است .
خود ارضایی ....
43- درست است ( موردی ندارد) .
44- نوعی خود تخریبی است .
اعمال جنسی غیر معمول ....
45- بسیار بد و غیر قابل تصورند .
46- اگر دو طرف راضی باشند ، موردی ندارد .
اگر روابط جنسی می داشتم ....
47- فکر می کنم احساس راحتی می کردم .
48- احساس می کردم که مورد سوء استفاده قرار گرفته ام ، نه محبت .
خود ارضایی ...
49- درست است (موردی ندارد) .
50- نباید انجام شود .
ژندا ، لوئیس . آزمون های شخصیت . ترجمه بشارت و حبیب نژاد . انتشارات آییژ ،بهار

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

مقیاس اندازه گیری نگرش های صمیمانه 50 ماده

مقیاس اندازه گیری نگرش های صمیمانه 50 ماده
جملات زیر ، به احساسات و نگرش های شما درباره دیگران ، هم چنین به روابطی که با آن ها برقرار می کنید ، مربوط می شود . این جملای مخصوصا نزدیکی ، صمیمیت و اعتماد به دیگران را دربر می گیرند . هر جمله را به دقت بخوانید تا ببینید چقدر با احساس شما مطابقت می کند . از مقیاس زیر استفاده کنید.
5= کاملا موافق 4= موافق 3= بدون نظر 2= مخالف 1= کاملا مخالف
1- دوست دارم احساساتم را با مردم در میان بگذارم .
2- دوست دارم خودم را به مردم نزدیک احساس کنم .
3- دوست دارم مردم از احساساتشان برای من حرف بزنند .
4- می ترسم که اگر احساساتم را برای مردم بیان کنم ، از طرف آن ها رد شوم .
5- می ترسم که در روابط صمیمی تحت سلطه دیگران قرار گیرم .
6- از این که در روابط صمیمی پذیرفته شوم ، اغلب تردید دارم .
7- از این که خیلی به مردم اعتماد داشته باشم ، می ترسم .
8- بیان احساسات ، مرا به مردم نزدیک می کند .
9- نمی خواهم از هیجان هایی صحبت کنم که دیگران را ناراحت می کند .
10- در روابط صمیمی ، نسبت به مردم خیلی سخت گیر هستم .
11- دوست دارم خودم را به کسانی که برایم جالب هستند نزدیک احساس کنم .
12- علاقه دارم اسرار درونی خود را برای دیگران فاش کنم .
13- از صحبت کردن درباره مسائل جنسی با کسی که برایم جذاب است ، می ترسم .
14- دوست دارم به شخصی که جذب من شده است نزدیک شوم .
15- نمی خواهم به دیگران نزدیک شوم ، زیرا ممکن است اختلاف هایی به وجود آید .
16- دوست دارم با کسانی که برایم جذاب هستند رابطه صمیمی داشته باشم .
17- وقتی انسان ها به یکدیگر نزدیک می شوند ، دوست دارم خیلی مراقب خودشان نباشند .
18- روابط صمیمی برایم رضایت کامل به همراه می آورد .
19- در جستجوی روابط صمیمی هستم .
20- برقراری روابط صمیمی برایم مهم است .
21- نیاز ندارم که احساسات و افکار خود را با مردم در میان بگذارم .
22- وقتی به دیگران نزدیک می شوم ، احتمال دارد چیزهایی ببینم که پذیرش آن ها برایم دشوار است .
23- دوست دارم تقریبا همه کسانی را که با من صمیمی هستند بپذیرم .
24- از حریم شخصی خود دفاع می کنم تا دیگران خیلی به من نزدیک نشوند .
25- سعی می کنم به اشخاصی که تمام فکرشان نزدیک شدن به من و اظهار صمیمیت است ، اعتماد نکنم .
26- می ترسم که در روابط صمیمی ، فردیت خود را از دست بدهم .
27- می ترسم که اگر وارد یک رابطه صمیمی جدی شوم ، کنترل خود را از دست بدهم .
28- رو راست و راحت بودن با دیگران ، در من احساس نزدیک بودن با آن ها را ایجاد می کند .
29- اگر فرد دیگری بودم ، دوست داشتم خودم را بشناسم .
30- فقط به کسانی نزدیک می شوم که با آن ها علایق مشترک دارم .
31- صحبت کردن از اسرار زندگی جنسی ، این احساس را به وجود می آورد که به دیگران نزدیک هستم .
32- به طور کلی ، نسبت به جنس خود و جنس مخالف ، به یک اندازه احساس نزدیکی می کنم .
33- وقتی کسی از نظر فیزیکی جذب من می شود ، تمایل پیدا می کنم که با او بیشتر صمیمی شوم .
34- برای من دشوار است که با بیشتر از یک نفر رابطه صمیمی داشته باشم .
35- معمولا ، وقت با مردم راحت و صمیمی هستم ، احساس خوبی به من دست می دهد .
36- طبق عادت ، می توانم نظر مردم را بپذیرم .
37- بیش از آن که با دیگران رابطه صمیمی برقرار کنم ، باید مطمئن باشم که می توانم خودم را کنترل کنم .
38- صمیمیت را قبول ندارم .
39- از شنیدن داستان های روابط صمیمی بین مردم لذت می برم .
40- با مردم رو راست حرف زدن ، احساس صمیمیت مرا بیشتر می کند .
41- سعی می کنم به مردم اعتماد داشته باشم و به آن ها نزدیک شوم .
42- به نظر من ، کسانی که می خواهند با دیگران صمیمی باشند ، دلایل پنهانی برای نزدیک شدن دارند .
43- وقتی با دیگران صمیمی می شوم ، امکان این که بازیچه قرار بگیرم زیاد است .
44- در مجموع فرد محافظه کاری هستم .
45- به نظر من ، سکس و صمیمیت مثل هم هستند ، یکی بدون دیگری نمی توتند وجود داشته باشد .
46- فقط در رابطه فیزیکی می توانم صمیمی باشم .
47- کسانی که با آنها رابطه صمیمی برقرار می کنم ، انتظاراتشان اغلب مانع رضایت خاطر من می شود .
48- برای حفظ روابط صمیمی ، سازش می کنم.
49- وقتی از نظر فیزیکی کسی را جذب می کنم ، تمایل پیدا می کنم که با او رابطه صمیمی داشته باشم .
50- صمیمیت ، به همان اندازه که می تواند احساسات بد به همراه آورد ، احساسات خوب نیز به همراه می آورد .
ماخذ : گنجی ، حمزه . ارزشیابی شخصیت . نشر ساوالان . 1380

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

پرسشنامه افسردگی بک

پرسشنامه  افسردگی بک (Beck)
در هر بند تعدادی جمله ارائه شده است . همه جملات هر بند را به دقت بخوانید و جمله ای را که احساس فعلی شما را بهتر منعکس می کند ، با علامت زدن مشخص کنید .
1)      
خود را غمگین احساس نمی کنم.
 
خود را دل گرفته یا غمگین احساس می کنم .
 
خود را همیشه دل گرفته یا غمگین احساس می کنم و نمی توانم به حالت عادی برگردم .
 
به قدری خود را غمگین یا بی نشاط احساس می کنم که ناراحت می شوم .
 
به قدری خود راغمگین یا بی نشاط احساس می کنم که تحملش را ندارم .
 
2)      
نسبت به آینده ، بدبینی یا نا امیدی خاصی ندارم .
 
نسبت به آینده نا امید نیستم .
 
احساس می کنم که هیچ امیدی به آینده ندارم.
 
احساس می کنم که هرگز نخواهم توانست مشکلات را تحمل کنم .
 
احساس می کنم که آینده ناامید کننده است .
 
3)      
احساس نمی کنم که شکست خورده ام .
 
احساس می کنم که شکست خورده تر از نصف مردم هستم
 
احساس می کنم که کارهای باارزش و معنی دار بسیار کمی انجام داده ام .
 
وقتی به گذشته نگاه می کنم ، غیر از شکست های زیاد ، چیز دیگری نمی بینم .
 
احساس می کنم شخص کاملا شکست خورده ای هستم .
 
4)      
نارضایتی خاصی ندارم.
 
در اکثر مواقع احساس بی حوصلگی می کنم .
 
مثل گذشته برای هیچ چیزی خوشحال نمی شوم .
 
از هیچ چیزی احساس رضایت نمی کنم .
 
به طور کلی ناراضی هستم .
 
5)      
خود را گنهکار احساس نمی کنم .
 
خود را معمولا بد و بی لیاقت احساس می کنم .
 
معمولا خود را گنهکار احساس می کنم .
 
تقریبا همیشه خود را بد و بی لیاقت احساس می کنم .
 
خود را خیلی بد یا خیلی بی لیاقت احساس می کنم .
 
6)      
احساس نمی کنم که تنبیه می شوم .
 
احساس می کنم که برایم اتفاق بدی خواهد افتاد .
 
احساس می کنم که تنبیه می شوم یا تنبیه خواهم شد .
 
احساس می کنم که سزاورا تنبیه شدن هستم .
 
می خواهم که تنبیه شوم .
 
7)      
احساس نمی کنم که سرخورده ام.
 
احساس می کنم که سرخورده ام .
 
خودم را دوست ندارم .
 
از خودم بیزارم .
 
نسبت به خودم کینه دارم .
 
8)      
احساس نمی کنم که بد تر از دیگران هستم .
 
به خاطر ضعف ها و خطاهایی که دارم ، از خودم انتقاد می کنم .
 
خود را به خاطر خطاهایم سرزنش می کنم .
 
هر اتفاق بدی که می افتد خود را سرزنش می کنم .
 
9)      
به این فکر نیستم که اسیبی به خود برسانم .
 
فکرهای آسیب رساندن به خود دارم اما به مرحله اجرا در نمی آورم .
 
احساس می کنم اگر بمیرم بهتر است .
 
احساس می کنم که اگر بمیرم خانواده ام راحت خواهد شد .
 
برای خود کشی زرح های روشنی دارم .
 
اگر بتوانم خودم را می کشم .
 
10) 
بیشتر از حد معمول گریه نمی کنم .
 
نسبت به گذشته بیشتر گریه می کنم .
 
درحال حاضر ، همیشه گریه می کنم ، نمی توانم گریه نکنم .
 
قبلا می توانستم گریه کنم، اما حالا اصلا نمی توانم گریه کنم ، حتی اگر بخواهم .
 
11) 
حال که عادت کرده ام ، دیگر عصبانی نمی شوم .
 
درحال حاضر ، بیشتر از مواقع عادی، ناراحت یا عصبانی می شوم .
 
به طور دائم عصبانی می شوم .
 
در اثر چیزهایی که معمولا مرا عصبانی می کردند ف دیگر عصبانی نمی شوم .
 
12) 
علاقه خود را نسبت به مردم از دست نداده ام
 
نسبت به گذشته ، کمتر به مردم علاقه دارم .
 
بیشترین علاقه خود را به مردم از دست داده ام و نمی توانم به آن ها احساس داشته باشم .
 
همه علاقه خود را به مردم از دست داده ام و اصلا به فکر آن ها نیستم .
 
13) 
مثل گذشته ، بخوبی تصمیم می گیرم .
 
سعی می کنم تصمیم گیری ها را به عقب بیاندازم .
 
برای تصمیم گیری، دشواری های زیادی دارم .
 
اصلا نمی توانم تصمیم بگیرم .
 
14) 
فکر نمی کنم مثل گذشته زشت به نظر برسم .
 
نگرانم که پیر و غیر جذاب به نظر برسم .
 
احساس می کنم که تغییرات زیادی کرده ام و غیر جذاب شده ام .
 
خود را زشت و نفرت انگیز احساس می کنم .
 
15) 
عملا می توانم به خوبی گذشته کار کنم .
 
برای شروع یک کار به تلاش های زیادی نیاز دارم .
 
به خوبی گذشته کار نمی کنم .
 
برای انجام دادن یک کار ، خیلی باید به خود فشار بیاورم
 
هیچ کاری نمی توانم انجام دهم .
 
16) 
طبق معمول خوب می توانم بخوابم .
 
صبح ها خسته تر از معمول بیدار می شوم .
 
یک یا دوساعت زودتر از معمول بیدار می شوم و به دشواری می توانم دوباره بخوابم.
 
هرروز خیلی زود از خواب بیدار می شوم و نمی توانم بیشتر از پنج ساعت بخوابم .
 
17) 
خسته تر از همیشه نیستم .
 
نسبت به گذشته زود تر خسته می شوم .
 
هرکاری انجام بدهم خسته می شوم .
 
خیلی خسته تر از آن هستم که کاری انجام بدهم .
 
18) 
اشتهایم مثل همیشه خوب است .
 
اشتهایم به خوب یهمیشه نیست .
 
در حال حاضر اشتهای خوبی ندارم .
 
اصلا اشتها ندارم .
 
19) 
در این اواخر ، وزنم خیلی کم نشده است .
 
وزنم بیش از 2.5 کیلوگرم کم شده است.
 
وزنم بیش از5 کیلوگرم کم شده است.
 
وزنم بیش از 7.5 کیلوگرم کم شده است.
 
20) 
بیش از معمول به فکر سلامتی خود نیستم .
 
به فکر دردها و رنجها ، یا به فکر دشواری های هاضمه یا یبوست هستم .
 
آن قدر به فکر سلامتی و چگونگی حالم هستم که نمی توانم به چیز دیگری فکر کنم .
 
مهمترین مشکلم سلامتی خودم است .
 
21) 
در علاقه خود به مسائل جنسی هیچ تغییری احساس نکرده ام .
 
نسبت به گذشته ، کمتر به مسائل جنسی علاقه دارم .
 
در حال حاضر به مسائل جنسی کمتر علاقه دارم .
 
علاقه خود به مسائل جنسی را به طور کامل از دست داده ام .
 
 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

پرسشنامه ي افكار خودكار

چقدر افسرده هستید ؟ 30 سوال
موارد که در زیر ذکر شده اند ، افکاری هستند که به ذهن افراد خطور می کنند . هر مورد را بخوانید و مشخص کنید که طی هفته گذشته چند بار به ذهنتان خطور کرده است . هر سوال را با دقت بخوانید و پاسخ مناسب را با استفاده از اعداد زیر مشخص کنید .
1= هرگز 2= گاهی 3= معمولا 4= اغلب 5=همواره
1- احساس می کنم همه چیز بر ضد من است .
2- من به هیچ دردی نمی خورم .
3- چرا هیچ وقت موفق نمی شوم .
4- هیچ کس مرا درک نمی کند .
5- دیگران مرا نا امید کرده اند .
6- فکر نمی کنم با این وضع بتوانم ادامه دهم .
7- ای کاش انسان بهتری بودم .
8- من بسیار ضعیف هستم .
9- زندگیم آن طور که دوست دارم پیش نمی رود .
10- از خودم خیلی نا امید هستم .
11- دیگر از چیزی لذت نمی برم .
12- دیگر نمی توانم این وضع را تحمل کنم .
13- نی توانم کاری را شروع کنم .
14- نمی دانم به چه دردی می خورم .
15- ای کاش جای دیگری بودم .
16- نمی توانم کارها را جمع و جور کنم .
17- از خودم متنفرم .
18- من آدم بی ارزشی هستم .
19- ای کاش می توانستم ناپدید شوم .
20- نمی دانم چه مرگم است .
21- من یک بازنده هستم .
22- زندگی ام دچار آشفتگی است .
23- آدم ناموفقی هستم .
24- هرگز از عهده کاری بر نخواهم آمد .
25- به شدت احساس درماندگی می کنم .
26- یک چیزی باید تغییر کند .
27- حتما من ایرادی دارم .
28- آینده ام تیره و تار است .
29- زندگی ارزش ندارد .
30- نمی توانم هیچ کاری را تمام کنم . 

ژندا ، لودیس . آزمون های شخصیت . ترجمه بشارت و حبیب نژاد . انتشارات آییژ ،بهار 1388

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

مقیاس حس فنانا پذیری

مقیاس حس فنانا پذیری
نسبت به مرگ چه احساسی دارید ؟ 26 ماده
در هر یک از جمله های زیر ، عددی را که بیشتر از همه مطابق احساسات ، دیدگاه و روش زندگی شما در این مقطع سنی است مشخص کنید . سعی کنید عدد 4 ( بی تفاوت) را تا حد ممکن کمتر به کار برید ، چرا که این پاسخ نشان دهنده فقدان قضاوت در هردو جهت است .
7= کاملا موافق 6= موافق 5= اندکی موافق 4= بی تفاوت 3= اندکی مخالف 2= مخالف 1= کاملا مخالف
1- به یک برداشت شخصی از هستی رسیده ام که به من کمک می کند زندگی را کاملا ارزشمند بدانم .
2- محیط فیزیکی که من در آن زندگی می کنم خیلی سالم است .
3- در زندگی من هیچ چیز جالبی اتفاق نمی افتد .
4- هیچ تاثیری روی محیط پیرامون خود ندارم .
5- جامعه برای من هیچ ارزشی قائل نیست .
6- احساس می کنم که اگر امروز بمیرم ، مطلقا هیچ اثر و نشانه ای از من نخواهد ماند .
7- در رشد و پیشرفت بسیاری از افراد سهیم هستم .
8- حس می کنم علی رغم مرگ اجتناب ناپذیر خود ، همواره جزء جدایی ناپذیر از جهان خواهم بود .
9- احساس می کنم در زندگی هر کاری دوست دارم ، انجام می دهم .
10- ارزش ها و باور های معینی دارم که به من کمک می کنند شرایط فناپذیر خود را بپذیرم و یا با آن کنار بیایم .
11- احساس من این است که انسان محکوم به فنا است .
12- روابط صمیمی مرا می ترساند .
13- همین که تصمیم گرفتم کاری انجام دهم ، آن را با علاقه مداوم به انجام می رسانم .
14- اغلب احساس تنهایی می کنم .
15- کمتهی شدن زندگی ام به مرگ ، به حیاتم معنی و سازمان می دهد .
16- زندگی جنسی من ، به میزان زیادی بر سلامت و بهزیستی ام تاثیر دارد .
17- در به عهده گرفتن مسؤولیت انجام کارهای جدید مشکل دارم .
18- از نظر بدنی احساس راحتی می کنم .
19- زندگی عشق ام به من سرور می دهد .
20- در هر کاری که انجام می دهم احساس لیاقت و شایستگی می کنم .
21- احساس می کنم اگر امروز بمیرم درخاطر کسانی که با آنها زندگی کرده ام ، زنده می مانم .
22- سرشار از نیرو و انرژی هستم .
23- مطمئن نیستم که چه کسی هستم .
24- با دیگران رابطه خوبی دارم .
25- فکر می کنم از عمرم خوب استفاده نمی کنم .
شما به دو صورت می توانید از نتیجه پرسشنامه آگاه شوید :
الف : مراجعه به ( ژندا ، لودیس . آزمون های شخصیت . ترجمه بشارت و حبیب نژاد . انتشارات آییژ ،بهار 1388)

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

گسترش مقياس ليكرت فازي

گسترش مقياس ليكرت فازي
گسترشي كه منطق فازي در سال هاي اخير در حوزه ي مهندسي، خودكارسازي و صنايع رخداده است پژوهشگران اجتماعي را به خود جذب كرده است. در دهه ي 1980 اسميسون مقدمه اي جامع از تحليل مجموعه هاي فازي در حوزه ي علوم اجتماعي ارائه كرد. بعد از آن ساير پژوهشگران سعي كردند كه كاربردهاي اين منطق را در حوزه ي علوم انساني گسترش دهند. در اين بين بعضي از كارها به گسترش الگوريتم هايي پرداخت كه در مورد ارزشيابي بود.
فورالي مقياس رتبه دهي فازي را براي سنجش پيشرفت آموزشي ارائه داد. در اين روش مبتني بر كار پوشه شواهد توسط كانديد بر اساس استانداردهاي از پيش تعيين شده توانايي كه از طريق واژه هايي كه خروجي آموزش را نشان مي دهد تهيه مي شود. يك ارزياب تعيين مي كند كه آيا شواهد كارپوشه به اندازه ي كافي مناسب مي باشد كه بتوان توانايي كانديد را تاييد نمود. در اين نوع از ارزشيابي فازي بودن غير قابل اجتناب است چرا كه ارياب به طور دقيق نمي داند كه كانديد دقيقا در كجاي پيوستار توانايي قرار دارد. برخلاف نمره ي واحد دادن مانند روش هاي سنتي اين رتبه دهي فازي به ارزيابان اجازه مي دهد تا دامنه ي ممكن نمرات كه بيانگر توانايي كاديد هستند را مشخص سازد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

توجه

بيشتر آزمون هاي مندرج در اين وبلاگ مستقيما از سايت دكتر كرمي استاد عزيز دانشگاه علامه طباطبايي كپي و پيست شده است. خداوند به ايشان بهترين ها را عنايت كند كه در راه شناخت رشته ي روانسنجي از پيشگامان مي باشند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

پرسشنامه سازگاری بل

پرسشنامه سازگاری بل
Bell Adjustment Inventory (BAI
این پرسشنامه دارای 160 سوال است که هر سوال از سه گزینه بلی ، خیر و نمی دانم تشکیل شده است. برای پاسخ دادن به سوال ها به نکات زیر توجه کنید.
1- توجه داشته باشید که در این پرسشنامه ، جواب درست یا غلط وجود ندارد، بلکه هر فرد ممکن است بر اساس نظر خود به سوال ها پاسخ دهد.
2- در پاسخ دادن به سوال ها آن چه مهم است بیان صریح و روشن احساسات، افکار و علایق شماست.
3- پاسخ خود را به هریک از سوال ها در پاسخنامه در قسمت مربوط به بلی ، خیر و یا نمی دانم با علامت ضربدر مشخص کنید.
4- در پاسخ به سوال ها، ابتدا سعی کنید یکی از گزینه های بلی یا خیر را انتخاب کنید؛ سپس در صورتی که مطمئن شدید نمی توانید آن ها را انتخاب نمایید، گزینه نمی دانم را انتخاب کنید.
5- پاسخ به این پرسشنامه محدودیت زمانی ندارد ولی باید ضمن دقت، از وسواس اجتناب کنید.
6- سعی کنید به همه سوال ها پاسخ دهید.

