سنجش و اندازه گیری

سنجش و اندازه گیری سازه های انسانی و رفتاری و زمینه های وابسته به آن (ضرغامی09122263167)

وانشناسی با عنوان علم النفس در ایران

روانشناسی با عنوان علم النفس در ایران
روانشناسی تحت عنوان علم النفس یا اخلاق ، بیش از هزار سال به عنوان یکی از شاخه های اصلی فلسفه در مراکز علمی ایران
تدریس شده است. از رازی و ابن سینا و ناصر خسرو تا ملاصدرا کمتر متفکری را سراغ داریم که در آثار خود به این علم
نپرداخته است. در آثار این دانشمندان نه تنها مباحث اصلی روانشناسی مانند احساس ، ادراک ، عاطفه ، تفکر ، تخیل و
1 - abnormal
2 - clinical
3 -unconscious
٤٤
تواناییهای ذهنی مورد بحث قرار گرفته ، بلکه حتی با روشهای تمثیلی و شبه تجربی در مورد نظریه های معارض در زمینه های
احساس و ادراک یا لذت و الم داوری شده است .
روانشناسی به عنوان یکی از علوم طبیعی ایران
غرب سنت ارسطویی روانشناسی را چند صد سال بعد با آغاز رنسانس پذیرا شد. اما تا اوایل سده نوزدهم روانشناسی مغرب
زمین بخشی از فلسفه باقی ماند، با مباحثی کم و بیش شبیه آنچه در روانشناسی سنتی ایران مطرح بود. با این حال خیزش موج
انقلاب صنعتی در اروپا ، روانشناسی آن سامان را به صورت یکی از علوم طبیعی در آورد، در حالی که در ایران کندی آهنگ
رشد اجتماعی و علمی و فنی سبب شد که روانشناسی ایران در همان حد سنتی متوقف شود.
تنها پس از تأسیس دارالمعلمین و دانشگاه تهران و بویژه دانشسراهای مقدماتی و دانشسرای عامی بود که روانشناسی به صورت
یکی از علوم جدید ایران مطرح شد .دکتر علی اکبر سیاسی و دکتر محمد باقر هوشیار را باید از نخستین پیشتازان روانشناسی
در ایران دانست .کتاب دکتر سیاسی تحت عنوان علم النفس یا روانشناسی از لحاظ تربیت و کتاب دکتر هوشیار تحت عنوان
سنجش هوش یا روانشناسی عملی تقریبا بطور همزمان انتشار یافتند
روانشناسی ایران از دهه 1340 به بعد
به رغم رونق و شکوه آغازین ، تا اوایل دهه 1340 فعالیت چشمگیری در روانشناسی وجود نداشت و این علم یا به عنوان
بخشی از برنامه های رشته فلسفه و علوم تربیتی و یا به صورت بخشی از دور ههای تربیت معلم تدریس می شد. دهه 1340 را
باید دهه گسترش سازمانی روانشناسی در ایران نامید، چون طی این ده سال دوره لیسانس روانشناسی نخست در دانشگاه تهران
و بعدها در سایر دانشگاههای ایران تأسیس گردید. در دانشگاه تهران دوره فوق لیسانس روانشناسی بوجود آمد و مؤسسه
روانشناسی بنیان گذارده شد. برخی از این تحولات حاصل کوششهای دکتر محمود صناعی بود که در همان دوره پا به صحنه
روانشناسی ایران گذاشت .خدمت بزرگ دکتر صناعی ترجمه کتاب اصول روانشناسی نوشته نرمان مان در سال 1342 بود.
در سال 1344 دکتر سعید شاملو بنیان گذار روانشناسی بالینی ایران اولین کلینیک مرکز مشاوره و راهنمایی در دانشگاه تهران را
تأسیس کرد و بعدها بتدریج چنین مراکزی در دیگر دانشگاهها تأسیس شد. با گسترش دور ههای روانشناسی در دانشگاههای
کشور کوششهای فراوانی در زمینه تألیف و ترجمه مکتب درسی در این رشته به عمل آمد. از آن جمله اصول روانشناسی
عمومی ( 1348 ) تالیف دکتر سیروس عظیمی ، کلیات روانشناسی علمی ( 1349 ) به ترجمه دکتر امیر هوشنگ مهریار و دکتر
رضا شاپوریان .اصول روانشناسی ( 1352 ) به ترجمه و اقتباس دکتر محمد ساعتچی .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 فروردین1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

بزرگان روانسنجي 1

آلفرد بینه ( 1911
اگر چه اصطلاح آزمون روانی را کتل ابداع کرد، بینه با رویکردی که گالتون و کتل اتخاذ کرده بودند
و می کوشیدند تا برای هوش از آزمو نهای مربوط به فرایند های حسی- حرکتی استفاده کنند مخالف
بود. او باور داشت که سنجش کارکرد های شناختی مانند حافظه، دقت، تخیل، و درک مطلب،
می تواند وسیلۀ سنجش بهتری از هوش را فراهم سازد. در 1904 ، در پاسخ به یک نیاز علمی فرصتی
را برای اثبات نظرش فراهم آورد. وزارت آموزش همگانی فرانسه هیأتی را منصوب کرد تا
توانایی های یادگیری کودکانی را که در مدارس مشکل دارند مطالعه کنند. بینه و یک روانپزشک،
تئودور سیمون 2برای پیوستن، به این هیأت منصوب شدند، این دو باهم انواع تکالیف عقلی را که بیشتر کودکان در مراحل
مختلف می توانستند در آنها تسلط یابند، بررسی کردند.
آنان پس از داشتن شرحی از این تکالیف، اولین آزمون هوش را ساختند. این آزمون 30 مسأله را شامل می شد که به ترتیب
افزایش دشواری مرتب شده بودند و بر سه کارکرد شناختی: قضاوت، درک مطلب، و استدلال، تمرکز داشت.
سه سال بعد این آزمون تجدید نظر شد و گسترش یافت، و مفهوم سن ذهنی (عقلی) 3 مطرح گردید. بینه و سیمون سن عقلی را
به صورت سنی تعریف کردند که در آن کودکان با توانایی متوسط م یتوانند تکالیف مشخصی را انجام دهند. برای مثال، اگر
کودکی با سن تقویمی 4 سال به تمام آزمونهایی پاسخ دهد که نمونه کودکان با متوسط سنی 5 سال پاسخ داده اند، به آن کودک
4 ساله سن عقلی 5 سال اختصاص م ییابد.
در سال 1916 لوییز ام. ترمن، که او نیز نزد هال تحصیل کرده بود، نسخه ای از آن آزمون را تهیه کرد که از آن زمان تا کنون
معیار شده است. او آن آزمون را، به خاطر دانشگاهی که به آن وابسته بود استنفورد- بینه نامید، و مفهوم هوشبهر 4 را اقتباس
کرد. (شاخص هوشبهر را که به عنوان نسبت بین سن عقلی و سن تقویمی [ضربدر 100 ] تعریف م یشود، در اصل ویلیام
اشترن 5 روانشناس آلمانی تدوین کرد.) آزمون استنفورد - بینه چندین تجدید نظر را پشت سر گذاشته است و استفاده وسیع از
آن ادامه دارد.
رشد نهضت آزمودن بخشی از یک مجادلۀ شدید اجتماعی شد که امروز نیز کم و بیش ادامه دارد. در 1912 ، گودارد که آزمودن
بینه را ترجمه و اصطلاح کودن را ابداع کرده بود از جزیرۀ الیس 6 در نیویورک دیدن کرد. اینجا نقطۀ ورود میلیون ها مهاجر
اروپایی بود. او باور داشت که آزمودن بینه می تواند وسیلۀ مناسبی برای غربال کردن و به دور نگهداشتن افراد معلول ذهنی 7 از
ایالات متحد است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 فروردین1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

ديداري سازي داده ها

نمودارهايي كه ارائه مي شوند گاهي به منظور نمايش اند و گاهي براي اهداف اكتشافي. نمودارهاي نمايشي استاتيك يا ثابت اند و تنها به خلاصه كردن اطلاعات از طريق نمودار مي پردازند. اين نمودارها در مورد چگونگي نتايج بدست آمده اطلاعي ارائه نمي كنند ولي دفاع قابل ملاحظه اي در مورد خود ارائه مي دهند. اين نمودارها سريع بدست آمده و دقت بالايي ندارند. نمودارهاي اكتشافي از طرف ديگر، نمودارهايي هستند كه هدف آنها بررسي چگونگي نتايج بوده و صحت پژوهش را كنترل مي كنند.
رشد و پيشرفت در حوزه ي بصري سازي داده ها مديون پيشرفتي است كه در كامپيوتر به وجود آمده است. اين پيشرفت ها نه تنها در حوزه ي كيفيت بسيار بهتر تصاوير است بلكه در مورد روش هاي اكتشافي قابليت تعاملي دارند. بنابراين در مورد روش هاي ديداري سازي استففاده از كامپيوتر و نرم افزارهاي كامپيوتري بسيار با اهميت تلقي مي شود. واژه ي بصري سازي داده ها بسيار به بصري سازي اطلاعات نزديك است كه در علوم كامپيوتري مطرح است.
+ نوشته شده در  شنبه 27 فروردین1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