-‎--‎--‎--‎--‎--‎--‎--‎--‎--‎--‎--‎--‎--‎--‎--
1. آیا محلی که اکنون در آن زندگی می کنید، به نحوی مانع به دست آوردن آن زندگی اجتماعی است که میل دارید از آن بهره مند شوید؟
2. آیا از لحاظ خلقی ، بدون علت ، گاهی افسرده و گاهی شاد هستید؟
3. آیا گاه به گاه ، از بیماری پوست یا جوش های پوست مانند : میخچه پا، کورک یا دمل در زحمت هستید؟
4. آیا هنگامی که مجبورید از کسی تقاضای کار کنید، احساس ناراحتی و شرم می کنید؟
5. آیا از شغل فعلی تان بعضی اوقات، به شدت و مضطرب و عصبانب می شوید؟
6. آیا تا به حال دچار ناراحتی قلبی ، کلیوی و یا ریوی شده اید؟
7. آیا احساس می کنید که محیط فعلی خانوادگی شما ، فرصت کافی را برای رشد شخصیت شما فراهم می کند؟
8. آیا دوست دارید که در جشن ها و میهمانی هی نشاط انگیز شرکت کنید؟
9. آیا فکر می کنید که در انتخاب شغل اشتباه کرده اید؟
10. آیا تاکنون از چیزی که می دانستید هیچ گونه آسیب و زیانی ندارد، به شدت ترسیده اید؟
11. آیا در بین اعضای خانواده شما، آدم بسیار عصبی وجود دارد؟
12. آیا موقعیت فعی شما ایجاب می کند که مرخصی سالیانه داشته باشید؟
13. آیا تا به حال ، دچار کم خونی (کمبود گلبول قرمز خون) شده اید؟
14. آیا از تجارب توهین آمیز نگران می شوید؟
15. آیا برایتان مشکل است که با غریبه ای سر صحبت را باز کنید؟
16. آیا درباره نوع شغلتان با والدینتان اختلاف عقیده داشته اید؟
17. آیا اگر کسی از شما خواهش کند که بدون آمادگی قبلی درباره موضوعی صحبت کنید ، به طور قابل ملاحظه ای دچار آشفتگی می شوید؟
18. آیا تا به حال فکر بیهوده ای که به طور مداوم به ذهنتان می آید ، موجب پریشانی شما شده است؟
19. آیا سرماخوردگی دیگران به آسانی به شما سرایت می کند؟
20. آیا فکر می کنید که برای دستیابی به اضافه حقوق در شغل فعلی خود، باید سیاست داشته باشید؟
21. آیا از فرصت های اجتماعی ، کناره گیری کرده اید؟
22. آیا در مورد مسائل مذهبی و سیاسی، با شخص یا اشخاصی که با آنها زندگی می کنید، اختلاف نظر داشته اید؟
23. آیا به سهولت آشفته می شوید؟
24. آیا ضروری می دانید که به دقت مواظب سلامتی خودتان باشید؟
25. آیا در بین اعضای خانواده درجه اول شما، طلاق رخ داده است؟
26. آیا مسئولین، همیشه با شما منصفانه رفتار کرده اند؟
27. آیا غالبا بدون این که واقعا گرسنه باشید، غذا می خورید؟
28. آیا اغلب در یک حالت هیجانی هستید؟
29. آیا اگر مجبور باشید ، برای ترک محفلی که شامل گروهی از افراد است، اجازه بگیرید ، دچار پریشانی می شوید؟
30. آیا فکر می کنید که در شغل فعلی تان مجبورید ساعت های متمادی کار کنید؟
31. آیا هیچ کدام از اعضای خانواده شما ، با انتقاد از وضع ظاهریتان، شما را ناراحت کرده است؟
32. آیا مایلید به جای آشنایان زیاد، دوستان نزدیک و معدودی داشته باشید؟
33. آیا تا به حال ، به بیماری خاصی مبتلا بوده اید که احساس کنید کاملا از آن بهبودی نیافته اید؟
34. آیا مورد انتقاد قرار گرفتن ، شما را ناراحت می کند؟
35. آیا از محیط خانوادگی خود، راضی و شاد هستید؟
36. آیا مایلید به جای شغل فعلی، شغل دیگری داشته باشید؟
37. آیا اغلب در میهمانی ها مورد توجه قرار می گیرید؟
38. آیا اغلب سر دردهای شدیدی دارید؟
39. آیا از تصور این که دیگران در خیابان شما را زیر نظر دارند، ناراحت می شوید؟
40. آیا در خانواده خود، احساس کمبود محبت و عشق می کنید؟
41. آیا از این که عقیده مسئولتان را نسبت به خود نمی دانید، دچار مشکل عمده هستید؟
42. آیا از سینوزیت یا هر نوع اختلال تنفسی دیگری رنج می برید؟
43. آیا از تصور این که مردم به افکار شما پی ببریند، شما را آزار می دهد؟
44. آیا به آسانی دوست پیدا می کنید؟
45. آیا احساس می کنید که مدیر یا مسئولتان یک خصومت یا غرض شخصی نسبت به شما دارند؟
46. آیا شخص یا اشخاصی که اکنون با شما زندگی می کنند، شما را درک و با شما احساس هم دردی می کنند؟
47. آیا اغلب در حالت رویا به سر می برید؟
48. آیا تا به حال به بیماری خاصی مبتلا بوده اید که به سلامت شما صدمه دائمی وارد کرده باشد؟
49. آیا در محیط کار فعلی تان مجبورید با اشخاصی کار کنید که از آن ها خوشتان نمی آید؟
50. آیا از وارد شدن به اتاقی که گروهی از افراد با هم به صحبت نشسته اند، امتناع می ورزید؟
51. آیا احساس می کنید که دوستانتان در مقایسه با شما از محیط خانوادگی شاد تری برخوردارند؟
52. آیا اغلب برای صحبت کردن در میان جمع از ترس این که مبادا اشتباه کنید یا سخن نادرستی بگویید، دچار تردید می شوید؟
53. آیا از سرماخوردگی، به سختی بهبود می یابید؟
54. آیا اغلب افکاری به ذهن شما خطور می کند که باعث بی خوابی شما می شود؟
55. آیا هیچ یک از اشخاصی که با شما زندگی می کنند به آسانی از شما خشمگین می شوند؟
56. آیا در شغل فعلی تان به اندازه کافی برای حمایت مالی از وابستگانتان حقوق می گیرید؟
57. آیا دچار عارضه فشار خون بسیار زیاد یا بسیار کم هستید؟
58. آیا از بدبختی های احتمالی نگران هستید؟
59. اگر به یک مجلس سخنرانی دیر برسید و در صندلی های عقب جای خالی نباشد، آیا ترجیح می دهید به جای این که صندلی های جلو را اشغال کنید، در سالن بایستید( یا آن جا را ترک کنید)؟
60. آیا مدیر مسئول شما از جمله افرادی هستند که احساس می کنید همیشه می توان به آنها اعتماد کرد؟
61. آیا دچار حساسیت بوده و یا به آسم مبتلا هستید؟
62. آیا اعضای خانواده شما، با یکدیگر سازگار و موافق هستند؟
63. آیا در یک میهمانی یا مجلس در صدد بر می آیید که با شخصیت مهم حاضر در جلسه ملاقات کنید؟
64. آیا فکر می کنید که مسئولان شما حقوق منصفانه ای به شما پرداخت می کنند؟
65. آیا احساس های شما به آسانی جریحه دار می شوند؟
66. آیا از یبوست یا ناراحتی اجابت مزاج زیاد رنج می برید؟
67. آیا از اشخاص معینی که اکنون با آنها زندگی می کنید، متنفرید؟
68. آیا گاهی در امور اجتماعی ، نقش رهبر را به عهده می گیرید؟
69. آیا کلیه همکاران فعلی خود را دوست دارید؟
70. آیا از احساس غیرواقعی بودن چیزها رنج می برید؟
71. آیا گه گاهی حالت های متضادی مانند عشق و نفرت را نسبت به اعضای خانواده درجه اول خود دارید؟
72. آیا در حضور اشخاصی که احترام زیادی برایشان قائلید، اما به خوبی با آن ها آشنا نیستید، احساس ناراحتی و شرم می کنید؟
73. آیا اغلب دچار تهوع، اسهال یا استفراغ می شوید؟
74. آیا به آسانی از خجالت سرخ می شوید؟
75. آیا اعمال هیچ یک از اشخاصی که اکنون با آنها زندگی می کنید، سبب می شوند که احساس افسردگی و دلتنگی کنید؟
76. آیا در خلال 5 سال گذشته ، بارها شغل خود را عوض کرده اید؟
77. آیا گاهی مسیرتان را عوض می کنید تا از روبرویی با دیگران بپرهیزید؟
78. آیا دستخوش ورم لوزه یا بیماری گلو هستید؟
79. آیا از وضع ظاهری خودتان آگاهید و غالبا به آن فکر می کنید؟
80. آیا شغل فعلی تان ، شما را به شدت خسته می کند؟
81. آیا محیط خانه ای که اکنون در آن زندگی می کنید، اغلب دچار ناراحتی و از هم پاشیدگی است؟
82. آیا خودتان را شخصی عصبی تصور می کنید؟
83. آیا از رقص دسته جمعی لذت می برید؟
84. آیا دستخوش بیماری سوء هاضمه هستید؟
85. آیا والدین شما، اغلب از شما عیب جویی می کنند؟
86. آیا احساس می کنید که در شغل فعلی تان ، ازفرصت های کافی برای اظهار عقیده خود بهره مند هستید؟
87. آیا برایتان مشکل است که در جمع صحبت کنید؟
88. آیا بیشتر وقت ها احساس خستگی می کنید؟
89. آیا حقوق دریافتی شما آن قدر پایین است که نگرانید مبادا نتوانید از عهده تعهدات خود برآیید؟
90. آیا از احساس حقارت رنج می برید؟
91. آیا عادتهای شخصی بعضی از کسانی که اکنون با آن ها زندگی می کنید، موجب ناراحتی شما می شود؟
92. آیا اغلب احساس بدبختی می کنید؟
93. آیا نیاز به مراقبت پزشکی دائمی داشته اید؟
94. آیا تاکنون برایتان بارها اتفاق افتاده است که در برابر جمع یا گروهی حاضر شوید و کاری را انجام دهید؟
95. آیا در شغل فعلی تان، قادر به ارتقای مقام مورد علاقه خود بوده اید؟
96. آیا هیچ یک از اعضای خانواده شما، سعی در تحکم کردن بر شما دارند؟
97. آیا اغلب هنگام برخاستن از خواب ، احساس خستگی می کنید؟
98. آیا هیچ یک از کسانی که با آنها کار می کنید، دارای عادات و ویژگی هایی هستند که موجب آزردگی شما شود؟
99. هنگامی که در یک مهمانی شام مهم، میهمان هستید، اگر چیزی لازم داشته باشید، به جای این که خواهش کنید آن را به شما بدهند، ترجیح می دهید بدون آن سر کنید؟
100. آیا از تنها بودن در تاریکی می ترسید؟
101. آیا والدین تان ، شما را به دقت تحت نظارت دارند؟
102. آیا برایتان آسان است که روابط صمیمانه با جنس مخالف داشته باشید؟
103. آیا به طور قابل ملاحظه ای کم وزن هستید؟
104. آیا شغل فعلی تان ، شما را مجبور می کند که زیاد عجله کنید؟
105. آیا هرگز هنگامی که بالای یک بلندی بوده اید، ترسیده اید که ممکن است به پایین پرت شوید؟
106. آیا سازگاری با شخص یا اشخاصی که اکنون با آنان زندگی می کنید، برایتان راحت است؟
107. آیا شروع صحبت با شخصی که الساعه به او معرفی شده اید، برایتان مشکل است؟
108. آیا اغلب دچار سرگیجه شده اید؟
109. آیا اغلب از کارهایی که می کنید، پشیمانید؟
110. آیا مسئولتان برای کاری که شما انجام داده اید، اعتبار زیادی قائل می شود؟
111. آیا با فرد یا افرادی که اکنون با آن ها زندگی می کنید، درباره کارهای خانه و شیوه ای که این کارها باید انجام شوند، اغلب اختلاف نظر دارید؟
112. آیا به آسانی نا امید می شوید؟
113. آیا در خلال ده سال گذشته، بیماری مهمی داشته اید؟
114. آیا در طرح ریزی و هدایت اعمال افراد به عنوان رئیس جلسه ، رهبری گروه و ... تجربه ای داشته اید؟
115. آیا احساس می کنید که در شغل فعلی تان ، درست مانند دنده ای که در یک ماشین قرار دارد، غیر انسانی هستید؟
116. آیا در جایی که اکنون زندگی می کنید، شخصی هستید که دائما با دوستان و رفقایی که دوست داریدبا آن ها در ارتباط باشید، مخالفت کند؟
117. آیا دستخوش بیماری آنفولانزا می شوید؟
118. آیا مسئول شما به خاطر کار خوبی که انجام می دهید، شما را تحسین می کند؟
119. اگر مجبور باشید که برای آغاز بحث و گفتگو در میان جمع ، فکر یا عقیده ای را ابراز کنید، نسبت به خود ، خیلی دچار شک و تردید می شوید؟
120. آیا اغلب به سبب چیزهای ناخوشایندی که دیگران درباره شما گفته اند، افسرده بوده اید؟
121. آیا هیچ یک از افرادی که با شما در یک منزل زندگی می کنند، خیلی زود و به آسانی تجریک و خشمگین می شوند؟
122. آیا زیاد دچار سرماخوردگی می شوید؟
123. آیا به آسانی از رعد و برق می ترسید؟
124. آیا از کم رویی در زحمت هستید؟
125. آیا شغل فعلی تان را بر اساس میل و علاقه خودتان ، انتخاب کرده اید؟
126. آیا تاکنون عمل جراحی مهمی روی شما انجام شده است؟
127. آیا والدین شما اغلب با دوستانی که با آن ها معاشرت می کردید مخالفت می کردند؟
128. آیا برایتان آسان است که از دیگران تقاضای کمک کنید؟
129. آیا در شغل فعلی تان دچار یاس و نا امیدی می شوید؟
130. آیا بدون این که تقصیر از ناحیه خودتان باشد، همیشه بد شانسی می آورید؟
131. آیا خیلی مایل بوده اید از جایی که اکنون زندگی می کنید، می رفتید، تا احتمالا استقلال شخصی بیشتری داشته باشید؟
132. هنگامی که نیاز دارید از شخصی که خیلی خوب با او آشنا نیستید چیزی را درخواست کنید، آیا ترجیح می دهید به جای مراجعه مستقیم به آن فرد، یادداشت یا نامه ای برای او بفرستید؟
133. آیا هرگز در هیچ حادثه ای به شدت مجروح شده اید؟
134. آیا از دیدن مار می ترسید؟
135. آیا احساس می کنید که کارتان توسط تعداد زیادی از مسئولان نظارت می شود؟
136. آیا اخیرا وزن شما خیلی کم شده است؟
137. آیا کمبود پول، زندگی خانوادگی فعلی شما را تلخ می کند؟
138. آیا برای شما مشکل بوده است که به طور شفاهی در برابر گروهی از مردم گزارش دهید؟
139. آیا شغل فعلی شما، خیلی یکنواخت است؟
140. آیا به آسانی اشک شما جاری می شود؟
141. آیا اغلب در پایان روز ، خیلی احساس خستگی می کنید؟
142. آیا والدین شما اغلب به طور غیر منصفانه ای از شما انتقاد می کنند؟
143. آیا تصور یک زمین لرزه و آتش سوزی موجب ترس شما می شود؟
144. آیا هنگامی که مجبورید به تنهایی در یک مجلس عمومی وارد شوید در حالی که همه در جای خود نشسته اند، احساس شرم و دستپاچگی می کنید؟
145. آیا فکر می کنید که علاقه واقعی اندکی به شغل فعلی تان دارید؟
146. آیا گاهی برایتان مشکل است که بخوابید، ولو این که سر و صدایی مزاحم شما نباشد؟
147. آیا در جایی که اکنون زندگی می کنید، کسی وجود دارد که اصرار داشته باشد از او فرمان برداری کنید، بدون توجه به این که خواسته او عاقلانه باشد؟
148. آیا هرگز داوطلب شده اید که یک مهمانی خسته کننده را روحیه بدهید؟
149. آیا احساس می کنید که مقام بالاتر یا رئیس مستقیمتان در رفتار با شما به عنوان یک کارمند همدردی و تفاهم ندارد؟
150. آیا اغلب حتی هنگامی که با مردم هستید ، احساس تنهایی می کنید؟
151. آیا در نوجوانی ، میل شدیدی به فرار از خانه داشته اید؟
152. آیا زیاد دچار سر درد می شوید؟
153. آیا گاهی احساس کرده اید که کسی شما را با استفاده از هیپنوتیزم وادار به انجام عملی بر خلاف میلتان نماید؟
154. آیا اغلب برایتان مشکل است که در بحث گروهی برای ارائه نظر مناسب فکر کنید؟
155. آیا گاهی احساس می کنید که مسئولان در برابر کوشش های شما مبنی بر انجام دادن وظیفه تان در سطح عالی، حق شناسی واقعی ابراز نمی کنند؟
156. آیا گاهی دچار بیماری مخملک یا دیفتری شده اید؟
157. آیا گاهی احساس می کنید که والدین تان را از خودتان ناامید گرده اید؟
158. آیا در مهمانی ها مسئولیت معرفی اشخاص را بر عهده می گیرید؟
159. آیا تا به جال ترسیده اید که مبادا موقعیت شغلی تان را از دست بدهید؟
160. آیا غالبا دچار افسردگی و غمگینی می شوید؟
فتحی آشتیانی؛ علی و داستانی؛ محبوبه . آزمون های روان شناختی – ارزشیابی شخصیت و سلامت روان . انتشارات بعثت . 1388
سایت روان سنجی

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

پرسشنامه وابستگی به دیگران

پرسشنامه وابستگی به دیگران
روبرت ام.ای.هرشفیلد، جی.ال.کلرمن، اچ.جی.گوگ، آی.بارت، اس.جی.کورچین، و پی.چودوف
Interpersonal-Dependency Inventory (IDI)
سنجش وابستگی به دیگران
لطفا هر عبارت را بخوانید و مشخص کنید که تاچه حد جزو خصوصیات شما از بعد نگرشها، احساس ها، یا رفتارتان است. سپس با استفاده از بار ارزشی اعداد زیر به آن ها رتبه بدهید.
4= خیلی زیلد از خصوصیات من است .
3= زیاد از خصوصیات من است .
2= تاحدی از خصوصیات من است .
1= از خصوصیات من نیست.