استفاده از مقالات رايگان در ماه آوريل 2011

دوستان عزیز
انتشارات
Routledge
 تمام مجلات مربوط به علوم تربیتی را بطور رایگان به صورت تمام متن برای همین ماه فقط در اختیار می گذارد
http://www.educationarena.com/journals/index.asp#link2
  با تشكر از دوست عزيزمان جناب آقاي سنگري به خاطر اطلاع رساني در اين زمينه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 فروردین1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

روان شناسی سنجش و اندازه گیری

روان شناسی سنجش و اندازه گیری

در تعریف اندازه‌ گیری گفته می‌شود فرآیندی که تعیین می‌کند یک شخص یا یک شی چه مقدار از یک ویژگی برخوردار است و سنجش را نوعی اندازه‌گیری می‌دانند که در آن از آزمون و وسائل دیگری استفاده می‌شود. بنابراین تعریف تعیین ویژگیهای مورد سنجش ، فرآیند اجرای سنجش و بررسی فرآورده‌ها سه بخش مهم سنجش و اندازه‌گیری به شمار می‌روند. بر این اساس سنجش و اندازه گیری را در سه بخش عمده مرحله طراحی ، مرحله اجرا و مرحله بررسی فرآورده‌ها می‌توان خلاصه کرد.
مرحله طراحی سنجش و اصول مربوط به آن

مرحله طراحی با سوالهایی از این نوع سروکار دارد: چه کاری انجام خواهیم داد، و شامل تصمیم‌هایی است درباره فعالیتهایی که قرار است انجام گیرند. بطور ویژه در این مرحله اقدامات زیر صورت می‌پذیرند. تحلیل موقعیت ، تعیین و توصیف هدفها ، توصیف پیش نیازها ، انتخاب یا تولید وسایل و ابزارهای مورد نیاز ، تدارک برنامه مورد نیاز.


    * به منظور تحلیل موقعیت و یا شناخت پیش نیازها ممکن است به راهبردهایی دست زد که شرائط موجود را بهتر و مناسب‌تر توصیف کند تا بر آن اساس بتوان تصمیم‌های بعدی را دقیقتر و مناسبتر اتخاذ کرد، و تحلیل موقعیت کمک خواهد کرد تا امکانات و شرائط موجود شناسایی شده و بر آن اساس گامهای بعدی مثلا تهیه ابزار سنجش با واقع بینی صورت گیرد.

    * تعیین اهداف: سوالاتی از قبیل منظور از اجرای سنجش چیست؟ چگونه نتایجی مورد انتظار است؟ و ... اهداف کلی و جزئی سنجش را تعیین می‌کنند. تعیین اهداف دارای اهمیت زیادی است و به ویژه برای انتخاب و تولید ابزار سنجش بسیار مهم است.

    * انتخاب و تولید ابزار اندازه گیری: غالبا برای جمع آوری اطلاعات ضروری وسایل یا ابزارهایی مورد نیازند. در صورت موجود بودن وسایل باید به بررسی و انتخاب مناسبترین آنها اقدام کرد. اگر وسایل مورد نیاز موجود نباشند آنگاه باید آنها را تهیه کرد. تهیه و تولید این وسایل به دقت ، تخصص و صلاحیت نیاز دارد. در هر حال نوع ابزار برای تولید و چه برای انتخاب از میان ابزارهای موجود باید روشن باشد.

      نوع ابزار مورد استفاده ممکن است یک آزمون باشد یا روشهای دیگری چون مصاحبه ، مشاهده بر این اساس استفاده از آزمون ، مصاحبه ، مشاهده سر ابزار اساسی برای جمع آوری اطلاعات در سنجش و اندازه گیری هستند. استفاده از ابزارهای دارای روایی پایانی بسیار ضروریست. تعیین روای با توجه به نوع روایی مورد نظر مثلا روایی محتوایی روایی صوری ، روایی ملاکی ، روایی پیش بینی و ... صورت می‌گیرد. برای تعیین پایانی نیز از روشهای بازآزمایی ، تنصیف ، فرمهای موازی و یا روشهای آماری مثل آلفای کروبناخ و ... استفاده می‌شود.

مرحله اجرای سنجش و اصول مربوط به آن

شرایط اجرای سنجش بستگی به اهداف سنجش دارد که در مرحله طراحی مشخص می‌شوند. هر چند ممکن است برخی اهداف نیازی به شرایط و موقعیت مشخص نداشته باشند. مثلا در محل کار فرد آزمودنی اجرا شوند، با این حال رعایت نکاتی که پاسخگویی و ارائه اطلاعات مفیدتر را میسر می‌سازد ضروری است. بطور کلی شرایط اجرای سنجش باید به گونه‌ای باشد که از هر لحاظ آسایش جسمی و فکری افراد مورد سنجش را تامین نماید. این نکته در رابطه با آزمون شوندگان خردسال با دقت بیشتری رعایت می‌شود.

علاوه بر شرایط فیزیکی مثل نور ، صوت ، سرما و گرما و ... شرایط روانی افراد مورد سنجش نیز بر عملکرد آنان تاثیر دارد. مهمترین این عوامل اضطراب است که با اتخاذ تدابیری در مرحله طراحی و اجرای آنها مرحله سنجش باید، به حداقل برسند. بطور کلی در این مرحله با سوالاتی از قبیل سروکار داریم که چگونه آن را انجام می‌دهیم. روشن است پاسخگویی به این سوال جوانب مختلف فیزیکی ، زمانی و ... را در بر می‌گیرد.
مرحله بررسی فرآورده‌ها و اصول مربوط به آن

بعد از تهیه و اجرای فرآیند سنجش برای تفسیر و معنی دادن به نتایج و مورد استفاده قرار دادن آنها معلوم لازم است که درباره اطلاعات جمع آوری شده اقداماتی انجام دهیم. در این مرحله عمدتا نیاز به استفاده از روشهای آماری لازم می‌شود. بر این اساس آشنایی با این روشها و استفاده مناسب و درست از آنها از اصول اساسی سنجش به شمار می‌رود.


    * آشنایی با مقیاسها شامل مقیاس اسمی ، نسبی ، ترتیبی و فاصله‌ای و کاربرد آنها.

    * آشنایی با آمار توصیفی شامل تعریف متغیر ، فراوانی ، توزیع فراوانی ، نمودارها ، شاخصهای گزینش مرکزی شامل میانه ، میانگین ، نماد شاخصهای پراکندگی شامل دامنه تغییر ، واریانس و انحراف معیار و ... .

    * آشنایی با آمار استنباطی شامل آشنایی با روشهای همبستگی ، تحلیل واریانس ، فی دو ، آزمون تی و ... .

کاربرد سنجش در روان شناسی

اصولا فرآیند سنجش و اندازه ‌گیری اهمیت ویژه‌ای در حوزه‌های مختلف روان شناسی داراست. شاید بتوان گفت روانشناسی تربیتی از حوزه‌هایی است که سنجش و اندازه گیری نقشی اساسی ایفا می‌کند. روان شناسی تربیتی به بررسی اصول سنجش و اندازه‌گیری در زمینه آموزش و پرورش می‌پردازد. شناسائی این اصول و کاربرد دقیق آن از مراحل سه گانه اساسی فرآیند آموزش و تدریس به شمار می‌رود. سه مرحله آموزش کلاسی عبارت است از مراحل پیش از آموزش ، حین آموزش و پس از آموزش.

بخش عمده مرحله پس از آموزش و بخشهایی از مراحل اول و دوم به فرآیند سنجش اختصاصی می‌یابد. با استفاده از این فرآیند و با کاربرد اصول آن، معلم یا روان شناسی تربیتی به بررسی رفتارهای ورودی آغازین برای شروع آموزش ، تغییرات رفتاری در حین آموزش که حاکی از وجود یادگیری است و نتایج حاصل از یادگیری و ارزشیابی اثر بخشی یادگیری می‌پردازد. روان شناسان بالینی و سایر حوزه‌ها نیز برای سنجش علائم بالینی ، ویژگیهای شخصیتی ، تغییرات رشدی ، تفاوتهای فردی اصول سنجش را مورد استفاده قرار می‌دهند.
منبع : دانشنامه رشد
اصول سنجش و اندازه گیری
در تعریف اندازه‌ گیری گفته می‌شود فرآیندی که تعیین می‌کند یک شخص یا یک شی چه مقدار از یک ویژگی برخوردار است و سنجش را نوعی اندازه‌گیری می‌دانند که در آن از آزمون و وسائل دیگری استفاده می‌شود. بنابراین تعریف تعیین ویژگیهای مورد سنجش ، فرآیند اجرای سنجش و بررسی فرآورده‌ها سه بخش مهم سنجش و اندازه‌گیری به شمار می‌روند. بر این اساس سنجش و اندازه گیری را در سه بخش عمده مرحله طراحی ، مرحله اجرا و مرحله بررسی فرآورده‌ها می‌توان خلاصه کرد.