_____ 1. ترجیح می دهم تنها باشم.
_____ 2. همیشه وقتی می خواهم تصمیمی بگیرم، نظر خواهی می کنم .
_____ 3. وقتی نهایت تلاش خودرا می کنم که بدانم از تلاش من قدر دانی می شود.
_____ 4. نمی توانم تحمل کنم که بیماری من اسباب هیاهو و نگرانی شود .
_____ 5. دنباله رو بودن را به رهبر بودن ترجیح می دهم.
_____ 6. معتقدم اگر آدم ها می خواستند، می توانستند خیلی بیشتر برای من مایه بگذارند.
_____ 7. در زمان کودکی ، راضی کردن والدینم برای من خیلی مهم بود.
_____ 8. نیازی ندارم به این که دیگران به من احساس خوبی بدهند.
_____ 9. تایید نشدن از طرف کسی که به او اهمیت می دهم ، برایم خیلی دردناک است.
_____ 10. برای حل اکثر مشکلات شخصی که در زندگی با آن ها مواجه می شوم، به توان خودم اطمینان دارم.
_____ 11. تنها آدمی را که دلم می خواهد خوشحال کنم، خودم هستم.
_____ 12. فکر از دست دادن یک دوست صمیمی مرا به وحشت می اندازد.
_____ 13. خیلی سریع با عقاید دیگران موافقت می کنم.
_____ 14. من فقط به خودم متکی هستم.
_____ 15. اگر عزیزی در زندگی نداشتم، کاملا از دست می رفتم.
_____ 16. وقتی کسی به یک اشتباه من پی می برد، بر آشفته می شوم.
_____ 17. برایم خیلی سخت است از دیگری بخواهم، به من لطفی بکند.
_____ 18. متنفرم از این که دیگران با من همدردی کنند.
_____ 19. وقتی به چیزی که از دیگران می خواهم نرسم، سریعا دلسرد می شوم.
_____ 20. در مباحثه خیلی زود تسلیم می شوم.
_____ 21. احتیاج چندانی به کمک دیگران ندارم.
_____ 22. باید یک کسی داشته باشم که برایم خیلی عزیز باشد.
_____ 23. وقتی به مهمانی می روم ، انتظار دارم دیگران از من خوششان بیاید.
_____ 24. وقتی بدانم مسؤولیت کار با دیگری است ، احساس بهتری دارم.
_____ 25. اگر مریض باشم، ترجیح می دهم دوستانم مرا تنها بگذارند.
_____ 26. وقتی دیگران به من می گویند کارم را خوب انجام داده ام ، از همیشه خوشحال تر می شوم.
_____ 27. برایم سخت است درباره دیدن یا تایید یک فیلم سینمایی یا نمایش تلویزیونی تصمیم بگیرم، مگر این که بدانم نظر دیگران چیست.
_____ 28. برای تحقق یافتن چیزی که برایم مهم باشد، با کمال میل احساسات دیگران را نادیده می گیرم.
_____ 29. نیاز دارم که حداقل برای یک نفر ، از تمام مردم بالاتر(با ارزش تر) باشم.
_____ 30. در بعضی شرایط خیلی کمرو می شوم.
_____ 31. به هیچ کس احتیاج ندارم.
_____ 32. به تنهایی تصمیم گرفتن برایم خیلی دردسر است.
_____ 33. اگر محبوب من در وقت انتظار سر نرسد، معمولا بدترین افکار به سرم می زند.
_____ 34. حتی وقتی اوضاع خراب شود، می توانم بدون کمک دوستانم از عهده آن برآیم.
_____ 35. انتظار من از دیگران معمولا خیلی زیاد است.
_____ 36. دوست ندارم به تنهایی لباس بخرم.
_____ 37. مایل به گوشه گیری هستم.
_____ 38. احساس می کنم ، هرگز به نیازهای خود از مردم واقعا نمی رسم.
_____ 39. وقتی با اشخاص جدید برخورد می کنم ، می ترسم رفتار صحیحی نداشته باشم.
_____ 40. حتی اگر اکثر مردم بر علیه من عمل کنند، بازهم به شرطی می توانم ادامه دهم که محبوب من پشتیبانم باشد.
_____ 41. ترجیح می دهم از رابطه با دیگران برکنار باشم تا در معرض خطر ناکامی قرار نگیرم.
_____ 42. این که دیگران درباره من چه فکری می کنند بر چگونگی احساس من اثری نمی گذارد.
_____ 43. فکر می کنم اکثر مردم تشخیص نمی دهند که چه اسان می توانند مرا آزرده کنند.
_____ 44. من به قضاوت خ.دم خیلی اطمینان دارم.
_____ 45. همیشه به شدت ترس این را داشته ام که محبت و حمایت آدم هایی را از دست بدهم که شدیدا به آن ها نیاز دارم.
_____ 46. من از مایه لازم برای رهبر خوبی بودن برخوردار نیستم.
_____ 47. اگر کسی که دوستش دارم مرا ترک کند، بیچاره و درمانده می شوم.
_____ 48. حرف های دیگران مرا ناراحت نمی کند.

ثنایی ، باقر و همکاران . مقیاس های سنجش خانواده و ازدواج . انتشارارت بعثت 1387

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

مقیاس ارزیابی توانایی جرّ و بحث 20 ماده

مقیاس ارزیابی توانایی جرّ و بحث 20 ماده
این پرسشنامه جملاتی در اختیار شما می گذارد که به جرّ و بحث بیهوده درباره موضوع های مختلف مربوط می شوند . هر جمله را به دقت بخوانید تا ببینید چقدر در مورد شما مصداق دارد .
5= همیشه مصداق پیدا می کند 4= اغلب مصداق پیدا می کند 3= گاهی مصداق پیدا می کند 2= به ندرت مصداق پیدا می کند 1= اصلا مصداق پیدا نمی کند .

1- وقتی بحث می کنم ، می ترسم از این که طرف مقابل در مورد من بد فکر کند .
2- بحث درباره موضوع های جالب ، هشیاری مرا زیادتر می کند .
3- دوست دارم از بحث ها کنار بکشم .
4- با انرژی و شور و شوق وارد بحث می شوم .
5- وقتی به بحث خاتمه می دهم ، تصمیم می گیرم که دیگر وارد بحث نشوم .
6- بحث کردن با اشخاص ، به جای حل مساله ، مسائل زیادی ببار می آورد .
7- وقتی در بحث امتیاز به دست می آورم ، احساس رضایت می کنم .
8- وقتی با بحث با دیگران پایان می دهم ، احساس می کنم عصبی و ناراحت هستم .
9- دوست دارم درباره موضوع های جالب به طور جدی وارد بحث می شوم .
10- وقتی احساس می کنم که درگیر بحث می شوم ، احساس بدی به من دست می دهد .
11- دوست دارم از عقیده خود درباره هر موضوعی دفاع کنم .
12- اجتناب از بحث مرا خوشحال می کند .
13- دوست ندارم فرصت بحث کردن درباره موضوع های بحث بحث انگیز را از دست بدهم .
14- دوست دارم با افرادی معاشرت کنم که به ندرت با من مخالفت می کنند .
15- به نظر من ، بحث با دیگران ، نوعی مسابقه ذهنی جذابی است .
16- احساس می کنم که نمی توانم در بحث ها امتیاز به دست آورم .
17- احساس می کنم که پس از بحث درباره یک موضوع ، انرژی و رضایت کسب می کنم .
18- برای بحث کردن ، توانایی های خوبی دارم .
19- سعی می کنم از وارد شدن به بحث اجتناب ورزم .
20- وقتی می بینیم که یک صحبت معمولی به مجادله تبدیل می شود ، بسیار خوشحال می شوم .

ماخذ : گنجی ، حمزه . ارزشیابی شخصیت . نشر ساوالان . 1380

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

مقیاس پذیرش اجتماعی



هر جمله را با دقت بخوانید . و به صورت صحیح (ص) یا غلط (غ) پاسخ دهید و پاسخ خود را با علامت زدن مشخص کنید .
گنجی ، حمزه . ارزشیابی شخصیت . نشر ساوالان
1.       پیش از آن که رای بدهم، توانایی های همه نامزدها را عمیقا بررسی می کنم .
ص
غ
2.       اگر قرار باشد خلاف کنم تا به بیچاره ای کمک کنم ، تردید نمی کنم .
 
 
3.       اگر تشویق نشوم ، گاهی ادامه کار برایم مشکل می شود .
 
 
4.       هرگز از کسی به شدت متنفر نشده ام .
 
 
5.       گاهی اتفاق می افتد که در توانایی خود برای موفقیت در زندگی تردید می کنم .
 
 
6.       وقتی کارها مطابق میل من پیش نمی رود ، گاهی احساس بغض می کنم .
 
 
7.       همیشه به شیوه لباس پوشیدن خود دقت می کنم .
 
 
8.       طرز نشستن من بر سر میز غذا ، چه در رستوران و چه در خانه ، یکسان است .
 
 
9.       اگر بتوانم بدون بلیط وارد سینما شوم و مطمئن باشم که کسی نخواهد دید ، این کار را انجام می دهم .
 
 
10.   بارها اتفاق افتاده است که فعالیت یا کاری را رها کرده ام ، زیرا در صلاحیت خود تردید داشتم .
 
 
11.   دوست دارم به موقع بدگویی ها را بازگو کنم .
 
 
12.   در برخی لحظه ها خواسته ام علیه صاحبان قدرت حرفی بزنم ، حتی اگر حق با آن ها باشد .
 
 
13.   مهم نیست که چه کسی حرف می زند ، همیشه با دقت گوش می دهم .
 
 
14.   اتفاق افتاده است که خود را به مریضی زده ام تا مورد توجه قرار گیرم .
15.   برایم اتفاق افتاده است که از کسی استفاده کنم .
 
 
16.   همیشه آماده هستم که به خطای خود اعتراف کنم .
17.   همیشه سعی می کنم آنچه را که توصیه می کنم به مرحله عمل در بیاورم .
18.   برایم دشوار نیست با آدم های بد دهن کنار بیایم .
19.   گاهی سعی می کنم به جای بخشیدن و فراموش کردن ، انتقام بگیرم .
20.   وقتی چیزی را نمی دانم ، به میل خود آن را می پذیرم .
21.   همیشه مودب هستم ، حتی در مقابل افراد ناخوشایند .
22.   گاهی واقعا اصرار می کنم که کارها به میل من انجام گیرد .
23.   گاهی احساس کرده ام که می خواهم همه چیز را بشکنم .
24.   هرگز اجازه نمی دهم کسی به جای من تنبیه شود .
25.   اگر از من بخواهند در مقابل لطفی که کرده اند خدمتی انجام دهم ، هرگز رنجیده خاطر نخواهم شد .
26.   هرگز با کسی که افکارش مخالف افکار من بوده ، دشمنی نکرده ام .
27.   بدون آن که جوانب کار را بررسی کنم ، هرگز به مسافرت طولانی نمی روم .
28.   گاهی نسبت به خوشبختی دیگران خیلی حسادت می کنم .
29.   هرگز به طور واقعی احساس نکرده ام که می خواهم یکی را سرزنش کنم .
30.   گاهی از دست افرادی که انتظار مساعدت دارند ، عصبانی می شوم .
31.   هرگز احساس نکرده ام که بی دلیل تنبیه می شوم .
32.   گاهی فکر می کنم ، کسانی که بدشانس هستند لیاقتش را دارند .
33.   هرگز آگاهانه چیزی نگفته ام که قردی را آزرده خاطر کند .
 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

آزمون ادراک تعامل اجتماعی

آزمون ادراک تعامل اجتماعی
« کارول ، آر ، گلاس » 30 ماده
وقتی مردم به موقعیت های اجتماعی متفاوت وارد می شوند ، مسلما به موضوع های مختلف فکر می کنند . فهرست زیر افکاری را شمال می شود که چیش از ایجاد رابطه با یک فرد ، به هنگام داشتن رابطه با او و پس از آن به ذهنتان می رسد . البته منظور ما کسی است که م یخواهید او را خوب بشناسید . هر سوال را خوب بخوانید و ببینید که ان فکر ، پیش از برقراری ارتباط ، به هنگام داشتن ارتباط و پس از آن ، احتمالا چند بار به ذهنتان رسیده است . عدد لازم را از مقیاس زیر انتخاب کنید .
1= اصلا به ذهن من نرسیده است .
2= این فکر خیلی کم به ذهن من رسیده است .
3= این فکر گاهی به ذهن من رسیده است .
4= این فکر خیلی زیاد به ذهن من رسیده است .
5= این فکر همیشه به ذهن من رسیده است .
تا می توانید صادقانه پاسخ دهید .
1- وقتی نمی دانم که چه بگویم ، احساس می کنم خیلی عصبی می شوم .
2- معمولا خیلی راحت می توانم برای زنان (مردان) حرف بزنم .
3- دوست ندارم برای مردم صحبت کنم .
4- به تدریج احساس راحتی می کنم .
5- از این که طرف مقابل نسبت به من چه فکر می کند ، می ترسم .
6- بدون نگرانی ، بدون ترس و بدون اضطراب عمل می کنم .
7- از این کار وحشت دارم .
8- بدون تردید از من خوشش نخواهد آمد .
9- احتمالا می توانم ، با در دست گرفتن ابتکار عمل ، خیال او را راحت کنم .
10- به جای آن که بتوانم کاری انجام دهم ، می توانم به بهترین شیوه شناختن او فکر کنم .
11- ملاقات با مردم تا اندازه ای مرا ناراحت می کند ، به نحوی که کارها بد انجام می گیرد .
12- بدترین اتفاقی که ممکن است پیش بیاید ، این است که برای او خوشایند نباشم .
13- ممکن است او بخواهد ، به همان اندازه که من برایش حرف می زنم ، برایم حرف بزند .
14- موقعیت خوبی است .
15- اگر در این بحث شکست بخورم ، کل اعتماد به نفس خود را از دست خواهم داد .
16- آن چه بگویم بدون تردید خنده دار خواهد شد .
17- چه چیزی دارم که از دست بدهم ؟ به امتحانش می ارزد .
18- موقعیت خاصی است، اما می توانم موفق شوم .
19- خدای من ، دوست ندارم این کار را انجام بدهم .
20- اگر پاسخ نمی داد ، به شدت تحقیر می شدم .
21- یا باید نسبت به او احساس خوبی داشته باشم ، یا باید احساس ناراحتی کنم .
22- تو واقعا یک احمق هستی .
23- تردید ندارم که به نحوی طرد خواهم شد .
24- با همه می توانم روبرو شوم .
25- حتی اگر موفق نشوم ، دنیا به آخر نخواهد رسید .
26- احمق و بی دست وپا هستم ، بدون تردید او متوجه خواهد شد .
27- احتمالا مسائل مشترک زیادی داشته باشیم .
28- احتمال دارد که خیلی از یکدیگر خوشمان بیاید .
29- می خواهم بروم از این موقعیت خلاص شوم .
30- باید با احتیاط کامل قدم بردارم .
ماخذ : گنجی ، حمزه . ارزشیابی شخصیت . نشر ساوالان . 1380

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

حمایت اجتماعی_مقیاس دوستان

حمایت اجتماعی_مقیاس دوستان
مری پروسیدانو و کنیت هلر
سنجش ارضا حمایت اجتماعی از ناحیه دوستان
Perceived Social Support – Friend Scale (PSSFr)
عبارات زیر مربوط به تجارب، ادراک ها و احساس هایی است که اکثر مردم گه گاه در رابطه با دوستان خود پیدا می کنند. برای هر عبات سه پاسخ می تواند وجود داشته باشد: بله ، خیر ، نمی دانم . لطفا دور پاسخ انتخابی خود برای هر عبارت دایره بکشید.
1)     دوستانم در حد نیازم از من حمایت اخلاقی می کنند.
بله
خیر
نمی دانم
2)     اکثر مردم بیشتر از من به دوستان خود نزدیک اند.
بله
خیر
نمی دانم
3)     دوستانم از شنیدن افکار و نظرات من لذت می برند.
بله
خیر
نمی دانم
4)     بسیاری از علائق من با علائق دوستانم مشترک است.
بله
خیر
نمی دانم
5)     من روی حمایت عاطفی دوستانم حساب می کنم.
بله
خیر
نمی دانم
6)     اگر احساس کنم یک یا چند نفر از دوستانم از دست من ناراحت اند، به روی خود نمی آورم.
بله
خیر
نمی دانم
7)     در جمع دوستانم، احساس می کنم در حاشیه هستم.
بله
خیر
نمی دانم
8)     دوستی دارم که در صورت ناراحتی، می توانم به سراغش بروم، بدون این که بعدا از این کار خود پشیمان شوم.
بله
خیر
نمی دانم
9)     من و دوستانم نظر خود را درباره همه چیز بی پرده به یکدیگر می گوییم .
بله
خیر
نمی دانم
10)دوستانم به نیازهای شخصی من توجه دارند.
بله
خیر
نمی دانم
11)اگر دوستانم به حمایت عاطفی نیاز داشته باشند به سراغ من می آیند.
بله
خیر
نمی دانم
12)دوستانم برای کمک به حل مشکلات من آماده اند.
بله
خیر
نمی دانم
13)چند دوست دارم که با آنها درد دل کنم.
بله
خیر
نمی دانم
14)دوستان من خوش فکرند و اوضاع مرا روبراه می کنند.
بله
خیر
نمی دانم
15)وقتی راز خود را به دوستان می گویم، دچار احساس ناراحتی می شوم.
بله
خیر
نمی دانم
16)دوستانم مرا همدم خود می دانند.
بله
خیر
نمی دانم
17)به نظر من دوستانم احساس می کنند که من برای حل مشکلات آنان یاور خوبی هستم.
بله
خیر
نمی دانم
18)رابطه من با هیچ دوستی به اندازه رابطه سایر مردم با دوستانشان صمیمی نیست.
بله
خیر
نمی دانم
19)افکار خوبی درباره کمک به دوستانم به نظرم می رسد.
بله
خیر
نمی دانم
20)کاش دوستانم جور دیگری بودند.
بله
خیر
نمی دانم
ثنایی ، باقر و همکاران . مقیاس های سنجش خانواده و ازدواج . انتشارات بعثت .

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

مقیاس اشتیاق برای برقراری ارتباط




در زیر ، دوازده موقعیت برقراری ارتباط آمده است . موقعیت هایی را که در آن ها احتمالا به برقراری ارتباط تمایل داشته اید انتخاب کنید .

1. صحبت کردن در مقابل یک گروه از افراد نا آشنا هرگز همیشه
2. صحبت کردن با یک آشنا به عنگام ایستادن در یک صف    
3. صحبت کردن در یک گردهمایی بزرگ از دوستان    
4. صحبت کردن در یک گروه کوچک از افراد ناآشنا    
5. صحبت کردن با یک دوست به هنگام ایستادن در صف    
6. صحبت کردن در یک گردهمایی بزرگ از آشنایان    
7. صحبت کردن با یک غریبه به هنگام ایستادن در یک صف    
8. صحبت کردن در مقابل یک گروه از دوستان    
9. صحبت کردن در یک گروه کوچک از آشنایان    
10. صحبت کردن در یک گردهمایی بزرگ از افراد نا آشنا    
11. صحبت کردن در یک گروه کوچک از دوستان    
12. صحبت کردن در مقابل یک گروه از اشنایان    
     
گنجی ، حمزه . ترزشیابی شخصیت . نشر ساوالان    

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی

پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی

Youth Adjustment Inventory

پرسشنامه زیر شامل تعدادی سوال درباره مسائل مربوط به مدرسه شماست. لطفا سوال ها را به دقت بخوانید و به آنها پاسخ "بلی" یا " خیر" بدهید.