مرحله طراحی سنجش و اصول مربوط به آن
مرحله طراحی با سوالهایی از این نوع سروکار دارد: چه کاری انجام خواهیم داد، و شامل تصمیم‌هایی است درباره فعالیتهایی که قرار است انجام گیرند. بطور ویژه در این مرحله اقدامات زیر صورت می‌پذیرند. تحلیل موقعیت ، تعیین و توصیف هدفها ، توصیف پیش نیازها ، انتخاب یا تولید وسایل و ابزارهای مورد نیاز ، تدارک برنامه مورد نیاز.


* به منظور تحلیل موقعیت و یا شناخت پیش نیازها ممکن است به راهبردهایی دست زد که شرائط موجود را بهتر و مناسب‌تر توصیف کند تا بر آن اساس بتوان تصمیم‌های بعدی را دقیقتر و مناسبتر اتخاذ کرد، و تحلیل موقعیت کمک خواهد کرد تا امکانات و شرائط موجود شناسایی شده و بر آن اساس گامهای بعدی مثلا تهیه ابزار سنجش با واقع بینی صورت گیرد.

* تعیین اهداف: سوالاتی از قبیل منظور از اجرای سنجش چیست؟ چگونه نتایجی مورد انتظار است؟ و ... اهداف کلی و جزئی سنجش را تعیین می‌کنند. تعیین اهداف دارای اهمیت زیادی است و به ویژه برای انتخاب و تولید ابزار سنجش بسیار مهم است.

* انتخاب و تولید ابزار اندازه گیری: غالبا برای جمع آوری اطلاعات ضروری وسایل یا ابزارهایی مورد نیازند. در صورت موجود بودن وسایل باید به بررسی و انتخاب مناسبترین آنها اقدام کرد. اگر وسایل مورد نیاز موجود نباشند آنگاه باید آنها را تهیه کرد. تهیه و تولید این وسایل به دقت ، تخصص و صلاحیت نیاز دارد. در هر حال نوع ابزار برای تولید و چه برای انتخاب از میان ابزارهای موجود باید روشن باشد.

نوع ابزار مورد استفاده ممکن است یک آزمون باشد یا روشهای دیگری چون مصاحبه ، مشاهده بر این اساس استفاده از آزمون ، مصاحبه ، مشاهده سر ابزار اساسی برای جمع آوری اطلاعات در سنجش و اندازه گیری هستند. استفاده از ابزارهای دارای روایی پایانی بسیار ضروریست. تعیین روای با توجه به نوع روایی مورد نظر مثلا روایی محتوایی روایی صوری ، روایی ملاکی ، روایی پیش بینی و ... صورت می‌گیرد. برای تعیین پایانی نیز از روشهای بازآزمایی ، تنصیف ، فرمهای موازی و یا روشهای آماری مثل آلفای کروبناخ و ... استفاده می‌شود.

مرحله اجرای سنجش و اصول مربوط به آن
شرایط اجرای سنجش بستگی به اهداف سنجش دارد که در مرحله طراحی مشخص می‌شوند. هر چند ممکن است برخی اهداف نیازی به شرایط و موقعیت مشخص نداشته باشند. مثلا در محل کار فرد آزمودنی اجرا شوند، با این حال رعایت نکاتی که پاسخگویی و ارائه اطلاعات مفیدتر را میسر می‌سازد ضروری است. بطور کلی شرایط اجرای سنجش باید به گونه‌ای باشد که از هر لحاظ آسایش جسمی و فکری افراد مورد سنجش را تامین نماید. این نکته در رابطه با آزمون شوندگان خردسال با دقت بیشتری رعایت می‌شود.

علاوه بر شرایط فیزیکی مثل نور ، صوت ، سرما و گرما و ... شرایط روانی افراد مورد سنجش نیز بر عملکرد آنان تاثیر دارد. مهمترین این عوامل اضطراب است که با اتخاذ تدابیری در مرحله طراحی و اجرای آنها مرحله سنجش باید، به حداقل برسند. بطور کلی در این مرحله با سوالاتی از قبیل سروکار داریم که چگونه آن را انجام می‌دهیم. روشن است پاسخگویی به این سوال جوانب مختلف فیزیکی ، زمانی و ... را در بر می‌گیرد.
مرحله بررسی فرآورده‌ها و اصول مربوط به آن
بعد از تهیه و اجرای فرآیند سنجش برای تفسیر و معنی دادن به نتایج و مورد استفاده قرار دادن آنها معلوم لازم است که درباره اطلاعات جمع آوری شده اقداماتی انجام دهیم. در این مرحله عمدتا نیاز به استفاده از روشهای آماری لازم می‌شود. بر این اساس آشنایی با این روشها و استفاده مناسب و درست از آنها از اصول اساسی سنجش به شمار می‌رود.