1.     آیا همیشه از چیزی در مدرسه خودتان، می ترسید؟

2.     آیا از ملاقات کردن با همکلاسی هایتان دوری می کنید؟

3.     آیا آن چه را که خوانده اید، به زودی فراموش می کنید؟

4.     فرض کنید همکلاسی هایتان ندانسته کار غیر عاقلانه ای را انجام بدهند. در این صورت آیا فورا با آن ها اوقات تلخی می کنید؟

5.     آیا کمرو هستید؟

6.     آیا از امتحان می ترسید؟

7.     آیا به خاطر اشتباهاتتان ، نگران سرزش معلمتان هستید؟

8.     وقتی که موضوعی را درک نمی کنید، آیا در سوال کردن تردید دارید؟

9.     آیا فهمیدن درسهایی که در کلاس تدریس می شود، برای شما مشکل است؟

10. آیا نسبت به دوستانی که معلم تان زیادی از آن ها قدردانی می کند، حسادت می ورزید؟

11. زمانی که تعدادی از معلمان شما با هم هستند، آیا بدون هیچ ناراحتی پیش ان ها می روید؟

12. آیا می توانید از درس هایی که در کلاس تدریس می شود، به درستی یادداشت بردارید؟

13. آیا نسبت به همکلاسیهایی که فکر می کنید بهتر از شما هستند، غبطه می خورید؟

14. آیا گاهی اوقات احساس می کنید که گویی در مدرسه دوستی ندارید؟

15. آیا موقع تدریس، در کلاستان خمیازه می کشید؟

16. وقتی متوجه می شوید چند دانش آموز با هم حرف می زنند، آیا فکر می کنید از شما بدگویی می کنند؟

17. آیا به راحتی می توانید با هر شخصی دوست شوید؟

18. آیا از روش تدریس معلمتان در مدرسه راضی هستید؟

19. وقتی از شما نمی خواهند در هیچ یک از برنامه های مدرسه تان شرکت کنید، آیا عصبانیت خود را نسبت به دیگران اظهار می دارید؟

20. وقتی تعدادی دانش آموز با هم حرف می زنند، آیا آزادانه به آنها می پیوندید؟

21. آیا فکر می کنید معلمان مدرسه توجهی به مسائل شما ندارند؟

22. آیا در مدرسه غمگین و پریشان هستید؟

23. آیا پیوستن به همکلایس ها و کارکردن با هم را دوست دارید؟

24. آیا از پیشرفت در تحصیل خودتان راضی هستید؟

25. آیا احساس می کنید معلمان ، شما را مورد غفلت قرار داده اند؟

26. آیا سعی می کنید توجه معلمتان را در کلاس ، به خود جلب کنید؟

27. آیا برایتان سخت است مطلبی را مطالعه کنید؟

28. وقتی که دانش آموزی از شما شکایت می کند، آیا برانگیخته می شوید و سعی می کنیدو سعی می کنیدبه او صدمه بزنید؟

29. آیا اغلب دوست دارید تنها باشید؟

30. آیا معلمان شما همیشه آماده حل مشکلات تحصیلیتان هستند؟

31. آیا اغلب از مدرسه تان ناراضی هستید؟

32. آیا با دانش آموزان مدرسه ارتباط برقرار می سازید؟

33. آیا در مدرسه ، معلمان تان شما را تحسین می کنند؟

34. آیا سعی می کنید لشتباه خود را توجیه کنید؟

35. آیا دوست دارید در صندلی های جلوی کلاس بنشینید؟

36. آیا اغلب در امتحان نمره های کمتری می گیرید؟

37. وقتی معلمان در کلاس شوالی از شما می پرسند، آیا ناراحت می شوید؟

38. آیا با همکلاسی های خود ، ارتباطات دوستانه دارید؟

39. آیا انگیزه داشتن تحصیلات بیشتر را دوست دارید؟ [ آیا برای تحصیلات بیشتر ، انگیزه دارید؟]

40. آیا از شوخی کردن همکلاسی هایتان ناراحت می شوید؟

41. آیا به طور فعال در فعالیتهای مدرسه شرکت می کنید؟

42. آیا اغلب با همکلاسی هایتان بگو مگو دارید؟

43. آیا بعضی وقتها قبل از تعطیل شدن مدرسه ، به خانه می روید؟

44. آیا در مسابقات ورزشی مدرسه، شرکت می کنید؟

45. آیا اغلب تعدادی از معلمان شما را به خاطر درس و مشق ، سرزنش می کنند؟

46. آیا اغلب در مدرسه به دیگران شک دارید؟

47. آیا خجالت می کشید با دانش آموزان کلاس های بالاتر مدرسه ، صحبت کنید؟

48. آیا به معلمان خودتان با دیده احترام می نگرید؟

49. آیا نسبت به هدیه ای که توسط یکی از همکلاسیها ( و در جبران رفتار ناخوشایندی که با شما داشته است) داده می شود، بی تفاوتی نشان می دهید؟

50. آیا در مدرسه دوستان صمیمی دارید؟

51. آیا به درسی که در کلاس درس ندریس می شود، توجه دارید؟

52. وقتی نمره کم می آورید، آیا فکر می کنیدنفرت شما نسبت به معلمانتان افزایش می یابد؟

53. آیا همیشه آمادگی داریدبه هر طریقی که شده، به همکلاسی های خود کمک کنید؟

54. آیا از کتابخانه مدرسه ، کتاب و  مجله امانت گرفته و مطالعه می کنید؟

55. آیا از ملاقات کردن با دانش آموزان دیگر در مدرسه ، لذت می برید؟

56. آیا از جنب و جوش دانش آموزان دیگر در مدرسه، لذت می برید؟

57. آیا در بحث ها شرکت می کنید؟

58. آیا در برخورد با دانش آموزان کلاسهای بالاتر ، احساس ناخوشایندی دارید؟

59. وقتی که همکلاسی هایتان کتابها و دفترجه های یادداشت شما را به امانت بگیرند، آیا کتابها و دفترچه هایتان را با خوشحالی به آنها می دهید؟

60. آیا به کارهای تخصصی علاقه مند هستید؟

 

ساعتچی. محمود ، کامکاری. کامبیز، عسکریان. مهناز . آزمونهای روان شناختی . نشر ویرایش . 1389

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

حمایت اجتماعی_مقیاس خانواده

حمایت اجتماعی_مقیاس خانواده
مری پروسیدانو و کنیت هلر
سنجش ارضا حمایت اجتماعی از ناحیه خانواده
Perceived Social Support – Family Scale (PSSFa)
عبارات زیر مربوط به تجارب، ادراک ها و احساس هایی است که اکثر مردم گه گاه در رابطه با خانواده خود پیدا می کنند. برای هر عبات سه پاسخ می تواند وجود داشته باشد: بله ، خیر ، نمی دانم . لطفا دور پاسخ انتخابی خود برای هر عبارت دایره بکشید.
1)     خانواده ام در حد نیازم از من حمایت اخلاقی می کنند.
بله
خیر
نمی دانم
2)     نظرات خوبی درباره خدمت به خانواده یا بهره مندی از آن ها به ذهنم می رسد.
بله
خیر
نمی دانم
3)     اکثر مردم بیشتر از من به خانواده خود نزدیک اند.
بله
خیر
نمی دانم
4)     وقتی راز خود را به نزدیک ترین اعضای خانواده ام می گویم، احساس می کنم آرامش آن ها را به هم می زنم.
بله
خیر
نمی دانم
5)     اعضای خانواده ام از شنیدن افکار و نظرات من لذت می برند.
بله
خیر
نمی دانم
6)     بسیاری از علائق من با علائق اعضای خانواده ام مشترک است.
بله
خیر
نمی دانم
7)     بعضی از اعضای خانواده ام در صورت برخورد با مشکل یا نیاز به نظر خواهی به سراغ من می آیند.
بله
خیر
نمی دانم
8)     من برای حمایت عاطفی روی خانواده ام حساب می کنم.
بله
خیر
نمی دانم
9)     یکی از اعضای خانواده من کسی است که در صورت ناراحتی، می توانم به سراغش بروم، بدون این که بعدا از این کار خود پشیمان شوم.
بله
خیر
نمی دانم
10)من و اعضای خانواده ام نظر خود را درباره همه چیز بی پرده به یکدیگر می گوییم .
بله
خیر
نمی دانم
11)خانواده ام به نیازهای شخصی من توجه دارند.
بله
خیر
نمی دانم
12)اعضای خانواده ام برای دریافت کمک به سراغ من می آیند.
بله
خیر
نمی دانم
13)اعضای خانواده ام برای کمک به حل مشکلات من آماده اند.
بله
خیر
نمی دانم
14)با چند نفر از اعضای خانواده ام می توانم درد دل کنم.
بله
خیر
نمی دانم
15)اعضای خانواده من خوش فکرند و اوضاع مرا روبراه می کنند.
بله
خیر
نمی دانم
16)وقتی راز خود را به نزدیک ترین اعضای خانواده ام می گویم،ناراحت می شوم.
بله
خیر
نمی دانم
17)اعضای خانواده ام مرا همدم خود می دانند.
بله
خیر
نمی دانم
18)فکر می کنم نظرخانواده ام این است که من برای حل مشکلات آنان یاور خوبی هستم.
بله
خیر
نمی دانم
19)رابطه من با هیچ یک از اعضای خانواده ام به اندازه رابطه سایر مردم با اعضا خانواده شان صمیمی نیست.
بله
خیر
نمی دانم
20)کاش اعضای خانواده ام جور دیگری بودند.
بله
خیر
نمی دانم
ثنایی ، باقر و همکاران . مقیاس های سنجش خانواده و ازدواج . انتشارات بعثت .1387

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

پرسشنامه سازگاری بل

پرسشنامه سازگاری بل
Bell Adjustment Inventory (BAI
این پرسشنامه دارای 160 سوال است که هر سوال از سه گزینه بلی ، خیر و نمی دانم تشکیل شده است. برای پاسخ دادن به سوال ها به نکات زیر توجه کنید.
1- توجه داشته باشید که در این پرسشنامه ، جواب درست یا غلط وجود ندارد، بلکه هر فرد ممکن است بر اساس نظر خود به سوال ها پاسخ دهد.
2- در پاسخ دادن به سوال ها آن چه مهم است بیان صریح و روشن احساسات، افکار و علایق شماست.
3- پاسخ خود را به هریک از سوال ها در پاسخنامه در قسمت مربوط به بلی ، خیر و یا نمی دانم با علامت ضربدر مشخص کنید.
4- در پاسخ به سوال ها، ابتدا سعی کنید یکی از گزینه های بلی یا خیر را انتخاب کنید؛ سپس در صورتی که مطمئن شدید نمی توانید آن ها را انتخاب نمایید، گزینه نمی دانم را انتخاب کنید.
5- پاسخ به این پرسشنامه محدودیت زمانی ندارد ولی باید ضمن دقت، از وسواس اجتناب کنید.
6- سعی کنید به همه سوال ها پاسخ دهید.

-‎--‎--‎--‎--‎--‎--‎--‎--‎--‎--‎--‎--‎--‎--‎--
1. آیا محلی که اکنون در آن زندگی می کنید، به نحوی مانع به دست آوردن آن زندگی اجتماعی است که میل دارید از آن بهره مند شوید؟
2. آیا از لحاظ خلقی ، بدون علت ، گاهی افسرده و گاهی شاد هستید؟
3. آیا گاه به گاه ، از بیماری پوست یا جوش های پوست مانند : میخچه پا، کورک یا دمل در زحمت هستید؟
4. آیا هنگامی که مجبورید از کسی تقاضای کار کنید، احساس ناراحتی و شرم می کنید؟
5. آیا از شغل فعلی تان بعضی اوقات، به شدت و مضطرب و عصبانب می شوید؟
6. آیا تا به حال دچار ناراحتی قلبی ، کلیوی و یا ریوی شده اید؟
7. آیا احساس می کنید که محیط فعلی خانوادگی شما ، فرصت کافی را برای رشد شخصیت شما فراهم می کند؟
8. آیا دوست دارید که در جشن ها و میهمانی هی نشاط انگیز شرکت کنید؟
9. آیا فکر می کنید که در انتخاب شغل اشتباه کرده اید؟
10. آیا تاکنون از چیزی که می دانستید هیچ گونه آسیب و زیانی ندارد، به شدت ترسیده اید؟
11. آیا در بین اعضای خانواده شما، آدم بسیار عصبی وجود دارد؟
12. آیا موقعیت فعی شما ایجاب می کند که مرخصی سالیانه داشته باشید؟
13. آیا تا به حال ، دچار کم خونی (کمبود گلبول قرمز خون) شده اید؟
14. آیا از تجارب توهین آمیز نگران می شوید؟
15. آیا برایتان مشکل است که با غریبه ای سر صحبت را باز کنید؟
16. آیا درباره نوع شغلتان با والدینتان اختلاف عقیده داشته اید؟
17. آیا اگر کسی از شما خواهش کند که بدون آمادگی قبلی درباره موضوعی صحبت کنید ، به طور قابل ملاحظه ای دچار آشفتگی می شوید؟
18. آیا تا به حال فکر بیهوده ای که به طور مداوم به ذهنتان می آید ، موجب پریشانی شما شده است؟
19. آیا سرماخوردگی دیگران به آسانی به شما سرایت می کند؟
20. آیا فکر می کنید که برای دستیابی به اضافه حقوق در شغل فعلی خود، باید سیاست داشته باشید؟
21. آیا از فرصت های اجتماعی ، کناره گیری کرده اید؟
22. آیا در مورد مسائل مذهبی و سیاسی، با شخص یا اشخاصی که با آنها زندگی می کنید، اختلاف نظر داشته اید؟
23. آیا به سهولت آشفته می شوید؟
24. آیا ضروری می دانید که به دقت مواظب سلامتی خودتان باشید؟
25. آیا در بین اعضای خانواده درجه اول شما، طلاق رخ داده است؟
26. آیا مسئولین، همیشه با شما منصفانه رفتار کرده اند؟
27. آیا غالبا بدون این که واقعا گرسنه باشید، غذا می خورید؟
28. آیا اغلب در یک حالت هیجانی هستید؟
29. آیا اگر مجبور باشید ، برای ترک محفلی که شامل گروهی از افراد است، اجازه بگیرید ، دچار پریشانی می شوید؟
30. آیا فکر می کنید که در شغل فعلی تان مجبورید ساعت های متمادی کار کنید؟
31. آیا هیچ کدام از اعضای خانواده شما ، با انتقاد از وضع ظاهریتان، شما را ناراحت کرده است؟
32. آیا مایلید به جای آشنایان زیاد، دوستان نزدیک و معدودی داشته باشید؟
33. آیا تا به حال ، به بیماری خاصی مبتلا بوده اید که احساس کنید کاملا از آن بهبودی نیافته اید؟
34. آیا مورد انتقاد قرار گرفتن ، شما را ناراحت می کند؟
35. آیا از محیط خانوادگی خود، راضی و شاد هستید؟
36. آیا مایلید به جای شغل فعلی، شغل دیگری داشته باشید؟
37. آیا اغلب در میهمانی ها مورد توجه قرار می گیرید؟
38. آیا اغلب سر دردهای شدیدی دارید؟
39. آیا از تصور این که دیگران در خیابان شما را زیر نظر دارند، ناراحت می شوید؟
40. آیا در خانواده خود، احساس کمبود محبت و عشق می کنید؟
41. آیا از این که عقیده مسئولتان را نسبت به خود نمی دانید، دچار مشکل عمده هستید؟
42. آیا از سینوزیت یا هر نوع اختلال تنفسی دیگری رنج می برید؟
43. آیا از تصور این که مردم به افکار شما پی ببریند، شما را آزار می دهد؟
44. آیا به آسانی دوست پیدا می کنید؟
45. آیا احساس می کنید که مدیر یا مسئولتان یک خصومت یا غرض شخصی نسبت به شما دارند؟
46. آیا شخص یا اشخاصی که اکنون با شما زندگی می کنند، شما را درک و با شما احساس هم دردی می کنند؟
47. آیا اغلب در حالت رویا به سر می برید؟
48. آیا تا به حال به بیماری خاصی مبتلا بوده اید که به سلامت شما صدمه دائمی وارد کرده باشد؟
49. آیا در محیط کار فعلی تان مجبورید با اشخاصی کار کنید که از آن ها خوشتان نمی آید؟
50. آیا از وارد شدن به اتاقی که گروهی از افراد با هم به صحبت نشسته اند، امتناع می ورزید؟
51. آیا احساس می کنید که دوستانتان در مقایسه با شما از محیط خانوادگی شاد تری برخوردارند؟
52. آیا اغلب برای صحبت کردن در میان جمع از ترس این که مبادا اشتباه کنید یا سخن نادرستی بگویید، دچار تردید می شوید؟
53. آیا از سرماخوردگی، به سختی بهبود می یابید؟
54. آیا اغلب افکاری به ذهن شما خطور می کند که باعث بی خوابی شما می شود؟
55. آیا هیچ یک از اشخاصی که با شما زندگی می کنند به آسانی از شما خشمگین می شوند؟
56. آیا در شغل فعلی تان به اندازه کافی برای حمایت مالی از وابستگانتان حقوق می گیرید؟
57. آیا دچار عارضه فشار خون بسیار زیاد یا بسیار کم هستید؟
58. آیا از بدبختی های احتمالی نگران هستید؟
59. اگر به یک مجلس سخنرانی دیر برسید و در صندلی های عقب جای خالی نباشد، آیا ترجیح می دهید به جای این که صندلی های جلو را اشغال کنید، در سالن بایستید( یا آن جا را ترک کنید)؟
60. آیا مدیر مسئول شما از جمله افرادی هستند که احساس می کنید همیشه می توان به آنها اعتماد کرد؟
61. آیا دچار حساسیت بوده و یا به آسم مبتلا هستید؟
62. آیا اعضای خانواده شما، با یکدیگر سازگار و موافق هستند؟
63. آیا در یک میهمانی یا مجلس در صدد بر می آیید که با شخصیت مهم حاضر در جلسه ملاقات کنید؟
64. آیا فکر می کنید که مسئولان شما حقوق منصفانه ای به شما پرداخت می کنند؟
65. آیا احساس های شما به آسانی جریحه دار می شوند؟
66. آیا از یبوست یا ناراحتی اجابت مزاج زیاد رنج می برید؟
67. آیا از اشخاص معینی که اکنون با آنها زندگی می کنید، متنفرید؟
68. آیا گاهی در امور اجتماعی ، نقش رهبر را به عهده می گیرید؟
69. آیا کلیه همکاران فعلی خود را دوست دارید؟
70. آیا از احساس غیرواقعی بودن چیزها رنج می برید؟
71. آیا گه گاهی حالت های متضادی مانند عشق و نفرت را نسبت به اعضای خانواده درجه اول خود دارید؟
72. آیا در حضور اشخاصی که احترام زیادی برایشان قائلید، اما به خوبی با آن ها آشنا نیستید، احساس ناراحتی و شرم می کنید؟
73. آیا اغلب دچار تهوع، اسهال یا استفراغ می شوید؟
74. آیا به آسانی از خجالت سرخ می شوید؟
75. آیا اعمال هیچ یک از اشخاصی که اکنون با آنها زندگی می کنید، سبب می شوند که احساس افسردگی و دلتنگی کنید؟
76. آیا در خلال 5 سال گذشته ، بارها شغل خود را عوض کرده اید؟
77. آیا گاهی مسیرتان را عوض می کنید تا از روبرویی با دیگران بپرهیزید؟
78. آیا دستخوش ورم لوزه یا بیماری گلو هستید؟
79. آیا از وضع ظاهری خودتان آگاهید و غالبا به آن فکر می کنید؟
80. آیا شغل فعلی تان ، شما را به شدت خسته می کند؟
81. آیا محیط خانه ای که اکنون در آن زندگی می کنید، اغلب دچار ناراحتی و از هم پاشیدگی است؟
82. آیا خودتان را شخصی عصبی تصور می کنید؟
83. آیا از رقص دسته جمعی لذت می برید؟
84. آیا دستخوش بیماری سوء هاضمه هستید؟
85. آیا والدین شما، اغلب از شما عیب جویی می کنند؟
86. آیا احساس می کنید که در شغل فعلی تان ، ازفرصت های کافی برای اظهار عقیده خود بهره مند هستید؟
87. آیا برایتان مشکل است که در جمع صحبت کنید؟
88. آیا بیشتر وقت ها احساس خستگی می کنید؟
89. آیا حقوق دریافتی شما آن قدر پایین است که نگرانید مبادا نتوانید از عهده تعهدات خود برآیید؟
90. آیا از احساس حقارت رنج می برید؟
91. آیا عادتهای شخصی بعضی از کسانی که اکنون با آن ها زندگی می کنید، موجب ناراحتی شما می شود؟
92. آیا اغلب احساس بدبختی می کنید؟
93. آیا نیاز به مراقبت پزشکی دائمی داشته اید؟
94. آیا تاکنون برایتان بارها اتفاق افتاده است که در برابر جمع یا گروهی حاضر شوید و کاری را انجام دهید؟
95. آیا در شغل فعلی تان، قادر به ارتقای مقام مورد علاقه خود بوده اید؟
96. آیا هیچ یک از اعضای خانواده شما، سعی در تحکم کردن بر شما دارند؟
97. آیا اغلب هنگام برخاستن از خواب ، احساس خستگی می کنید؟
98. آیا هیچ یک از کسانی که با آنها کار می کنید، دارای عادات و ویژگی هایی هستند که موجب آزردگی شما شود؟
99. هنگامی که در یک مهمانی شام مهم، میهمان هستید، اگر چیزی لازم داشته باشید، به جای این که خواهش کنید آن را به شما بدهند، ترجیح می دهید بدون آن سر کنید؟
100. آیا از تنها بودن در تاریکی می ترسید؟
101. آیا والدین تان ، شما را به دقت تحت نظارت دارند؟
102. آیا برایتان آسان است که روابط صمیمانه با جنس مخالف داشته باشید؟
103. آیا به طور قابل ملاحظه ای کم وزن هستید؟
104. آیا شغل فعلی تان ، شما را مجبور می کند که زیاد عجله کنید؟
105. آیا هرگز هنگامی که بالای یک بلندی بوده اید، ترسیده اید که ممکن است به پایین پرت شوید؟
106. آیا سازگاری با شخص یا اشخاصی که اکنون با آنان زندگی می کنید، برایتان راحت است؟
107. آیا شروع صحبت با شخصی که الساعه به او معرفی شده اید، برایتان مشکل است؟
108. آیا اغلب دچار سرگیجه شده اید؟
109. آیا اغلب از کارهایی که می کنید، پشیمانید؟
110. آیا مسئولتان برای کاری که شما انجام داده اید، اعتبار زیادی قائل می شود؟
111. آیا با فرد یا افرادی که اکنون با آن ها زندگی می کنید، درباره کارهای خانه و شیوه ای که این کارها باید انجام شوند، اغلب اختلاف نظر دارید؟
112. آیا به آسانی نا امید می شوید؟
113. آیا در خلال ده سال گذشته، بیماری مهمی داشته اید؟
114. آیا در طرح ریزی و هدایت اعمال افراد به عنوان رئیس جلسه ، رهبری گروه و ... تجربه ای داشته اید؟
115. آیا احساس می کنید که در شغل فعلی تان ، درست مانند دنده ای که در یک ماشین قرار دارد، غیر انسانی هستید؟
116. آیا در جایی که اکنون زندگی می کنید، شخصی هستید که دائما با دوستان و رفقایی که دوست داریدبا آن ها در ارتباط باشید، مخالفت کند؟
117. آیا دستخوش بیماری آنفولانزا می شوید؟
118. آیا مسئول شما به خاطر کار خوبی که انجام می دهید، شما را تحسین می کند؟
119. اگر مجبور باشید که برای آغاز بحث و گفتگو در میان جمع ، فکر یا عقیده ای را ابراز کنید، نسبت به خود ، خیلی دچار شک و تردید می شوید؟
120. آیا اغلب به سبب چیزهای ناخوشایندی که دیگران درباره شما گفته اند، افسرده بوده اید؟
121. آیا هیچ یک از افرادی که با شما در یک منزل زندگی می کنند، خیلی زود و به آسانی تجریک و خشمگین می شوند؟
122. آیا زیاد دچار سرماخوردگی می شوید؟
123. آیا به آسانی از رعد و برق می ترسید؟
124. آیا از کم رویی در زحمت هستید؟
125. آیا شغل فعلی تان را بر اساس میل و علاقه خودتان ، انتخاب کرده اید؟
126. آیا تاکنون عمل جراحی مهمی روی شما انجام شده است؟
127. آیا والدین شما اغلب با دوستانی که با آن ها معاشرت می کردید مخالفت می کردند؟
128. آیا برایتان آسان است که از دیگران تقاضای کمک کنید؟
129. آیا در شغل فعلی تان دچار یاس و نا امیدی می شوید؟
130. آیا بدون این که تقصیر از ناحیه خودتان باشد، همیشه بد شانسی می آورید؟
131. آیا خیلی مایل بوده اید از جایی که اکنون زندگی می کنید، می رفتید، تا احتمالا استقلال شخصی بیشتری داشته باشید؟
132. هنگامی که نیاز دارید از شخصی که خیلی خوب با او آشنا نیستید چیزی را درخواست کنید، آیا ترجیح می دهید به جای مراجعه مستقیم به آن فرد، یادداشت یا نامه ای برای او بفرستید؟
133. آیا هرگز در هیچ حادثه ای به شدت مجروح شده اید؟
134. آیا از دیدن مار می ترسید؟
135. آیا احساس می کنید که کارتان توسط تعداد زیادی از مسئولان نظارت می شود؟
136. آیا اخیرا وزن شما خیلی کم شده است؟
137. آیا کمبود پول، زندگی خانوادگی فعلی شما را تلخ می کند؟
138. آیا برای شما مشکل بوده است که به طور شفاهی در برابر گروهی از مردم گزارش دهید؟
139. آیا شغل فعلی شما، خیلی یکنواخت است؟
140. آیا به آسانی اشک شما جاری می شود؟
141. آیا اغلب در پایان روز ، خیلی احساس خستگی می کنید؟
142. آیا والدین شما اغلب به طور غیر منصفانه ای از شما انتقاد می کنند؟
143. آیا تصور یک زمین لرزه و آتش سوزی موجب ترس شما می شود؟
144. آیا هنگامی که مجبورید به تنهایی در یک مجلس عمومی وارد شوید در حالی که همه در جای خود نشسته اند، احساس شرم و دستپاچگی می کنید؟
145. آیا فکر می کنید که علاقه واقعی اندکی به شغل فعلی تان دارید؟
146. آیا گاهی برایتان مشکل است که بخوابید، ولو این که سر و صدایی مزاحم شما نباشد؟
147. آیا در جایی که اکنون زندگی می کنید، کسی وجود دارد که اصرار داشته باشد از او فرمان برداری کنید، بدون توجه به این که خواسته او عاقلانه باشد؟
148. آیا هرگز داوطلب شده اید که یک مهمانی خسته کننده را روحیه بدهید؟
149. آیا احساس می کنید که مقام بالاتر یا رئیس مستقیمتان در رفتار با شما به عنوان یک کارمند همدردی و تفاهم ندارد؟
150. آیا اغلب حتی هنگامی که با مردم هستید ، احساس تنهایی می کنید؟
151. آیا در نوجوانی ، میل شدیدی به فرار از خانه داشته اید؟
152. آیا زیاد دچار سر درد می شوید؟
153. آیا گاهی احساس کرده اید که کسی شما را با استفاده از هیپنوتیزم وادار به انجام عملی بر خلاف میلتان نماید؟
154. آیا اغلب برایتان مشکل است که در بحث گروهی برای ارائه نظر مناسب فکر کنید؟
155. آیا گاهی احساس می کنید که مسئولان در برابر کوشش های شما مبنی بر انجام دادن وظیفه تان در سطح عالی، حق شناسی واقعی ابراز نمی کنند؟
156. آیا گاهی دچار بیماری مخملک یا دیفتری شده اید؟
157. آیا گاهی احساس می کنید که والدین تان را از خودتان ناامید گرده اید؟
158. آیا در مهمانی ها مسئولیت معرفی اشخاص را بر عهده می گیرید؟
159. آیا تا به جال ترسیده اید که مبادا موقعیت شغلی تان را از دست بدهید؟
160. آیا غالبا دچار افسردگی و غمگینی می شوید؟
فتحی آشتیانی؛ علی و داستانی؛ محبوبه . آزمون های روان شناختی – ارزشیابی شخصیت و سلامت روان . انتشارات بعثت . 1388
سایت روان سنجی :

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

پرسشنامه مهارتهای زندگی

پرسشنامه مهارتهای زندگی
Live Skill Inventory
لطفا میزان برخورداری خود از مهارتهای زندگی را با توجه به مقیاس زیرمشخص نمایید.
1= بسیارکم ... 2= کم ... 3= متوسط ... 4= زیاد ... 5 = بسیار زیاد
آموزش مهارت خودآگاهی
1. آگاهی از نقاط ضعف و قوت خویش
2. آگاهی از حقوق و مسئولیت های خود
3. بیان ارزش های خود
4. اعتماد به نفس
5. داشتن نگرش مثبت به خود
6. داشتن نگرش مثبت به دیگران
7. تشخسص رفتار مناسب زنانه
8. تشخیص رفتارهای مناسب مردانه
9. راهنمایی گرفتن از ارزش های فردی هنگام انجام دادن کارها
10. تشخیص نیازهای روانی
11. لذت بردن از زندگی
داشتن هدف در زندگی
12. برخورد مناسب با ناکامی ها و شکست ها
13. ارزشیابی موثر بودن اعمال خود
14. تشخیص نیازهای جسمانی
15. تشخیص نیازهای روانی
16. پی بردن به اهداف و اهمیت آنها
17. تدوین اهداف کوتاه مدت
18. تدوین اهداف بلند مدت
19. کنار آمدن با تغییرات در زندگی
20. انتخاب اهداف و انتخاب فعالیتها جهت رسیدن به هدف
21. پی بردن به اهداف و اهمیت آنها
مهارتهای مربوط به ارتباط های انسانی
22. ارتباط کلامی موثر
23. ارتباط غیرکلامی موثر
24. ابراز وجود
25. غلبه بر کمرویی
26. گوش دادن فعال
27. درک احساسات دیگران
28. نه گفتن به آنهایی که درخواست های غیرمعقول دارند
29. سوال کردن ( مثلا درباره نا عادلانه بودن قانون)
30. استفاده از روش های مناسب برای برقراری ارتباط
31. انعطاف پذیری و مسئولیت پذیری در برقراری ارتباط
32. احترام به نظرات دیگران
روابط بین فردی
33. همکاری و مشارکت با دیگران
34. دستیابی و نگهداری دوستان
35. برقراری روابط صمیمانه با دیگران
36. بیان واضح و روشن تفکرات و اهداف
روابط بین فردی
37. درک دیگران
38. احترام به افراد، دیدگاه ها ، نژادها، و مذاهب گوناگون
39. تمجید و تحسین کردن دیگران
40. پذیرش تشویق و تحسین از طرف دیگران
41. توانایی ابراز احساسات
42. همدلی با دیگران
43. پذیرش انتقاد از دیگران
44. توانایی انتقاد از دیگران
تصمیم گیری
45. تصمیم گیری فعالانه بر مبنای آگاهی از حقایقی که انتخاب های فردی را تحت تاثیر قرار می دهد.
46. تصمیم گیری بر مبنای ارزیابی دقیق موقعیت ها
47. انتخاب اهداف واقع بینانه
48. برنامه ریزی و پذیرش مسئولیت اعمال خود
49. آمادگی برای تغییر دادن تصمیم ها جهت انتخاب گزینه مناسب
50. به کارگیری معیارهای مرتبط جهت انتخاب گزینه مناسب
51. گردآوری اطلاعات تا حد ممکن در هنگام تصمیم گیری
52. پای بند بودن به اجرای تصمیم و اطمینان به تصمیم های خود
بهداشت و سلامت روانی
53. شناخت هیجان های خود
54. شناخت هیجانهای دیگران
55. مقابله با ناکامی ، غم و ترس
56. کنترل فشارهای روانی
57. کنترل خشم
58. کنار آمدن با موقعیت هایی که قابل تغییر نیستند
59. مقابله با مشکلات ، بدن توسل به سوء مصرف مواد
60. در میان گذاستن ترس ها ، احساسات و مشکلات
61. استفاده از ورزش برای تخلیه تنشهای هیجانی
62. استفاده از موسیقی برای ایجاد ارامش در فرد [خود]
63. توجه به تغذیه مناسب
64. کنترل وزن
65. آراستگی ظاهر خود
66. ایجاد علاقه به شرکت در ورزش های جمعی
67. ایجاد علاقه به ورزشهای انفرادی
68. داشتن عادات خوب غذایی
69. درک اهمیت و ارزش غذای سالم
70. رو به رو شدن با مشکلات دوران بلوغ
71. آگاهی از تاثیر الکل، مواد نیکوتین و ...
72. نیاز به برخورداری از بدن سالم و متوازن
73. پوشیدن لباس مناسب
74. اهمیت به پاکیزگی لباس
75. نشان دادن آگاهی نسبت به بیماری مسری و پیشگیری از آنها
مهارت در حل مساله
76. استفاده از مراحل حل مساله در مواجهه با مشکلات زندگی
77. شناسایی راه حل های گوناگون هنگام مواجهه با مشکل و انتخاب موثر ترین راه حل
78. توانایی مواجهه با مسائل مختلف زندگی
79. آگاهی از چگونگی تفکر واضح و حل مساله در شرایط بحرانی
80. تنظیم وقت و کنترل وقت
81. آشنایی با مراکز و سازمانهایی که به حل مشکلات کمک می کنند.
مهارت مشارکت و همکاری
82. درک و تقبل انواع نقش ها در گروه
83. شناسایی مشترکات بین علائق گوناگون
84. ارائه انواع عقاید رد گروه
85. ارزش گذاری به تفاوتها و تشابهات در بین اعضای گروه
86. جدا کردن نقش گروهی فرد از نقش فردی او
87. برقراری تعادل بین نیازهای گروهی و فردی
88. فعالیت برای دستیابی به هدفهای گروهی
89. شرکت موثر و فعال در تعاملات گروهی
مهارت تفکر خلاق (خلاقیت)
90. یادگیری فعال
91. جستجوی اطلاعات جدید
92. شناسایی راه حل های جدید رد برخورد با مشکلات زندگی
93. تلاش در رفع محدودیت های مربوط به دانش و توانایی خود
94. توجه به دیدگاه های متفاوت
95. ابتکارعمل در زندگی
تفکر انتقادی
96. بررسی دقیق منابع اصلی و عقاید و ارزیابی اعتبار آنها
97. بررسی دقیق موقعیت ها با سوال کردن
98. مشاهده موقعیتها از دیدگاه های مختلف و ارزیابی دلایل و شواهد آنها
99. دقیق بودن درتفکر ( نسبت به مسائل ، دید وسیع و دقیقی دارد)
100. اشراف به این مساله که دیگران همیشه درست نمی گویند
101. علاوه بر توجه به کل موضوع ، به جزییات نیز توجه دارد
102. تشخیص درست از نادرست
103. ذهن باز داشتن( با ذهن باز و متفکرانه نسبت به مسائل اظهار نظر می کند)
104. توانایی استدلال
105. اطلاع از چگونگی دسترسی به اطلاعات
106. تشخیص تاثیر اعمال خود بر روی خود، خانواده  و جامعه
107. استفاده از استراتژی های مناسب برای حل اختلاف
108. پایبندی به قانون و نظم
109. پایبندی به ارزهای مورد قبول جامعه
درک اصول ازادی، عدالت و تساوی
110. آگاهی از این اصل که همه مردم ذاتا دارای ارزش هستند
111. نشان دادن علاقه به منزلت و حقوق انسانی
112. احترام گذاردن به حقوق و منافع فردی و اجتماعی و حمایت از آن
113. رعایت عدالت و حمایت از آن
114. احترام به تساوی و حقوق اساسی افراد
شرکت در فعالیت هایی که منافع را بهبود می بخشند
115. درک و آگاهی از نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه
116. تشخیص نیازهای جامعه و تلاش برای برآورده کردن آن
117. اهمیت دادن به نقش کار در پیشرفت جامعه
118. شرکت در انتخابات
119. آشنایی با نهادهای اجتماعی
120. آشنایی با احزاب سیاسی
نشان دادن رفتارهای اجتماعی
121. آگاهی های مربوط به ترافیک
122. آگاهی های مربوط به امنیت
123. رعایت نوبت هنگام سوار شدن به وسیله نقلیه
124. استفاده صحیح از وسایل حمل و نقل و مسافرت به طور مستقل
125. نشان دادن رفتار درست و آداب مناسب اجتماعی در مکان های عمومی
شهروند جهانی شدن
126. فهم و قدردانی از تعامل فرهنگی
127. تلاش برای صلح
128. آشنایی با حقوق بشر
129. برقراری ارتباط با مردمان جوامع دیگر
130. اهمیت دادن و احترام گذاردن به ارزشهای زیربنایی قوانین بین الملل
مهارتهای حرفه ای
131. شناخت مشاغل و حرف [ حرفه های] گوناگون
132. طرح ریزی برای انتخاب شغل
133. نشان دادن عادات و رفتارهای مناسب حرفه ای
مهارت های مربوط به رعایت و به کارگیری نکات ایمنی
134. ...
135. ...
136. چگونگی مقابله با حوادثی مانند آتش سوزی و زلزله
137. آشنایی با کمک های اولیه
138. تشخیص علائم ایمنی
139. مهاراتهای استفاده از فن آوری اطلاعات
نحوه گردآوری اطلاعات
140. استفاده از اینترنت و کامپیوتر
141. شیوه های مطالعه
142. نحوه سازمان دهی اطلاعات
143. برنامه ریزی مقدماتی با رایانه
144. نقش فن آوری اطلاعات در افزایش و غنی سازی یادگیری در حوزه های گوناگون درسی
 
ساعتچی. محمود ، کامکاری. کامبیز، عسکریان. مهناز . آزمونهای روان شناختی . نشر ویرایش .

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

پرسشنامه خلق و خوی [اجتماعی]

پرسشنامه خلق و خوی [اجتماعی]
Sociability and Activity and Emotionality Scale (EASS). By Arnold Buss & Robert Plomin.
به هر عبارت امتیازی از 1 تا 5 تعلق می گیرد، 1 برای عباراتی که با ویژگی های شما هماهنگ نیست و 5 برای عباراتی که کاملا با ویژگی های شما مطابق است .
1.        من دوست دارم با مردم باشم.
 5 4 3 2 1
2.        معمولا به نظر می رسد که من عجله دارم.
 5 4 3 2 1
3.        من به راحتی می ترسم.
 5 4 3 2 1
4.        من غالبا اندوهگین می شوم.
 5 4 3 2 1
5.        وقتی من ناراحت هستم ، اجازه می دهم مردم فورا آن را بدانند.
 5 4 3 2 1
6.        من قدری تنها هستم.
 5 4 3 2 1
7.        من دوست دارم همیشه مشغول باشم.
 5 4 3 2 1
8.        من به عنوان فردی خونگرم شناخته شده ام.
 5 4 3 2 1
9.        من اغلب احساس نا امیدی می کنم.
 5 4 3 2 1
10.    زندگی من سریع می گذرد.
 5 4 3 2 1
11.    رویدادهای هر روز، مرا به زحمت می اندازد و ناراحت می کند.
 5 4 3 2 1
12.    من اغلب احساس عدم امنیت می کنم.
 5 4 3 2 1
13.    چیزهای زیادی وجود دارد که مرا آزار می دهد.
 5 4 3 2 1
14.    وقتی می ترسم ، وحشت می کنم .
 5 4 3 2 1
15.    من ترجیح می دهم با دیگران کارکنم تا این که تنها باشم.
 5 4 3 2 1
16.    من از لحاظ هیجانی زود ناراحت می شوم.
 5 4 3 2 1
17.    من اغلب احساس می کنم از انرژی زیاد منفجر می شوم.
 5 4 3 2 1
18.    خیلی طول می کشد تا من عصبانی شوم.
 5 4 3 2 1
19.    من نسبت به همسالانم کمتر می ترسم.
 5 4 3 2 1
20.    من فهمیدم که مردم بیش از هر چیز دیگری تحریک کننده هستند.
 5 4 3 2 1
 
برانیگان، گری جی. آزمون روان شناسی : فعالیت های کاربردی یادگیری . ترجمه فریده نبوی آل آقا . انتشارات امیر کبیر

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

آيا هميشه با افزايش حجم نمونه دقت پژوهش بالا مي رود

يكي از مسايلي كه پژوهشگران با آن مواجهند حجم نمونه است. علاوه بر اين كه حجم نمونه به عوامل بسيار زيادي مرتبط است، اين سوال مطرح مي شود كه آيا اين قانون كه "هر چه حجم نمونه بيشتر باشد بهتر است"  درست است يا خير؟

حجم نمونه براي بدست آوردن فاصله ي اطمينان مناسب بايد افزايش پيدا كند. بيشتر افراد فكر مي كنند كه رابطه ي بين حجم نمونه و فاصله ي اطمينان تكنوا است يعني با افزايش حجم نمونه خطاي برآورد كمتر شده و فاصله ي اطمينان كوچكتر و دقيق تر مي شود. اما اين موضوع از لحاظ نظري در مورد توزيع نرمال صادق است و در توزيعات ديگر اين گونه نيست. علاوه بر اين كه پژوهش ها تجربي نشان مي دهند رابطه براي توزيعات دوجمله اي و پواسون و فوق هندسي تكنوا نيست و با افزايش حجم نمونه بالا و پايين مي رود. فراموش نشود كه توزيع نرمال تقريبي از توزيع دو جمله اي است بنابراين از يك حد خاص اين موضوع در مورد توزيع نرمال نيز مي تواند صادق باشد. از يك حجم خاص به بالا افزايش حجم نمونه تاثير چنداني در فاصله ي اطمينان ندارد و قابل اغماض است.

+ نوشته شده در  شنبه 19 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

lهم خطی چندگانه

بسم الله الرحمن الرحیم

هم خطی چندگانه

در تمام فنون چندگانه مفرضه ای مورد نظر است که متاسفانه از دید پژوهشگران مورد غفلت واقع شده است و در بررسی پیش فرض های روش های چندگانه یا همان چند متغییری کمتر مورد توجه بوده است. متغیرهای پیش بین و یا متغییرهای کواریانس نباید همبستگی بالایی با یکدیگر داشته باشند. وجود همبستگی های بالا به این معنی است که متغییرهای دارای همبستگی بالا یا به تعبیر دیگر متغییرهای دارای هم خطی چندگانه واریانس مشابهی را در Y  تبیین می کنند. این امر در رگرسیون چندگانه از طریق آماره ای به نام تولرانس یا تحمل سنجیده می شود. تولرانس یک متغییر پیش بین از طریق انجام تحلیل رگرسیون در حالتی که متغییرهای دیگر به آن برگشت داده می شوند محاسبه می شود. این مشخصه نشان می دهد که آن متغییر تا چه حد می تواند توسط سایر متغییرهای پیش بین موجود در الگو پیش بینی شود. هر چه تولرانس بالاتر باشد نشان می دهد که میزان هم پوشی با سایر متغییرهای پیش بین کمتر است. 

یکی دیگر از مشکلات موجود در هم خطی چندگانه این است که همبستگی بالای متغییرهای پیش بین با یکدیگر خطای استاندار ضرایب آنها را متورم می سازد. یعنی مقادیر آن متغییرها احتمالا در جریان تکرار 

پژوهش نوسان خواهد داشت. این مساله به عامل تورم واریانس که به صورت VIF نیز نشان داده می شود مشهور است و از طریق 1تقسیم بر R2-1محاسبه می شود. بنابراین از مقادیر بزرگ باید اجتناب شود. مثلا باید از مقادیر بزرگتر از 10 اجتناب شود. 

سه روش معمول در مواجهه با همبستگی های بالای متغییرهای پیش بین وجود دارد. اول خارج کردن یکی از آنها از معادله. دوم ترکیب آنها با یکدیگر و سوم استفاده از روشی به نام روش رگرسیون کمکی یا همان رگرسیون RIDGE.