* آشنایی با مقیاسها شامل مقیاس اسمی ، نسبی ، ترتیبی و فاصله‌ای و کاربرد آنها.

* آشنایی با آمار توصیفی شامل تعریف متغیر ، فراوانی ، توزیع فراوانی ، نمودارها ، شاخصهای گزینش مرکزی شامل میانه ، میانگین ، نماد شاخصهای پراکندگی شامل دامنه تغییر ، واریانس و انحراف معیار و ... .

* آشنایی با آمار استنباطی شامل آشنایی با روشهای همبستگی ، تحلیل واریانس ، فی دو ، آزمون تی و ... .

کاربرد سنجش در روان شناسی
اصولا فرآیند سنجش و اندازه ‌گیری اهمیت ویژه‌ای در حوزه‌های مختلف روان شناسی داراست. شاید بتوان گفت روانشناسی تربیتی از حوزه‌هایی است که سنجش و اندازه گیری نقشی اساسی ایفا می‌کند. روان شناسی تربیتی به بررسی اصول سنجش و اندازه‌گیری در زمینه آموزش و پرورش می‌پردازد. شناسائی این اصول و کاربرد دقیق آن از مراحل سه گانه اساسی فرآیند آموزش و تدریس به شمار می‌رود. سه مرحله آموزش کلاسی عبارت است از مراحل پیش از آموزش ، حین آموزش و پس از آموزش.

بخش عمده مرحله پس از آموزش و بخشهایی از مراحل اول و دوم به فرآیند سنجش اختصاصی می‌یابد. با استفاده از این فرآیند و با کاربرد اصول آن، معلم یا روان شناسی تربیتی به بررسی رفتارهای ورودی آغازین برای شروع آموزش ، تغییرات رفتاری در حین آموزش که حاکی از وجود یادگیری است و نتایج حاصل از یادگیری و ارزشیابی اثر بخشی یادگیری می‌پردازد. روان شناسان بالینی و سایر حوزه‌ها نیز برای سنجش علائم بالینی ، ویژگیهای شخصیتی ، تغییرات رشدی ، تفاوتهای فردی اصول سنجش را مورد استفاده قرار می‌دهند. 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

استفاده از مجموعه هاي فازي در داده كاوي

اغلب از داده كاوي براي كشف و مدلسازي در فرايند كشف دانش استفاده مي شود. در داده كاوي چندين كار صورت مي پذيرد. اين فعاليت ها عبارتند از: بخش بندي مانند اين كه يك كمپاني چه مشترياني دارد، طبقه بندي مانند: آيا يك فرد مشتري اينده خواهد بود، توضيح محتوي مانند: چه صفت هايي مشتري آينده را مشخص مي سازد، پيش بيني، تحليل تغييرات مانند: چرا رفتار مشتريان تغيير مي كند و تحليل وابستگي و استقلال مانند اين كه چگونه بازاريابي بر رفتار مشتري اثر مي گذارد؟
در واقع داده كاوي ماهيت اكتشافي دارد و مناسب حجم وسيعي از داده ها است. روش هايي كه تا كنون در داده كاوي استفاده مي شده است در برگيرنده ي روش هاي آماري مانند تحليل رگرسيون، تحليل تشخيصي و .. تحليل سري هاي زماني، درخت تصميم، تحليل خوشه اي، شبكه هاي عصبي، برنامه ريزي بر اساس منطق استقرايي و قوانين ربط مي باشد.يك راه ديگر در كشف دانش استفاده از روش هاي فازي است. نظريه ي مجموعه ي فازي اطلاعات ارزشمندي را در مدل سازي حدود واژگان زباني مهيا مي سازد و اين كار را از طريق معرفي عضويت گام به گام عملي مي سازد. منطق فازي اجازه ي مدل سازي فضاهاي نيمه روشن را مي دهد و منطبق بر زبان بياني است. با توجه به نزديك بودن اين منطق به استدلال انساني روش هاي استفاده شده فازي فهم ساده اي دارند. بنابراين در صورتي كه با اطلاعات نامشخص و مبهم و زباني روبرو هستيم استفاده از مجموعه هاي فازي اطلاعات دقيق تري از واقعيت ارائه مي دهند.
داده كاوي با مجموعه اي از داده هاي همگون روبرو است. از طرف ديگر دنياي اطلاعاتي كنوني نيازمند آن است كه بتوانيم حجم وسيعي از داده هاي پيچيده مانند متون مختلف، تصاوير، صداها و ويديوها را كه توسط قواعد متخصصان و نظر آنها بدست مي آيد را مدل بندي كرد. بنابراين زماني كه با داده هايي كه از منابع ناهمگون و پيچيده ي اطلاعاتي روبرو هستيم، مي توانيم از روش هاي فازي داده كاوي استفاده كنيم.
در فرايند داده كاوي جايي كه نظر متخصصان و منابع انساني در ميان است مي توان از منطق فازي استفاده كرد. به اين دليل كه دانش زمينه در مورد مسايلي مثل ارزشيابي داده ها يا نتايج از طريق واژگان نادقيق و قازي بيان مي شود، مجموعه هاي فازي قابل استفاده اند. از طريق خوشه بندي هاي فازي مي توان در مرحله ي آماده سازي دادها براي كشف داده هاي پرت استفاده كرد. در فاز مدل بندي مي توان از مجموعه هاي فازي براي گسترش هاي بعدي و براي ساخت طبقه بندي كنندها سود برد.
در مرحله ي ارزشيابي نيز نتايج ارزيابي مي شوند و كيفيت آنها مورد سنجش قرار مي گيرد. از آْنجا كه مجموعه هاي فازي سيستم هاي قابل تفسيري هستند مي توان باور پذيري انتظارات خبرگان انساني را بررسي كرد. 