+ نوشته شده در  جمعه 18 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

برابرسازی واژگان برای کاربرد در ترجمه


یکی از مهمترین منابعی که منجر به از بین رفتن زبان و فراموشی ذخایر کلامی یک فرهنگ می شود علم وارداتی است که به خاطر برچسب علم داشتن مانع انتقادات می شود و از طرفی به اشتباه از سوی عوام و گاهی خواص به عنوان یک برتری اجتماعی تلقی می شود. ترجمه ی آثار و منابع علمی یکی از شاهراه های ورود واژگان بیگانه است. به همین دلیل بعضی فهرستی از واژگان مرسوم و واژگان برابر شده ی زبان فارسی آن در زیر بیان می شود تا دانشجویان سنجش و اندازه گیری نقشی اندک در نگهداشت زبان پارسی داشته باشند.ابتدا : نخست ابتدایی ترین : ساده ترین  ابتلاء : دچاری ابتکار : نوآوری ابدیت : همیشگی ابن سینا : پور سینا اتباع : شهروندان اتحاد : همبستگی اتفاق افتاد : رخ داد اتفاق افتادن : رخ دادن اتفاقات : رویدادها اتوماتیک : خودکار اتومبیل : خودرو اتومبیل : خودرو اجتناب : دوری اجتناب ناپذیر : پیشگیری ناپذیر اجرت : دستمزد اجناس : کالاها اجیر : مزدور احترام : ارج احتمالاً : شاید - چه بسا احتیاج : نیاز احتیاط : پروا احدی : هیچکسی احسان : نکویی احسنت، براوو یا باریکلا : آفرین احضار کردن : فراخواندن احیاناً : شاید اخاذی : زورگیری اخبار : تازه ها اختراع : نوآوری اختلاط : درهمی اختناق : خفقان - خفگی - فشار - تنگنا اخذ : دریافت اخطار : هشدار اخلاف : جانشینان اخوت : برادری اخوی : برادر اخيرالتأسيس : نوبنیاد - نوساز اخیرا : به تازگی ادوار : دوره ها اذان : بانگ نماز اذیت : آزار ارائه طریق کردن : پیشنهاد کردن ارائه کرد : رو کرد اراضی : زمین ها ارامنه : ارمنیان اربعین : چله ارتجاع : واپسگرایی ارتعاش : لزرش ارتفاع : بلندی ارزاق : خواروبار ارسال کردن : فرستادن ارشد : بزرگتر ارفاق : آسانگیری ارکان : پایه ها ارکستر : همنوازی اریکه : تخت اریکه فرمانروایی : تخت فرمانروایی ارگانیسم : اندامگان از اوایل : از آغاز از این جهت : از این رو از این طریق : از این روش از این قبیل : از این دست از این نظر : از این رو از آن جمله : از آن میان از آن روز به بعد : پس از آن روز از بین بردن : از میان بردن از جانب : از سوی از جمله : از دسته - از آنگونه از حیث : از دید از طرف دیگر : از سوی دیگر از طریق : از راه از قدیم : از دیر باز ازدواج : زناشویی اساس : بنیاد اساسنامه : بنیادنامه اساسی : بنیادی - بنیادین اسبق : پیشین اسپری : افشانه استبداد : تکسالاری - خوکامگی استحصال : برداشت استحضار : آگاهی استحقاق : شایستگی - سزاواری استحمام : خودشویی استحکامات : سنگربندی ها استدعا می کنم : خواهش می کنم ، درخواست می کنم استراتژی : راهبرد استراتژیک : راهبردی استراحت کردن : آسودن - درازکشیدن استراق سمع : شنود استرداد : واپسداد استشمام : بو کردن- بوییدن استشهاد : گواهی استعفا : کناره گیری استعمال : کاربرد استفاده از : به کارگیری استفاده : کاربرد استقامت : پایداری استقبال : پیشباز استقرار : برپایی استقلال : خودسالاری استمرار : ادامه - پیوستگی استناد : گواهمندی استنباط : برداشت استهزاء : ریشخند استهلاک : فرسایش استیجاری : کرایه ای استیضاح : بازخواست استیضاح : بازخواست استیلاء : چیرگی اسرار : رازها اسراف : ریخت و پاش اسطوره : افسانه اسقاطی : ناکارآمد اسلاف : پیشینیان - گذشتگان اسلحه : جنگ افزار اسم : نام اسهال : شکم‌روش اسکله : بارانداز اسیر : برده - دستگیر اشاعه : گسترش اشتباها ً : ندانسته اشتغال : کارگماری اشرار : آشوبگران اشراف : بزرگان-بزرگواران اشعار : سروده ها اشکال : خرده اصحاب : یاران اصرار : پافشاری اصطلاحات : واژگان اصطکاک : سایش اصفهان : اسپهان - اسپاهان اصل : ریشه-بن-بیخ اصولی : بنیادی - بنیادین اصیل : ریشه دار اضافه کردن : افزودن اضطراب : پریشانی اضمحلال : نابودی اطاعت : پیروی - فرمانبرداری اطاعت می شود : به روی چشم اطاق : اتاق اطراف : گوشه ‎ها-کناره ‎ ها اطرافیان : خویشان - نزدیکان اطریش : اتریش اطلاع : آگاهی اطلاع ثانوی : آگهی پس از این اظهار داشت : بازگو کرد اظهار نظر : بازگویی دیدگاه اعتبارنامه : استوارنامه اعتدال : میانه روی اعتصاب غذا: گرسنه‌نشینی (رایج در فارسی دری) اعتقادات : باورها اعتماد به نفس : خودباوری اعتماد متقابل : همباوری اعجاب انگیز : شگفت انگیز اعدام کردن : سر به نیست کردن اعراب (عرب ها) : تازیان اعزام : گسیل اعلام کردن : آگاه کردن اعلان : آگهی اعیاد : جشن ها اغتشاش : آشفتگی اغلب : بیشتر افتتاح : گشایش افتخار : سربلندی افتضاح : رسوایی افراد : کسان افرادیکه : کسانیکه افراط : زیاده روی افسوس : دریغا افقی : ستانی اقامت : ماندن اقبال : بخت اقتباس از ... : برگرفته از ... اقدام نمودن : دست زدن اقصی نقاط دنیا : سرتاسر جهان اقلام : نمونه ها اقلیت : کمتری الان : اکنون البسه : پوشاک الحاق : پیوست الی یا لغایت : تا اما : ولی امام : پیشوا امام جماعت : پیشنماز امتحان : آزمون امتحان کردن : آزمودن - آزمایش کردن امتداد : راستا امتناع : خودداری - پرهیز امتناع کردن : خودداری کردن امثال : همانند امداد : یاری رسانی امدادگر : یاری رسان امر : فرمایش امرار معاش : گذران زندگی امرتان چیست؟ : فرمایشتان چیست؟ امریه : فرمان نامه امکان پذیر : شدنی انبیاء : پیامبران-پیغمبران انتخاب : گزینش انتخابات : گزیدمان انتصاب : گماشتن-گمایش انتظار : چشمداشت انتظار داشتن : چشم داشتن انتظار می رود : پیش بینی می شود انتقاد کردن : خرده گیری - خرده گرفتن انتقام : تلافی - کینخواهی انجماد : یخ زدن انحاء : روش ها انحراف : لغزش انحرافات : کژی ها انزوا : گوشه گیری انسجام : هماهنگی انشاء الله : به امید خدا، بنامیزَد (رایج در قدیم) انصراف دادن : کناره گیری کرد انعطاف : نرمش انعقاد خون : لختگی خون انعکاس : بازتاب انفجار : پکیدن - پکش انفرادی : تنهایی انفصال : جدایی انهار : رودها انهدام : نابودی انواع : گونه ها اهالی بوشهر : مردمان بوشهر اهتمام : کوشش اهدا کردن : پیشکش کردن اواسط : میانه ها اوباش : ناکس اول : نخست اولا : نخست، یکم اینکه اولاد : فرزندان اولویت : نخستینگی اولین : نخستین اکاذیب : دروغ ها اکتفاء : بسنده اکتفاء کردن : بسنده کردن اکثر قریب اتفاق : بیشتر اکثرا : بیشتر اکثریت : بیشتری ایاب و ذهاب : رفت و آمد ایالت : استان - فرمانروایی ایام : روزها ایجاد اشتغال : کارآفرینی ایجاد : برپایی ایجاد شده : برپاشده ایجاد کردن : پدید آوردن ایده آل : آرمانی ایده آلیست (فرانسوی) : آرمان گرا ایده آلیسم : آرمان گرایی ایرانی الاصل : ایرانی تبار ایرانیت : ایرانی گری ایمان : باور - باورداشت این طور : اینگونه ایندکس : نمایه آباژور : نورتاب، فروتاب آخر الامر : سرانجام آخر : پایان آخرت : رستاخیز آخرین : واپسین آرشیو : بایگانی آزمایشات : آزمایش ها آس : تکخال آسانسور : بالابر آل بویه : خاندان بویه، بوئیان آلت قتاله : کُشت‌افزار آن را باطل کردم : آن را تباه کردم آنطور : آنگونه آنوقت : آنگاه با اصل و نسب : با ریشه با تشکر : با سپاس با تقوی : پرهیزگار با تمام : با همه با عقاید مختلف : با باورهای گوناگون با قابلیت : با توانایی با لیاقتی : شایستگی باجناق : همریش بارز : آشکار - پدیدار باطل : نادرست - تباه باطنی : درونی باعث : مایه باعث عبرت دیگران : مایه پند دیگران باقیمانده : مانده بالاجبار : به ناچار بالاخره : سرانجام بالاخص : به ویژه بالعکس : وارون بالقوه : نهفته - خفته بالکن : ایوان باکره (بانوان) : دوشیزه بحبحه : هنگامه بحث و تبادل نظر : گفتمان بحر خزر : دریای مازندران بحران : چالش بخیل : چشم تنگ بد جنس : بد نهاد بدعت : نوآوری بدن : تن بدو : آغاز بدون شک : بی گمان بدون فوت وقت : بی درنگ بدیل : همتا بدین طریق : بدین روش بذر پاشیدن : تخم پاشیدن بذله گو : شوخ بر اساس : بر پایه بر عهده : بر دوش بر مبنای : بر پایه براق : درخشان برای مثال : برای نمونه برخی مواقع : گاهی برعکس : وارونه برقرار : پایدار - استوار - برپا برودت : سرما برودتی : سرمایشی برکه : آبگیر بزاق : آب دهن بسط دادن : باز کردن : اندکی سخن را باز کنید بسط : گسترش بسمه تعالی : به نام خدا بسهولت : به آسانی بشارت دادن : مژده دادن بشاش : خندان بشر : آدمی بصیرت : بینش بعد : پس بعدها : در آینده بعضا : گاهی بعضی اوقات : هر از چند گاهی بعضی : برخی بعضی مواقع : گاهی بعضی وقتها : گاهی بعید : دور بلاتکلیف : بی برنامه بلاتکلیفی : بی برنامگی بلاغت : شیوایی بلافاصله : بی درنگ بنیان : بنیاد بنیانگذار : بنیادگذار به اتفاق : همراه به احتمال زیاد : به گمان بسیار به این ترتیب : بدین سان به تدریج : کم کم به تفصیل : به گستردگی به حق : به سزا به خصوص : به ویژه به زعم : به باور به سرعت : با شتاب به طور قطع : بی گمان به ظن من : به گمان من به عبارتی : به گفته ای به علاوه : افزون بر آن به غیر از اینکه : جدا از اینکه به قول : به گفته به لحاظ : از دید به مثابه : به مانند به منظور : برای به موازات : همراستا به نحو : به گونه به نحوی : به گونه ای به هر حال : به هر روی به هر صورت : به هر روی به همین خاطر : از این رو به همین دلیل : از این روی به هیچ عنوان : به هیچ روی به واقع : به راستی به وجود آوردن : پدید آوردن به وجود آورنده : پدیدآورنده به وسیله : بدست به وضوح : به روشنی به وفور : فراوان به وقوع پیوست : رخ داد به کرات : بارها بهت : گیجی بوران : برفباد بولتن : گزارشنامه بوکس : مشتزنی بکر : دست نخورده بی احتیاط : بی پروا بی احساس : سنگدل بی اصل : بی ریشه بی اصل و نسب : بی ریشه بی اعتبار : بی ارزش بی اعتقاد : ناباور بی اعتقادی : ناباوری بی اعتنا : رویگردان بی اعتنایی : رویگردانی بی انتها : بی پایان بی انضباطی : نا به سامانی بی بدیل : بی همتا بی بضاعت : تهیدست بی تامل : بی درنگ بی تدبیر : نابخرد بی تدبیری : نابخردی بی ترتیب : درهم بی تردید : بی گمان بی تردید : بی گمان بی توجه : بی پروا بی جرات : بزدل بی جواب : بی پاسخ بی حد و حصر : بی اندازه بی حساب : بیشمار بی حواس : پریشان بی حوصلگی : بی تابی بی حوصله : بی تاب بی خبر : سرزده - ناآگاه بی خبر : ناآگاه بی خبری : ناآگاهی بی رحم : سنگدل بی رقیب : بی مانند بی روح : بی جان بی سلیقگی : بدپسندی بی سلیقه : بدپسند بی شباهت : ناهمانند بی شعور : نادان بی شک : بی گمان بی صبر : ناشکیبا بی صبری : ناشکیبایی بی عدالتی : بی دادگری بی فایده : بیهوده بی قرار : بی تاب بی قراری : بی تابی بی لیاقتی : ناشایستگی بی نظمی : نا به سامانی بی نظیر : بی همتا - بی مانند بی کفایتی : ناشایستگی بیان کردن : بازگو کردن بیش از حد : بیش از اندازه بیعانه : پیش پرداخت بین المللی : جهانی - فرامرزی بین النهرین : میانرودان بین : میان بینهایت : بیکران بیوگرافی : زندگینامه - سرگذشت پاراگراف (لاتین) : بند پارتیشن : دیوارک پارکینگ : خودروگاه پاساژ (فرانسوی) : تیمچه پاسپورت : گذرنامه پانسمان : زخم‌بندی پاورقی : پانویس پر تعداد : پرشمار پرتحمل : پرتاب پرتعداد : پرشمار پرثمر : پربار پرنس : شاهزاده پرنسس : شاهدخت پروژکتور : نورافکن پروسه : فرآیند پستچی : نامه رسان پلیس : شهربانی پمپ : مکنده پیش شرط : پیش نیاز تا به حال : تاکنون تا حالا : تاکنون تا حدودی : تا اندازه ای تا حدی : تا اندازه ای تابعیت ایران : شهروندی ایران تاثرآور : دلخراش تاثیر : کارایی تاثیر گذار : کارساز تاجر : بازرگان تاخیر : دیرکرد تارک دنیا : جهان‌رها تاسف بار : اندوه بار تاسف : افسوس تاسیس : راه اندازی تاسیس کردن : پایه گزاری کردن تالم : اندوه تامل : درنگ تاکید : پافشاری تاکید کرد : پافشاری کرد تألیف شده : نوشته شده تبادل نظر : گفتگو - گفتمان تبحر : چیرگی تبریزی الاصل : تبریزی تبار تبریک : شادباش- شاباش تبسم : لبخند تبعات : پیامدها تبعه ایران : شهروند ایران تبعیت : پیروی تبعیت کردن : پیروی کردن تجار : بازرگانان تجارت : بازرگانی تجاری : بازرگانی تجانس : همگنی تجاوز : دست درازی تجدید نظر : بازنگری تجربه کردن : آزمودن تجزیه طلب : جدایی خواه تجزیه و تحلیل : موشکافی تجمع : گردهمایی تجمع کنندگان : گردآمدگان تجهیزات : ساز و برگ تحت اللفظی : واژه به واژه تحت فشار : زیر فشار تحت لوای : زیر درفش تحتانی : زیرین تحرک : جنبش تحریک کننده : برانگیزاننده تحسین برانگیز : آفرین انگیز تحصن : بست تحصن کردن : بست نشستن تحصنگاه : بستگاه تحقیر : خوارداشت تحقیق : پژوهش تحقیقاتی : پژوهشی تحمل : بردباری تحمل نمی کند : برنمی تابد تحمل کرد : تاب آورد تحول : دگرگونی تحولات : دگرگونی ها تخریب : ویرانی تخصص داشتن : سررشته داشتن - کاردان بودن تخطی : لغزش تخلیه : تهی سازی تخمین : برآورد تخیل : پنداشت - پندار تداوم : ادامه تدبیر : راهکار تدریجا : کم کم تدوین : گردآوری تذکر : یادآوری - گوشزد تراس : ایوان ترافیک : شدامد تربیت : پرورش تربیت کردن : پرورش دادن ترجمه : برگردان تردد : آمدوشد تردید : دودلی - گمان ترشح : تراوش ترغیب کند : وا دارد ترقی : پیشرفت ترمینال : پایانه ترویج : گسترش تسامح : رواداری تساوی : برابری تسبیح : دستگرد تست : آزمایش تسطیح : هموارسازی تسلسل : زنجیرواری تسلط : چیرگی تسلیحاتی : جنگ افزاری تسکین : آرامش تشریح : کالبدشناسی تشریفات : آیین ها تشویق : دلگرمی تشکر : سپاسگزاری تصادف : برخورد تصادم : برخورد تصحیح کردن : درست کردن تصدیق (رانندگی) : گواهینامه (رانندگی) تصفیه : پالایش تصور : انگاشت - انگار تصور کردن : گمان کردن - پنداشتن تظاهرات : راهپیمایی تظاهر : خودنمایی تعادل : ترازمندی تعجب : شگفتی تعجب ‎آور : شگفتی آور تعجیل : شتاب کردن تعداد : شمار تعداد محدودی : شمار اندکی تعدادی : شماری - چندی تعرض : درازدستی تعقیب : پیگیری - دنبال تعلق خاطر : وابستگی تعلیم : آموزش تعهدنامه : پیمان نامه تعویض : جایگزینی -جا: ی تغییر کرد : دگرگون شد تغییرات : دگرگونی ها تفتیش : بازجویی تفحص : پیکاوی تفحص : پیکاوی تفرجگاه : گردشگاه تفریق : کاهش تفنگچی : تفنگدار تفویض : سپردن تفکیک : جداسازی تقاضا : درخواست تقاطع : برشگاه تقبل کردن : پذیرا شدن تقدم : پیشینگی تقدیر یا قسمت : سرنوشت تقدیم کردن : پیش کش کردن تقرب : نزدیکی تقریبا 50 عدد : � نزدیک 50 تا - کم و بیش 50 تا تقریبا : کم وبیش-نزدیک به تقسیم : بخش تقلب : دغلی تقلید : دنباله روی تقلیل : کاهش تقلیل دادن : کاستن تقوی : پرهیزگاری - پرهیز تقویم : سالنامه تلف کردن : هدر دادن تلفیقی : آمیزه ای تلویحاً : سربسته تمام امور : همه کارها تمام شده : پایان یافته تمامی : همگی تمامیت ارضی : یکپارچگی کشوری تمایل : گرایش تمایلات : گرایش ها تمثال : پیکر - تندیس تمدن : شهریگری تمرد : سرکشی تمساح : سوسمار تملق : چاپلوسی تمنا : خواهش تمنا می کنم : خواهش می کنم تمول : توانگری تنفر : کینه تهدید : ترسانیدن تهمت : انگ تواتر : بسامد تواضع : فروتنی توالت : دستشویی - آبخانه - دست به آب توأم : همراه توبیخ : نکوهش - سرزنش توجه : پروا توحید : یکتاپرستی توریست : گردشگر توریسم : گردشگری توزیع : پخش توسط : بدست توسعه : گسترش توصیه : پیشنهاد - رهنمود توضیح المسائل : روشنگرنامه توضیح : روشنگری توطئه : نیرنگ توقع : چشمداشت توقیف : بازداشت توقیف : بازداشت تولد : زایش تولید : فرآوری تونل : دالان - دالانه توکل به خدا : به امید خدا تکذیب کردن : دروغ شمردن تکریم : بزرگداشت تکنولوژی : فناوری تکنیک (اروپایی) : شگرد ثالثاً : سوم (اینکه) ثانیاً : دوم (اینکه) ثبت نام : نام نویسی ثبت نام کردم : نام نویسی کردم ثروت : دارایی ثقیل : سنگین ثلاثه : سه گانه جاده مواصلاتی : راه دسترسی جاذبه : کشش جاعل : برساز جاعلین : برسازها جالب : نغز - دلنشین - دلچسب جالب توجه : نگریستنی جامع : فراگیر جانبی : پهلویی جاهل : نادان جایزه : پاداش جبار : ستمکار - ستمگر جثه : تنه جدار : پوسته جدال : کشمکش جدیدا : به تازگی جدیدالانتشار : تازه چاپ جدیدالتاسیس : نوساز-تازه ساز جدیدترین : تازه ترین جذاب : گیرا جذابیت : گیرایی - گیرایش جذب دانشجو : پذیرش دانشجو جراید : روزنامه ها جرأت : یارا جرثقیل : گرانکش جرح : زخم جرم : بزه جریمه : تاوان جزء به جزء : مو به مو جزایی : کیفری جزیره : آبخوست (abxast) جزیی از آن : پاره ای از آن جسد : پیکر جسور : بی باک - دلیر جعل : برساخت جعلی : برساخته - ساختگی جعلی : دروغین جغرافیا : گیتاشناسی جلاد : دژخیم جلال و جبروت : فر و شکوه جلسات : نشست ها جلسه : نشست جلسه کارمندان : نشست کارمندان جلوس کردن : نشستن جمع آوری : گردآوری جمعاً : رویهمرفته جمعه : آدینه جمعی : گروهی جنس : کالا جنوب : نیمروز جهل : نادانی جهنم : دوزخ جواب : پاسخ جوا:  : پاسخگو جوار : همسایگی جواز : پروانه جک (در خودرو) : خرک چارت : نمودار چرا زحمت کشیدید؟ : چرا رنجه فرمودید؟ چراغ قوه : چراغ دستی چطور : چگونه چه طوری؟ : چگونه؟ حائز : دارای حادثه : پیشامد حاذق : زبردست حاصل از : برآمده از حاضر : آماده حال که : اکنون که : حالا : اکنون حامله : آبستن - باردار حامی : پشتیبان حامیان : پیروان حاوی : در بر گیرنده حبس : زندان حتماً : بی گمان : حد : مرز - کران حداقل : کمینه - دست کم حداکثر : بیشینه حدس : گمان حدس می زنم : گمان می کنم حدود : نزدیک حدی ندارد از ... : مرزی ندارد از ... حرارت : گرما حرارتی : گرمایشی حراست : نگهبانی حرام : ناروا حرف "سین" : بندواژه "سین" حرف (الفبا) : بندواژه حرف بی ربط : سخن نادرست حرف زدن : سخن گفتن حرفه ای : چیره دست حرفه : پیشه حرم سرا : پرده سرا حرکت : جنبش حرکت کن : بجنب حریف : هم آورد حزب : باهماد حزن انگیز : اندوهبار حزن : اندوه حساب شده : سنجیده حسابگر : دوراندیش حساس : دلنازک حسب الامر : به دستور حسنه : نیک - نیکو حسود : چشم تنگ حصار : دیوار - بارو حفاظت : نگهداری حفره : سوراخ حفظ کردن (نوشته) : از بر کردن حق التحقیق : پژوهانه حق التدریس : آموزانه حق الزحمه : دستمزد حق السکوت : خموشانه حقارت : خواری حقوق بگیر : مزدبگیر حقوق(پول دریافتی) : دستمزد - کارانه حقیر : کوچک حقیر شد : کوچک شد حقیقت : راستی - درستی حلق : گلو حلقوم : خرخره - خشک نای حلقوی : گرد حماسی : پهلوانی حماقت : سبک مغزی حمال : باربر- بارکش حمام : گرمابه حمایت : پشتیبانی حمل و نقل : ترابری حمله : تاختن - تازش حنجره : خشکنای حوالی : گرداگرد-نزدیکیها حوزه : دامنه - پهنه - گستره حوزه خلیج فارس : گرداگرد خلیج فارس حول و حوش : دور و بر حکایت : سرگذشت یا داستان حکم : دستور حکمیت : داوری حیات : زندگی حیثیت : آبرو حیرت انگیز : شگفت انگیز حیرت آور : شگفت انگیز حیرت زده : شگفت زده حیطه : گستره حیف که : افسوس که حیله گر : فریبکار حیله، مکر : نیرنگ - شیله (شیله پیله) حیوان : جانور - جاندار خاتمه، انتها یا منتهی : پایان - ته خادم : پیشکار خارج از کشور : بیرون از کشور خارج : بیرون خارجی : بیگانه خارق العاده : شگفت انگیز خازن : انباره خاص : ویژه خاص : ویژه خاصیت : ویژگی خاطر نشان : یادآوری خاطرخواه : دلباخته خاطره : یادبود خالص : ناب-سره( sare ) خالصانه : بی آلایش خالق : آفریننده خانم : بانو خباثت : پلیدی - ناپاکی خبر : تازه خبرنگار : گزارشگر خبره : کارشناس خبیث : پلید - ناپاک خجالت آور : شرم آور خجالت : شرمساری خجالت می کشم : شرم دارم خجول : شرمسار خدا رحمتش کند : خدا بیامرزدش خداحافظ : خدانگهدار یا بدرود خدای واحد : خدای یکتا خدشه : خراش خراب : ویران خرابه : ویرانه خرابی : ویرانی خراج : باژ (همان باج است) خرج : هزینه خروج : برونرفت خزانه : گنجینه خسارت : زیان خسوف : ماه گرفتگی خسیس : کنس ( kenes) خصوصا : به ویژه خصوصیت : ویژگی خصومت : دشمنی خضوع : فروتنی - افتادگی خط آهن : راه آهن خط مشی : راه و روش خطاط : خوشنویس خطاطی : خوشنویسی خطی : دست نویس خطیب : سخنران خلاص : رها خلاصه : چکیده خلاصی : رهایی خلافکار : تبهکار خلف وعده : پیمان شکنی خلقت : آفرینش خلقت : آفرینش خلوص : نابی - سرگی خلیج : کنداب خلیج فارس : کنداب پارس (Kand AB) خلیفه : جانشین خمس : پنج یک خنجر : دشنه خواص : ویژگان خودرو کروکی : خودرو روباز خودمختار : خودگردان خوشحال : دلشاد خوف برداشتن : ترسیدن خوف : ترس خوفناک : ترسناک خیاط : جامه دوز خیال : گمان خیال کردم : گمان کردم-پنداشتم خیرمقدم : خوش آمد دائرة المعارف : دانشنامه دائم الخمر : میخواره دائم : همیشه - همش دائمی : همیشگی داخل : تو یا درون داخل کشور : درون کشور داخلی : درونی دب اصغر : خرس کوچک دب اکبر : خرس بزرگ در ارتباط با : درباره در اسرع وقت : هرچه زودتر در انظار عمومی : پیش دیده همگان در این ارتباط : در این باره در این خصوص : در این باره در این مورد : در این راستا - در این باره در آخر : در پایان در باب : درباره در حال توسعه : رو به پیشرفت در حال حاضر : هم اکنون در حال رشد : رو به پیشرفت در حقیقت : به راستی در خصوص : درباره در رابطه با : درباره در رأس : در بالای در صورتی که : چنانچه در ضمن : همچنین - وانگهی در عوض : در برابر در عین حال : در همان سان در غیر اینصورت : وگرنه در قدیم : پیشتر ها در مجموع : رویهمرفته در محذور : در تنگنا در مقابل : در برابر در نتیجه : برآیند اینکه در نظر گرفتن : به دیده داشتن در نهایت : در پایان در هر حال : به هر روی در واقع : به راستی در کل : رویهمرفته درس اول : آموزه نخست درس : آموزه درمورد : درباره درک کردن : پی بردن دست آخر : در پایان دستجرد : دستگرد دسته جمعی : گروهی دستور جلسه : دستور نشست دستور قتل : دستور کشتن دستورالعمل : دستورکار دعا : نیایش دعا می کنم : نیایش می کنم دعوت کردن : فراخواندن دعوتنامه : فراخوانه دعوی کرد : کتک کاری کرد دفاع : پدافند دفتر خاطرات : دفتر یادبود دفن کردن : خاکسپاری دقیق : ریزبین دلایل : انگیزه ها دلیل : انگیزه دموکراتیک : مردسالارانه دموکراسی (اروپایی) : مردمسالاری دموکراسی : مردمسالاری دمکرات : مردمسالار دنیا : گیتی - جهان دور باطل : دور تباه دکوراسیون منزل : خانه آرایی دیاگرام : نمودار دیه : خونبها دیکتاتور : خودکامه ذاتی : خدادادی ذخیره : اندوخته ذره : خرده ذلت : خواری ذکر کردن : یادکردن ذکور : مردها ذیل : زیر - پایین رئوس مطالب : سرنوشتار ها رئیس خانواده : سرپرست خانواده رئیس یا مسئول : سرپرست راجع به : درباره راحت : آسان رادیوتراپی : پرتودرمانی راس ساعت : سر ساعت راسخ : استوار راضی : خوشنود راندمان : بهره وری راه حل : راهکار راوی : گوینده ردیف : رده رزق : روزی رسم الخط یا font (انگلیسی) : دبیره رسوب : ته نشست - ته نشین - لای رسوخ کردن : رخنه کردن رسول : فرستاده رشد کردن : بالیدن رضایت : خوشنودی رضایت : خوشنودی رطوبت : نم رطوبت دارد : نم دارد رعب : ترس رعب و وحشت : ترس و هراس رعد : آذرخش رعد و برق : آذرخش رعشه : لرزه رعیت : دهوند رفاقت : دوستی رفراندم : همه پرسی رفقا : دوستان رفیق : دوست رفیقان : دوستان رقابت : چشم وهمچشمی رقص : پایکوبی روایت : داستان - گفتار روز بخیر : روزخوش روز تولد : زادروز رویت : دیدن - دید ریاضیات : رایشگری زاهد : پارسا زاویه : گوشه زاید الوصف : چشمگیر زباله : آشغال زبان خارجی : زبان بیگانه زبان محاوره ایی : زبان گفتاری زحمت : دردسر زراعت یا زارع : کشاورزی یا کشاورز زلزله : زمین لرزه زنجان : زنگان زوال : فروپاشی زوج : جفت زکات : هشت یک زکام : سرماخوردگی زیاد : بسیار سئوال : پرسش سئوال کردن : پرسیدن سابق : پیشین سابقاً : پیشترها سابقه : پیشینه ساحت : پیشگاه ساحل : کناره یا کنار ساده لوح : ساده نگر - ساده اندیش سارق : دزد ساقط : سرنگون سال جاری : امسال سالاد : سبزیانه سالم : تندرست سایت اینترنتی : تارنما سایر : دیگر سایرین : دیگران سبزیجات : سبزی ها سبقت : پیشی سبوعانه : ددمنشانه سجاده : جانماز سخیف : سبک سد امیرکبیر : بند امیرکبیر سر ( ser) : راز سرحدات : مرزها سرقت : دزدی سریع السیر : تندرو - تیزرو سریع : تند سریعتر : تندتر سعادت : بهروزی - خوشبختی سعی : کوشش سفاک : خونریز سقوط : سرنگونی سلاح : جنگ افزار سلاطین : پادشاهان سلام : درود سلام : نیک روز(در دوره ساسانی بیشتر به کار می رفته است) سلامت باشید : پاینده باشید سلامت باشید : زنده باشید سلسله اشکانی : دودمان اشکانی سلسله : زنجیره - دودمان - رشته سلسله جبال : رشته کوه ها سلطان : پادشاه سلطه : چیرگی سم : زهر سمبل : نماد سمبلیک : نمادین سمعی بصری : دیداری شنیداری سمی : زهری - زهرآگین سمینار : هم اندیشی سند : دستک سندیکا : اتحادیه صنفی سندیکالیست : اتحادیه گرا سنه : سال سه ضربدر چهار : سه در چهار سهل الوصول : آسان یاب سهل : آسان سهم : بهره سهوا ً : ندانسته سهولت : آسانی سوء رفتار : بدرفتاری سوء شهرت : بدنامی سوء ظن : بدگمانی سوئیت : سراچه سوابق : پیشینه سواحل دریای خزر : کناره های دریای مازندران سوبسید : یارانه سوق الجیشی : راهبردی سیاح : گردشگر سیاسیون : سیاستمداران سیرجان : سیرگان سیفون : آبشویه شاعر : سراینــــده یا چامه سرا(غزل‏گو) شامل : دربرگیرنده شانس : بخت شاهد : گواه شایان ذکر است : گفتنی است شب بخیر : شب خوش شباهت : همانندی - همانندگی شبیه : مانند - همانند شجاع : دلیر - شیردل شجاعت : دلیری شجره نامه : تبارنامه شخصیت : منش شدیدا : به سختی - سخت شرارت : پلیدکاری - پلیدی شربت : دوشاب شرح وقایع : رویدادنامه - رویدادنگاری شرفیاب شدن : باریافتن شروع : آغاز شروع کردن : آغازکردن شریان : سرخرگ شط العرب : اروندرود شطرنج : چترنگ شعائر مذهبی : آیین های دینی شعبده بازی : چشم بندی شعر : سروده یا چامه(غزل) شعله : اخگر شعور : خرد شغل : کار - پیشه شفا : درمان - بهبود شق القمر : ماه شکافی شمسی : خورشیدی شهادت : گواهی شهادت داد که ... : گواهی داد که ... شهادت طلبانه : جانبازانه - جانسپارانه شوق : شور شوکت : شکوه شکایت : گلایه شکرگذاری : سپاسگذاری شیطان : اهریمن شیمی : کیمیا شیمیایی : کیمیایی شیوع : گسترش صاحب نظر : صاحبنظر : کاردان - کارشناس صادق : راستگو صاعقه : آذرخش صاف : هموار صاف و هموار : هموار صالح : درستکار صبح : بامداد صبحانه : ناشتایی صبور : بردبار - شکیبا صبور : شکیبا صحبت : گفتگو صحرا : بیابان-دشت و دمن صحیح : درست صداقت : راستی-راستگویی صدف : گوشماهی صدمه : آسیب صدمه دیده : آسیب دیده صراحت : روشنی صرفنظر کردن : چشم پوشی کردن صریح : روشن صعب العلاج : بی درمان - سخت درمان صعودی : افزاینده صف : رسته صفویه : صفویان صلاحدید : روادید صلاحیت : شایستگی صلح : سازش - آشتی صلوات : درود فرستادن صلوة : نماز صمیمی : خودمانی صورت : چهره صیاد : شکارچی یا ماهیگیر ضایع شده : از میان رفته ضایعات : پسمان ها ضخیم : کلفت - ستبر ضد و نقیض : ناسازگار ضدعفونی کردن : گندزدایی ضرب المثل : زبانزد ضرب و شتم : لت و کوب ضربان : تپش ضرر : زیان ضرورت : بایستگی ضروری : بایسته ضعف : سستی - ناتوانی ضعیف : ناتوان - لاغر ضمن آنکه : افزون بر آنکه ضمن تایید : افزون بر درست شمردن ضمیمه : پیوست ضیافت : بزم طاقت : توان - تاب - نا طالع : بخت طایفه : ویس - تیره طباخ خانه : آشپزخانه طباخی : آشپزی - (کله پزی) طبخ : پختن طبق : بر پایه طبقه بندی : دسته بندی طبیب : پزشک طبیعت انسان : سرشت آدمی طراز : تراز(همانند ترازو) طرد شده : رانده شده طرز : شیوه طرز تفکر : بینش طرفدار : پیرو طرفداران : پیروان طرفین : هر دو سو طریقه : شیوه طعم : مزه طفل - اطفال : کودک - کودکان طلا : زر طلافروش : زرگر طلایی : زرین طلوع آفتاب : برآمدن آفتاب طمأنینه : آرامش طناب : ریسمان طهران : تهران طوس : توس (نام شهر) طول : درازا طول تاریخ : درازای تاریخ طویل : دراز طی کردن : پیمودن طیور : پرندگان ظالم : ستمگر - بیدادگر ظالمانه : ستمگرانه ظاهر : نما ظاهر شدن : پدیدار شدن ظاهراً : آنسان که پیداست ظرفیت : گنجایش ظلم : ستم - بیداد ظلمات : تاریکی ظن : گمان ظهر : نیمروز ظهور : پیدایش عابر بانک : خودپرداز عابر : رهگذر عاجز : درمانده عادت : خو عادت کردم : خو گرفتم عادت کردن : خو گرفتن عادل : دادگستر - دادگر عادلانه : دادگرانه عار داشتن : ننگ داشتن عازم : رهسپار - راهی عازم شدن : روانه شدن - رهسپارشدن عاقبت : سرانجام عاقبت به خیر : نیک فرجام عاقل : خردمند عالم : جهان یا دانشمند ( alem) عالمگیر : جهانگیر عالی رتبه : والا جایگاه عالیجناب : بزرگوار - والاگهر عامیانه : تودگانه عبا : بالاپوش عبادت : پرستش عبارتند از : بر این پایه اند عبرت : پند عبور و مرور : آمد و شد عبور کردن : گذشتن عبوس : ترشرو عجب : شگفت عجز : درماندگی عجله : شتاب عجله کن : شتاب کن عجولانه : شتابزده عجیب : شگفت عدد : شماره عدل : داد عدم موفقیت : ناکامی عده ای : شماری عدیده : پرشمار عذر می خواهم : پوزش می خواهم یا ببخشید عذرخواهی : پوزش عرصه : پهنه عرض اندام : جلوه نمایی عرض : پهنا عرض حال : دادخواست عرضه و تقاضا : داد و خواست عریض : پهن عزا : سوگ عزاداری : سوگواری عزل : برکناری عصاره : افشره( afshore) عصبانی : خشمگین عصبانی شدن : برآشفتن عصبانیت : خشم عصر باستان : دوره باستان عصر : ایوار - پسین (امروزه ساکنان استان کرمان، فارس و یزد اینگونه می گویند) عصر فن آوری : زمانه فن آوری عصیان : سرکشی عطف : بازگشت عظیم الجثه : کلان پیکر عظیم : سترگ عفو : بخشش عقاب : شهباز عقاید : باورها عقب ماندگی : واپس ماندگی عقب مانده : واپس مانده عقب نشینی : واپس نشینی عقربه : شاهنگ عقل : خرد عقلانیت : خردمندی عقیده : باور علائم : نشانه ها علائم راهنمایی و رانندگی : نشانه های راهنمایی و رانندگی علاج : درمان - چاره علاقه : دلبستگی علاقه دارم : دلبستگی دارم علاقه مند : دوستدار علامت : نشانه علاوه بر این : افزون بر این علم بدیع : دانش نوآوری علم : دانش علنی شد : آشکار شد علی الخصوص : به ویژه علی ای حال : به هر روی علیرغم : با اینکه علیه او شورید : بر او شورید عمامه : دستار عمداً : دانسته عمده : بزرگ عمر : زندگی عمران : آبادانی عمق : گودی - ژرفا عمل : کنش عمله : کارگر عمودی : ستونی عمومی : همگانی عمیق : گود عنوان : سرنویس عهد : پیمان عهدنامه : پیمان نامه عواقب : پیامدها عوام فریب : مردم فریب عوام فریبانه : مردم فریبانه عوامفریبانه : مردم فریبانه عودت دادن : پس دادن عودت دادن : پس فرستادن عوض کردن : جابجاکردن عکس العمل : واکنش عیال : همسر عیان : آشکار-هویدا عیب : بدی عید : جشن عید نوروز : جشن نوروز عیش و نوش : خوشگذرانی غارت : تاراج غافل از آنکه : ناآگاه از آنکه غالب مردم : بیشتر مردم غالبا : بیشتر غذا : خوراک غریب : ناآشنا غریبی : ناآشنایی غسل : شست و شو غصه : غم - اندوه غلات : جو و گندم غلام : برده غلبه کردن : چیره شدن غلط : نادرست غلطیدن : غلتیدن غلیظ : چگال غیر قابل اجرا : انجام ناپذیر غیر قابل ارجاع : برگشت ناپذیر غیر قابل انعطاف : نرمش ناپذیر غیر قابل باور : باورنکردنی غیر قابل بخشش : نابخشودنی غیر قابل بیان : ناگفتنی غیر قابل تحمل : برنتافتنی غیر قابل درک : درنیافتنی غیر قابل دسترس : دست نیافتنی غیر قابل عفو : نابخشودنی غیر قابل فهم : درنیافتنی غیر قابل قسمت : بخش ناپذیر غیر قابل مقایسه : سنجش ناپذیر غیر قابل کنترل : مهار گسیخته غیرمرفه : بینوا غیرممکن : نشدنی-ناشدنی فائق آمدن : پیروز شدن فاتح : پیروزمند فاحشه : روسپی فارسی : پارسی فارغ البال : آسوده دل فارغ التحصیل : دانش آموخته فاسد : تباه فاصله گرفتن : دور شدن فامیلی : خانوادگی فانی : زودگذر فاکتور خرید : برگ خرید فاکس : دورنگار فایده : سود - هوده فتح یا ظفر : پیروزی فتنه : آشوب فحاشی : ناسزاگویی فحش : ناسزا - دشنام فرار از : گریز از فرار : گریز فرامین : فرمان ها فرانشیز : خودپرداخت فرض کرد : پنداشت فرمول : ساختاره فرکانس : بسامد فساد : تباهی فعال : پرکار فعال : پرکار - پویا فعالیت : تکاپو - کار و جنبش فعل : کارواژه فعلاً : هم اینک فعلی : کنونی فقدان : نبود فقر : تهیدستی- نداری فقط : تنها فقه : دین شناسی فقیر : تهیدست فقیه : دین شناس فلاسک : دمابان فلذا : بنابراین - پس فلسفه : فرزانش فلش : پیکان فوت شد : درگذشت - مرد فورا : بی درنگ فوق العاده : بی اندازه فوق برنامه : فرابرنامه فوقانی : بالایی فکر : اندیشه فی الفور : در دم فی المثل : برای نمونه فی الواقع : به راستی فی نفسه : به خودی خود فیش : برگه فیلتر : پالایه قابل انجام : شدنی قابل پیش بینی : پیش بینی کردنی قابل تامل : درنگ کردنی قابل توجه : چشمگیر قابل دسترس : دست یافتنی قابل ذکر است : گفتنی است قابل شما را ندارد : سزاوارتان نیست قابل قبول : پذیرفتنی قابل قسمت : بخش پذیر قابل مطالعه : خواندنی قابل مهار : مهارشدنی قابل کنترل : مهارشدنی قابله : ماما قابلیت قسمت : بخش پذیری قاتل : آدمکش قاجاریه : قاجاریان - قاجار قادر : توانا قاضی : دادرس - داور قاطر : استر قافله : کاروان قبایل : تیره ها قبر : گور قبرستان : گورستان قبض انبار : رسید انبار قبض : رسید قبل : پیش قبلا : پیشتر قبلی : پیشین قبول می کنم : می پذیرم قبیح : زشت قتل عام : کشتار، همه‌کشی قد علم کردن : سربرافراشتن قدح : سبو قدرت بالقوه : توان نهفته قدرت : نیرو - توان قدرت طلب : جاه پرست - فزون خواه قدرتمند : نیرومند قدردانی : سپاسداری قدم دوم : گام دوم قدما : پیشینیان قدمت : دیرینگی قدمت : دیرینگی قدیم الایام : پیشترها، دیرباز قدیمی : کهن - باستانی - کهنه قدیمی : کهنه قرار : پیمان قرار دادن : نهادن قرار می داد : می نهاد قرارداد : پیمان نامه قراردادن یا : گذاشتن قرض الحسنه : وام بی بهره قرن : سده قره قروت (ترکی) : ترف ( Tarf) قرون : سده ها قرون وسطایی : میانسده ای قرون وسطی : سده های میانی قریب الوقوع : زود هنگام قریب : نزدیک قسم : سوگند قسمت دوم : بخش دوم قسی القلب : سنگدل قصد دارند : برآنند قصر : کاخ قصه : داستان قصور : کوتاهی قصیده : چکامه قضا و قدر : سرنوشت قضائیه : دادگستری قضات : داوران قضاوت : داوری قطع درختان : بریدن درختان قطع کردن : بریدن قطعا : بی گمان قطعه : تکه قفسه : گنجه قلاع : دژها قلمرو : گستره قله : چکاد ( Chekad) قمر مصنوعی : ماهواره قنات : کاریز قناعت کردن : بسنده کردن قنوات : کاریزها قهر آمیز : خشونت آمیز قوای : نیروهای قوز : گوژ قوس : کمان قوم : تیره قوه : نیرو - توان قوی : نیرومند قیافه : چهره قیام : شورش - خیزش قیامت : رستاخیز قیم : سرپرست قیمت : بها قیومیت : سرپرستی کابوس : بختک کابینت (فرانسه) : گنجه کاتالیزور (اروپایی) : کنشیار کاذب : دروغین کار مشکلی است : کار دشواری است کارخانجات : کارخانه ها کاسب : سوداگر کاشف : یابنده کافی است : بس است کامپیوتر : رایانه کاندیدا : نامزد کبد : جگر کبیر : بزرگ کثرت : فراوانی کثیر الانتشار : پرشمارگان کثیف : ناپاک کدورت : دلگیری کذاب : دروغگو کذب : دروغ کسب علم : دانش اندوزی کسب و کار : سوداگری کسرکردن : کاستن کسوف : خورشید گرفتگی کفاش : کفشگر کفاشی : کفشگری کفایت : بسنده-بسندگی کفایت می کند : بسنده می کند کفن و دفن : خاکسپاری کل : همه کلاً : رویهمرفته کلام : سخن کلام خدا : سخن خدا کلاه مال من است : کلاه از من است کلمات : واژه ها کلمه : واژه کلمه عبور : گذرواژه کلیپ : نماهنگ کلیت : همگی کم نظیر : کم مانند - بی مانند کم و کیف : چند و چون کمالات : شایستگی - شایستگی ها کماکان : همچنان کن فیکون : زیر و رو - زیر و زبر کنترل : مهار کنتور (اروپایی) : شمارنده کنگره : همایش کهولت : پیری کوپن : کالابرگ کیاست : زیرکی - هوشیاری گالری (اروپایی) : نگارخانه گرامر زبان (انگلیسی) : دستور زبان گریم (اروپایی) : چهره پردازی گریمور : چهره پرداز گزارشات : گزارش ها گمرک : باژگاه گیشه : باجه لاابالی : بی بندوبار - بی سروپا لااقل : دست کم لاجرم : خواه ناخواه لازم نیست : نیاز نیست لایتناهی : بی پایان - بیکران لایق : شایسته لاینحل : ناگشودنی لاینفک : جدانشدنی لاینقطع : پیوسته- همواره لباس : پوشاک - جامه لباس پوشیدن : جامه پوشیدن لجباز : یکدنده-ستیزه جو لجبازی : یکدندگی لحاف : روانداز لحظه به لحظه : دم به دم لذیذ : خوشمزه لطفا : خواهشمندم - خواهشمند است لعنت : نفرین لعنت کردن : نفریدن-نفرین کردن لغت : واژه لغتنامه : واژه نامه لفاظی : واژه بازی لقب : فرنام لهجه : گویش لوازم التحریر : نوشت افزار لوازم : ابزارها لیاقت : شایستگی مؤاخذه : بازخواست مؤلف : نویسنده ما فوق : فراتر از ماء شعیر : آبجو ماحصل : دستاورد ماخوذه : برگرفته مادام العمر : همیشگی مادامی که : تا هنگامی که ماساژ : مشت و مال ماضی : گذشته مالکیت : ازآنش مامور : کارگزار مامور پلیس : شهربان مانع : گیر - راهبند ماهر : چیره دست ماهیت کار : سرشت کار ماوراء الطبیعه : فرا سرشت ماوراء النهر : فرارود ماورای : فرای مایحتاج : نیازها مایع : آ: ن مایوس : دلسرد مباحثه : گفت و شنود مبارک باد : خجسته باد مبارک : فرخنده، خجسته مبتدی : تازه کار - نوآموز مبتلا : دچار مبتلا به مریضی : دچار بیماری مبتنی بر : بر پایه مبتکر : نوآور مبتکرانه : نوآورانه مبحث : جستار مبدا : آغاز مبدأ : خاستگاه مبهوت : گیج مبین : بازگوکننده متاثر : دل آزرده متارکه : جدایی متاسفانه : بدبختانه شوربختانه متبحر : زبردست - چیره دست متحد : همبسته متخصص : کارآزموده متخصصان : کارآزمودگان متخصصین : کارآزمودگان مترادف : همچم متراکم : چگال مترجم : برگرداننده مترقی : پیشرفته متزلزل : لرزان متسلسل : زنجیروار متشکرم : سپاسگزارم متشکریم : سپاسگزاریم متشکل از : در برگیرنده متعادل : ترازمند متعاقب : به دنبال - در پی متعاقبا : پس از این متعجب : شگفت زده متعجب شد : شگفت زده شد متعدد : انبوه متعصب : خشک سر متعلق به : از آن متعهد : پایبند متفرق کردن : پراکنده کردن - پراکندن متفق القول : یکزبان-همزبان متفکر : اندیشمند متفکران : اندیشمندان متقاضی : درخواست کننده متلاشی : فروریخته متمایز : جدا متمول : توانگر متنوع : گوناگون متواتر : پی در پی متواضع : فروتن متوالی : پیاپی متوسط : میانه متوقف شد : بازایستاد متوقف شدن : بازایستادن متولد شده : زاده شده متولی : دست اندرکار - سرپرست متولیان : دست اندرکاران مثال : نمونه مثلث : سه گوش - لچک مثلثی : لچکی مثمر ثمر : کارساز مثمر ثمر واقع شد : به کار آمد مجانی : رایگان مجبور : ناچار مجتمع : همتافت مجدد : دوباره مجدداً : دوباره مجذوب : شیفته - شیدا مجرب : کارآزموده مجرم : بزهکار مجروح : زخمی مجسمه : تندیس مجلس : انجمن مجلل : پرشکوه - پرنما مجله : گاهنامه مجمع : گردهمایی مجموعاً : روی هم مجموعه : گردآور مجنون : دیوانه - شیدا مجهول الهویه : ناشناس مجوز : پروانه محاسبه نشده : نسنجیده محافظ : نگهبان محبس : زندان محبوب : دوست داشتنی محبوس : زندانی محترم : ارجمند محترم : ارجمند - گرامی محتوا : درونمایه محتویات : درونمایه محدود : اندک محذوریت : تنگنا محرم : رازدار محروم : بی بهره محرک : جنباننده محسوس : چشمگیر محشر : رستاخیز محصل : دانش آموز محصول : فرآورده محضر اسناد رسمی : دفترخانه محضر : پیشگاه محفوظ : نگاهداشته محقق : پژوهنده یا پژوهشگر محققانه : پژوهشگرانه محل اکتشاف : یافتگاه محل تلاقی : پیوندگاه محله : برزن محکم : استوار محیط : پیرامون مخاصمه : رزم مخبر : خبرنگار-خبررسان مختصر : ناچیز مختلط : درهم مختلف : گوناگون مخرب : ویرانگر مخزن : انبار- انباشتگاه - اندوختگاه مخصوص : ویژه مخفی : پنهان - نهان مخفیانه : پنهانی مخفیگاه : نهانگاه مخلوط : درهم - آمیخته مخلوط کردن : آمیختن درآمیختن مخلوق : آفریده مخمصه : �هچل ( Hachal) مد (در دریا) : خیزآب مد نظر : دلخواه مداخله : پادرمیانی مداوم : همیشگی مدت مدید : دیرگاه مدتی است : چندی است مدد : یاری مدرس : استاد - آموزگار مدرسین : آموزگاران مدرن : نوین - امروزین مدعوین : میهمانان مدفوع : چمین، سرگین مدفون کردن : به خاک سپردن مدل (اروپایی) : الگو مدینه فاضله : آرمانشهر مذاکره : گفتگو مذبوحانه : نافرجام مذمت کردن : نکوهیدن مذهب - دین : کیش - آیین مذکر : نر مذکور : یادشده مراتع : چراگاه ها مراجعت : بازگشت مربع : چهارگوش مرتباً : پی در پی مرتبط : پیوسته مرتجع : واپسگرا مرتع : چراگاه مرتعش : لرزان مرحله دوم : گام دوم مرحوم : شادروان مرحومه : شادروان مرسوله پستی : بسته پستی مرسی : سپاس مرض : بیماری مرطوب : نمناک - نمور - نمدار مرفه : بانوا مرور : بازبینی مرکز تحقیقات : پژوهشگاه مرکز ثقل : گرانیگاه مریخ : بهرام مرید : پیرو مریض : بیمار مریض خانه : بیمارستان مریضی : بیماری مزاح : شوخی مزاحم شدن : دردسر دادن مزخرف : لیچار مزرعه : کشتزار مزیت : برتری مزین : آراسته مسابقه : پیکار مسافر : رهنورد - رهسپار مساوات : برابری مساوی : برابر مستبد : خودکامه مستبدان : خودکامگان مستتر : نهان مستحضر : آگاه مستحق : سزاوار مستراح : دستشویی - آبخانه - دست به آب مستشرق : خاورشناس مستضعف : بینوا مستعمل : کارکرده مستفیض : بهره مند مستفیض : بهره مند مستقیم : سر راست مستقیما : آشکارا - یکراست مستمر : پیوسته مستمعین : شنوندگان مستهلک : فرسوده مستولی : چیره مسخره است : خنده دار است مسقط الراس : زادگاه مسلخ : کشتارگاه مسلط : چیره مسلما : بی گمان مسولان : کارگزاران مسکن (دارو) : آرامبخش مسیر : راه - گذرگاه مسیل : خشکرود مشابه : همانند مشارالیه : نامبرده مشارکت : همکاری مشاهده : نگریستن - تماشا مشاهده کردن : تماشا کردن - درنگریستن مشاهیر : نام آوران مشاور : رایزن مشترک المنافع : همسود مشتمل بر ... : دربردارنده ... مشخصه : ویژگی - شناسه مشرق : خاور مشغله : کار و بار مشقت : رنج مشهور : نامی - نامدار - سرشناس مشورت : رایزنی مشکل است : سخت است مشکل : دشوار مشکلات : دشواری ها مصالح ساختمانی : ساختمایه ها مصدوم : آسیب دیده مصلی : نمازگاه مضایقه نمی کنم : خودداری نمی کنم فروگزاری نمی کنم مضطرب : پریشان مضطرب هستم : پریشانم مضیقه : تنگنا مطالبات : خواسته ها مطالعات : پژوهش ها مطبخ : آشپزخانه مطبوع : دلنشین-دلپذیر مطرح کردن : در میان گذاشتن مطرود : رانده شده مطلع : آگاه مطلوب : دلخواه مطمئناً : بی گمان مطیع : فرمانبردار مظلوم : ستمدیده مظهر یا سمبول(لاتین) : نماد مع الوصف : با اینهمه مع هذا : با اینهمه معاد : رستاخیز معادل : برابر معاش : روزی معاشرت : رفت و آمد معاصر : امروزین - امروزی معافیت : بخشودگی معاملات : داد و ستدها معاندت : دشمنی معاهده : پیمان نامه معاون : دستیار معبر : گذرگاه معتقدات : باورها معدودی : شماری معرفی : شناسایی معروف : سرشناس معروفترین : نامی ترین معضل : کاستی - دشواری معضلات : کاستی ها معطر : خوشبو معقول : بخردانه معلم : آموزگار معلومات : دانسته ها معما : چیستان معمم : دستاربند معنی : چم(cham )-آرش( arash) معکوس : وارونه معیار : سنجه مغرب : باختر مغرور : خودخواه-خودپسند مغفرت : آمرزش مفتوح : باز مفرح : دلگشا مَفصل : بندگاه مُفصل : پردامنه مفصل : گسترده مفقود الاثر : ناپدید - گم نشان مفقود شده : گم شده ناپدید شده مفلوک : بیچاره - درمانده - بدبخت مفید : سودمند مقابل : روبرو مقابله : رویارویی مقارن : همزمان - همهنگام مقاله : نوشتار مقاومت : پایداری مقایسه : سنجش مقایسه می کنم : می سنجم مقبره : آرامگاه مقتولین : جان باختگان - کشتگان مقداری : اندکی - چندی مقدس : ورجاوند( varjavand) مقدمه : پیشگفتار - سرآغاز مقدور : شدنی مقر : ستاد مقر سپاه : ستاد سپاه مقررات : آيين نامه مقصر : گناهکار مقطعی : دوره ای مقطوع النسل : بی فرزند مقننه : آیینگذاری مقنی : چاه کن مقوله : زمینه - گویه مقوی : نیروبخش مقیاس : پیمانه ملاح : ملوان ملاقات کرد : دیدار کرد ملامت : سرزنش-سرکوفت ملت : مردم ملتزم : پایبند ملحق شدن : پیوستن ملکه : شهبانو ممانعت : بازدارندگی - بازداری - جلوگیری ممتد : دنباله دار مملکت : کشور ممنوع : بازداشته ممنون : سپاس ممنونم : سپاسگزارم ممکن : شدنی من بعد : زین پس من حیث المجموع : رویهمرفته منادی : پیام آور مناره : گلدسته منازعه : درگیری - ستیز منازل : خانه ها مناسب : پسندیده مناسبت : فراخور مناطق آزاد : آزادگاه ها مناظره : گفتمان منتخب : برگزیده منتظر : چشم براه منتقدان : خرده گیران منتقدین : خرده گیران منجر شدن : انجامیدن منجر شده : انجامیده منجم : اخترشناس منجمد : یخبسته منحصر به فرد : بی همتا منحل شد : برچیده شد منحل کردن : برچیدن منزل : خانه منزه : پاک منزوی ساختن : گوشه نشین ساختن منسجم : هماهنگ منشاء : سرآغاز منصفانه : دادگرانه منصوب کردن : گماردن منصوب کردن : گماشتن منطق : کَرویز منطقه آزاد : آزادگاه منطقه آزاد تجاری : آزادگاه بازرگانی منطقی : بخردانه منظره : چشم انداز منظومه شمسی : سامانهٔ‏ خورشیدی (Solar System) منع : بازداری منفعت : سود - هوده منفک : جدا منقل : آتشدان منهدم : نابود منوط به : وابسته به منکر شد : زیرش زد مهاجرت : کوچ مهارت : چیرگی مهلک : کشنده مهیا : آماده مواجه : روبرو موازنه : برابری موازنه قدرت : برابری نیروها موافقم : همداستانم موثر : کارساز موجب : مایه موجب نگرانی شد : مایه نگرانی شد موجبات : زمینه ها موجه : پذیرفتنی مورخ : گذشته نگار مورد : باره مورد نظر : دلخواه موزه : دیرینکده موسس : بنیادگزار موسسه : بنیاد-نهاد-سازمان موضوع : جستار موعد : زمان - سررسید موفق باشید : پیروز باشید موفق : کامیاب موفقیت : کامیابی موقت : گذرا - زودگذر موقع : هنگام مولود : فرزند مومن : باورمند مونث : ماده مکانیزم : سازوکار مکث : درنگ مکرمه : گرامی مکروه : ناپسند - زشت مکشوف : یافته مکشوفه : نویافته مکلف : ناچار - وادار میادین : میدان ها میسر است : شدنی است میکروب : ریزاندامگان میلاد : زادروز مینیاتور : ریزنگاره مینیاتوری : ریزنگارگی مینیاتوریست : ریزنگارنده نا متناسب : بی قواره ناحق : ناسزا نادر : کمیاب نادم : پشیمان ناراضی : ناخشنود نارضایتی : ناخشنودی ناشکری : ناسپاسی ناشی از : برآمده از ناشی شده است : برآمده است ناشی می شود : بر می آید ناطق : سخنران ناعدالتی : بی دادگری نامبارک : ناخجسته نامرتب : نا به سامان نامرتبی : نا به سامانی نامطلوب : ناپسند نامنظم : نا به سامان ناموفق : ناکام نامیمون : ناخجسته نبض : تپش نجات : رهایی نجار : درودگر نجاری : درودگری نجوم : اخترشناسی، ستاره‌شناسی نحوه : روش - شیوه نحوه کار : روش کار ندامت : پشیمانی ندرتاً : گاهی نزاع : کشمکش نزول پول : بهره پول نزولی : کاهنده نسبتاً : کمابیش نسل : دودمان نسوان : زنان نشاط : شادی نشریه ادواری : گاهنامه نشریه هفتگی : هفته نامه نصب کردن : گذاشتن نصف : نیم یا نیمه نصیحت : پند یا اندرز نطق : سخنرانی نظارت : بازبینی - بازرسی - وارسی نظاره گر : بیننده نظافت : پاکیزگی نظافت را رعایت کنید : پاکیزه نگه دارید نظام : سامانه نظر به اینکه : از آنجا که نظم : سامان نظیر : همانند نفر : تن نفع : سود نفع خالص : سود ویژه نفیس : گرانمایه- باارزش نقطه عطف : چرخشگاه نقطه نظر : دیدگاه - نگرش نقیصه : کاستی نمک طعام : نمک خوراکی نهایتا : سرانجام نهایی : پایانی نهضت : جنبش نواقص : کاستی ها نورانی : درخشان نوشتجات : نوشته ها نوع : گونه واحد : یکتا واصله : رسیده - دریافتی واضح : روشن واعظ : سخنران واقعا : به راستی واقعه یا اتفاق : رویداد یا رخداد واقعی : راستین والا : وگرنه والد : پدر والده : مادر والله : به خدا والی : استاندار واکمن : پخش همراه وب سایت : تارنما وبلاگ : تارنگار وثیقه : پشتوانه وجود : هستی وحدت : همبستگی- یگانگی وحشت : هراس-ترس-بیم وحشت کردن : ترسیدن -هراسیدن وحشتناک : هراسناک - ترسناک وحشیانه : ددمنشانه وخیم : ناگوار ودیعه : سپرده وراث : بازماندگان وراجی : پرگویی ورم : آماس ورید : رگ وزین : سنگین وساطت : میانجیگری-میانجی وساطت کردن : میانجیگری کردن وسط : میان یا میانی وسعت : گستره وصیتنامه : درگذشتنامه وضع حمل : زایمان وضعیت : چگونگی وضو : دست نماز وضوح : روشنی وطن : میهن وطنی : میهنی وفات : مرگ - درگذشت وفور : فراوانی وقاحت : بی شرمی وقایع : رویدادها وقتی که : هنگامیکه وقتی که در باز شد... : هنگامی که در باز شد ... وقیح : بی شرم ولادت : زادروز ولاغیر : و دیگر هیچ ولیعهد : جانشین وکیل مجلس : نماینده مجلس هال : سرسرا هذیان : چرند هلیکوپتر : بالگرد هم معنی : هم چم - هم آرش هم وطن : هم میهن همان طور : همانگونه همجهت : همسو همفکران : هم اندیشان همینطور : همینگونه هیچ وجه : هیچگونه هیچوقت : هیچگاه یاغی : سرکش یأس : ناامیدی یقین : باور یقینا : بی گمان یورتمه : چارگامه یومیه : روزانه یک ذره : یک خرده یک ربع : یک چهارم یک عده : شماری یکطرفه : یکسویه
+ نوشته شده در  جمعه 18 شهریور1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

مطالب قدیمی‌تر