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 فروردین1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  | 

ضرورت و التزام کمیت

ضرورت و التزام کمیت

مفاهیم کمی مفاهیمی ساده، زیبا و قدرتمند اند بنابراین وسوسه ی این که ساختار بنیادی همه ی فرایندها و پدیده های طبیعی کمی اند بسیار نیرومند است. این وسوسه از زمانی که علم آغاز شده است وجود داشته است. فیثاغورث اولین کسی است که در مورد اهمیت کمی سازی گفت همه چیز از اعداد تشکیل شده است. پلاتو به گونه ای غیر مستقیم بیان داشت: همه ی چیزها از چهار عنصر بنیادی ساخته شده است این عناصر عبازتند از: خاک، آتش، هوا و آب که به نظر می رسد چند وجهی منتظم دارند. چند وجهی منتظم از مثلث ها تشکیل شده است و مثلث ها نیز به خطوط و زوایا کاهش می یابند و این ها زوایا می باشند. چنین تخیلات ریاضی واری دوره های علمی را تشکیل داد. 

ارسطو با کاهش هر چیزی به کمیت موافق نبود. او اگر چه چیزها را به عنوان کمیت می پذیرفت مثل طول، وزن و ... اما در کنار کمیت به کیفیت نیز توجه داشت و اهمیت می داد. رنگ، حرارت و بسیاری دیگر ازویژگی ها جزء ویژگی های کیفی مطرح می شوند. ویژگی های کیفی ساختار کمی را ندارند. بر مبنای این نظر آنچه اهمیت دارد کیفیت است و نه کمیت. وی فیزیک کیفی را بنا نهاد.

در قرن 11 که در زمان قرون وسطی بود، علاقه های علمی رشد یافت. کارهای علمی این دوره مانند دوره ی ارسطو بود که بعد از دوران وحشی گری احیاء شد. دوباره در این دوره بحث در مورد کیقیت و کمیت بالا گرفت. از قرن 12 تا 17 فیزیک غیر کمی ارسطو بر تفکر علمی سایه افکنده بود. اما تفکر فیثاغورث و پلاتونیک زنده بود. بخشی از کتاب پلاتونیک در صومعه ی آگوستینی حفظ شده بود و بر علم کمی مدرن اثر گذاشت. در قرن 13 اسقف انگلیسی روش های آزمایشی را بنیان نهاد و علاوه بر آن مدعی ساختاری کمی برای جهان را ادعا کرد. وی می گوید: تمام علت های اثرات طبیعی می تواند از طریق خط ها،زوایا و ارقام کشف شود و به طریق دیگری بعید است که علت ها کشف شوند. 

گالیه چهار قرن بعد در کتاب طبیعی خود نظری را ارائه کرد:  حروف زبان ریاضی عبارتند از مثلث ها، دایره ها و دیگر اشکال جغرافیایی و بدون آنها بشریت قادر به گسترش یک کلمه نیست. این بیانات پلاتونیک توسط دانشمندان بزرگ هم عصر وی مانند کپلر و دکارت نیز ارانه شد. اما بیشتر از همه ی این ها فیزیک گالیله بود که بر ارسطوئیان غالب شد و آینده ی علمی اروپا را رقم زد. با این کار علم کمی بر کیفی غالب شد. 

با توجه به غلبه ی کمیت بر کیفیت در این دوره ضرورت کمیت بوجود آمد. گفتار گالیله توسط کارهای نیوتن قوت گرفت و بر مبنای آن تئوری هایی در مورد گرما، مغناطیس و الکتریسیته بوجود آمد. کانت می گوید دکترین طبیعت در برگیرنده ی علومی است که ریاضی در آنها بکار گرفته شده است. در قرن 19 کلوین در بیانه ای شفاف و صریح گفت: من اغلب می گویم زمانی شما می توانید آنچه را در مورد آن صحبت می کنید به عنوان علم در آورید که بتوانید از طریق اعداد اندازه بگیرید. زمانی که شما نمی توانید آنچه را می گویید اندازه بگیرید بی شک در مورد آن دانشی ندارید. در صورتی که این کار را نکنید گامی در راه علم بر نداشته اید. این گفته ی کلوین به کرات مورد بیان شده است. 

در چنین شرایطی روانشناسی مدرن ظهور کرد. روانشناسی مدرن با کارهای فخنر شروع شد. هیچ رشته ی علمی از این نوع روش شناسی نمی تواند خود را رها سازد. روانشناسی مدرن هم از این قائده مستثنی نیست. فخنر دوره ی علمی خود را به عنوان یک فیزیکدان گذراند ولی شهرتش بیشتر در مورد روش های اندازه گیری مستقیم است. فخنر در اندازه گیری مفاهیم و سازه های روانشناسی گیج شد و بر آن شد تا ماهیت واقعی سازهای روانشناسی را درک کند. وی اولین روش شناسی کمی را بنا نهاد. بورینگ در مورد اندازه گیری می گوید به سختی می توان در مورد علمی بودن موضوعات ادعا کرد اگر خالی از اندازه گیری باشند. بنابراین کارهای فخنر بود که روانشناسی را از یک پیش علم به یک علم تبدیل کرد.  

فخنر اولین کسی نبود که به اندازه گیری متغییرهای روانشناسی فکر می کرد. بلکه اگر بخواهیم صادق باشیم این موضوع به قرن 14 و به نیکل اورسم بر می گردد. بعد از وی هربارت یک نظریه ی روانشناختی کمی ارائه کرد. اما فخنر روش های اندازه گیری را پیشنهاد کرد و بهمین دلیل روانشناسان مدرن آغاز علم شان را به فخنر نسبت می دهند. 

اهمیت اندازه گیری برای پدران علم بسیار با اهمیت است. فرانسیس گالتون می گوید تا زمانی که یک شاخه ی علمی یا یک رشته ی علمی نتواند به صورت اعداد و ارقام نظر خود را بیان کند به صورت یک علم در نیامده اند. یار دیرین وی و یکی از بزرگان روانشناسی مکین کتل می گوید: روانشناسی نمی تواند به دقت و عینیت علوم فیزیکی باشد مگر این که بر پایه ی اندازه گیری و آزمایش بنا شود.

 مبدع روش تحلیل عاملی چالز اسپیرمن می نویسد: بزرگترین قدرت روش آزمایشی این است که بر مبنای اندازه گیری است. 

اولین ساختارگرا تیچر می گوید: در این مورد که به هر طرقی می توان فرایندهای روانی را اندازه گرفت شکی وجود ندارد. کولپ موسس مکتب ورزنبرگ این مسئله را تایید می کند که روایی جهانی نتایج حاصل روانشناسی از طریق اندازه گیری پدیده های روانی تضمین می شود. هرمان ابینگهاوس اولین کسی بود که فرایندهای روانی سطح بالا را اندازه گرفت. وی می نویسد: نتایج عالی در علوم طبیعی از طریق اندازه گیری و محاسبات بدست آمده اند و استفاده از همین طریق را در حوزه ی روانشناسی پیشنهاد می کند. 

کانت می گفت چون روانشناسی نمی تواند کمی باشد نمی تواند علم باشد. ویلیام ونت که بسیاری وی را پدر روانشناسی مدرن می دانند برای رد ادعای کانت می نویسد زندگی درونی ما حداقل دارای دو بعد است که امکان بیان کلی آنها از طریق ریاضی وجود دارد. ثورندایک کارکردگرای آمریکایی سعی کرد از طریق اوامر دینی در مورد کمیت قضاوت کند. فروید نیز قربانی همان دکترین شد وی می نویسد: علم با کمیت شناخته می شود. 


+ نوشته شده در  سه شنبه 16 فروردین1390ساعت   توسط محمد حسین ضرغامی  |